پرواز اندیشه

طنز فوق العاده با موضوع شیرینکاریهای شیرین عبادی !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ٦ خرداد ۱۳٩٢
 

گفت: شیرین عبادی گفته است انتخابات در ایران آزاد نیست!
گفتم: پیرزن یادش رفته بعد از قتل عام مردم قم توسط رژیم شاه، سخنرانی کرده و از آن کشتار هولناک مردم مظلوم چه دفاع و حمایتی کرده بود!
گفت: می‌گوید، رفراندوم جمهوری اسلامی هم دموکراتیک نبود چون مردم باید بین جمهوری اسلامی و رژیم شاهنشاهی یکی را انتخاب می‌کردند و راه برای کسانی که نه جمهوری اسلامی را می‌خواستند و نه رژیم شاهنشاهی را بسته بود!
گفتم: این یارو بدجوری آلزایمر گرفته. در رفراندوم رأی آری یا نه به جمهوری اسلامی بود و نه رأی به جمهوری اسلامی یا رژیم سلطنتی و همه آنهایی که رژیم‌های دیگر را می‌خواستند می‌توانستند رأی نه بدهند و دادند ولی جمهوری اسلامی 2/98‌درصد رأی آورد.
گفت: مثل همیشه زبان اسرائیلی‌ها را به کام گرفته است!
گفتم: چه عرض کنم؟! پیرزنی توی اتوبوس با صدای بلند می‌گفت؛ نینای نانای نینای نای... راننده گفت خانم این ادا و اطوارها چیه؟! حالا دیگه سنی از شما گذشته و پیرزن دندان مصنوعی‌اش را در دهان گذاشت و گفت؛ نیاوران نگه‌ دار!خنده


 
 
این احساس تکلیف شدید ، همه رو کشته !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

گفت: همه نامزدهای ریاست جمهوری اعلام کرده اند که برای نامزدی خود احساس تکلیف کرده اند!
گفتم: چه احساس مسئولیت لطیف و عمیق و مردم دوستانه ای؟!
گفت: همه آنها هم می گویند به نفع هیچکس کنار نخواهند رفت!
گفتم: این هم نشانه اوج فداکاری آنهاست که نمی خواهند و حاضر نیستند وظیفه و تکلیف خود را روی دوش دیگران بگذارند!
گفت: همه آنها هم ادعا می کنند در نظرسنجی ها از بقیه نامزدها جلوتر هستند!
گفتم: این هم نشانه صداقت آنهاست که حاضر نیستند حتی یک کلمه دروغ هم بر زبان خویش جاری کنند!
گفت: مرد حسابی! چرا پرت و پلا می گویی؟! اگر راست می گویند چرا هر جا که پای ریاست در میان است احساس تکلیف می کنند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! در دوران جنگ از شخصی پرسیدند؛ چرا هنوز پایت به جبهه نرسیده، برگشتی؟ و یارو گفت؛ به من گفته بودند مملکت در خطر است ولی وقتی به جبهه رفتم متوجه شدم که جان خودم در خطر است و برگشتم تا به تکلیف واقعی خود که حفظ جان است عمل کرده باشم!


 
 
حرکت (طنز)
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩٢
 

گفت: محمدرضا خاتمی گفته است باید در انتخابات شرکت کنیم تا قدرت اجتماعی خود را نشان بدهیم!
گفتم: ولی مدعیان اصلاحات طی چند سال گذشته در هر انتخاباتی که شرکت کرده اند با بی اعتنایی مردم روبرو شده اند. ایشان از کدام قدرت اجتماعی حرف می زند؟!
گفت: چه عرض کنم؟! «آرش-س» یکی از اصلاح طلبان فراری هم خطاب به وی گفته است «آقا رضا! اگر جبهه اصلاحات قدرت اجتماعی داشت به این حال و روز نمی افتاد. لطفا از این شوخی های خنده دار دست بردار».
گفتم: پلیس وارد زیرزمینی شد که در آن تعدادی تریاکی مشغول دود و دم بودند و فریاد زد بی حرکت! یکی از افیونی ها در حالی که به وافورش پک می زد گفت؛ ای بابا! کو حرکت؟!


 
 
تنها زنی که می تواند به ورزشگاه آزادی برود را بشناسیم !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۳٠ بهمن ۱۳٩۱
 

به گزارش جهان به نقل از مشرق، پیرزن ۷۰ و اندی ساله مشهدی خودش هم نمی داند دقیقا متولد چه سالی است اما دقیقا یادش است که نیکبخت واحدی در کدام بازی چند تا گل به کدام تیم حریف زده (!) حتی خاطره تلخ شش تایی استقلال را هم به یاد دارد. 
او تنها زنی است که می تواند وارد استادیوم آزادی شود. قسمتی از گفت و گوی او را با تماشا می خوانید:
- از بچگی هایم طرفدار فوتبال بوده ام. از همون بچگیا آبی ام. من آبی ام، خدا آبیه منم آبی ام ...
- به پوسترهایی که روی دیوارهای خانه اش است اشاره می کند و می گوید: «این ها همه شان قهرمانان من هستند، هر وقت بروم تشویق شان کنم گل می زنند، هر وقت من نروم می بازند! من همه استادیوم ها می رم، آزادی می رم، شیرودی می
رم، تختی می رم، پارس می رم، مرغوبکار می رم. هر جا آبی بره، منم می رم.
سال پیش قرار بود با قهرمانانم، سعودی هم برم که عشقی گفت اجازه نمی دم بری. (عشقی اسمی است که ننه آبی با آن شوهرش را صدا می زند)».

