پرواز اندیشه

شرط تحقق شعار سال ۹۴ چیست؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۳ فروردین ۱۳٩٤
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۴ را سال «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» نامگذاری کردند. در این متن بر پایه‌ی بیانات رهبر انقلاب به بررسی رمز موفقیت دولت، ثمره همدلی و فرصت سال ۹۴ پرداخته شده است.

به نظر می‌رسد نامگذاری سال ۹۴ با شعارِ «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» فرصتی گران بها برای مجموعه‌ی قوای کشور و به خصوص دولت به عنوان سکاندار اجرایی کشور از سویی و ملت ایران به عنوان «صاحبان کشور» از سوی دیگر است تا با تقویت عنصر اعتماد متقابل بین خود و شکل‌دهی هرچه بهتر و کامل‌تر فضای همکاری و همدلی گام‌های مهم و بزرگی در مسیر پیشرفت بردارند.

در متون علوم سیاسی براساس مبانی، نگرش‌ها و تجربیات تاریخی تقسیم‌بندی‌های گوناگونی از انواع حکومتها وجود دارد که طبق آن حکومتهای مختلف بشری از حیث مُدل و نحوه‌ی حکومت کردن به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. اما رهبر انقلاب اسلامی تقسیم‌بندی‌ای کلی از انواع حکومتها براساس نحوه‌ی اداره‌ی آنها دارند و حکومتها را به سه دسته‌ی اصلی تقسیم می‌کنند:
دسته‌ی اول نظامهای پلیسی مانند سیستمهای استبدادی کمونیستی، سلطنتی و شبه‌سلطنتی با ویژگی‌های خاص خود هستند و دسته‌ی دوم دمکراسیهای غربی هستند که با تزویر و تبلیغات اداره می‌شوند. اما سومین مُدل، نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود.

از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای نظام اسلامی نمی‌خواهد و نمی‌تواند با دو شیوه‌ی اول اداره شود و براین اساس «اعتماد و محبت مردم به نظام» از جایگاهی بنیادین در جمهوری اسلامی برخوردار است:
«یک نوع نظام هم نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود. باید مردم را مورد محبت و احترام قرار داد و به آنها اعتنا کرد، تا به دستگاه حاکمه وصل باشند و پشت سرش قرار گیرند. نظام ما تا حالا این‌گونه بوده است؛ بعد از این هم باید این‌طور باشد.

از همین جا می‌توان علت تأکید رهبر انقلاب بر مقوله‌ی «اعتماد متقابل مردم و نظام» در پیام نوروزی سال ۹۴ را دریافت.

از سوی دیگر تأکید رهبر انقلاب بر عنصر «همدلی» که در شعار سال ۹۴ تبلور یافته امری بی‌سابقه نیست و ایشان در گذشته نیز از این موضوع به عنوان «نعمت بزرگ خدا» یاد کرده بودند:
«همه آحاد ملت و بخصوص مسؤولین کشور باید نعمت وحدت و اتّفاق و همدلی را - که خدای متعال آن را به ما ارزانی داشت - برای خود حفظ کنند و آن را به خطر نیندازند: «واذکروا نعمة الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا». برادری، احساس همگامی و همدلی، نعمت بزرگ خداست.»
اما شکل‌گیری و تقویت اعتماد متقابل بین ملت و دولت به عنوان شرط تحقق همکاری و همدلی بین ملت و دولت چگونه ممکن خواهد شد؟ رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود به این سوال پاسخی شفاف داده‌اند:
«هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند.

به نظر می‌رسد نامگذاری سال ۹۴ با شعارِ «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» فرصتی گران بها برای مجموعه‌ی قوای کشور و به خصوص دولت به عنوان سکاندار اجرایی کشور از سویی و ملت ایران به عنوان «صاحبان کشور» از سوی دیگر است تا با تقویت عنصر اعتماد متقابل بین خود و شکل‌دهی هرچه بهتر و کامل‌تر فضای همکاری و همدلی گام‌های مهم و بزرگی در مسیر پیشرفت بردارند که در این صورت کشور در مقابل توطئه‌های دشمن مصون خواهد شد:
«مصونیّت کشور، وابسته‌ی به حضور مردم است؛ کم شدن فشارهای دشمنان، وابسته‌ی به حضور مردم است، وابسته‌ی به اتّحاد و انسجام مردم با نظام و با دستگاه جمهوری اسلامی و حسّ اعتماد متقابل بین مردم و مسئولین است. این حسّ باید روزبه‌روز تقویت بشود.»


