پرواز اندیشه

یادداشت خواندنی وحید جلیلی در نقد یادداشت عباس عبدی؛ دستمال پر گلابی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳٩٦
 
آقای عباس عبدی یادداشتی علیه شعر خوانی میثم مطیعی در عید فطر منتشر کرده است؛ یادداشت کوتاهی که  به سیاهه ای بلند از اغلاط حقوقی ، ادبی، تاریخی، دینی و ... انجامیده و می توان   آن را به علت غفلت ها و فراموشی های بسیار؛   یادنداشت !  نامید. 
 
عبدی نه فقط شرایط و حواشی ( که فیه تامل) ؛ بلکه اصل ورود هنرمندان انقلاب به سیاست را آماج  و باطن  جنجال ها را  آشکار کرده  و از هرآنچه که به دستش رسیده ( از خاطره شخصی و فکت تاریخی و حدیث نبوی و تمسخر سیاسی و... ) برای وارد نشدن هنر انقلاب به منطقه ممنوعه مایه گذاشته است.
 
نوشته  او به نوعی ، ویترینی است از آنچه در   ذهن و دل انقلابیون پشیمان و رعایای تازه کدخدای جهان می گذرد. 
 
******* 
 
عبدی پرده از یک راز بزرگ در دهه شصت برداشته است . آنجا که ، علت پرجمعیت بودن نمازهای جمعه اوایل دهه شصت را توضیح داده است : " در آن سالها مردم به صف نماز جمعه می پیوستند چون خطبه های جمعه در آن زمان فراجناحی بود" 
 
 عبدی تاکید کرده کسانی که بالای 50 سال داشته باشند یادشان می آید !
 
اما آنها که  هنوز 50 سال ندارند هم  یادشان می آید که پرشورترین و پرجمعیت ترین نمازهای جمعه ؛ وقتی شکل می گرفت  که امام جمعه ؛  رئیس جمهور یازده میلیونی ، را نقد  می کرد . 
 
این شما و این دفتر خاطرات مرحوم آقای هاشمی  :
 
15 /3 /60
ظهر همراه عفت به نماز جمعه رفتیم . برای پانزده خرداد جمعیت عظیم و غیر قابل انتظاری جمع شده بودند . ضد انقلاب از این جمعیت ها ناراحت و مایوس می شود .
22 /3 /60
فاطی و سعید عصری برگشتند و از کثرت جمعیت نماز جمعه امروز می گویند مردم شعار علیه آقای بنی صدر می دادند .
29/ 3 /60
ظهر به نماز جمعه دانشگاه رفتم آقای خامنه ای در توضیح جرایم و اشتباهات آقای بنی صدربیانات خوبی داشتند .
5 /4 /60
ظهر در نماز جمعه شرکت کردم . احساسات مردم خیلی خوب بود و به طور اغراق آمیز از من ستایش شد از این ستایش ها خوشم نمی آید . سخنرانی مفصلی در ماهیت اختلافاتمان با آقای بنی صدر کردم و افشاگری هایی نمودم فکر کنم روشنگر و مفید باشد .
12/ 4 /60
خطبه ها را خواندم . جمعیت به خاطر مسائل جاری خیلی زیاد بود و من تحلیلی از درگیری های داخلی و بر اساس درگیری ایمان با کفر و نفاق دادم " 
 
(منبع  کتاب خاطرات اقای هاشمی رفسنجانی .1360)
 
**** 
 
بماند که سالها بعد در نماز جمعه به جای " تحلیل از درگیری های داخلی بر اساس درگیری ایمان با نفاق" ؛ در خطبه ها به "مانور تجمل" و در شعارها به "روز جهانی پست مبارک است به رهبر " رسیدیم! (این را زیر پنجاه ساله ها به یاد می آورند اگر بالای پنجاهی ها  به  یاد نداشت ه  باشند) 
 
*****  
 
اتفاقا نمازجمعه از روزی که خنثی و سیب زمینی و به قول آقای عبدی فراجناحی شد از رونق افتاد . نماز جمعه هر جا که به جای رسانه انقلاب بودن به رسانه محافظه کاران مصلحت اندیش بی درد تبدیل شد خلوت شد .
 
