پرواز اندیشه

حملات تروریستی پاریس و احتمال سناریوی جدید محور عربی عبری غربی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ آبان ۱۳٩٤
 

خبری داغ از یک جنایت تروریستی در کشوری که خود را مهد آزادی می داند!

در میانه مهمترین رویداد ورزشی قاره کهن یعنی مسابقه فوتبال تیمهای آلمان و فرانسه که میلیونها چشم در دنیا شاهد آن است به ناگاه صدای انفجارهایی به گوش می رسد و بازی نیمه تمام رها می شود. فرانسوا اورلاند که در ورزشگاه حضور دارد با هلیکوپتر از مهلکه گریخته و به دفتر نخست وزیری می رود.

خبرهای تکمیلی از گروگانگیری های گسترده و قتل شهروندان بی گناه فرانسه در نقاط مختلف پاریس دارد. اوباما بلافاصله اعلام می کند که این حمله به فرانسه اختصاص ندارد و مخاطب آن همه ما (غربی ها) هستیم. 

برخی از گزارش های اولیه حکایت از این دارد که برخی از تروریستهای کشته شده سوری تبار هستند.

از سوی دیگر کنفرانس وین3 برای بررسی وضعیت سوریه در آستانه برگزاری بوده و طبق برنامه از قبل پیش بینی شده قرار است که رئیس جمهور ایران طی یکی دو روز آینده به پاریس آمده و با رهبران این کشور ملاقات کند.

در حوزه میدانی سوریه دولت این کشور با حمایت قوی روسیه و ایران به پیروزی های استراتژیک و مهمی دست یافته و معادلات قبلی ائتلاف ضد بشار اسد به کلی در هم ریخته است.

با ادامه روند فعلی به نظر می رسد که اگر به بهانه ای قابل قبول نتوان از روند قدرت گرفتن دولت مرکزی سوریه جلوگیری کرد دیگر نتوان کاری کرد. دولت سوریه هم با توجه به حمایت نظامی روسیه اجازه دخالت نظامی ائتلاف عربی عبری غربی را نمی دهد.

این گزاره ها را که کنار هم می گذاریم به روشنی می توان شروع یک سناریوی جدید برای خاورمیانه را دید که هزینه شروع آن را اینبار نه ساکنان برجهای دو قلو در آمریکا بلکه اهالی پاریس پرداخت کرده اند!


 
 
سیامک نمازی کیست و چرا دستگیر شده است؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱٩ آبان ۱۳٩٤
 

سیامک نمازی چند سال پیش از فتنه ۸۸ راهی آمریکا شد و مستقیم در ساختار تشکیلات ضد امنیتی نایاک وابسته به وزارت خارجه آمریکا در کنار تریتا پارسی جاگیر شد. خانواده نمازی- خواجه‌پور نیز چند سال پس از افشای شبکه نفوذشان در سال ۸۸، به‌رغم دریافت احکام قضایی با مساعدت دولت‌های غربی از کشور متواری شدند و مستقیم به نایاک و ویلسون سنتر پیوستند.

اکنون سیامک ۴۴ ساله است و در بهترین برهه حیات تشکیلاتی‌اش، به‌رغم همه تحذیرات عقلی، مسافر ایران شده است. او ساختار شبکه نفوذی آمریکا را بخوبی می‌شناسد و در شرایطی که پروژه جدید غرب برای «تغییر ایران» آغاز شده، نیاز به چنین مدیر میدانی شناخته شده و مطمئنی در داخل، از ضروریات است و به قول معروف به ریسکش می‌ارزد!

