پرواز اندیشه

فرزندان امام خامنه ای ، چگونه زندگی می کنند ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳٩۱
 

مقام معظم رهبری همچون امام راحل فرزندان خود را از فعالیت های سیاسی و اقتصادی مبرا داشته و به ایشان توصیه کرده اند که در کارهای اقتصادی وارد نشوند.
حجت‌الاسلام و المسلمین احمد مروی معاون ارتباطات حوزه ای دفتر مقام رهبر معظم انقلاب در این رابطه می گوید: ایشان چهار فرزند پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند و حقیقتاً هم درس می‌خوانند. خوب هم درس می‌خوانند. من با اینها مأنوسم، این توفیق را دارم. اُنسی دارم، نشست داریم، گعده داریم، صحبت می‌کنیم. یک بار ندیده‌ام که اینها راجع به پولی، امکاناتی و چیزهای از این قبیل صحبت بکنند. گویی افرادی معمولی هستند و پدرشان هم یک فرد معمولی است».
وی می گوید: آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والاّ هیچ کدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند. درس می‌خوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کرده‌اند.
قرآن یادگاری
 مصطفی خامنه ای فرزند ارشد رهبر انقلاب است.پدر شهید «علی اصغر صفرخانی» فرمانده واحد «آر. پی. جی» تیپ ذوالفقار لشکر ۲۷ و سپس فرمانده گردان ویژه شهادت  که صبح روز ۱۰ تیر ماه ۱۳۶۵  بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. می گوید:«علی اصغر که شهید شد آقای خامنه‌ای با پسرشان آمدند منزل ما. پسر بزرگ ایشان آقا مصطفی،هم رزم علی اصغر بود و زمان شهادت پسرم آقا مصطفی هم آنجا حضور داشته.
ایشان از لحظه شهادت علی اصغر تعریف می‌کرد که: ما داشتیم از خط بر می‌گشتیم، گفتم: علی اصغر بیا برویم داخل سنگر. گفت: شما برو من الان می‌آیم. آقا مصطفی گفت: من چند قدم که رفته بودم انفجاری شد و گفتند صفرخانی تیر خورده. رفتم جلو دیدم غرق در خون افتاده و قرآنش هم کنارش افتاده بود. پسر حاج آقا خامنه‌ای به من گفت: راضی باشید من این قرآن را به یادگار بر می‌دارم». سید مصطفی داماد آیت‌الله عزیز الله خوشوقت است که همین چند وقت پیش در مکه به دیدار معبود شتافت.

فعالیت های اقتصادی
درباره فعالیت‌های اقتصادی فرزندان رهبری رسانه‌های بیگانه شایعات زیادی را مطرح کرده اند. حجت الاسلام مروی درباره زندگی مصطفی خامنه ای خاطره ای نقل می کند و می گوید:« آقا مصطفی‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان که طلبه‌ قم بودند،‌.‌ خانه‌ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب کردم که آیا این خانه، خانه‌ یک تازه‌داماد است؟!
حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتّی خانه‌ یک تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یک خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یک زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست. من توی خانه‌ اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یک تازه‌داماد و یک تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌کردم.
حواسم بود و تا آنجا که می‌توانستم، رصد می‌کردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی! زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم.»
وی می گوید:  آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والاّ هیچ کدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند درس می‌خوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کرده‌اند. خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌کنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس می‌کنند.

ادعاهایی درباره سید مجتبی
سید مجتبی خامنه ای دومین فرزند رهبر معظم انقلاب سابقه حضور در جبهه و عملیات های مختلف را دارد. نام مجتبی خامنه ای بیش از دیگر فرزندان رهبر معظم انقلاب به گوش می خورد.  رسانه های بیگانه ادعاهای بی اساس مختلفی درباره او مطرح می کنند. اواخر دی ماه حداد عادل در یک سخنرانی در اصفهان به برخی شایعاتی که درباره دامادش مطرح است پاسخ داد. او با بیان اینکه مسائل مطرح‌ شده درباره فرزند رهبر ایران برای ایجاد بدبینی در میان مردم و فاصله انداختن بین مردم و رهبر ایران بیان می‌شوند گفته بود «بی بی سی در فتنه 88 می‌گفت یک کامیون شمش طلا مربوط به آقا مجتبی خامنه ای می خواسته از مرز خارج شود که ترکیه آن را بازداشت کرده است، یا می گویند آقامجتبی در لندن یک بیمارستان و یک طبقه هتل را گارانتی کرده که بچه اش به دنیا بیاید و یک میلیون پوند پول داده اند، من زندگی آقا مجتبی را از نزدیک دیده ام، مگر من پدر بزرگ آن بچه نیستم که با 500 هزار تومان در یک بیمارستان معمولی تهران به دنیا آمد و دکترش خانم وزیر سابق بهداشت، خانم دستجردی بود،می خواهند القا کنند که آقازاده ها کامیون طلا از مملکت بیرون می برند و بدین سان شان ولایت فقیه را زیر سئوال ببرند».

روایت وصلت

مجتبی خامنه ای داماد غلامعلی حداد عادل است. غلامعلی حدادعادل درباره نحوه شکل گرفتن این وصلت می گوید: «سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند. بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند؛ من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود؛ ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم. بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه یی به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند؛ خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است.
یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند چطور تصمیم تان عوض شده؟ آقا گفته بودند؛ خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند و خانم آقا هم گفته بودند؛ چون دخترتان دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم».
حداد عادل ادامه می دهد: «بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند؛ آقای دکتر، داریم خویش و قوم می شویم. گفتم؛ چطور؟ گفتند؛ خانواده آمدند و پسندیدند و در گفت وگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟
گفتم؛ آقا، اختیار ما دست شماست».
او ادامه می دهد: «آقا فرمودند که، شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانم تان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه یی اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو بداند»

حضور در دفتر نشر
سید مسعود فرزند دیگر ایت الله خامنه ای با کمال خرازی وزیر پیشین امور خارجه رابطه خویشاوندی دارد. او داماد آیت الله خرازی نمایندهٔ مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است.در بین فرزندان رهبر معظم انقلاب، سید مسعود بیشترین اهتمام را به جمع آوری خاطرات پدر و اداره دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب مشغول است.
حجت‌الاسلام سید میثم خامنه‌ای فرزند چهارم حضرت ایت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب است.  او نیز دانش آموخته حوزه علمیه تهران است و سابقه شرکت در درس خارج آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را دارند. سید میثم  مشغول تدریس در حوزه علمیه تهران می باشند و با دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی همکاری دارند.  کوچکترین فرزند آیت‌الله العظمی خامنه‌ای داماد محمود لولاچیان از بازاریان مذهبی تهران است.
دختران مقام معظم رهبری یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت‌الله محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبری است که به لباس روحانیت آراسته است و ضمن تحصیل علم دین در دانشگاه‌های کشور به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه نیز اشتغال دارند، دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت‌الله باقری کنی از علمای تهران است. 


