پرواز اندیشه

آقای روحانی! اشتباه خاتمی و احمدی‌نژاد را تکرار نکنید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ٤ شهریور ۱۳٩۳
 

سایت الف با اشاره به اظهارات اخیر روحانی در اردبیل نوشت: موضوع قدیمی و تکراری «مجری بودن قانون اساسی» مجددا در این دولت هم کلید خورد.
در دولت‌های آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد هم این اصل قانون اساسی که رئیس‌جمهور مجری قانون اساسی است، بسیار پیگیری شد و حتی گروهی برای این موضوع نیز توسط روسای جمهور تشکیل شد. کار به جایی رسید که روسای جمهوری قبل به قوه قضائیه و شورای نگهبان نیز تذکر قانون اساسی دادند!
علی‌رغم این که نظر تفسیری شورای نگهبان قانون اساسی نیز استعلام شد و آن شورا تفسیر این اصل را منحصر به رعایت اصول قانون اساسی در قوه مجریه توسط رئیس‌جمهور دانستند، اما این غائله ختم نشد. گویا روسای جمهور برای نمایش نوعی «بسته بودن دست‌هایشان» و «مظلومیت دولت»، نیاز به تمسک به این اصل قانون اساسی و تکرار تفسیر به رای آن دارند. به هر حال بار دیگر شاهد  تکرار نمایش‌های
شانزده سال گذشته خواهیم بود.
این سایت در ادامه به انتقاد روحانی از صدا و سیما پرداخت و نوشت: بدون شک، حجم انتقادات روسای جمهور قبل در یک سال اول مسئولیت‌شان از صدا و سیما، به اندازه این یک سال مسئولیت آقای دکتر روحانی نبوده است. آنها هم مستمرا از صدا و سیما به دلیل عدم پوشش فعالیت‌های دولت انتقاد می‌کردند. اما حداقل در یک سال اول خویشتن‌داری بیشتری نشان می‌دادند. آقای دکتر روحانی از همان روز اول، لبه تیغ انتقادات خود در جلسات خصوصی و عمومی را متوجه صدا و سیما و شخص رئیس آن نمودند که اوج آن در اظهارات سفر به اردبیل بود و صریحا صدا و سیما را به نقض قانون اساسی هم متهم نمودند.
الف با اشاره به این فراز از سخنان رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه «چرا سازمان‌های بین‌المللی پول و بانک جهانی و رسانه‌های خارجی اعلام می‌کنند که چنین کاری (اقدامات دولت) در طول تاریخ ملت‌ها بی‌سابقه بوده ولی صدا و سیمای کشورمان همچنان کاری انجام نمی‌دهد»
می‌نویسد: آقای دکتر روحانی بسیار باتجربه‌تر از این هستند که بخواهیم دلیل تعاریف «رسانه‌های خارجی» از دولت را از ایشان سئوال کنیم. آیا رسانه‌های خارجی و صندوق بین‌المللی پول از پیشرفت‌های نظام جمهوری اسلامی خشنود می‌شوند و آن را تبلیغ می‌نمایند؟ و آیا بعکس از پس‌رفت‌های آن غمگین و نگران می‌شوند؟ اهداف آنها از تعریف و تمجید‌ها از این دولت به دلیل اقدامات مثبت دولت است و یا اهداف دیگری دارند.
خوب است ایشان درباره اهداف رسانه‌های خارجی را که بر سر صدا و سیمای جمهوری اسلامی کوبیده می‌شود هم توضیحاتی بفرمایند. نمی‌خواهم به جمله معروف امام راحل اشاره کنم که هر گاه غربی‌ها از ما تعریف کردند باید به خودمان شک کنیم اما
بدون تردید تعریف و انتقادات رسانه‌های غربی از پیشرفت‌های نظام با اهداف خاص سیاسی از قبیل ایجاد حاکمیت دوگانه در کشور صورت می‌گیرد که ذکاوت و تجربه دکتر روحانی به خوبی آن را درک می‌کند 


 
 
خاتمی : علی مطهری برنامه های ما را بر باد داد !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٧ تیر ۱۳٩۳
 

به گفته سایت جهان نیوز در یکی از نهادهایی که سابقه حمایت مالی از فتنه گران در سال ۸۸ را در کارنامه خود دارد اخیرا کمیته ای راهبردی تشکیل شده است.

در یکی از جلسات این کمیته موضوع رفع حصر موسوی و کروبی، دو تن از سران داخلی فتنه، مورد بحث قرار می گیرد و مطرح می شود که علی مطهری این موضوع را جدی تر پیگیری کرده و حتی در دیدار با مقامات عالی رتبه کشور نیز آن را مطرح کند.

