پرواز اندیشه

تحلیل انتخاباتی 1
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

سرانجام پایان راند اول یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با پایان مهلت ثبت نام نامزدهایی که فکر می کنند می توانند سکان دار بلندترین برج اجرایی کشور شوند اعلام شد .

در این مرحله بر آن هستیم تا با توجه به شرایط موجود ، دسته بندیهای سیاسی و سوابق افراد ثبت نام کننده ، قبل از اعلام نظر شورای نگهبان به تحلیل میدانی بپردازیم .

اگر با کمی تسامح خرده دیدگاههای سیاسی را نادیده گرفته و به دسته بندیهای اصلی و مدعی بپردازیم می توانیم رقابت ما بین چهار دیدگاه را مشاهده کنیم !

* نخستین دیدگاه را حامیان شعار قدیمی و انگلیسی جدایی دین از سیاست ارائه می کنند و بر این اساس مدعی ناتوانی اداره امور جامعه توسط فقه و دین می باشند .

در ارتباط با انتخابات پیش رو این گروه و وابستگان فکری به ایشان عملا دو دسته شده اند . دسته ای با پافشاری بر اصول مندرج در دیدگاه جدایی دین از سیاست ، اصل انتخابات در نظام جمهوری اسلامی را نامشروع دانسته و معتقدند هیچ مصلحتی نمی تواند سبب شرکت در انتخاباتی شود که توسط نظام جمهوری اسلامی برگزار می شود . این افراد معتقدند که انتخابات ، دام نظام جمهوری اسلامی برای ایجاد مشروعیت بخشی به حکومت فقیهان و عالمان دینی است .

از دیگر سو بخشی از افراد همفکر با این گروههای سیاسی ، مصلحت سنجی سیاسی را لازمه خرد ورزی دانسته و ایجاد تغییر در ارکان جمهوری اسلامی را پروسه ای تدریجی می دانند و با این نگاه معتقدند در این شرایط باید تلاش کرد تا افرادی نزدیکتر به دیدگاه سکولار بر کرسی بنشینند و در آینده با بهره گیری از بستر ایجاد شده تز اصلی را پیگیری نمود !

علی القاعده این گروه سیاسی امکان معرفی نامزد انتخاباتی آشکار را ندارد و هرچند که در راند نخست برخی از چهره های گمنام منتسب به این گروه ثبت نام کرده اند لیکن با توجه به شرایط مندرج در قانون شانسی برای تأیید صلاحیت نخواهند داشت و از لحاظ سیاسی راس آنها را سیاست ورزان جبهه ملی شکل می دهند .

   ** دومین گروه فعال در آوردگاه ریاست جمهوری امسال را مدعیان اومانیسم وطنی تشکیل می دهند که امروزه با شعارهایی همچون مکتب ایرانی و مدیریت جهانی برای نجات بشریت خود را نشان می دهند .

شاید بتوان گفت در مقایسه با انتخاباتهای گذشته جمهوری اسلامی ، این گروه پدیده ای جدید محسوب می شوند ، اگرچه در مغرب زمین ریشه های قدیمی دارند و شعارهای همفکران این گروه در قالبهای دهکده جهانی ، فرهنگ مسلط جهانی ، حقوق بشر بین المللی و امثالهم سالیان مدیدی است که توسط پدران فکری این گروه اعلام می شود . البته آقایان مدعی هستند که این شعارها را در ایران بومی سازی کرده اند و با التقاط مفاهیم مهدویت در تعاریف اومانیستی ، آش جدیدی پخته اند و مسئول و مدیر یکپارچه سازی آحاد بشر را که آمریکاییها و انگلیسی ها در قالب پروژه جهانی رهبری می کنند همان امام زمان شیعیان است .

انحراف آشکار از آموزه های امام و رهبری در این گروه آنجا دیده می شود که زمان حاضر را دوره ظهور صغرای امام زمان تلقی کرده و ارتباط مستقیم با ایشان را ترویج می کنند . لذا در صحبتهایشان داعیه جهانی دارند با ادعای ارتباط با معصوم و در این راستا خود را بی نیاز از نظرات فقها و رهبری نظام پنداشته و می کنند کارهایی را که امروزه انجام می دهند .

شاید در خوشبینانه ترین حالات بتوان پذیرفت که برخی از افراد فعال در این گروه سیاسی قلبا به ادعاهایشان باور دارند ولی بدون شک سرشاخه های فکری گروه پیوندهای عمیق و ناگسستنی با پدران فکری اومانیسم بین الملل دارند و همگرایی ایدئولوژیکی ایشان غیر قابل خدشه می باشد .

