پرواز اندیشه

تحلیل مبنایی و دقیق رفتار انتخاباتی اصولگرایان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٥
 
علی نادری:
همه تلاش های بخشی از دلسوزان و فعالان جبهه انقلاب اسلامی این روزها به این معطوف شده است که چطور برای انتخابات پیش رو مکانیزمی ترتیب بدهند تا از مسیر آن به «کاندیدایی واحد» برسند، با این استدلال مبنایی که «اگر به کاندیدای واحد رسیدیم، در انتخابات پیروزیم و یا اینکه اگر در 92 به کاندیدای واحد رسیده بودیم پیروز بودیم.»
 
من حداقل یکی دو نمونه تاریخی دم دستی سراغ دارم  از وحدت حداکثری و مطلق که اتفاقا نتیجه اش در انتخابات شکست حداکثری و مطلق بوده است؛ یکی مربوط می شود به سال 76 و وحدت حداکثری بر روی جناب ناطق و شکست مطلق از سید محمد خاتمی و دیگری مربوط می شود به سال 94 و وحدت حداکثری بر فهرست زرد رنگ جبهه متحد اصولگرایان، و باز هم شکست مطلق ، سی بر هیچ و حداکثری در تهران!
 
پس مشکل اصلی کجاست!؟ کجای کار می لنگد که اینهمه ساز و کار تولید و تحکیم وحدت ثمر و اثرش می شود عکس آنچیزی که برایش طراحی شده است!؟ اصلا مساله امروز «جریان انقلابی» برای انتخابات پیش رو چیست؟
 
فکر می کنم مساله فرم و قالب سیاست ورزی جریان انقلابی نیست، بلکه مساله در محتواست، در باور است، در ایمان است. باور و ایمان به اینکه «گفتمان انقلاب اسلامی» می تواند و اتفاقا به بهترین شیوه هم می تواند کشور را اداره کند و اقبال عموم مردم را به خود جلب کند و دقیقا امروز «جریان انقلابی» از همین محل ضربه می خورد، از «تردید» به جای «باور»!
 
امروز خیلی ها با محاسبات رایج عالم سیاست، با بررسی های جامعه شناسانه و پیمایش های رنگ و وارنگ دنبال آن هستند که خواست عمومی را کشف کنند، و بعد با هزار جور «زرنگ بازی سیاسی» تنها با یک صورت ریش دار و یقه ای بسته، آن را فریاد بزنند، شاید که  اقبالی کسب کنند! 
 
غافل از آنکه خمینی کبیر، خارج از همه این محاسبات، فقط و فقط با ابزار «باور» به کارآمدی گفتمانش اقبال میلیون ها ایرانی که هیچ، اقبال میلیون ها انسان در سراسر دنیا را به خود جلب کرد. تعارف نداریم، ایمانمان ضعیف شده است، تردید کرده ایم؛ وگرنه مردم ایران برای این گفتمان عزیزترین هایشان را داده اند؛ بدون رنگ و لعابهای رسانه ای و هزار اتاق فکر و طراحی تبلیغاتی و هزار و یک ساز و کار و تشکل و سازمان که بخواهد انقلابی ها را به گزینه ای واحد برساند.
 
هر گاه انقلابی ها با اراده ای محکم و با ایمان به گفتمانشان پا در عرصه گذاشتند، هم به وحدت کلمه می رسند، و هم به توفیق دنیایی! تردید را کنار بگذارید، وحدت حاصل می شود. نمونه دم دستی هم چند تایی یادم هست؛ از سوم تیر 84 بگیر تا همین انتخابات 94 در شهر مشهد ...
 
 فرمایشات علامه مصباح یزدی در مصاحبه با هفته نامه 9 دی در واکاوی این راهبرد واقعا جای چند بار خواندن و تامل کردن دارد: «اگر ما در انتخابات و فعالیت‌های سیاسی با نگاه اول (اصالت #وحدت) وارد شویم آن وقت است که کم کم هدف هم وسیله را توجیه می کند و همه چیز برایمان می شود پیروزی ظاهری. ولی ما اینطور معتقد نیستیم، ما نمی خواهیم فقط برای برنده شدن ظاهری در انتخابات وارد کار سیاسی شویم، هدف اصلی ما پیروزی یک سری از ارزش‌ها و باورهای اسلامی است، که یکی از راه‌های رسیدن به این هدف این است که فرد اصلحی رئیس جمهور کشور شود.»

