پرواز اندیشه

علت حضور یک دختر سبز در راهپیمایی نه دی هشتادو هشت
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۱ دی ۱۳٩٠
 

"از همون اول هم با شک و تردید به میرحسین رای دادیم! می‌دونی؟ اصلاً اصل شک‌م از شب مناظره، مناظره که چه عرض کنم گفتگوی دوستانه‌اش با کروبی شروع شد. وقتی دو نفری که قرار بود مثلاً هم رو نقد کنن هرچی دلشون خواست گفتند، آخرین نوبت به آقای موسوی رسید. زد به جاده خاکی و حرف رو کشوند به نه نقد بلکه تهمت دروغ‌ به احمدی. و این در حالی بود که پورحسین، مجری مناظره‌ ها رو می‌گم، بارها تذکر داده بود در مورد کسی که حضور نداره حرف نزنید و تلوزیون هم قبل از برنامه ها پخش می‌کرد که اگر کسی در مورد نامزد غائبی حرف بزنه حق حضوری برای اون نامزد در نظر گرفته می‌‌شه. و شروع شک من از اینجا شروع شد که وقتی پورحسین تذکر داد، آقای موسوی خشمگین شد و گفت:‌

 من از شما تعجب می‌کنم چرا وقتی کسان دیگر در اینجا صحبت می‌کنن چنین تذکری نمی‌دهید؟ من تمام وقتم را می‌دهم تا ایشان سه برابر من اینجا صحبت کنند و هر دروغی که می‌خواهد، بگوید. وقتی ایشان اینجا دروغ می‌گوید هیچکس چیزش رو نمی‌گیره. من اسم کسی را نبردم.  بنده یک فرد انقلابی هستم! حالا شما به بنده می‌گویید که من حرف نزنم؟ من اجازه می‌دهم که ایشان بیاید و حرف بزند و نماینده دادستانی هم نباشد که زمان را اندازه‌گیری کند و عیبی هم ندارد.!!"

تمام ماجراهای بعد از انتخابات هم مثل همین بود دقیقاً. قانون شکنی به اسم چرا به ما ظلم شده! به دروغ یک فرضی رو به وجود می‌آوردن. به دروغ داغش می‌کردن. به دروغ احساسات تزریق می‌کردند. در توجیه هم از یک چیزهای دیگه‌ایی مایه می‌ذاشتن. مثل همین بنده یک فرد انقلابی هستم که توجیه قانون‌شکنی‌اش کرد! اصلاً شما نگاه کنید یکی از حرفهاشون این بود که چرا احمدی وقت بیشتر داشته؟ خوب مگر خود آقای موسوی جلوی اونهمه آدم نگفت من اجازه می‌دم اصلاً نیازی نیست وقت هم محاسبه بشه؟ در کل من اومدم بگم اشتباه کردم به این آدم رای دادم. اینها به هیچ حرفی که می‌زنند پایبند نیستند. هیچ خط قرمزی ندارند. اینهمه هم گفتند ما رهبر و امام رو قبول داریم ولی چی؟ تو این چند ماه هم نشون دادن عرضه‌ی کنترل یک جریان رو ندارند چه برسه به اداره‌ی یک مملکت!!"

این سخنان بخش‌هایی بود از گفتگوی من با دختری که به آقای موسوی رای داده بود در روز نه دی ۱۳۸۸٫ چند روز قبل هم با یکی از دوستانی که مغازه‌ایی در خیابان انقلاب دارد و به میرحسین رای داده بود گفتگو می‌کرد. می‌گفت:
"میرحسین خیلی اشتباه کرد!! اگر اون جرزنی بچه‌گانه رو انجام نمی‌داد، وقت کشور اینهمه تلف نمی‌شد تو این چند سال هم می‌نشست یه تیم خوب تشکیل می‌داد، راحت واسه انتخابات بعدی کاندید می‌شد و شاید هم رای می‌آورد. اما نه! خدا رو شکر که با دست خودش، خودش و همه‌ی اصلاح طلبان رو به زباله‌دان تاریخ انداخت واِلا اگر کشور به دست اینها می‌افتاد بیچاره بودیم. تو اون چند ماه که دیدی چیکار کردن. اصلاً‌ یادم هم نیار. بی‌خیال"

برگرفته از وبلاگ مفید 24 تیر


 
 
چرا 9 دی در تاریخ ایران اسلامی اسطوره شد ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٠
 

تا قبل از اتفاقات سال 88 در فضای سیاسی ایران نهم دی یک روز کاملا معمولی بود که در تقویم شمسی کشورمان هیچ شاخصه ای خاصی برایش قائل نبودند .