اما از آنجایی که بعد از طرح این مسأله توسط آقای مطهری در دیدار با رهبر انقلاب وی با پاسخ قاطع و محکم مقام معظم رهبری مواجه می شود این کمیته به این نتیجه می رسد که مرتکب اشتباه بزرگی شده و علنی شدن این موضوع در افکارعمومی که نظام هنوز فتنه گری این افراد را از یاد نبرده به ضرر آنها تمام شده است.

از سویی دیگر این اقدام مطهری انتقاد اصلاح طلبان را هم به دنبال داشته است. در همین خصوص خاتمی در یکی از جلسات اصلاح طلبان از این اقدام مطهری انتقاد کرده و گفته است: برنامه هایی که ما برای رفع حصر داشتیم را این آقا بر باد داد و حالا دیگر قاطعیت نظام برای برخورد با سران فتنه به طور علنی برای همه روشن شده و دیگر نمی توان امیدی برای پیگیری رفع حصر موسوی و کروبی داشت.

گفتنی است علی مطهری هفته پیش در گفت و گو با سایت خبرآنلاین به روایت دیدار نمایندگان فرزند شهید مجلس با رهبر انقلاب اشاره کرده و گفته بود:«چند نفر صحبت کردند و مقام رهبری در ارتباط با صحبت آنها مطالبی گفتند. من هم درخواست وقت کردم و دو مطلب را گفتم، یک مطلب فرهنگی و دیگر درباره مسئله حصر خانگی. گفتم از نظر من و بسیاری از افراد، ادامه حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی به نفع کشور و انقلاب نیست و ضرورتی ندارد. اگر یکی از این دو در این حال از دنیا برود، مسئله به صورت یک غده چرکین برای جمهوری اسلامی باقی می‌ماند. از جناب عالی درخواست می‌کنم که به قوه قضائیه دستور بدهید که این موضوع را تمام کنند. اگر لازم است محاکمه شوند، ‌همراه سایر اطراف ماجرا محاکمه شوند و به قضیه خاتمه داده شود.

ایشان فرمودند: «من قبلا درباره بصیرت صحبت کرده‌ام و این که نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم.» البته آن جلسه برای گفت و گوی بیشتر مناسب نبود.»


 
 
روایتی از چگونگی ورود‌ خاتمی به‌ قدرت/ ماجرای‌ تعبیر خواب خاتمی در دوران طلبگی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳٩٢
 

به گزارش جهان، یکی از چهره های فرهنگی و مذهبی کشور که پیش از انقلاب هم حجره ای سید محمد خاتمی بوده است اخیراً در جلسه‌ای خاطره‌ای از آن دوران و همراهی اش با خاتمی در مدرسه دارالشفای قم نقل کرده است که بخشهایی از آن را می خوانید
وی می گوید: یک شب خاتمی با دستپاچگی از خواب بیدار شد و گفت که خوابی دیده است. آن شب هرچه اصرار کردم، چیزی درباره خوابش نگفت، اما دنبال کسی بود که تعبیر خواب بداند که گفتم کسی به اسم آقای فکور هست که می‌گویند خوب تعبیر خواب می‌کند.
وی نقل کرده ‌است که خاتمی که اوایل طلبگی‌اش بود و هنوز معمم نشده بود، در حضور آن فرد گفت که خواب دیده است که لباس روحانیت بسیار شیک و تمیزی پوشیده، اما وقتی خودش را در آینه نگاه کرده، متوجه شده که ریشش را تراشیده است، وحشت کرده و از خواب پریده‌است.
آقای فکور خواب وی را این‌گونه تعبیر کرد که شما به قدرت و سلطنت می‌رسید، اما آبروی اسلام را می‌برید. راوی می گوید که این تعبیر در آن شرایط دوران طاغوت و به سلطنت رسیدن یک طلبه خیلی عجیب بود.
راوی این خاطره افزوده است که اخیراً از طریق یکی از اعضای مجمع روحانیون پیغامی برای خاتمی فرستادم و ماجرای آن خواب را یادآوری کردم و گفتم آن خواب را به یاد بیاورد و اشتباهاتی که کرده را دوباره تکرار نکند.
وی چگونگی ورود خاتمی به عرصه قدرت در نظام جمهوری اسلامی را هم چنین شرح داده است که سال ۵۸ پدر خاتمی، آقا سید روح‌الله که روحانی مطرحی بود، به تهران آمده بود و می‌خواست فرزندش را به بزرگان وصل کند. برای این منظور ابتدا پیش آقای مهدوی کنی رفت و گفت که خاتمی تازه از آلمان آمده و جوان درس‌خوانده‌ای است و خواستار حضور وی در کنار آقای مهدوی شد. آقای مهدوی با سید محمد خاتمی صحبتی کرد، اما به پدرش گفت که ورود فرزندش به جامعه روحانیت زود است. (ظاهراً از آن موقع خاتمی این مسئله را به دل گرفته است).
آقا سید روح‌الله سپس با آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان عضو شورای انقلاب بودند، تماس گرفته و فرزندش را معرفی می‌کند که مقام معظم رهبری تحویلش می‌گیرند و زمینه معرفی و حضورش در روزنامه کیهان را فراهم می‌کنند؛ و این پنجره ورود خاتمی به نظام می‌شود.


