پرواز اندیشه

انتخابات 88 و درسهای بزرگ آن
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳٩٠
 

٢٢ خرداد یادآور یکی از مهیج ترین و پر حادثه ترین انتخاباتهای صورت گرفته در عمر سی و چند ساله انقلاب اسلامی ایران بود که بسیاری از کارشناسان سیاسی آن را یک طوفان ناگهانی در عرصه اجتماعی - سیاسی ایران عزیز می دانند !

این پدیده ، علیرغم اینکه عوارض منفی و مشکلاتی را برای همه مردم از طیفها و گروههای مختلف ایجاد کرد ، نتایج مبارکی را هم به همراه داشت .

در رأس این نتایج مثبت ، آشکار شدن چهره صدها سیاستمدار وابسته فکری به اردوگاه لیبرالیسم که در اثر احساس پیروزی نقاب از چهره گرفته و رازهای مگویشان را بر زبان راندند تا  از غنائم احتمالی پس از طوفان سیاسی بی نصیب نمانند .

خیل عظیم به اصطلاح خواصی که در این آزمون سخت و دشوار ، بی خاصیتی خود را نشان دادند و با توجه به مشکلات ریز و درشت موجود در پرونده خود و اطرافیان نزدیکشان ، ناچارا به اردوگاه سبز لجنی ها پیوستند .

از دیگر ویژگیهای مهم این پدیده ، بروز نوعی تفکر پویای انقلابی در جمع ملت سلحشور ایران بود که بدون نیاز به اعلام نظر خواص بی خاصیت ، به میدان آمده و در یک معادله پیچیده سیاسی ، در روز نهم دی حرف آخر را زدند و طراحان ، مجریان و دلدادگان به فتنه را با هم به زباله دان تاریخ فرستادند .

اما مهمترین ویژگی طوفان سیاسی سال 88 آن بود که سیستم ارتباطی دشمنان سی ساله انقلاب اسلامی به عنوان طراحان اصلی پروژه با عناصر دلداده به بیگانه برای همگان آشکار شد . این موضوع که نظامهای سلطه و در رأس همه آنها دولت استعماری آمریکا ؛ دشمنی دیرینه ای با نظام مقدس اسلامی ما دارد موضوعی جدید نبوده و نیست اما آنچه که در فتنه 88 خود را نشان داد ارتباط ارگانیک و سازمان یافته برخی از گروههای به اصطلاح مدعی خط امام با طراحان فتنه بود که از لایه های پایینی جریان برانداز تا بالاترین رده ها را پوشش می دادند .

از ارتباط محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور سابق ایران با جورج سوروس طراح انقلابهای مخملی در دنیا و صهیونیست شناخته شده عالم سیاست گرفته تا فعالیتهای سیاسی محسن مخملباف به عنوان کارگردان فیلم اخلاقی عرفانی توبه نصوح ! در اوائل انقلاب در بطن سازمانهای امنیتی آمریکا و اسرائیل طیف گسترده ای از افراد مدعی سابق را در بر می گیرد که پس پایان جنجالهای سال 88 در تلاش هستند دم خروس را که هفتاد میلیون ایرانی دیده اند بپوشانند اما نمی شود .

اینکه دشمن پس از گذشت یک دهه از اتفاقات سال 78 و فتنه کوی دانشگاه و حوادث هیجدهم تیرماه آن سال با برنامه ریزی جدید اتفاقات سال 88 را به مرحله اجرا در آورد چندان جای تعجب نیست اما اینکه در هر دو حادثه مجری برنامه یک جریان شناخته شده داخلی که خود را شاخه ای انشعابی از روحانیت متعهد به انقلاب معرفی کرده بود عهده دار شده جای تفکر و تعمق دارد .

به نظر می رسد که برخی از جریانات منحرف داخلی با توجه به عمق کینه ورزیهایشان با علی ، تمام هیکل و هیبت خود را به معاویه فروختند تا بلکه بتوانند بار دیگر تاریخ غمبار سالهای پایانی حکومت علوی را تکرار کنند در حالی که نفهمیده بودند که شعار ملت فرهیخته ، باهوش و مومن ایران اسلامی مبنی بر « ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند » تنها یک شعار نبوده و یک باور عمیق قلبی بوده و خواهد بود .