اگر بخواهیم نهم دی را در تاریخ انقلاب با دیگری مقایسه کنیم شاید بتوان آن را با روز 22 بهمن همسان دانست .

شاید برخی بگویند مگر چه اتفاق عظیمی در نهم دی رخ داد که آن را با پیروزی انقلاب مقایسه می کنیم ! در پاسخ باید گفت که شاید از برخی جهات قیام دهها میلیونی نهم دی ملت ایران مهمتر از قیام دهها میلیونی ملت در ابتدای پیروزی انقلاب بوده است .

قیام ملت در دوران ستم شاهی در فضایی روشن و بدون ابهام صورت می پذیرفت که در یک سوی میدان نظام منحوس شاهنشاهی با حامیان پلید خارجی اش همچون انگلیس و آمریکا و اسرائیل صف آرایی کرده بودند و در سوی دیگر میدان حضرت امام خمینی (ره)  ایستاده بودند که جز خدا و نیروی عظیم ملت پشتیبانی نداشتند . در چنین میدانی هر انسان با هر نوع گرایشی تکلیف کار خود را می دانست و به راحتی و بر اساس مشی و مرام خود به یکی از این دو جبهه می پیوست ، اما شرایط در ایام فتنه سال 88 کاملا متفاوت بود و شاید بتوان آن شرایط را با شرایط جنگ صفین مقایسه نمود .

در یک سوی کارزار دو تن از رئیسان جمهور صاحب وجهه در نظام جمهوری اسلامی به عنوان پشتیبان نخست وزیر صاحب وجهه عمومی دوران جنگ نظام ایستاده بودند که عقبه ای از افراد متشخص و صاحب نفوذ در لایه های مختلف حکومتی در سراسر کشور از آنها حمایت می کردند ضمن آنکه دو تن دیگر از مدعیان نامزدی انتخابات از وزنه های شناخته شده در طول سالیان سخت انقلاب محسوب می شدند که از لحاظ عاطفی و سیاسی از جنس همین گروه بودند . در سوی دیگر میدان امام خامنه ای(حفظه الله) بود که بر اجرای قانون پای می فشرد . موضوع مورد مناقشه هم عدم ادامه فعالیت رئیس جمهور وقت بود که برای بار دوم نامزد کسب این پست شده بود .

در چنین شرایطی رقابت در درون نظام به یک منازعه ناصواب تبدیل شد که مبنای آن درخواست گروه اول برای حذف ناعادلانه شخص مورد مناقشه از امام خامنه ای (حفظه الله)بود .

در این راه پس از آنکه مذاکرات و درخواستهای پشت پرده به نتیجه نرسید شیپور آغاز منازعه با نامه مشهور بدون سلام و والسلام سردار جبهه بی بصیرتی به امام خامنه ای (حفظه الله)  زده شد .

حال شما انصاف دهید که عموم ملت در آن شرایط غبار آلود و شبهه برانگیز چگونه باید راه را می یافتند ؟!

از یکسو می دیدند که نخست وزیر دوران امام خمینی ، سه تن از رئیسان مجلس دوران امام خمینی ، دو تن از رئس جمهوران سابق و اسبق نظام ( که البته در ادامه فتنه بنی صدر به عنوان یکی دیگر از رئیس جمهورهای بعد از انقلاب به این مجموعه اضافه شد ) ، رئیس مجلس خبرگان وقت و رئیس مجمع تشخیص ، فرمانده اسبق سپاه پاسداران ، فوج عظیمی از افراد با سوابقی همچون فرماندار و استاندار و نماینده مجلس و مدیر و رئیس ، همه و همه در صفی متحد و منظم گوش به فرمان صاحب نامه بی سلام و والسلام آمده اند تا مانع انتخاب مجدد فردی دیگر شوند و چون در این مسیر دو مانع را در سر راه خود می بینند بی رحمانه به هر دوی آنها می تازند .

