پرواز اندیشه

دل نوشته ای برای شب های قدر
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳٩٥
 

ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم
در آسمان آن نگاهت پر بگیرم
ای کاش در "تقدیر" من امشب نویسند
مهری ز خاک تربت مادر بگیرم
"تقدیرم" ای کاش این شود،با تو محرم
ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم
من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید
ای کاش ها را کاش از این در بگیرم


 
 
امام‌حسین(ع) دنبال برد ـ برد نبود
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ٥ آبان ۱۳٩۳
 

شب اول محرم و در آستانه اقامه عزای سیدالشهدا امام حسین(ع)، حشمت‌الله قنبری، استاد دانشگاه و کارشناس برجسته معارف اسلامی برخی مفاهیم و محتوای قیام عاشورا را تشریح و درباره تفاسیر انحرافی از این قیام اظهارنظر کرد. دکتر قنبری شنبه‌شب در گفت‌وگوی خبری شبکه دوم سیما درباره دعوت امام حسین(ع) از عمر سعد در روز هشتم محرم گفت: امام حسین(ع) برای چه عمر بن سعد را در شب هشتم دعوت کرد؟ آیا می‌خواست پروتکل الحاقی به قیامش بدهد؟ آیا می‌خواست عمر بن سعد را قانع کند تا برود با نمایندگی حاکمیت طاغوت بنی‌امیه مفری برای برون‌رفت از این بن‌بست پیدا کند؟ تمام زوایای تاریخ کربلا را از زبان هر انسان معاندی که کتاب نوشته می‌بینید این مسائل نبوده است.

استاد دانشگاه تاکید کرد: حضرت سیدالشهدا(ع)، عمر بن سعد را برای این دعوت نکرد که با وی گفت‌وگو کند یا اینکه با وی به تفاهم برسد یا یک قاعده برد- برد را مدیریت کند بلکه حضرت سیدالشهدا(ع)، عمر بن سعد را دعوت کرد تا با او گفت‌وگو کند و تمام پیشینه وی را در پیش رویش قرار دهد و بعد با تمام قلب رحمانی خودش او را به طرف سعادت دعوت کند. کارشناس معارف اسلامی بیان داشت: آمدن عمر بن سعد هم در سرنوشت اثر نداشت و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد اگر این نشست برگزار نمی‌شد اما آنچه به ظهور رسید در این گفت‌وگو این بود که اولاً این گفت‌وگو مذاکره نبود بلکه انذار بود و آن کسی که انذار می‌کند در موضع قدرت و اقتدار قرار گرفته است. به گزارش باشگاه خبرنگاران، حشمت الله قنبری در پاسخ به سوال مجری درباره دلایل برخی تفسیر‌های غلط از قیام کربلا گفت: یک بخشی این است که دشمن بخواهد بد بفهمد چون از تلألؤ عاشورا خسارت می‌بیند لذا باید به آنخرافه اضافه کند چون اگر خورشید عاشورا تابان شود، پرده‌های کفر، گناه و شرک می‌افتد. وی گفت: برخی تفسیرها از سر ناآگاهی است البته گاهی اوقات این ناآگاهی جنس محبت به خود می‌گیرد یعنی خیال می‌کنند محبت زیاد به حسین بن علی(ع) نشان دادن رفتارهای ناهنجار است که البته اینها در ترازوی اهل بیت جایی ندارد، ضمن اینکه گاهی اوقات این تفسیرها از سر غفلت است و بدتر از آن این است که این مآل‌اندیشی گاهی اوقات به دلیل هیجان‌زدگی و تحت جو قرار گرفتن و مصلحت‌اندیشی‌هایی انجام می‌گیرد که مشخص نیست ریشه‌اش کجاست.
استاد دانشگاه اظهار داشت: وارد حریم کربلا شدن و تکه‌ای از آن را برداشتن و به استخدام درآوردن برای جا انداختن یک مطلب، اشتباه فاحش است.
 