 
 
آخرین تلاشهای خاتمی و شرکا در صحنه سیاسی ایران
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۳٠ بهمن ۱۳٩٠
 

حضور گسترده ولی خاموش کاندیداهای منتسب به جریان اصلاح طلب درنهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، تائید صلاحیت عمده کاندیداهای این جریان و برآوردها و نتایج بدست آمده از نظرسنجی های معتبر مبنی بر مشارکت وسیع مردم دراین دوره از انتخابات ، عواملی است که موجب شده تا رهبران جریان اصلاحات - که مدت هاست به دلیل عدم شناخت ماهیت مطالبات مردم دچار بحران تخمین و تدبیر شده اند -  و به همین سبب تا پیش از این ، بر طبل قهر و تحریم می کوبیدند ، طی روزهای اخیر به تکاپو افتاده و به فکر چاره باشند تا فردای 12 اسفند نامشان به عنوان بزرگترین بازنده آزمون ملی ، ثبت نشود. 

شرایط بوجود آمده برای اصلاح طلبان در این روزها موجب شده که سران اصلاحات در جلسات مختلف خود به بررسی وضعیت اصلاح طلب ها پرداخته و شرایط خود را ضمن مرور ، به بوته نقد داخلی بگذارند.

اخبار دریافتی دراین زمینه حاکی از آن است که اصلاح طلبان در جلساتشان استراتژی های خود را برای انتخابات مجلس نهم  ناکارآمد خوانده و تصریح کنند که شرایط فعلی  آنان محصول تصمیماتی است که عناصر رادیکال و بویژه  اصلاح طلبان خارج از کشور برایشان اتخاذ کرده اند.

رهبران جریان اصلاحات که این روزها مصائب وارده بر خود  را ناشی از تبعیت غیرعقلایی از  فتنه سبز می دانند اخیرا" در جلساتی که با حضور سید محمد خاتمی برگزار شده نکات ذیل را مورد تاکید قرار داده اند:

- شواهد نشان می دهد مشارکت در انتخابات مجلس نهم بالاست. در حالی که قبلا" پیش بینی ما حضور کمتر از 40 درصد مردم در انتخابات 12 اسفند بود ، اکنون به راحتی می توان حضور 55 تا 60 درصدی را پیش بینی کرد.

- ما در ترسیم سناریوی انتخاباتی خود ، متشتت عمل کردیم. یک عده بحث تحریم را مطرح کردند و ما هم مشارکت مشروط را پیش کشیدیم. باید بپذیریم که در تعیین راهبردها بد عمل کرده و دچار تشتت شدیم.

- ما نتوانستیم خوب تصمیم سازی کنیم و باز هم دیگران برای ما تصمیم سازی کردند.بازهم برای ما اصلاح طلبان  خارج از کشور و رادیکال های داخل زندان تصمیم گرفتند.

- برآورد ما از نحوه مواجهه حاکمیت با کاندیداهای اصلاح طلب اشتباه بود ما فرصت انتخابات مجلس را از دست دادیم و از الان باید برای ریاست جمهوری برنامه ریزی کنیم.

اما این همه ماجرا نیست. برخی چهره های صاحب نفوذ جریان اصلاحات اظهاراتی را در این جلسات بیان کرده اند که در نوع خود بسیار قابل توجه است.

گفته می شود یکی از عناصر برجسته جریان اصلاحات در یکی از این جلسات ، شرایط کنونی جبهه اصلاح طلبان را حاصل شیطنت سیاسی یک چهره مشهور سیاسی خوانده که تمایل دارد جریان اصلاحات همه راهبردها و سناریوهای خود را در پازل وی طراحی نماید و هر برنامه این جریان از کانال وی پیگیری شود.