در انتخابات پیش رو ، جریانی که از آنها در محاوره سیاسی به گروه انحرافی نام برده می شود پیش قراول این تفکر هستند و با توجه به حمایتهای چشم و گوش بسته دولت فعلی از این جریان ، علیرغم عدم غنای گفتمانی و پذیرش عمومی ، لجوجانه سعی در عرض اندام دارد . در این مرحله نفراتی همچون مشایی ، جوانفکر و رحیمی خود را پرچمدار دانسته و ثبت نام کرده اند .

طبیعتا حسب مبانی قانونی و چارچوبهای لازم برای نامزدهای ریاست جمهوری این افراد شانسی برای عبور از این راند ندارند لذا پیش بینی می شود با توجه به سوابق این گروه پس از رد صلاحیت به برخی اغتشاشات و قانون گریزی ها دست یازند که البته با توجه به عدم وجود عقبه مردمی تنها به تولید یک موج میرا موفق خواهند شد !

*** گروه سوم  حاضر در معرکه انتخابات یازدهم خستگان سیاسی هستند . این گروه که شاید مهمترین گروه حاضر در میدان باشند شامل طیف نسبتا وسیعی از سیاستمداران سی و سه سال اخیر جمهوری اسلامی هستند که بنا به دلایل مختلف از رویکرد مقاومتی مبتنی بر دیدگاه امام و رهبری رویگردان شده و معتقد شده اند با این شیوه نمی توان ادامه داد !

دیدگاهی که از سال 67 با تحمیل نظر خود به امام راحل حکم پایان جنگ را گرفت و در این مسیر جام زهر را در دستان امام گذاشت و طی بیست و پنج سال بعد از آن هم چه به صورت مستقیم ( دولتهای سازندگی و اصلاحات ) و چه به صورت غیر مستقیم ( دولتهای احمدی نژاد ) بر دیدگاه اکتسابی خود پای فشرد و بسیاری از تحولات اخیر حاصل تقابل این دیدگاه با خط امام و رهبری بوده است .

در انتخابات دوره یازدهم ، عنصر اصلی این تفکر که طی بیست سال اخیر صراحتا دیدگاه سیاسی خود را تبلیغ کرده است پای به میدان رقابت گذارده و علیرغم چندین بار وزن کشی سیاسی و آگاهی نسبی از میزان محبوبیت خود بار دیگر پای به میدان نهاده است .

نفراتی که از این اردوگاه ثبت نام کرده اند تعداد قابل توجهی هستند که برخی از عناصر برجسته ترشان عبارتند از آقایان هاشمی رفسنجانی ، حسن روحانی ، محمدرضا عارف ، شریعتمداری ، کواکبیان ، محسن رضایی ، اکبر اعلمی و ...

با توجه به حمایت همه جانبه آقایان خاتمی و ناطق نوری می توان گفت که مجموعه نیروهای موجود در این گروه سیاسی در این دوره از انتخابات حضور همه جانبه خواهند داشت تا گزینه اول خود را به کرسی اجرایی برسانند .

مهمترین سوال مطرح در این مورد آنکه چرا آقای رفسنجانی به عنوان نماد این تفکر علیرغم نقاط منفی فراوان این حضور مستقیم ؛ پای در میدان گذارده اند ؟!

دلایل زیادی برای این تصمیم وجود داشت :

نخست آنکه هاشمی به واسطه عملکرد خود و خانواده اش در انتخابات سال 88 در مضان اتهام قرار دارد و نیازمند دریافت تأییدیه مجدد نظام است مخصوصا بعد از آنکه کرسی ریاست مجلس خبرگان را واگذار کرد و حفظ صندلی ریاست مجمع تشخیص تنها و تنها با کرامات هوشمندانه رهبری ممکن گردید !

با توجه به اتفاقات دو دهه اخیر ، هاشمی دیگر به کسی اعتماد ندارد و حاضر نیست با حمایت از شخص دیگر شرایطی مشابه دوران حاکمیت اصلاحات برایش تکرار شود و به جای احترام توهین دریافت کند !

تیم آقای هاشمی در تحلیلهای خود امیدوارند که عملکرد ضعیف اقتصادی دولت فعلی و نارضایتی عمومی شرایط را به گونه ای جدید ترسیم کرده باشد و ایشان در دید عمومی به عنوان ناجی اقتصادی دیده شوند . 

