پرواز اندیشه

خاتمی و اعلام علنی تحریم انتخابات
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۸ اسفند ۱۳٩٠
 

محمدرضا خاتمی در جمع خبرنگاران: در شرایط فعلی احساس نمی‌کنم که باید در انتخابات شرکت کنم و کاندیدای مورد نظر خودم را در انتخابات مجلس نهم انتخاب نکرده‌ام و از این رو در انتخابات شرکت نمی‌کنم.

به گزارش نسیم، محمدرضا خاتمی در حاشیه مراسم ختم پدر عبدالله نوری در جمع خبرنگاران این مطلب را اظهار داشت.
همچنین عبدالله نوری در حاشیه این مراسم گفت: در انتخابات مجلس نهم شرکت نمی‌کنم و نسبت به لیست‌های اعلام شده از سوی‌ احزاب، چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب اطلاعی ندارم.
 
سیدمحمدخاتمی رئیس دولت اصلاحات هم در حاشیه مراسم ختم پدر عبدالله نوری در جمع خبرنگاران و در پاسخ به این سؤال که آیا شما در انتخابات شرکت می‌کنید یا خیر، به گفتن جمله "مخلص همه شما هستم"، بسنده کرد.
 
وی در پاسخ به این سؤال که عدم حضور شما در انتخابات آیا به معنای تحریم است، گفت: شما که هرچه دلتان می‌خواهد، می‌نویسید.
لازم به توضیح است که مجری طرحهای جورج سوروس در ایران احتمالا فردای روز انتخابات که با حضور میلیونی مردم ایران همراه خواهد شد به سرعت آفتاب پرست رنگ عوض کرده و موضوع را تکذیب خواهد کرد ولی در حال حاضر طبق وظیفه محوله باید تمام تلاش خود را انجام دهد تا آنجائیکه می تواند از جمعیت رای دهنده ها کم کند . 
اگر فکر می کنید غیر از این می شود یک هفته بعد شرایط را خواهیم دید ! 

 
 
نقش پررنگ سیدمحمد خاتمی و برادرش در اختلاس بزرگ
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳٩٠
 

روزنامه کیهان نوشت در جریان پی گیری ماجرای غارت 3هزارمیلیاردتومانی اخیر دریافت، آقای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق و از سران فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 یکی از سهامداران بانک سامان است. و آقای سیدعلی خاتمی برادر رئیس جمهور سابق و رئیس دفتر وی در سال های پایانی ریاست جمهوری سیدمحمدخاتمی نیز، مدیر شرکت سرمایه گذاری این بانک است. بانک سامان همراه با بانک غیرقانونی و هنوز تاسیس نشده «آریا» در غارت 3هزار میلیارد تومانی از سیستم بانکی کشور دست داشته که مدیرعامل آن به همین اتهام از کار برکنار شده و در انتظار محاکمه به سر می برد.

گفتنی است بیانیه اخیر حزب غیرقانونی و منحل شده مشارکت در محکومیت اختلاس 3هزار میلیارد تومانی با توجه به ماهیت این حزب برای آگاهان تعجب آور و غیرمنتظره بود چرا که دست اندرکاران اصلی غارتگری اخیر با شماری از سردمداران حزب مشارکت هویت مشابهی دارند و عوامل این حزب تاکنون در برخی از پرونده های فساد کلان اقتصادی دخیل بوده اند، بنابراین، اولین احتمال آن بود که حزب منحله مشارکت با صدور بیانیه مورد اشاره در پی بهره گیری از ترفند «فرار به جلو» باشد. این احتمال از آنجا قوت بیشتری گرفت که محتوای بیانیه حزب مشارکت بیشتر از آن که در محکومیت اختلاس و غارت بیت المال باشد، علیه تمامیت نظام جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده بود، یعنی دقیقا همان خطی که در جریان فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 دنبال می کردند که دریافت کمک های مالی کلان از پادشاه عربستان و برخی سران کشورهای اروپایی، همراهی سرمایه داران بزرگی نظیر جرج سوروس صهیونیست، تأمین هزینه های هنگفت رسانه ای غرب و اختصاص و راه اندازی چند شبکه تلویزیونی در حمایت از فتنه گران و... از جمله آنها بوده است.