نخست رهبری بصیر و هوشمند نظام که حاضر نیست به خاطر رفاقتهای دیرینه و علایق شخصی از قانون اساسی کشور عدول کند و دیگری ملت عزیز ایران که حاضر نیستند به خاطر منافع گروهی که انقلاب و نظام مقدس اسلامی را ملک شخصی خود می دانند از امام خود و قانون اساسی مملکت خود چشم بپوشند .

فهم این همه مسائل غامض و متنوع که در روزهای فتنه با رنگ و لعابهای سیاسی پوشانده شده بود برای عموم مردم کاری بس سخت و دشوار بود و بر همین اساس هم بود که در روزهای نخست شروع کارزار اصحاب فتنه توانستند تا حدودی به برخی از اهداف خود دست یابند و بخشی از بدنه ملت را فریفته و با ائتلاف نابخردانه با دشمنان قسم خورده نظام جمهوری اسلامی و استفاده از سناریوهای انقلاب مخملی روزهای سختی را برای امام و ملت رقم بزنند .

اما با صبر حکیمانه امام خامنه ای (حفظه الله) و حضور عظیم امت حزب الله در انتخابات ریاست جمهوری نتایج آنگونه که فتنه گران  می خواستند رقم نخورد .

اینجا بود که دیگر عقلانیت از اردوگاه جناح مدعی رخت بربست و خواسته یا ناخواسته خود را به دست سناریوهای آمریکایی - انگلیسی سپردند و کردند آنچه نباید می کردند .

هر روز که از حوادث تلخ بعد از انتخابات می گذشت ، ابعاد جدیدی از خباثت و خیانت این افراد برای مردم روشن می شد و کم کم کار به جایی رسید که ملت توانست از لابلای غبار فتنه حقایق ماجرا را ببیند .

ملت با بصیرت و هوشمند ایران اسلامی که با هدایتهای الهی و رحمانی امام خامنه ای (حفظه الله) توانست به مرحله تشخیص برسد در روز نهم دی در یکروز غیر تعطیل که بر عکس سایر برنامه های مشابه از پشتوانه تبلیغاتی رادیو و تلویزیون هم استفاده نشده بود در یک اقدام خودجوش و مصمم به خیابانها ریختند و در تهران که مرکز فعالیتهای فتنه گران بود از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی آن چنان عظمتی آفریدند که چشم فتنه گران و حامیان خارجیشان باز ماند و تا سالهای سال گیج مبهوت خواهند ماند که چه اتفاقی در ایران اسلامی افتاد و چه شد نتایج هزینه های میلیاردیشان .

شاید بهتر باشد که این جماعت هزینه های خود را صرف شناخت نهضت اباعبدالله الحسین (ع) کنند و بفهمند که یک ملت عاشورایی یعنی چه ؟

شاید اگر امام علی (ع) هم می توانست از برکات بصیرت حاصل از حادثه عاشورا در میان مردم زمان خود بهرمند شود هیچگاه مجبور نمی شد در آستانه فتح خیمه معاویه به مالک دستور عقب نشینی بدهد . 

 ملت عاشورایی ایران در نهم دی هشتاد و هشت نه در برابر لشکر کفار بلکه در برابر لشکر نفاق و دو رویی ایستادند و کاری در تاریخ انجام دادند که مشابه آن حتی در تاریخ صدر اسلام هم دیده نشد .

هزاران آفرین بر ملت بزرگ ایران اسلامی که بنا به فرموده پیر فرزانه انقلاب حضرت امام خمینی (ره) از مردم صدر اسلام برتر و بالاتر نشان دادند و توانستند با یاری علی زمان در جنگ صفین عمود خیمه کفر و نفاق را همزمان بر سر اهل فتنه خراب کنند .