پرواز اندیشه

آخرین صحبتهای احمدی نژاد و شرط بازگشتش به صحنه سیاست
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ٦ دی ۱۳٩۳
 

روزنامه‌های اعتماد و آرمان سخنان احمدی‌نژاد در باره شرایط بازگشت به فعالیت سیاسی را مورد توجه قرار داده‌اند. احتمالا همین سخنان هم باعث شده است که روزنامه شرق در مطلبی از فراموش شدن عبارت «جریان انحرافی» ابراز نگرانی کند.
 
اعتماد نوشت: محمود احمدی نژاد از همان مواضع قدیمش می گوید و تاکید می کند که «مهم ترین برنامه امریکا در منطقه، طرح دو کشور برای حل دعوای صهیونیست ها با اعراب و تجزیه روسیه و ایران است. »

وی در ادامه افزود: «امریکایی ها به خوبی فهمیده اند که در ایران، رهبری یک تنه در برابر برنامه های آنها در حال مقاومت هستند و مهم ترین نماد استقلال و تمامیت ارضی ایران شخص حضرت آقا است بنابراین تمام زورشان را در تخریب این محور متمرکز کرده اند. او اما از نقشه امریکا هم خبر می دهد و می گوید که «استراتژی امریکایی ها تخریب رابطه مردم با رهبری است و تاکتیک شان هم تبلیغ وجود فساد و ناکارآمدی در کشور است.»

شاید بحث برانگیزترین بخش اظهارات محمود احمدی نژاد این بخش باشد. بخشی که هر چند وقت یک بار گفته می شد و کمی بعد تکذیب می شد این بارهم با یک سیاست دو پهلو از سوی او مورد اشاره قرار گرفته است.

«بنده دیگر برای فعالیت سیاسی انگیزه شخصی ندارم چون اولاتمام مراتب قدرت را در این کشور تجربه کرده ام و ثانیا ترجیح می دهم به فعالیت های پژوهشی و آموزشی مشغول باشم اما اگر ابعاد این توطئه یی که علیه رهبری در جریان است شدت پیدا کند بر پایه شناختی که از بنده دارید عافیت طلبی نمی کنم و با تمام ظرفیت های فردی و اجتماعی خود به صحنه می آیم.»


 
 
آقای روحانی! اشتباه خاتمی و احمدی‌نژاد را تکرار نکنید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ٤ شهریور ۱۳٩۳
 

