پرواز اندیشه

چرا اکبر هاشمی از نمایشگاه مستندات فتنه گریهای مهدی هاشمی بازدید نکرد ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩٠
 

به گزارش جهان، وکیل خانواده هاشمی‌رفسنجانی با عنوان اینکه مهدی هاشمی دفتری را محور فعالیت در انتخابات ریاست جمهوری دهم قرار داده بود، افزود: او در بعد از ظهر روز جمعه که نتایج قطعی آرا هنوز از سوی وزارت کشور اعلام نشده بود، آن اسناد و اطلاعات را در دفتر کار خود منهدم کرد.

ستاد قیطریه

به گفته وی مهدی گفته است اطلاعاتش را "به هیچ کس جز شخص آقای هاشمی" نداده است. علیزاده‌طباطبایی در ادامه به ستاد قیطریه هم اشاره و تلویحا از نقش مهدی هاشمی در آن سخن می گوید:‌ شب شنبه که هنوز نتیجه انتخابات از سوی وزارت کشور اعلام نشده بود، درست در زمانی که مهدی هاشمی تمام اسناد و مدارک خود را در دفتر کارش منهدم کرده بود، چند نفر از ستاد پلیس امنیت به ستاد انتخاباتی قیطریه آمدند و درگیری هایی را با افراد ستاد ایجاد کردند که با حضور مقامات عالی انتظامی این درگیری ها فیصله پیدا کرد.

بنابر اطلاعاتی که پس از آشوب ها افشا شد ستاد قیطریه ستاد اصلی برنامه ریزی، هدایت و پشتیبانی آشوب ها از نظر سیاسی، مالی و میدانی بود که ارتباطات آشکاری با لندن داشت.

البته اطلاعاتی که وکیل خانواده هاشمی‌رفسنجانی درباره منهدم کردن اسناد عنوان کرده، تایید می کند که منظور او دفتر مهمی است که نقش اصلی آن را هم مهدی هاشمی بر عهده داشت و پر از اسناد محرمانه بوده که البته اکثر آن ها پیش از کشف منهدم شدند.

کشف اسناد

در همین راستا، دادسرای تهران ۷ خرداد ۸۹ با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد در بازرسی از دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد، اسناد و مدارک زیادی درباره برخی قراردادهای نفت و گاز، اسناد مالی غیر مرتبط با دانشگاه آزاد، اسناد محرمانه دولتی و نیز گزارشهای مرتبط با یکی از متهمان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری را کشف و ضبط کرده است.

دادسرای تهران، علت این اقدام را "دریافت گزارشهایی مبنی بر نگهداری این اسناد در ساختمان محل استقرار دفتر هیات امنا و نیز تلاش عده ای برای خارج کردن این اسناد و مدارک از مرکز یاد شده " عنوان کرد.

جزئیات ماجرا

آنچنان که کاوه اشتهاردی، مدیر مسئول سابق روزنامه ایران،‌ در دادگاه شکایت مهدی هاشمی افشا کرد: ساختمان دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد مرکز فعالیت های اقتصادی ، سیاسی و امنیتی مهدی هاشمی بوده و کاملاً به مانند یک ستاد بحران، تجهیز و آماده سازی شده بود. براتعلی سرلک رئیس دفتر مهدی هاشمی در دانشگاه آزاد، در جریان این بازرسی بازداشت شده و اعترافات قابل توجهی داشته است. روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، یک روز پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری مهدی هاشمی به سرلک دستور می دهد که به همراه چند نفر دیگر ساختمان مذکور را پاکسازی کنند تا اثری از اقدامات خاص مهدی هاشمی باقی نماند. سرلک به همراه آقایان امانی و ابوالفتحی اسناد مکتوب و تعداد زیادی سی دی را در چند کیسه از محل ساختمان خارج می کنند و ابتدا به ویلایی در منطقه دارآباد تهران منتقل و شبانه و تحت حفاظت گارد شخصی که با پول مهدی اجیر شده بودند و در یک عملیات مخفیانه در جاده لواسان امحا کرده اما خوشبختانه بخش قابل توجهی از این اسناد بازیابی شده است.

به گفته مدیر مسئول سابق روزنامه ایران "در این ساختمان اسناد ویژه و حتی اسنادی با طبقه بندی محرمانه - خیلی محرمانه- سری و بکلی سری از نهاد هایی چون وزارت اطلاعات، ستاد کل نیروهای مسلح، ریاست جمهوری، بانک مرکزی، قوه قضائیه، شورای عالی امنیت ملی، وزارت نفت و ... نگهداری می شده و جای شگفتی دارد که تعداد زیادی از بولتن ها، گزارش ها و نامه های رسمی، سری و بکلی سری برخی دستگاه های امنیتی درباره اقدامات مجرمانه و مفاسد سیاسی و اقتصادی مهدی هاشمی نیز در دفتر او موجود بوده و در فایل های جداگانه بایگانی شده بود. کاست های ضبط شده از جلسات هیات امنای دانشگاه آزاد و برخی جلسات محرمانه مجمع تشخیص مصلحت نیز به این ساختمان منتقل شده و اقداماتی به واسطه آن صورت گرفته بود."