  حر با توبه معنا پیدا می‌کند
کارشناس معارف اسلامی با تاکید بر اینکه کربلا فرصت زندگی دادن برای کسی است که دنبال زندگی و حیات باشد، افزود:
به طور مثال می‌توان به حر بن یزید ریاحی اشاره کرد؛ وقتی در مقام توبه‌کننده صحبت می‌شود همه افراد در درجه پایین‌تری از حر بن یزید ریاحی قرار می‌گیرند و حر معنای تواب می‌شود و شاید اگر ارتباط وحیانی بین زمین و آسمان برقرار بود بعید نبود برای  حر آیه بیاید. حشمت‌الله قنبری تصریح کرد: آن حری که ما می‌شناسیم به توبه‌اش معنا پیدا می‌کند، یعنی حر لیاقت برگشتن به جریان حق را پیدا کرد و خدا او را عفو کرد، ضمن اینکه سیدالشهدا واسطه او و خدا شد و بین آن همه جمعیت، حر بن یزید ریاحی بود که چشمش را باز کرد فهمید اشتباه کرده است، پس از آن به طرف حق برگشت و مورد تایید قرار گرفت. وی با بیان اینکه کربلا سند عزت و زندگی مومنانه در سایه شمشیر نیست بلکه کربلا هیهات منالذله است، تاکید کرد: هر جای زندگی ما، هر نسیمی از زبونی، وابستگی، تعلق و انفعال بیاید در اردوگاه حسین بن علی(ع) جایی ندارد چون جهان‌بینی نهضت عاشورا این است که اساساً در دنیا چیزی برای تحمل ذلت وجود ندارد.
 
   هیهات منالذله رمز بقای ماست
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه بنده معتقدم هیات منالذله کلمه عبور، رمز بقا و رمز عملیات ملت ما است، گفت: در همه صنف‌ها و گروه‌ها هستند افرادی که گمان می‌کنند ممکن است عزت از ناحیه غیر خدا حاصل شود اما دشمن تا ما را به ذلت نکشاند یک امتیاز هم به ما نخواهد داد، این وعده قرآن است. کارشناس معارف اسلامی در ادامه تصریح کرد: البته این به آن معنا نیست که ما مذاکره و گفت‌وگو نکنیم بلکه همه اینها در منطق ما جا دارد و با شجاعت پای آن هستیم و آنهایی که این مسؤولیت را دارند شاگردان مکتب عاشورا هستند اما هر جا نسیم تحمیل ذلت بود باید با قاطعیت به جنگ دشمن بروند چرا که دشمن غدار ضددین زمانی که بفهمد جریان دینی هویت حسینی دارد عقب‌نشینی خواهد کرد.
 
