پرواز اندیشه

قلاده های طلایی که به گردن مجری شبکه من و تو افتاد
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩۱
 

مجری یکی از برنامه‌های شبکه من و تو با تخیلی خواندن فیلم "قلاده های طلا"(Gold collars) گفت: «متأسفانه یا خوشبختانه الآن این فیلم در حال اکران است. خوشبختانه بخاطر اینکه آدم تخیل آدم ها را متوجه می شود و متأسفانه بخاطر کسانی که رفتند این فیلم را دیدند و گفتند پولشان را ریختند دور!»

مجری من وتو که فقط تبلیغات چند ثانیه ای فیلم قلاده های طلا(Gold collars) را دیده است ، به نقد و تحلیل فیلم پرداخت و ناراحتی و عصبانیت خود را ازفیلمی که ندیده است! اینگونه ابراز داشت: «ما که فقط تیزر این فیلم را تماشا کردیم به یک نتیجه بیشتر نرسیدیم؛ یا قوه تخیل نویسنده خیلی بالا بوده و یا اینکه آن کسانی که دو سال پیش ساعت ۹ شب بالای پشت بامشان می رفتند و مثلا الله اکبر می گفتند، خواب نما شده بودند! همه شان اسلحه به دست، بیرون می رفتند و یا آدم می کشتند و یا خراب کاری می کردند و بقیه اش خواب بوده است!»

البته باید گفت اتفاقا کسانی که توانسته اند فقط با دیدن یک تیزر چند ثانیه ای به نقد و تحلیل یک فیلم ۱۰۰ دقیقه ای بپردازند، قطعا قوه تخیل بسیار قوی ای دارند !!

گفتنی است در حالی شبکه من و تو علیه این فیلم سینمایی موضع گیری کرده و ناراحتی خود را از نمایش آن ابراز می دارد که این شبکه همواره داد تحمل مخالف سر می دهد و از غربی ها بخاطر پذیرش ادیان و فرقه های گوناگون تمجید می کند.

شایان ذکر است، «قلاده های طلا» ساخته ابوالقاسم طالبی به ماجرای عملیات ترور و آشوب عوامل سرویس های جاسوسی غرب به خصوص انگلیس پس از انتخابات ۸۸ در ایران و نفوذ این سرویس ها در وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی می پردازد.
این فیلم که عنوان سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به خود اختصاص داده است در سی امین جشنواره فیلم فجر با استقبال مخاطبان مواجه شد و اکنون نیز با گذشت چند روز از شروع اکران اش در سینماهای کشور،فروش آن از مرز ۲.۵ میلیارد تومان گذشته است.


 
 
قلاده های طلایی که به گردن مجری شبکه من و تو افتاد
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩۱
 

مجری یکی از برنامه‌های شبکه من و تو با تخیلی خواندن فیلم "قلاده های طلا"(Gold collars) گفت: «متأسفانه یا خوشبختانه الآن این فیلم در حال اکران است. خوشبختانه بخاطر اینکه آدم تخیل آدم ها را متوجه می شود و متأسفانه بخاطر کسانی که رفتند این فیلم را دیدند و گفتند پولشان را ریختند دور!»

مجری من وتو که فقط تبلیغات چند ثانیه ای فیلم قلاده های طلا(Gold collars) را دیده است ، به نقد و تحلیل فیلم پرداخت و ناراحتی و عصبانیت خود را ازفیلمی که ندیده است! اینگونه ابراز داشت: «ما که فقط تیزر این فیلم را تماشا کردیم به یک نتیجه بیشتر نرسیدیم؛ یا قوه تخیل نویسنده خیلی بالا بوده و یا اینکه آن کسانی که دو سال پیش ساعت ۹ شب بالای پشت بامشان می رفتند و مثلا الله اکبر می گفتند، خواب نما شده بودند! همه شان اسلحه به دست، بیرون می رفتند و یا آدم می کشتند و یا خراب کاری می کردند و بقیه اش خواب بوده است!»

البته باید گفت اتفاقا کسانی که توانسته اند فقط با دیدن یک تیزر چند ثانیه ای به نقد و تحلیل یک فیلم ۱۰۰ دقیقه ای بپردازند، قطعا قوه تخیل بسیار قوی ای دارند !!

