پرواز اندیشه

تحلیل نتایج یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری - خرداد 92
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ خرداد ۱۳٩٢
 

شقشقیه چهارم

سرانجام بعد از کلی کش و قوس و بالا و پایین ، یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران اسلامی برگزار شد و در شرایطی که شش تن از نامزدها توانستند خود را به خط پایان برسانند ، جناب آقای دکتر حسن روحانی با کسب 7/50 درصد کل آراء حائز کسب اکثریت مورد نیاز گردید و رئیس جمهور منتخب شد .

بررسی کیفی آراء مردم ایران در این دوره ، پیامهای ملت و تحلیل شرایط فعلی احزاب و گروههای سیاسی ؛ می تواند در این مجال چهره ای قابل لمس را از وضعیت کشور ارائه نماید .

1* انتخاب آقای روحانی در مرحله نخست در حالیکه تنها هفت دهم درصد بیش از میزان لازم ( حدود سیصد هزار رأی ) را دارا شده بود با عنایت به حجم بالای تبلیغات مسموم مخالفین نظام جمهوری اسلامی و تهمت ناجوانمردانه دشمنان نسبت به وقوع تقلب در این انتخابات همچون سال 88 بر هر انسان منصف و معقولی اثبات کرد که مکانیزم انتخاباتی در ایران فوق العاده دقیق و غیر قابل خدشه است و حتی سیصد هزار رأی را هم در راستای تأمین منافع کاندیدای نزدیکتر به دولت نمی توان جابجا کرد چه برسد به 11 میلیون رأی !

2* انتخاب آقای روحانی در مرحله نخست با توجه به تعدد کاندیداها نشاندهنده منطق اعتراضی ملت به وضعیت فعلی کشور می باشد ؛ فارغ از اینکه مبنای اعتراض را از لحاظ صحت یا عدم صحت بررسی کنیم .

3* مهمترین شعار آقای روحانی امید و تدبیر بود . شاید مهمترین گمشده های امروز جامعه ایران همین دو اصل بود که در شعار آقای روحانی دیده می شود . امید برای همه اقشار علی الخصوص نسل جوان در حوزه های مهمی همچون اشتغال ، ازدواج ، آزادی های نسبی اجتماعی و فردی و پیشرفت روز افزون کشور . همچنین بازگشت عقلانیت و تدبیر در مدیریت اجرایی کشور به گونه ای که هزینه های غیر ضروری مواردی همچون اختلاف قوای سه گانه ، رفتارهای خارج از عرف مدیریتی ، عدم بهره گیری بهینه از پتانسیل عظیم نخبگان کشور به جهت کج سلیقگی و ... برطرف گردد .

4* تحقق حماسه سیاسی با حضور یکپارچه قاطبه ملت و اعلام نظر نهایی اکثریت با قاطعیتی ستودنی.

5* مهمترین پیام ملت به مسئولین فعلی که اتفاقا از میزان آرای به مراتب بیشتری برخوردار بوده اند این بود که با هیچ کس عقد اخوت مادام العمر ندارند و اگر سیاسیون قدر اعتماد مردم را در زمان زودگذر و محدود ریاست خود ندانند ملت با دست قدرت خود آنها را از اریکه به زیر کشیده و گفتمان دیگری را جایگزین می کنند و در این مسیر با بهره گیری از ظرفیتهای قانون اساسی حرف خود را به کرسی می نشانند حتی اگر برخی ها نخواهند . نکته مهم آنکه فرد پیروز امروز اگر این منطق روشن را درک نکند به سرعت دچار افول شده و به سرنوشت دولتهای قبل و ماقبلتر دچار خواهد شد !

6* بررسی شیوه عملکرد گروههای سیاسی در این دوره از انتخابات بسیار جذاب و راهگشاست .

همانگونه که آگاهان سیاسی می دانند طیفهای سیاسی کشور به چهار دسته عمده تقسیم می شوند :

اصلاح طلبان ، تکنوکراتها ، تعامل پیشگان و اصولگرایان

در این دوره از انتخابات آقای دکتر عارف نماینده اصلاحطلبان بود و آقای روحانی تکنوکراتها را نمایندگی می کرد . آقایان قالیباف ، رضایی و ولایتی نماینده تعامل پیشگان بودند و آقایان حداد عادل و جلیلی اصولگرای حقیقی در معنا بودند .

فارغ از ادعاهای لسانی که بر اساس آن تعامل پیشگان خود را اصولگرا نامیدند و یا نماینده تکنوکراسی خود را اعتدالگرا نامید و یا برخی خود را مستقل خواندند ، در حقیقت همین دسته بندی که عرض شد حقیقت داشت .

حسب انعطاف پذیری صورت گرفته در جبهه اصلاحات نماینده این گروه در منتها الیه چپ به سود تکنوکراسی که بیشترین قرابت را با ایشان داشت انصراف داد تا در سمت چپ جدول رقابت مردم تنها با یک چهره مواجه شوند . اما در سمت راست جدول ترافیک سنگین بود . تعامل گرایان علیرغم شعار جذابشان هرکدام تنها خود را محور تعامل می دانست و معتقد بود سایرین باید به نفعشان کناره گیری کنند و در نهایت هم نتوانستند به اتحاد برسند ! 

در منتها الیه سمت راست جدول دو تن از نامزدها بودند که فارغ از عملکرد دولت ، مدافع اصولگرایی شدند و با تمام توان از گفتمان اصولگرایی دفاع کردند و دچار مصلحتهای خود ساخته و تعامل گرایانه نشدند . در این بخش هم آقای حداد عادل با انصراف خود آقای جلیلی را تنها چهره اصولگرایی کرد . هرچند که تعامل گرایان علیرغم عدم ائتلاف در میان خود در انتظار کنار رفتن نماینده اصولگرایی به نفع خود بودند و در این مسیر رفتار نماینده اصلاح طلبان را شاهد می آوردند .