وی همچنین در تشریح عظمت مفاهیم کربلا گفت: کربلا یک حقیقت و پدیده نیست که شما به اعتبار دانش و آگاهی نسبت به سایر حوادث تاریخی به آن برسید. استاد دانشگاه با اشاره به اینکه حادثه حضرت سیدالشهدا همجنس تمام زندگی عترت طاهره است، افزود: علم و آگاهی غنی و عمیقی اطراف این حادثه بزرگ اتفاق افتاده است مثلاً در بین همه حوادث
تاریخی حادثه‌ای به تلألؤ عاشورای 61 قابل رصد برای جامعه بشری نیست.
کارشناس معارف اسلامی افزود: حوادث شگفت‌انگیزی مثل روز غدیر حضرت امیرالمومنین(ع) موجود است که جایگاه مبنایی و اصولی دارد که اگر مردم فهمیده بودند براساس خواست پیغمبر در غدیر می‌ماندند و به محرم نمی‌خوردند اما وقتی فهم درستی از غدیر به وجود نیامد خطا و انحراف در جامعه اسلامی شکل گرفت و مردم از کنار انحراف‌ها عبور کردند. دکترحشمت‌الله قنبری با بیان اینکه اگر مردم در غدیر می‌ماندند؛ بدون تردید نه ضرورتی برای وجود حماسه و نه شرایطی برای خلق فاجعه به‌وجود می‌آمد، گفت: اگر جامعه اسلامی و امت اسلامی بر مبنای قرآن، سنت و عترت طاهره حرکت نکنند انشقاق در آن به‌وجود می‌آید. وی ادامه داد: در کربلا هیچ چیز متوسطی وجود ندارد. وی تاکید کرد: در کربلا در یک طرف فاجعه است و در طرف دیگر برای بشر در درجه اعلاء، حماسه وقوع یافته است، حماسه‌ای که در کیفیت و اثربخشی آن همتایی وجود ندارد. استاد دانشگاه افزود: در کربلا جای اصغر نیست بلکه در کربلا همه اکبر هستند. کارشناس معارف اسلامی با اشاره به اینکه اگر در کربلا امکان دلالت مردم به خواست خدا فراهم نمی‌شد راه توحید روی زمین برای همیشه بسته می‌شد، افزود: در کربلا حضور همه‌جانبه همه را با هم می‌بینیم به‌گونه‌ای که در خیمه‌گاه حسین بن علی(ع) هیچ چیزی را کم نمی‌بینیم یعنی اگر اهل سعادت از اول در این صحنه حضور داشتند با سعادت نیز حرکت کردند.
دکتر قنبری اظهار داشت: هر نمونه‌ای را که بشر به آن به‌عنوان الگو نیاز داشته باشد در کربلا می‌بینیم. وی با اشاره به اینکه در روز عاشورا تمام موجودیت طاغوت با تمام ابعادش به چالش کشیده شد، خاطرنشان کرد: از سوی دیگر خواصی در جامعه وجود داشتند که از مفاخر اسلامی به حساب می‌آمدند. استاد دانشگاه گفت: افرادی که به تدین و تقوا معروف بودند بالاخره کارشان به جایی رسید که با رمز لااله‌الاالله سر از حجت خدا جدا کردند. کارشناس معارف اسلامی با اشاره به اینکه همه وجود حسین(ع) را می‌شناختند، افزود: اگر کسی هم حضرت امام حسین(ع) را نمی‌شناخت و در صحنه حاضر بود امام حسین(ع) کربلا را صحنه شناخت خود قرار دادند. وی ادامه داد: حضرت سیدالشهدا را قطعه قطعه کردند، باید گفت چه ضرورتی داشت چنین امری را انجام دهند، مگر این مساله برای آنها ارزش افزوده داشت؟! استاد دانشگاه با بیان اینکه آنها اعتقادات دینی را غارت کردند، افزود: آنها ارزش‌های دینی را به‌غارت بردند به‌گونه‌ای که سر از حجت خدا جدا کردند و بعد از بازگشت احساس شرافت می‌کردند. کارشناس معارف اسلامی افزود: چه جریان تربیتی در جامعه وجود داشت که سر از حجت خدا جدا شود. حشمت‌الله قنبری بیان داشت: اگر معلوم نشود کربلا باید در چه جایگاهی قرار بگیرد ممکن است یک فاجعه‌ای را در سیمای دیگر به اهل توحید و اهل یکتاپرستی تحمیل کند لذا اصلاً این حرف که کربلا را نادان‌ها درست کردند، درست نیست بلکه «منحرفان کربلا را درست کردند»، کسانی که ارزش‌های تقلبی را جای ارزش‌های اساسی دینی در وجودشان نهادینه کردند. وی در ادامه افزود: این منحرفان، بینایی دل نداشتند و نکته اساسی این است که این مردمان که در صحنه کربلا حاضر شدند، بیشترشان از طریق مسلم بن عقیل با امام حسین(ع) بیعت کرده بودند و اینها کسانی بودند که با قصد قربت زندگی‌شان را فروختند مرکب و آذوقه فراهم کردند تا حین ورود امام حسین(ع) در رکاب وی بجنگند و می‌بینیم مسلم بن عقیل که فرمانده‌ای شجاع و با اقتدار و یک استراتژیست توانمند است، با همه ویژگی‌هایی که دارد رفتار مردم عراق طوری است که قانع می‌شود و از امام حسین(ع) دعوت می‌کند به عراق بیاید. اگر امام حسین(ع) نامه‌های دعوت را از سوی مسلم بن عقیل نمی‌گرفت هرگز به مردم عراق اعتماد نمی‌کرد. استاد دانشگاه تصریح کرد: اما همین مردم چون بینایی دل و بصیرت نداشتند منتظر اباعبدالله بودند و دشمن که با برنامه بود عبیدالله را به جای امام حسین(ع) به آنها قالب کرد و دلیل این کار این است که آن افراد تابع یافته‌های سرشان بودند و کوتاه‌اندیش بودند و بعضی از آنها در موضع‌های بالا خود را میزان و مبنا قرار می‌دادند و به دنبال امام حق نبودند. یافته‌های سرشان آنها را مدیریت می‌کرد و بینایی دل یافته‌های سر را ویراستاری می‌کرد، همه مردم وقتی عبیدالله وارد قصر حکومتی شد فهمیدند وی امام حسین(ع) نیست. کارشناس معارف اسلامی با تاکید بر اینکه همین مردم در یک فاصله بسیار کوتاه با همان امکانات وارد کربلا شدند و مهم‌ترین فاجعه خلقت را درست کردند، گفت: چرا باید این اتفاق بیفتد، این «چرا» مهم است، زیرا باید خواص و اخص خواص جبهه باطل را بشناسیم و اینکه آن چیزی که باعث شد اینها به دامن این انحراف غلتان شوند، چه چیزی بود.

