پرواز اندیشه

هوای نفس مسئولین ، نفس مردم را گرفته است !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩۱
 

یکی آمد و گفت :

من آمده ام تا مفسدان اقتصادی را بیچاره کنم !

من آمده ام تا عدالت را برای محرومان جامعه محقق سازم !

من آمده ام تا ولایت پذیری و ولایتمداری را در جامعه شیعی مجسم نمایم !

من آمده ام تا نماد مهرورزی و عشق افروزی ملت ایران باشم !

من آمده ام تا همه چیز را از نو و بر اساس خداپرستی بازنویسی کنم !

من آمده ام تا  روح معنویت را به کالبد مسائل اجرایی کشور باز بدمم ! 

چه سخنان زیبا و گوش نوازی ! سالها بود که چنین صحبتهایی لطیف و جان افروزی را از زبان یک متولی والامقام نمی شنیدیم ؟

تقریبا دو دهه بود ، هرچه می شنیدیم از ادعای توسعه اقتصادی بود و توسعه سیاسی !

ملت آنچنان شیفته محتوای شعارها شد که چندان به لحن گویش گوینده دقت نکرد . هر چه بود این شعارها انحصاری بود و رقبا ادعایی نداشتند . پس مردم بدون دغدغه و با اطمینان به تک ستاره مدعی ؛ دل بستند تا شاید شمیم تفکرات ولایی در جامعه پراکنده گردد . 

زمان گذشت و گذشت . تحولات و اتفاقات یکی پس از دیگری شرایط آزمون را دشوار و دشوارتر کرد و عرصه بر مسئولان تنگ و تنگ تر شد .

قرار بود شیشه های انقلاب پاک و تمیز گردد و در این راه مدعی شب از روز نشناسد .

انصافا هم  ، مدعی در مسیر مورد نظر سنگ تمام گذاشت و از تمام لحظه ها استفاده کرد و به تمام شیشه های انقلاب دستمالی کشید . حالا به پایان فرصت نزدیک می شدیم اما وقتی به شیشه ها نگرستیم بجای آن لایه غبار قبلی که همه جا نشسته بود سیاهی زننده ای شیشه ها را زشت و تاریک کرده بود .

مدعی می اندیشید که چرا با این همه تلاش و کوشش ، نتیجه تا این حد دل آزار و زننده شده است ؟

او هنوز دارد می اندیشد و نمی داند که چگونه کار به اینجا رسید !

 شاید او هنوز هم نمی داند که بدخواهان ملت وقتی عزم جزم او را دیدند ترجیح دادند به جای حذف مدعی ؛ پارچه کثیف تقدیمش کنند تا خودش به تنهایی جور همه دشمنان نظام را بکشد .

حالا او با تلاش شبانه روزی کل شیشه های ساختمان را تیره و تار کرده است و فکر می کند همه  مدیون تلاشهای اویند !

یکبار دیگر نوار شعارهایش را برای خودم پخش مجدد می کنم :

من آمده ام تا مفسدان اقتصادی را بیچاره کنم !

من آمده ام تا عدالت را برای محرومان جامعه محقق سازم !

من آمده ام تا ولایت پذیری و ولایتمداری را در جامعه شیعی مجسم نمایم !

من آمده ام تا نماد مهرورزی و عشق افروزی ملت ایران باشم !

من آمده ام تا همه چیز را از نو و بر اساس خداپرستی بازنویسی کنم !

من آمده ام تا  روح معنویت را به کالبد مسائل اجرایی کشور باز بدمم !

حالا که با دقت گوش دادم به نکته ای پی بردم که دفعه قبل آن را ندانسته بودم !

در هنگام بیان این جملات زیبا و روح افزا گوینده تأکید خاصی بر روی کلمه من داشت !

ای وای بر من از من ! 

 وای بر من چون هوای نفس مسئولین ، نفس مردم را گرفته است ! 


 
 
تنها زنی که می تواند به ورزشگاه آزادی برود را بشناسیم !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩۱
 

به گزارش جهان به نقل از مشرق، پیرزن ۷۰ و اندی ساله مشهدی خودش هم نمی داند دقیقا متولد چه سالی است اما دقیقا یادش است که نیکبخت واحدی در کدام بازی چند تا گل به کدام تیم حریف زده (!) حتی خاطره تلخ شش تایی استقلال را هم به یاد دارد. 
او تنها زنی است که می تواند وارد استادیوم آزادی شود. قسمتی از گفت و گوی او را با تماشا می خوانید:
- از بچگی هایم طرفدار فوتبال بوده ام. از همون بچگیا آبی ام. من آبی ام، خدا آبیه منم آبی ام ...
- به پوسترهایی که روی دیوارهای خانه اش است اشاره می کند و می گوید: «این ها همه شان قهرمانان من هستند، هر وقت بروم تشویق شان کنم گل می زنند، هر وقت من نروم می بازند! من همه استادیوم ها می رم، آزادی می رم، شیرودی می
رم، تختی می رم، پارس می رم، مرغوبکار می رم. هر جا آبی بره، منم می رم.
سال پیش قرار بود با قهرمانانم، سعودی هم برم که عشقی گفت اجازه نمی دم بری. (عشقی اسمی است که ننه آبی با آن شوهرش را صدا می زند)».

- سال های ۵۶-۵۵ بود. عشقی آن وقت ها راننده اتوبوس بود. در راه بیرجند تصادف کرده بود. ما هم وضع مالی خوبی نداشتیم. از خدا خواستم کارم رو درست کنه، حال عشقی هم اصلا خوب نبود. آقایی که بعدا فهمیدم اسمش کامرانی است آمد جلو گفت چرا گریه می کنی؟ کاری از دستم برمیاد انجام بدم. منم مشکلم رو گفتم. او هم گفت من رو می بره باشگاه استقلال تا اونجا کار کنم و پول دربیارم. اون روز بود که پام به استقلال باز شد.
- هر وقت که می رم استادیوم برای بازیکنا می خونم: «خوشگلا گل می زنن، عزیزا گل می زنن، سالارا گل می زنن ...» آنها هم در رختکن برای من می خوانند: «مادر ما خوش آمدی، سرور ما خوش آمدی ... نیکبخت به من می گفت ننه بگو خوشگلا گل می
زنن».
- فقط استقلال فقط آبی. تا به حال از خیلی جاها اومدن دنبال من. از ابومسلم می گفتن تورو خدا بیا واسه ما باش، همشهری خودت هستیم. خود علی پروین می آمد می گفت بیا باشگاه پرسپولیس، خودم برات خونه می گیرم، حقوق می دم، می برمت با تیم خارج. من هیچکدوم از اینارو از استقلال نمی گیرم اما فقط آبی بودم و آبی می مونم.


 
 
چطور منافقین مدعی آزادی کودک 4 ساله را تکه تکه کردند ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩۱
 

عمویش پاسدار بود ، آن روز منصوره السادات با مادرش به منزل عمو رفته بود بی خبراز آنکه دجالان زمان به گمان اینکه وی فرزند پاسدار است وی را می دزدند سر می برند جنازه اش را مثله وقطعه قطعه می کنند و در جلوی درب منزل عمو ...
این است سند رذالت و توحش منافقین که روی شمر و عمر بن سعد را سفید کردند.

تکمله : اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد  چگونه می خرد پروردگار ، هر قطعه ای از جسم بی جانش


 
 
قول انتقام خفن ایران از اسرائیل پس از شهادت سردار شاطری
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳٩۱
 

علی شیرازی، نماینده مقام معظم رهبری در سپاه قدس، اعلام کرد که به زودی "انتقام" شهادت سرتیپ حسن شاطری را از اسرائیل خواهند گرفت.
حجت الاسلام والمسلمین شیرازی گفته کشته شدن سرتیپ شاطری تاثیری بر حمایت ایران از حزب‌الله لبنان نخواهد گذاشت و حتی انگیزه‌های پاسداران را تقویت هم می‌کند.
بی بی سی در خبری از شهادت سردار شاطری اعلام کرد : هفته گذشته اعلام شد سرتیپ حسن شاطری، از افسران ارشد سپاه پاسداران که از او با عنوان "رئیس ستاد بازسازی ایران در لبنان" یاد شده، در شمال سوریه کشته شده است.
سپاه پاسداران اسرائیل را به عنوان مسئول کشته شدن آقای شاطری اعلام کرد.


