پرواز اندیشه

روضه مذاکرات بر مبنای درس جدید کربلا!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳٩۳
 

بعضی از امراء اصرار دارند مذاکرات ژنو و وین شبیه مذاکرات کربلاست پس می‌توان تصور کرد که اگر بخواهند روضه مذاکرات را بخوانند به‌طور استعاره‌ای اینچنین تعزیه‌سرایی می‌تواند باشد:

 «آی مردم! من درس اصلی‌ای که واقعه امام حسین در کربلا به ما آموخت را در کتابم نوشته‌ام، بگیرید و بخوانید. در آنجا نوشته‌ام که درس کربلا به ما آموخت برای «تأمین امنیت» و برای جلوگیری از کشته شدن خود و یارانمان و برای جلوگیری از اسارت زنان و بچه‌هایمان باید بالاخره به نحوی دم کدخدا را با پذیرش آیین و رسم و رسومی که راه انداخته، دید و در چارچوب این موازین و آداب و رسوم کدخدا باهاش تعامل سازنده و مذاکره کرد تا بالاخره ازش «امان‌نامه» گرفت (حضار گفتند خدا لعنتش کنه).
اما ‌ای مردم با اینکه ما کدخدایی این آقا را قبول کردیم و حتی گفتیم کدخدامون باادب و باهوشه اما این نانجیب هنوز حاضر نشده ما را سوار بنزش بکنه (گریه حضار)، میگه هنوز به ما اعتماد نداره، اولش گفت اگر هرچی اضافی داری و ما بگیم و تو هم بدی، شش ماه اول، ماهی یک مشک از آب‌های خودت می‌ذاریم برداری، بعد از شش ماه دیگه بهت اعتماد پیدا می‌کنیم و محاصره را برمی‌داریم می‌ذاریم خودت هر چقدر خواستی از آب‌های خودت بخوری، ما هم گفتیم باشه چشم، ما که چیز زیادی نداریم ولی اگه تو بگی زیادیه و الان لازم نداریم می‌دیم اما هر چی که برای رزق و روزیمون لازم داریم خط قرمز ماست و دیگه به اونا گیر نده! گفت باید ۶ ماه دیگه ببینیم چقدر رزق و روزی لازم دارید، اون موقع معلوم می‌کنیم، گفتیم باشه تو کدخدایی قولت قوله، می‌سپاریم به انصافت که ان‌شاءالله دیگه اذیت نکنی و ما را به‌جاش تکریم کنی! بعدش هر چی خواستند دادیم، آدمای کدخدا تایید کردند که از هر چی که گفتند زیادیه همه را دادیم، رفت و ماهی هم فقط یک مشک از آب‌های خودمون گرفتیم که به هیچ جامون هم نرسید (گریه حضار).

اما حالا نه شش ماه، یک‌سال از اون موقع می‌گذره ولی این نانجیب زده زیرش میگه هنوز اعتماد پیدا نکرده و باید از رزق و روزی و نون شبمون هم بگذریم و بدیم، میگه اصلاً تو رو چه به این جور نون‌ها، برای تو همون نون خشک‌های کپک‌زده قدیمی کافیه! (گریه شدید حضار) میگم آخه پس خط قرمز ما چی میشه؟ میگه خط قرمز چیه، ما که گفته بودیم درمورد مقدار نیازتون به رزق و روزی باید نظر ما رو لحاظ کنی!
تازه اگه نظر ما رو هم لحاظ کنی باز محاصره را لغو نمی‌کنیم و نمی‌ذاریم هر چی خواستی از آب‌های خودت برداری! (شیون حضار) باید چند سال به ما تمکین کنی و تمکین‌تو به‌عینه ببینیم که کامله، اون‌وقت تازه بازم مشک مشک می‌ذاریم از آب‌های خودت برداری! (گریه شدید حضار).

با اینکه خودم پارسال با کدخدا صحبت کرده بودم و قول داده بود ولی حالا زده زیرش، برای همین سفیرمو فرستادم ده بالایی خدمت کدخدا تا اصرار و التماس کنه شاید به رحم بیاد (گریه حضار)،سفیرم رفت و با درباریان کدخدا صحبت کرد و بهشون گفت ۱۰ سال پیشم که همین وضع پیش اومده بود؛ ما دو ـ سه سال هر چه گفتین اطاعت کردیم اما باز سر آخر دست مارو نگرفتین و ما رو تنها گذاشتین با این ایرانی‌های افراطی تندرو. اونا مارو گوشتاگوش سرمون رو بریدند تیکه تیکه مون کردند (گریه و فریاد حضار در حالی که شدیداً بر سروسینه خود می‌کوبیدند).

سفیرم بهشون گفت حالا معجزه شده، ما دوباره زنده شدیم! که با خنده و مسخره کردن درباریان کدخدا مواجه شد. بهشون گفت نذارید ذلیل بشیم به ما عزت بدید مارو تکریم کنید.

اگر این‌بار هم مارو دست خالی و تنها بذارین، این ایرانیان افراطی و تندرو بدتر از بلایی که شمر و یزیدیان بر سر امام حسین و یارانش آوردند سر ما خواهند آورد و عاشورایی دیگر به‌پا خواهند کرد (گریه شدید با زدن بر سر و سینه). دیگه این قسمت روضه به عاشورا و روضه امام حسین و کربلا وصل شد و معلوم شد که درست گفته‌اند مذاکرات ژنو و وین و نیویورک به‌درستی با مذاکرات کربلا همسان است! و آخر روضه خود را با لعن و نفرین آن گروه ظالم و خشن ایرانی به‌پایان رساندند: برید به جهنم ای کفار،‌ ای مزدوران، ‌ای ناقص‌الخلقه‌ها، ‌ای جاهلان، ‌ای ترسوها، ‌ای دل‌لرزان‌ها، ‌ای بزدل‌ها،‌ ای...
الا لعنت‌ الله علی القوم الظالمین.
یا حسین مظلوم