پی گیری های بعدی از برخی روابط نه چندان پنهان میان عوامل اصلی اختلاس با جریان فتنه حکایت می کرد و سرانجام معلوم شد که آقای سیدمحمد خاتمی یکی از سهامداران بانک سامان است که در ماجرای اختلاس اخیر دست داشته است. اکنون باید به آقای خاتمی گفت؛ اگر دانستن را حق مردم می دانید- که نشان داده اید، نمی دانید- با صراحت اعلام کنید که چند درصد از سهام بانک سامان متعلق به شماست؟! و شرکت سرمایه گذاری بانک سامان که اخوی و مدیر دفتر سابق شما ریاست آن را برعهده دارد، در این ماجرا چه نقشی داشته است؟!


 
 
کژراهه/ آقای خاتمی برای قیامت چه جوابی دارد؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ٢۱ شهریور ۱۳٩٠
 
آقای سید محمد خاتمی اخیرا در یک جمع دانشجویی مطالبی به شرح زیر بیان کرده که نقد آن در زیر می‌آید.وی با طرح این سئوال که ما در کدام جهان به سر می‌بریم، جهانی که پدید آورده‌ایم کدام جهان است؟ از دانشجویان خواسته است درک عمیق از اسلام داشته باشند و حال و روز ایران و ایرانی را بشناسند و آن را متحول کنند. وی همچنین با طرح این سئوال که ؛« ما ایرانی قرن چهاردهم هجری و قرن بیست ویکم میلادی کیستیم و چه مشکلاتی داریم» به تحولات منطقه اشاره می‌کند وتصریح می‌کند، همگی در مسیر و حذف نفی دیکتاتوری و خودکامگی گام برمی‌دارند».

 بعد وی نتیجه می‌گیرد؛ « ملت ما هم دهها سال دراین جهت (‌مبارزه با دیکتاتوری) حرکت کرده است.»

بعد وی می‌افزاید: « آیا افتخار آمیز  نیست که بخشی از روحانیت روشن ضمیر ما متوجه این نیاز بوده است. شما تنبیه الامه آیت الله نائینی ونظرات بزرگانی چون آیت الله آخوند خراسانی را ببینید درد بزرگ را استبداد اعم از سیاسی و دینی می‌دانند ودومی را از اولی خطرناک‌تر می‌دانند.» بعد آقای خاتمی با این مقدمه چینی ‌ها نتیجه می‌گیرد؛ « اکنون در داخل کشور کسانی هستند که هیچ حق و حرمتی برای مردم قائل نیستند. بعد تصریح می کند « دعوای ما با یک نوع تلقی از اسلام است که هیچ شیوه‌ای جز استبداد و خودکامگی به رسمیت نمی‌شناسد. اینها کسانی هستند که جانشان با شیوه‌های استبداد آمیخته است نه برای نظر و رای مردم اعتباری قائل هستند، نه مانعی در اعمال زور می‌بینند ورای مردم را تزئینی  به حساب می‌آورند».

آنچه گفته آمد خلاصه سخنرانی آقای خاتمی در جمع دانشجویی یاد شده است. از این بیان چه می‌فهمیم آقای خاتمی و دوستانشان در چه فضای فکری سیر وسیاحت می‌کنند؟ آیا واقعا ما در جهانی زندگی می‌کنیم که آقای خاتمی ترسیم می‌کنند؟

آیا سئوالات ومشکلات ما همان است که  وی به آن تفوه می‌کند؟ آیا مشکل ما امروز استبداد است؟ این استبداد اکنون از چه ناحیه‌ای وجود دارد و ما را تهدید می‌کند؟  چه کسانی در کشور برای رای و نظر مردم ارزش قائل نیستند و آن را تزئینی می‌دانند و نقش آنها در فضای سیاسی کشور چیست؟ جهانی که آقای خاتمی آن را توصیف می کند مربوط به یکصد سال پیش است او طوری حرف می‌زند که گویی در دوران استبداد صغیر درعصر مشروطه هستیم.  محمد علی شاه در برابر مشروطه ایستاده است . علما چند دسته شده‌اند روسها وانگلیسی‌ها هم مردم ومشروطه طلب‌ها را سرکار گذاشتند و همه به جان هم افتادند تا مقدمات ظهور دیکتاتوری رضاخان فراهم شود. آیا واقعا ما در این دوره به سر می‌بریم. ما این دوره را طی کردیم تلخی‌ها و ناکامی‌های دوره مشروطه و نهضت ملی و حتی تجربیات گرانسنگ دوران تاسیس جمهوری اسلامی و درخشش فقیه و حکیم و فیلسوف بی‌نظیری چون امام خمینی (ره) را در مقابله با دسیسه‌های استعمار و نفوذی‌های آن را پشت سر گذاشته‌ایم.