وی تصریح کرده است:« آقای ... سر ما را کلاه گذاشت. او می دانست که نظام نسبت به حضور همه اصلاح طلبان دغدغه نداشته و فقط موضوع به اصطلاح فتنه برای نظام مهم است.این آقا این مساله را می دانست اما آن را تا شب آخر به ما منتقل نکرد و این ناشی از شیطنت او بود.»

اما نگرانی رهبران اصلاح طلب تنها به شیطنت برخی افراد ، خلاصه نمی شود. بدست آمدن نتایج اولین نظرسنجی ها نیز آنان را برآشفته کرده است بگونه ای که یکی از چهره های موثر اصلاح طلبان در این جلسات با بیان اینکه قرائن موجود نشان می دهد انتخابات دریک شرایط مناسب و با مشارکت بالا انجام خواهد شد ، گفته است:« اقدامات ما در کاهش مشارکت تاثیری نگذاشته و ما در این انتخابات،زودهنگام و با دست خودمان از صحنه خارج شدیم.»

آن سوی پریشانی های اصلاح طلبان اما نکته دیگری هست که در اظهارات سران آنان  ظهور وبروز یافته است و آن چیزی جز کوبیدن اصلاح طلبان  و فتنه گران بر طبل "تحریم" نیست.

یکی از چهره های اصلی جریان اصلاحات ندر جلسات فوق الذکر با بیان اینکه واژه تحریم و چسبیده شدن آن به اصلاح طلبان برای این جریان معضل درست کرده ، تصریح نموده است که تحریم روش درستی نبود.آقایان نباید خط تحریم را دنبال می کردند.من به آن ها گفتم.این آقایان نشستند و این حرف ها را زدند و ما را دچار مشکل کردند.

همچنین در این جلسات که با ناراحتی خاتمی ادامه داشته از اصلاح طلبان رادیکالی که در زندان بسر می برند به شدت انتقاد شده و گفته شده است که این نامه پراکنی ها و این بیانیه صادر کردن ها به نام زندانیان و شاخه خارج از کشور، اصلاحات را بار دیگر زمین گیر کرد و با وجودی که شرایط انتخاباتی برای ما فراهم بود دوستان ، ما را بدجوری به دیوار کوبیدند.

همچنین در این جلسات تاکید شده است که نامه های نوری زاد، قدیانی ، نامه جعلی ۳۹ نفره و... که ادبیات آن ها مبتنی بر تحریم و مقابله با نظام بود ما را بکلی فلج کرد.

بر اساس گزارش های دریافتی ، یکی از پیشنهادات مطرح شده در جلسات سران اصلاح طلب این بوده که با توجه به نتایج نظرسنجی ها و احتمال مشارکت گسترده مردم در انتخابات مجلس نهم ، و نیز حضور طیف قابل توجهی از مهره های سفید اصلاح طلب در عرصه رقابت ها ، خوب است در آستانه انتخابات ، جمعی از سران اصلاح طلب یا گروه های وابسته به این جریان - بویژه مجمع روحانیون - در اطلاعیه ای ضمن تکرار مواضع گذشته مبنی بر عدم آزاد بودن انتخابات و اصرار بر شروط خاتمی ، در عین حال از مردم بخواهند برای مقابله با تحریم ها و خارج کردن کشور از فشار و مقابله با جنگ طلبی در انتخابات شرکت کنند.

گفتنی است ادبیات « مقابله با تحریم و اعتراض به جنگ» شگرد تبلیغاتی جدید جریان فتنه و اصلاحات است که در سالگرد آشوب اسرائیلی 25 بهمن نیز درصدد بودند با همین شعار مردم را به خیابان کشانده و در عمل شعارهای ساختارشکنانه خود را طرح نمایند. البته این شعار و تمام برنامه ریزی های جریان فتنه برای ایجاد ناآرامی در 25 بهمن به دلیل شناخت دقیقی که حتی هواداران سابق اصلاح طلبان از ماهیت رهبران این جریان پیدا کرده اند ، به فرجام نرسید و ناکام ماند.


 
 
ممانعت از خروج خاتمی از کشور
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ٥ امرداد ۱۳٩٠
 

به گزارش جهان، خبری جدیدی که چند روز پیش درباره سید محمد خاتمی منتشر شد از عزم او برای خروج از کشور حکایت می کرد.

بر پایه این خبر، رئیس بنیاد باران تصمیم داشت که برای دیدار با فرزندانش به یک کشور اروپایی سفر کند. فرزندان آقای خاتمی در آمریکا و اروپا زندگی می کنند.
همچنین شرکت در سمیناری در کشور ایرلند از دیگر برنامه های سفر او بوده است.

