پرواز اندیشه

عتدال ، حسن روحانی و طنز لطیف !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱ امرداد ۱۳٩٢
 

ناصر فیض چند قطعه رباعی در تهران امروز منتشر کرده که گزیده‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید:
 
رنگ خودم و بوى خودم را دارم
 
بر چشم خود ابروى خودم را دارم 
 
هر کس نه مگر خودش ترازو دارد
 
من نیز ترازوى خودم را دارم
*
با دست و زبان و چشم و دل می‌آیم
 
با کندر و زعفران و هل می‌آیم
 
آمیخته‌اى ز بهمن و خردادم
 
با حال و هواى معتدل می‌آیم
*
نه خانه و کاشانه‌ام از اوقاف است
 
نه پیرهن و رداى من زرباف است
 
از هیچ کسى کدورتى با من نیست
 
زیرا که مواضعم -کمى! - شفاف است!
*
من فرق زگیل و خال را مى‌فهمم
 
توفیر گچ و زغال را می‌فهمم
 
بین چپ و راست یا همان اوسط‌ها!
 
من معنى اعتدال را می‌فهمم
 
*
کارى که ندارم به شما، در نروید
 
از پهلوى بنده آن طرف تر نروید
 
من کار به افراط شما داشته‌ام؟!
 
این قدر به «اعتدالِ من» ور نروید!
 
*
مرغى که به ران و بال تقسیم شده
 
چون قرن به ماه و سال تقسیم شده!
 
هرگز دو مثال فوق مصداقش نیست
 
چیزى که به اعتدال تقسیم شده!