 
 
عکس احمدی نژاد و مادر چاوز
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳٩۱
 

تسلیت ویژه احمدی نژاد به مادر چاوز در مراسم تشییع پیکر چاوز حاشیه ساز شده و به یکی از پر مخاطب ترین عکسها تبدیل شده است با هم ببینیم :

 


 
 
گلشیفته فراهانی تا آخر انحطاط می رود ! ( مسیر بی بازگشت )
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ اسفند ،۱۳٩۱
 

در ادامه سقوط آزاد گلشیفته فراهانی در مسیر انحطاط فکری و جسمی ، آخرین شیرینکاری ایشان رونمایی شد !

فراهانی که به تازگی در یک فیلم دست چندم نقش یک فاحشه را ایفا کرده، در یکی از شبکه های اجتماعی به تعریف و تمجید از رضاخان پرداخته است.
وی که مجلات فرانسوی از او به عنوان مدلی برای تبلیغات استفاده می کنند از کشف حجاب و اجباری کردن کلاه پهلوی به عنوان خدمات مهم رضاخان میرپنج یاد کرده است!
این بازیگر پس از خروج از ایران به بازی در نقش های کم ارزش فیلم های غربی روی آورده است و گویا تلاش می کند برای کسب درآمد بیشتر توجه رضا پهلوی را به خود جلب کند!

   
 
 
نقش سازمان سیا در بیمار شدن رهبران کشورهای مخالف قاره آمریکا !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ اسفند ،۱۳٩۱
 

رسانه های ترکیه امروز جمعه، از احتمال دست داشتن آمریکا در ابتلای همزمان شش رهبر ضد دولت واشنگتن، کشورهای آمریکای لاتین به بیماری سرطان خبر دادند.

به گزارش ایرنا، رسانه های ترکیه  با انتشار اخباری در مورد درگذشت ˈهوگو چاوزˈ رییس جمهوری محبوب ونزوئلا پس از مدت ها تحمل بیماری سرطان از احتمال نقش آمریکا در مرگ وی و مبتلا شدن پنج رهبر ضد دولت واشنگتن، دیگر کشورهای آمریکای لاتین خبر دادند. 
روزنامه وطن در گزارشی تحت عنوان ˈآیا این تصادف استˈ نوشت: چطور شد که بطور همزمان شش رهبر کشورهای آمریکای لاتین که مخالف با سیاست های آمریکا هستند به یک بیماری (سرطان) مبتلا شدند. 
روزنامه صباح نیز در خبری در این مورد نوشت: مرگ چاوز و مبتلا شدن 5 رهبر دیگر آمریکای لاتین به سرطان شک و شبهه در مورد آمریکا ایجاد کرده است.
رسانه های ترکیه بر ضرورت مطرح کردن این مطلب در مجامع جهانی و انجام تحقیقات بین المللی در این باره اگر چه به عنوان یک ˈ ادعاˈ باشد، شدند. 
ˈهوگو چاوزˈ رییس جمهوری ونزوئلا پس از مدت ها تحمل بیماری سرطان در سن 58 سالگی درگذشت. 

 
 
رجائی یا بنی صدر ؛ مسئله این است !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳٩۱
 

بار دیگر وقت آن رسیده تا قلم از نیام بر آید و کلامی چند بنگارد که از تکلیف گریزی نیست ؟

سی و  چهار سال از عمر پر برکت جمهوری اسلامی ایران می گذرد و دشمن قدرتمند این نظام و انقلاب تا امروز دهها و صدها شیوه را برای نابودی آن پیاده سازی نموده است .

امروز دیگر نظام جمهوری اسلامی با محوریت ولایت مطلقه فقیه آن نهال جوان و نوپای سی سال پیش نیست و کوله باری از تجربیات را در تندبادهای حوادث کسب کرده است .

از دیگر سو ، دشمن هم  با بهره گیری از سیستمهای سخت افزاری و نرم افزاری گسترده و کارشناسان حرفه ای به تحلیل نتایج بدست آمده از تجربیات قبلی پرداخته و با مهندسی مجدد در پی اجرا کردن طرحهای جدید و راه اندازی فتنه های پیچیده تر می باشد !

پس لازم است تا همه به هوشتر و دقیقتر مسائل را پیگیری کنیم و نسبت به جزئیات حوادث حساسیت بالا داشته باشیم و با تحلیل لایه های مختلف اتفاقات به پیش بینی نقشه های دشمن اهتمام ورزیم .

از این به بعد مسائل را به صورت داستانی پی خواهیم گرفت تا هوشمندان بتوانند از آن بهره لازم را گرفته و از این منظر حوادث دهه اخیر را بازخوانی کنند :

امیرکبیر ایران ظهور کرد و با هدایت جمعی از تکنوکراتهای تحصیل کرده در آن سوی مرزها به سازندگی کشور پرداخت . آبادانی شهرها و روستاهای کشور پس از تحمل دوران سخت جنگ و خرابی شعار اصلی این دوره بود . اما آیا دشمن نظام جمهوری اسلامی با آبادانی کشور مشکل اساسی داشت ؟

این شعار زیبا از چند جهت می توانست برای دشمن مطلوبیت داشته باشد . نخست آنکه اجرای طرحهای کلان عمرانی نیازمند نیروی انسانی تحصیل کرده و آشنا به استانداردهای بین المللی داشت که قطعا در آن دوره از دسترس بچه های خسته بازگشته از جبهه و جنگ خارج بود و تنها با کمک دانش آموختگان خارج از کشور که در دوران جهاد با دشمن بعثی احساس تکلیفشان گرفتن مدارک تخصصی از دانشگاههای اروپا و آمریکا بوده  ممکن می شد.