البته هنوز برخی دیگر از اعضای شبکه «مدیران جوان جهانی» در ایران ساکن هستند اما به واسطه افشای بخش‌هایی از پروژه آمریکا پیش از اجرا، زیر سایه سنگین دستگاه‌های اطلاعاتی کشور روزگار می‌گذرانند و از دامنه محدودی در حوزه فعالیت اجتماعی و اقتصادی برخوردارند. «پروژه کارآفرینی مبتنی بر فناوری» یا استارت‌آپ‌های افشا شده و نقشه کنفرانس بریج و پل با توقف ساختاری مواجه شده است. استارت‌آپ ویکندهای گوگل و مایکروسافت با واسطه‌گری عده‌ای سرعت بیشتری گرفته تا با آلوده‌سازی حداکثری سیستم پیش از توقف عملیاتی، اذهان عمومی را پس از دستگیری سرشاخه‌ها بیشتر به خود مشغول کند. در هر حال بزودی با افشای زوایای مختلف طرح اوباما با دستگیری سرشاخه‌ها و حذف واسطه‌های خارجی مهمی همچون «نزار زاکا»، استارتاپ‌ها نیز با ساختار غیرملی فعلی متوقف خواهند شد. پس سیامک با هدف جایگزین شدن در ساختار به جای عوامل لورفته شبکه نفوذ به ایران آمده و برخلاف گفته یکی دیگر از سرشاخه‌ها، به واسطه قهر دوست‌دخترش در دوبی، دچار جنون آنی نشده است!

سیامک نمازی از نمای نزدیک

سیامک فرزند باقر نمازی، استاندار اسبق خوزستان نفت‌خیز در دوره پهلوی است. او به واسطه رشد در خانواده‌ای که بلافاصله پس از فرار از ایران به‌دنبال وقوع انقلاب اسلامی در ساختار حامی نظم نوین جهانی، به استخدام مجدد درآمد، به قولی مسیر رشد را سریع‌تر از دیگران طی کرد. او در ۲۴ سالگی با مدرک «روابط بین‌الملل» دانشگاه تافتز آمریکا، به ایران بازگشت و به سرعت در دولت مشغول به کار شد! با استفاده از سابقه خانوادگی و توصیه برخی نفوذی‌ها به فرزند مقام عالی اجرایی وقت که جویای سهم خود از اقتصاد نفتی بود نزدیک شد و در ۲۸ سالگی اولین و تنها شرکت دلالی وابسته به دولت را با نام «آتیه بهار» تاسیس کرد! شرکتی که به قول تجار غربی و شرقی، کلید ورود به بازار ایران محسوب می‌شد و با دریافت حق حساب «م - ه» و برخی مدیران آلوده دولتی، مسیر نفوذ سرمایه‌داری به ایران را باز کرد و «رشوه‌خواری» در ایران را به قانونی ملی تبدیل کرد!


نمازی‌ها به حدی در ساختار حاکمیت نفوذ کردند که به‌رغم دلالی آشکار خود را بری از رفتار سرمایه‌داری برخی نفوذی‌های دولتی در مجامع عمومی نشان و حکومت را فاسد جلوه می‌دادند. به طور مثال سیامک نمازی به عنوان کسی که رسما با هدف عقد قراردادهای ضد ملی، با ساخت و پاخت با طرف غربی، مدیران ضعیف ایرانی را شناسایی و با پالت‌های رشوه میلیون دلاری نمک‌گیر و عضوی از شبکه می‌کرد، با تکذیب نقش خود در این بازی کثیف به خبرگزاری بلومبرگ می‌گوید: «رشوه دادن و گرفتن در ایران متداول است. در کشوری که شما ناچار هستید به مأمور پست رشوه بدهید تا مطمئن شوید بسته شما در خارج به‌دست گیرنده خواهد رسید، رشوه شیوه زندگی است»! فراموش نکنیم این اتفاقات دقیقا در دوره‌ای آغاز شد که جامعه ایرانی جنگ تحمیلی را تازه به پایان رسانده بود و فساد اداری به هیچ‌وجه در آن رایج نبود.

در حقیقت نمازی‌ها «دزدی و دروغ» را به عنوان سوغات سرمایه‌داری به مدیران مستعد با توانایی بالقوه غرقه شدن در فساد، هدیه کردند و راه و رسم حق حساب گرفتن به شرط سکوت در برابر دزدی ثروت‌های ملی ایران توسط خارجی‌ها را نهادینه کردند.