 
 
تنها زن شهیده واقعه کربلا
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳٩٠
 

واقعه عاشورای سال ۶۱ هجری، یکی از مهمترین حوادث تاریخ بشمار می رود و به سبب اهمیت فوق العاده است که این واقعه از جهات گوناگون مورد دقت و بررسی قرار گرفته؛ شاید بتوان گفت که در میان همه ی این بررسی ها و دقت ها به نقش زنان کمتر توجه شده است و این درحالی است که زنان چه قبل از عاشورا و چه در روز عاشورا و چه بعد از روز عاشورا نقش بسیار مهمی داشته اند. رشادتها و از خود گذشتگی های بانوان در کاروان حسینی از مدینه تا مدینه آنقدر بزرگ و درس آموز است که هر انسانی را به فکر فرو می برد.

ام‌ّ وهب‌، همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود و در کوفه می‌زیست‌. وقتی شوهرش تصمیم گرفت برای یاری سیدالشهداء شبانه از کوفه به کربلا برود، اصرار کرد تا او را نیز همراه خویش ببرد.

آنها شبانه به یاران امام پیوستند. روز عاشورا وقتی شوهرش به میدان رفت‌، او نیز چوبی به دست گرفت و عازم میدان شد، اما امام جلوی او را گرفت و فرمود: «بر زنان جهاد نیست‌». پس از آنکه شوهرش به شهادت رسید، خود را به معرکه رساند و به پاک کردن خون از چهره او پرداخت‌، شمر، غلام خود را فرستاد. آن غلام‌، با گرزی که برسر آن بانوی رشید کوبید، او را هم شهید کرد.

فرزند ام‌ّ وهب نیز در عاشورا به شهادت رسید، مادرش روز عاشورا از مشوقان او بود تا به جانبازی و فداکاری بپردازد. وقتی وهب (پسر او) پس از مقداری جنگیدن‌، نزد مادر برگشت و گفت‌: آیا راضی شدی‌؟ مادرش گفت‌: وقتی راضی می‌شوم که در رکاب حسین به شهادت برسی‌.

دوباره رفت و جنگید تا شهید شد. ام وهب‌، اولین زنی بود که از سپاه حسین بن علی به شهادت رسید و تنها زن شهید در کربلا بود.