سایت الف با اشاره به اظهارات اخیر روحانی در اردبیل نوشت: موضوع قدیمی و تکراری «مجری بودن قانون اساسی» مجددا در این دولت هم کلید خورد.
در دولت‌های آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد هم این اصل قانون اساسی که رئیس‌جمهور مجری قانون اساسی است، بسیار پیگیری شد و حتی گروهی برای این موضوع نیز توسط روسای جمهور تشکیل شد. کار به جایی رسید که روسای جمهوری قبل به قوه قضائیه و شورای نگهبان نیز تذکر قانون اساسی دادند!
علی‌رغم این که نظر تفسیری شورای نگهبان قانون اساسی نیز استعلام شد و آن شورا تفسیر این اصل را منحصر به رعایت اصول قانون اساسی در قوه مجریه توسط رئیس‌جمهور دانستند، اما این غائله ختم نشد. گویا روسای جمهور برای نمایش نوعی «بسته بودن دست‌هایشان» و «مظلومیت دولت»، نیاز به تمسک به این اصل قانون اساسی و تکرار تفسیر به رای آن دارند. به هر حال بار دیگر شاهد  تکرار نمایش‌های
شانزده سال گذشته خواهیم بود.
این سایت در ادامه به انتقاد روحانی از صدا و سیما پرداخت و نوشت: بدون شک، حجم انتقادات روسای جمهور قبل در یک سال اول مسئولیت‌شان از صدا و سیما، به اندازه این یک سال مسئولیت آقای دکتر روحانی نبوده است. آنها هم مستمرا از صدا و سیما به دلیل عدم پوشش فعالیت‌های دولت انتقاد می‌کردند. اما حداقل در یک سال اول خویشتن‌داری بیشتری نشان می‌دادند. آقای دکتر روحانی از همان روز اول، لبه تیغ انتقادات خود در جلسات خصوصی و عمومی را متوجه صدا و سیما و شخص رئیس آن نمودند که اوج آن در اظهارات سفر به اردبیل بود و صریحا صدا و سیما را به نقض قانون اساسی هم متهم نمودند.
الف با اشاره به این فراز از سخنان رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه «چرا سازمان‌های بین‌المللی پول و بانک جهانی و رسانه‌های خارجی اعلام می‌کنند که چنین کاری (اقدامات دولت) در طول تاریخ ملت‌ها بی‌سابقه بوده ولی صدا و سیمای کشورمان همچنان کاری انجام نمی‌دهد»
می‌نویسد: آقای دکتر روحانی بسیار باتجربه‌تر از این هستند که بخواهیم دلیل تعاریف «رسانه‌های خارجی» از دولت را از ایشان سئوال کنیم. آیا رسانه‌های خارجی و صندوق بین‌المللی پول از پیشرفت‌های نظام جمهوری اسلامی خشنود می‌شوند و آن را تبلیغ می‌نمایند؟ و آیا بعکس از پس‌رفت‌های آن غمگین و نگران می‌شوند؟ اهداف آنها از تعریف و تمجید‌ها از این دولت به دلیل اقدامات مثبت دولت است و یا اهداف دیگری دارند.
خوب است ایشان درباره اهداف رسانه‌های خارجی را که بر سر صدا و سیمای جمهوری اسلامی کوبیده می‌شود هم توضیحاتی بفرمایند. نمی‌خواهم به جمله معروف امام راحل اشاره کنم که هر گاه غربی‌ها از ما تعریف کردند باید به خودمان شک کنیم اما
بدون تردید تعریف و انتقادات رسانه‌های غربی از پیشرفت‌های نظام با اهداف خاص سیاسی از قبیل ایجاد حاکمیت دوگانه در کشور صورت می‌گیرد که ذکاوت و تجربه دکتر روحانی به خوبی آن را درک می‌کند 


 
 
صحبتهای کی روش با احمدی نژاد قبل از دیدار با لبنان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱٩ خرداد ۱۳٩٢
 

کارلوس کی‌روش در حضور رئیس ‌جمهور و در تمرین تیم ملی ایران خطاب به احمدی ‌نژاد گفت: مرتبه قبلی که شما آمدید، به پیروزی رسیدیم. از حمایتتان تشکر می‌کنم.

بازیکنان خیلی زیاد تلاش کردند و با انگیزه و اشتیاق مسابقه دادند و پیروز شدند. اکنون خود را برای مسابقه بعدی آماده می‌کنند. امیدوارم به پیروزی دیگری مقابل لبنان برسیم. اطمینان زیادی دارم که مقابل کره جنوبی کار را تمام می‌کنیم و به جام جهانی می‌رویم.

وی ادامه داد: در حال حاضر حضور در پلی‌ آف جام جهانی قطعی است اما این برای ما کافی نیست. باید مستقیم به جام جهانی برویم و از شما هم برای حضور در تمرین تشکر می‌کنم.


 
 
عکس جالب حضور احمدی نژاد در کابینه هاشمی رفسنجانی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ٢ دی ۱۳٩۱
 

در این تصویر که نمایی است از کابینه هاشمی بهرمانی(رفسنجانی)، محمود احمدی نژاد نیز دیده می‌شود.

به گزارش مشرق،مشخص نیست که احمدی نژاد در زمان عکاسی این تصویر چه سمتی در دولت داشته است؟! زمان دقیق عکاسی از این تصویر نیز دقیقاً مشخص نیست.
 