 
 
نقد عملکرد هاشمی رفسنجانی در دادگاه نشریه پنجره
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳ آبان ۱۳٩٤
 

علیرضا زاکانی مدیر مسئول هفته‌نامه پنجره در پاسخ به سؤالی در خصوص دفاعیات خود در دادگاه مطبوعات و در پی انتشار مقاله‌ای علیه هاشمی رفسنجانی، اظهار داشت: در ابتدای جلسه دادگاه، نماینده دادستان اعلام کرد: شاکی هیئت نظارت بر مطبوعات است و ما شاکی نیستیم اما ما به شکایت رسیدگی کردیم که شکایت درست است.

وی گفت: در ادامه قاضی از نماینده دادستان سؤال کرد: "شما شاکی هستید یا آقای ظهوریان (دبیر هیئت نظارت بر مطبوعات)؟" که ظهوریان گفت: "ما شاکی نیستیم! خوددادستانی شاکی است و ما فقط گزارش دادیم". نماینده دادستان نیز خطاب به دبیر هیئت نظارت گفت: "گزارش‌های شما فرمت داشته و گفتید این فرد جرم مرتکب شده است" اما هیچ‌کدام شکایت را به‌عهده نمی‌گرفتند. در نهایت این دو نفر به تفاهم نرسیدند، اما قاضی شکایت نماینده دادستان را قبول کرد که قبول داشت جرم واقع شده است.

مدیرمسئول هفته‌نامه پنجره همچنین گفت: در ادامه جلسه نوبت به دفاعیات من رسید؛ من اولاً دأب هفته‌نامه پنجره را که رعایت اخلاق، انصاف و جنبه کارشناسی در بیان نظرات انقلاب اسلامی است، اعلام کردم و گفتم من جنبه لفظ غیرمنطقی و تند را قبول ندارم و دأب خودم نیز همین است، خودم بیش از صد مقاله و یادداشت در پنجره منتشر کردم که گواه این مدعا است.در پنجره نیز ما درباره یک موضوع له و علیه و مخالف و موافق را می‌آوریم و بعد از ۷ سال نخستین بار است که به دادگاه می‌آیم و دو بار فقط تذکر گرفتم که هر دو بار عنادورزی و سیاسی بود وگرنه تذکر واردی نبود.

وی افزود: بنده همچنین در دفاعیات خود گفتم: "در رابطه با این پرونده نیز که به اختلافات آیت‌الله مصباح یزدی و آیت‌الله هاشمی پرداخته و حرف دو طرف را آورده، لذا برای آن معلوم است اگر بخواهید از جهت شکلی به ماجرا بپردازید و لفظ را ملاک قرار دهید، بنده تندی لفظ را نمی‌پسندم. به‌نظرم می‌شد بهتر باشد و این هم در کارهای ما استثنا بود نه قاعده، اما اگر در مورد محتوا می‌گویید محتوا کاملاً درست و قابل دفاع است و آقای هاشمی اشکالات متعددی دارد".

زاکانی تصریح کرد: من ادامه دادم در سطح انقلاب تا به امروز آقای هاشمی یک ویژگی خاص داشته و مسیری را طی کرده که ماحصل‌ آن این قضاوت است که قبل از انقلاب اندیشه وی در برخی موارد من‌جمله در حمایت از منافقین پیوستگی لازم را با امام(ره) نداشته است. هاشمی نمی‌تواند بگوید از منافقین حمایت نکرده است. بعد از انقلاب نیز در مقاطعی که وی بروز و ظهور داشته است، هم مقاطعی بوده که کارهای بسیار خوبی انجام داده و بابت آن کارها باید از وی تشکر کرد و هم دچار اشکالات اساسی و مبنایی بوده است. وقتی مسیر وی را به اندیشه‌های امام(ره) و مقام معظم رهبری ارجاع می‌دهیم، اشکالات عدیده دارد.

وی ادامه داد: من گفتم نخستین اشکال آقای هاشمی این است که خودش را «حق» می‌داند و همه چیز را با خود می‌سنجد! و در هر مقطعی که قرار می‌گیرد به‌فراخور آن مقطع نکاتی را مطرح می‌کند که نفع خودش را شامل می‌شود، مثلاً سال ۷۹ یکی از تشکل‌ها دو دیدار با وی داشتند که وی باصراحت گفته بود: "من یک فرق با رهبری دارم؛ من قائلم انتخابات محدود و کنترل‌ شده باشد و آدم‌ها را حساب شده از صندوق بیرون بیاوریم! اما رهبری قائلند که انتخابات با حضور گسترده مردم باشد و هرچه مردم می‌گویند، توجه شود". زاکانی به خبرنگار تسنیم گفت: البته نظام جمهوری اسلامی هیچ‌گاه اجازه نداده که این ایده خطرناک آقای هاشمی عملی شود و هرآنچه در انتخابات اعلام شده آرای مردم بوده است و همواره تلاش نظام این بوده که انتخابات با مشارکت حداکثری مردم برگزار شود.