سال گذشته از بخشی از همین اسناد یک نمایشگاه محرمانه برپا شده بود که به گفته اشتهاردی "برخی نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی پس از بازدید از این نمایشگاه از عملکرد مهدی هاشمی ابراز تأسف کرده و خواستار بازدید شخص حجت الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی از این نمایشگاه شده اند."

هاشمی در جریان اسناد بود

البته آقای هاشمی هرگز از این نمایشگاه بازدید بازدید نکرد چرا که به گفته علیزاده طباطبایی "هاشمی رفسنجانی می دانست مهدی در دفتر کارش چه کاری انجام می دهد." وکیل خانواده هاشمی در ادامه مصاحبه اخیرش عنوان کرده است: "ما هم نمی دانیم مهدی در دفتر خود چه کاری انجام می داده و چه اطلاعاتی را جمع آوری می کرده است."

به نظر می رسد اسناد مربوط به کمیته موسوم به "صیانت از آرا" که مهدی هاشمی به عنوان نماینده پدرش در آن حضور داشت نیز، در دفتر هیئت امنا وجود داشته است. البته رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها فعالیت مهدی هاشمی در انتخابات خرداد ۸۸ حضور در این کمیته توصیف و هرگونه نقش آفرینی او در آشوب ها را انکار کرده است.

آقای هاشمی رفسنجانی آذرماه سال ۸۸ در این باره گفت: ‌من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، "جز در مسئله کمیته صیانت از آرا ". مهدی نه پولی دارد و نه به کسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شرکت کنند، در حالی که از این کارها بیزار است!

مهدی هاشمی پس از آغار دادگاه های متهمان فتنه ۸۸ و اعترافاتی که علیه او مطرح شد اوایل شهریور ماه سال ۸۸ به بهانه ماموریت از ایران خارج شد. دفتر هیئت‌امنای دانشگاه آزاد در واکنش به انتقادات مطرح شده،‌ به دفاع از مهدی هاشمی (رئیس این دفتر) پرداخت و با صدور اطلاعیه‌ای سفر وی را یک "مأموریت سازمانی" عنوان و تاکید کرد: وی قطعاً بعد از اتمام "مأموریت سازمانی " خویش جهت پاسخگویی به مطالب کذب مطرح شده در دادگاه به کشور بازخواهد گشت.

با وجود اعتراضات دنباله دار و افزایش درخواست ها برای بازگشت پسر آقای هاشمی و بازداشت وی،‌ تاکنون خبری از مهدی هاشمی نشده و حتی به گفته وکیل وی "دستگاه قضایی نیز تاکنون هیچ احضاریه ای به مهدی ابلاغ نکرده است."


 
 
جزئیاتی از نحوه دستگیری سیف الاسلام قذافی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩٠
 

یک منبع امنیتی انگلیسی گفت: سیف الاسلام مرتکب اشتباه شد و ما منتظر همین اشتباه وی بودیم، زیرا می دانستیم که اشخاصی از قبیل سیف الاسلام نمی توانند ارتباطی با نزدیکانشان نداشته باشند.

منبع مذکور بیان کرد: سیف الاسلام را ما کشف کردیم، اما باید انقلابیون وی را دستگیری می کردند، زیرا وی بازوی راست و عضو اساسی در رژیم معمر قذافی بود.

از سوی دیگر برخی منابع غربی با اشاره به احتمال تکرار سناریوی پدر و برادر برای سیف الاسلام افزودند: اگر وی بتواند از قصاص فوری و خشن جان سالم به در ببرد، بدون شک خزانه اسراری است که مشکلات زیادی برای غرب به دنبال دارد.

منابع فوق بیان کردند: مشخص نیست که آیا به سیف الاسلام فرصت می دهند از معاملات پشت پرده رژیم قذافی با کشورهای غربی درباره قراردادهای نفتی و حادثه لاکربی سخن بگوید.

این منابع افزودند: سیف الاسلام در سال 2002 و 2003 از سوی پدرش مامور شده بود که با غربی ها درباره توقف برنامه تسلیحاتی لیبی در مقابل پایان انزوای لیبی مذاکره کند و روابط قوی با تونی بلر نخست وزیر پیشین انگلیس و بسیاری دیگر از شخصیهای غربی داشته است.

اما احمد عمار از اعضای گروه انقلابیونی که سیف الاسلام را دستگیر کرده اند درباره چگونگی واقعه می گوید: ما فکر می کردیم که وی در منطقه براک پنهان شده باشد.

وی افزود: از زمانی که در نوزده اکتبر گذشته کاروان سیف الاسلام به وسیله ناتو  در منطقه وادی زمزم مورد هدف قرار گرفت گمان می رفت که وی به نیجر یا الجزایر برود.

عمار بیان کرد: از هفته ها قبل اطلاعاتی سری به ما رسید که گروهی از طرفداران قذافی به سوی منطقه اوباری در حرکت هستند ما منتظر آنها بودیم و با قرار گرفتن در مسیر آنها اقدام به تیراندازی هوایی کردیم.

عادل علی احمد از دیگر انقلابیون الزنتانی در این باره  گفت: من سعی کردم هویت راننده اصلی را کشف کنم بنابراین از وی سئوال کردم توکیستی؟ جواب داد عبدالسلام.من احمد عمار را به گوشه ای کشیدم و گفتم فکر می کنم سیف باشد.