امروز رهبری انقلاب چون خورشید در منطقه و جهان می‌درخشد و روشنی‌بخش نهضت‌های رهایی بخش اسلامی در کشورهای اسلامی و عربی است.حذف همه این افتخارات و نادیده گرفتن همه این تجربیات وایران را به یکصد سال قبل بردن چه سودی برای آقای خاتمی دارد. یاد کرد حضرات آیات نائینی و آخوند خراسانی خوب است. اما نادیده گرفتن تلاش‌های مراجع وعلما و روحانیت طی این یکصد سال اخیر بویژه مجاهدات عظیم امام خمینی (ره) در تاسیس نظام اسلامی که بعد از حکومت پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) نظیری برای آن نداریم آیا ستم به روحانیت و مردم مظلوم ایران نیست؟

آقای خاتمی چه پاسخی در محضر خداوند در روز قیامت دارند که از قول مرحوم نائینی بگویند استبداد دینی بدتر از استبداد سیاسی است وآن را هم حمل کنند به نظامی که امام خمینی (ره) آن را تاسیس کردند و ملت ایران طی سه دهه گذشته از جان و مال و ناموس خود برای اعتلای آن هزینه کرده‌اند؟!

مشکل امروز ما عقب ماندگی‌است؟ هر وقت به فکر پیشرفت و جبران عقب ماندگی در کشور افتادیم عده‌ای در داخل از روی غفلت ودرخارج با علم واطلاع از ماموریت‌های محوله بر طبل شکاف‌ها در داخل کوبیدند تا ملت مسیر پیشرفت را طی نکند.

مشکل امروز ما کوتاهی در خدمت به مردم فداکار ایران است که همه چیز خود را در طبق اخلاص گذاشته‌اند. مشکل امروز ما کم توفیقی در بسط عدالت علوی و نبوی در جامعه است که باید به آن همت بگماریم.

مشکل امروز ما نفوذ سرویس‌های امنیتی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس در لایه‌های سیاسی و اجتماعی برای افکندن بذر اختلاف و نامهربانی در جامعه است . مشکل امروزما تهاجم بی‌رحمانه فرهنگی دشمن است که اخلاق و کیان خانواده‌ها را در معرض تهدید قرار داده است. مشکل امروز ما عدم دستیابی به یک مدل اقتصادی بومی و اسلامی اصیل برای حل مشکلات مردم وایجاد رفاه در جامعه است.

مشکل امروز ما کوتاهی در باز تولید فلسفه سیاسی امام و نفوذ آن در جوامع اسلامی برای رهایی ملت‌ها از ستم استبداد داخلی و استعمار خارجی است. چرا آقای خاتمی از این مشکلات سخن نمی‌گویند و در حل آنها و از میان برداشتن موانع با دیگر نخبگان و روحانیون کشور همگرایی نمی‌کنند. آقای خاتمی می‌گوید مشکل امروز کشور استبداد است. آمریکایی‌ها و منافقین و کفار هم همین را می‌گویند. چرا دیدگاه امروز آقای خاتمی باید با دشمنان اسلام  چنین انطباق تاسف آوری داشته باشد. آقای خاتمی می‌گوید؛ استبداد را در داخل کسانی راه انداخته‌اند که رای مردم را تزئینی  می‌دانند و به حساب نمی‌آورند  و برای رای مردم ارزش قائل نیستند. خوب اگر چنین کسانی در کشور وجود داشته باشند قاعدتا باید بروند کنار بنشینند کاری به کار مردم نداشته باشند. لذا خطری ندارند. کسی که برای رای مردم ارزش قائل نباشد که در انتخابات خود را نامزد نمی‌کند یا حتی به عنوان یک شهروند درانتخابات شرکت نمی‌کند این فرد چه ضرری دارد وچه استبدادی در کشور می‌تواند تولید کند. درکشوری که هر سال یک انتخابات برگزار می‌شود طی سه دهه گذشته بیش از 30 بار مردم پای صندوق‌های رای رفته‌اند. زدن برچسب عدم اعتقاد به رای مردم به کسانی که خود را نامزد کرده‌اند یا رای داده‌اند از  چه درجه‌ای از صدق و انصاف وعدالت برخوردار است.