نماینده مردم تهران در مجلس افزود: این دو نگاه است که از زمین تا آسمان متفاوت است، آیا این نگاه با «میزان رأی مردم است» تطبیق دارد؟! قطعاً آرای مردم و حق الناس با نگاه آقای هاشمی همخوانی ندارد. هاشمی انتخابات کنترل شده‌ای را می‌خواهد که خودش از آن بیرون بیاید، اصلاً آقای هاشمی به چه دلیل در انتخابات ۸۴ و ۸۸ مقابل رأی مردم ایستاد و گفت "تقلب شده است"؟ برای اینکه وی رأی مردم را قبول ندارد، به آن اعتنا نمی‌کند و رأی مردم را زمانی قبول دارد که به خودش رأی دهند!!

وی خاطرنشان کرد: همچنین گفتم؛ نکته دوم این است که ما را کسی نمی‌تواند به‌عنوان بخشی از تاریخ انقلاب یک قطره از دریا نداند. ما در دانشگاه‌ها دیدیم، وی در دانشگاه‌ها قائل بر این بود: "من در کابینه خود سیاسی هستم، الباقی باید کار کنند" و این کار کردن را حتی به دانشجو تعمیم می‌داد و می‌گفت: "در دانشگاه حق کار سیاسی ندارید"، این هم با اندیشه رهبری تناسبی نداشت، خوب، آقای هاشمی می‌خواست این کار را انجام دهد اما الآن قائلند هم کار سیاسی باید انجام شود هم کار سیاسی و اجتماعی بی‌در‌ و پیکر انجام شود. پس معلوم است نه آن کارش درست بود و نه این و در واقع باز دارد خودش را می‌بیند.

زاکانی افزود: بنده در ادامه دفاعیاتم سرفصل‌های دیگری از جمله مفاسد اقتصادی، پرونده کرسنت، استات اویل و نقش پسر آقای هاشمی را باز کردم، برخی فرزندان آقای هاشمی دچار فسادهای اقتصادی‌ای شده‌اند که خواهید دید کشور را تا سالها متضرر خواهد کرد. سرفصلی درباره تحریم‌ها و آمریکا باز کردم و گفتم وی از این جهت، فرسنگ‌‌ها با اندیشه امام(ره) فاصله دارد و حق نمایندگی آن را ندارد، اگرچه ما راضی نیستیم وی آسیب بخورد ولی وی خودش چنین می‌خواهد. چون در این وادی حرکت‌ می‌کند. اما به‌نظرم باید به درگاه خدا توبه و استغفار کنیم که چرا تا به حال درباره آقای هاشمی با مردم حرف نزدیم و بنده تصمیم دارم با مردم درباره وی حرف بزنم و بگویم وی چه خطاهای فاحشی داشته و دارد که هزینه‌های سنگینی را به نظام تحمیل کرده و می‌کند.