دوم آنکه برای اجرای چنین پروژه هایی نیاز به پمپاژ حجم بالایی از درآمدهای نفتی  بود که می توانست اغواکننده باشد و کار با این مبالغ میلیاردی از عهده افراد خشک و حزب اللهی که به فکر خاموش کردن شمع بیت المال بودند ناممکن می نمود و مدیران مالی تکنوکرات تنها راه موجود بود . البته هرجا هم که پول و قدرت در اختیار افراد بی تقوا قرار داشته باشد امکان بالقوه فساد فراهم می شود و البته گریرزی هم از آن نخواهد بود .

سوم آنکه بدون سرمایه گذاری خارجی حرکت در این دوره ممکن نبود و این یعنی باز شدن دربهای بسته ایران اسلامی به روی طلایه داران دشمن ؛ دشمنی که پس از داستان تسخیر لانه جاسوسی با حقارت از ایران رفته بود و هیچ تأثیرگذاری قابل توجهی در جریانات ایران نداشت . بازگشتی آرام و بی صدا !

تا اینجای کار مدیران پروژه ها ، مدیران مالی و شرکتهای غربی به عنوان سه محور طرحهای جدید براندازی بارگذاری شده بودند اما در سوی دیگر میدان امام جامعه اسلامی بیکار ننشسته بود و با تأکید بر خودباوری ملی و اعتماد به جوانان مومن کشور روح تلاش را در جامعه نهادینه می نمود و همزمان با پیشرفت پروژه های عمرانی کشور نسلی از متخصصین متعهد و جوان در دانشگاهها و حوزه های علمیه کشور تربیت می شدند تا بتوانند علاوه بر حسن استفاده از امکانات در حال توسعه کشور بهره برداری از این امکانات را به افسران جنگ نرم دشمن نسپارند و به بازپس گیری امکانات مملکت همت گمارند .

این شیوه هوشمندانه رهبری دشمن را بر آن داشت تا برای مقابله با این تدبیر رهبری شبیخون فرهنگی را با روی کار آوردن مبدع ! گفتگوی تمدنها در دستور کار قرار دهد و با استفاده از این حربه شیوه آزموده شده استحاله فرهنگی را که در بازپس گیری اسپانیا از مسلمین تجربه شده بود بیازماید .

بر این اساس ، در دوره جدید بدون آنکه تیم تکنوکرات مدیران مالی و اجرایی کشور تغییر کنند مدیران فرهنگی کشور دچار تغییرات اساسی شدند و تساهل و تسامح شد شعار اصلی این تیم در داخل و خارج کشور .

به سرعت آثار این تغییر رویکرد که می توان به تعبیر بهتر تکمیل ایده نخست آن را نامید در جامعه اسلامی و علوی ایران مشاهده گردید . شکل و قیافه جوانان ، زنان و مردان در کوچه ها و خیابانها به سرعت تغییر یافت و با حمایت متولیان فرهنگ کشور به سرعت تا اقصانقاط کشور توسعه یافت .

مفاسد مالی و مفاسد اخلاقی تبدیل به کالای رایج در گوشه گوشه کشور شد چرا که زمینه های آن فراهم شده بود و افتادن در این دامها بسیار محتمل تر بود تا نجات از آنها .

در این مقطع بار دیگر ناخدای این کشتی طوفان زده که تنها به یاری الهی مجهز بود و دعای صالحین امت ؛ تدبیر جدید نمود و تمام قد به این کارزار وارد شد .

کلید واژه تهاجم فرهنگی با تلاش معظم اله فراگیر شد و علیرغم بی توجهی متولیان امر به این هشدارها بدنه جامعه اسلامی خصوصا جوانان و دانشجویان پیام رهبری را دریافت کرد و به سرعت ، ترمیم آثار مخرب نقشه شوم دشمن را در دستور کار قرار داد . ضمنا با تأکیدات رهبری فرزانه انقلاب ؛ اهتمام بر خودسازی و کسب معرفت در میان جوانان حزب اللهی رونق یافت . آنچنان که مراسماتی همچون اعتکاف ، شب زنده داریهای شبهای قدر ، مراسمات دعاهای شبانه در ماه مبارک رمضان و هیئت های گسترده رزمندگان و مومنین در گوشه گوشه کشور عملا سبب شد تا بخش قابل توجهی از نیروهای ارزشی کشور ایمن شوند و از این دام خطرناک بگریزند . هرچند که دیگر چهره شهرها و روستاهایمان نورانیت سالهای نخست انقلاب را نداشت و هنجارشکنان اجتماعی نه تنها ترسی از حضور در جامعه نداشتند بلکه با پشتوانه حمایتهای داخلی و خارجی به یک اقلیت طلبکار تبدیل شدند و این روند متأسفانه نهادینه گردید .

دشمن تا این زمان علیرغم آنکه حلقه توطئه را تنگ و تنگتر کرده بود اما به واسطه اصولگرایی رهبر که با اصلاح تدریجی معضلات و مشکلات همراه بود ؛ از نتیجه گیری مطلوب بی بهره مانده بود . پیشرفتهای خیره کننده کشور در حوزه هایی که مستقیما زیر نظر ولی فقیه آگاه و بصیر اداره می شد خصوصا حوزه های دفاعی و نظامی کار را به جایی رسانید که دشمن نمی توانست بنشیند و در انتظار نتیجه گرفتن از تخمهای حرام پاشیده شده اش بماند. خصوصا که انقلاب اسلامی ایران پس از گذراندن این دوران سخت و پر مرارت به واسطه توفیقات روزافزونش عملا به یک الگو تبدیل شده بود و ایدئولوژی مقاومتش در برابر زورگویان طرفداران زیادی در دنیا از شمال تا جنوب یافته بود .

کار به جایی رسیده بود که در خاورمیانه حزب الله لبنان ، حماس فلسطین ، دولت و ملت سوریه ، دولت و ملت عراق عملا بر اساس رهنمودهای رهبری ایران اسلامی حرکت می کردند و هژمونی غرب در منطقه در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود . این مشکلات به خاورمیانه محدود نمی شد و تا آمریکای مرکزی و آفریقا که در طول تاریخ حیاط خلوت دشمنان بود رسیده بود و  رژیم صهیونیستی به عنوان قوه تفکری جریان دشمن فرصت زیادی برای مهار بحران نمی یافت .

در این زمان و در تلاطم تفکرات مختلف داخل کشور ، شعار جدیدی مورد توجه ملت قرار می گرفت که بتواند بر اساس منویات رهبری کشور را به اوج عزت و افتخار برساند و بازگو کننده شعارهای فراموش شده رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) باشد .