همین مردم دوره‌ای آقای خاتمی را وزیر و وکیل کردند و حتی به بالاترین مقام یعنی ریاست جمهوری رساندند. اگر قرار بود به رای مردم اعتنا نشود ، آقای خاتمی که این مقامات را طی نمی‌کردند؟

 تهمت استبداد به نظامی که چینش  همه ارکان قدرت در آن با رای مردم است چیزی نیست که خداوند متعال ومردم بزرگوار ایران از آن بگذرند. آقای خاتمی با این تهمت‌ها و خلاف‌گویی‌ها بذر خشونت را در دل کسانی می‌نشاند که باید دردانشگاه به دنبال تحصیل علم ودانش و پیشرفت کشور باشند. او آنها را تشویق به مبارزه با استبداد می‌کند در حالی که خود در این کرسی ایستاده و رای مردم را انکار می‌کند و راه استبداد را در پیش گرفته است. آقای خاتمی با این تهمت به نظام زبان سازمان‌های حقوق بشری را بر سر ملت ایران دراز می‌کند و پرونده‌های دروغ و توهم آنها را قطور‌تر می‌کند، چرا آقای خاتمی و دوستانشان این ستم را به نظام ومردم روا می‌دارند.

چرا به نظامی که امام خمینی (ره) و مردم ما رنج‌ها برای آن متحمل شده‌اند  لجن استبداد می‌پاشد و این‌طور ناجوانمردانه سیاه نمایی می‌کند .سرویس‌های دشمن از نخبگان غافل ، جاهل یا خائن در جهان سوم چه می‌خواهند که آقای خاتمی به آن عمل نکرده باشد. آقای خاتمی ودوستانشان از روی بی‌مهری به ملت پشیزی  برای رای مردم در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری قائل نشدند و آن را با وتوی اردوکشی خیابانی نادیده گرفتند.

آنها با تهمت تقلب به نظام نشان دادند رای مردم را تزئینی می‌دانند واعتباری برای آن قائل نیستند. آقای اتمی و دوستانشان فنته سال 88 را کلید زدند و نه تنها به رای مردم بی‌اعتنایی کردند بلکه به شعارها و آرمان‌های انقلاب و امام هجوم بردند و بی‌رحمانه آن را هتک کردند و حریم‌ها را شکستند. به طوری که مقامات آمریکایی، انگلیسی و رژیم صهیونیستی را به وجد آوردند. آنها مقدمات بازگشت استبداد داخلی وسلطه خارجی را مهیا کردند اما با سد بصیرت و بیداری مردم روبه‌رو شدند.

حالا که شکست خورده‌اند نظام و ملت را متهم به استبداد دینی می‌کنند اشتهای سیری ناپذیر آنها به قدرت به گونه‌ای بود که "مجمع روحانیون مبارز" را که با رضایت امام خمینی (ره) تاسیس کرده‌ بودند دچار انشعاب کردند. دبیر کل مجمع رفت حزبی دیگر تاسیس کرد شاید سریعتر به مقصد برسد، اما نشد.

قرار بود مجمع روحانیون، مرکز تجمیع عده‌ای از نخبگان باشد که در صیانت از اسلام و انقلاب و نظام با جامعه روحانیت مبارز رقابت کنند و در استکبار ستیزی و دفاع از مظلوم گوی سبقت را از هم بربایند. اما به دره‌ای سقوط کردند که باسکولارها و لائیک‌ها همپیاله شدند و به آرمان‌های امام وامت پشت پا زدند. بنده معتقدم هنوز دیر نشده است. می‌شود از کژراهه‌ای که آقای خاتمی و دوستانشان بعد از رحلت امام خمینی(ره) طی کردند و به اینجا رسیدند، برگشت ودر مسیر الهی ملت ورهبری معظم انقلاب حیات جدیدی را آغاز کرد. اگر امروز این کار را نکنند فردا خیلی دیر است.