این نماینده مجلس بیان کرد: نکته بعدی که گفتم این بود که این مسئله یک تتمه دارد، به‌نظرم وی توانمندی‌هایش را از دست داده و اشکال در این بخش پیدا شده است که محل طمع واقع شده است، درباره نقش آقای هاشمی در انتخابات و فتنه ۸۸ صحبت کردم. وی در جلسه‌ای به‌نقل از آقای محمدی ری‌شهری ادعا کرده بود که فردی از ستاد انتخاباتی رئیس جمهور سابق ۵۰هزار تومان گرفته که به وی رأی دهد. آقای اژه‌ای رسیدگی کرد، این حرف درست نبود. حتی در مجمع تشخیص مصلحت که مطرح شد، آقای محمدی ری‌شهری گفت که چنین حرفی نزده است. وقتی خاطرات آقای هاشمی از این قبیل است، معلوم است که قابل اعتنا نیست. اخیراً هم دیدید که از بمب اتم(!!) در دهه ۶۰ سخن گفته که به‌شدت مورد سوء استفاده رسانه‌های بیگانه قرار گرفته است و این سوء استفاده هنوز هم ادامه دارد، آیا انسانی که هوش و حواس دارد، این‌گونه حرف می‌زند که مملکت را دچار مشکل کند؟ یا مطلبی که درباره بشار اسد گفت، آمریکا گفته بود؛ بشار اسد از بمب شیمیایی استفاده کرده برای اینکه اسد را از ظرفیت شیمیایی تخلیه کنند، از آن طرف آقای هاشمی گفته: "اسد نباید مردم خود را به این شکل بکشد"، که بعد هم معلوم شد تروریست‌ها با استفاده از سلاح شیمیایی مردم را کشته بودند تا برای مداخله آمریکا زمینه سازی کنند. اگر آقای هاشمی دقت داشته باشد نباید این‌گونه حرف بزند، باید درباره وی تجدیدنظر صورت گیرد. این‌گونه اظهار نظرها حاکی از آن است که آقای هاشمی هوش و حواس ندارد و باید در رفتارش و اظهار نظرهای نادرستش تجدید نظر کند.

زاکانی گفت:‌ در آخر نیز گفتم: "می‌خواهم یک لایحه دفاعیه نیز به شما ارائه دهم" که رئیس دادگاه گفت: "دیگر لایحه نمی‌خواهد و آخرین دفاعت را مطرح کن!" و به‌عنوان آخرین دفاع گفتم حرف‌های منتشر شده کاملاً درست است.


 
 
برندهای بیگانه با فرهنگ خودشان می‌آیند!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳٩٤
 

این روزها به هر جا که بنگریم کشوری در پی یافتن راه نفوذ برای وارد کردن کالاهای خود به ایران است؛ کالاهایی که به نظر می‌رسد با چراغ سبز وزارتخانه‌های دولتی قرار است به ایران سرازیر شوند. هر چند برخی مقامات دولت از این می‌گویند که قرار بر سرمایه‌آوری شرکت‌های خارجی به جای کالاآوری شده اما به هر صورت آمار واردات نشان از افزایش ورود کالاها دارد.

سفرهای بی‌وقفه شرکت‌ها و مقامات خارجی به ایران هم قرار است منجر به واردات برندهایی شود که حتی در طول دوران تحریم‌ها در تلاش بودند حضور خود را در ایران قطع نکنند و در ایران نمایندگی داشته باشند. از برندهای ایتالیایی گرفته تا خودروهای فرانسوی و آلمانی و هزاران نوع کالای رنگارنگ اتریشی و انگلیسی، همه در انتظار ورود به یک بازار مصرف 80 میلیونی هستند، کالاهایی که هر کدام برند هستند و چند صد هزار تومانی قیمت دارند. تبلیغ‌هایشان هم تمام شبکه‌های فارسی زبان ماهواره‌ای را پرکرده، آنقدر که مخاطب را راضی می‌کنند این کالا یک کالای ضروری برای زندگیست!

از تیسوت و گوچی تا دی‌اند جی و گپ
در این میان گوچی، تیسوت،‌ شنل، دی‌اندجی، ورساچه، نایک، ری بوک، لیوایز و البته پرادا و خیلی از مارک‌های معروف دیگر از مهم‌ترین برندهایی هستند که برای ورود به بازارهای ایران در صف قرار دارند؛ صفی که به نظر می‌رسد  با سفر مدیران کشورهای اروپایی به ایران تشکیل می‌شود. در این شرایط بسیاری بر این باورند که 2 مقوله با این ورود یکباره و سرسام‌آور کالاها تحت تاثیر قرار می‌گیرد، یکی فرهنگ و دیگری اقتصاد و اشتغال ایرانی که ممکن است در این میان له شوند. جالب اینجاست که این شرکت‌ها در چندین سال گذشته به صورت غیرمستقیم در بازارهای ایران حضور داشتند اما به این هم راضی نیستند.  از سوی دیگر فرهنگ ایرانی در چندین سال گذشته با اپیدمی مد روبه رو بوده، از نحوه پوشش گرفته تا رفتارهای عجیب  و غریب که بسیاری آن را وارداتی می‌دانند. همچنین این نکته را هم نباید فراموش کرد که غربی‌ها با کالای خود فرهنگ‌شان را هم به این سو و آن سوی جهان صادر می‌کنند!