آقای عبدی طوری نماز جمعه دهه شصت را و صفوفِ تا جلوی سینما فلسطینش را توصیف می کند که انگار نصف جمعیت تهران ؛  قنوت بعد از رکوع می خوانده اند . نمازجمعه در شلوغ ترین روزهایش هم نه رسانه فراجناحی که رسانه حزب الهی بوده است و اگر خلوت شده به خاطر موفقیتِ  آمدنیوز ها و بی بی سی ها و دیگر غوغا سالاران سکولار است که توانسته اند ترمز آقای تقوی را بکشند و به دره محافظه کاری تبعیدش کنند و نماز عبادی -سیاسی را (با تک و توک استثناهایی) به خطابه کشیش های بی آزار حواس جمعِ  آسّه برو آسّه بیا شبیه کنند. 
 
نماز جمعه شلوغ،  که آقای عبدی جیزّکِ دهه  شصتش را به ما می دهد ، نماز جمعه گاز است و نه ترمز! 
 
نماز جمعه پیشقراول و پیشرو است  نه پاستوریزه و سکولاریزه .
 
نماز جمعه امروز از خیلی جهات شبیه صدا و سیما( دیگر رسانه خنثی شده  نظام) است : خواجه ای در بند نقش ایوان ! 
 
نه تخمی دارد که در مزرعه انقلابی گری بکارد و نه سایه ای برای هیچ قوه مجریه و قضائیه و مقننه ای که رصدی بکند ، فریادی برآرد، تذکری بدهد و ...
 
اگر رهبری آبرویش را به مسلخ کدخدا پرستان نمی آورد ،  کدام نماز جمعه ای( و صدا و سیمایی)  را زهره آن بود که نام مقدس بیست سی را بر زبان جاری کند ؟!
 
 نمازهای جمعه سالهاست که سرگرم  ده"بیست سی"چهل   اند که بزنند یا نزنند ، بگویند یا نگویند، امر به معروف بکنند یا نکنند  و دست آخر هم به " دستمال آبی بردار- پر از گلابی بردار"  می رسند .
 
بر گرده منصور نظری تازیانه بکوبند ، کارگران آق دره شلاق بخورند ، کولبر ها را با تیر بزنند ، نمازهای جمعه ؛ دوباره و هزارباره ؛  ده بیست سی چهلشان به دستمال آبی و باغ گلابی  می رسد. 
 
بشنوید خطبه های همین جمعه  را در تعظیم  و تجلیل  از قوه بی عیب و نقص قضائیه در هفته بزرگداشت.
 
بسیاری از ائمه جمعه ،  سالهاست که برجامشان را  امضا کرده اند و باغ گلابی شان را از آبروی  انقلاب  و شهدای محراب سیراب کرده اند.
 
 از آبروی شهید محرابی که گفت : اخذ الله علی العلماء ان لایقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم.
 
از آبروی شهید محرابی که گفت : دَعَاکَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَاءَسْرَعْتَ إِلَیْهَا، تُسْتَطَابُ لَکَ الْاءَلْوَانُ، وَ تُنْقَلُ عَلیْکَ الْجِفَانُ، وَ مَا ظَنَنْتُ اءَنَّکَ تُجِیبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوُّ، وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوُّ
 
دغدغه بسیاری از آنها پر بودن صف اول است. و  پُر شدن صف اول همانا و پَر پَر شدن صف های دیگرهمانا !  چه شبیه شده است برخی  نماز های جمعه به همان سفره ابن حنیف :  عَائِلُهُمْ مَجْفُوُّ، وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوُّ
 
صف های اول ؛ سالهاست که خالی است از عمّارها و تمّارها. و مزین است و مفتخر به اشعری ها و اشعث ها .
 
صف های اول سالهاست که فاصله انداخته اند بین آخر مجلسی ها (که فرشتگان ، شهدا را از میانشان می چینند ) و امام ها . 
 
سالهاست اگر نماز جمعه می رویم به شوق چهار راه لشگر است و نه امرای عسگر و کشور.
 
 تمّارها؛ به اشاره مولایشان ،  طَبَق خرما را هم اجازه ندارند طبقاتی کنند چه رسد ، صفوف مومنان را . 
 
تفرقه نه از فریاد حیات بخش  تمّار که ازسکوت  مرگبار صف اول آغاز می شود که  گاه نزدیک ترین هایند  به امام  در ظاهر  و دورترین در باطن!
 