گفتنی است در حالی شبکه من و تو علیه این فیلم سینمایی موضع گیری کرده و ناراحتی خود را از نمایش آن ابراز می دارد که این شبکه همواره داد تحمل مخالف سر می دهد و از غربی ها بخاطر پذیرش ادیان و فرقه های گوناگون تمجید می کند.

شایان ذکر است، «قلاده های طلا» ساخته ابوالقاسم طالبی به ماجرای عملیات ترور و آشوب عوامل سرویس های جاسوسی غرب به خصوص انگلیس پس از انتخابات ۸۸ در ایران و نفوذ این سرویس ها در وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی می پردازد.
این فیلم که عنوان سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به خود اختصاص داده است در سی امین جشنواره فیلم فجر با استقبال مخاطبان مواجه شد و اکنون نیز با گذشت چند روز از شروع اکران اش در سینماهای کشور،فروش آن از مرز ۲.۵ میلیارد تومان گذشته است.


 
 
قلاده های طلا همچنان در صدر فروش فیلمهای نوروزی + جدول
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳٩۱
 

به گزارش خبرآنلاین فیلم «نارنجی پوش» ساخته داریوش مهرجویی که از چهارشنبه 23فروردین اکران رسمی خود را آغاز کرده، ظرف 3 روز 74 میلیون تومان فروش کرده است.

فیلم «قلاده‌های طلا» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی همچنان صدر نشین جدول فروش است.
طبق آمار اعلام شده در برنامه تلویزیونی «هفت» این فیلم با فروش یک میلیارد و 110 میلیون تومانی در شهرستان و یک میلیارد و 118 میلیون تومانی در تهران، توانسته همچنان در صدر پر فروش‌ترین فیلم اکران نوروز 91 قرار بگیرد.


 
 
آنونس فیلم قلاده های طلا
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩٠
 
آنونس فیلم "قلاده‌های طلا" که در نوروز امسال اکران خواهد شد را با هم ببینیم :

 

 


 
 
نخستین جایزه سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی به «قلاده‌های طلا» رسید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ٢٩ بهمن ۱۳٩٠
 

نخستین جایزه سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی مشترکا به محمد خزاعی و ابوالقاسم طالبی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا» رسید و ابوالقاسم طالبی اعلام کرد که تیبای جشنواره را به فرزند شهید احمدی‌روشن تقدیم کرده است.

بنابر این گزارش در این مراسم جایزه «اثر برگزیده سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی» مشترکا به محمد خزاعی و ابوالقاسم طالبی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا» رسید.

ابوالقاسم طالبی پس از دریافت این جایزه با اشاره به نبودن فیلمش در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر، گفت: من مطمئنم هیچ وقت پارتی به من نیامده چون فکر می‌کردم خب الان خزاعی پارتی بازی می‌کند و ما چند تا «تیبا» می‌بریم اما نشد.

وی افزود: در اختتامیه هم شیخ‌طادی دلش برای من سوخت و سیمرغ خودش را به من داد و بعد وزیر دلش برای شیخ‌طادی سوخت و گفت که به من یک جایزه خواهد داد و چند روز پیش از وزارت فرهنگ زنگ زدند که مدل تیبایی که می‌خواهی را بگو.

طالبی که در حال سخنرانی مردم را می‌خنداند ناگاه با خبری همگان را شگفت زده کرد و گفت که «من هم به وزارت فرهنگ اعلام کردم تیبای مشکی متالیک من به فرزند شهید احمدی‌روشن اهدا شود.» و این سخنان او موجب تشویق ممتد حضار شد و با حضور خانواده شهید احمدی روشن بر روی سن از این خانواده تجلیل به عمل آمد و طالبی در حالی فرزند شهید احمدی روشن را در بغل داشت فریاد زد: به کوری چشم اسرائیل.

در این مراسم همچنین محمد خزاعی تهیه‌کننده فیلم قلاده‌های طلا گفت: این فیلم با سختی‌های فراوانی ساخته شد و تنها دو سال فیلمنامه آن طول کشید.

