پرواز اندیشه

شاه شاهان جزیره بحرین ، اپوزسیون جمهوری اسلامی را هدایت می فرماید !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ٩ دی ۱۳٩۱
 

 یک پایگاه اینترنتی وابسته به اپوزیسیون اذعان کرد اپوزیسیون آن قدر بدبخت شده که شاه و وزیر خارجه مستاصل بحرین  باید از آنها حمایت کنند.

نویسنده «اخبار روز» با اشاره به اظهارات مقامات بحرینی در حمایت از اپوزیسیون جمهوری اسلامی نوشت: نمی دانم باید خندید یا باید گریست وقتی که حمد بن عیسی آل خلیفه،  «پادشاه» بحرین، و «وزیر امور خارجه»ی او (کله پاچه مورچه) خالد بن احمد آل خلیفه، به فکر جمع و جور کردن اپوزیسیون ایران، و تشکیل «موتمر لاصدقاء الشعب الایرانی» می افتند.
خالد بن احمد آل خلیفه، «وزیر امور خارجه»ی بحرین، در «توئیتر» خودش نوشته که دیگر زمان آن فرا رسیده که به فکر «مردم مظلوم ایران» باشیم، و همان طور که برای مردم مظلوم سوریه، «کنفرانس دوستان مردم سوریه» درست کرده ایم یک «کنفرانس دوستان مردم ایران» هم رو به راه کنیم. چرا که این منصفانه نیست که ما فقط به فکر سوریه باشیم، و فقط در آنجا گانگسترهای محلی و میسیونرهای خارجی را سر و سامان بدهیم تا بلکه به مدد سی آی ای و ناتو و تروریست های خوب و حرف شنو و انواع اهلی القاعده و بقیه «اصدقاء» کاری بکنیم. 
اخبار روز با اشاره به بیانیه وزارت خارجه بحرین مبنی بر این که «مسیر اصلاحات در بحرین ادامه خواهد یافت» نوشت: این بیانیه علی رغم سرکوب ها و شکنجه ها و کشتارهای روزمره مردم جان بر لب رسیده بحرین صادر شده اما پادشاهی بحرین مردم را توطئه گران وابسته به رژیم ایران می نامد. برای کسانی که اعلی حضرت حمد بن عیسی آل خلیفه را نمی شناسند باید گفت که او شاه یک جزیره فسقلی است.
نویسنده در پایان یادآوری می کند: وقتی ما [اپوزیسیون] به خود نیاییم چه فرقی دارد که یکی بخواهد ما را در خلال کشور اروپا گرد هم بیاورد یا در بحرین و عربستان سعودی و قطر؟ در عین حال به حسرت به دلانی که غافل مانده اند، خیرخواهانه هشدار می دهم که زود بجنبند وگرنه ممکن است که از آش نذری پادشاه بحرین، چیزی به آنها نرسد. چرا که «رقیب» زودتر جنبیده است. به این خبر توجه کنید: «خانم مریم رجوی از پیشنهاد وزیر خارجه بحرین برای تشکیل کنفرانس دوستان مردم ایران استقبال و اعلام حمایت کرد». نویسنده اخبار روز البته یادآوری این نکته را از قلم انداخته که فعلا آشی که سران مفلوک گروهک منافقین از دست صدام گرفته و خورده اند، روی دلشان مانده است و مجبورند هرچه خورده اند را بالا بیاورند.