 صف اولی  که خودش مظهر "اختلاف " طبقاتی است با چه رویی می خواهد "تفرقه " را محکوم کند؟! 
 
و بنیان مرصوص را ، همین جماعت یقولون ما لا یفعلون می دَرَند  و پاره پاره می کنند به گواهی سوره صف. 
 
******* 
 
جناب عبدی به تبع پیرمرادش  که گفت : " آب خوردن شما به اراده کدخدای ما وابسته است " ؛ قسم یاد می کند که برجام اگر نبود برق هم نبود! و بلندگو هم نبود و مخاطب هم نبود و ...  
 
غافل از آن که  برقِ خمّاران  را منتی بر رعدِ تمّاران نیست .
 
مگر صدای دعبل و فرزدق و کمیت و حسان و  سید حمیری را برق کدخدای شما  به امت  ما  رساند ؟
 
قَسَم این حضرت عباس را عبدی از عباد شیطان بزرگ ، باور شاید کند ، ولی ملتی را که نور؛  از خون احمدی روشن دارد به برقِ غرب ریشخند کردن ،  نه از وقاحت که از حماقت است . 
برق غرب مگردر چشم های خُمار بقراتِ " ضرع فَیُحلب"  ی  جرقه زند که نُه من شیرشان نصیب  ترامپ وبی بی سی و سنا و جان کری شد و  طعنه ها و ترهاتشان نثار رهبری ! 
**** 
 عباس آقا البته به استهزائ بسنده نکرده ؛ وافتخار!  برجام را نه به دوستان باهوش خود که به نظام نسبت داده است .
 
ادعا این است  : برجام تصمیم علی است . آری !  همانگونه که حَکمیت.
 
 و  برجامیان نماینده علی اند همان گونه که ابوموسی اشعری . 
 
( ببخشید از این تشبیه تاریخی! حتما از تشبیه  مداح اهل بیت (علیهم السلام)  به  کنیز معدوم عبدالله بن خطل در فتح مکه بیراه تر نیست!) 
 
خیانت کدخدای باهوش و مودبشان ؛  آن سان  رسواست که نه پشت دیوار بلند پیاده روها  ! پنهانش توانند کرد،نه در جیغ بنفش کنسرتها ( ترفندهای هنری – سیاسی مشروع و محترم!) به فراموشی اش توانند سپرد ؛ پس بانگ برداشته اند که "حاجی انت شریک" !  "حاجی انت شریک" ! و این هنوز از نتایج سحر است . دیر نیست که در یابند برجامیان  "شب شراب نیرزد به بامداد خمار "
 
***** 
 
اگرچه در این یادداشت کوتاه ، جناب عبدی؛  شاهکارهای زیادی در منطق و تحلیل و ادب به جا گذاشته اما الحق و الانصاف تفسیر ایشان از فتح مکه و سیره حضرت رسول (ص) ، مرزهای فهم  را جابه جا کرده  و فصلی نو در فقه و اصول  و حقوق   گشوده است .
 
بخوانیم جملات گهربار استاد را:
 
"هیچ چیز بدتر از ترفندهای هنری از جمله تمسک به شعر و شاعری برای موضوعات سیاسی نیست ." 
 
دوباره جمله  استاد را بخوانید :
 
"هیچ چیز بدتر از ترفندهای هنری از جمله تمسک به شعر و شاعری برای موضوعات سیاسی نیست ." 
 
 و بعد اظهار نظر هم ایشان را  ، (چند سال پیش) راجع به فیلم ضدایرانی آرگو ملاحظه کنید :
 
 " دوستانی که پس از اعلام اسکار بهترین فیلم، مصاحبه‌های احساسی انجام دادند، بهتر است بگویند که چرا به «آرگو» اسکار ندهند؟ این «فیلم» است و «تاریخ» نیست و از قدیم هم گفته‌ایم که فلان موضوع، فقط یک «فیلم» بوده است….باید به انتخاب آنها احترام بگذاریم و عصبانی نشویم " 
 
 هر چه آن خسرو کند شیرین بود! 
 