خبر جدید حاکی است که آقای خاتمی موفق نشده از کشور خارج شود و برنامه خود را اجرایی کند.
گفته شده است که رئیس بنیاد باران ممنوع الخروج است و اجازه ترک ایران را ندارد.

گفتنی است تلاش خاتمی در فروردین سال گذشته هم برای خروج از کشور و سفر به ژاپن ناکام ماند و از همان زمان بود که موضوع ممنوع الخروجی وی رسانه ای شد.


 
 
انتخابات 88 و درسهای بزرگ آن
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳٩٠
 

٢٢ خرداد یادآور یکی از مهیج ترین و پر حادثه ترین انتخاباتهای صورت گرفته در عمر سی و چند ساله انقلاب اسلامی ایران بود که بسیاری از کارشناسان سیاسی آن را یک طوفان ناگهانی در عرصه اجتماعی - سیاسی ایران عزیز می دانند !

این پدیده ، علیرغم اینکه عوارض منفی و مشکلاتی را برای همه مردم از طیفها و گروههای مختلف ایجاد کرد ، نتایج مبارکی را هم به همراه داشت .

در رأس این نتایج مثبت ، آشکار شدن چهره صدها سیاستمدار وابسته فکری به اردوگاه لیبرالیسم که در اثر احساس پیروزی نقاب از چهره گرفته و رازهای مگویشان را بر زبان راندند تا  از غنائم احتمالی پس از طوفان سیاسی بی نصیب نمانند .

خیل عظیم به اصطلاح خواصی که در این آزمون سخت و دشوار ، بی خاصیتی خود را نشان دادند و با توجه به مشکلات ریز و درشت موجود در پرونده خود و اطرافیان نزدیکشان ، ناچارا به اردوگاه سبز لجنی ها پیوستند .

از دیگر ویژگیهای مهم این پدیده ، بروز نوعی تفکر پویای انقلابی در جمع ملت سلحشور ایران بود که بدون نیاز به اعلام نظر خواص بی خاصیت ، به میدان آمده و در یک معادله پیچیده سیاسی ، در روز نهم دی حرف آخر را زدند و طراحان ، مجریان و دلدادگان به فتنه را با هم به زباله دان تاریخ فرستادند .

اما مهمترین ویژگی طوفان سیاسی سال 88 آن بود که سیستم ارتباطی دشمنان سی ساله انقلاب اسلامی به عنوان طراحان اصلی پروژه با عناصر دلداده به بیگانه برای همگان آشکار شد . این موضوع که نظامهای سلطه و در رأس همه آنها دولت استعماری آمریکا ؛ دشمنی دیرینه ای با نظام مقدس اسلامی ما دارد موضوعی جدید نبوده و نیست اما آنچه که در فتنه 88 خود را نشان داد ارتباط ارگانیک و سازمان یافته برخی از گروههای به اصطلاح مدعی خط امام با طراحان فتنه بود که از لایه های پایینی جریان برانداز تا بالاترین رده ها را پوشش می دادند .

از ارتباط محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور سابق ایران با جورج سوروس طراح انقلابهای مخملی در دنیا و صهیونیست شناخته شده عالم سیاست گرفته تا فعالیتهای سیاسی محسن مخملباف به عنوان کارگردان فیلم اخلاقی عرفانی توبه نصوح ! در اوائل انقلاب در بطن سازمانهای امنیتی آمریکا و اسرائیل طیف گسترده ای از افراد مدعی سابق را در بر می گیرد که پس پایان جنجالهای سال 88 در تلاش هستند دم خروس را که هفتاد میلیون ایرانی دیده اند بپوشانند اما نمی شود .

اینکه دشمن پس از گذشت یک دهه از اتفاقات سال 78 و فتنه کوی دانشگاه و حوادث هیجدهم تیرماه آن سال با برنامه ریزی جدید اتفاقات سال 88 را به مرحله اجرا در آورد چندان جای تعجب نیست اما اینکه در هر دو حادثه مجری برنامه یک جریان شناخته شده داخلی که خود را شاخه ای انشعابی از روحانیت متعهد به انقلاب معرفی کرده بود عهده دار شده جای تفکر و تعمق دارد .

به نظر می رسد که برخی از جریانات منحرف داخلی با توجه به عمق کینه ورزیهایشان با علی ، تمام هیکل و هیبت خود را به معاویه فروختند تا بلکه بتوانند بار دیگر تاریخ غمبار سالهای پایانی حکومت علوی را تکرار کنند در حالی که نفهمیده بودند که شعار ملت فرهیخته ، باهوش و مومن ایران اسلامی مبنی بر « ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند » تنها یک شعار نبوده و یک باور عمیق قلبی بوده و خواهد بود .