پرواز اندیشه

شکار پرنده آمریکایی ، ضربه مهلک ایران اسلامی به شیطان بزرگ
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱٩ آذر ۱۳٩٠
 

اعلام خبر به زمین نشاندن هواپیمای پیشرفته بدون سرنشین RQ 170  در خاک ایران از روز یکشنبه واکنش‌های متناقض و دستپاچه‌ای را از سوی طرف امریکایی که این هواپیما متعلق به سازمان جاسوسی این کشور است، در پی داشت.

امریکایی‌ها ابتدا در قبال این ماجرا سکوت کردند و حتی سخنگوی کاخ سفید در پاسخ به سؤال خبرنگاران، پاسخ‌گویی به این مورد را در حیطه وظایف پنتاگون (وزارت دفاع امریکا) و ایساف (فرماندهی نیروهای نظامی ناتو مستقر در افعانستان) عنوان کرد.

این در حالی بود که هم‌زمان با این اظهارنظر سخنگوی کاخ سفید، دولت امریکا که به عمق فاجعه پی برده بود، از روز سه‌شنبه تلاش‌های محرمانه‌ای را آغاز کرد تا با طرح این مسئله که هواپیما در اختیار ایساف بوده و در حال انجام مأموریت‌های ناتو بوده است،‌ این هواپیما را پس بگیرند.

در عین حال، در اولین واکنش‌های رسمی و رسانه‌ای مقام‌ها و رسانه‌های امریکایی به این ماجرا نیز تلاش شد که اولاً در مورد مشخصات و ویژگی‌های بسیار پیشرفته این هواپیما و مأموریت‌های پیچیده تعریف شده برای آن، اطلاع‌رسانی نشود و همچنین عنوان شود که این هواپیما در افغانستان از دسترس خارج شده است.

اما اگرچه توانایی ایران در به زمین نشاندن این هواپیما که یک هواپیمای فوق پیشرفته و کاملاً سری رادار گریز است و بر اساس گفته منابع غربی، هنگام عبور آن، رادارها تصور می‌کنند گروهی از پرندگان در حال حرکت هستند، یک پیروزی قابل توجه برای ایران در جنگ الکترونیک و شکست واضح برای امریکا بود اما در عین حال، دو مورد دیگر موجب نگرانی بیشتر نهادهای امنیتی و نظامی امریکایی شد.

این نهادها می‌دانستند در صورتی که ایران توانسته باشد این هواپیما را سالم به زمین بنشاند، هم قادر است از اطلاعات جمع‌آوری شده توسط آن را بازیابی کند که نشان‌دهنده جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی توسط سیا، تعرض آشکار به حقوق کشورها و استفاده از این اطلاعات در عملیات‌های تروریستی و ایذایی است که این می‌تواند به‌عنوان یک سند روشن و غیرقابل انکار در مجامع بین‌المللی استفاده شود و نکته مهم‌تر اینکه مهندسان ایرانی که اکنون در زمینه ساخت هواپیماهای بدون سرنشین پیشرفت‌های قابل توجهی داشته‌اند، قادر خواهند بود با مهندسی معکوس این هواپیمای فوق پیشرفته، زنجیره دستاوردهای خود را تکمیل کنند.

در این زمینه، رسانه‌های غربی که ابتدا هرگونه سقوط هواپیمای بدون سرنشین را رد می‌کردند، پس از اعلام کدهای غیرقابل انکار از سوی ایران، برای کاستن از تبعات تبلیغاتی ماجرا مدعی شدند ایران تنها هواپیما را ساقط کرده و نتوانسته آن را به زمین بنشاند، بنابراین، نه می‌تواند از اطلاعاتش استفاده کند و نه می‌تواند بر روی آن مهندسی معکوس انجام دهد.

نکته جالب در مورد این هواپیما و دستاورد بزرگ نیروهای مسلح ایران این است که RQ 170  به‌نحوی طراحی شده که به محض خارج شدن از دسترس برای اینکه اطلاعاتی که جمع‌آوری کرده و تکنولوژی ساخت خودش لو نرود، منفجر می‌شود اما در این مورد اخیر، با مهارت نیروهای ایرانی، هواپیما کاملاً سالم به زمین نشست و تصاویری که شب گذشته از این هواپیما پخش شد،‌ شوک بزرگ‌تری به غربی‌ها وارد کرد که حتی ادعاهای اولیه‌ای مانند ساختگی بودن این هواپیما بلافاصله از سوی خود مقام‌های امریکایی رد شد.

اما در حالی که دولت امریکا تلاش می کند از کانال های مختلف اینگونه القا نماید که هواپیمای RQ 170 که از اواخر هفته گذشته در اختیار ایران قرار داد، در اختیار ایساف (نیروی عمل کننده در افغانستان تحت فرماندهی ناتو) بوده، روزنامه نیویورک تایمز ضمن رد این موضوع، تاکید کرد که این هواپیما متعلق به سازمان سیا بوده است.