اگر غربی ها  یا غرب زده ها در  سیاست "از ترفندهای هنری استفاده کنند " باید به آنها احترام بگذاریم  و اگر فرزندان انقلاب خیانت آنها و نقض روح و متن برجام را  به زبان هنر نقد کنند " هیچ چیز بدتر از ترفندهای هنری برای موضوعات سیاسی نیست" !! 
 
 و در ادامه: 
 
"نقد و هجو سیاسی در قالب شعر خوانی و هنر یکی از بدترین رفتارهایی است که متاسفانه نباید اجازه داد که باب شود."  
 
به فحاشی سینماگران آمریکایی علیه ایرانی ها  باید احترام گذاشت و  از این سو پاسخگویی هنرمند ایرانی  را  باید بدترین رفتار! نامید و جلو باب شدنش را گرفت!  
 
جالب تر از همه این که مجتهد جامع الشرایط ما ، فتح مکه را بر این فتوای خود شاهد می گیرد و می گوید  :
 
 " پس از فتح مکه ، حضرت رسول همه را بخشید. هر کس که حتی به خانه ابوسفیان وارد می‌شد در امان بود. اجازه نداد فتح مکه روز انتقام شود، آن را به روز رحمت و گذشت تبدیل کرد ولی چند مورد اندک استثنا شدند و بخشش شامل آنان نشد، از جمله کسانی که از طریق شعر پیامبر (ص) و اسلام را هجو می‌کردند، حتی اگر این افراد زن بودند نیز مشمول بخشش نشدند."  
 
اینکه نویسنده روشنفکرما  ؛ دکتر  مطیعی را تلویحا با کسانی که هجو پیامبر می کرده اند قیاس کند به خود او مربوط است، شاید برای او برجام ، تقدسی در تراز نبوت دارد و در دل آرزو می کند مخالفان برجام چون کنیز عبد الله بن خطل از دم تیغ گذرانده شوند. 
 
اما این حداکثر ؛ خطایی در قضاوت و تطبیق حکم با موضوع است. مسئله اصلی آنجاست که مفتی جامع الشرایط ما نه فقط مصداق ، که حکم را تحریف می کند.
 
پیامبر به این دلیل آن شاعران را از عفو مستثنا کرد که هنر را به سیاست آلوده بودند!! 
 
و هر هنرمندی که در هنر خود سیاست را در میان آورد مستحق مجازات است ( البته بجز بنجامین  افلک و دیگر هنرمندان ضد ایرانی  یا ضد انقلاب که شایسته احترام اند ) 
 
عباس عبدی البته معلوم نمی کند که اگر مطلق هجو در نگاه رسول الله مذموم است چرا خود به هنرمندان مسلمان (از حسان بن ثابت تا میثم مطیعی و مهدی سیار)  دستور هجو مشرکان را داد  :
 
"اُهجوهُم و روحُ القُدُس مَعَکُم؛ مشرکان را هجو کنید که (در این‌صورت) روح‌القدس (جبرئیل) با شماست.» (تفسیر منهج الصادقین، ج ۶، ص ۴۹۵" 
 
جالبست اگر شاعری بگوید: " تفنگت را زمین بگذار "  هنر را به سیاست نیالوده است و هیچ واکنشی  جز تحسین برنمی انگیزد  و اگر دیگری بگوید : " سخن از صلح بگو اسلحه را هم بردار  " باید او را به عاقبت افسران جنگ روانی استکبار  در فتح مکه تهدید کرد که " بکشیدشان اگر چه بر پرده های کعبه آویخته باشند" !
 
 پس مسئله ، هنر و سیاست نیست ؛ اصل قضیه ؛ زمین گذاشتن اسلحه و بالابردن دستهاست. 
 
جدا از این که منطقِ جناب عبدی در این یادداشت نوعا منطق شاعرانه  (وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ  . أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ  .  وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ )  است و لاجرم محکوم به حکمی که خود درباره شعر سیاسی صادر کرده ؛ اما گویی شاعر سیاسی ما تا کنون حتی یک بار هم نه پیام امام به هنرمندان  که  آیه  آخر سوره شعرا (که بر پیامبری که ادعای تفسیر سیره اش را دارد ، نازل شده ) را  هم نخوانده است. 
 
" إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ؛ " 
 
قرآن به صراحت  این  گروه از شاعران را به رسمیت می شناسد ؛ کسانی که دادخواهی پیشه می کنند و پرچم مبارزه با ظلم بر می افرازند.
 