فرهنگ مصرف کالاهای وارداتی!
این نکته که کالاهای وارداتی فرهنگ استفاده را هم با خود به همراه می‌آورند از جمله موضوعاتی است که در بسیاری از کشورها تجربه شده است. معصومه شاه‌زمانی، کارشناس مطالعات فرهنگی  با اشاره به برند مک دونالد به «وطن امروز» می‌گوید: کالاهای وارداتی فرهنگ استفاده خود را به همراه می‌آورند، به این شکل که برند مورد نظر در تبلیغات خود و از طریق رسانه به مخاطب  القا می‌کند که نوع رفتارش را هم باید به نحوی تغییر دهد که با آن برند تطبیق داشته باشد. این یعنی یک تغییر فرهنگ واقعی و خاموش که در زیرلایه‌های جامعه با استفاده از کالاهای وارداتی انجام می‌شود.

احساس نیاز کاذب و موج خریدهای الکی

در این میان برخی بر این باورند که این حجم واردات برند منجر به تب مصرف‌گرایی هم می‌شود، بویژه اینکه این برندها در چند ماه گذشته تبلیغات عجیب و پرحجمی را در فضای مجازی و ماهواره‌های فارسی زبان به راه انداخته‌اند.  شاه‌زمانی در این باره می‌افزاید: واردات همه‌جانبه این همه برند به یک کشور ناخودآگاه ایجاد نیاز کاذب می‌کند، به صورتی که مخاطب وقتی این همه برند را که در بازارهای ایرانی حضور پیدا کرده‌اند، می‌بیند به طور ناخودآگاه علاقه‌مند به خرید می‌شود. این موضوع همان لوکس‌گرایی ناشی از برند است.  این در حالی است که ناخودآگاه جامعه پول‌های بیشتری در این زمینه خرج کرده و فقر مالی افزایش پیدا می‌کند و از سوی دیگر توقعات هم به شکل عجیبی افزایش پیدا می‌کند، چرا که استفاده از برندها به طور ناخودآگاه در ذهن افراد جهش توقع به وجود خواهد آورد بویژه اینکه این موضوع می‌تواند روی نگاه زوج‌های جوان به زندگی مشترک هم اثر بگذارد. این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: برخی از زوج‌های جوان کم‌تجربه زمانی که این همه برند را می‌بینند که به این آسانی وارد کشور شده و با کالاهای داخلی به رقابت پرداخته‌اند به طور ناخودآگاه به سوی خرید پرهزینه آنها به جای کالای ایرانی با قیمت مناسب سوق پیدا می‌کنند.

نفوذ سینه‌خیز و تدریجی فرهنگ برندی

جالب اینجاست که در بین این برندها، برندهای گوناگون پوشش هم بشدت پررنگ است، برندهایی که بازار ایران را با توجه به آمار جوانان یکی از بکرترین بازارها برای فروش پوشاک خود می‌دانند. شاه‌زمانی، در این باره بر این باور است که این شرکت‌ها به تدریج مدهای خود را با کمی تغییرات وارد بازارهای ایرانی می‌کنند اما با گذشت زمان مدل‌های آنها روز به روز به مدل‌هایی که برای بازارهای غربی عرضه می‌شود نزدیک‌تر می‌شود. مشتری ایرانی هم در همین فرآیند ذائقه‌اش تغییر می‌کند و به نوعی تابع محض مدل‌های این برندها می‌شود، برندهایی که هیچ شباهتی با فرهنگ ایرانی و رفتار بومی ما ندارند!