به همراه احمد عمار به طرف خودرو رفتیم و گفتیم: تو را شناختیم بازی تمام شد.


 
 
خاتمی و شروط مهمش برای شرکت در انتخابات ! (طنز)
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳٩٠
 

آقای خاتمی با ارسال نامه ای به رسانه ها که نسخه ای از آن در اختیار «خبرگزاری چیزنا» قرار گرفت، شروط خود برای شرکت در انتخابات آتی مجلس را به صورت رسمی اعلام کرد. وی در این نامه، تقریبا برای همه، یک شرطی، پیش شرطی، چیزی داشته. خودتان بخوانید و لذت ببرید.

یک/ نظام باید شرایطی را فراهم کند که فتنه گران به صورت عادلانه و آزاد، بتوانند ضمن دریافت پول از ملک عبدالله، مذاکراتی هم با جرج سوروس صهیونیست، البته در چهارچوب قانون اساسی(!) داشته باشند.

دو/ نظام باید قول بدهد که به هیچ وجه فتنه گران، از 4 نفر، پنجم نشوند! بدیهی است اگر آرای باطله در انتخابات شرکت کند، ما نیستیم!

سه/ این البته به نظام ربطی ندارد، بلکه به آقای هاشمی ربط دارد. ایشان باید به ما قول بدهد که تا مقطع انتخابات حرفی نزنند، چرا که مردم، چندان روی خوشی به مواضع ایشان نشان نمی دهند!

چهار/ «کیهان» باید قول بدهد که اگر اوباما خواست از بیت المال ملت بی نوای آمریکا، به ما کمک کند، اسناد این کمک را قبلا پیش بینی نکند؛ لااقل بعدش بکند!

پنج/ شورای نگهبان باید صلاحیت فتنه گران، آشوب طلبان عاشورا، منافقین و بی تربیت ها را همین طور قضاقورتکی تایید کند و اصل را بر اصلاح طلب بودن فتنه گران بگذارد!

شش/ مردم باید قول بدهند که فقط به فتنه گران رای بدهند. اگر وظیفه ما شرکت در انتخابات است، وظیفه مردم هم رای دادن به ماست!

هفت/ در محلات مرکزی شهرها به پایین، در روستاها، در مناطق صعب العبور، در شهرهای کوچک و کلا در مراکز استان ها و نقاط حاشیه ای، از حضور مردم پابرهنه در انتخابات باید جلوگیری شود!! شرط ما برای شرکت در انتخابات این است که فقط صندوق آرا در مناطق اعیان نشین شمال شهر، -اون هم، نه همه جای شمال شهر!- برده شود.

هشت/ وزارت کشور باید تمهیداتی بیاندیشد که مرفهین بی درد، رای شان 3بار خوانده شود. اهل فسق و فجور 5بار. شیرین عبادی 12بار. خاندان اشراف، خیلی!!

نه/ نظام باید این حق را برای فتنه گران، محفوظ بگذارد که فردای انتخابات، بتوانند از منافقین دعوت به آشوب و هرج و مرج کنند.

ده/ منافقین جزء هم باید این حق را برای فتنه گران پشت پرده محفوظ بگذارند که ما بتوانیم بعد از سیلی خوردن از ملت، دبه در بیاوریم که از همان اول هم با کارهای افراطی شما مخالف بودیم! خودمم می دونم که این دیگه خیلی نامردیه، اما سیاست، این جور چیزها سرش نمی شه!

یازده/ اصلاح طلبان هم باید فقط حول محور من جمع شوند. هرگونه تمرکز روی دیگران، منجر به عدم شرکت بنده در انتخابات خواهد شد.

دوازده/ عکاسان رسانه های خبری، باید هنگامی که مثلا من دارم اعلام حضور می کنم، جوری از من عکس بگیرند که گریه در چشمانم، بک گراند خنده جاری بر لبم باشد!!!

سیزده/ آن دسته از مردمی که در روز 9 دی علیه ما شعار دادند، رای شان باید برعکس خوانده شود تا دیگر مراقب حرف زدن خودشان باشند!!

چهارده/سران اسرائیل باید ضمن حمایت یواشکی از ما، نیم نگاهی هم به اوضاع منطقه داشته باشند و از لیبرال های هر قبرستانی، به شکل یواشکی حمایت کنند!

پانزده/ علی عبدالله صالح عجالتا این بار نباید از ما حمایت کند!! این گور به گوری مایه آبروریزی است، همین طوری!!