به ناگاه مردم که حدود دو دهه شعارهای انقلابی را دهان متولیان امر نمی شنیدند ، شعارهای آتشینی را از حلقوم یک مدعی شنیدند و بارقه های امید در دلها درخشید .

آیا دوران طلایی معنویت به کشور بازگشته است ؟ آیا بار دیگر محبت و اخلاص جایگزین پول و ثروت در مناسبات خواهد شد ؟ آیا ولایت پذیری از یک شعار بی محتوا به یک اصل خدشه ناپذیر در کردار و رفتار مسئولین بدل خواهد شد ؟ آیا به وضعیت کسانی که به خون شهدا و روح حضرت امام  و رهبری مظلوم خیانت کرده و در فسادهای مالی و اخلاقی دو دهه اخیر نقش ایفا کرده اند رسیدگی خواهد شد ؟

روح امید در میان خالصین و مخلصین خصوصا جوانان پر شور حزب اللهی وزیدن گرفت و فضای آلوده شهرهامان کمی پاکیزه شد .

اما در اردوگاه دشمن به ظاهر عزای عمومی اعلام شده  بود و دلبستگان به غیر ، احساس می کردند بار دیگر باید به عنوان یک اقلیت ضعیف شاهد اوج گرفتن تفکرات دینی و ایمانی باشند تا فرصتی دیگر که بسیار نامعلوم می نمود !

با این حال برقی که از نگاه دشمن اصلی لحظه ای جهید ، عقلاء را به فکر فرو برد که شاید تمام این اتفاقات پازلهای یک توطئه جدید و یک فتنه بسیار پیچیده تر از قبلی هاست ! رهبری بار دیگر همچون همه بزنگاههای خطر وارد میدان شد و علیرغم خطرات پیش رو به نیت تبدیل تهدید به یک فرصت ، به تمجید از نفس شعارها پرداخت .

بازخوانی بیانات رهبر دانشمند و فرزانه انقلاب در آن ایام نشان می دهد که معظم اله تا چه حد به استفاده از لغات صحیح و غیر قابل تفسیر مقید بوده اند . بیان این نکته از ایشان که حتی اگر آقای ... رأی نمی آوردند طرح این شعارها برای کشور منشأ برکت و خیر می بود ؛ نشان دهنده حمایت گفتمانی ایشان از فضای جدید بود .

البته انقلاب ما یکبار دیگر فضای روی کار آمدن کسانی با شعارهای انقلابی را داشت که در یک مورد فردی چون ابوالحسن بنی صدر تا کرسی ریاست جمهوری با شعارهای انقلابی رسید و در مورد دیگر فردی چون شهید محمدعلی رجایی با شعارهای مبتنی بر اصول و انقلابی گری به سمت نخست وزیری رسید .

حال سوال این بود که

  " رجایی یا بنی صدر ؛ مسئله این است "

واقعیت آن است که در این بحران و فتنه جدید هم علیرغم برنامه ریزیهای دقیق دشمن ؛ ملت و رهبری خبیر و آگاه به صحنه می نگرند و در آینده ای نه چندان دور حقیقت روشن خواهد شد چنان که در موارد قبلی هم چنین شد .

آنچه مسلم است این مملکت به برکت خون صدها هزار شهید و جانباز و بر پایه اعتقاد مردان و زنان آزاده اش به اصل ولایت مطلق فقیه در موقع مقتضی پاسخ بازیگران را خواهند داد و به هیچ عنوان چیزی غیر از صداقت و درستی را نخواهند پذیرفت .

در این راه " رجایی نمایی و بنی صدر روی " محکوم به شکست است و عواقب سنگینی برای عوامل پشت صحنه و جلوی صحنه اینگونه نمایشهای مضحک به همراه خواهد داشت . البته راه توبه هیچگاه بسته نیست و نجات از چنبره توطئه دشمن با کمی صداقت و بازگشت به دامان ولایت به سادگی ممکن خواهد بود >

والعاقبه للمتقین

 


 
 
ترجمه اعجاب انگیز سخنان احمدی نژاد و لاریجانی در رسانه های خارجی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳٩۱
 

 احمدی‌نژاد در بخشی از سخنرانی اخیر خود در مورد ارتباطات و ماهواره اظهار داشت: «ما باید چهار ماهواره از خودمان به هوا پرتاب کنیم تا هر "ننه قمری" کلید آنرا پایین نیاورد.»

راستی امروز باید رسانه‌های خارجی چه ترجمه‌ای ارائه می‌دادند؟ ظریفی می‌گفت رسانه‌ها نوشته‌اند: «احمدی‌نژاد در سخنان خود گفت باید ماهواره مادر (ابرماهواره) یا mother satellite بسازیم و چهار ماهواره خود را روی آن نصب کنیم.» جالب‌تر این جاست که برخی به بحث بنشینند که ماهواره مادر مانند دیتابیس پرتاب شده و ماهواره‌های دیگر را در مدار خود تنظیم می‌کند؟
البته این موارد مسبوق به سابقه است و گویا برخی سیاستمداران بی‌میل نیستند مترجمان غربی را اذیت کنند.
در ادامه مواردی از این دست ارائه می‌شود: جمله احمدی نژاد به فارسی چنین بود: «غرب دست از بچه بازی بردارد و با دم شیر بازی نکند.»
لوماتن چنین نقل کرد: «احمدی نژاد گفت که غرب دست از لجاجت و تجاوز به کودکان بردارد و با شیرها بازی نکند.» 
نشریه اسپانیایی ال پائیس نیز نوشت: « رئیس جمهور ایران غرب را متهم به کودک آزاری کرد و گفت که شورای امنیت نباید با شیرها بازی کند.»
نشریه لا کرودونیای ایتالیا نیز نوشت: « احمدی نژاد به غربی ها هشدار داد که نباید با لجبازی به کودکان تجاوز کنند و شیرها را بکشند.»
جمله علی لاریجانی: «با نشان دادن "لولو" ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی‌شوند.»
ترجمه نیوزویک: «علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.»
 
ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس: «علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.»
 
ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته: «علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.»