اگر بعد از خیانت 98 درصدی سنا  و تشدید تحریم ها  و اعتراف زعما به نقض روح و جسم و دل و قلوه و کله و پاچه برجام ؛  نتوان گفت  بالای چشم کدخدا  ابرو هست  و ذیل "چشم کدخدا" ! ؛  آبرویی نیست ؛ پس  "وانتصروا من بعد ما ظلموا "  را چه باید کرد؟ 
 
آیا این گزاره ملکوتی را هم باید در طاقچه ای نهاد که پیش از آن " قاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم "  و  " ان تنصروا الله ینصرکم"  و  " ما لکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثاقلتم الی الارض " و ...   را  نهاده بودند؟   
 
 
*********  
 
هر چه بود  حواشی ماجرای عید فطر ، نشان داد که وقت افطار رسیده است. لب بر حرام بستن  ؛  مقدمه زبان به دادخواهی گشودن است. بسیاری صف اولی ها هر چه حقوق های  حلال را نمی پسندند  ، سکوت های حرام را دوست دارند. 
 
سکوت های حرام احبار و رهبان است که راه بر  قولهم الاثم واکلهم السحت می گشاید. 
 
بگذار شاعران دربار استکبار هر چه می خواهند بسرایند ، ما همچنان مرید آن امامیم که فرمود: «هنر در مدرسه عشق نشان دهنده ی نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم گرسنگان مغضوب قدرت و پول است.»

 
 
ده نمکی از رسوایی و اکبر عبدی می گوید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ روز ۸ بهمن ۱۳٩۱
 

به گزارش فارس، فیلم سینمایی «رسوایی» چهارمین ساخته بلند سینمایی مسعود ده نمکی به شمار می‌آید. فیلمی که داستان یک روحانی عارف و زاهد را به تصویر می‌کشد و محور اصلی آن عدالت است او در این فیلم سعی کرده روحانیت و معضلات اجتماعی را به نقد بکشد. به بهانه حضور فیلم «رسوایی» در بخش مسابقه سینمای ایران و حرف و حدیث‌هایی که قبل از اکران آن وجود دارد با وی به گفت و گو نشستیم که از نظرتان می‌گذرد.

با توجه به فروش سه گانه «اخراجی‌ها» در ابتدا بفرمایید برای «رسوایی» چه فروشی متصور هستید؟

برایم مهم نیست . فیلم را برای گیشه نساختم زیرا در سه گانه اخراجی ها ثابت کردم که اتفاق نبود و به نیاز مخاطب آگاهم و اخراجی ها کار خودش را کرد . اولین فیلم «اخراجی ها» 5/2  میلیارد فروخت که در اولین هفته اکران  CD قاچاق آن به بازار عرضه شد و مانع فروش فیلم شد. دومین قسمت 5/8 میلیارد در گیشه فروخت که بعد از 45 روز باز هم CD قاچاق به فیلم ضربه زد و سومین فیلم هم در هفته اول با قاچاق CD مواجه شد اما باز بازی های سیاسی  و ورود CD قاچاق بازهم  6 میلیارد فیلم فروخت.

رکورد فروش فیلم با دومین قسمت «اخراجی‌ها» است.

بله رکوردار قسمت دوم است اما به قسمت سوم هم فیلمی نرسیده است و صحبت هایی که می شود فقط جوسازی است.

فیلمی که مخاطب ندارد ، سینما نیست/ مخاطب جزء ذات سینما است

با این توضیحات معتقدید که گیشه و مخاطب در سینما از اهمیت خاصی برخوردار است.

بله مخاطب مهم است اما نام فروش و گیشه در ایران که به میان می آید بار منفی به همراه دارد در حالی که سینما صنعت _  هنر  توامان است . اگر اثر بی مخاطب بسازید مانند کتابی است که نوشته بشود اما کسی آن را نخواند . هرجایی که دیدیم اثری ساخته شده و مخاطب ندارد آن اثر سینما نیست . الزاما هر اثری پرفروشی هم فیلم خوبی نیست یا اگر اثری کم مخاطب بود اثر بدی قلمداد نمی‌شود. مخاطب جزء ذات سینما است. این مسئله باید برای ما که قصد داریم کار فرهنگی انجام دهیم روشن شود . ما باید به این امر دقت کنیم. نیاز به مخاطب یک طرف معادله است و نیاز مخاطب طرف دیگر معادله . کسانی که معمولا با بودجه بیت المال فیلم می سازند  مخاطب برای آنها اهمیتی ندارد اما باید دقت کنیم که پول بیت المال هدر نرود باید تلاش کنیم فیلمی بسازیم که مخاطب با آن همراه شود. اگر فیلمی با مردم ارتباط برقرار نمی کند نشان ضعف فیلم است.

