پرواز اندیشه

گل زیبای رسول پرپر شد
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

دل در غم یار محزون و بی حرکت مانده و ذهن با یادآوری بزرگترین نامردی تاریخ پریشان گشته است .

پلشتی های عالم در وجود منحوس فردی بروز نموده بود که از شأن و منزلت فرزند آفتاب و دختر دردانه رسول خدا (ص) در محضر الهی ناآگاه بود و با لگدمال کردن گلبرگهای ریحانه النبی اوج رذالت انسانی را نشان داد.

زهرا از ضربت ناجوانمردان مدینه بیمار است ، دوری روی پدر آزارش می دهد و دیدن مظلومیت همسر تنهایش غیرقابل  تحمل گردیده است .

سحرگاه بر سجاده نشسته و کودکانش را شاهد گرفته برای بیان درخواستی از خدایش که او را به سوی خود می خواند « اللهم عجّل وفاتی سریعا »

حسنین به هم نگاه می کنند و از این دعا شگفت زده شده اند و زینب آرام می گرید . ستاره های آسمان خبر استجابت دعای مادر را به همدیگر می دهند و ماه در حالیکه اشک در چشم دارد در سپیده دمان صبح خود را از دیده ها پنهان می سازد .

علی گریه می کند و سر بر دیوار نهاده ، های های می گرید . فضّه به سوی مولا دویده و می خواهد او را آرام کند و علی رازی بر رازهایش می افزاید تا با چاههای بیابان بگوید از آنچه بر پیکر گل پرپرش رفته است .

جسم خاکی زهرا در تاریکی و ظلمت دلهای زمینیان به پنهان ترین نقطه فرش سپرده شد تا روح متعالی اش به سوی عرش پرواز کند .