 
 
هوشمندی پوتین در فهم منشأ قدرت جدید بین المللی و جایگاه ولایت مطلقه فقیه
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۳ آذر ۱۳٩٤
 

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه که برای شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز به تهران آمده بود، در اقدامی بی‌سابقه و معنی‌دار، بلافاصله پس از ورود، به دیدار رهبر معظم انقلاب رفت. این اقدام پوتین که در ایران بی‌سابقه و در جهان به سختی می‌توان برای آن نمونه مشابهی یافت، در حالی است که براساس پروتکل‌ها و اصول تعریف شده در عرف دیپلماتیک، رهبران و رؤسای جمهور کشورها برای مراسم رسمی استقبال از سوی کشور میزبان اهمیت ویژه‌ای قائلند تا آنجا که چگونگی مراسم استقبال و همخوانی آن با شأن و جایگاه خود را قبل از سفر به دقت ارزیابی می‌کنند و چنانچه مراسم پیش‌بینی شده برای استقبال، آنگونه که انتظار دارند، نباشد و بخش یا جزئی از آن را دون شأن خود تلقی کنند از انجام سفر نیز منصرف می‌شوند.

از این روی چشم‌پوشی پوتین از استقبال رسمی و حرکت بی‌فاصله او برای دیدار رهبر معظم انقلاب، حیرت آمیخته با نگرانی محافل و رسانه‌‌های آمریکایی و اروپایی را به دنبال داشت. متن مذاکرات دو ساعته رئیس‌جمهور روسیه و رهبر انقلاب که ساعاتی پس از این دیدار منتشر شد، نشان داد که هم اقدام پوتین هوشمندانه و هدفمند بوده است و هم نگرانی آمریکا و متحدانش بی‌علت نبوده است و در این باره گفتنی‌هایی هست؛

۱- بهانه سفر پوتین به ایران و موضوع اعلام شده آن، شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز بوده است بنابراین، انتظار آن بود که حضور در اجلاس یاد شده که مقدمه ضروری آن، پذیرش استقبال رسمی است، اولویت سفر رئیس‌جمهور روسیه باشد ولی اقدام غیرمنتظره و بی‌سابقه او در چشم‌پوشی از مراسم استقبال رسمی و حرکت بلافاصله برای دیدار با رهبر معظم انقلاب، به وضوح حاوی این پیام بود که شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز، موضوع و برنامه اصلی سفر پوتین نیست. محافل غربی این پیام را خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت، دریافت کرده و نگرانی خود از موضوع «غیرگازی» این سفر و دیدار بیرون از عرف دیپلماتیک آن را پنهان نکردند. بی‌بی‌سی در تفسیری بدون اشاره به اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز که موضوع اعلام شده سفر پوتین بود، گفت؛

«اهمیت سفر پوتین به ایران را باید کیلومترها آن سوتر از تهران و در سوریه دید. هماهنگی و همکاری مسکو و تهران در سوریه، حالا به یک جبهه مهم و تأثیرگذار بدل شده و غرب را نگران کرده است. اصلی‌ترین نگرانی غرب این است که اتحاد ایران و روسیه، جبهه‌ای نو در مسائل جهانی و منطقه‌ای گشوده است که در آن غرب دیگر حرف اول را نمی‌زند.»

۲- پوتین می‌داند که معادلات و مناسبات منطقه را جبهه گسترده مقاومت اسلامی رقم می‌زند. جبهه‌ای که از غرب آسیا تا شمال آفریقا را فراگرفته و نقشه آمریکا و متحدان غربی، عبری و عربی‌ آن را برای سلطه و غارتگری ملت‌های مظلوم این پهنه، با چالشی شکننده روبرو کرده است. رئیس‌جمهور روسیه به وضوح دیده و باور کرده است که هدایت این جبهه گسترده مقاومت به گونه‌ای مستقیم و غیرمستقیم، از سوی رهبر معظم انقلاب صورت می‌پذیرد و بینش و منش حضرت ایشان است که در این عرصه حرف اول را می‌زند، این برداشت به پوتین توصیه می‌کند که روسیه برای حضور موثر و ایفای نقش در معادلات منطقه باید به کانون اصلی تصمیم‌گیری در این عرصه روی آورد.

