پرواز اندیشه

چرا برخی اصرار دارند دنیا را با عینک آمریکایی ببینند ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

انسان موجودی منطق گرا و عقل محور است و بهترین قاضی برای تحلیل مسائل و رخدادها قوه عاقله اوست به شرط آنکه بتواند بین حقیقت و منفعت شخصی تعادل ایجاد کرده و بر اساس عدالت رأی دهد .

با این مقدمه وارد تحلیل موضوعی می شویم که امروزه به عنوان یکی از پدیده های رایج در میان برخی از جوانان و افراد جامعه خود مشاهده می کنیم .

این پدیده عبارت است از توجیه و تبیین رویدادهای جاری کشور و دنیا با خط کش ارائه شده توسط سیاستمداران غربی و اصرار بر صحت اینگونه تحلیلها علیرغم آنکه در حوزه استدلال به شدت ضعیف و غیر قابل قبول بوده و در برخی موارد به قول یکی از رفقا  « مرغ پخته را به خنده وا می دارد »  .

برای اینکه بتوانیم درک درستی از اینگونه تحلیلها در جامعه اسلامی خود داشته باشیم باید موضوع را از دو منظر مورد دقت قرار دهیم .

نخست آنکه برخی از افراد که اینگونه تحلیلها را ارائه می کنند از اساس مرید تفکر سرمایه سالاری غربی بوده و منافع شخصی و گروهی ایشان با تفوق این گفتمان تأمین می شود لذا عقلانیت بشری این افراد ایجاب می کند که در تحلیلهایشان عدالت را قربانی کرده و در کسوت مبلّغ تفکر غربی از مکانیزمهای ارائه شده بهره برداری و سایرین را به سوی این تفکر رهنمون شوند !

از منظر دیگر ، برنامه ریزیهای گسترده سردمداران تفکر لیبرال دموکراسی غربی است که با توجه به گستردگی انقلابهای منطقه ای و موج بیداری اسلامی در سطح منطقه خاور میانه و تقویت روز افزون گفتمان مقاومت در برابر استعمارگران غربی ، ریشه این دردهای روزافزون خود را انقلاب اسلامی ایران می دانند و بهترین راه حل برای خشکاندن تحولات منطقه ای را در نابودی این ریشه قدرتمند یافته اند . با این وضعیت به روشنی می توان دریافت که چرا طی همین پنج ساله اخیر بیش از یکصد شبکه تلویزیونی فارسی زبان از طریق ماهواره مشغول ارائه تحلیل ، نقد و تخریب باورهای ایمانی ملت ایران شده اند و چرا غرب حسابگر ، میلیونها دلار هزینه این رسانه ها را پرداخت می کند !

حالا اگر این دو ستون اصلی تحلیل را در کنار هم قرار داده و به نتیجه گیری بپردازیم روشن می شود که چرا طی سالهای اخیر و خصوصا پس از فتنه های سال 88 بخش خاصی از جامعه درگیر پدیده تحلیلهای آبکی غربی شده و با نفی عقل و شرع به تکرار تحلیلهای ارائه شده توسط این شبکه های ماهواره ای می پردازند .

به برخی از این تحلیلها که گاها در گوشه و کنار شنیده می شود دقت کنید :

* پس از پایان نخستین مرحله انتخابات مجلس نهم : اینکه میگن تعداد رأی دهندها نسبت به دوره های قبل بیشتر شده و مردم بیشتر پای صندوق اومدن پس چطور شد که بیست و پنج نفر از سی نفر رأی نیاوردن ؟!

* کشورهای عربی که اینقدر دربارشون بد می گوییم خیلی از ما بیشتر دموکراسی دارن و با مخالفاشون انسانی برخورد می کنند !

* کشورهای عربی که اسلامشون خیلی هم از ما پر رنگ تره چرا با مسئله حجاب مشکلی ندارن و این موضوع حجاب یک مسئله من در آورده در ایران است !

* اینکه میگن مشکل اقتصاد توی اروپا و آمریکا به هم ریخته حقیقت نداره و این موضوع توسط حکومت و دولت اسلامی بزرگنمایی میشه !

* جنبش وال استریت توسط اوباش قانون گریز غرب و با تحریک ایران و حزب الله لبنان برنامه ریزی شده و ربطی به ضعفهای نظام لیبرال سرمایه داری نداره !