آرملیا-خبرنگارچیزنا


 
 
شیخ علی ثمری روحانی خانوادگی احمدی نژاد که مغضوب رئیس جمهور شد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳٩٠
 

هفته‌نامه آسمان در گزارشی با عنوان «داستان داوود و محمود» به بخشی از مسائل خانوادگی و شغلی رئیس جمهور اشاره کرد و نوشت:
شیخ علی ثمری، پیش نماز مسجد انصار الحسین در شهرک محلاتی و محله داوود احمدی نژاد در نارمک، روحانی خانوادگی احمدی‌نژاد بود. پدر رئیس جمهور یک هفته پیش از فوتش، قسمتی از اموالش را با مشورت وی انفاق کرد و او در مراسم تدفین پدر احمدی‌نژاد، تلقین را به جا آورد.
ثمری خطبه عقد پسر احمدی‌نژاد و دختر مشایی را خواند و نهایتا هم به دعوت و اصرار احمدی‌نژاد به نهاد ریاست جمهوری رفت و پیش‌نماز این نهاد شد.
اما پس از مدتی با مشاهده برخی رفتارهای اطرافیان رئیس جمهور به انتقاد از این رفتارها در نهاد ریاست جمهوری و در حضور رئیس جمهور پرداخت. تذکراتی که ظاهرا باعث شد رئیس جمهور در مواردی به خاطر آنها نماز جماعت نهاد را تعطیل کند!
پس از برکناری شیخ علی ثمری از پیش نمازی نهاد ریاست جمهوری، عباس امیری فر به این سمت منصوب شد که مدتی بعد به جرم ارتباط با جریان انحرافی بازداشت شد.


 
 
پرده جدیدی از جنایات قذافی ( معشوقه اجباری)
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳٩٠
 

یک دختر 22 ساله لیبیایی از اقدامات غیراخلاقی معمر قذافی و فجایع حکومت وی پرده برداشت.

به گزارش ایسنا، به نقل از سایت شبکه العربیه، صفیه، دختر 22 ساله لیبیایی در یک گفت‌وگوی مطبوعاتی، در حالی که به شدت می‌گریست جزئیات اسارت 5 ساله خود توسط معمر قذافی، دیکتاتور سابق لیبی و اقدامات غیر اخلاقی وی را فاش کرد.

وی با اشاره به خاطرات دردناک خود گفت: 15 ساله بودم که همراه خانواده‌ام به شهر سرت نقل مکان کردیم؛ من برای تقدیم دسته گل به مناسبت ورود قذافی به موسسه آموزشی که در آن درس می‌خواندم، برگزیده شدم، زمانی که دسته گل را به قذافی دادم او به من لبخند زد و موهایم را نوازش کرد و به محافظانش گفت:‌ این را برای خود می خواهم. پس از چند روز سه تن از زنان محافظ قذافی به مادرم اطلاع دادند که قذافی تمایل دارد با من دیدار کند و برایم هدیه‌ای خریده است لذا همراه این سه زن که سلما، مبروکه و فائزه نام داشتند به صحرای لیبی که خیمه قذافی در آن برپا بود رفتم. دیکتاتور وقتی مرا دید به من گفت که تا پایان عمر معشوقه او خواهم بود.

این دختر لیبیایی ادامه داد: قذافی زندگی مرا نابود کرد او 5 سال مرا اسیر هوس‌رانی‌های خود ساخت. زمانی که در سردخانه مصراته جسدش را دیدم، آرزو داشتم که فریاد بزنم و از او سوال کنم که چرا با من چنین کرد و چرا مرا از خانواده‌ام دزدید؟

صفیه در سال 2009 با کمک یکی از دوستانش در حالی که خود را به شکل یک پیرزن درآورده بود، از کاخ قذافی گریخته و به طور محرمانه به فرانسه می‌رود و پس از انقلاب به کشورش بازگشته است.


 
 
پاسخ دندان شکن لاریجانی به خبرنگار بی بی سی فارسی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳٩٠
 

دبیرستاد حقوق بشر قوه قضائیه در پاسخ به خبرنگار بی‌بی‌سی می‌گوید: شما لیاقت جواب ندارید.

 
به گزارش فارس، جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در حاشیه سفر به آمریکا و سخنرانی‌اش در یکی از دانشگاه‌های این کشور در پاسخ به سؤالات خبرنگار بی‌بی‌سی درباره سرنوشت سران فتنه در ابتدا گمان می‌کند خبرنگار شبکه صدای آمریکاست به وی پاسخ می‌دهد که شما لیاقت جواب ندارید.
 
خبرنگار بی‌بی‌سی با اعتماد به نفس خاصی می‌گوید، من از طرف بی‌بی‌سی هستم که در اینجا لاریجانی به وی پاسخ می‌دهد که سگ زرد برادر شغال است، شما نباید وطن خودتان را بفروشید. 
 
 

 
 
سیف الاسلام قذافی به دام افتاد ! + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ،۱۳٩٠
 

وزیر دادگستری لیبی اعلام کرد که سیف الاسلام قذافی در جنوب لیبی دستگیر شد. فرزند قذافی که تا چندی پیش به عنوان جانشین قذافی و رهبر آینده لیبی مطرح بود پس از سقوط لیبی و پیروزی انقلاب تا مدت ها مخفی بود.

به نظر می رسد داستان دیکتاتور سبز و پایان عمر فجیع دیکتاتور با دستگیری پسر مدعی و پر سر و صدایش بیشتر نوسترالوژی شده است !


 
 
شیشه عمر فوتبال بحرین در دستان شیر بچه های ایرانی !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ،۱۳٩٠
 

تیم کشورمان با نتیجه چهار بر یک، میزبانش اندونزی را شکست داد و با یازده امتیاز، گام به دور بعدی گذاشت. از همین گروه، جدال قطر و بحرین نیز با تساوی بدون گل به پایان رسید. 

