پرواز اندیشه

نامه مهم شاگرد استاد مطهری به علی مطهری
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٥
 
حجت الاسلام موسوی مطلق نامه ای سرگشاده خطاب به علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی نوشت. متن این نامه سرگشاده بدین شرح است:
 
"بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر على مطهرى
ضمن عرض سلام و ادب
به عنوان یک شهروند و یک طلبه جسارتا به نظرم آمد مطالبی را بدون مقدمه تقدیم محضر کنم:
نکته اول:
قرآن ملت ابراهیم علیه السلام را آن کسانی میداند که از وی تبعیت کنند!
 
نکته دوم:
خداوند فرزند نوح را از وى نمیداند چرا که عمل او عمل غیر صالح بود، نیک میدانید عمل غیر صالح یعنی عدم تبعیت از ولی خداست، نپذیرفتن ولایت ولی و پیروی نکردن از راه و روش حق است: لیس من اهلک انه عمل غیر صالح... و البته انقلاب و انقلابیون هم فرزندانی دارند و همانا آنانند که روح انقلابی دارند.
 
نکته سوم:
پرواضح است فرزندی علامه ای چون شهید مطهری افتخار بزرگی است اما از این مطلب غفلت نشود شما فرزند نسبی آن بزرگوار هستید و ان شاء الله فرزند تفکر آن مرد الهی هم خواهید بود پناه بر خدا از آیه شریفه :...
تخرج المیت من الحی...
فرزندان تفکر آن مرد اندیشمند و متفکر آن جوانانی بودند و هستندکه روح حماسه و جهاد داشتند و دارند. هر جوان انقلابی فرزند شهیدمطهری است. آن که راه امام خمینی و هدف امام خمینی را درک کند او فرزند شهیدمرتضی مطهری است. آن جوانانی که چه در مراکز هسته ای چه در سایر مراکز علمی شب روز ندارند برای سربلندی ایران، اینان فرزندان ان فقیهِ فیلسوف هستند، و با سیمان مغز آنان پر نمیشود و روح انان با انزوا و تهمت الوده نمیشود بلکه مصمم تر از قبل خواهند بود ولو هزاران سند در بیست دقیقه بلکه کمتر از آن تصویب شود.
 
 به دوستانتان بفرمائید کِرى کر بود تیم مذاکره ما هم کر وکور بودند...آنان که روح مبارزه با امریکا،اسرائیل و انگلیسِ خبیث را دارند تربیت یافتگان مکتب مطهر مطهری هستند،خداوند این فرزندان را زیاد کند...این مصرع جناب حافظ را هم برای کسانی که خود را فرزندان امام خمینی ،شهیدمطهری ، شهیدبهشتی میدانندولی دنبال رو راه انان نیستند بخوانید:
 
"یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف"
به بعضی دوستانتان در دولت و مجلس و بیت امام بفرمائید سخنان و افکار امام خمینی در مجموعه ای به نام صحیفه امام چاپ شده و البته کتابچه ای هم به نام وصیت نامه دارند حتما بخوانند اگر احیانا مثل اول انقلاب زاهدانه زندگی میکنند به دوستانم بگویم خریداری کنند تا تقدیمشان کنیم، و البته انان خوب میدانند؛ راه امام، فکر امام، آرزوی امام همان است که فرزندخلف و شاگرد حقیقی آن بزرگ مرد قرون غیبت ایت الله العظمی خامنه ای تبیین و عمل میکند.
 
نکته چهارم:
لطف کنید دیگر با امام هشتم و قبله هفتم شوخی نفرمائید یا نام مبارک امامان را به شوخی نیاورید. که از قدیم گفته اند: یک بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک....وایضا گفته شده:با دم شیر بازی نکن...
 
راستی شنیدم آقائی به مرحوم پدر ناسزائى گفته و شما بر آشفته ائید و ایشان گفته اند:شوخی کرده ام..،،
 
نکته پنجم:
تعریف و تجلیل های بی ربط شما از مرحوم ایت الله منتظری چه توجیهی دارد مگر منتظری همان کسی نیست که دل امام را پرخون کرد و کمر امام را شکست. شما از حقیر و امثال حقیر بهتر واقف به جنایات و خیانات مرحوم منتظری وبیت ایشان هستید ولی نمیدانم این همه شیرین کاری برای کیست یا برای چیست!!!
 
حقیر این را میدانم که اگر آقای منتظری روی کار می آمد سرنوشت انقلاب به سر نوشت اسلام بعد از سقیفه دچار مى شد. این را همه خردمندان می دانند برکت خون شهدا و عظمت روحی امام ایشان را رسوا نمود و این برکت و عظمت هنوز وجود دارد و  صاحبان این برکت وعظمت: عند ملیکٍ مقتدر...و...عند ربهم یرزقونند.
 
نکته ششم:
دم از شکستن حصر محصورین می زنید اتفاقا خوب است این حصر شکسته شود ،ماهم ناراحتیم چرا حصر؟حق سران فتنه اعدام است. این خون های ریخته شده ، این جسارت ها و تعرض های که اینان مدیریت می کردند این وقفه در حرکت نظام اسلامی را، چه کسی باید پاسخ دهد.
 
