پرواز اندیشه

دولتمردان ! لطفا نان مردم را با خورشت سیاست آلوده نکنید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۸ آذر ۱۳٩۳
 

مدتی است که مرحله دوم گران شدن قیمت نان توسط دولت تدبیر و امید عملیاتی شده است.

با توجه به سرعت عمل این دولت در عرصه آزادسازی قیمت نان و جلوگیری از بحران اقتصادی که در این حوزه خاص رخ می داده می توان گفت که احتمالا نان مردم در استراتژی سیاسی دولتمردان حرف اول را می زند. 

شاید مهمترین وجه سیاسی این رویکرد تأمل برانگیز، انتقال حس مشکلات اقتصادی به تک تک سلولهای جامعه، خصوصا اقشار آسیب پذیر و مستضعف است تا بدانند تداوم پایداری بر اصول آرمانی انقلاب اسلامی و تأکید بر شعار انرژی هسته ای حق مسلّم ماست تا چه حد می تواند دردناک باشد.

اساسا نوشاندن جام زهر در تاریخ انقلاب اسلامی از فرمول ثابتی پیروی کرده و این فرمول برای بسیاری از افراد که ایام منتهی به پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت در مورد پذیرش صلح با صدام توسط امام خمینی (ره) را به یاد دارند آشناست!

مهمترین محورهای این فرمول عبارتند از :

باید مشکلات به اوج برسد

باید سطح نارضایتی عمومی از وضع موجود تشدید شود

باید منتقدین جام زهر با الفاظ و القاب مختلف ( بی سواد، بی شناسنامه، افراطی، اقلیت، تازه به دوران رسیده و ... )  در رسانه ها و مجامع عمومی تحقیر شوند

باید ضمن حفظ ظاهر الفاظ در برخورد با ولی فقیه زمان، در عمل همه راهها به جز راه نوشیدن جام زهر را مسدود کرد

نوشیدن جام زهر به عنوان تنها رها نجات از مشکلات به اوج رسیده؛ تبلیغ گردد

.

.

.

اما صحبت امروز مربوط به شیوه کار علاقمندان به بازی سیاست در امور عقد و عروسی گرگ  گوسفند نیست بلکه فشار ناجوانمردانه ایست که بر گرده ضعیف ترین اقشار جامعه تحمیل شده که اتفاقا انقلابی ترین افراد جامعه هستند و در واقع مهمترین حامی رهبری که سیاسی نیست و انقلابی است !

آقایان! آیا می دانید که در گوشه و کنار کشور خانواده های بسیار زیادی هستند که تنها درآمد پولی شان همین یارانه های ماهیانه است که آن هم با توجه به افزایش بی سر و صدای سهم پرداختی ملت از هزینه های آب و برق و تلفن و گاز و بنزین و انواع سوختهای فسیلی و غیر فسیلی کفاف قبضها را هم نمی کند!

این افراد شاید بتوانند لوازم خانگی برای خانه های خود نخرند، شاید بتوانند هر چند ماه در میان به برکت اطعام بر سفره اهل بیت در محرمها و رمضانها چند گرم گوشت را به خانه هایشان ببرند، شاید بتوانند بی خیال تحصیل فرزندانشان در مقاطع بالاتر شوند، شاید بتوانند دختران و پسران مجرد و بی کارشان را که امکان تهیه جهیزیه و مسکن ندارند در خانه نگاهدارند، شاید بتوانند خانه های استیجاری 50 متریشان را 35 متری کنند، شاید بتوانند لباسهای چهار سال اخیر خود و خانواده هایشان را برای سال پنجم با کمی وصله و پینه بیشتر بپوشند، شاید بتوانند با فروش باقیمانده جهیزیه همسران و طلاجاتشان بخشی از بدهی هایشان را بپردازند ولی آقایان ...

آقایان به خدا قسم باید بر سفره خالی از خورشت خود و خانواده شان یک لقمه نان خالی ببرند!

دولتمردان، جوانمردی کنید و این یک فقره نان خالی را با خورشت سمّی سیاستهایتان آغشته نکنید و مطمئن باشید که بعد از امروز فردایی هم هست !