 
 
نامه دختر شهید بین الحرمین به بابا + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳٩۱
 

نسخه ای از نامه فاطمه قدوسی دختر روحانی شهید که  در انفجار یکشنبه کربلا در بین الحرمین به شهادت رسید در اختیار خبرنگار بعثه در کربلا قرار گرفت.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی بعثه مقام معظم رهبری به کربلای معلی شب گذشته حجت الاسلام والمسلمین شهیدی مسوول امور فرهنگی وروحانیون بعثه مقام معظم رهبری با حضور در هتل محل اقامت روحانی شهید قدوسی با مدیر و همسفران وی دیدار و ضمن تسلیت برای آنها و خانواده محترم او طلب صبر کرد.

در این دیدار نسخه ای از نامه دختر شهید قدوسی را که در تاریخ8/12/91 قبل از اعزام وی به کربلا نوشته بود را در اختیار خبرنگار بعثه قرداد که تصویر این نامه را در ادامه مشاهده می‌کنید.

خداوند ایشان را میهمان مولایش حسین (ع) قرار دهد و به دختر و سایر بازماندگانش صبر زینبی عطا فرماید .

 


 
 
اولین شلیک گلوله در خلیج فارس ، آغاز فروپاشی ایلات متحده خواهد بود
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳٩۱
 

دریادار علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه، در جمع اولین گروه از راهیان نور شهدای شرق کشور با اشاره به شرایط منطقه ای و جهانی و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه ای و بین المللی، اهمیت حوزه خلیج فارس و دریایی عمان و نقش نیروی دریایی سپاه در تأمین امنیت و ثبات در این منطقه را تشریح کرد.

فدوی در بخشی از سخنان خود به نقش و اقتدار نیروی دریایی سپاه در زمان جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: ما در آن زمان با وجود شرایط و اوضاع اقتصادی بدی که حاکم بود توانستیم دست به کارهای بزرگی بزنیم و شرایط را به نفع نظام اسلامی تغییر دهیم.

وی افزود: در حال حاضر شرایط ما با شرایط زمان جنگ قابل مقایسه نیست و توانمندی و ابزار و تجهیزات و امکانات ما به مراتب نسبت به آن زمان در وضعیت جهش یافته ای قرار گرفته است و بسیاری از دشمنان ما این موضوع را درک و فهم کرده اند. 

سردار فدوی خاطر نشان کرد: امروز دشمنان قسم خورده نظام اسلامی  در بدترین شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود قرار دارند و عمده تلاش های خصمانه خود را علیه نظام اسلامی در قالب جنگ روانی، جنگ نرم و جنگ اقتصادی متمرکز کرده اند. وی افزود: آمریکا در حال حاضر به دلیل شرایطی که در آن قرار دارد، تلاش می کند که گلوله ای در خلیج فارس شلیک نشود نه این که خود شلیک کند چرا که با اوضاع اقتصادی اروپا و آمریکا و بیداری اسلامی منطقه اگر گلوله ای شلیک شود فروپاشی آمریکا قطعی است.

فرمانده نیروی دریایی سپاه با اشاره به طرح موضوع مذاکره با آمریکا، اظهار داشت:
تقابل ما با آمریکا نه بر سر مسائل سیاسی یا اقتصادی و یا امنیتی است بلکه این تقابل، ماهیتی حق و باطلی دارد. وی افزود: مطمئن باشید هیچ وقت این اتفاق نخواهد افتاد و اگر زمانی اتفاق بیفتد، یا ما مثل آمریکایی ها شده ایم یا آمریکایی ها مثل ما و یا ما با ماهیت وجودی آنها کنار آمده ایم یا آنها با ماهیت وجودی ما.


 
 
گفتگوی جذاب مسئول سینمایی با اسکار !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ،۱۳٩۱
 

 اسکارامسال به فیلم ضد ایرانی آرگو رسید، همانطور که پارسال به فیلم جدا شدن دو نفر از هم رسیده بود. حالا این وسط بنده خدایی هم چیزهایی درباره لابی کردن با اسکار و اینها گفته بود که البته این طنز هیچ ربطی به آن ندارد.

 مسئول سینمایی: الو...الو...

اسکار: بله بفرمایید.

مسئول سینمایی: الو... اونجا اسکاره؟!

اسکار: بفرمایید... باکی کار داشتید؟

مسئول سینمایی: من با آقای اسکار کار دارم! همون آقا لخت زرده که یه شمشیر هم دستشه!

اسکار: خودم هستم... امرتون رو بفرمایید.

مسئول سینمایی: خوبی اسکار جون، نشناختمت، از پارسال تا حالا کلی صدات عوض شده. من مسئول سینمایی هستم.

اسکار: ولی تو خوب موندی. امری باشه در خدمتم.

مسئول سینمایی: راستش نه که لابی پارسال جواب داد، زنگ زدم یه لابی کنم آرگو اسکار نگیره.

اسکار: ببین عزیزم شما با خودت چند چندید؟

مسئول سینمایی: متوجه منظورت نمیشم اسکار جون!

اسکار: یعنی مثل اینکه قضیه لابی رو خودت هم جدی جدی باور کردی ها.

مسئول سینمایی: چی؟

اسکار: هیچی بابا... بگذریم. میگم حالا در قبالش تو چی کار برای ما میکنی؟

مسئول سینمایی: والّا چی بگم... تو چه کاری دوست داری؟

اسکار: من... من میگم باید در عوض شما هم تو جشنواره تون به یه بازیگر زن ضد نظامتون که تو فتنه حضور داشته و حتی بازداشت هم شده سیمرغ بدید!

مسئول سینمایی: خب ما که همینجوریش هم داریم این کار رو می کنیم!

اسکار: جدی؟ پس... پس باید به یه بازیگر مرد هم که یه چیزی تو مایه‌های همون بازیگر زنه باشه باز سیمرغ بدید!

مسئول سینمایی: ای بابا... این کار رو هم که خودمون داریم انجام می دیم!

اسکار: نه بابا... جدی میگی؟ پس... آهان! باید یکی از سیمرغ هاتون رو هم به یه فیلمی بدید که علیه خانواده و ضد والدین و در طرفداری از ارتباط آزاد دختر و پسر باشه و به برادری که غیرت خواهرش رو داره میگه سگ نگهبان، بدید!

مسئول سینمایی: اوووووف.... بابا اسکار مثل اینکه تو اصلا اخبار ما رو پیگیری نمیکنی ها! ما که این کار رو هم انجام دادیم!