در تصویر، اسحاق جهانگیری، از چهره‌های اصلاح طلبی که در روزهای اخیر از وی بعنوان یک کاندیدای احتمالی اصلاح‌طلبان نام برده می‌شود نیز در کنار احمدی نژاد به چشم می‌خورد. 
 


 
 
صلوات ویژه بر امام علی النقی(ع)
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ٦ خرداد ۱۳٩۱
 


در صلواتی که از امام حسن عسکری(ع) درباره هر کدام از چهارده معصوم نقل شده  درباره امام علی النقی(ع) چنین آمده است:

 اللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ  بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِیِّ الْأَوْصِیآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِیآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ، وَالْحُجَّةِ عَلَی الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ
کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ  بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْأَلیمِ مِنْ عِقابِکَ،  وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ  حَرامَکَ، وَبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ، وَحَضَّ عَلی عِبادَتِکَ،  وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهی عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَذُرِّیَّةِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ.
 
بارالها! بر علی بن محمد (امام نقی) درود  فرست.او که جانشین اوصیای پیامبر(ص) و پیشوای پارسایان است. و جایگزین  رهبران دین و حجت بر تمام آفریدگان. بارالها! همانگونه که او را نوری قرار دادی تا مؤمنان از او فروغ بگیرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از  کیفر تو مردم را بر حذر داشت و آیات تو را یادآور گردید، حلال تو را حلال  دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئین تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را  به عبادت تو برانگیخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصیت تو بازداشت.
خدایا! بر او درود فرست برترین درودی که بر هر کدام از اولیای خودت و ذرّیه پیامبرانت می فرستی ای معبود جهانیان»


 
 
شیخ علی ثمری روحانی خانوادگی احمدی نژاد که مغضوب رئیس جمهور شد !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٩ آبان ۱۳٩٠
 

هفته‌نامه آسمان در گزارشی با عنوان «داستان داوود و محمود» به بخشی از مسائل خانوادگی و شغلی رئیس جمهور اشاره کرد و نوشت:
شیخ علی ثمری، پیش نماز مسجد انصار الحسین در شهرک محلاتی و محله داوود احمدی نژاد در نارمک، روحانی خانوادگی احمدی‌نژاد بود. پدر رئیس جمهور یک هفته پیش از فوتش، قسمتی از اموالش را با مشورت وی انفاق کرد و او در مراسم تدفین پدر احمدی‌نژاد، تلقین را به جا آورد.
ثمری خطبه عقد پسر احمدی‌نژاد و دختر مشایی را خواند و نهایتا هم به دعوت و اصرار احمدی‌نژاد به نهاد ریاست جمهوری رفت و پیش‌نماز این نهاد شد.
اما پس از مدتی با مشاهده برخی رفتارهای اطرافیان رئیس جمهور به انتقاد از این رفتارها در نهاد ریاست جمهوری و در حضور رئیس جمهور پرداخت. تذکراتی که ظاهرا باعث شد رئیس جمهور در مواردی به خاطر آنها نماز جماعت نهاد را تعطیل کند!
پس از برکناری شیخ علی ثمری از پیش نمازی نهاد ریاست جمهوری، عباس امیری فر به این سمت منصوب شد که مدتی بعد به جرم ارتباط با جریان انحرافی بازداشت شد.


 
 
احمدی نژاد تنها در هیئت دولت ( غیبت شاخص های باند انحرافی) + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳٩٠
 

از ویژگیهای جلسات هیئت دولت ، حضور حداقل یک نفر از اعضای باند انحرافی ، چسبیده به رئیس جمهور در تمامی جلسات است اما به نظر می رسد که در این عکس آقایان غفلت فرموده و احمدی نژاد را برای لحظاتی تنها گذاشته اند .

احتمالا شخصی که شیفتش بوده خواب مونده یا مسئله غیر مترقبه ای پیش اومده که حاجی رو تنها گذاشتن .

البته دکتر هم در راستای احترامی که برای اعضای این باند قائل بوده و هست اجازه نداده کسی بیاد و جاهای خالی رو غصب کنه ، لذا به نظر می رسه قصور صورت گرفته نتوانسته باشد خطر خاصی رو برای شاخصین انحراف در دولت ایجاد کنه !