امام حسین (ع) خطاب به ام وهب فرمودند: «جزیتم من اهل بیتی خیراً ارجعی الی النّساء رحمک الله فقد وضع عنک الجهاد»

«به خاطر حمایت از اهل بیت من‌، به پاداش نیک نایل می‌شوید، به سوی زنان بازگرد، رحمت خداوند بر شما باد، بر تو جهاد نیست‌».


 
 
خواب سردار تهرانی مقدم یک هفته قبل از شهادت
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱ آذر ۱۳٩٠
 

شهید مقدم یک هفته پیش از شهادت، خوابی در رابطه با عالم قبر دیده بودند و آن را برای من تعربف کردند.

وی گفت سردار مقدم تعریف می کرد که "من در عالم خواب دیدم از دنیا رفته ام و مردم پس از تشییع جسم مرا در قبر گذاشتند و تشریفات دفن را بجا آوردند. وقتی خودم را درون تنگی قبر احساس کردم ناگهان دنیایی از اضطراب و نگرانی مرا فرا گرفت و ترس از فشار و عذاب قبر وجودم را برداشت."

این فرمانده به نقل از شهید مقدم افزود: نمی دانستم چه باید بکنم. فقط دنبال پیدا کردن و عرضه چیزی بودم که مرا از آن فضای ترسناک و زجرآور قبر نجات دهد. به ناگاه این بر زبانم جاری شد که من عزادار و هیئتی اباعبدالله بوده ام و در مجالس عزای ایشان اشک ریخته ام. حب و دلبستگی ام به امام حسین(ع) را که بیان کردم، گویا مقبول افتاد و ناگهان فضای قبر دگرگون شد. فضا پر از نور شد و قبر چنان مزین به انواع تزئینات و اشکال زیبا شد که من شگفت زده شدم."


 
 
عیدانه مناسبت میلاد ثارالله
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳٩٠
 

از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث ،غرورآفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان اینکه خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود  نمی بیند.

مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو "موج"، موجودیت یافت؟مگر نه این که " نسیم" با تولد تو متولد شد و مگر نه " صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه " ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش" از روح تو جان گرفت؟پس چرا ما خبر " ولادت"  تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟ازتوماراحدیثی درسینه است و غمی جانکاه بردل؛ همان غمی که دل آدم را شکست ویادتواش گریاندپیامبر، آنگاه که تو پا به عرصه ظهور نهادی، گلویت را بویید و اشک دلش، بوسه را بر گلوی تو طراوتی دیگر بخشید.همان حدیث که توان از تن علی ربود و بر بیابانش ایستاند و ناله اش را به آسمان رساند که: "ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فتیة من آل محمد..."

اینجاست قتلگاه حسین، خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود. همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد، وادی معاشقه اینجاست. همینجاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف، گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرند.

این جاست که فریاد خون آلودِ" الهی رضاً برضاک" سینه آسمان را می شکافد و بر رضایت خداوند، چنگ می زند و آسمان از این درد می شکند و زمین بر خود می پیچد.

آری، از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود و شخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگرچه اوج پرواز والاترین انسان، حضیض - پایین ترین- شناخت تو را درنمی یابد.

و هر چند تو برتری از آنچه ما می اندیشیم و آن صفات که تو را متصف می کنیم و اگر چه تو زینت بخش صفاتی، و اگرچه یادمان نرفته است آن کلام را که در قیامت والاترین مؤمنین  در تب و تاب دیدار خداوندی می سوزند و از او تقاضای دیدار می کنند؛ برقی می درخشد و نوری متجلی می شود که همگان را سالیان دراز بی خویش و بی هوش می کند و وقتی خود را می یابند و به هوش می آیند، عاجزانه از خدا می پرسند که این تو بودی؟ و پاسخ می شوند که این یک تجلی از چهره حسین بود؛ جلوه ای از رخ اباعبدالله، یک نیم نگاه ثارالله... و قلم را هرگز توان شرح این دیدار نیست...ولیکن ما را فقط  یارای دیدن ظواهر است و همین و تا همین حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل های ناقابلمان را پروانه آن شمع جاودانه کرده است.