۳- نادیده گرفتن مراسم رسمی استقبال و دیدار با رهبر معظم انقلاب که بلافاصله پس از ورود به تهران صورت گرفت، این پیام روشن و خالی از ابهام را در خود دارد که پوتین از موضع رئیس‌جمهور یک قدرت بزرگ جهانی به ملاقات حضرت آقا نرفته است، بلکه مذاکره و تبادل‌نظر از موضع متوازن را دنبال می‌کرده است. این نکته با مراجعه به متن مذاکرات و گفت‌وگوی رد‌و‌بدل شده میان رهبر معظم انقلاب و رئیس‌جمهور روسیه به وضوح دیده می‌شود، هر چند بدون مراجعه به متن یاد شده نیز، این واقعیت قابل درک است، چرا که وقتی ایران اسلامی طی سی و چند سال گذشته به رهبری امام راحل(ره) و از آن پس با هدایت و رهبری خلف حاضر ایشان در مقابل تمامی توطئه‌ها، باج‌خواهی‌ها، تحریم‌ها، حملات نظامی و ده‌ها دسیسه آشکار و پنهان آمریکا و متحدان اروپایی و منطقه‌ای آن نه فقط ایستاده و مقاومت کرده، بلکه به پیروزی‌ها و دستاوردهای غیرقابل تردیدی در این عرصه دست یافته است، بدیهی است که روسیه و یا هر قدرت دیگر جهانی و منطقه‌ای، تنها از موضع متوازن می‌تواند با جمهوری اسلامی ایران وارد مذاکره شده و به اتخاذ تصمیم‌های مشترک دست یابد.

۴- برخلاف رئیس‌جمهور و سایر دولتمردان آمریکایی- از کارتر تا اوباما- که در اوج کینه‌توزی و جنایات وحشیانه علیه ایران اسلامی دست سالوس به همراهی با جمهوری اسلامی ایران و همکاری در معادلات و مناسبات منطقه دراز می‌کنند، پوتین، ابتدا و قبل از دیدار اخیر با رهبر معظم انقلاب، سابقه‌ای از اقدامات عملی در بستر سیاست‌های اعلام شده جمهوری اسلامی ایران را با خود همراه کرده است تا مقدمه‌ای قابل قبول و اطمینان‌آور برای ادامه همکاری باشد و نه مانند دست چدنی پوشیده در دستکش مخملین اوباما که با حیله به سوی ایران دراز شده بود و با درایت ملکوتی رهبر معظم انقلاب، پس زده شد.

حضرت آقا در دیدار پوتین با اشاره به «مواضع و عملکرد رئیس‌جمهور روسیه به ویژه در یک‌سال و نیم اخیر» از جدیت وی برای گسترش روابط دوجانبه تقدیر کردند. قید «به ویژه در یک‌سال و نیم اخیر» اشاره به همان سابقه مقدماتی است که آقای پوتین برای ادامه همکاری با جمهوری اسلامی، همراه خود آورده است. همین جا باید اشاره کرد همکاری ایران و روسیه در مقابله با جنگ نیابتی آمریکا و متحدانش علیه جبهه مقاومت که در سوریه و عراق جریان دارد و یکی از اصلی‌ترین مسائل سرنوشت‌ساز این روزهای منطقه و جهان است، تجربه قابل قبولی برای ادامه تعریف شده این همکاری است. تجربه‌ای که امروزه به کابوس آمریکایی‌ها و متحدان غربی و عبری و عربی آنها تبدیل شده است و به نوشته وال استریت ژورنال «دولت اوباما و متحدان اروپایی و عرب آن را با سراسیمگی به چاره‌جویی برای دور کردن روسیه از متحد خود، یعنی ایران واداشته است.» و به قول نیویورک‌تایمز «اگر روسیه با ایران و اسد همراه باشد، امیدها برای رسیدن به یک اجماع بین‌المللی - بخوانید آمریکا و متحدانش!- به یأس و ناامیدی بدل خواهد شد.» و ده‌ها نمونه دیگر از این دست.