 
 
 
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳٩٠
 

تابلوی ما چیست ؟ سوم تیری یا احمدی نژادی !

اسم واقعی ما فدایی ولایت است

 عبور از خط

وقایع اخیر بیش از هر چیز این نیاز را پیش روی تک تک ما قرار داد که «باید بفهمیم چه خبر است؟!» آنهایی که با ساده دلی -بگذارید تند بروم و بگویم بلاهت!- در تمامی دو سال اخیر چشم خود را بر واقعیت بسته بودند و آنها که با پخمگی می­گفتند «ان شاء الله گربه است ...»، آنهایی که نمودهایی چون ماجرای معاونت اولی و رحیمی و ملک زاده و قلعه بانی را به مثابه «نوک کوه یخ» که از آب بیرون زده درک نکرده بودند و آنهایی که دو سال پیش رأیی به صندوق انداختند و معصومانه به زندگی خود مشغول شدند، با ضربۀ شلاقی این پرسش به گوشه­ای پرتاب شدند. «آن بالا واقعاً چه خبر است؟» و البته مایی که به خیال خودمان ماجرا را حالا از دور یا نزدیک- پی می­گرفتیم نیز. آنها که از ماجرای اخیر شوکه نشده اند، یا سیاست نمی­فهمند و یا دروغ می­گویند. آنچه در چند هفته اخیر رخ داده برای همه ما، مایی که زمانی «احمدی نژادی» می­خواندندمان، نیاز به نوعی بازنگری در ماهیت و معنای قصه شش سالۀ پس از سوم تیر را بر انگیخت. و در نسبت با این پرسش، فکری آزار دهنده خودنمایی می­کند: «ما کجای راه را اشتباه رفتیم؟»

 

ماجرا چیست؟

حالا دیگر به نظرم خیلی واضح است: هواپیمای مسافری "سوم تیر" روی هوا دزدیده شده است! باید رسماً وضعیت های-جک (high-jack) را اعلام کرد. این هواپیما دارد به سوی مقصدی متفاوت از مقصد نخستین حرکت می­کند. البته این اتفاق طی همین سه هفته اخیر رخ نداده است؛ به نظر من دست­کم فرآیندی سه ساله داشته است. از اواسط سال 87 آغاز شده، به تدریج و قدم به قدم رشد کرده و حالا در بهار 1390 به جایی رسیده است که ما در آن قرار داریم. درست است که ما حالا در نقطه اوج ماجرا هستیم، امّا اگر دقت کنیم، هواپیما ربایان یا همان «جریان انحرافی» پروژه خود را یکباره به اجرا در نیاوردند. جریان انحرافی چگونه هواپیمای سوم تیر را از مسیر خارج کرد؟ با تغییر دادن پلان پرواز و با تلاش برای از کار انداختن موتور هواپیما.

دربارۀ پرواز تاریخی سوم تیر

هواپیمای سوم تیر چهار موتور مهم داشت و هواپیماربایان در کار هر چهار موتور اخلال ایجاد کرده اند. به عبارت دیگر، هیچ یک از چهار رکن اصولی نهضت سوم تیر نیست که توسط جریان انحرافی ملوث نشده باشد. این چهار رکن از این قرار است: عدالتخواهی و فسادستیزی در صحنه داخلی، استکبارستیزی و عزت طلبی در عرصه بین الملل، اسلام خواهی و ولایت مداری.

یکم. عدالتخواهی و فسادستیزی در صحنه داخلی: این به نوعی محوری ترین شعار احمدی نژاد و اصلی ترین عامل گرایش توده­های مستضعف و محروم مردم به او بود. تلاش برای قطع دستان متجاوز کسانی که «بیت المال را مایملک شخصی خود و خانواده شان تلقی می­کنند»، بازگشت به سبک مدیریتی شهید رجایی و ایجاد فرصت برای طبقات و مناطق محروم و به محرومیت کشانده شده، از مهم­ترین مضامین برنامه احمدی نژاد بود. ناگفته نماند که دولت برآمده از سوم تیر در این مسیر حرکت­های مهم و اساسی­ای نیز انجام داد.