 در این گروه قطر که در بازی آخر خود باید در ورزشگاه آزادی به مصاف ایران برود، با 9 امتیاز در رده دوم و بحرین که میزبان اندونزی خواهد بود، شش امتیازی است. در واقع بحرینی‌ها برای صعود، نیازمند درخشش ملی پوشان ایران هستند.

بنا بر این گزارش، ورزشگاه ملی بحرین که معمولا برای تیم ملی ایران خوش‌یمن نبوده و خاطره تلخ بازی بحث برانگیز تیم ملی ایران در مقدماتی جام جهانی 2002 هنوز از ذهن فوتبال‌دوستان ایرانی پاک نشده، تیم ملی ایران این بار برای پایان دادن به طلسم ناکامی در منامه به مصاف تیم ملی بحرین رفت.

تیم ملی بحرین معمولا در بازی‌های خانگی برای برنده شدن به هر ترفندی دست می‌یازد، ولی تیم ملی ایران هم با سرمربیگری کارلوس کی روش، تیم دست و پا بسته سال‌های پیش نبود و حتی در منامه شانس برنده شدن داشت. در چنین فضایی، مطابق انتظار، حرف و حدیث‌ها درباره حساس‌ترین بازی گروه E اوج گرفته و بازی ایران و بحرینی که زخم خورده از بازی رفت، یک بار دیگر در فضایی ملتهب برگزار شد.

پس از آن‌که خبرنگاران، عکاسان و مشوقین تیم ملی ایران با وجود در اختیار داشتن تأییدیه ویزای فرودگاهی، از خاک بحرین دیپورت شدند، فدراسیون فوتبال ایران با فرستادن نامه‌ای اعتراض‌آمیز به این رفتار غیرمتعارف بحرین، به فیفا و کنفدراسیون آسیا شکایت کرد.

در حالی که فدراسیون فوتبال ایران برای بازی رفت برابر بحرین، همه امکانات را برای اعضای تیم فوتبال این کشور آماده کرد و این میزبانی با قدردانی کتبی سران فدراسیون بحرین همراه شده بود، متأسفانه، در بازی برگشت در منامه، شاهد حرکت زشت هواداران و مسئولان بحرینی بودیم؛ از دیپورت خبرنگاران ایرانی گرفته تا به دست گرفتن پرچم عربستان و پرتاب کفش و بطری‌های آب و آتش زدن پرچم مقدس کشورمان...!

حال با توجه به رخدادها و نتایج به دست آمده، خداوند بزرگ، شیشه عمر تیم بحرین را به دست شیران ایرانی داد. تیم ملی ایران در هر صورت راهیابی خود را قطعی کرده است و با توجه به سید بندی انجام شده، تیم اول یا دوم گروه نقشی در قرعه‌کشی بعدی ندارند؛ افزون بر این که تیم ملی ایران با یک تساوی هم به عنوان صدرنشین صعود می‌کند و در صورت تساوی هر دو تیم ایران و قطر صعود می‌کنند و در آن صورت، تیم بحرین در صورت برتری پرگل مقابل اندونزی هم هیچ شانسی برای صعود نخواهد داشت.

البته دلاورمردان ایران با این که هیچ خاطره خوشی از بحرینی‌ها ندارند، مسلما با روح جوانمردی ایرانی به یک بازی جوانمردانه می‌اندیشند تا فرق ایرانی غیور با برخی کشورهای عربی بیشتر نمایان شود.

 


 
 
نقش درخشان امام خامنه ای (حفظه الله ) در عملیات آزادسازی سوسنگرد + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ،۱۳٩٠
 

 عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد نکته شکوهمند و غرور آفرین و در عین حال مظلومانه دفاع مقدس و مقاومت مردمی و ایستادگی بی‌نظیر رزمندگان اسلام در ماههای آغازین جنگ تحمیلی است. مطالعه وبررسی روند عملیات آزادسازی سوسنگرد در 26 آبان ماه 1359 بیانگر نقش مهم و محوری رهبر معظم انقلاب بود. به گونه‌ای که حضور معظم له در آن ایام در منطقه از الطاف خاصه الهی به ملت ایران محسوب می‌شد.

عراق 12 لشکرش را اختصاص داد برای حمله به ایران، و مدتی قبل آنها را پشت مرزها آماده و مستقر کرد و چند روز قبل از 31 شهریور درگیری‌هایی را با پاسگاه‌های مرزی برای بازکردن راه انجام داد. در 31 شهریور سال 1359 نیروهای زمینی عراق که عمده قوایش، یعنی 8 لشکرش در جنوب مستقر شده بود در 3 محور، در شمال به سمت دزفول، در مرکز به سوی سوسنگرد و اهواز و در جنوب به سمت آبادان و خرمشهر نفوذ کردند. مردم قهرمان منطقه هم با سلاح‌هایی که درخانه داشتند با کمک سپاه به دفاع برخاستند و جانانه جنگیدند.

یک مقطع مهم تاریخ دفاع مقدس، 7 روز اول جنگ است که مردان و زنان و کودکان در شهرهای مرزی در کنار پاسگاه‌های ژاندارمری و عناصر ارتشی که در مرز مشغول بودند در برابر صدام مقاومت کردند. مردان و جوانان با هر وسیله‌ای که در دست داشتند به سوی دشمن رفتند و زنان و کودکان در شهر‌ها ماندند و وسیله دفاع را فراهم کردند و با امید ایستادند.