 
 
نوه ی امام راحل کاندیدای شورای شهر تهران می شود !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳٩۱
 
نعیمه اشراقی نوه دختری حضرت امام خمینی (ره) که بتازگی با مصاحبه های مختلف در رسانه ها به عنوان یک چهره سیاسی فرهنگی تبدیل شده است ،قصد دارد تا در انتخابات چند ماه آینده شورای اسلامی شهر تهران کاندیدا شود.
 به گزارش جهان به نقل از سروش، اشراقی مدتی است در اظهار نظر با رسانه های مختلف عملکرد دولت محمود احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار داده و راه اصلاح و حل آسیب ها و مشکلات جاری را تغییر نگرش در  مدیریت اجرایی می داند.
گفتنی است انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا سراسر کشور همزمان با انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه 92 برگزار می شود.
   

 
 
یک نکته از هزاران !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳٩۱
 

بزرگترین عبادت لبحند به پسرک کفاشی است که نان آور خانه است؛ که به جای کیف قاپی کفش آدم های پولدار را برق می اندازد!


 
 
نامه جالب صادق آهنگران به مسعود ده نمکی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳٩۱
 

آهنگران در نامه‌ ای خطاب به ده‌نمکی گفت:
با دیدن فیلم رسوایی به فکر محاسبه نفس خویش افتادم و پیش از آنکه به حسابم رسیدگی کنند در این اندیشه بودم که آیا به کسی ظلم کرده‌ام؟

به گزارش خبرگزاری فارس،‌ محمد صادق آهنگران؛ مداح اهل بیت نامه‌ای را خطاب به ده‌نمکی نوشته که متن کامل آن دراختیار خبرگزاری فارس قرار گرفت.
 
متن نامه در ادامه می‌آید:
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
برادر هنرمند متعهد و انقلابی‌ام
 
جناب آقای حاج‌مسعود ده‌نمکی
 
سلام علیکم بما صبرتم و نعم عقبی الدار
 
شب شنبه توفیق یافتم تا در جریان برگزاری سی‌ و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر و در کنار یکدیگر به تماشای فیلم رسوایی بنشینیم. البته توجه من به این فیلم از نوروز امسال و در جریان سفرمان به عتبات عالیات و در کربلای معلی آنجا که از مضمون فیلم و برنامه‌هایی که برای تولید آن در نظر گرفته بودی و برایم گفتی جلب شده بودو من مشتاق بودم که ماحصل تلاش و کوشش تو و همکارانت را به چشم ببینم.
خاطرم هست آن شبی که در جوار سیدالشهدا علیه‌السلام برای ساخت این فیلم متوسل شدی و اولین برگه‌های فیلمنامه را در آنجا نوشتی، بر همین اساس و در خلال تولید و تصویربرداری هم بنا به دعوتی که کرده بودی شبی را در کنارت و سایر عوامل فیلم به صبح رساندیم و من شاهد تلاش خستگی ناپذیر و مخلصانه تو و همکارانت برای خلق اثر ماندگار و ارزشمند بودم.
امشب که بحمد و سپاس الهی ثمر و نتیجه آن زحمات را دیدم لازم دانستم تا نکاتی چند پیرامون فیلم رسوایی این اثر زیبا و دوست داشتنی مسعود ده‌نمکی مرقوم کنم.
 
1- ورود تو به حوزه هنر هفتم و استفاده از زبان مقدس سینما به نظرم یکی از توفیقات بزرگی بوده که خدای مهربان شامل حالت کرده و فکر می‌کنم ناشی از همان حس بصیرت و تشخیص صحیح انقلابی و حضور در عرصه‌های خطیر و خطرساز بوده که ویژگی بارز فرزندان انقلابی روح‌الله است.
روزی که ضرورت ایجاب کرد، سلاح برداشتیم و به مصاف دشمن متجاوز رفتیم و امروز ضرورت است که قلم و دوربین برداریم وبه مصاف دشمنانی برویم که از دشمن بعثی دیروز در دشمنی خود با انقلاب و این ملت به مراتب مهیاتر و پیچیده‌تر و کینه‌جو ترند. زبان سینما و تئاتر زبان گویا و روشن و مؤثری است که می‌توان مضامین توحیدی و اخلاقی و عرفانی را از این طریق به مخاطب منتقل کرد و تو در این فیلم مبلغ ارزش‌های نهفته در باورهای دینی ملت ایران شدی و نشان دادی ظرفیت هنر و هنرمندی ایرانی و اسلامی بسیار غنی و ارزشمند است.
این سرمایه بزرگ را باید قدر شناخت و مراقبت کرد. بودند هنرمندانی که بر سر سفره انقلاب و شهیدان نشسته بودند و
با هم عهد بسته بودیم که سرباز انقلاب باقی بمانیم، اما بی‌تقوایی و بی‌اخلاقی و فقدان مراقبه امروز از آنان دشمنان قسم خورده‌ای ساخته که به جنگ با اسلام و ارزش‌های انسانی برخاسته‌اند. خداوند هم ما را هدایت کند و لحظه‌ای به خود وانگذارد و العاقبت للمتقین.
2- آنچه که در این‌جا بیان می‌کنم از دیدگاه یک بیننده علاقه‌مند و غیرکارشناس در حوزه سینماست. البته مسلما نقد بهترین هدیه‌ای است که می‌تواند باعث بلوغ هنرمند و آثارش باشد. صرف‌نظر از رای محترم منتقدان جشنواره به گمان من آنچه حائز اهمیت است بیان ساده و صادقانه فیلم و ارتباط صریح و صمیمی با مخاطب عام می‌باشد. خاطرم هست در دوران هشت سال دفاع مقدس برخی عزیزان با مراجعه به من نسبت به اشعاری که می‌خواندم که عمدتا توسط استاد حبیب‌الله معلمی سروده می‌شد، نقد داشتند.
معتقد بودند اشعار فاقد مؤلفه‌های جدی هنری است آنها پیشنهاد می‌کردند به جای این اشعار ساده از اشعار شعرایی که از نظر قوت شعر در سطح بالا باشند بخوانم تا مثلاً فخامت و صناعات و بدایع شعر در خوانده‌هایم بیشتر نمایان شود. شاید از نظر اصول ادبی حرف آنها درست هم بود.
اما شاعر اشعار من حبیب الله معلمی یک کشاورز ساده‌ای در اهواز بود و زبان شعر او همچون رسم و پیشه‌اش یک زبان ساده و همه فهم و بدور از صناعات پیچیده ادبی داشت و این بیان با ذهن و دل مخاطبی که بعضا از دور افتاده‌ترین روستاها و از پایین‌ترین اقشار به جبهه آمده بود سخت نزدیک و آمیخته و قابل‌پذیرش بود و به سرعت مفهوم و منظور شاعر و خواننده به مخاطب القا می‌شد. این بیان برگرفته از ادبیات و گفتمان امام راحل عظیم‌الشانمان بود و امروز به هنگام تماشای فیلم رسوایی به این می‌اندیشیدم که چقدر زبان و بیان بکار گرفته شده در این فیلم به زبان ساده انقلاب و امام و دفاع مقدس نزدیک و پیام ارزشمند این فیلم و روش بیان آن چقدر خواستنی و دوست داشتنی است و به ادبیات و هنر انقلاب اسلامی مانوس می‌باشد.
3- وقتی که از سینما بیرون می‌آمدم حس عجیبی داشتم. فیلم رسوایی مرا به فکر وادار کرده بود. به فکر محاسبه نفس خویش افتاده بودم و پیش از آنکه به حسابم رسیدگی کنند. در این اندیشه بودم که آیا به کسی ظلم کرده‌ام؟ آیا ابروی کسی را به خطر انداخته‌ام؟ آیا پشت کسی حرف زده‌ام؟ آیا مرتکب گناه زشت تهمت شده‌ام؟ این دلشوره اما برایم ارزشمند بود چون مرا به حرکت و امید واداشت و مرا بیش از پیش مشتاق عاقبت بخیری می‌کرد. فیلم رسوایی اگر هیچ اثری نداشته باشد این‌که مخاطبی مثل من را متحول کرده و به استغفار و پشیمانی از گناه واداشته به هدف خود دست یافته است.
گاهی اوقات در خلال فیلم به تماشاچیان که از اقشار گوناگون بودند نگاه می‌کردم و اشک‌هایشان گویای این حس مشترک بین همه مخاطبان بود. باید ایجاد این نوع تحول یعنی سازنده و رو به جلو رسالت همه فیلمسازان و هنرمندان ما باشد.
4- مضمون اصلی فیلم بیان درد امروز ماست. ریختن آبروی برادران مؤمن و بی‌توجهی به حرمت اجتماعی اشخاص در سطوح مختلف از بداخلاقی‌هایی است که این روزها دامن بسیاری را گرفته است، قضاوتهای نابجا و عجولانه، تهمتهای زشت، سند سازیهایی بی‌مبنا و بی‌توجهی به این مسئله که گاهی یک تهمت کیان خانواده فردی را منهدم می‌کند، اینها مشکلات امروز جامعه ماست و با کمال تأثر در رفتار و گفتار برخی از صاحبان قدرت و مسئولیت شاهد آن هستیم.
این بلای بزرگ مخصوص به این روزهای ما نیست رسول گرامی اسلام نیز از این قبیل تهمتها در امان نبود و در این فیلم بخوبی شاهد زشتی این گناه بزرگ و زیبایی پرده‌پوشی و تقوا و استعانت از خدا و اخلاص بودیم.
فردا عازم سفر عتبات عالیات هستم. تنها کاری که از دستم برمی‌آید این است که برای تو و همه دست‌اندرکاران این اثر گرانمایه در جوار حرم نورانی امیرالمومنین و امام حسین (ع) و ابالالفضل‌ العباس علیهم‌السلام و سایر مشاهد مشرفه دعاگو باشم و توفیق روز افزون شما را در این راه سخت و خطیر مسالت نمایم.
 