دوم. استکبارستیزی و عزت طلبی در عرصه بین الملل: این نگاهی بود که دکتر احمدی نژاد در فضای انتخاباتی بر آن تأکید داشت و از این زاویه به دولت وقت حمله می­کرد. امتداد همین نگاه در سالهای بعد از سوم تیر نیز با تقویت جبهه مقاومت در برابر مستکبرین، به چالش کشیدن موجودیت اسرائیل و دفاع از حق هسته­ای، منجر به استقرار دوباره جمهوری اسلامی در موقعیت طلایی سالهای نخست انقلاب گردید.

سوم. اسلام خواهی: بعید است هیچ یک از سخنان دکتر در دوران تبلیغات انتخاباتی 84 را بیابیم که مشتمل بر شرحی جامع از موقع و موضع تاریخی انقلاب اسلامی در مدل پنج مرحله­ای حرکت به سوی موعود (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و حکومت جهانی اسلام) نباشد. از دل همین مدل بود که شعار «دولت اسلامی» به یکی از اصلی­ترین شعارهای نامزد پیروز انتخابات سوم تیر بدل شد. در میان کاندیداهای آن دوره احمدی نژاد تنها کسی بود که بی­پروا، با ادبیات و شعائر دینی سخن می­گفت.

چهارم. ولایت مداری: جایگاه مفهوم امامت در منظومه گفتمانی احمدی نژاد 84 و نسبت آن با مسألۀ انتظار از یکسو و ولایت فقیه از سوی دیگر، نیازمند توضیح نیست. تأکید بر نظام امّت و امامت، و اینکه «ولایت فقیه، تمرین زندگی در جامعه مهدوی است» را اضافه کنید به تکرار مکرر عبارت «و ایِّد قائدنا» پس از دعای مشهور «اللهم عجّل لولیک الفرج». باز هم درمیان کاندیداهای آن دوره، احمدی نژاد بیش از همه، به صورت اصیل و غیر صوری از زعامت و پیشوایی رهبری سخن می­گفت.

جریان انحرافی به ویژه از سال 87 به بعد، کمر به مشوه ساختن چهره دولت و احمدی نژاد در هر چهار محور مذکور بست: عدالتخواهی را با وارد کردن افراد بدسابقه به دولت و حرکت­های غیرموجّه و مشکوک در حوزه­های پولخیز صنعتی و نفتی و کثافت کاری­هایی از قبیل این و این (که حسب اخبار و اطلاعاتی که می­رسد چنین مواردی طی دو سال اخیر رشدی وحشتناک داشته است)؛ استکبارستیزی را با یاوه­هایی از قبیل دوستی با مردم اسرائیل و تعاملات غیرشفاف با حکام دست نشانده آمریکا در منطقه و عشوه شتری (!) آمدن­های گاه و بیگاه برای اوباما (که البته به لطف بی محلّی او متوقف شد)؛ اسلام­خواهی را با شعارهای دِمُدۀ ناسیونالیستی و تبدیل کردن دالّ­های اصلی گفتمان دولت به حرفهای دم­دستی و خنثای شبه روشنفکری (عشق و محبت و صلح و ...) و نمایش­های مهوّع «سیاست باز فرهنگی» (حجاب و سینما و ...)؛ و بالاخره ولایت مداری را با آنچه که می­دانیم و می­دانید...