اما برای همین محور که مورد بحث ما است در مقابل پاسگاه‌های ایران، سه لشکر زرهی عراق آماده شده بود که از محور بستان، سوسنگرد و حمیدیه به اهواز حمله کند. حبیب شریفی فرماندهی سپاه سوسنگرد که در بستان بود پل رودخانه کرخه را منفجر کرد و عراقی‌ها را پشت رودخانه معطل گذاشت.

اما عراق ضمن این‌که از محور شمالی بستان حمله کرده بود از محور کوشک و طلائیه هم 2 لشکر زرهی 4 و 5 را هم فرستاده بود داخل و آنها حرکت کردند و آمدند به سمت جلو،عراقی‌ها نتوانستند آن طور که بعضی افراد نا آگاه و بی‌اطلاع می‌گویند به سرعت به پشت مرزهای خرمشهر و اهواز و دزفول برسند. بلکه برای این‌که همان لشکرهای زرهی عراق به پشت دروازه‌های اهواز برسند چه لشکر9 از شمال و چه لشکر 4 و 5 از منطقه کوشک و طلائیه در چندین نوبت در برابر مقاومت مردمی و نیروهای سپاه و جنگ‌های نامنظم متوقف شدند و همین طور در روز هفتم که پشت دروازه‌های اهواز رسیدند شهید غیوراصلی آنچنان شجاعانه و مردانه و خیبر شکنانه به لشکر 9 زرهی عراق و تیپ آن حمله کرد که آنها را 60 کیلومتر عقب راند و شهر حمیدیه و سوسنگرد و بستان را آزاد کرد.

روز 17 آبان، یعنی 48 روز پس از شروع جنگ، صدام و ارتش بعث عراق وضع خودشان را در جبهه‌ها بررسی کردند. و شکست و توقف خودشان را پذیرفتند و استراتژی خود را عوض کردند و دیدند که در سایر محورها امکان پیشروی ندارند. بنابراین،آمدند متمرکز شدند روی محور سوسنگرد- اهواز و ضمن اینکه لشکرهای منطقه را در پدافند گرفتند 3 تیپ زرهی و مکانیزه را برای گرفتن این مسیر در پشتیبانی وعبور از خط آنان مأمور کردند. نیروهای ما هم بیکار نماندند و روز 17 آبان،دفاع اهواز را تقویت کردند و نیروهای سپاهی و مردمی و داوطلب در سه جبهه در جنوب بستان و در دوب هردان و در غرب سوسنگرد در برابر پیشروی‌های دشمن مقاومت کردند. از روز 20 آبان عراقی‌ها فشار را اضافه کردند علاوه بر لشکرهای زرهی، مکانیزه، نیروهای پیاده و توپخانه‌ها را به کار گرفتند، سوسنگرد را بستند به آتش توپخانه، بعد بالگردهایشان وارد شدند و با موشک می‌زدند. همچنین، هواپیماهای عراق آمدند و سوسنگرد را بمباران کردند.

23 آبان،آقا در تهران در شورای عالی دفاع که بنی صدر رئیس آن بود نگرانی خود را از جان حدود 500 جوان که در سوسنگرد در برابر عراق دفاع می‌کردند ابراز فرمودند و این جلسه را وادار کردند به یک مصوبه که بنی‌صدر را موظف کرد برای آزادسازی سوسنگرد اقدام کند. اولین خیانت بنی صدر درهمین جلسه ظاهر شد، با زرنگی و ترفند، فرافکنی کرد و گفت: من دارم مسئله سوسنگرد را حل می‌کنم.جلسه شورای عالی دفاع تعطیل شد، آقا از جلسه بیرون آمدند و راهی جبهه شدند. روز یکشنبه رسیدند به جبهه و با استاندار، شهید چمران، فرماندهان ارتش و سپاه جلسه تشکیل دادند و طرح عملیاتی آزاد‌سازی سوسنگرد را تهیه کردند. عراق هم داشت می‌کوبید و خود را به سوسنگرد نزدیک می‌کرد و حلقه محاصره این شهر را تنگ می‌کرد. رزمندگان ما هم مردانه مقاومت می‌کردند ‌طوری که روحیه این همه تیپ و لشکر زرهی و مکانیزه عراق را تضعیف و حرکت آنها را کند کرده بودند.

روز 25 آبان آقا با بنی صدر که در دزفول بود تماس گرفتند و گفتند: آقای بنی صدر طرح آزادسازی سوسنگرد این است: باید تیپ 2 لشکر زرهی اهواز بیاید در این عملیات شرکت بکند. شما دستور بده که این لشکر بیاید، بنی صدر با سنگینی گفت که شما بروید در لشکر، نیروها را تشویق کنید، نوازش کنید، من هم دستور می‌دهم. آقا رفتند به محل لشکر و با فرماندهان لشکر صحبت کردند آنها را آماده کردند. امیر شهید فلاحی هم آنجا برکارهای ارتش سرپرستی و نظارت می‌کردند و همچنین در آن زمان رئیس ستاد ارتش هم بودند و خاطر جمع که عملیات صبح فردا انجام می‌شود.