محمدصادق آهنگران

 
 
تلخند : چگونه به نظام اسلامی فحش بدهید تا بتوانید سیمرغ شکار کنید ؟!
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳٩۱
 

همانطور که واضح و مبرهن است سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به اتمام رسید (یعنی انصافا دیگر از این واضح و مبرهن‌تر
نمی‌شود!). اختتامیه این دوره از جشنواره حاوی نکاتی بود که برخی از آن‌ها تصویری است و ما نمی‌توانیم ذکر کنیم، اما برگزیدگان این دوره حاوی نکاتی بودند که انصافا نمی‌شود از کنارشان گذشت. در همین راستا و با توجه به برگزیده شدن شخصی به نام آهنگرانی و فرخ‌نژاد و... چند نکته موثر در برگزیده شدن در این جشنواره خدمتتان ارائه می‌شود. باشد که مورد عنایت شما در دوره‌های بعدی قرار گیرد. 

 ۱. خیلی به این فکر نکنید که در طول سال به جشنواره فجر گفته‌اید جشنواره حکومتی و دولتی و الخ؛ حالا که همین دولت و همین حکومت سفره‌ای پهن کرده است بی‌خیال ژست‌های ضد دولتی خود شوید و زود‌تر از بقیه به سوی آن بشتابید. ده روز که هزار شب نمی‌شود؛ از فردای جشنواره دوباره شروع کنید به بد و بیراه گفتن به سینمای دولتی و نفتی و.... 
 
 ۲. دقت کنید که نه تنها بد و بیراه گفتن‌های شما به دولت و حکومت و انقلاب و... نباید شما را از شرکت در جشنواره مایوس کند، که اتفاقا باید به خاطر همین فحش‌ها انتظار جایزه هم داشته باشید. در زیر منوی این فحش‌ها همراه با بارم بندی آن‌ها پیوست شده است: 
 
الف. فحش به نظام، حکومت، انقلاب و...: ۲۵ امتیاز با سه چراغ روشن
 
ب. فحش به مقامات رسمی کشور: ۲۰ امتیاز با حذف یک چراغ خاموش
 
تبصره ۱: فحش به رییس جمهور این امتیاز را تا حد بند الف ارتقا می‌دهد. 
 
تبصره ۲: تشبیه مقامات رسمی به انواع جک و جانور‌ها از دید هیئت داوران پنهان نمانده و مشمول عنایات خاصه خواهد شد. 
 
ج. حضور در تجمعات غیر قانونی: ۱۵ امتیاز با ساندیس اضافه. 
 
تبصره ۱: باید حتما عکس اصلی این حضور با کیفیت بالا ضمیمه شود. 
 
د. همکاری با رسانه‌های ضد انقلاب و ساخت فیلم علیه کشور: ۱۷ امتیاز با ثبت در پرونده برای سنوات آتی. 
 
ه. بازداشت به علت اقدامات مختلف خلاف قانون: ۳۷ امتیاز همراه با کلی امتیازات دیگر. 
 
 ۳. فحش دادن به حوزه هنری و هر ارگانی که با سازمان سینمایی مشکل دارد را فراموش نکنید. از آنجا که آبرو و رای و نظر برخی مسئولین از آبرو و رای و نظر کشور و نظام بیشتر است، بنابراین فحش دادن به کسانی که با سازمان سینمایی مشکل دارند کلی امتیاز محسوب می‌شود.
حواستان باشد که هر جور شده یکی از این فیلم‌ها را برای بازی کردن انتخاب کنید تا رستگار شوید. 
 
تبصره ۱: طبیعتا عمل خلاف این بند، یعنی بازی در فیلمهای حوزه هنری یا نهادهای مخالف سازمان سینمایی هرگونه شانس برای بردن سیمرغ که هیچ، برای گرفتن کلاغ را هم از بین می‌برد. 
 
 ۴. از آنجا که جشنواره فجر یک جشنواره انقلابی است سعی کنید برای ساختن فیلم یا بازی در آن‌ها، فیلم‌هایی را انتخاب کنید که این موضوعات را در بر‌می‌گیرند: تجاوز به کودکان، قصاص، بد بودن طالبان در افغانستان، مهاجرت از ایران خوب است (اگر مهاجرت به آلمان باشد که چه بهتر!)، فقر ناشی از تحریم‌ها و بی‌کفایتی مسئولان و... 
 
 ۵. این بند ربطی به سیمرغ بردن ندارد اما خداوکیلی به این فیلم برداران و تدوین‌گران صدا و سیما رحم کنید. با توجه به اینکه قرار است مراسم اختتامیه زنده پخش شود، جون مادرتان یک کم کمتر آرایش کنید و لباس‌های عجیب و غریب بپوشید تا آن بنده‌های خدا هم دائم روی میخ ننشسته باشند! 
 
 البته قطعا برای سیمرغ بردن باید به نکات دیگری هم توجه داشت که انصافا جامعه هنری ما در این سی و یک دوره با انواع آن‌ها آشنا شده و نیاز به ذکر مجدد نیست. شما فحشتان را بدهید!

