پرواز اندیشه

نقش مرموز برخی از فتنه گران سال 88 در حادثه شهادت رجایی و باهنر
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۸ شهریور ۱۳٩٠
 

حسن عسگری راد مسئول دفتر شهید رجایی صبح امروز در گفت وگو با رادیو فرهنگ درباره عامل ترور شهیدان رجایی و باهنر گفته است: کشمیری ظاهری متعبد و خداجو داشت. آب وضوی دستش را خشک نمی کرد چون می گفت مستحب است. در راهروها سربه زیر راه میرفت تا نگاهش به نامحرم نیفتد. او با این ظاهرسازیها پیش رفت. مردم هم امروز مراقب کسانی باشند که با ظاهرسازی پیش میروند و میخواهند خودشان را حامی نظام و انقلاب معرفی کنند. 
به گفته مسئول دفتر شهید رجایی "در روز انفجار دفتر نخست وزیری، جلسه شورای امنیت تشکیل شده بود که افراد زیادی از جمله رئیس شهربانی و پلیس در آن حضور داشتند. آیت الله مهدوی کنی وزیر وقت کشور نیز با تاخیر به این جلسه آمدند. من در اتاق خودم مشغول استراحت بودم که صدای انفجار را شنیدم." 
او همچنین عنوان کرده است: محسن سازگارا که این روزها خارج از ایران است و مطالبی را برای ایرانیان مطرح می کند، به من گفته بود که این بار نوبت شهادت رجایی است. این نشان میداد که او ارتباطاتی داشته که از این موضوع خبر داشت.
حسن عسگری راد درباره آنچه محسن سازگارا به او گفته توضیح بیشتری نداده است اما پست سازگارا در دفتر شهید رجایی به نوعی گفته های مسئول دفتر شهید رجایی را تایید می کند. 
سازگارا معاونت نخست وزیری شهید رجایی را بر عهده داشت و از کسانی به شمار رفته که همواره در انفجار مقر نخست وزیری مورد اتهام بوده است. اقدامات او پس از حادثه انفجار موید این موضوع بوده است.

نقش آفرینی سازگارا پس از ترور 
پس از انفجار دفتر ریاست جمهوری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر، شایعه ای با عنوان «شهادت» مسعود کشمیری منتشر شد که از ساعت ۶ صبح فردای حادثه صورت رسمی به خود یافت. پس از جلسه محرمانه‌ای که میان بهزاد نبوی، سعید حجاریان، خسرو تهرانی و مصطفی قنادها برقرار می شود ، اطلاعیه‌ای تنظیم و توسط محسن سازگارا معاون سیاسی اجتماعی بهزاد نبوی درنخست‌وزیری به صدا و سیما جهت اعلام ارسال می‌گردد.
در این اطلاعیه که ساعت ۸ صبح از رادیو پخش می شود، «شهادت کشمیری» رسماً اعلام می‌گردد. این در حالی است که در لحظه تنظیم این اطلاعیه علم کامل بر نبودن جنازه در محل حادثه، پزشکی قانونی و بیمارستانهای تهران حاصل گردیده بوده است و همچنین سرتیپ شرفخواه و سرهنگ وصالی بر خروج کشمیری لحظاتی قبل از حادثه شهادت داده بودند.

جسد سازی 
دومین اقدام برای شهید جلوه دادن کشمیری جسد سازی برای وی بوده است تا اصلی‌ترین ابهام در این خصوص مرتفع گردد. هاشمی رفسنجانی در کتاب عبور از بحران درباره این ماجرا می‌نویسد: «دوشنبه ۹ شهریور [۱۳۶۰]... جنازه‌ها را به سالن مجلس آوردند، مشاهده کردم. سخت سوخته بودند. آقایان «باهنر» و «رجایی» را فقط از دندانهای طلای جلو دهان و آسیابشان، می‌شد تشخیص داد. علامت دیگری نمانده بود. مقداری گوشت [البته صحیح آن خاکستر است] هم در کیسه نایلونی [جمع] کرده بودند؛ به عنوان فرد دیگری به نام «مسعود کشمیری» منشی جلسه». 
جمع کردن مقداری خاکستر در یک کیسه نایلون به عنوان جسد کشمیری، ورود شیون کنان یک زن به عنوان همسر شهید با فریادهای مسعود مسعود، تشییع باشکوه تابوت منتسب به کشمیری با شعار «کشمیری چی شد؟ کشته شد!» به روی دست مردم و خلاصه اغفال مسئولین توسط یک باند محفلی در اطلاعات نخست وزیری در حالی صورت می گرفت که مسعود کشمیری برای خروج از کشور نیاز به فرصت و عدم حساسیت بود و یقیناً بر روی یک عنصر به شهادت رسیده، هیچ حساسیتی نخواهد بود. 