اسکار: عجب... جداً؟ پس باید موقع خوندن اسم نامزدهای سیمرغ، اصلا اسم فیلم اون کارگردان ریشوئه که به انقلابتون فحش نمیده رو نیارید. متوجه شدی؟ حتی نباید اسمش رو هم بیاری ها... سیمرغ دادن که پیشکش!

مسئول سینمایی: بابا این چه شرطهایی که میذاری آخه؟! ما که خودمون همه این کارها رو کردیم!

اسکار: شوخی میکنی؟! یعنی شما تو جشنواره تون این کارها رو کردی؟ پس... پیدا کردم!  باید تو این مدت که مدیر هستی حتی یه فیلم هم درباره انقلاب اسلامی نسازی.

مسئول سینمایی: دیوونه‌ام کردی اسکار... تو بیا سابقه مدیریت من رو ببین. ببین تو این چهار سال مدیریت من، فارابی و مرکز سینمای تجربی و... حتی یه فیلم هم درباره انقلاب ساختن؟ نساختن دیگه!

اسکار: ببینم عمو تو مدیر سینمای ایرانی یا جای دیگه؟

مسئول سینمایی: یعنی چی؟

اسکار: هیچی... یه لحظه همینجوری شک کردم! پس دیگه لازم نیست که ما امتیاز بدیم، شما داری همه کارهای مد نظر ما رو انجام میدی دیگه! آرگو هم اسکار میگیره... خیالت تخت!

مسئول سینمایی: نه دیگه... نشد. فکر کردی زرنگی؟! اگر به آرگو جایزه بدید، ما هم میریم همه جا میگیم تو سیاسی هستی!

اسکار: زرشک... این رو که همه میدونن. تازه امسال گفتیم که زن اوباما جایزه رو اعلام کنه که دیگه برای هیشکی شکی باقی نمونه.

مسئول سینمایی: ای بابا...اینطوری که لابی مون جواب نمیده.

اسکار: حالا عیبی نداره... من یه پیشنهاددارم!

مسئول سینمایی: جون من؟! بگو... بگو دیگه... زود باش بگو!

اسکار: باشه بابا... من میگم تو که قدرت لابی کردنت خوبه... برو لابی کن سازمان سینمایی رو با گروه طنز و سرگرمی شبکه سه ادغام کنن، جواب می‌ده ها!


 
 
پشت پرده گرانی خودروها و دم خروس دولت !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ،۱۳٩۱
 
 ناصر سراج عضو قضایی شورای رقابت در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی فارس درباره افزایش قیمت خودرو و مشکلاتی که برای شهروندان در این زمینه ایجاد شده است، گفت: در پی افزایش قیمت خودرو از سوی خودروسازان داخلی در راستای وظیفه شورای رقابت مبنی بر تنظیم دستور‌العمل قیمت در مورد خودرو که با توجه به شرایط و وضعیت آن در کشور و اقتصاد انحصار محسوب می‌شود از مسئولین دو شرکت خودروسازی (ایران خودرو و سایپا) و نیز نمایندگان سازمان‌های ذی ربط جلسه‌ای برگزار شد و با حضور ایشان پیرامون موضوع و علل افزایش قیمت خودروها بحث و بررسی مفصلی انجام شد.
وی تصریح کرد: قرار شد خودروسازان مستندات و دلایل افزایش قیمت خودرو را برای بررسی و صدور دستور‌العمل‌های لازم به شورای رقابت ارائه کنند تا هر چه سریعتر نسبت به تنظیم دستور‌العمل قیمت‌گذاری و تنظیم بازار خودرو اقدام شود.
قاضی ناصر سراج خاطر نشان کرد: ولیکن در همین ایام مصوبه‌ای از سوی وزیران عضو کارگروه کنترل بازار به شماره
219604- ت 48802 ک مورخ 9/11/91 تنظیم شد و از سوی معاون اول رئیس‌جمهور ابلاغ شد.
عضو قضایی شورای رقابت تأکید کرد: این مصوبه به تأیید رئیس‌جمهور رسیده بود که به موجب بند اول آن شرکت‌های داخلی سازنده خودروهای سبک مجاز شدند تا با هماهنگی سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان و تولید‌کنندگان نسبت به فروش خودرو به قیمت تجاری (قیمت حد فاصل قیمت بازار آزاد و قیمت محاسباتی با لحاظ نرخ مبادله‌ای ارزی که توسط سیستم مذکور تعیین می‌شود) اقدام کنند.
وی گفت: در این مصوبه شرکت‌ها موظف شدندتا 95 درصد از وجوه ما به‌التفاوت قیمت محاسباتی با لحاظ نرخ ارز مبادله‌ای‌ و قیمت تجاری در دوره‌های 3 ماهه را به حسابی که توسط خزانه‌داری کل کشور مشخص می‌کند واریز کنند تا در اختیار وزارت صنعت، معدن و تجارت قرار گیرد.
قاضی سراج تصریح کرد: با تصویب و ابلاغ این مصوبه و عدم وصول پاسخ خودروسازان به شورای رقابت عملا این شورا از انجام وظایف خود محروم شد چرا که قانونا با وجود مصوبه افزایش قیمت خودرو توسط مراجع دولتی امکان الزام خودروسازان به تعدیل قیمت وجود نداشت و خودروسازان با استناد به آن مصوبه ملزم به فروش تولیدات خود با قیمت بالاتری بودند.
عضو قضایی شورای رقابت خاطر نشان کرد:
هر چند که مبنای حقوقی و قانونی این مصوبه در افزایش قیمت و فروش خودرو به قیمت تجاری و سپس واریز 95 درصد ما به التفاوت آن به حسابی که توسط خزانه‌داری اعلام می‌شود و سپس در اختیار وزارتخانه مذکور قرار گرفته می‌شود اساسا مشخص نشده است.
معاون دادستان کل کشور و قاضی پرونده فساد 3 هزار میلیاردی گفت: در هر صورت در حال حاضر اعضای شورای رقابت تصویب نموده‌اند که به خودروسازان ابلاغ شود که هر چه سریعتر نسبت به ارائه مستندات مربوط به نحوه قیمت‌گذاری خودرو و عوامل مؤثر در آن را به شورای رقابت اعلام کند تا پس از آن نسبت به اتخاذ تصمیم قانونی در این زمینه اقدام صورت گیرد.