خطر اصلی جریان انحرافی

معتقدم که بعضاً در مورد خطر این جریان بیش از حد بزرگنمایی می­شود. جریان انحرافی آنچنان که تاکنون ظاهر شده و با مختصات و پتانسیل­هایی که از خود نشان داده، به نظر نمی­رسد ظرفیت ایجاد «فتنه بزرگتر» را داشته باشد. البته اینکه از طریق پیوند خوردن با جریان فتنه و طیف سیاسی معارض رهبری در بلندمدت چنین پتانسیلی را بیابد، مسأله دیگری است. اما نوع رفتارهای آنان، به خصوص در همین ماجرای اخیر، نمایانگر فقدان بارز حسابگری و هوشمندی لازم برای پرورش چنین ظرفیتی است. از همین رو فکر می­کنم که تدارک آنان برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بعدی هم آن چنان که برخی تصویر می­کنند، موضوعی نیست که جای ذهن­مشغولی چندانی داشته باشد.

درباره این مطلب که جریان انحرافی در مجموع چیز چندان قابل ذکری نیست، می­توان مفصل سخن گفت. اما به این مختصر اکتفا می­کنم که آنان نه زرّادخانۀ نظری و فکری غنی و جدی (از آن گونه که جریان اصلاح طلب و سبز به لطف اتّکا به سیصد سال تجارب و تأملات تاریخی متجددین غربی داشت) دارند و نه عقبه نخبگانی و دانشگاهی و روشنفکری قابل اعتنایی. بدنه کارشناسی تکنوکرات و بروکرات دولت هم اگرچه با آنها کار می­کند و بعضاً حتی سواری می­گیرد، اما نهایتاً خود را خرج ایشان نمی­کند. (در واقع تیپ اغلب کسانی که با این جریان کار می­کنند، فرصت طلبان و زرنگ­هایی هستند که به طمع سفره و میل شیرینی جمع شده اند و هوا که پس شود، فرار را بر قرار ترجیح می­دهند.) وضع روحانیت و بازار و سپاه و بسیج هم که مشخص است.

پس با این تفاسیر، جریان انحرافی اصولاً چطور آنقدر مهم شده و به اصطلاح «موی دماغ»؟ چه چیزی آنها را این قدر مهم می­کند که راجع به ایشان این همه درازگویی شود؟ به نظرم پاسخ روشن است: تنها دارایی قابل ذکر جریان انحرافی «دکتر محمود احمدی نژاد» است و ایمان و اعتماد او. و به واسطه این دارایی، در اختیار داشتن «دولت» با دریایی از فرصت­ها، منابع، امکان­ها و رانت­ها. ظاهراً در حال حاضر، آنها به عجولانه ترین و ابلهانه ترین شیوه در حال استفاده از این امکان برای ایجاد کردن نوعی جای پای محکم اقتصادی و مادی برای خود هستند که در بلند مدت به کار آید. با این وجود قائلم، جریان انحرافی بیش از آن که در وجه ایجابی بتواند کاری را پیش ببرد، نقشی تخریبی را ایفا می­کند. تا کنون آنها یک پرده از این نقش را اجرا کرده اند: از دور خارج کردن احمدی نژاد، به عنوان یکی از دارایی­های مهم جریان حزب الله.

این لطمه­ای بزرگ است اما جریان انحرافی لطمه بزرگتری نیز می­تواند وارد کند. این خطر اصلی جریان انحرافی است: ایجاد تردید و تزلزل در اصالت و حقیقت سوم تیر.

سرخوردگی حاصل از وقایع اخیر و انحراف ایجاد شده، در صورتی که با آن مواجهه درستی صورت نگیرد، پتانسیل آن را دارد که خیزش دوباره انقلاب در سوم تیر 84 و کل مسیر پیموده شده پس از آن و حتی ایستادگی تاریخی در مقابل فتنه 88 را، به مثابه دست و پا زدنی پوچ و بی­حاصل جلوه­گر سازد. در روزهای اخیر، شفاهاً می­شنویم و کتباً می­خوانیم از پدیده­ای به نام «احمدی نژادی­های توّاب»! گذشته از این مطلب طنز که این اظهار ندامت­های غلیظ و شدید بعضاً توسط کسانی اظهار می­شود که حسب شواهد هیچ وقت «احمدی نژادی» نبوده اند، اما باید پرسید که «احمدی نژادی­ها» یا به عبارت بهتر جریانی که از آن به عنوان جریان احمدی نژادی یاد می­شود به خاطر چه چیزی باید توبه کنند یا نادم باشند؟ به خاطر این که (به قول امام) علم غیب ندارند؟!

