پرواز اندیشه

اعتقاد به کدخدا، از آموزه های زبان انگلیسی در دانشگاه روباه پیر متولد می شود
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

خودبزرگ بینی، امام نشناسی و دنیادوستی سه ویژگی بارز خواص بی خاصیت دوران حکومت امیرالمومنین علی علیه السلام بود که موجب سه جنگ داخلی در طی پنج سال دوران زعامت حضرت بر مسلمین شدند.

اینکه چرا مدعیان جنگ و جهاد دیروز  امروز به حقوقدانی خود، بر اساس آموزه های فکری انگل ساکسون ها افتخار کرده و مهمترین عامل پیشرفت مردم زجر کشیده هند از استثمار انگلیسی را در نابودی زبان اصیل آن ملت و تبعیت از زبان فرهنگ مهاجم می دانند ریشه در خودبزرگ بینی کاذب برخی از کوچک های تازه به دوران رسیده دارد. کوچک هایی که به درد امام نشناسی هم گرفتارند و برای بزرگنمایی روح و روان کوچک شان بازی با دم شیر را در پیش گرفته اند. خود اینگونه می اندیشند که چون وصل به شتر جمل اند گزندی بدیشان نخواهد رسید و اسدالله الغالب جرمشان را ندیده خواهد گرفت غافل از اینکه چون شتر فتنه بجنبد راهی نیست جز پی کردن آن، اگرچه در پایان بر جنازه منحوس سیف الاسلام ها باران اشک ببارد.

میل به دنیا و زندگی های آنچنانی در لباس و کسوت مسئول و مدیر جامعه، آرزوی خامی است که تنها کودکان و غافلان مسیر تعالی و قرب پروردگار را به ورطه هلاکت می کشاند. البته حضرت امیر تا آخرین حد ممکن تلاش می کند تا سرانجام اسفبار سیف الاسلام ها را تغییر دهد و با بهره گیری از نصایح مالک ها و عمارها، خواب غفلت زبیرها را به بیداری بدل کند ولی اگر عبدالله بن زبیرها و طلحه ها مانع شوند چاره ای نیست جز کوفتن بر سر فتنه و اهالی آن.

قطعا در چنین روزی کدخدا دفاعی نخواهد کرد چرا که می خواهد سیف الاسلام ها کشته شوند و اسدالله گرفتار فتنه ای جدید گردد.

بی تردید آرزوی هر مسلمان با ایمانی است که در لحظه آخر بگوید لا اله الا الله و شیطان نتواند به او القاء کند که بگوید:  Hope Great Satan

 

 
 
انتخابات 88 و درسهای بزرگ آن
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳٩٠
 

٢٢ خرداد یادآور یکی از مهیج ترین و پر حادثه ترین انتخاباتهای صورت گرفته در عمر سی و چند ساله انقلاب اسلامی ایران بود که بسیاری از کارشناسان سیاسی آن را یک طوفان ناگهانی در عرصه اجتماعی - سیاسی ایران عزیز می دانند !

این پدیده ، علیرغم اینکه عوارض منفی و مشکلاتی را برای همه مردم از طیفها و گروههای مختلف ایجاد کرد ، نتایج مبارکی را هم به همراه داشت .

در رأس این نتایج مثبت ، آشکار شدن چهره صدها سیاستمدار وابسته فکری به اردوگاه لیبرالیسم که در اثر احساس پیروزی نقاب از چهره گرفته و رازهای مگویشان را بر زبان راندند تا  از غنائم احتمالی پس از طوفان سیاسی بی نصیب نمانند .

خیل عظیم به اصطلاح خواصی که در این آزمون سخت و دشوار ، بی خاصیتی خود را نشان دادند و با توجه به مشکلات ریز و درشت موجود در پرونده خود و اطرافیان نزدیکشان ، ناچارا به اردوگاه سبز لجنی ها پیوستند .

از دیگر ویژگیهای مهم این پدیده ، بروز نوعی تفکر پویای انقلابی در جمع ملت سلحشور ایران بود که بدون نیاز به اعلام نظر خواص بی خاصیت ، به میدان آمده و در یک معادله پیچیده سیاسی ، در روز نهم دی حرف آخر را زدند و طراحان ، مجریان و دلدادگان به فتنه را با هم به زباله دان تاریخ فرستادند .

اما مهمترین ویژگی طوفان سیاسی سال 88 آن بود که سیستم ارتباطی دشمنان سی ساله انقلاب اسلامی به عنوان طراحان اصلی پروژه با عناصر دلداده به بیگانه برای همگان آشکار شد . این موضوع که نظامهای سلطه و در رأس همه آنها دولت استعماری آمریکا ؛ دشمنی دیرینه ای با نظام مقدس اسلامی ما دارد موضوعی جدید نبوده و نیست اما آنچه که در فتنه 88 خود را نشان داد ارتباط ارگانیک و سازمان یافته برخی از گروههای به اصطلاح مدعی خط امام با طراحان فتنه بود که از لایه های پایینی جریان برانداز تا بالاترین رده ها را پوشش می دادند .

از ارتباط محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور سابق ایران با جورج سوروس طراح انقلابهای مخملی در دنیا و صهیونیست شناخته شده عالم سیاست گرفته تا فعالیتهای سیاسی محسن مخملباف به عنوان کارگردان فیلم اخلاقی عرفانی توبه نصوح ! در اوائل انقلاب در بطن سازمانهای امنیتی آمریکا و اسرائیل طیف گسترده ای از افراد مدعی سابق را در بر می گیرد که پس پایان جنجالهای سال 88 در تلاش هستند دم خروس را که هفتاد میلیون ایرانی دیده اند بپوشانند اما نمی شود .

اینکه دشمن پس از گذشت یک دهه از اتفاقات سال 78 و فتنه کوی دانشگاه و حوادث هیجدهم تیرماه آن سال با برنامه ریزی جدید اتفاقات سال 88 را به مرحله اجرا در آورد چندان جای تعجب نیست اما اینکه در هر دو حادثه مجری برنامه یک جریان شناخته شده داخلی که خود را شاخه ای انشعابی از روحانیت متعهد به انقلاب معرفی کرده بود عهده دار شده جای تفکر و تعمق دارد .

به نظر می رسد که برخی از جریانات منحرف داخلی با توجه به عمق کینه ورزیهایشان با علی ، تمام هیکل و هیبت خود را به معاویه فروختند تا بلکه بتوانند بار دیگر تاریخ غمبار سالهای پایانی حکومت علوی را تکرار کنند در حالی که نفهمیده بودند که شعار ملت فرهیخته ، باهوش و مومن ایران اسلامی مبنی بر « ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند » تنها یک شعار نبوده و یک باور عمیق قلبی بوده و خواهد بود .