ما که ظرفیت دریا نداریم، همان قطره مان که در گلو چکانده ای، حیات و زندگیمان بخشیده است.

ما در این کاروانسرای دنیا از آن جهت تنفس می کنیم که تو در آن درنگ کرده ای.

ما بر خاکی سجده می کنیم  که پای تو بر آن نشسته و خون تو بر آن چکیده است.ما همچنان که ساده ترین نیازمان؛ آب نوشیدن را، به یاد تو مرتفع می کنیم، احساسمان، اندیشه مان، مرگمان، حیاتمان، سلوکمان، قیاممان، همه و همه رنگ از تو می گیرند و معنا از تو می یابند.

بر مظلومیت جوانانمان از آن خرسندیم که مظلومیت تو را تداعی می کنند. جوانانمان را به یادواره علی اکبر تو به میدان فرستادیم.

و خون را از آن جهت ارج می نهیم که تو- ثارالله- به خدایت اتصالش بخشیده ای و آوارگی زنان و کودکانمان را از آن روی تاب می آوریم که گوشه ای از آن همه درد و رنج تو را بشناسیم. ما هر چه خون به یادواره تو داده ایم و آنچه به دست آورده ایم، از دست های مبارک تو گرفته ایم و بر همین اساس ما گشتیم، جستجو کرده یم، زیرورو کردیم، و ارزشمندترین گلستان جامعه و عطرآگین ترین مجموعه گل را- به اعتقاد باغبان بزرگوار- آن ستون ها را که استواری جامعه در گروی وجودشان است- به اعتقاد بنیانگذار- زیباترین، خالص ترین، مؤمن ترین، ایثارگرترین جوانانمان را- به اعتقاد مربی- جدا کردیم، ممتاز نمودیم و روز تولد تو را به ایشان اختصاص دادیم و جز اینان، چه گروهی را شایستگی این منزلت بود؟

یا اباعبدالله! بابی انت و امی یابن الزهراء! آتش عشق را در دل کودکان و جوانانمان جاودانگی بخش!

و هدیه های این امت را که بر اساس آیه" لن تنالواالبرحتی تنفقوا مما تحبون"؛ معشوق های خویش را فدای تو کردند، به پیشگاهت بپذیر.

سید مهدی شجاعی


 
 
زیارت کربلا و برکات آن در زندگانی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳٩٠
 

در طول تاریخ انسانهایى بوده و هستند که پس از مرگشان ، زندگى و حیاتشان ادامه پیدا کرده و با مرگ بدنشان ، وجودشان و شخصیت و اندیشه‏شان ادامه یافته است . مردان خدا و شخصیتهاى الهى، همانگونه که در زمان حیات خویش استوانه دین و محور انسانیت و پشتوانه حق و عدالت هستند ، در زمان پس از مرگ نیز آرامگاه و زیارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضیلت است . و در این میان ، زیارت مشهد حسینى از ویژگیهاى برجسته‏اى برخوردار است . آنانکه توفیق پیدا مى کنند و به زیارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند ، روى به آستان امام حسین (ع) آورده و به جانب این مدرسه عشق و فضیلت و دانشگاه کمال و تربیت مى‏گرایند . اینگونه تربیت اجتماعى و یک چنین موسسه تهذیب اخلاق و ادب ، براى هیچ ملتى از ملل گیتى میسر و مقدورنیست . 

امام رضا (ع) مى فرماید: «هر امامى بر گردن دوستان و پیروانش عهد و پیمانى دارد و وفاى به این عهد، بإ؛،،ّّ زیارت قبر آنان ممکن مى‏باشد . و کسى که به شوق زیارت آنها و با تصدیق به فضیلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قیامت قرار مى‏گیرد.