 
 
پروژه گلشیفته2 با اهدای جایزه به پگاه آهنگرانی کلید خورد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳٩۱
 

هیئت داوران جشنواره، شب گذشته در مراسمی که نسخه برداری کاملی از شیوه اجرای جایزه اسکار بود، سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به یک زن جنجال ساز داد؛ پگاه آهنگرانی.
خانم آهنگرانی که شاید خود نیز باور نمی کرد از جشنواره ای که به اسم انقلاب اسلامی است، جایزه بگیرد، به نظر غافلگیر شده بود. زیرا او با عملکردش نشان داده است که نه به نظام جمهوری اسلامی و نه ارزش های اسلامی اش پایبند نیست!
پگاه آهنگرانی که تا چندی پیش تنها یک بازیگر معمولی بود، به یکباره و البته به لطف منیژه حکمت،مادر کارگردانش و رسانه های اصلاح‌طلب، به چهره‌ای سینمایی بدل شده است.
او در آشوب های خیابانی سال 88 علیه نظام حضوری فعال داشت و آنقدر افراط کرد که حتی حاضر شد مدتی را هم در زندان بگذراند.

وی توسط نهادهای امنیتی به دلیل همکاری با رسانه ضدایرانی بی بی سی دستگیر اما با برخی میانجی‌گری آزاد شد.
بنابر گزارش ها، او همچنان ارتباط خود را با رسانه ها و محافل اپوزیسیون و تندرو حفظ کرده و دست از رویکرد سیاسی اش نکشیده است.
در بی توجهی او به اعتقادات دینی و اسلامی هم کمتر کسی تردید دارد؛ سخنان و تصاویر غیراخلاقی او که خودش در فضای عمومی اینترنت منتشر کرده، گواهی بر این واقعیت تلخ و در واقع دهن کجی به قوانین و ارزش های دینی کشور است.


 
 
ما بچه‌های اسلامشهر برای ساندیس اومدیم! + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳٩۱
 

تصویری بدون نیاز به شرح اضافه از راهپیمایی روز 22 بهمن سال 1391 قابل توجه نوکران حلقه به گوش آمریکا و انگلیس !


 
 
شعارهای تند استقلالی ها بر علیه فردوسی پور مهمترین حاشیه دیدار با راه آهن
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳٩۱
 

دیدار تیم های استقلال و راه آهن در چارچوب هفته بیست و پنجم لیگ برتر فوتبال ساعت 17 در ورزشگاه آزادی آغاز شد . حاشیه های این دیدار به شرح زیر بود:
* قبل از شروع بازی طرفداران استقلال یک صدا علیه عادل فردوسی پور شعار دادند و او را دشمن استقلال خطاب کردند. آنها همچنین زمانی که مزدک میرزایی وارد ورزشگاه شد این گزارشگر تلویزیون را نیز مورد اعتراض قرار دادند و اتهام پرسپولیسی بودن را به وی زدند.
* فرهاد مجیدی، آرش برهانی و مجتبی جباری سه بازیکن محبوب استقلالی ها که روی نیمکت نشسته بودند بیش از سایر بازیکنان مورد تشویق قرار گرفتند.
* تشویق علی دایی توسط هواداران استقلال هم از جمله حواشی جالب بازی امروز دو تیم بود. دایی قبل از شروع بازی با قلعه نویی روبوسی کرد.
* پیش از آغاز بازی حمودی، بیک زاده و اکبرپور از استقلال به سمت نیمکت حریف رفتند و در آن سوی میدان هم پیروز قربانی به سمت نیمکت استقلالی ها رفت ولی علیرضا عباسفرد اقدام به این کار نکرد!
* در بازی دو تیم بازار تشویق یاران حریف از سوی طرفداران استقلال کاملا داغ بود. آنها پیروز قربانی، بهشاد یاورزاده و محمد محمدی را برای دقایقی تشویق کردند.
* مثل بازی تیم های ملی فوتبال ایران و لبنان ماموران تماشاگرانی را که در طبقه دوم ورزشگاه حضور داشتند را به طبقه اول هدایت کردند تا در طبقه دوم تماشاگری حضور نداشته باشد.


 
 
'خطر بزرگ' ازسر آیت‌الله خوشوقت گذشت + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳٩۱
 
یکی از نزدیکان آیت‌الله خوشوقت از انتقال این استاد برجسته اخلاق به تهران خبر داد.
یکی از نزدیکان آیت‌الله عزیر خوشوقت در گفت‌وگو با تسنیم  از بازگشت این استاد برجسته اخلاق به کشور در روزهای آینده خبر داد و گفت: آیت‌الله خوشوقت از بیمارستان ملک فیصل مکه مکرمه به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل می‌شوند.
این فرد نزدیک به آیت‌الله خوشوقت از اعزام یک پزشک متخصص بیهوشی و دو پرستار به عربستان سعودی برای همراهی این استاد اخلاق حین بازگشت به ایران در هواپیما خبر داد و از مردم نیز خواست برای سلامتی آیت‌الله خوشوقت دعا کنند.
دکتر سعد پزشک سعودی معالج آیت‌الله خوشوقت نیز می‌گوید "خطر بزرگ" از سر آیت‌الله خوشوقت گذشته و حال ایشان رو به بهبودی است.
پزشک معالج آیت‌الله خوشوقت ادامه داد:
کُلیه ایشان که گفته می‌شد به طور کلی از بین رفته است را می‌توان ترمیم کرد و مشکل حاد ریوی ایشان نیز قابل بهبود است.

 
 
رسوایی ، از حقیقت می گوید
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳٩۱
 

 تازه ترین اثر مسعود ده نمکی با عنوان "رسوایی" در سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم به زندگی دختری فقیر می پردازد که رفتار، نوع پوشش و ارتباطات نامتعارفش با مردم، وی را به فردی بدنام در محله زندگیش تبدیل کرده است. 
بازیگر این نقش (افسانه) در یکی از تعقیب و گریزهایی که با پلیس و پس از دزدی از دفتر یک حاجی بازاری هوس باز (محمدرضا شریفی نیا) صورت می گیرد، به بطور اتفاقی به خانه یک روحانی عارف (اکبر عبدی) پناه می برد و این اتفاق به نقطه عطفی در زندگی وی تبدیل می شود.
در نگاه اولیه افسانه وی را به مانند سایر مردهای این فیلم هوس باز می پندارد اما به مرور متوجه سلامت او شده و در نهایت متاثر از تعلیم های وی متحول می شود.
درباره این فیلم چند نکته قابل ذکر است: 

۱. این فیلم داستانی تاثیر گذار با مضامین دینی و اخلاقی است و درآن بر خلاف فیلمهای سفارشی کم ارزش، تفاوت انسان متظاهر و مومن واقعی نشان داده می شود. 
همچنین "رسوایی" به مخاطب خود هنرمندانه یادآوری می کند که اسلام را نباید با اشخاص به ظاهر مذهبی شناخت بلکه مبانی لایتغیر اسلام باید ملاک شناخت فرد مومن از غیر مومن باشد. به عبارتی " اسلام به ذات خود ندارد عیبی! هر عیب که هست از مسلمانی ماست"

۲. علاوه بر انسانهای متظاهر که نقش آن را در "رسوایی" شریفی نیا بازی می کند، این فیلم به قضاوتهای عجولانه و ظاهر بینانه هم متعرض می شود. و مفهوم "برای خدا کارکردن" به جای"به خاطر مردم کار کردن" را برای مخاطب روشن می سازد.
نقد پدیده مذموم افشاگری در این فیلم بسیار پندآموز است. به ویژه اینکه این فیلم در ایامی به نمایش گذاشته شد که فضای سیاسی کشور متاثر از برخوردهای افشاگرانه برخی رسانه ها و نیز مسئولین کشور در روزهای گذشته است. در این فیلم افشاگری دروغین "شریفی نیا" منجر به تصور اشتباه مردم از بازیگر نقش اصلی فیلم می شود و آبرو و اعتبار این فرد در بین کوچه و بازار از بین می رود.
البته در انتهای فیلم شرایطی رقم می خورد که حقانیت این فرد مشخص می شود و  مصداق آیه شریفه "ﺗﻌﺰ ﻣﻦ ﺗﺸﺎء و ﺗﺬل ﻣﻦ ﺗﺸﺎء" (عزت و ذلت دست خداست) در ذهن بیننده تداعی می گردد.

