پرواز اندیشه

خاطره لات‌بازی‌های مسعود ده‌نمکی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳٩٠
 

مسعود ده‌نمکی در وبلاگ خود نوشت:

 
وقتی خنده های جمع تموم شد به اون دونفر گفتم:
 
 کفشهاتون رو در بیارید.
 
باورشون نمی شد بخوام جلوی این همه نیرو تنبیه شون کنم. زیر لبی یکیشون گفت :
 
بی خیال شو برادر .تو که می دونی ما از این برنامه ها نداریم.اگه می خوان بیرونمون  کنن خیالی نیست اما کفش مفش در نمی آریم.
 
خودم کفش هام رو در آوورد و پام رو گذاشتم رو آسفات داغ دو کوهه . تا مغز سرم تیر کشید. می گن تو جنوب اگه تخم مرغ رو کاپت ماشین بشکنی اونم تابستون دو دقیقه بعد نیمرو میشه. راست هم می گن بد ترین تنبیه این بوئد که به کسی بگی پابرهنه رو آسفالت راه بره و یا سینه خیز بره. کفش هام رو که در آوردم شوکه شدند و گفتن :
 
تو خودت واسه چی کفشات رو در آوردی ؟
 
گفتم :تا من باشم به لات جماعت اطمینان نکنم و گول مرام معرفت بازیشون رو نخورم .به خاطر اونا جلو فرماندهام و هم سنگرام وایستم آخرش هم اینطوری جواب مرام گذاشتن رو بدن.
 
شروع کردم به دویدن دور زمین صبحگاه دوکوهه. تو همون دور اول پام تاول زد. مسئول گروهان ما هم که از خداش بود منو بچزونه وقتی دید من جلو یه گردان نیرو دارم خودمو تنبیه می کنم لبخند رضایتی زد و رفت پیش مسئول گردان تا برامون آش بپزه . همه بچه های اخراجی و معراجی داشتن ما رو نگاه می کردند.اون دو تا وقتی این صحنه رو دیدن یه جورایی به رگ غیرتشون برخورد کفشاشون رو در نیاوردند اما اونها هم دنبال من شروع کردند به دویدن .بعد از یکی دو دور دویدن گفتن:
 
 بابا بی خیال شو ما رو ببر یه سمت دیگه مثلا ما گنده لات این جماعتیم جلو رفقا خوبیت نداره.
 
دیدم شاید نمی خوان غرورشون بشکنه دویم سمت جاده تخریب به سمت اردوگاه تخریب.....