«رسوایی» نسبت به کارهای معناگرا مخاطب دارد

*به نظر شما «رسوایی» می تواند در اقبال مخاطب با سه گانه «اخراجی ها» رقابت کند؟

نمی دانم. «رسوایی» زبان طنز ندارد. از سوی دیگر طنز «اخراجی ها» ویژگی خاصی داشت که توانست تمام افراد خانواده راجذب کند. برخی می گویند «رسوایی» چون طنز نیست ممکن است نتواند آنگونه که باید ارتباط برقرار کند ولی تعدادی از کارشناسان سینما که فیلم را دیدند نظر دیگری دارند و می گویند فیلم می تواند مخاطب را با خود همراه کند. به نظرم حتما نسبت به فیلم های دیگر که به عنوان معناگرا ساخته می شد و مخاطب هم حاضر نبود فیلم را ببیند، «رسوایی» مخاطب خواهد داشت.

* دوستان نزدیک و مشترک ما معتقد بودند اکبر عبدی نمی تواند این نقش را بازی کند / حضور عبدی شرط داشت

ریسک بزرگی است که اکبرعبدی در نقش یک روحانی  قرار بگیرد و دیالوگ‌های عرفانی فیلمنامه را بگوید چگونه این ریسک را پذیرفتید؟

من از گذشته ایشان را می شناختم  و به توانمندی هایش واقف بودم می دانستم که از عهده کار برمی آید. اما حضورش شرط داشت و شرط هم این بود که تسلیم فیلمنامه باشد و برای اجرا هم شرط گذاشتیم. دوستان نزدیک و مشترک ما معتقد بودند اکبر عبدی نمی تواند این نقش را بازی کند. می گفتند بازی عبدی در این نقش ریسک است و فیلم نابود می شود من مصاحبه ای از یکی از بازیگران خواندم که در آن آمده بود افتخار می کنم در اخراجی ها بازی نکردم ایشان یک شب تا صبح با من صحبت می کرد که عبدی را برای این نقش انتخاب نکن و من جایگزین ایشان باشم و جالب تر این که عبدی  این فرد را برای نقش مقابل به من معرفی کرده بود. من اگر می خواستم فیلم طنز بسازم بازهم اکبر عبدی و عطاران را برای ایفای نقش انتخاب می کردم اما برای فیلم جدی هم اکبرعبدی و عطاران انتخاب می کردم اما نه با بازی های مرسوم . یک روحانی معصوم، مظلوم و مهربان در بازی عبدی باید درمی آمد. وقتی
اکبر عبدی را انتخاب کردم در نظر گرفتن معادله نیاز مخاطب و نیاز به مخاطب است. اکبر عبدی به عقیده من محبوب ترین بازیگر سینما است. به این آمارها و جداول سینمایی و سایت ها نباید توجه کرد. در میان مردم عام عبدی محبوبترین بازیگر سینما است. وقتی ایشان نقش روحانی را بازی می کند مخاطب با این شخصیت همذات پنداری می کند نه با شخصیت منفی فیلم .

*یعنی اکبر عبدی بار داستان را به دوش می کشد؟

همذات پنداری مخاطب با اوست واگرنه به سمت همذات پنداری مخاطب به سمت شخصیت دختر می رفت که مد نظرمن نبود. اگر می خواستم به آن سمت بروم به جای اکبر عبدی یک بازیگر جوان استفاده می کردم که شبهه علاقه میان روحانی جوان و دختر در ذهن تماشاگر ایجاد شود. اکبر عبدی یک بار در فیلم «مادر» مرحوم حاتمی اثبات کرده است که می تواند نقش جدی
بازی کند در آن فیلم آقای اسکندری عبدی را به حاتمی پیشنهاد میدهد . همه معتقد بودند مردم در کار «مادر»  خواهند خندید، بعد از گریم و ضبط پلان اول فیلم «مادر»همه خندیدند اما با اتمام سکانس مربوطه اشک در چشم تعدادی از افراد جمع شده بود.