همانگونه که از مقدمات تحلیل بر می آید چپ گرایان این رقابت با مدیریت دقیق صحنه تمام توان خود را پشت یک نفر تجمیع کردند و مهمترین گام را برای موفقیت برداشتند .

اما در سوی دیگر این مهم مقدور نشد ؟ سوال مهم آنکه چرا ؟

دلایل متعدد برای این تشطط وجود داشت . نخست آنکه نامزدهای سمت راست جدول همگی در اریکه قدرت حضور داشتند و به نوعی خود را برتر از دیگری می پنداشتند . طبیعی بود که در صورت نیاز به یک ائتلاف گسترده لازم بود تا سه عنصر تعامل گرا می توانستند بر مشکلات درون گفتمانی چیره شده و تنها یکی باقی بماند . اگر این مهم رخ می داد شاید می شد ائتلاف با نماینده اصولگرا را هم پیش بینی کرد .

اعتماد به نفس غیر واقعی یکی از نامزدهای این گفتمان سبب شده بود تا بدون هرگونه انعطافی از دیگران بخواهد تا کناره گیری کنند . آقایان ولایتی و رضایی هم حسب تکلیف عالیجناب مافوق زیر بار نرفته و عملا تیر این گفتمان به سنگ خورد .

تلاشهای تخریبی همراه با فشار بی سابقه به تنها نماینده گفتمان اصولگرایی ( با معنای حقیقی پایبندی به گفتمان امام و رهبری ) جهت انصراف ؛ با توجه به انشقاق گسترده درون گفتمانی تعامل گرایان توجیه عقلانی خود را از دست داد و در نتیجه تحقق نیافت .

نهایتا گفتمان چپ با یک نامزد و گفتمان راست با چهار نامزد پای به میدان رقابت 24 خرداد نهاده و همانگونه که به راحتی قابل پیش بینی بود نماینده چپی ها به راحتی برنده این رقابت شد .

در پایان به بخشی از اشتباهات فاحش جناح راست سیاسی در این رقابت اشاره می شود :

الف : گشادی بیش از حد طیف مدعی اصولگرایی از قالیباف ( نزدیک به تکنوکراتها ) تا جلیلی ( نزدیک به جبهه پایداری )

ب : تمرکز جانبدارانه بر روی آقای قالیباف به عنوان گزینه مورد وفاق ارکان قدرت جناح راست شامل مجلسیها ( شاخه لاریجانی ) رسانه ایها ( شاخه دارابی ) سپاهیها ( شاخه جعفری ) با تکیه بر پول و امکانات شهرداری تهران و برخی از کلان شهرهای کشور هیچگاه نتوانست ضعف بزرگ فقدان وجهه اصولگرایی فرد مورد وفاق را پوشش دهد . به عبارت دیگر بدنه فعال و مردمی جناح راست که ریشه در باورهای اصیل اصولگرایی و گفتمان امام و رهبری دارد هیچگاه قالیباف را به عنوان نماینده خود نپذیرفت و این عدم پذیرش به وضوح قابل لمس و پیش بینی بود اما سیاسیون جبهه راست ندیدند و حس نکردند !

ج : خود زنی جناح راست در مناظرات با حمله همه جانبه به دولت فعلی و همراهی با چپ گرایان در این عرصه که عملا یاد آور شعر معروف " یکی بر سر شاخ و بن می برید " بود . این آقایان مدعی شعور سیاسی هیچگاه درنیافتند که از دیدگاه عموم مردم دولت فعلی همان آشی است که توسط علاقمندان به اردوگاه راست پخته شده و احیانا مخالفتهای موردی برخی از این آقایان با دولت نمی تواند اصل موضوع را پاک کند . لذا هربار که دولت فعلی غیر منصفانه و بدون دفاع از بخشهای خوب فعالیتهای صورت گرفته مورد هجوم جناح چپ قرار گرفت عملا غیر از آقایان حداد عادل و جلیلی باقی نفرات دفاعی نکرده و حتی در برخی از موارد گل به خودیهای زیبا و تاریخی زدند .

د : نگاه کاملا مادی و منفعت جویانه به مشکلات کشور و هم آهنگی با طیف مقابل در بزرگ جلوه دادن مشکلات اقتصادی کشور عملا طیف راست را دنباله رو طیف چپ در چشمان عموم مردم جلوه داد . البته در این صورت دلیلی باقی نمی ماند که مردم سختی کشیده پس از تمسک به تحلیلهای مادی گرایانه نماینده جناح چپ او را دارای اولویت ندانند و به دنباله روها رأی دهند . به عبارت دیگر تنها راه نجات نامزدهای جناح راست تأکید برگفتمان ایمانی و مقاومتی بود تا بتوانند مردم را به رأی دادن مجاب کنند که اکثر این افراد ( به جز آقای جلیلی و حداد عادل) در مسیر خواست جناح مقابل تن به گفتمان سیاه نمایی اقتصادی دادند .

در مجموع انتخابات 92 یک وزن کشی حقیقی مابین اصولگرایان و اصلاح طلبان بود که شاید با برنامه ریزی دقیق مغز متفکر جناح چپ برخی از نامزدهای ظاهرا اصولگرا همان نقش اسب تروا را در شهر اصولگرایان بازی کردند .

والعاقبه للمتقین