۳. همچنین در قسمتهای مختلف این فیلم به مخاطب گوشزد می شود که بشر دائما در معرض امتحان است و شیطان برای گمراه نمودن هر فرد با هر میزان اعتقادات برنامه ریزی دارد. 
با این حال در کنار نقاط قوت این فیلم که هنرمندانه با مخاطب ارتباط برقرار می کند، بخشهایی از این فیلم که به عبارات بیان شده و ژستهای غیرضروری برخی بازیگران آن، بر می گردد نامتناسب با فرهنگ و روحیات مذهبی است و از کارگردانی چون "مسعود ده نمکی" انتظار می رفت ، برای نشان دادن بدی ها در جامعه، "رسوایی" را به بی حیایی متهم نمی کرد.


 
 
هواپیماهای سوری فضای هوایی اسرائیل را درنوردیدند
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳٩۱
 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از سایت خبری دام پرس، جنگنده‌های سوری با پرواز در ارتفاع پائین در حیفا و تل آویو اعلامیه‌‌هایی بر فراز این دو شهر پخش کردند.

این سایت خبری اعلام کرد که کانال 10 اسرائیل این خبر را منتشر کرده و مدعی شده که روی این برگه‌ها نوشته شده؛ «ما هر وقت که بخواهیم می‌توانیم پاسخ دهیم ولی خودمان زمان و مکان را انتخاب می‌کنیم، با درود کرکس های سوری»

پدافند هوایی رژیم صهیونیستی نتوانستند این هواپیما‌ها را سرنگون کنند چراکه شبیه به جنگند‌های اسرائیلی بودند.

این اقدام پاسخی به حمله هفته گذشته جنگنده‌های اسرائیلی به یک مرکز تحقیقات نظامی سوریه در حومه دمشق بوده است.


 
 
دکتر کپی به عشق میمون فضانورد ایرانی درخواست عفو کرد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳٩۱
 

توی این دنیای عجیب و غریب عشق میمون وار هم برای خودش داستانی دارد .

به گزارش خبرنگار چیزنا ! دکتر کپی که چند سالیه تو ینگه دنیا مشغول فروش نیمه محترمانه وطن با همکاری اربابان صهیونیستشه ،اخیرا بعد از مشاهده تصویر میمون فضانورد و وطن پرست ایرانی تو بخشهای مختلف خبری که اسمش پیشگامه به ناگهان دچار تحول روحی و روانی شد .

وی که به شدت از همکاری با موساد و سازمان سیا پشیمون شده از همه ملت ایران عذرخواهی کرده و توی فیس بوکش نوشته ؛ ملت عزیزایران : من هرچی میکشم از این برو بچ اونور آبیه وگر منو چه به وطن فروشی ؟! 

منم میخواستم پیشگام بشم تو پیشرفت و اقتدار مملکت خودم ولی این نامردا مخمو زدن و یه دست کت و شلوار و یه فرغون موز بهم هدیه دادن آوردن تو این خرابه تا مردم و مسئولین کشورمو مسخره کنم .

ولی حالا که میمون فضانورد و پیشگام عزیزتر از جونمو می بینم که چطور جونش واسه پیشرفت مملکت به خطر انداخت از خودم خجالت می کشم

تصمیم گرفتم که از کپی بودن استعفا بدم و به اصلم برگردم

باور بفرمایید از اینکه بازیچه دست یه مشت وطن فروش آواره شدم سخت شرمنده ام و می خوام یه زندگی شرافتمندانه برا خودم درست کنم .

به همین دلیل هم می خوام اینبار من پیشگام بشم و از پیشگام جونم بخوام که در این مقطع حساس زندگی قبول کنه تا کنارم باشه و کمکم کنه !

از همه ایرونیهای با غیرت و مومن عذر میخوام و امیدوارم توبه منو بپذیرن َ


 
 
میمون فضانورد ایرانی دارای دو اسم غیررسمی و رسمی است !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳٩۱
 

رییس پژوهشکده سامانه‌های فضانوردی سازمان فضایی ایران نام غیررسمی نخستین میمون فضانورد ایران را که سالم به زمین برگشت، «آفتاب» و نام رسمی آن را «پیشگام» اعلام کرد.

به گزارش ایسنا، دکتر محمد ابراهیمی در نشست خبری پرتاب موفقیت‌آمیز کاوشگر پیشگام همراه با موجود زنده که عصر چهارشنبه در پژوهشکده سامانه‌های فضانوردی برگزار شد، در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا درباره نام میمون فضانورد ایرانی گفت: زمانی که این میمون برای آموزش‌های فضانوری آماده می‌شد، همکاران ما در پژوهشکده سامانه‌های فضانوردی اسم «آفتاب» را برای این میمون انتخاب کردند اما پس از قرنطینه این حیوان و انجام آزمایشات لازم جهت کسب آمادگی برای اعزام به فضا، نام رسمی این میمون، «پیشگام» انتخاب شد.

 
 
امیر قلعه نوعی از خجالت گزارشگر قرمزدوست در آمد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩۱
 

امیر قلعه نویی که عصر امروز سه شنبه و پس از پیروزی 3 بر صفر تیمش برابر پیکان در جمع خبرنگاران حاضر در سالن کنفرانس ورزشگاه آزادی صحبت می کرد ضمن اشاره به این موضوع در مورد شرایط فنی بازی گفت: با توجه به تعطیلات 10
روزه ای که در پیش داریم این پیروزی برای ما مهم بود و خوشحالم که به آن رسیدیم.
وی ادامه داد: پیکان تیم خوبی بود که مقاومت زیادی کرد تا گل نخورد. آنها از لایه های دفاعی خوبی برخوردار بودند اما در نیمه دوم تیم ما شرایط بهتری داشت و موفق شد به پیروزی برسد. ما قبل از دربی یک روز کمتر از پرسپولیس استراحت کرده بودیم که امیدوارم مسئولان لیگ از این به بعد بیشتر روی برنامه ریزی ها نظر داشته باشند تا حق تیمی ضایع نشود.
امیر قلعه نویی که این مسائل را چند روز بعد از دیدار با پرسپولیس و اتفاقات پس از آن مطرح می کرد ادامه داد: این بار بعد از پیروزی استقلال حرف می زنم و بهانه هم نمی گیرم که فردا علیه من مقاله بزنند و روی خط بیایند و انتقاد کنند.
وی در پاسخ به این پرسش که تصور نمی کنید برنامه ریزی سازمان لیگ به گونه ای است که تیم های اصفهانی بیشتر نفع می برند گفت: من به کار آقای تاج اعتقاد دارم و این مسئله را قبول ندارم. امیدوارم آقای تاج طوری برنامه ریزی کنند که شبه ای به وجود نیاید.
سرمربی تیم فوتبال استقلال در ادامه به انتقاد از گزارشگر دیدار این تیم برابر پیکان اشاره کرد و گفت: خیلی ها امروز دوست داشتند استقلال نتیجه نگیرد تا بکوبندش اما خدا را شکر به یک پیروزی پرگل رسیدیم. همین امروز مزدک میرزایی در طول گزارش بازی چند بار علیه ما حرف زده است. باید تعامل برقرار شود چرا که با این مسائل مشکلی از فوتبال حل نمی شود.


 
 
حامی سابق، 'هاشمی رفسنجانی' را تهدید به افشاگری کرد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩۱
 

محمدمهدی امامی ناصری مدیرمسئول روزنامه «مغرب» در گفت‌وگو با فارس اعلام کرد که به زودی انتشار مجدد این روزنامه را با تغییر تیم و با رویکردی شفاف‌تر از سر می‌گیرد.
وی همچنین خاطر نشان کرد که این روزنامه در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به عنوان ارگان مطبوعاتی یکی از کاندیداهای مطرح و به عنوان منتقد دولت به عنوان یکی از اضلاع انتخابات آینده عمل خواهد کرد.