جازدن مشتی خاکستر به جای پیکر شهیدرجایی برای تبرئه عامل ترور
در این راستا افرادی همچون علی اکبر تهرانی، محسن سازگارا و نادر قوچکانلو به دلیل تلاش برای جسد سازی متهم بودند که با تهیه مقدماتی از قبیل تابوت و جمع‌آوری خاکستر از محل حادثه، در ابتدا تلاش می‌کنند آن را به عنوان پیکر شهید رجایی جا زده و پیکر آن شهید عزیز را به عنوان جسد کشمیری اعلام نمایند که با اعتراض برخی دوستان شهید و خانواده وی که در بیمارستان انقلاب اقدام به شناسایی پیکر شهید رجایی کرده بودند، خاکستر را به عنوان پیکر کشمیری اعلام می نمایند و به مقابل مجلس برده و تشییع می‌کنند. این توطئه با اعتراض افرادی همچون دکتر زرگر نماینده وقت مجلس آشکار می‌گردد که اعلام می‌دارد حتی با سوختن بدن به مدت ۲۴ ساعت در آتش برخی استخوانها همچون جمجمه بر جای خواهند ماند و نمی‌تواند از جسدی تنها خاکستر مانده باشد آن هم در شرایطی که پیکر شهیدان باهنر و رجایی تقریباً سالم است. 
آیت الله امامی کاشانی نیز همچون بسیاری دیگر، پرونده انفجار دفتر نخست وزیری را مبهم می پندارد. امام جمعه موقت تهران در خاطراتی که در ماهنامه شاهد یاران به چاپ رسید، می گوید: «این سؤال پیوسته مطرح خواهد بود که عوامل نفوذی چگونه توانستند تا این سطح رسوخ کنند... اندکی دقت نشان می‌دهد که وسعت اقدامات این گروه تا بدان پایه است که از عامل واقعی جنایت دفتر نخست وزیری، شهید! می‌سازد. بسیار ساده‌لوحانه است اگر گمان کنیم این اشتباه سهواً پدید آمده که تکه هایی را که به عنوان تکه‌های بدن کشمیری در یک کیسه پلاستیکی جمع شده با عنوان شهید کشمیری! مطرح شود، ولی جسد سالم برادر شهیدمان، دفتریان تا ۴۸ ساعت به عنوان یکی از شهدای حادثه، اعلام نشود.»

هماهنگی دفن جسد
همزمان با تشییع جنازه، افرادی همچون علی اکبر تهرانی و سازگارا به بهشت زهرا رفته و برای هماهنگی دفن جسد کشمیری تلاش می کنند. در حالی که تمام مراحل قانونی همچون شناسایی اجساد، معاینه ، اعلام نظر پزشکی قانونی و صدور مجوز دفن درباره شهیدان رجایی، باهنر و دفتریان به صورت کامل انجام گرفته است، هیچیک از این مراحل درباره کشمیری طی نمی گردد. جالب آنکه در حالی که نسبت به جنازه ساختگی کشمیری تا این حد احساسات عمومی برانگیخته می شود، هیچ اقدامی از سوی دفتر نخست وزیری برای تشییع و تدفین شهید دفتریان که مدیرکل امور مالی نخست‌وزیری بوده است، انجام نمی‌پذیرد. 
جالب تر آنکه پس از آشکار شدن بخشی از حقیقت، روابط عمومی نخست وزیری در اطلاعیه‌ای با تأکید بر اینکه پیکر سومی که توسط مردم تشییع شده متعلق به کشمیری نبوده بلکه جسد سید عبدالحسین دفتریان مدیرکل مالی اداری نخست وزیری بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیکر «شهید مسعود کشمیری» در واقعه انفجار متلاشی شده بود، که قسمتهای به دست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاک سپرده شده است!
این درحالی است که در ابتدای این اطلاعیه رسمی آمده است: شهید دفتریان در اثر خفگی شهید شده و نه سوختگی. پس پیکر او از ابتدا قابل تشخیص هویت بوده، پس چگونه او را با «مسعود کشمیری» اشتباه گرفته بودند؟
گفتنی است، محسن سازگارا که روزگاری مدعی بود که در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش داشته است؛ دهه ۷۰ منویات درونی خود را آشکار کرد و با خروج از ایران مبارزه علنی خود را با جمهوری اسلامی از شبکه صدای آمریکا آغاز کرد. او به عضویت موسسه جرج بوش، رئیس جمهور پیشین آمریکا هم در آمده است.