پرواز اندیشه

متلک هنرمندانه حاتمی کیا به مدیران فرهنگی مدعی تدبیر و امید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳٩٢
 

من سربازم همچنان هم سرباز باقی می‌مانم و سربازان در انقلاب فجر به همت مدیران این مملکت غریب هستند
 
ابراهیم حاتمی کیا در مراسم اختتامیه یازدهمین جشنواره فیلم فجر مشهد در سخنان کوتاهی گفت: من قصد صحبت نداشتم ولی محبت شما زبان مرا باز کرد.
 
کارگردان فیلم "چ" ادامه داد: با شوق خاصی به شهر عشق آمده‌ام و از خدا می‌خواهم اگر عزتی می‌دهد خودش هم حفظش کند.
 
وی عنوان کرد: من سربازم همچنان هم سرباز باقی می‌مانم، هنوز دهه فجر تمام نشده ولی سربازان به همت مدیران این مملکت در انقلاب فجر غریب هستند.
 
حاتمی‌کیا بیان کرد: من ادب سربازی را دارم که در میدان مین حرکت می‌کند ولی دوران، دورانی است که روی فرش قرمز باید حرکت کرد.


 
 
کنایه حاتمی‌کیا به فرهادی در نامه‌اش به میرکریمی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۳٠ مهر ۱۳٩٠
 

ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان سینما ایران درباره‌ "یه حبه قند"، جدیدترین ساخته رضا میرکریمی یادداشتی منتشر کرد.

در متن یادداشت این کارگردان سینما آمده است:
 
"یا لطیف،
خیر ببینی آقا سیدرضای میرکریمی.
کام‌ات شیرین. اگر این حَبّه قندت نبود، یادمان می‌رفت کجایی هستیم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرس‌نشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتاب‌مان به جبرِ همکار تلخ‌مزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم.
 
خیر ببینی برادر. تو با حَبّه قندی کام دودگرفته‌مان را شستی و به یادمان آوردی که ایرانی هستیم. نامی داریم و نشانی. ادبی داریم و آدابی، که به وقت شادمانی بدانیم چه باید کنیم و به وقت عزا چه باید باشیم.
 
سیّد عزیز، متوقع نباش که با این حَبّه قندت قادر به شیرین کردن کامِ جفامسلکان باشی. این تلخی به بلندای نسلِ این نهضت همچنان ادامه‌دار است، ولی بدان، این بارانِ سیاهِ جفایِ غریبه‌هایِ دوست‌نما، پایانی دارد. تو حوصله کن و مباد که شکایت به غریبه بری. تو شاگردِ مکتبِ فردوسی و حافظی که نه کوچیدند و نه شوقِ ترکِ سرزمین به فرزندانشان دادند. این عصر وارونگی پایانی دارد برادر!
 
برادرت ابراهیم حاتمی‌کیا، برگ‌ریزان یکهزار و سیصد و نود."