وی افزود: بسیاری از بازیگرانی که از آنها خواسته شد که بازی کنند حاضر به بازی در این فیلم نبودند و حتی برخی قرارداد بستند و بعد قرارداد خود را بهم زدند تا فیلم زمین بخورد اما بازیگران آن چون آقای جلیلی و نورایی امروز در جبهه و در جنگ فرهنگی وارد شده‌اند که جای تقدیر دارد.


 
 
ابراز تاسف شریفی نیا از هیئت داوران جشنواره فیلم فجر
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩٠
 

برنا: محمدرضا شریفی نیا بازیگر فیلم تهران ۱۵۰۰ با گلایه از هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر اظهار داشت: خیلی برای هیئت انتخاب جشنواره متاسفم که این فیلم را به مسابقه بخش اصلی جشنواره دعوت نکردند!

وی در ادامه افزود: گاهی اوقات برای دعوت نکردن فیلمی که اولین کار بزرگ در زمینه ای محسوب می شود ، باید دلایل مهمی وجود داشته باشد.

من برای هیئت انتخاب این جشنواره واقعا متاسفم .گاهی اوقات باید دبیر جشنواره را برای چنین حرکت هایی عوض کرد، حتی مدیر سینمایی را هم عوض کرد!

به خاطر اینکه این آدمها جلوی پیشرفت سینما را می گیرند. این فیلم با تصویب وزارت ارشاد بوده است و کار بسیار فوق العاده وشاخصی است.

شریفی نیا همچنین بیان داشت: من بسیار عصبانی هستم که این فیلم در بخش مسابقه اصلی سینمای ایران نرفته است. هر چند در بخش مسابقه فیلم های اول و دوم ، هم به عنوان فیلمنامه هم از نظر دستاورد های هنری وکارگردانی کاندیدای بهترین جایزه شده است.

مسئولین ارشاد علیرغم پارتی بازی هایی که برای فیلم های خودشان که در فارابی ساخته شده است دارند، باید فیلم های خوبی چون تهران ۱۵۰۰ را در بخش اصلی جشنواره می بردند.

وی در ادامه افزود:نباید به دلیل اینکه بعضی از فیلم ها در فارابی ساخته شده حتما در بخش مسابقه گنجانده شود و فیلم های شایسته ای مانند تهران ۱۵۰۰ و بغض و ... خارج از بخش مسابقه باشند. فیلمی که ۲۵۰ نفر در آن کار کردند تا باعث پیشرفت سینمای ایران باشند.

این بازیگر سینمای ایران در پاسخ به سوال خبرنگار برنا مبنی بر اینکه امسال با وجود فیلم هایی که از شما به نمایش در آمد، متفاوت تر از سال های پیش ظاهر شدید گفت: من امسال حدود ۶ فیلم کار کرم که یکی از آنها خارج از سینمای ایران بود به نام «پریناز »ولی ۵ فیلم دیگر کاملا متفاوت بود.

«پیشونی سفید » که در ژانر کودک بود، که یک کار جدید برای سینمای کودک است. دیگری فیلم «قلاده های طلا» که فیلمی خوش ساخت با گرایش های سیاسی است که به نظرم بسیار جذاب است.یکی هم فیلم تهران ۱۵۰۰ که کار جدیدی در سینمای ایران است و «گیرنده» و «نفوذی» که خودتان دیدید که همه متفاوت بودند.

در پایان محمد رضا شریفی نیا با بیان اینکه شعار جشنواره اخلاق آگاهی امید است گفت: امیدوارم که مسئولین سینمای ایران اخلاق و آگاهی را حتما از جمله وظایف خود بدانند و امید را هم که دست خود ماست که به آن دست می یابیم.ِ


 
 
قلاده های طلا ، فیلم متفاوت و زیبای جشنواره فجر 90
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳٩٠
 

محمد سرشار:

دیدن «قلاده‌های طلا» آدابی دارد: باید اولش بروی و دست‌کم ده فیلم بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر را ببینی؛ بعد یک گوشه پیدا کنی و «خیابان‌های آرام» کمال تبریزی را روی دور تند نگاه کنی؛ آخرش که خوب گرم شدی، بنشینی و «گزارش یک جشن» ابراهیم حاتمی‌کیا را تماشا کنی. اگر خوب حرص خورده‌ای و لجت درآمده، دیگر وقت دیدن «قلاده‌های طلا»ست.