بر آنم که جریان احمدی نژادی، در امّهات و کلیّت مسیری که پس از سوم تیر طی کرده، اشتباه اصولی و استراتژیک نداشته است. (دقت کنید که گفتم در کلّیت و آن هم اشتباه اصولی و استراتژیک) تنها شاید بتوان از یک اشتباه اساسی سخن گفت و آن هم اشتباه در انتخاب نام است: «احمدی نژادی» نامی درخور و برازندۀ جریانی با این اهمیت و رسالت تاریخی نبوده و نیست. در پرواز تاریخی سوم تیر، محمود احمدی نژاد اگرچه نقشی اساسی داشت، اما او اساساً نه مهندس این پرواز بود و نه حتی خلبانش. هیچ یک از ارکان چهارگانه سوم تیر که پیشتر از آن سخن رفت،اختراع و اکتشاف احمدی نژاد نیست.

جریانی که سوم تیر را رقم زد و سال گذشته، مردانه در برابر جنگ احزاب فتنه گران و اشرافیت سیاسی ایستادگی کرد، محصول پیوند مبارک بخشی از نسل دوم (بچه­های جنگ) با نسل سوم انقلاب تحت رهبری «آقا» است و تمام دار و ندار انقلاب همین جریان است. این جریان هویت خود را از احمدی نژاد نمی­گیرد. اگر چیزی به عنوان نشان هویتی برایش بخواهد تعریف شود، من نشان و نمادی بهتر از خود «سوم تیر» نمی­یابم. به جای «احمدی نژادی» بودن، باید «سوم تیری» بود.

تا چندی پیش، سوم تیری­ها یک مقتدا داشتند و یک نماینده سیاسی، یعنی دکتر احمدی نژاد. خوشمان بیاید یا نیاید، احمدی نژاد دیگر نماینده سیاسی این جریان نیست. متأسفانه احمدی نژاد دیگر سوم تیری نیست. البته او رئیس جمهور قانونی کشور است و سوم تیری­ها به این اعتبار می­توانند با او کار کنند، کمکش کنند و برای کارهای خوبش کف هم بزنند و تکبیر بفرستند. اما برای نجات آرمان­های سوم تیر، لازم است که این جریان حساب خود را از احمدی­نژاد و دولت فعلی جدا کند. لازم است سوم تیری­ها، محکم دست­ها را در یکدیگر حلقه کنند و با چشمان باز  به آینده بنگرند. ما حالا مقتدایی داریم و به یاری خدا، به زودی نمایندۀ سیاسی جدیدی نیز خواهیم داشت. 

سجاد صفار هرندی


 
 
کجا احمدی نژاد را دزدیدند ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

مدتها بود که می خواستم مطلبی با عنوان «کجا احمدی نژاد را از ما دزدیدند ؟ » بنویسم ولی فرصت نمی شد .

یادتان هست وقتی که در مجلس هشتم ناگهان خرد جمعی بر این موضوع متمرکز شد که هیچکس حق ندارد دو شغله باشد و بر سر این موضوع ، کلیه امور جاری مملکت لنگ ماند تا سرانجام موفق شدند دکتر غلامحسین الهام را از کنار دست دکتر احمدی نژاد کنار بزنند . البته بعد از توفیق در این مهم موضوع دو شغله ها که چه عرض کنم ، چند شغله های مملکت دیگر در اولویت قرار نگرفت ؟

یادتان هست وقتی داوود احمدی نژاد به برخی امور مشکوک در دفتر رئیس جمهور اعتراض کرد و ناگهان به تیر غیب دچار شد ؟

یادتان هست که ناگهان اسفندیار رحیم مشایی به عنوان نماد ارادت به امام زمان (عج) و ساده زیستی ، فامیل دکتر احمدی نژاد شد ؟