 
 
نوروز فاطمی را با توسل به بانوی آفتاب آغاز کنیم
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳٩۳
 

هر چه داریم از دعای شماست یا بنت رسول الله(س)
 
نوروزمان را هم نظر لطفی فرما


 
 
ابراز عشق از اصل عشق مهمتر است
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد.

زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان  شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟

و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان ...صورتش سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.

شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن"  چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده  که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.

*عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد.

 فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید


 
 
گریه های آدم برفی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
 

بر فراز قله های سربر افراشته سرزمین عشق ، همانجایی که آفتاب نمکینش بر گونه های یخ زده زمین برق زندگانی را منعکس می نمود ، زنی ، مردی و شاید هم کودکی برای رهگذران آدم برفی زیبایی را ساخته بود که پای در یخ و رو به آفتاب ایستاده بود .

آدم برفی در آن کوهستان سرد و زیبا به همه یادآوری می کرد که این سرزمین زمستان سختی را گذرانده و در مسیر بهار راه طولانی و سختی را در پیش دارد .

آدم برفی در حالیکه رو به خورشید می گریست به رهگذران گفت که حاضر است برای رسیدن بهار و رویش گلهای زیبا ، جان شیرینش را فدا کند و قامت ایستاده اش را به جویبار روان کوهستان داده تا پای درختان سپیدار وسط مرغزار بلغزد .

و رهگذران در این اندیشه غرق بودند که آیا کسی دیگر غیر از آدم برفی حاضر است تا رو به خورشید ، در مسیر جویبار رحمت دوست ذوب شده و به وصال گلهای زیبای دشت برسد ؟!  


 
 
ای صمیمی ، ای خوب
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩٠
 

ای صمیمی ، ای خوب

گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی

دیدنت... حتی از دور

آب بر آتش دل می پاشد

آنقدر تشنه دیدار تو ام

که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم

دل من لک زده است

گرمی دست تو را محتاجم

و دل من... به نگاهی از دور

طفلکی می سازد

ای صمیمی ، ای خوب

تو مرا یاد کنی یا نکنی ، من به یادت هستم

من ، صمیمانه به یادت هستم

آرزویم همه سر سبزی توست

دایم از خنده لبانت لبریز

دامنت پرگل باد


 
 
نامه ای به محبوب
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳٩٠
 

برای تو می نویسم !

تویی که همیشه و همه جا با منی و گرمای وجودت جزئی از وجودم شده

راستی هیچ می دانی که در آن سوی مرتفعترین قله های عشق ورزی چیست ؟

من به تو می گویم این راز سر به مهر عاشقانی را که با تلاش و زحمت زیاد این راه سخت و طولانی را پیمودند اما یا دیگر بازنگشتند و یا اگر هم بازگشتند زبان به کام گرفته و گوشه عزلت گزیدند .

شاید بپرسی که من از کجا بدین راز دست یافتم در حالیکه در مسیر عاشقی و وصال حضرتش چندان طولانی رنج نبرده و زخم دوری محبوب را نچشیده ام !

البته حق با توست که در جایگاه معشوق نشسته ای و درد و رنج چندین ماهه دوری را از زمان دیدار تا وصال آنچنان طولانی ندانی اما باید عمق این حسرت را از من بپرسی که هر دقیقه از این دوران مملو از هزاران لحظه دردناک ترس از نرسیدن بود !

ای عزیز جاودانه  قلبم ، شاید حالا بهتر بتوانم برایت بنویسم که چگونه از همان دمی که کبوتر امید به لانه قلبم بازگشت تا امروز چگونه میلیاردها لحظه بی نظیر را حس کرده و نیوشیده ام !

حالا دانستی که در آن سوی قله رفیع عاشقی ، عاشقان به چه می رسند ؟!

در آن هنگام انسان عاشق ، کامل شده و با حداکثر توان زمینی اش آسمانی می شود و  اگر واصل باشد ، جدا نمی شود از درد عشقی که هیچ معشوقی را توان درک آن نیست و اگر فاصل باشد ، از لذت درد عشق سرگشته و حیران در خلوت خود و معشوق می سوزد و نور افشانی می کند اگرچه زبان در کام برده و عزلت گزیده باشد .

پس هرگاه عاشقی را کمال عشق در بر گیرد چه وصل حاصل گردد و چه فصل قسمت شود ، لحظه های زندگانی اش رنگ خدا می گیرد و جز معشوق نمی بیند و جز جاودانگی در عشق نمی جوید .

پس ای معشوق عشق آفرینم ، مدیون توام برای میلیاردها لحظه آسمانی که نصیبم فرمودی .