پرواز اندیشه

وقتی اپوزسیون جمهوری اسلامی ایران از ته دل خندید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩۱
 

گفت: موضع مقتدرانه ایران در اجلاس اسلامبول و موضع ضعیف آمریکا در این اجلاس بدجوری باعث عصبانیت گروه های اپوزیسیون شده است.
گفتم: مقامات آمریکایی و اروپایی و صهیونیستی نگرانی شدید خود را در این باره به طور رسمی و علنی ابراز کرده اند ولی گروه های اپوزیسیون که نه سر پیازند و نه ته پیاز چرا عصبانی شده اند؟!
گفت: اتفاقا «آرش- م» یکی از ضد انقلابیون فراری در صفحه فیس بوک خود نوشته است؛ «قبول دارم که ضعف آمریکا و موضع قوی ایران برای ما نگران کننده است ولی نباید باعث ناامیدی اپوزیسیون شود»!
گفتم: ولی یکی از ضد انقلابیون دیگر در پاسخ وی نوشته است «وقتی پاتریک کلاوسون از انستیتو واشنگتن می گوید غرب می تواند برای جلب نظر ایران اپوزیسیون را زیر پا بگذارد، دیگر چه امیدی می توان داشت».
گفت: «آرش- م» در جواب او  نوشته است «منظورم این است که نباید تا این اندازه عصبانی و ناامید باشیم»!
گفتم: به یارو گفتند از ته دل گریه کن!... خودش را خیس کرد!

به نقل از کیهان

 


 
 
لبخند سیاسی ( گفت و شنود کیهان )
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩٠
 

گفت: چند سایت وابسته به اپوزیسیون خطاب به اردشیر امیرارجمند مشاور فراری موسوی و رجبعلی مزروعی مشاور پناهنده خاتمی نوشته اند؛ «شما اگر مامور وزارت اطلاعات رژیم نیستید، چرا می خواهید هواداران داخلی جنبش سبز را دودستی تقدیم ماموران وزارت اطلاعات کنید»؟!
گفتم: چطور مگه؟! واسه چی؟! چی شده؟!
گفت: امیرارجمند و مزروعی به نمایندگی از سران فتنه، پیشنهاد کرده اند که مخالفان نظام روز 25 بهمن در چند پیاده رو دست به پیاده روی سکوت بزنند!
گفتم: مگر بقیه مردم در پیاده روها داد می زنند و راه می روند؟!
گفت: پیشنهاد کرده اند که مچ بند سبز همراه خود داشته باشند و چنانچه ماموران پلیس در اطراف نبودند از آن استفاده کنند.
گفتم: مگر ماموران پلیس و اطلاعات با لباس فرم می آیند که شناخته شوند؟!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: پسری با پدرش رفته بود دزدی، مامور پلیس دنبالشان کرد و داد زد گوساله وایستا! پسره ایستاد و به پدرش گفت؛ بابا جون! تو فرار کن! من شناسایی شدم!خنده