- سال های ۵۶-۵۵ بود. عشقی آن وقت ها راننده اتوبوس بود. در راه بیرجند تصادف کرده بود. ما هم وضع مالی خوبی نداشتیم. از خدا خواستم کارم رو درست کنه، حال عشقی هم اصلا خوب نبود. آقایی که بعدا فهمیدم اسمش کامرانی است آمد جلو گفت چرا گریه می کنی؟ کاری از دستم برمیاد انجام بدم. منم مشکلم رو گفتم. او هم گفت من رو می بره باشگاه استقلال تا اونجا کار کنم و پول دربیارم. اون روز بود که پام به استقلال باز شد.
- هر وقت که می رم استادیوم برای بازیکنا می خونم: «خوشگلا گل می زنن، عزیزا گل می زنن، سالارا گل می زنن ...» آنها هم در رختکن برای من می خوانند: «مادر ما خوش آمدی، سرور ما خوش آمدی ... نیکبخت به من می گفت ننه بگو خوشگلا گل می
زنن».
- فقط استقلال فقط آبی. تا به حال از خیلی جاها اومدن دنبال من. از ابومسلم می گفتن تورو خدا بیا واسه ما باش، همشهری خودت هستیم. خود علی پروین می آمد می گفت بیا باشگاه پرسپولیس، خودم برات خونه می گیرم، حقوق می دم، می برمت با تیم خارج. من هیچکدوم از اینارو از استقلال نمی گیرم اما فقط آبی بودم و آبی می مونم.


 
 
وقتی اپوزسیون جمهوری اسلامی ایران از ته دل خندید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩۱
 

گفت: موضع مقتدرانه ایران در اجلاس اسلامبول و موضع ضعیف آمریکا در این اجلاس بدجوری باعث عصبانیت گروه های اپوزیسیون شده است.
گفتم: مقامات آمریکایی و اروپایی و صهیونیستی نگرانی شدید خود را در این باره به طور رسمی و علنی ابراز کرده اند ولی گروه های اپوزیسیون که نه سر پیازند و نه ته پیاز چرا عصبانی شده اند؟!
گفت: اتفاقا «آرش- م» یکی از ضد انقلابیون فراری در صفحه فیس بوک خود نوشته است؛ «قبول دارم که ضعف آمریکا و موضع قوی ایران برای ما نگران کننده است ولی نباید باعث ناامیدی اپوزیسیون شود»!
گفتم: ولی یکی از ضد انقلابیون دیگر در پاسخ وی نوشته است «وقتی پاتریک کلاوسون از انستیتو واشنگتن می گوید غرب می تواند برای جلب نظر ایران اپوزیسیون را زیر پا بگذارد، دیگر چه امیدی می توان داشت».
گفت: «آرش- م» در جواب او  نوشته است «منظورم این است که نباید تا این اندازه عصبانی و ناامید باشیم»!
گفتم: به یارو گفتند از ته دل گریه کن!... خودش را خیس کرد!

به نقل از کیهان

 


 
 
طنز جالب روزنامه کیهان از ضریب هوشی و عقلانیت وطن فروشان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۳ آبان ۱۳٩٠
 


گفت: مجید محمدی عضو فراری حلقه کیان که در رادیو آمریکا استخدام شده به کیهان اعتراض کرده که چرا اپوزیسیون را تحقیر می کند و به آنها مزدور می گوید!
گفتم: مگر همین آقا سال گذشته وقتی فاش شد که گزارش کاملی از گروههای اپوزیسیون به سفارت اسرائیل در آمریکا داده است، با افتخار در سایت VOA اعلام نکرد که فروش اطلاعات به کشورهای خارجی مزدوری نیست بلکه برای پیشبرد اهداف جنبش ضروری نیز هست!
گفت: همین دیروز یک ضدانقلاب فراری دیگر به نام محمدجواد اکبرین دریافت کمک مالی سایت جرس از انگلیس را طبیعی! و منطقی! دانسته است.
گفتم: چند ماه قبل محسن مخملباف در مصاحبه با رادیو فردا - وابسته به سیا- گفته بود دست همه کشورهای اروپایی و عربی را که به جنبش سبز کمک مالی کرده اند صمیمانه می فشاریم!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: از یارو نوار مغزی گرفتند، 20 دقیقه اولش خالی بود بقیه اش خش خش می کرد! خنده