 
 
خاتمی سفارش تدوین جزوه راهبردی داد !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
 

با سفارش محمد خاتمی؛ راهبرد 35 صفحه ای 'اصلاحات نوین' تدوین و در دستور کار قرار گرفت.
به گزارش مشرق ، با سفارش سید محمد خاتمی و با تشکیل شورایی 9 نفره کار تدوین استراتژی 'اصلاحات نوین' برای سال90 به پایان رسید تا مسوولیت اجرای آن را یک تیم امنیتی- سیاسی برعهده بگیرند.
این جزوه 35 صفحه ای حاصل کار یک شورای 9 نفره متشکل از برخی مدیران امنیتی و سیاسی دولت اصلاحات است که اواخر سال گذشته س
فارش تدوین آن از سوی محمد خاتمی به یکی از وزرای سابق امنیتی داده شد.
حلقه 9 نفره فتنه با ارزیابی و پیش بینی اوضاع اقتصادی کشور به ویژه در اوایل مرداد ماه که عوارض اجرای طرح هدفمندی یارانه ها به صورت ملموس خود را در سبد هزینه های مردم نشان می دهد، به محمد خاتمی توصیه کرده اند کرشمه های بازگشت به نظ
ام را تا پایان شش ماهه اول سال 90 ادامه دهد تا در برهه ای که نظام در عرصه های مختلف داخلی و خارجی به چالش و تنازع کشیده شده است، طرح آشتی ملی خود را با هدف امتیازگیری از نظام ارائه دهد.
در جزوه راهبردی جریان فتنه آمده است حتی نفس حضور اصلاح طلبان در انتخابات و بازگشت به صحنه پس از یک دوره پرفشار و پر هزینه، می تواند یک گام به جلو باشد ولو آنکه توفیق چندانی را در تصاحب کرسی های بهارستان به دست نیاورند.
مشاوران حلقه 9 نفره خاتمی، با آسیب شناسی شبکه اجتماعی این جریان در انتخابات دهم ریاست جمهوری و فتنه 88 که مبتنی بر روش گلدکوئیستی بود، پیشنهاد کرده اند برای ورود به انتخابات مجلس در سال جاری باید از شبکه آسیب پذیر گلدکوئیستی به سوی شبکه سلولی که دستگیری یا بریدن برخی اعضاء خللی در شبکه ایجاد نمی کند حرکت نمایند.
در عین حال، در تحلیل حلقه مذکور آمده است جریان اصولگرایی به ویژه جریان نزدیک به احمدی نژاد به دلیل رویکرد و رفتارهایی که در اوایل سال جاری از خود به نمایش گذاشته دیگر نمی تواند از گفتمان ولایت مداری، عدالت خواهی، اسلامخواهی، انقلابی گری ، استکبار ستیزی و استقلال خواهی بهره لازم را ببرد و به نوعی می توان جریان اصولگرایی را به دلیل کم رنگ شدن اعتماد مردم به آنان، جریانی ناتوان در بسیج توده های مردم به حساب آورد.
از دیگر توصیه های محوری این حلقه، تشکیل یک تیم قوی و مجرب رسانه ای است تا بتواند ضمن صیانت و توسعه گفتمان اصلاح طلبی، یک الگوی منفی تمام عیار از گفتمان و مدیریت اصولگرایان به ویژه دولت احمدی نژاد ارائه دهند.
تاملی بر ادبیات و محورهای جزوه راهبردی، نشان می دهد تدوین کنندگان آن سخت به دنبال بازگرداندن روحیه از دست رفته سران اصلاحات و القای امید به پذیرش آنان در ساختار رقابت سیاسی کشور است .
از دیگر نکات قابل تامل در این جزوه راهبردی، انفکاک میان جریان فتنه و اصلاح طلبی است که در این میان سید محمد خاتمی مسوولیت رهبری و هدایت جریان موسوم به اصلاحات را در دست خواهد گرفت. در عین حال عدم توجه تهیه کنندگان این کتابچه راهبردی به جریان فتنه و سران آن، نشان می دهد حتی افراطی ترین چهره های دولت خاتمی نیز امیدی به حیات دوباره جریان فتنه در میان طبقات اجتماعی ندارند.
این جزوه راهبردی، همراه با یک پیوست اجرایی به محمد خاتمی تحویل شده است تا مسوولیت اجرای آن به یک چهره بدنام امنیتی در دوران اصلاحات سپرده شود. این چهره امنیتی که ارتباط نزدیکی با جریان کارگزاران دارد در فتنه سال 88 در نقش یک استراتژیست و لیدر، نقش مهمی در دامن زدن به آشوب های خیابانی داشت.