پرواز اندیشه

حوزه فرهنگ ، برنامه های تخریبی دشمن و تعلل ما
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ٧ خرداد ۱۳٩٠
 

تعدد مراکز فرهنگی فعال در کشور اسلامی ما که هرکدام به مجموعه ای وصل بوده و برای خودشان دفتر و دستک راه انداخته اند آن قدر چشمگیر است که بی خاصیت بودن اکثر آنها در اجرای رسالتهای مهمشان آدمی را به یاد ضرب المثل معروف آفتابه لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی می اندازد .

واقعا کدام سیستم فرهنگی در مسیر جریان برنامه ریزی شده شبیخون فرهنگی دشمن در تغییر ذائقه اقشار مختلف مردم از دین باوری و خدا محوری به سوی دنیا طلبی و لذت محوری ؛ مکانیزمی را طراحی کرده است ؟

در حوزه ظریف فرهنگ جوانان ، کدام مجموعه فرهنگی توانسته است بسترهای مناسب را جهت هم افزایی گروههای پراکنده و غیر مرتبط فراهم کرده و در برابر امواج سهمگین و طراحی شده جهان غرب در این مسیر سدی ایجاد نماید !

هر روز با نگاهی به خیابانهای شهر در می یابیم که فضای عمومی آلوده تر ، جوانان و نوجوانان از هویت اسلامی و دینی خود دورتر و ظواهر اجتماعی خارجکی تر می شود !

به راستی کدامین نهاد فرهنگی متولی یکپارچه سازی نیروهای انقلابی و مومن در مواجهه با این خطر زیر بنایی می باشد ؟ چرا در بسیاری از موارد هزینه کرد مراجع فرهنگی کشور نه تنها در مسیر مقابله با جریانهای قدرتمند معماری شده دشمنان نیست بلکه پر کننده بخشی از پازل کلان برنامه آنهاست !؟

در حوزه تأثیرگذار رسانه ها ، هنوز هم بر پیگیری روشهای منسوخ و سنتی در تهیه و تولید منابع اصرار وجود دارد . در حوزه سینما و تأتر وضعیت بسیار اسفناک و به هم ریخته است به گونه ای که هروقت مردم می خواهند وقت خود را با فیلم و نمایش پر کنند ترجیح می دهند تا از فیلمها و انیمیشنهای جدیدی خارجی بهره گیرند و اخیرا هم در تئاتر بیشتر میهمان موضوعات و داستانهای خارجی می شوند که البته با نگاهی گذرا به تولیدات وطنی ، با وضعیت از هر دری سخنی در اوج آنارشیست و بی هویتی روبرو می شویم که در درون آنها دو روی سکه ای تقلبی پنهان شده . یا مجذوبین فرهنگ غربی داد از بی فرهنگی خودمان و اصالت فرهنگ بیگانگان می زنند و در این مسیر آنچنان سیاست زده اند که حتی بی ادبانه ترین شیوه های ضد فرهنگی غرب را اصل تلقی کرده و مخاطبان خود را به بیراهه می کشانند ، یا با دستمایه قرار دادن اعتقادات و باورهای اصیل ملی و مذهبی جامعه در راستای پر کردن انبانهای مال و منال و منصب ، لجوجانه پای بر زمین می کوبند .

این دو گروه مجذوب و منتقد فارغ از اصالت فرهنگ ناب اسلامی ، ایرانی خود ، ( با عرض معذرت ) همچون چارپایان چرخاننده محور آسیاب ، سالهاست که با چشمهای بسته دور سنگ آسیاب می چرند و گاه و گداری هم به یگدیگر لگدی می زنند و در عین حال همواره با غرولند از همگان طلبکارند که سختی بسیار کشیده و می کشند ؛ غافل از اینکه گندم دشمن را آرد کرده و کاری کرده اند که از لباس زیر تا تی شرت و کاپشن جوانان ما را تصاویر بن تن و هری پاتر و بتمن و ... پر کرده و کسی قهرمانان واقعی را نمی شناسد . هیچ جوانی رغبت نمی کند تا عکس شهید چمران ، این اعجوبه قرن و نماد یک انسان تمام عیار مسلمان و توانمند را بر روی لباس خود حک کند و یا صدها هزار شهید عاشق وطن و مومن در کارکترهای فرهنگی برنامه سازان تئاتر ، رسانه و سینما جایگاه برجسته ای ندارند . اگر هم فیلمی در مورد اسطوره بی بدیل قرن بیستم حضرت روح ا... ساخته می شود ، کارگردانی آن با یک سکولار منتقد می باشد !

در سایر حوزه های فرهنگی کار به مراتب بدتر و بی برنامه تر است . راستی چرا باید حضرت آقا هم در لباس مرجعیت حکم جهاد فرهنگی بدهند و هم از بی کسی و بی مسئولیتی ما خود در حوزه تبیین استراتژیها سخن بگویند و باز هم به دلیل بی تعهدی مدعیان خود به برنامه ریزی عملیاتی در این حوزه بپردازند تا بتوانند گوشه کوچکی از بی تعهدی های متولیان در خواب فرو رفته مملکت را جبران کنند ؟

آیا تنبلی و بی عاری فرهنگی کافی نیست و نباید که کاری کنیم ؟