 بله! رافت اسلامی که از حد بگذرد بعضی خیال بد کنند، لطفا برای شکستن حصر و محاکمه،تمام تلاش خود را بکنید که اسباب خوشحالی انقلابیون را هم فراهم کرده اید شادیتان را با ما هم تقسیم کنید.
 
امیدوارم مثل کسانی نباشید که دم از انتقادپذیری می زنند ولی اصلا نقد و انتقاد را بر نمی تابند، البته اظهارات حضرتعالی بیش از این حرف هاست ولیکن مرا حوصله فعلا بیش از این نیست.
 
ان شاء الله تحت توجهات خاصه حجت حق حضرت ولی عصر موفق و مؤید باشید.
 
والسلام
سیدعباس موسوى مطلق
قم المقدسه
۴دی ١٣٩۵
٢۴ربیع الاول ١۴٣٨

 
 
تحلیل مبنایی و دقیق رفتار انتخاباتی اصولگرایان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٥
 
علی نادری:
همه تلاش های بخشی از دلسوزان و فعالان جبهه انقلاب اسلامی این روزها به این معطوف شده است که چطور برای انتخابات پیش رو مکانیزمی ترتیب بدهند تا از مسیر آن به «کاندیدایی واحد» برسند، با این استدلال مبنایی که «اگر به کاندیدای واحد رسیدیم، در انتخابات پیروزیم و یا اینکه اگر در 92 به کاندیدای واحد رسیده بودیم پیروز بودیم.»
 
من حداقل یکی دو نمونه تاریخی دم دستی سراغ دارم  از وحدت حداکثری و مطلق که اتفاقا نتیجه اش در انتخابات شکست حداکثری و مطلق بوده است؛ یکی مربوط می شود به سال 76 و وحدت حداکثری بر روی جناب ناطق و شکست مطلق از سید محمد خاتمی و دیگری مربوط می شود به سال 94 و وحدت حداکثری بر فهرست زرد رنگ جبهه متحد اصولگرایان، و باز هم شکست مطلق ، سی بر هیچ و حداکثری در تهران!
 
پس مشکل اصلی کجاست!؟ کجای کار می لنگد که اینهمه ساز و کار تولید و تحکیم وحدت ثمر و اثرش می شود عکس آنچیزی که برایش طراحی شده است!؟ اصلا مساله امروز «جریان انقلابی» برای انتخابات پیش رو چیست؟
 
فکر می کنم مساله فرم و قالب سیاست ورزی جریان انقلابی نیست، بلکه مساله در محتواست، در باور است، در ایمان است. باور و ایمان به اینکه «گفتمان انقلاب اسلامی» می تواند و اتفاقا به بهترین شیوه هم می تواند کشور را اداره کند و اقبال عموم مردم را به خود جلب کند و دقیقا امروز «جریان انقلابی» از همین محل ضربه می خورد، از «تردید» به جای «باور»!
 
امروز خیلی ها با محاسبات رایج عالم سیاست، با بررسی های جامعه شناسانه و پیمایش های رنگ و وارنگ دنبال آن هستند که خواست عمومی را کشف کنند، و بعد با هزار جور «زرنگ بازی سیاسی» تنها با یک صورت ریش دار و یقه ای بسته، آن را فریاد بزنند، شاید که  اقبالی کسب کنند! 
 
غافل از آنکه خمینی کبیر، خارج از همه این محاسبات، فقط و فقط با ابزار «باور» به کارآمدی گفتمانش اقبال میلیون ها ایرانی که هیچ، اقبال میلیون ها انسان در سراسر دنیا را به خود جلب کرد. تعارف نداریم، ایمانمان ضعیف شده است، تردید کرده ایم؛ وگرنه مردم ایران برای این گفتمان عزیزترین هایشان را داده اند؛ بدون رنگ و لعابهای رسانه ای و هزار اتاق فکر و طراحی تبلیغاتی و هزار و یک ساز و کار و تشکل و سازمان که بخواهد انقلابی ها را به گزینه ای واحد برساند.
 
هر گاه انقلابی ها با اراده ای محکم و با ایمان به گفتمانشان پا در عرصه گذاشتند، هم به وحدت کلمه می رسند، و هم به توفیق دنیایی! تردید را کنار بگذارید، وحدت حاصل می شود. نمونه دم دستی هم چند تایی یادم هست؛ از سوم تیر 84 بگیر تا همین انتخابات 94 در شهر مشهد ...
 
 فرمایشات علامه مصباح یزدی در مصاحبه با هفته نامه 9 دی در واکاوی این راهبرد واقعا جای چند بار خواندن و تامل کردن دارد: «اگر ما در انتخابات و فعالیت‌های سیاسی با نگاه اول (اصالت #وحدت) وارد شویم آن وقت است که کم کم هدف هم وسیله را توجیه می کند و همه چیز برایمان می شود پیروزی ظاهری. ولی ما اینطور معتقد نیستیم، ما نمی خواهیم فقط برای برنده شدن ظاهری در انتخابات وارد کار سیاسی شویم، هدف اصلی ما پیروزی یک سری از ارزش‌ها و باورهای اسلامی است، که یکی از راه‌های رسیدن به این هدف این است که فرد اصلحی رئیس جمهور کشور شود.»