پس هر زائرى باید بکوشد تا از این شفاخانه فیض، استشفاى دردهاى درونى و امراض قلبى و اندرونى خود را خواسته، خواستار آن شود که صفاى دل و دوستى خاطر و پاکیزگى روح و قداست روان و سلامت تن ، از خدمت آفریدگار جهان به وى عطا گردد ، تا اینکه هم ظاهر او به جمال و کمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگى‏ها پاک و مصفا گردد.

مامان به این وسیله در صدد ساختن انسانهاى مؤمن و متعهد بوده‏اند ، لذا به آنها تعلیم داده‏اند که در زیارت امام حسین (ع) از خداوند بخواهند که زندگى و مرگشان را «حسین گونه» قرار دهد، و آنها را در دینا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محیاى محیا محمد و آل محمد ، و مماتى ممات محمد و آل محمد ... و ان یجعلنى معحکم فى الدنیا و الاخرة».

به امید به اینکه خداوند متعال توفیق زیارت حضرتش را در دنیا و شفاعتش را در روز قیامت نصیب ما گرداند، به آثار و برکاتى که زیارت سیدالشهدا (ع) به دنبال دارد مى‏پردازیم:  

١- آرامش بخشیدن به زائر

قبل از آنکه به آثار و برکاتى که برگرفته از روایات اسلامى است اشاره کنیم ، این نکته لازم به ذکر است که زیارت مرقد شریف امام حسین (ع) مانند سایر ائمه ، به مردمان و زیارت کنندگانش ، نوعى آرامش و اطمینان مى‏بخشد . در این عصر که انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پیوسته دست به گریبان با پدیده‏هایى چون تردید، ناکامى، تشویش، ترس و ناسازگارى با محیط و زندگى ماشینى و محرومیت و جنگ و حتى کنار نیامدن خود است، و هر روز شاهد کاهشها و فرسایشها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند ، این زیارت مرقد مردان خدا و پیشوایان دین است که به انسان آرامش خاطر مى دهد.

در زیارت یک نوع کشش و نیاز الزام آورى انسان را وا مى‏دارد که فشارها و فریادهاى درونى را از راهى خارج کند . زائر آن مرقد شریف در پرتو دعا و گفتگو با پاکان و استمداد از ارواح پاک مقربان درگاه الهى، نیرو گرفته و نابسامانیها را با توسل بدانها برخود هموار مى سازند ، و خستگى‏ها و فشارهاى وارد بر روان ، و نیز اضطرابها و یأسها را از خودمى زدایند و به آرامش و اطمینانى براى ادامه زندگى دست مى‏یابند.

 

٢- در امان خدا بودن

به امام صادق (ع) عرض کردند: کمترین اثرى که براى زائر قبر امام حسین (ع) چیست؟ فرمود: «کمترین تأثیرش این است که خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى کند تا به سوى اهل خویش برگردد ،و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود ».(2)

 

٣- زائر خدا محسوب شدن

زید بن شحام گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم : براى زائر قبر امام حسین (ع) چه مى‏باشد؟ فرمود: «همانند کسى است که خدا را در عرش دیدار نموده باشد». گفتم: براى کسى که یکى از شما را زیارت کند چه مى‏باشد؟ فرمود:

«همانند کسى است که رسول خدا (ص) را زیارت نموده است » . (3)

 

۴- برآورده شدن حاجات و دفع پریشانى

امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏آید مگر آنکه خداوند از او دفع پریشانى نماید و حاجتش را برآورد» . (4)

و نیز به ابوصباح کنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏رود مگر آنکه خداوند از او پریشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند که از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او مى‏گریند. هر کس او را زیارت کند، وى را تا خانه‏اش بدرقه مى‏کنند، و هر که مریض شود به عیادتش مى‏روند، و هر که بمیرد جنازه‏اش را تشییع مى‏کنند». (5)

 

۵- زیادتى در عمر و رزق

امام باقر (ع) فرموده است : «شیعیان ما را به زیارت قبر حسین (ع) امر کنید ، زیرا زیارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواریها مى‏شود » . (6)