* وقتی زندان بودم، هاشمی هیچ سراغی از ما نگرفت/ هاشمی خانواده اش را بر همه ترجیح می دهد

خبرنگار فارس از مدیرمسئول روزنامه «مغرب» که در انتخابات ریاست جمهوری 84 ریاست «ستاد مرکزی حمایت مردمی از سردار کبیر ایران» را بر عهده داشت، سؤال کرد آیا در انتخابات آتی نیز از هاشمی رفسنجانی یا نامزد مورد نظر وی حمایت می کند؟
امامی ناصری که در روزهای اخیر بعد 120 روز بازداشت آزاد شده، پاسخ داد: نسبت به رفتار هاشمی در دوره بازداشتم انتقاد جدی دارم و توقع داشتم به عنوان مدیر روزنامه «فرهنگ آشتی» که حتی بیشتر از فرزندش برای او فعالیت کردم، در این ایام، به خانواده من توجه می کرد.
وی در پایان با بیان اینکه هاشمی رفسنجانی ثابت کرد که خانواده‌اش را بر هر چیزی حتی اهداف و آرمان‌ها ترجیح می دهد، هشدار داد چنانچه هاشمی رفتار خود را اصلاح نکند، ناگفته‌هایی که از وی دارد منتشر خواهد کرد.
گفتنی است امامی ناصری سال 84 در اطلاعیه‌ای به عنوان رئیس ستاد مرکزی حمایت مردمی از هاشمی رفسنجانی، هاشمی را توانمندترین، با تجربه‌ترین، مقبول‌ترین و با هوش‌ترین چهره سیاسی کشور جهت حل مشکلات خوانده بود.


 
 
ده نمکی از رسوایی و اکبر عبدی می گوید
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ بهمن ،۱۳٩۱
 

به گزارش فارس، فیلم سینمایی «رسوایی» چهارمین ساخته بلند سینمایی مسعود ده نمکی به شمار می‌آید. فیلمی که داستان یک روحانی عارف و زاهد را به تصویر می‌کشد و محور اصلی آن عدالت است او در این فیلم سعی کرده روحانیت و معضلات اجتماعی را به نقد بکشد. به بهانه حضور فیلم «رسوایی» در بخش مسابقه سینمای ایران و حرف و حدیث‌هایی که قبل از اکران آن وجود دارد با وی به گفت و گو نشستیم که از نظرتان می‌گذرد.

با توجه به فروش سه گانه «اخراجی‌ها» در ابتدا بفرمایید برای «رسوایی» چه فروشی متصور هستید؟

برایم مهم نیست . فیلم را برای گیشه نساختم زیرا در سه گانه اخراجی ها ثابت کردم که اتفاق نبود و به نیاز مخاطب آگاهم و اخراجی ها کار خودش را کرد . اولین فیلم «اخراجی ها» 5/2  میلیارد فروخت که در اولین هفته اکران  CD قاچاق آن به بازار عرضه شد و مانع فروش فیلم شد. دومین قسمت 5/8 میلیارد در گیشه فروخت که بعد از 45 روز باز هم CD قاچاق به فیلم ضربه زد و سومین فیلم هم در هفته اول با قاچاق CD مواجه شد اما باز بازی های سیاسی  و ورود CD قاچاق بازهم  6 میلیارد فیلم فروخت.

رکورد فروش فیلم با دومین قسمت «اخراجی‌ها» است.

بله رکوردار قسمت دوم است اما به قسمت سوم هم فیلمی نرسیده است و صحبت هایی که می شود فقط جوسازی است.

فیلمی که مخاطب ندارد ، سینما نیست/ مخاطب جزء ذات سینما است

با این توضیحات معتقدید که گیشه و مخاطب در سینما از اهمیت خاصی برخوردار است.

بله مخاطب مهم است اما نام فروش و گیشه در ایران که به میان می آید بار منفی به همراه دارد در حالی که سینما صنعت _  هنر  توامان است . اگر اثر بی مخاطب بسازید مانند کتابی است که نوشته بشود اما کسی آن را نخواند . هرجایی که دیدیم اثری ساخته شده و مخاطب ندارد آن اثر سینما نیست . الزاما هر اثری پرفروشی هم فیلم خوبی نیست یا اگر اثری کم مخاطب بود اثر بدی قلمداد نمی‌شود. مخاطب جزء ذات سینما است. این مسئله باید برای ما که قصد داریم کار فرهنگی انجام دهیم روشن شود . ما باید به این امر دقت کنیم. نیاز به مخاطب یک طرف معادله است و نیاز مخاطب طرف دیگر معادله . کسانی که معمولا با بودجه بیت المال فیلم می سازند  مخاطب برای آنها اهمیتی ندارد اما باید دقت کنیم که پول بیت المال هدر نرود باید تلاش کنیم فیلمی بسازیم که مخاطب با آن همراه شود. اگر فیلمی با مردم ارتباط برقرار نمی کند نشان ضعف فیلم است.

«رسوایی» نسبت به کارهای معناگرا مخاطب دارد

*به نظر شما «رسوایی» می تواند در اقبال مخاطب با سه گانه «اخراجی ها» رقابت کند؟

نمی دانم. «رسوایی» زبان طنز ندارد. از سوی دیگر طنز «اخراجی ها» ویژگی خاصی داشت که توانست تمام افراد خانواده راجذب کند. برخی می گویند «رسوایی» چون طنز نیست ممکن است نتواند آنگونه که باید ارتباط برقرار کند ولی تعدادی از کارشناسان سینما که فیلم را دیدند نظر دیگری دارند و می گویند فیلم می تواند مخاطب را با خود همراه کند. به نظرم حتما نسبت به فیلم های دیگر که به عنوان معناگرا ساخته می شد و مخاطب هم حاضر نبود فیلم را ببیند، «رسوایی» مخاطب خواهد داشت.

* دوستان نزدیک و مشترک ما معتقد بودند اکبر عبدی نمی تواند این نقش را بازی کند / حضور عبدی شرط داشت

ریسک بزرگی است که اکبرعبدی در نقش یک روحانی  قرار بگیرد و دیالوگ‌های عرفانی فیلمنامه را بگوید چگونه این ریسک را پذیرفتید؟

من از گذشته ایشان را می شناختم  و به توانمندی هایش واقف بودم می دانستم که از عهده کار برمی آید. اما حضورش شرط داشت و شرط هم این بود که تسلیم فیلمنامه باشد و برای اجرا هم شرط گذاشتیم. دوستان نزدیک و مشترک ما معتقد بودند اکبر عبدی نمی تواند این نقش را بازی کند. می گفتند بازی عبدی در این نقش ریسک است و فیلم نابود می شود من مصاحبه ای از یکی از بازیگران خواندم که در آن آمده بود افتخار می کنم در اخراجی ها بازی نکردم ایشان یک شب تا صبح با من صحبت می کرد که عبدی را برای این نقش انتخاب نکن و من جایگزین ایشان باشم و جالب تر این که عبدی  این فرد را برای نقش مقابل به من معرفی کرده بود. من اگر می خواستم فیلم طنز بسازم بازهم اکبر عبدی و عطاران را برای ایفای نقش انتخاب می کردم اما برای فیلم جدی هم اکبرعبدی و عطاران انتخاب می کردم اما نه با بازی های مرسوم . یک روحانی معصوم، مظلوم و مهربان در بازی عبدی باید درمی آمد. وقتی
اکبر عبدی را انتخاب کردم در نظر گرفتن معادله نیاز مخاطب و نیاز به مخاطب است. اکبر عبدی به عقیده من محبوب ترین بازیگر سینما است. به این آمارها و جداول سینمایی و سایت ها نباید توجه کرد. در میان مردم عام عبدی محبوبترین بازیگر سینما است. وقتی ایشان نقش روحانی را بازی می کند مخاطب با این شخصیت همذات پنداری می کند نه با شخصیت منفی فیلم .