«قلاده‌های طلا» قله سینمای ایران در سال 1390 است: یک تابلوی مینیاتوری جهان‌نگر درباره هشت ماه دفاع از جمهوریت نظام اسلامی؛ یک نخ تسبیح برای ذهن‌هایی که نتوانسته‌اند تکه‌های وقایع نفس‌گیر فتنه 1388 را به هم وصل کنند و یک دروازه امید برای دل‌زدگان از افسردگی سینمای ایران.

ابوالقاسم طالبی در «قلاده‌های طلا» توانسته با کشف ضرباهنگ درخور سینما، ماجراهای بسیاری را به نمایش بگذارد و حرف‌های زیادی بزند: جاسوسی خبره، زخم‌خوردگانی در کمین، اشراری سرکش و خیانت‌کاری در لابه‌لای مردمی فریب‌خورده به جنگ جمهوریت آمده‌اند تا شکست خود در صندوق‌های رأی را در کف خیابان جبران کنند.

تصویرسازی استادانه طالبی از این کشمکش جبهه باطل با جبهه حق، «قلاده‌های طلا» را به اثری پرکشش، جذاب و پرمخاطب بدل کرده است. جذابیتی که «تلفن همراه رییس جمهور» علی عطشانی و «در انتظار معجزه» رسول صدرعاملی؛ آن را در رؤیاهای شبانه‌شان آرزو می‌کنند.

ابوالقاسم طالبی با بازی گرفتن از صدها بازیگر در صحنه‌های اردوکشی خیابانی، نشان داده که به خوبی از پس این آزمون دشوار کارگردانان برمی‌آید. آزمونی که البته کمال تبریزی و ابراهیم حاتمی‌کیا در آن مردود شده‌اند.

از سوی دیگر، نمایش دیدنی تعقیب و گریز جاسوسان بیگانه با مأموران وزارت اطلاعات، صحنه‌های دیدنی را خلق کرده‌ است. و باید در سالن سینما نشسته باشی تا صدای آزاد شدن نفس‌های حبس‌شده را بشنوی.

طالبی با پذیرش خطری محتمل، به مساله نفوذ بیگانگان درسیستم امنیتی پرداخته و حتی برای دشوارتر کردن آن، در میان مدیران رده‌ بالای چشم امین نظام به دنبال این جاسوس گشته اما سیاوش‌وار، از این آتش خودافروخته بیرون آمده. آنگونه که نه تنها با دیدن قلاده‌های طلا از اعتماد بیننده به وزارت اطلاعات کاسته نمی‌شود بلکه با نمایش چشمان همیشه بیدار وزارت و اتاق فرماندهی عملیات و اشراف امنیتی آن، ابهتی دو چندان به سربازان گمنام امام زمان (عج) بخشیده می‌شود و اطمینانی در عمق ضمیر ناخودآگاه مخاطب خود ایجاد می‌شود که وزارت اطلاعات یک سازمان مرده پاستوریزه نیست بلکه سازمانی زنده و هوشمند است که حتی در شرایط خطرناکی چون خیانت، هوشیارانه عمل می‌کند و در گامی رو به جلو، این تهدید فلج‌کننده را به فرصتی آینده‌ساز تبدیل می‌کند.

اینجاست که بیننده فیلم، تازه به یکی از زمینه‌های موفقیت‌های وزارت اطلاعات پی می‌برد. سازمانی که در اثر ضربه دشمن، نه تنها فلج نمی‌شود بلکه همین ضربه را به فرصتی برای کشف شبکه‌های جاسوسی او در منطقه تبدیل می‌کند.