 
 
عکس: دروازه‌بانی تاریخی فتح‌الله‌زاده در قطر
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ،۱۳٩۱
 

 


 
 
اصولگرایی اسکار در برابر خودباختگی سینماسالاران وطنی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ اسفند ،۱۳٩۱
 

اسکار اصولگراتر از جشنواره های وطنی است چون برگزارکنندگان اسکار و جوایزی از این دست صریحا پای اصولشان می ایستند و به فیلمهایی توجه می کنند که برآورده کننده منافع ملی شان باشد اما ما به جای ایستادن پای منافع ملی، باندبازی، اپوزیسیون نوازی و دسته بندی های صنفی و سیاسی را الویت جشنواره هایمان قرار می دهیم.

به گزارش کافه سینما, اعطای جایزه اسکار بهترین فیلم سال به «آرگو» سبب ساز آن شد که گروهی از رسانه ها به تقبیح عمل گردانندگان اسکار در اعطای جایزه اصلی خود به این فیلم بپردازند. در این زمینه بد ندیدیم با مسعود ده نمکی گپی بزنیم؛ سینماگری که همچنان صریح و شفاف حرف می زند و ابایی ندارد از اینکه بگوید بهتر است مسئولین فرهنگی به جای فحش دادن به اسکار از آن یاد بگیرند. متن کامل گفته های ده نمکی را در این باره در ادامه می خوانید:
 
به جای فحش دادن به اسکار از آن یاد بگیرند
بهتر است به جای فحش دادن به اسکار مسئولان فرهنگی ما از اسکار یاد بگیرند. البته منظورم از مسئولین فرهنگی فقط دست اندرکاران وزارت ارشاد نیست. به نظر من کل مهندسی فرهنگی کشور باید از عملکرد اسکار بیاموزند یعنی می بایست پای ارزشهای خودشان بایستند و فیلمهای در جهت سیاستهای خودشان را تجلیل کنند! در صورتی که مسئولین ما به جای اینکه در دفاع از ارزشهای انقلاب پای آثار خوب بایستند می روند سمت فضای اپوزیسیون نوازی.
 
 جایزه دادن به «آرگو» تعحب ندارد
به نظر من جایزه دادن به فیلمهایی مانند«آرگو» از سوی اسکار جای تعجب ندارد؛ آنها جشنواره ها و مراسم سینمایی خود را براساس سیاستهای خودشان اداره می کنند و همین سیاستها است که چیدمان آثار جشنواره هایی مثل کن، برلین و ونیز و مراسمی مثل اسکار و گلدن گلوب را شکل می دهد.
 
 
اسکار اصولگراتر از جشنواره های وطنی است
این سیاستهای فرهنگی ماست که جهت گیری اصولی ندارد. اگر اسم این را اصولگرایی بگذاریم، اسکار اصولگراتر از جشنواره های وطنی است چون برگزارکنندگان اسکار و جوایزی از این دست صریحا پای اصولشان می ایستند و به فیلمهایی توجه می کنند که برآورده کننده منافع ملی شان باشد اما ما به جای ایستادن پای منافع ملی، باندبازی، اپوزیسیون نوازی و دسته بندی های صنفی و سیاسی را الویت جشنواره هایمان قرار می دهیم.

 
 
فیلم/ آخرین طواف آیت‌الله‌خوشوقت
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳٩۱
 
 العلماء باقون


 
 
شکار پهپاد جدید آمریکایی در رزمایش سپاه !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳٩۱
 

سخنگوی رزمایش پیامبر اعظم ۸ نیروی زمینی سپاه در روز نخست رزمایش از به زمین نشاندن یک پهپاد بیگانه در منطقه رزمایش خبر داد.

 به گزارش فارس، سردار سرخیلی سخنگوی رزمایش پیامبر اعظم 8 نیروی زمینی سپاه در جمع خبرنگاران از به زمین نشاندن یک پهپاد بیگانه در منطقه رزمایش خبر داد.
 
وی افزود: در اولین روز عملیاتی رزمایش پیامبر اعظم سیستم‌های جنگ الکترونیک سپاه متوجه سیگنال‌هایی شدند که نشان می‌داد پهپادهای بیگانه قصد ورود به کشورمان را دارند.
سرخیلی تاکید کرد: در این هنگام نیروهای متخصص ما توانستند یک پهپاد بیگانه را در منطقه رزمایش به زمین بنشانند.
سخنگوی رزمایش پیامبر اعظم ۸ همچنین اعلام کرد: فیلم این پهپاد بیگانه در اختیار سپاه است و در صورت صلاحدید فرماندهان، منتشر خواهد شد.

 
 
آیت‌الله خوشوقت تجسم بصیرت بود
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ اسفند ،۱۳٩۱
 

فتاح وزیر دولت نهم گفت: اگر ما بخواهیم بصیرت را تجسم ببخشیم باید بگوییم که به آیت‌الله خوشوقت تجلی داشت. توصیه ایشان به سیاسیون بصیرت بود.

 پرویز فتاح درباره ویژگی‌های اخلاقی آیت‌الله خوشوقت اظهار داشت: بنده 25 سال است که در محضر آیت‌الله خوشوقت شاگردی کرده‌ام و با ایشان رفت‌وآمد داشتیم. از این رو فقط می‌توانم بگویم از نظر خلق و خو شبیه پیامبر (ص) بود و می‌توانم قسم بخورم که ما به جز خلق حسنه از آیت‌الله خوشوقت ندیدیم.
فتاح با بیان اینکه مهر و محبت آیت‌الله خوشوقت بر سر جوانان بود یادآور شد: ایشان ستون انقلاب و رهبری بودند که از دست ما رفت.
وزیر دولت نهم درباره توصیه‌‌های آیت‌الله خوشوقت به سیاسیون خاطر نشان کرد: ایشان همواره بر بصیرت تاکید داشتند و اگر ما بخواهیم بصیرت را تجسم ببخشیم باید بگوییم که به آیت‌الله خوشوقت تجلی داشت. چراکه ایشان با نگاه بلند و عمیق به مسائل سیاسی نگاه می‌کردند و پیرو رهبری بودند.
فتاح همچنین درباره کاندیداتوری خود در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری گفت که بنده مصاحبه نمی‌کنم.

 
 
قاضی سراج بعد از صدور حکم اعدام مه آفرید قاضی پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی شد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ اسفند ،۱۳٩۱
 

 قاضی ناصر سراج به عنوان قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده مهدی هاشمی تعیین شد.

 یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار قضایی خبرگزاری فارس از تعیین قاضی سراج به عنوان قاضی رسیدگی کننده به پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی خبر داد.
قاضی سراج که مسئولیت معاونت امنیت دادستان کل کشور را عهده‌دار است، قاضی ویژه رسیدگی به پرونده فساد ۳هزار میلیاردی بوده است.
پیش از این سخنگوی قوه قضائیه در خصوص زمان دادگاه مهدی هاشمی تاکید کرده بود بزودی دادگاه وی شروع می‌شود و قاضی پرونده نیز تعیین شده است. لذا زمان شروع دادگاه بستگی به قاضی دارد و باید تعیین وقت کند ولی زمان نباید طولانی شود.

 
 
آیا اسکار اصغر فرهادی ، نقشه جمهوری اسلامی برای جنبش سبز بود ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ،۱۳٩۱
 

درپی انتشار اظهارات شمقدری درباره لابی‌کردن برای گرفتن اسکار فرهادی یکی از کاربران سایت «کافه سینما» در واکنش به این اعترافات یادداشتی جنجالی روزنامه جوان در روز چهارشنبه 2/12/91 نوشت:

در پی انتشار اظهارات بحث برانگیز جواد شمقدری درباره لابی‌کردن برای گرفتن اسکار اصغر فرهادی یکی از کاربران سایت تحلیلی سینمایی «کافه سینما» در واکنش به این اعترافات یادداشتی را در زیر خبر کافه سینما مکتوب کرده است؛ مطلبی که با تکیه بر اطلاعات موثقی که در سینمای ایران روی داده است مستند به نظر می‌رسد و حقیقت اسکار فرهادی و برخی رویدادهای سینمایی کشور را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد.

این کاربر در ابتدای یادداشت خود به دوران کم فروغی اصغر فرهادی و «درباره الی» اشاره کرده و نوشته است: «زمانی که جواد شمقدری مشاور رئیس‌جمهور بود و صفار هرندی وزیر ارشاد، فیلم درباره الی به خاطر بازی گلشیفته فراهانی به محاق توقیف می‌رفت. . . هیچ گاه این فیلم دیده نمی‌شد و اصغر فرهادی هم مطرح نمی‌شد. با نامه نگاری که شمقدری با رئیس‌جمهور کرد این فیلم به جشنواره 27 آمد و در فجر و برلین همزمان دیده شد. اصغر فرهادی بعدها چند باری اعلام کرد که موفقیت هایش را از شمقدری دارد.»

این کاربر در ادامه با اشاره به رفاقت‌های میان فرهادی و شمقدری و معاملات پشت پرده ساخت فیلم «جدایی نادر از سیمین» می‌نویسد: «جشن خانه سینمای پیش رو که در دوره مدیریت شمقدری برگزار می‌شد باید بهانه می‌داد. شمقدری برای زدن خانه سینما به بهانه نیاز داشت و آن بهانه را فرهادی داد.
در آن جشن همه اعضای خانه سینما مراعات کردند و حتی بانو بنی اعتماد روسری سبز خود را عوض کرد تا اتفاقی نیفتد. ولی فرهادی پروژه شمقدری را انجام داد و با سخنان دو پهلویش که هنرمندانه گفته شد نامه معروف شمقدری را به وجود آورد. شمقدری حالا بهانه‌ای داشت که جشن خانه سینما را به واسطه حرف‌های فرهادی به باد انتقاد بگیرد و انا الله و انا الیه راجعون معروف را سر تیتر مقاله اعتراضی‌اش آورد.»

این کاربر مطلع که به خوبی از کنار هم گذاشتن جزئیات و اطلاعات یک سال سینمای ایران به چنین برداشت و تحلیل قابل اعتنایی دست پیدا کرده است در ادامه مطلبش از تمهیدات شمقدری برای منحرف کردن اذهان عمومی درباره اصغر فرهادی و «جدایی نادر از سیمین» او می‌گوید و ادامه می‌دهد: «طی توافق پشت پرده دیگر فیلم جدایی نادر از سیمین در مرحله ساخت توقیف شد. . . تا با این سیاست هم فرهادی قهرمان شود و هم شمقدری به هدفش برسد. همین بهانه پیگیری شد و در نهایت به انحلال خانه سینما ختم شد. از سوی دیگر اصغر فرهادی به محبوب جریان مخالف تبدیل شد و اپوزیسیونی کنترل شده گشت که بتواند دل اسکاری‌ها را ببرد و با خصوصیات غرب پسندی که فیلمش داشت می‌توانست به این
مجسمه جهانی نزدیک شود.»

وی ادامه می‌دهد: «خلاصه اینکه هماهنگی اصغر فرهادی و شمقدری ادامه داشت تا اینکه فیلم جدایی به اسکار نزدیک شود. از این به بعد باید حمایت آنچنانی از فیلم صورت نمی‌گرفت تا این فیلم بتواند با جو اپوزیسیون خواهی اش، دشمن ابله را فریب دهد و جایزه را نصیب خود کند. این اتفاق افتاد و جایزه دریافت شد و اصغر فرهادی بیانیه‌ای را خواند که با همفکری جواد شمقدری نوشته بود. بیانیه‌ای سرشار از صلح طلبی و دنیای بدون جنگ. بیانیه‌ای از ایران که دقیقا بیانیه‌ای از نظام جمهوری اسلامی در مراسم اسکار هم بود.»

این کاربر کافه سینما در پایان یادداشتش جایزه اسکار فرهادی را ترفندی برای تشکیل یک پرونده عملکرد خوب برای شمقدری می‌داند. این یادداشت حتی اگربرگرفته از توهمات یک نویسنده خلاق باشد به سبب کنار هم چیدن اطلاعات موثقی که به همان ترتیب زمانی نیز در سینمای کشورمان روی داده است احتمالات
جدیدی را درباره پشت پرده برخی وقایع سینمایی کشور مطرح می‌کند؛ آن هم در شرایطی که شمقدری خود درباره نفوذ و لابی کردنش در کسب جایزه اسکار اصغر فرهادی لب به اعتراف گشوده است. هرچند این اعتراف بیش از آنکه امتیازی برای توجیه عملکرد خوب او باشد به نظر می‌رسد که به محل بحث و انتقاداتی در روزهای آینده تبدیل شود و در این بین بی‌شک جای اظهارنظرهای یک طرف بیش از اندازه محسوس است؛ شخصی چون اصغر فرهادی که باید دید آیا در روزهای آینده در مقام دفاع از هویت اسکار خود بر خواهد آمد یا خیر.