نیویورک تایمز روز دوشنبه 14 آذر 1390 در مقاله ای به قلم ویلیام براد و دیود سانجر نوشت: «هواپیمای ساقط شده در ایران، برای جمع آوری اطلاعات در ایران استفاده می شده بنابراین قاعدتا متعلق به ‏ارتش نیست- چون اقدامات خصمانه علنی با ایران وجود ندارد- بلکه متعلق به سیا است که طبق یک حکم ریاست جمهوری درباره برنامه ‏هسته ای ایران عمل می کند». ‏

در حالی که سازمان سیا مطابق رویه خود هرگز درباره مسائل عملیاتی موضع گیری نمی کند، مقاله براد و سانجر در نیویورک تایمز را باید به نوعی بیانیه غیر رسمی سازمان اطلاعات مرکزی امریکا به حساب آورد.

این اعتراف نیویورک تایمز از آن جهت اهمیت دارد که امریکایی ها از روز سه شنبه تلاش هایی را برای باز پس گیری این هواپیما به این بهانه که این هواپیما متعلق به ناتو و در حال انجام ماموریت تحت قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل بوده، آغاز کرده اند.

مقاله نیویورک تایمز که توسط دو تن از کارشناسان مطرح امور ایران نوشته شدهT تایید می کند که این هواپیما حتی متعلق به ارتش امریکا هم نبوده بلکه صرفا در اختیار سیا قرار داشته و در حال جمع آوری اطلاعات از درون خاک ایران بوده است بنابراین رفتار این هواپیما به هیچ وجه نمی تواند تحت وظایف ایساف در افغانستان طبقه بندی شود.

همچنین، مقام های مطلع در تهران تاکید می کنند درخواست امریکا برای باز پس گیری هواپیمای بدون سرنشین  کاملا مضحک و بی معناست و ایران هرگز هواپیمای RQ170 را نه به امریکا و نه به هیچ طرف دیگری تحویل نخواهد داد.

برخی منابع غربی روز سه شنبه خبر دادند دولت امریکا از طریق سفارت سوییس در تهران از ایران خواسته است هواپیمای امریکایی را که موفق به کنترل و تصاحب آن شده به امریکا تحویل بدهد آن هم با این بهانه که این هواپیما به عنوان بخشی از ماموریت های ایساف (نیروهای بین المللی تحت فرماندهی ناتو) در افغانستان در حال فعالیت بوده و بنابراین ایران طبق قطعنامه های سازمان ملل حق اقدام علیه آن را نداشته است.

اما کارشناسانی که ایران هسته ای در تهران با آنها گفت وگو کرده، می گویند به دو دلیل چنین درخواستی کاملا بی معنا و خنده دار است.

1- نخستین دلیل آن است که همان‌طور که روزنامه نیویورک تایمز در روز 14 آذر 190 گزارش داده، هواپیمای RQ170 حتی از کنترل ارتش امریکا هم خارج بوده و صرفا در اختیار سازمان سیا قرار دارد بنابراین مسخره است که ادعا شود هواپیمایی که حتی پنتاگون به آن دسترسی ندارد، در حال انجام ماموریت برای ایساف بوده است. اطلاعات موجود در اختیار «ایران هسته ای» هم نشان می دهد که از این نوع هواپیما تنها چهار فروند در پایگاهی در قندهار مستقر است که صرفا تحت فرمان سازمان سیا عمل می کند و نه دولت افغانستان، نه ایساف و نه حتی پنتاگون اجازه هیچگونه دسترسی به آن را ندارند.

2- دلیل دوم آن است که هواپیمای RQ170 در حالی در چنگال ابزارهای جنگ الکترونیک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته که در عمق حدود 300 کیلومتری خاک ایران قرار داشته و بنا به اعتراف منابع غربی مشغول عملیات جاسوسی و عکس برداری از درون خاک جمهوری اسلامی ایران بوده است. از آنجا که کاملا مسخره است که کسی بتواند ادعا کند نفوذ به عمق خاک ایران و انجام عملیات سطح بالای جاسوسی بخشی از وظایف و ماموریت های نیروهای ایساف در افغانستان است، بنابراین روشن است که این هواپیما در حال انجام ماموریت برای مرجعی غیر از ایساف بوده است.

منابع آگاه در تهران می گویند نحوه رفتار هواپیمای RQ170 کاملا خصمانه و خلاف تمام مقرارات بین المللی بوده که خواستار احترام کشورها به مرزهای بین المللی کشورهای عضو سازمان ملل است و بنابراین ایران به لحاظ موازین حقوق بین الملل کاملا حق دارد ماموریت این هواپیما را به عنوان یک «رفتار خصمانه» در نظر گرفته و آن در اختیار خود نگهدارد و حتی اقدام به مقابله به مثل کند.