تا ساعت 11، 12 شب با فرماندهان راجع به جزئیات صحبت کردند. رفتند استراحت بکنند شهید چمران آمد پشت در و در زد، آقا بلند شوید، چه شده؟ فرمانده لشکر 92 زرهی می‌گوید به من ابلاغ شده، فردا تیپ2 در عملیات شرکت نکند مگر بنا به دستور، یعنی این که، تیپ2 فقط با دستور بنی‌صدر حرکت می‌کند و عملیات که بایستی در ساعت س اول بامداد بود انجام نشود.

آقا خیلی ناراحت شدند و تلفنی دغدغه شان را توسط آقای اشراقی به حضرت امام اطلاع دادند، آقای اشراقی به آقا دستور امام را ابلاغ فرمودند که، « فردا سوسنگرد باید آزاد شود». آقا با تکیه براین نظر ولایی امام و با نگاه عقلانی خودشان که نمی‌شود صبر کرد تا فردا بنی صدر دستور بدهد که جلو بیاید، ممکن است تا 11 صبح طول بکشد و جوانان ما در سوسنگرد قتل عام بشوند. همان شب دست به نامه بردند و دو نامه نوشتند که در اختیار ستاد کل هست، یکی خطاب به فرمانده لشکر 92 و دیگری به شهید فلاحی، به لشکر 92 فرمودند: شما آماده باشید محکم که فردا رأس ساعت س در عملیات شرکت کنید اگر شرکت نکنید جوانان ما در سوسنگرد شهید خواهند شد و مسئولیت شکست اهواز و دسترسی دشمن به اهواز برعهده آن کسی خواهد بود که این کار شکنی‌ها را می‌کند، می‌دهد به شهید چمران؛ شهید چمران هم زیر نامه می‌نویسند من هم اعلام جرم می‌کنم،نامه را می‌فرستند برای فرمانده لشکر 92 و شهید فلاحی، تیپ2 آماده می‌شود که صبح وارد عملیات بشود.

الحمدلله صبح 26 آبان با این همت و تلاش مضاعف رهبرعزیز ما، تیپ 2 لشکر92 زرهی، تیپ3 لشکر 92 زرهی از شمال، دو گروهان سپاه و جنگ‌های نامنظم و یک یگان پیاده از لشکر 77 روی جاده سوسنگرد از ابوحمیظه به سوسنگرد حمله می‌کنند.

لشکر‌های زرهی عراق که محاصره سوسنگرد را تنگ کرده بودند، وقتی با این هجمه نیروهای مصمم و عاشق و بسیجی مواجه می‌شوند و تعدادی از تانک‌هایشان را بسیجی‌های خط شکن می‌زنند و دودش بلند می‌شود و هوانیروز تعداد دیگری از تانک‌های آنها را می‌زند. با تاکتیک‌های ویژه‌ای که شهید چمران به کار می‌برد و خودش مثل ماهی روی زمین می‌پرید که تیر بارها و تانک‌ها او را از بین نبرند و بتواند به عنوان فرمانده عملیات ادامه بدهد. تانک‌های عراقی شروع کردند از شرق و جنوب سوسنگرد فرار کردند و ساعت 11 یگان‌های مقدم رزمندگان اسلام وارد سوسنگرد شدند. جوانانی که در سوسنگرد مقاومت می‌کردند و صد نفر شهید داده بودند، آنگاه خوشحال شدند و اشک شوق ریختند، همدیگر را در آغوش گرفتند و ارتش زرهی شمال هم از سبحانیه اخراج شد توسط تیپ 3 لشکر 92 و گروهان سپاه تا دهلاویه، لشکر9 زرهی عراق را به عقب راند و سوسنگرد آزاد شد و اهواز از تهدید عراق خارج شد و پایه امید برای پیروزی‌های بعدی در عملیات شکست حصرآبادن، فتح المبین، طریق القدس وبیت المقدس ریخته شد. این است نقش رهبری عزیزما.

اول این‌که، فکر لیبرالی و امریکایی از سوی بنی‌صدر، یک رویکرد مقابله با امام و ولایت فقیه را دنبال می‌کرد در کشور و در جبهه‌ها و رهبر عزیز ما رویکرد تثبیت ولایت امام و پیشبرد اهداف امام را دنبال می‌کرد، بنی صدر استراتژی لیبرال در برابر استراتژی انقلاب گذاشته بود. او می‌گفت ما باید خوزستان را از دست رفته بدانیم و در کوه‌های زاگرس و لرستان برابر تدبیر شاهان اشکانی و ساسانی، زمان بدهیم تا بعد بتوانیم زمین بگیریم. اما مقام معظم رهبری با تدبیر امام، حضور و جانفشانی و مقاومت وایستادگی در شهرها و در خطوط جبهه را در متن سرزمین خوزستان، استراتژی امام می‌دانستند این دو استراتژیک در برابر هم بود که مظلومانه استراتژی امام پیروز شد.