یادتان هست به یکباره پرویز داوودی به علت کهنسالی ناگهانی بازنشسته شد و اسفندیار از دکتر حکم معاون اولی گرفت ؟

یادتان هست آقا در همان زمان بحرانی که همه در فکر فتنه 88 بودند شتر فتنه 90 را پی کرد و اجازه نداد اسفندیار معاون اول شود که اگر اینگونه می شد با بروز فتنه 90 و استعفای دکتر ، اسفندیار کفیل ریاست جمهوری می شد ؟

یادتان هست که دکتر چنان مفتون فامیل جدید شد که یک هفته حکم امام و ولی زمان خود را مسکوت گذاشت و آخر هم اسفندیار کوتاه آمد ؟

یادتان هست که تمامی اعضای ولایی کابینه که در این موضوع بر دکتر خرده گرفتند پرپر شدند ! اسمهایشان را به یاد دارید ؟ اژه ای ، صفار هرندی ، باقری لنکرانی ، فتاح و ...

یادتان هست که در برابر ناهنجاریهای اجتماعی و بی حجابیها و بی تقواییها ، مجموعه فرهنگی دولت به تسامح و تساهل دوره اصلاحات بازگشت و دکتر علنا هرگونه برخورد در این حوزه را نفی نمود ؟!

یادتان هست که اندک اندک مادحین اهل بیت و ولایتمداران از حاج منصور ارضی گرفته تا سعید حدادیان از اطراف دولت زدوده شده و بازیگران لوند سینما ، از هدیه تهرانی گرفته تا مهناز افشار همنشین برادر اسفندیارشدند ؟

یادتان هست که اندک اندک برادر اسفندیار با بیش از نوزده پست رسمی و در رأس همه آنها مسئولیت رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور راهی فرنگستان غرب شد و مشکلات کوچک و بزرگ مردم اسلام آباد غرب در گیر و دار انتخاب استانداران و فرمانداران هماهنگ با حضرتش لگدکوب شد ؟

یادتان هست که موضوع امام زمان ملعبه کودکان کوچه و بازار شد و سهم ناچیز ملت از هدفمند شدن یارانه ها هدیه با برکت امام معصوم نامیده شد ؟

یادتان هست که با دستور برادر اسفندیار و حمایت دکتر هر کس بر خلاف برنامه های فامیل جدید نطق کشید اخراج شد حتی اگر مصلحی بود از جمع صالحان ؟

یادتان هست که حضرت آقا ، امام خامنه ای (حفظه ا... ) بار دیگر در مسیر انحراف سد ایجاد کرد و باز هم دکتر قهر و آشتی راه انداخت ؟

راستی ، کجا دکتر احمدی نژاد را از ما دزدیدند ؟

مأموریت اصلی اسفندیار در این فرآیند پیچیده چیست ؟

آیا او می خواهد در سایه دکتر به قدرت برسد یا لایه های پیچیده پشت صحنه چیزهای دیگری را پس از کسب اعتماد دکتر از او می خواهند ؟

آیا او مأموریت دارد تا شعارهای آرمانی دکتر احمدی نژاد در سال 84 را به دست خود او لگد مال کند تا بار دیگر آرمانهای امام خمینی(ره) و امام خامنه ای (حفظه ا...) در زیر غبار کثافت کاریهای سیاستمداران بی تقوا ، از چپی چپی تا راستی ناراستی مدفون شود و دکتر احمدی نژاد به عنوان شورشگر بزرگ دهه سوم انقلاب به دست خودش و با اعتماد بی جا به نفوذیهای اینبار تسبیح به دست و ذکر گوی باند قدرت و ثروت سرمایه سوزی کند ؟

راستی کجا احمدی نژاد را از ما دزدیدند ؟ شاید همان روزی که دکتر الهام را با رأی اکثریت مجلس از کنار دکتر دور کرده و اسفندیار را جفتش کردند ؟