یک پایگاه فرهنگی برای غرب
درباره ورود برندها به ایران هم این نگرانی وجود دارد، چراکه آنها می‌توانند به نماینده‌ای برای انتشار فرهنگ غربی مبدل شوند و حتی کارهای پژوهشی گسترده‌ای در این باره انجام داده و نبض رفتاری جامعه ایران را در اختیار بگیرند. شاه زمانی، درباره این وضعیت بیان داشت: وقتی در جامعه برندی وارد می‌شوند و نمایندگی رسمی دایر می‌کند در واقع توانایی مستقیم کار پژوهشی در حوزه فرهنگی را هم پیدا کرده و راه‌های ایجاد شکاف فرهنگی را خواهد یافت.  در این بین به نظر می‌رسد جامعه ایرانی با حضور برندهای غربی باید منتظر موج‌های بلند مدگرایی در جامعه باشد و تنوع بالای برندهای خارجی همیشه به موضوع مد دامن زده است، مدهایی که با سبک و سیاق بومی ایرانی فاصله دارد. به گزارش وطن امروز، طبیعی است جامعه جوان هم تحت تاثیر این مدگرایی گسترده قرار خواهد گرفت.  ورود سرمایه‌گذاران از کشورهای خارجی و بسط و گسترش مبادلات اقتصادی هیچ ایراد و اشکالی ندارد اما دراین بین باید هوشیار بود که ورود سرمایه‌گذاران تنها برای مبادلات اقتصادی باشد، نه اینکه با ورود هر گروه گردشگر یا سرمایه‌گذار به کشور فرهنگ بیگانه خارجی هم به کشور وارد شود، ما خودمان در کشور فرهنگ غنی و والایی داریم و باید در راستای حفظ این فرهنگ بیشتر از گذشته تلاش کنیم، پس همه از امروزهوشیار باشید!


 
 
داستان رزمنده ی شهیدی که سردار سلیمانی عاشقش بود
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳٩٤
 

به گزارش خبرگزاری فارس، سردار قاسم سلیمانی که از سالهای جوانی تا حالا که مویی سفید کرده است هنوز لباس رزم را علیه دشمنان اسلام در نیاورده و همچنان در حال مبارزه است.

وی خاطره ای را از شهید مصطفی صدر زاده معروف به سید ابراهیم از تیپ فاطمیون که در سوریه و در مبارزه با تروریست های تکفیری به شهادت رسید می‌گوید:

درایام فاطمیه سال قبل بود که شهید حسین بادپا اینجا آمد. در دیرالعدس دیدم که یک صدای خیلی برجسته و مردانه تهرانی از پشت بی سیم می آید، حسین پشت بی سیم با سید ابراهیم داشت صحبت می کرد، نمی شناختمش! پرسیدم این جوان تهرانی از کجا در تیپ فاطمیون جا گرفته ؟! گفت: سید ابراهیم!

صبح که برگشتیم از حسین پرسیدم که این سید ابراهیم کیه که با این صدای بلند و مردونه صحبت می کرد؟! سید را نشان داد گفت: این!

یک جوان باریک و نحیف! گفتم که من فکر می کردم یک آدم با هیکل بزرگ الان باید باشد با آن صدای کلفت و بلند!

یک جوان تو دل برویی بود، آدم لذت می برد نگاهش کند من واقعا عاشقش بودم. آن وقت این جوان چون ما راهش نمی دادیم بیاید اینجا رفته بود مشهد در قالب فاطمیون به اسم افغانستانی خودش را ثبت نام کرده بود تا به اینجا برسد، زرنگ به این می گویند! به ما و امثال ما که دنبال مال جمع کردن و ... هستیم نمی گویند!

با ذکاوت کسی است که اینطور کار را بدست می آورد و بالاترین بهره را از آن می گیرد و به نحو احسن از فرصت استفاده می کند، چرا این کار را کرد؟! چون قیمت داشت. ان الله یحب یقاتلون فی سبیل الله ... خدا کسی را که در راهش جهاد می کند دوست دارد، اگر کسی را خدا دوست داشته باشد محبتش را، عشقش را، عاطفه اش را و همه چیزش را در دلها پراکنده می کند. امثال سید ابراهیم در خیابان ها خیلی زیاد هستند، اما آن چیزی که سید ابراهیم را عزیز کرد و به این نقطه رساند همین راه بود.