علمای صاحب نام فیلم را دیدند و جنس بازی نقش روحانی را باور کردند

از سوی دیگر فیلمی درباره یک مسئله اجتماعی می سازم و باید از آن جنس آدم ها در جامعه با همان سرو شکل بهره ببرم و باید به گونه ای این فرد را به تصویر بکشم که برای مخاطب قابل باور باشد. این افراد را باید شناخت من که فیلم «فقر و فحشا» را ساختم این جنس آدم ها و اغواگری هایشان را می شناسم برای این که واقعی باشد و این نسل جوان که کم و بیش گفته می شود دین گریز است به پای حرف های معنوی ما در فیلم بنشیند باید درست عمل کنیم . فیلم های معنا گرا که یک کوری می رود و شفا می گیرد نمی تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. ما امروز با قشری سر و کار داریم که نه سینما می روند و نه مسجد. بلکه پای ماهواره می نشینند. به تعبیر حاج یوسف «اگر شما در مسجد نیایید ما می آییم به سراغ شما» قصه سینما هم اینگونه است. مخاطب ما تنها بچه های مذهبی نیستند زیرا آنها مسایل دینی را رعایت می کنند. ما حرف دینی را باید در جایی ببریم که افراد به مسایل دینی کم توجه هستند. آن قشر افراد وقتی فیلم را می بینند نباید احساس کنند فیلم تصنعی و ساختگی است. برخی علمای صاحب نام فیلم را دیدند و جنس بازی نقش روحانی را باور کردند برای طرف مقابل هم باید همین حس ایجاد شود یعنی جوان امروز باید خودش را در این فیلم ببیند.

عبدی گفت اگر دیدی نقش درنیامد، بازیگر دیگری بیاور اعتراضی ندارم

چرا از صادقی برای این نقش استفاده نکردید؟

آقای صادقی بازیگر حرفه ای است شما در میان بازیگران کمتر می بینیند که بازیگر گریم بشود و همه چیز درست باشد امابگوید این نقش نقشی نیست که من بتوانم بازی کنم . آقای صادقی گفت این یک روحانی معمولی نیست یک زاهد عارف است که من این جنس آدم را نمی شناسم. من برای یک روحانی معمولی خوب هستم . ایشان روزها آمد تست گریم شد و پیگیری کرد یا آقای دهکردی هم تست گریم شد خوب هم بود اما خودشان چند نفر دیگر را برای نقش روحانی معرفی می کردند همه دست به دست هم دادند که فیلم ساخته شود. برایشان مهم نبود چه کسی بازی کند. آقای عبدی هم بسیار حرفه ای برخورد کرد. گفت من می آیم حتی فیلم را کلید بزن اگر روزهای اول دیدی درنیامد بازیگر را عوض کن من اعتراضی ندارم.

برخی از ارگان ها و نهاد که فیلمنامه را خواندند گفتند چرا باید روحانی را در مقابل یک دزد یا دخترقرار بدهیم

برخی معتقدند با کنار هم قرارگرفتن یک روحانی و یک زن بدنام احساس می‌شود  فیلم به سمت فیلمفارسی می رود.

برخی از ارگان ها و نهاد که فیلمنامه را خواندند گفتند چرا باید روحانی را در مقابل یک دزد یا دخترقرار بدهیم. من استدلالم این است که خداوند این میزانسن را چیده است و پیغمبرش حضرت یوسف را  کنار زلیخا قرارداده و قصه را تعریف کرده است .مقدمه ای چید که بگوید
یوسف «الا ما رحم ربی» است .

البته نگرانی همیشه وجود دارد مهم این است که در آن فضا قرار نگیرید و برای گیشه و جذابیت لازم نباشد هر بهایی را بپردازیم.من اگر می خواستم تنها به گیشه فکر کنم حتما برای روحانی یک بازیگر جوان انتخاب می کردم. در این فیلم مردم جلوتر هستند و مردم می دانند که حاج  یوسف خیانت و گناه نمی کند.