تیم آقای هاشمی تحلیل کرده اند که با توجه به ساختار شکنی غیر معمول آقای احمدی نژاد در مناظره سال 88 و تخطئه مستقیم خانواده ایشان که منجر به نامه نگاری ساختار شکنانه ایشان به رهبری معظم گردید و به دنبال آن عملکرد عجیب خانواده ایشان در حوادث براندازانه سال 88 شرایطی را فراهم کرده که مخالفین نظام جمهوری اسلامی و طیف مصلحت سنجان معتقد به جدایی دین از سیاست بتوانند به او اعتماد کرده و نام او را به صندوقهای رای بریزند ؟! ضمن آنکه حامیان بین المللی این تفکر که قدرتمندان استکباری جهان هستند با همین نگاه حمایتهای همه جانبه مالی و رسانه ای خود را تقدیم حضور ایشان کنند !

با این نگاه نقاط ضعفهایی همچون کهولت سن ایشان ، اتهام مستند و محکمه پسند علمداری طرفداران نظام سلطه جهانی در داخل کشور پس از این انتخابات ، بغض روز افزون نیروهای حزب اللهی و پیروان دیدگاه امام و رهبری از شخص ایشان ، از دست دادن همه سوابق انقلابی پیشین ، عواقب سنگین و غیرقابل جبران در صورت شکست انتخاباتی ، دور شدن بیش از پیش از رهبری معظم  و کوچ اجباری به اردوگاه اپوزسیون نظام علیرغم میل باطنی ، احتمال عبور دردناک مخالفین نظام از روی ایشان پس از کسب موفقیت ، ثبت نام ایشان در تاریخ به عنوان فردی که از سوابق درخشانش پشیمان شد و به اردوگاه دشمنان ولایت پیوست ؛ نادیده گرفته شد و مزایایی چون اعاده حیثیت خدشه دار شده توسط احمدی نژاد ، انتقام گیری از رهبری معظم که حاضر نشدند برای جبران هتک حرمت احمدی نژاد در یک مسیر فراقانونی نامبرده را مجازات کرده و از گردونه رقابت انتخاباتی سال 88 خارج کند ، حمایت از همسر و فرزندان که طی چهار سال اخیر در مسیر حمایت از شخص ایشان زیاده روی کرده و عملا ساختار شکنی کردند ، امید بازگشت به قدرت و تغییر بافت مدیریتی کشور به سویی که در آینده فرزندانش تحت تعقیب و بازخواست قرار نگیرند ، ترویج تفکر تسامح و تساهل با دشمن بیرونی به منظور کسب برخی از امتیازات اقتصادی و سیاسی و ارائه چهره ای خوشنام از خود در میان مردم با توجه کهولت سن و گذراندن آخرین دوره فعالیتهای سیاسی با توجه به بدنامیهای دوره سازندگی و کسب توجه سیاستمداران کشورهای استعماری و مقتدر جهانی برای گذران خوش سالهای پایانی عمر سیاسی ترجیح داده شد !

در هر صورت آقای هاشمی که نشان داده در عرصه سیاست اهل ریسک بالا می باشد وارد عرصه شد و با توجه به شکستهای پیاپی سالیان اخیر در جلب توجه مردم این بازی آخر را بی ضرر ارزیابی می کند چرا که در صورت شکست آن هم در سن هشتاد سالگی اتفاق تکراری را تجربه کرده است اما در صورت پیروزی می تواند به ترمیم چهره خود و خانواده اش در چند سال آینده بپردازد .

****  گروه چهارم معتقدین به گفتمان امام و رهبری محسوب می شوند . نامزدهای منتسب به این اردوگاه را در محاوره سیاسی اصولگرا نامیده می شوند .

نمایندگان این گروه هم در مرحله اول انتخابات حضور بسیار پررنگی داشتند و دهها نفر از منتسبین به اصولگرایی ثبت نام کردند .

برخی از شاخصترین این افراد عبارتند از سعید جلیلی ، حداد عادل ، ولایتی ، باقری لنکرانی ، زاکانی ، ابوترابی فرد ، متکی و ...

این گروه با توجه به اشتراک گفتمانی و راهبرد تحقق منویات امام و رهبری در مسیر مقاومت دربرابر استکبار جهانی حرکت می کنند . شاید تحقق یک وفاق عمومی در این مجموعه برای ایام نزدیک به انتخابات دور از ذهن نباشد و حضور آقای سعید جلیلی در آخرین ساعات فرصت ثبت نام ، به عنوان راهبرد اصولگرایان در این انتخابات تفسیر شود خصوصا آنکه در مورد این فرد ؛ بزرگان اصولگرایی یعنی آیات عظام مهدوی کنی و مصباح یزدی احتمالا اشتراک نظر دارند !

باید منتظر ماند تا در پایان راند دوم و تعیین تکلیف شورای نگهبان برای ثبت نام کنندگان تحلیل دوم را ارائه نمود .

ومن الله التوفیق