* اعتقادات مذهبی خصوصا شیعه گری موجب عقب ماندگی ایرانیها شده و این مسائل مربوط به گذشته می باشد !

* پیشرفت ایران تنها با ملی گرایی ممکن است و نماد قدرت ایرانیها کوروش کبیر و اکابر پیش از اسلام می باشند !

* حجاب و پوشش اسلامی اجحافی است که نظام حاکم بر ایران  در حق بانوان و زنان روا می دارد و این محدودیت وجه شرعی و عرفی ندارد !

* در سایر نقاط جهان مردم از آزادی بیان حداکثری برخوردار بوده و در ایران خفقان دینی حاکم است !

* دیکتاتوری و استبداد در ذات حکومتهای اسلامی و خصوصا شیعی نهادینه شده و مبحث ولایت مطلقه فقیه بارزترین نشانه آن است !

.

.

.

نگاهی به سرتیتر این شبهه ها و ایرادات ارائه شده که در قالب تحلیل به مخاطب  خورانده می شود نشان می دهد که طراح سوالات تلاش حداکثری داشته تا آن بخش از جامعه اسلامی را هدف قرار دهد که در زمره دلدادگان تفکر لیبرال دموکراسی غربی محسوب نمی شوند ولی بر اساس مشکلات و معضلات موجود در جامعه این آمادگی را دارند که شنونده خوبی برای اینگونه تحلیلها باشند . به عبارت دیگر تحلیلهای آبکی و ایرادات بی ریشه که اکثر قریب به اتفاقشان تنها می تواند افراد بی اطلاع از قانون و شرع را بفریبد هیچگاه جنبه اقناعی برای مخاطب ندارد و تنها ابزاری در اختیار افرادی قرار می دهد که بنا به هر دلیلی دچار آسیب های اجتماعی شده به تحلیلی هرچند ضعیف احتیاج دارند تا مشکلات خود را تسکین دهند .

از سوی دیگر این ابزار نیازهای گفتاری بخش کوچکی از ایرانیان را که دل در گرو عشق به لیبرال دموکراسی دارند و از مواهب این تفکر ؛ جامعه سرمایه داری کشور را ساخته اند ، فراهم می سازد تا از یک سو نظام عدالت محور و مقدس جمهوری اسلامی را به چالش بکشند و از سوی دیگر شرایط را برای کسب لذایذ رایج در کشورهای غربی همچون بی بند و باریهای آنچنانی بدون ترس از برخوردهای اسلامی ، ایجاد مراکز تفریحی آنچنانی در کشور بدون آنکه کسی معترض ایشان گردد ، کسب درآمدهای روزافزون بدون ترس از راه افتادن دادگاههای مشابه اختلاس بزرگ ، سرگرم کردن بخشهای ضعیف جامعه به مسائل غیر ضروری و تغییر جهت دادن تیغ انتقادات این طبقه از خود به سوی نظام اسلامی ، بازگرداندن حاکمیت به دست اربابان غربی که موجب می شود این گروه علاوه بر ریاست در حوزه اموال و داراییها در حوزه سیاسی هم بر تخت نشینند و لذتش را تجربه کنند !

به قول یکی از دوستان ، در دیدگاه سیاسی این افراد ایران یعنی تهران و تهران هم یعنی از میدان هفت تیر به بالا . الباقی ملت آفریده شده اند تا خادم و نوکر ایشان باشند و شرایط کامجوییهای بی پایان ایشان را فراهم سازند و در این مسیر پول ، ثروت و سرمایه ؛ اسلحه ی کاربردی و موثری است که با آن می توان هرکاری را به نتیجه رساند حتی اگر آن کار دشوار فرو انداختن نظام مقدس جمهوری اسلامی که متکی است بر خون صدها هزار تن از بهترین جوانان این ملت  به دامگاه جهانخواران سرمایه سالار و بی دینان روزگار  باشد.

شاید در فرصتی دیگر به بخشی از شبهه های مطرح شده توسط نظام سلطه جهانی بر ضد اسلام عزیز ، حکومت علوی و این نظام مقدس پرداخته و پاسخگو باشم تا عمق کم و ضعف مفرط سوالات بر همگان آشکار گردد .

ومن الله التوفیق