برخی معتقدند فیلم ها باید به مفاهیم دینی بی خطر بپردازد و علاقمند هستند یک نوع دین سکولار و فردی را به تصویر بکشند. اما روحانی که استاد اخلاق باشد، جبهه رفته باشد، وفادار به انقلاب و کشور است و هم در میان مردم زندگی می کند نشان دادنش برایشان برای برخی سخت است. من متهم می شوم به این که با «رسوایی» توقع مردم از روحانیت بالا می رود. «رسوایی» نشان می دهد روحانیت به جای گرفتن مچ جوانان دستشان را می گیرد. اینکه ما جوان ها را متهم به دین گریزی کنیم و بگوییم مسجد نمی آیند پس نسبت به آنها مسئولیتی نداریم شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت است. چرا خداوند پیغمبران را در بدترین شرایط  و در میان بدترین قوم‌ها برمی‌گزیند که 120 پیامبر را بنی اسرائیل گردن بزنند چرا بین افراد دین پذیر قرار نمی دهد. یکی از مشکلات ما این است که روحانیون و طلبه های ما ازشهرهای بزرگ بیرون نمی روند تعبیر آقای قرائتی است که روحانی برای تبلیغ نمی رود. علمای ما قبلا وقتی می دیدند فرد مسجد نمی آید به عیادتش می رفتنداز احوالاتش جویا می شدند.

شیشه های دودی و امور تشکیلاتی بین برخی روحانیون و مردم فاصله انداخته است. من به جدا کردن مسئولین از مردم در نماز جمعه انتقاد دارم. ترورها تمام شد الان دانشمند هسته ای ترور می کنند. دوره ترورهای دهه شصت به اتمام رسیده است. روحانی «رسوایی» وجوهات در خانه دارد اما سفره‌اش خالی است  مردم از روحانیت این توقع را دارند. به تعبیر رهبری زی طلبگی را باید حفظ کنند. مردم نمی توانند ببینند خودشان در صف اتوبوس و مترو هستند اما برخی روحانیون سوار ماشین با شیشه دودی است. همه روحانیون اینگونه زندگی نمی کنند در قم طلبه ها را ببیند هنوز هم در حجره ها زندگی می کنند. برخی از روحانیون که وارد دستگاه های دولتی می شوند نباید رفتارشان شبیه به مدیر کل ها باشد این قشر از «رسوایی» بدشان می آید.
دستشان به رسانه ها می رسد اولین افرادی که علیه فیلم صحبت می کنند این افراد هستند. در حالی که بسیاری از ائمه جمعه ما کشاورزی یا کارهای دیگر میکنند و یا با شهریه حداقلی زندگی می‌کنند.

فیلم سفارشی از آب درنمی‌آید

من معتقدم  تا موقعیتی که به تصویر می کشیم را نشناسیم فیلم از آب درنمی‌آید چه فیلم دفاع مقدسی یا دینی ...   درنمی آید. سینما ذاتش این است که فیلم سفارشی از آب درنمی آید ممکن است تصویر خوب باشد اما روح فیلم در خدمت باور قرار نمی گیرد حتی در فیلم های غربی هم همین است اگر ماتریکس باورپذیر است زیرا سازندگان به آن مفهوم اعتقاد دارند. کارگردان تا مولف نباشد اثرش هم به خوبی درنمی آید.

شما برای طرح مشکل جامعه ، روحانی عارف و زاهد را در مقابل یک زن بدنام قرار می دهید چرا یک زن باید در مقابل یک روحانی قرار بگیرد؟

این زن در آستانه بدنامی است اما بدنام نیست. حاج یوسف می گوید: «گناه دارد اما هنوز فاسق نشده» فقر و فاصله طبقاتی در جامعه ما دامن بسیاری از افراد را گرفته من این مسئله را در فقر وفحشا هم گفتم . بحث ما عدالت است و با  نشان دادن برخی از افراد که با فقرشرافتمندانه زندگی می کنند طیف های مختلف را به تصویر کشیدیم. آسیب اجتماعی گریبان نسل امروز را گرفته و ورود به آن با دیدگاه آسیب شناسی و ارایه راهکارکار سختی است . دو رویکرد در فیلم داشتم یکی مضمون اخلاقی و
دیگری آسیب اجتماعی  مد نظرم بود.