ابوالقاسم طالبی در «قلاده‌های طلا» نه جانب محمود احمدی‌نژاد را می‌گیرد و نه حتی کوچک‌ترین سرزنشی را نثار میرحسین موسوی و کروبی می‌کند. او ابایی از نمایش ستادهای انتخاباتی اینان و تبلیغات هواداران‌شان ندارد. در عوض، نگاه فراملی او به فتنه 88 آن‌چنان است که رضایت هواداران پیشین میرحسین موسوی و اندک طرفداران مهدی کروبی را به خاطر این عدم جانب‌داری تامین می‌کند و تنها دستگاه‌های جاسوسی بیگانه و عوامل رسانه‌ای آنها را به معترضان بالقوه فیلم خود تبدیل می‌سازد.

طالبی با این چینش هوشمندانه، زمین بازی‌ خود را به پس از ساخت فیلم نیز گسترش می‌دهد و دامی را برای وابستگان به دستگاه‌های جاسوسی بیگانه پهن می‌کند تا به محض اعتراض به درون‌مایه فیلم، قلاده وابستگی‌شان، رسواگر این خودفروشی شود. بنابرین باید منتظر ماند و دید اولین صداهای اعتراض به محتوای «قلاده‌های طلا»، از سوی چه جریان‌ها و از طریق چه رسانه‌هایی بلند می‌شود.

ابوالقاسم طالبی در «قلاده‌های طلا» به خوبی نتایج بی‌تدبیری نخبگان سیاسی در کشاندن طرفداران خود به خیابان‌ها را به تصویر می‌کشد و تصریح می‌کند که اکثریت طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از دل‌بستگان به نظام هستند. او علت حضور پرشمار آنان در راهپیمایی اعتراضی 25 خرداد 88 را بیان می‌کند و از سوی دیگر نشان می‌دهد که این عدم پایبندی به قوانین، چگونه عملکرد دستگاه امنیتی را با اختلال مواجه می‌سازد و فرصت را برای سوء‌استفاده آشوبگران مهیا می‌کند.

او حتی آشکارا چگونگی مرگ شهدا و کشته‌های وقایع پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری را نمایش می‌دهد و در گامی جسورانه به ترور ناجوان‌مردانه ندا آقاسلطان اشاره می‌کند.

هنرمندی طالبی در روایت این‌همه ماجرا در بستری از درام و استفاده درست از ستاره‌های سینما، نقطه اوجی را ایجاد می‌کند که تماشاگر فیلم را، به تشویق او وامی‌دارد. آن‌چنان که دو بار، به‌پا می‌ایستد و برای او، به آفرین، دست می‌زند.

ابوالقاسم طالبی در «قلاده‌های طلا»، کارگردانی جدید را به اهالی سینما معرفی می‌کند. کارگردانی که بر خلاف بسیاری از هم‌صنفان خود، سیاست را بصیرانه می‌شناسد و هنرمندانه و عمارگونه روایت می‌کند.

بنابرین می‌توان گفت جذابیت‌های هنری فیلم در کنار کشش موضوعی آن، فروشی تاریخی و رکورد شکن را برای «قلاده‌های طلا» قابل پیش‌بینی می‌سازد. استقبالی که به جامعه سینمایی خواهد گفت می‌توان بدون ابتذال، هم به فروش در گیشه نظر داشت و هم، بر بصیرت مردم افزود.

از سوی دیگر، نمایش «قلاده‌های طلا» در سینماهای کشور نه تنها خانواده‌های قهرکرده به سینما را به سوی آن خواهد کشید بلکه، با تکمیل تحلیلهای وقایع پس از انتخابات، به مخاطب بصیرتی را هدیه خواهد کرد تا در صورت بروز فتنه‌های بزرگتر با منشأ یا کمک خارجی، هوشیارانه‌تر عمل کند.

***

عنوان این نوشته، عنوانی تکراری است. ده سال پیش، پس از ساخت فیلم «نغمه»، نقدی بر آن نوشتم و دو بیست به طالبی دادم: یکی برای شهامتش در «آقای رییس جمهور» و دیگری برای جهش فیلم‌سازی‌اش در «نغمه».

و حالا، در این روزهای پر شور، شکرگزار خداوند قادرم که پس از یک دهه، «ابوالقاسم طالبی» جدیدی را می‌بینم. سیمرغی پرکشیده از دل آتش فتنه 88، با شهامت و هنرمندی‌ای اوج گرفته.