۵- انزوای جمهوری اسلامی ایران در همه عرصه‌ها و مخصوصا عرصه‌های سیاسی و اقتصادی یکی از اهداف استراتژیک آمریکا و متحدانش در تمامی طول سی‌ و چند سال گذشته بوده است. با این پیش‌فرض که جمهوری اسلامی ایران در نهایت برای تأمین برخی از نیازهای خود چاره‌ای جز رویکرد به غرب و باج دادن نداشته باشد. این خط استراتژیک آمریکا را یک جریان آلوده داخلی با هماهنگی رسانه‌های غربی و تعدادی از روزنامه‌های زنجیره‌ای تحت مدیریت خود دنبال کرده و می‌کند. جریان آلوده مورد اشاره که در ماجرای فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ آشکارا در نقش ستون پنجم دشمن دست به وطن‌فروشی‌ زده بود، این روزها نیز با تساهل غیرقابل توجیه برخی از مسئولان و مراکز داخلی، همان خط دیکته شده را پی گرفته است. این جریان آلوده عمدتا از سه محور مقصود مورد نظر را دنبال می‌کند. اول؛ بزک کردن آمریکا و سرپوش نهادن بر جنایات و غارتگری‌های شیطان بزرگ. دوم؛ القای این توهم که تنها راه برای رسیدن به گشایش اقتصادی، نزدیکی به آمریکا و پرداخت هزینه این نزدیکی، یعنی تن‌دادن به غارتگری‌های گذشته آن است! و سوم؛ دور کردن سایر کشورهایی که بیرون از حلقه آمریکا و متحدانش قرار دارند و می‌توانند در یک رابطه و معادله دوجانبه و متوازن برخی از نیازهای کشورمان را تأمین کنند و البته در مقابل، مانند همه روابط متوازن دیگر، سهمی از این تعامل نیز داشته باشند.
این روزها، ناخرسندی توأم با عصبانیت و سراسیمگی جریان آلوده مورد اشاره را از روابط دوجانبه و حسابشده ایران و روسیه به وضوح می‌توان دید. «ترجیع‌بند» این جریان که به طور همزمان و هماهنگ از رسانه‌های داخلی تحت امر آنان و رسانه‌های تابلودار دشمنان بیرونی تکرار می‌شود، این است که روسیه قابل اعتماد نیست و احتمال آن که در روابط و معادلات فیما‌بین عهدشکنی کند وجود دارد! که در پاسخ باید گفت؛ آیا آمریکا و سایر کشورهای غربی که برای ورود آنها لحظه‌شماری کرده و فرش قرمز پهن می‌کنید قابل اعتمادند؟! مخصوصا آن که اولا؛ خطوط ارتباطی ایران و روسیه - آنگونه که اشاره شد - کاملا تعریف شده است و ثانیا؛ - به قول جریان یاد شده - بدعهدی و مکر روسیه یک «احتمال» است که در صورت وقوع به آسانی قابل جبران و بازگشت خواهد بود ولی کینه‌توزی آمریکا «احتمال» نیست، بلکه واقعیتی غیرقابل انکار و محسوس و ملموس است.


 
 
چرا این ملت دشمن دارد ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱٥ اسفند ۱۳٩٠
 

چرا برخی نمی خواهند قبول کنند که کشور عزیزمان ایران ، با رویکرد اسلامی و علوی ؛ دشمنان فطری و خطرناکی دارد که مشکلشان نه با شیوه زندگی مردم این سرزمین بلکه با تفکرات و ایدئولوژی انسان ساز نهفته در باورهایشان دارد .

دشمنان این ملت سالهای مدیدی بود که با تحمیق سایر ملل این مفهوم  را که قدرتهای برتر دنیا حق دارند  بر دیگران حکمرانی ظالمانه کرده و ثروتهایشان را ببرند ، جا انداخته بودند .

ایران اسلامی با زعامت امام خمینی (ره) و پرچمداری امام خامنه ای (حفظه الله) سی و سه سال است که در مسیر مخالف این دروغ بزرگ تاریخی ایستاده و ملت را به سوی قله های افتخار علمی و معنوی هدایت می کنند .

این افتخار برای تک تک ما ایرانیها بس که در دوران بلوغ فکری بشر تحت ظلم ، جایگاه منادی ایمان و رهایی بشر  شده و ارائه کننده طریق رهایی با تکیه بر آموزه های علوی هستیم .

بدون تردید در مرحله اجرای حکومت اسلامی چالشهای فراوانی پیش روی ما بوده و خواهد بود اما امید به منجی در کنار تلاش و کوشش بی دریغ در راستای تعالی می تواند ما را به سر منزل مقصود برساند و دشمنان را از تعرض به سرزمین عزیزمان ناامید سازد

ان شاء الله