*یعنی اکبر عبدی بار داستان را به دوش می کشد؟

همذات پنداری مخاطب با اوست واگرنه به سمت همذات پنداری مخاطب به سمت شخصیت دختر می رفت که مد نظرمن نبود. اگر می خواستم به آن سمت بروم به جای اکبر عبدی یک بازیگر جوان استفاده می کردم که شبهه علاقه میان روحانی جوان و دختر در ذهن تماشاگر ایجاد شود. اکبر عبدی یک بار در فیلم «مادر» مرحوم حاتمی اثبات کرده است که می تواند نقش جدی
بازی کند در آن فیلم آقای اسکندری عبدی را به حاتمی پیشنهاد میدهد . همه معتقد بودند مردم در کار «مادر»  خواهند خندید، بعد از گریم و ضبط پلان اول فیلم «مادر»همه خندیدند اما با اتمام سکانس مربوطه اشک در چشم تعدادی از افراد جمع شده بود.

علمای صاحب نام فیلم را دیدند و جنس بازی نقش روحانی را باور کردند

از سوی دیگر فیلمی درباره یک مسئله اجتماعی می سازم و باید از آن جنس آدم ها در جامعه با همان سرو شکل بهره ببرم و باید به گونه ای این فرد را به تصویر بکشم که برای مخاطب قابل باور باشد. این افراد را باید شناخت من که فیلم «فقر و فحشا» را ساختم این جنس آدم ها و اغواگری هایشان را می شناسم برای این که واقعی باشد و این نسل جوان که کم و بیش گفته می شود دین گریز است به پای حرف های معنوی ما در فیلم بنشیند باید درست عمل کنیم . فیلم های معنا گرا که یک کوری می رود و شفا می گیرد نمی تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. ما امروز با قشری سر و کار داریم که نه سینما می روند و نه مسجد. بلکه پای ماهواره می نشینند. به تعبیر حاج یوسف «اگر شما در مسجد نیایید ما می آییم به سراغ شما» قصه سینما هم اینگونه است. مخاطب ما تنها بچه های مذهبی نیستند زیرا آنها مسایل دینی را رعایت می کنند. ما حرف دینی را باید در جایی ببریم که افراد به مسایل دینی کم توجه هستند. آن قشر افراد وقتی فیلم را می بینند نباید احساس کنند فیلم تصنعی و ساختگی است. برخی علمای صاحب نام فیلم را دیدند و جنس بازی نقش روحانی را باور کردند برای طرف مقابل هم باید همین حس ایجاد شود یعنی جوان امروز باید خودش را در این فیلم ببیند.

عبدی گفت اگر دیدی نقش درنیامد، بازیگر دیگری بیاور اعتراضی ندارم

چرا از صادقی برای این نقش استفاده نکردید؟

آقای صادقی بازیگر حرفه ای است شما در میان بازیگران کمتر می بینیند که بازیگر گریم بشود و همه چیز درست باشد امابگوید این نقش نقشی نیست که من بتوانم بازی کنم . آقای صادقی گفت این یک روحانی معمولی نیست یک زاهد عارف است که من این جنس آدم را نمی شناسم. من برای یک روحانی معمولی خوب هستم . ایشان روزها آمد تست گریم شد و پیگیری کرد یا آقای دهکردی هم تست گریم شد خوب هم بود اما خودشان چند نفر دیگر را برای نقش روحانی معرفی می کردند همه دست به دست هم دادند که فیلم ساخته شود. برایشان مهم نبود چه کسی بازی کند. آقای عبدی هم بسیار حرفه ای برخورد کرد. گفت من می آیم حتی فیلم را کلید بزن اگر روزهای اول دیدی درنیامد بازیگر را عوض کن من اعتراضی ندارم.

برخی از ارگان ها و نهاد که فیلمنامه را خواندند گفتند چرا باید روحانی را در مقابل یک دزد یا دخترقرار بدهیم

برخی معتقدند با کنار هم قرارگرفتن یک روحانی و یک زن بدنام احساس می‌شود  فیلم به سمت فیلمفارسی می رود.

برخی از ارگان ها و نهاد که فیلمنامه را خواندند گفتند چرا باید روحانی را در مقابل یک دزد یا دخترقرار بدهیم. من استدلالم این است که خداوند این میزانسن را چیده است و پیغمبرش حضرت یوسف را  کنار زلیخا قرارداده و قصه را تعریف کرده است .مقدمه ای چید که بگوید
یوسف «الا ما رحم ربی» است .

البته نگرانی همیشه وجود دارد مهم این است که در آن فضا قرار نگیرید و برای گیشه و جذابیت لازم نباشد هر بهایی را بپردازیم.من اگر می خواستم تنها به گیشه فکر کنم حتما برای روحانی یک بازیگر جوان انتخاب می کردم. در این فیلم مردم جلوتر هستند و مردم می دانند که حاج  یوسف خیانت و گناه نمی کند.

برخی معتقدند فیلم ها باید به مفاهیم دینی بی خطر بپردازد و علاقمند هستند یک نوع دین سکولار و فردی را به تصویر بکشند. اما روحانی که استاد اخلاق باشد، جبهه رفته باشد، وفادار به انقلاب و کشور است و هم در میان مردم زندگی می کند نشان دادنش برایشان برای برخی سخت است. من متهم می شوم به این که با «رسوایی» توقع مردم از روحانیت بالا می رود. «رسوایی» نشان می دهد روحانیت به جای گرفتن مچ جوانان دستشان را می گیرد. اینکه ما جوان ها را متهم به دین گریزی کنیم و بگوییم مسجد نمی آیند پس نسبت به آنها مسئولیتی نداریم شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت است. چرا خداوند پیغمبران را در بدترین شرایط  و در میان بدترین قوم‌ها برمی‌گزیند که 120 پیامبر را بنی اسرائیل گردن بزنند چرا بین افراد دین پذیر قرار نمی دهد. یکی از مشکلات ما این است که روحانیون و طلبه های ما ازشهرهای بزرگ بیرون نمی روند تعبیر آقای قرائتی است که روحانی برای تبلیغ نمی رود. علمای ما قبلا وقتی می دیدند فرد مسجد نمی آید به عیادتش می رفتنداز احوالاتش جویا می شدند.

شیشه های دودی و امور تشکیلاتی بین برخی روحانیون و مردم فاصله انداخته است. من به جدا کردن مسئولین از مردم در نماز جمعه انتقاد دارم. ترورها تمام شد الان دانشمند هسته ای ترور می کنند. دوره ترورهای دهه شصت به اتمام رسیده است. روحانی «رسوایی» وجوهات در خانه دارد اما سفره‌اش خالی است  مردم از روحانیت این توقع را دارند. به تعبیر رهبری زی طلبگی را باید حفظ کنند. مردم نمی توانند ببینند خودشان در صف اتوبوس و مترو هستند اما برخی روحانیون سوار ماشین با شیشه دودی است. همه روحانیون اینگونه زندگی نمی کنند در قم طلبه ها را ببیند هنوز هم در حجره ها زندگی می کنند. برخی از روحانیون که وارد دستگاه های دولتی می شوند نباید رفتارشان شبیه به مدیر کل ها باشد این قشر از «رسوایی» بدشان می آید.
دستشان به رسانه ها می رسد اولین افرادی که علیه فیلم صحبت می کنند این افراد هستند. در حالی که بسیاری از ائمه جمعه ما کشاورزی یا کارهای دیگر میکنند و یا با شهریه حداقلی زندگی می‌کنند.

فیلم سفارشی از آب درنمی‌آید

من معتقدم  تا موقعیتی که به تصویر می کشیم را نشناسیم فیلم از آب درنمی‌آید چه فیلم دفاع مقدسی یا دینی ...   درنمی آید. سینما ذاتش این است که فیلم سفارشی از آب درنمی آید ممکن است تصویر خوب باشد اما روح فیلم در خدمت باور قرار نمی گیرد حتی در فیلم های غربی هم همین است اگر ماتریکس باورپذیر است زیرا سازندگان به آن مفهوم اعتقاد دارند. کارگردان تا مولف نباشد اثرش هم به خوبی درنمی آید.