 

۶- آمرزش گناهان

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس حسین (ع) را زیارت کند در حالیکه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان ،گناهان گذشته و آینده‏اش را مى‏آمرزد». (7)

و جابر جعفى در ضمن یک حدیث طولانى از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود: «چون از نزد قبر حسین (ع) بازگشتى ، ندا کننده‏اى تو را ندا مى‏دهد که اگر آن را مى‏شنیدى ، تمام عمر را نزد قبر شریف حسین (ع) اقامت مى‏گزیدى. آن منادى گوید:خوشا به حال تو اى بنده خدا که سود فراوان بردى و به سلامت (در دین ) دست یافتى. عمل از سربگیر که گناهان گذشته‏ات آمورزیده شد» . (8)

 

٧- محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر

امام صادق (ع) فرمود: «همانا ایام زیارت زائران حسین بن على (ع) از عمرشان محسوب نگشته و جزء حیاتشان به شمار مى‏آید» . (9)

 

٨- حفاظت زائر در دنیا و آخرت

عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض کرد: فدایت شوم، کمترین نصیبى که زائر امام حسین (ع) دارد، چیست ؟ فرمود: «اى عبد الله، کمترین چیزى که براى او مى‏باشد، این است که خداوند او و خانواده‏اش را حفظ مى کند تا وى را به سوى خانواده‏اش باز گرداند، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او مى‏باشد» . (10)

 

٩- عنایت و توجه سیدالشهدا (ع)

امام صادق (ع) فرمود: «حسین در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر مى کند . او نگاه مى کند که چه کسى براى آن حضرت گریه مى کند، پس براى او طلب آمرزش کرده و پدرانش را مى‏خواند تا براى آن زائر دعا کرده و طلب آمرزش و مغفرت نمایند. سپس امام (حسین) مى فرماید: اگر زائر من مى‏دانست که خدا چه چیزى براى او عطا مى فرماید شادى او بیشتر از جزع و بى‏تابى وى مى‏گردید» . (11)

و امام حسین (ع) فرمود: «هر کس مرا در زندگانیش زیارت کند، پس از مرگش بازدیدش خواهم کرد» . (12)

 

١٠- خیر و برکت زیاد

امام صادق (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند که چقدر خیر و برکت در زیارت امام حسین (ع) وجود دارد ، براى زیارت کردنش با یکدیگر مقاتله مى‏کردند، و هر آینه اموالشان را براى رفتن به زیارتش مى‏فروختند» (13)

و امام باقر (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند که زیارت قبر شریف حسین (ع) چه مقدار فضیلت و برکت دارد، از شوق زیارت جان مى سپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند مى‏آمد» (14).

 

١١- برابرى زیارت قبر حسین (ع) با حج

عبدالله بن عبید انبارى گوید: به امام صادق (ع) عرضه داشتم : فدایت شوم ، همه ساله وسایل تشرف به حج برایم فراهم نمى‏شود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برایت فراهم نگشت ، به زیارت قبر حسین (ع) برو، که یک حج برایت نوشته مى شود و چون قصد عمره نمودى و وسایل مهیا نشد ، عزم زیارت قبر حسین (ع) نما، که یک عمره برایت منظور مى شود»(15)

١٢- نجات از آتش جهنم

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس قبر حسین (ع) را به خاطر خداوند و در راه خدا زیارت نماید، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد مى‏سازد، و روز ترس بزرگ (قیامت) او را ایمن مى‏دارد . از خداوند نیز هیچ حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را طلب نمى‏کند مگر آنکه به او عطا مى‏نماید» (28).

این آثار و آثار دیگرى که به خاطر اجتناب از طولانى شدن مطلب ذکر نکردیم ، همگى به برکت وجود حضرت سیدالشهدا (ع) است که امیدوارم هر چه زودتر توفیق زیارت مرقد مطهرش نصیب تمام عاشقان گردد.