شما برای طرح مشکل جامعه ، روحانی عارف و زاهد را در مقابل یک زن بدنام قرار می دهید چرا یک زن باید در مقابل یک روحانی قرار بگیرد؟

این زن در آستانه بدنامی است اما بدنام نیست. حاج یوسف می گوید: «گناه دارد اما هنوز فاسق نشده» فقر و فاصله طبقاتی در جامعه ما دامن بسیاری از افراد را گرفته من این مسئله را در فقر وفحشا هم گفتم . بحث ما عدالت است و با  نشان دادن برخی از افراد که با فقرشرافتمندانه زندگی می کنند طیف های مختلف را به تصویر کشیدیم. آسیب اجتماعی گریبان نسل امروز را گرفته و ورود به آن با دیدگاه آسیب شناسی و ارایه راهکارکار سختی است . دو رویکرد در فیلم داشتم یکی مضمون اخلاقی و
دیگری آسیب اجتماعی  مد نظرم بود.


 
 
ترکیب احتمالی پرسپولیس و استقلال در دربی ۷۶
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳٩۱
 

دربی 76 ساعت 15 روز جمعه در ورزشگاه آزادی آغاز می‌شود. این دیدار را از نظر فنی مورد ارزیابی قرار داده‌ایم و اینکه دو تیم احتمالا با کدام ترکیب به میدان می‌آیند.

ترکیب احتمالی استقلال:

مهدی رحمتی، امیرحسین صادقی، حنیف عمران‌زاده، پژمان منتظری، حسن اشجاری،جواد نکونام، مجتبی جباری، ساموئل، خسرو حیدری، آرش برهانی و فرزاد حاتمی ( احتمال فرهاد مجیدی وجود دارد ) 

ترکیب احتمالی پرسپولیس:

نیلسون، سیدجلال حسینی، محسن بنگر، مهرداد پولادی، حسین ماهینی، رضا حقیقی، پروویچ، مهدی مهدوی‌کیا، محمد نوری، غلامرضا رضایی و کریم انصاری‌فرد

در صورتیکه امیر قلعه‌نویی و یحیی‌ گل‌محمدی تیم‌شان را با این ترکیب به میدان بفرستند در آن صورت شاهد چنین دوئل‌های دیدنی و فنی بین بازیکنان در میدان خواهیم بود. برخی از این جنگ‌های تن به تن به شرح زیر است؛

*سید جلال حسینی با فرزاد حاتمی

*آرش برهانی با محسن بنگر

*خسرو حیدری با مهرداد پولادی

*حسین ماهینی با حسن اشجاری

*رضا حقیقی با مجتبی جباری

*جواد نکونام با محمد نوری

*امیرحسین صادقی با غلامرضا رضایی

*حنیف عمران‌زاده با کریم انصاری‌فرد

اندیشه‌ تاکتیکی یحیی گل‌محمدی و امیر قلعه‌نویی پایه‌گذار موفقیت تیم‌شان است اما در واقع این بازیکنان هستند که خواسته‌های فنی و تاکتیکی را در زمین اجرا می‌کنند و هر تیمی که بازیکنانش از نظر روحی و روانی در شرایط مناسبی باشد و با تمرکز بیشتر بازی کند، پیروز می‌شود. به همین دلیل می‌گویند در دربی بازیکنان باتجربه‌ تاثیرگذارترین نفرات میدان هستند.
آنهایی که به اصطلاح «دربی‌باز» هستند.

در روی نیمکت استقلال هم بازیکنی مثل فرهاد مجیدی حضور دارد که حضورش در میدان می‌تواند هیجان بیشتری به سکوهای آبی بدهد اما در پرسپولیس غیبت علی کریمی خلأ بزرگی است.
سرخپوشان حتی روی نیمکت هم بازیکنی هم‌وزن مجیدی ندارند که بتواند با حضورش در نیمه دوم تاثیرگذاری فراوانی از نظر روحی و روانی بر تیم و تماشاگران داشته باشد.


 
 
پیش بینی های معجزه آسای امام خامنه ای در سال 1385 برای اوضاع امروز کشور
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ بهمن ،۱۳٩۱
 

متن زیر بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدارمسؤولان و کارگزاران نظام در تاریخ۲۹ خرداد ۱۳۸۵ است که مرور آن در شرایط کنونی خالی از لطف نیست:

"ما احتیاج داریم که از سرمایه‌گذارى حمایت بشود؛ کارآفرینى بشود؛ تولید داخلى ترویج بشود؛ با قاچاق و فساد مجدّانه مبارزه بشود؛ اشتغال به عنوان یک مبناى اصلى و یک هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافیت و انسجام سیاستها و مقررات اقتصادى انجام بشود ـ مقررات اقتصادى‌اى که امروز یک چیزى بگوییم، فردا عوضش بکنیم، فایده‌اى ندارد ـ مقررات اقتصادى و قوانین ما باید هم ثبات داشته باشند که مردم بتوانند روى آن برنامه‌ریزى کنند، هم باید منسجم باشد و باهم بخواند و شفاف باشد. بازاریابى جهانى، یکى از مهمترین وظایف براى رونق اقتصادى کشور است ـ که جزوِ کارهایى است که ما نکرده‌ایم و جزوِ کم‌کاریهاى ماست ـ و اطلاع‌رسانى کامل از فعالیتها و برنامه‌ها؛ ما بایستى اینها را در نظر داشته باشیم. البته برنامه‌هاى راهبردى اساسى کشور نباید از نظر دور بماند؛ مسئله‌ى ذخایر ارزى مطمئن که کشور بتواند با شوکهاى اقتصادى و ارزى مقابله کند؛ تأمین منابع تولید و سرمایه‌گذارى؛ برنامه‌هاى راهبردى تولید و انتقال آب و انرژى در کشور، جزوِ مسایلى است که ما در چند سال آینده بشدت نیازمان به آنها محسوس خواهد شد؛ اینها بایستى با جدیت دنبال بشود؛ اینها جزوِ همان مقوله‌ى رونق اقتصادى کشور است."


 
 
ماجرای نامه شدیداللحن امام خمینی به میرحسین موسوی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۱
 

جلال الدین فارسی از فعالان سیاسی دهه اول انقلاب در گفتگو با افکارنیوز در مورد ماجرای نامه امام خمینی(ره) به میرحسین موسوی می گوید:
وقتی امام قطعنامه را پذیرفت موسوی خودش را مخفی کرد و استعفا داد و اصلا خبری از او نبود چون می‌خواست چهره‌ای قهرمان از خودش بسازد و بگوید که موافق پذیرش قطعنامه نبودم. یک روز امام جلسه‌ای تشکیل می‌دهد تا نخست وزیر جدید را انتخاب کنند. در این جلسه برخی آقایان بودند از جمله آقای موسوی اردبیلی و آقای هاشمی. آقای خامنه‌ای اواسط جلسه می‌رسد، وقتی که می‌رسد امام می‌گویدکه آقای خامنه‌ای برای تعیین نخست وزیر جدید آماده باشید. آقای خامنه‌ای می‌گوید که نباید با استعفای موسوی موافقت شود چرا که او همین را می‌خواهد و در پی قهرمان سازی است(نقل به مضمون)، باید فرمانی صادر کنید و با عتاب بخواهید که به سر کارش برگردد.
امام انگشت اشاره خود را به سمت آقای خامنه‌ای می‌گیرد و می‌گوید: این درست است. بعد امام نامه شدید اللحنی می‌نویسد خطاب به موسوی که در تاریخ ماندگار شد. این خاطره را گفتم تا بدانید که موسوی آدم بحران نبود و تحت تاثیر اطرافیانش بود در حالی که آقای خامنه‌ای عاقلانه کارها را تدبیر و مدیریت می‌کرد.