 
 
تصمیم آژانس انرژی اتمی در مورد ایران چه خواهد بود ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ،۱۳٩٠
 

شبکه تلویزیونی سی ان ان در گزارشی تاکید کرد کشورهای عضو شورای حکام آژانس حاضر به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت نیستند چون عقیده دارند سندی علیه ایران وجود ندارد.

اتیکا شورت، خبرنگار سی ان ان در لندن، روز پنج شنبه 26 آبان 1390 (17 نوامبر 2011) در گزارشی ضمن تاکید بر اینکه امریکا قادر به جلب نظر اعضای شورای حکام برای ارجاع مجدد پرونده ایران به شورای امنیت نخواهد بود، گفت: «اسنادی که آژانس به گزارش اخیر خود علیه ایران ضمیمه کرده، به سال 2003 میلادی بازمی‌گردد، ولی پس از آن سال، آژانس اطلاعات جدیدی در مورد ایران ارائه نکرده است».

وی ادامه داد: «تنها نگرانی اخیر آژانس که در این گزارش آمده، غنی سازی اورانیوم در ایران در سطحی بالاتر از خلوص 5/3 درصد که مورد نیاز سوخت نیروگاه هسته ای است، بوده است. از همین رو، سندی متقن علیه برنامه هسته ای ایران وجود ندارد که براساس آن آژانس بتواند بیانیه قاطع علیه ایران که مثلاً ارجاع پرونده ایران را به شورای امنیت خواستار باشد، صادر کند».

سی ان ان نتیجه می گیرد: «از همین رو، انتظار می رود پس از دو روز نشست آژانس، برخلاف تمایلات امریکا و اسرائیل، صرفاً بیانیه‌ای نسبتاً نرم از سوی آژانس صادر شود».


 
 
« یا علی » نقش نگین انگشتری آقا سید علی ( امام خامنه ای ) + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ،۱۳٩٠
 

رهبر معظم انقلاب با تسلط به روایات معصومین (ع) در موقعیتهای مختلف انگشتری با نگین خاص بر دست می کنند. نقش نگین تصویر ذیل، « یا علی بن ابیطالب » است.


 
 
امریکا عقیده دارد توان نظامی ایران تا سال 2015 با فرانسه برابر خواهد بود
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ،۱۳٩٠
 

یک استراتژیست روسی متخصص در مسائل ایران تاکید کرد که امریکا مدت هاست فرصت حمله به ایران را از دست داده است.

حیدر جمال، کارشناس سیاسی، استراتژیست و رئیس کمیته اسلامی روسیه روز 21 آبان 1390 (12 نوامبر 2011) در گفت وگویی با پایگاه اینترنتی روسی ناکانونه به بررسی دلایل این امر پرداخت که چرا امریکا و اسراییل قادر به حمله به ایران نخواهند بود.

جمال در ابتدا یکی از مهم ترین دلایل عدم حمله اسراییل به ایران را مخالفت امریکا دانست و گفت: «در خصوص اسرائیل باید گفت امریکا به طور غیر رسمی اعلام و به بیان بهتر به نتانیاهو فهمانده که در صورت پرواز هواپیماهای اسرائیلی به سوی ایران جنگنده های رهگیر امریکایی از عراق اعزام می شوند و انها را وادار به بازگشت می کنند چون واشنگتن به هیچ وجه قصد ندارد جنگی علیه ایران راه بیندازد».

وی ادامه داد: «خودم شخصا سال ها فکر می کردم امریکا دائما خواب حمله به ایران را می بیند. اما اولا، این ماجرا مربوط به دوران نومحافظه کاران می شده و نظریه انها بوده است، ثانیا، امریکا زمان مناسب برای حمله به ایران را از دست داده و ثالثا، اوباما هرگز خطر یک اقدام غیرقابل پیش بینی را قبل از انتخابات سال 2012 به جان نمی خرد».

وی درباره تاثیر گزارش اخیر آژانس بر مجموعه بحث ها درباره حمله نامی به ایران اظهار داشت: «گزارش اژانس هیچ نقشی ندارد چون سازمان های اطلاعاتی امریکا، اسرائیل و انگلیس در جریان اوضاع هستند و هیچ نیازی به گزارش ندارند».

وی سپس به ارزیابی سطح توانمندی های نظامی ایران پرداخت و گفت: «ساخت بمب اتمی در صورت آشنایی با فیزیک و داشتن اورانیوم حتی دریک ازمایشگاه سطح متوسط هم ممکن است ولی مسئله اصلی این نیست. این فقط برای افراد ناوارد جای سوال دارد. سوال چیز دیگری است: ایا ایران منابعی برای دفاع از تاسیسات هسته ای خود، مقابله با حمله احتمالی ودادن پاسخ مقتضی وتحمل جنگ طولانی با دشمنان مجهز به تسلیحات بسیار پیشرفته ای مانند امریکا،‌ اسرائیل یا انگلیس دارد؟ براساس گزارش های کارشناسان امریکایی ایران تا سال 2015 از نظر توان صنعتی نظامی به سطح فرانسه فعلی می رسد. اولا باید درنظر داشت که بعید است امریکا خطر حمله به کشوری مانند فرانسه را به جان بخرد و دوما حتی سطح فعلی توان ایران هم خیلی جدی است».

حیدر جمال سپس به تفاوت های ایدئولوژیک ایران با دیگر کشورهایی که امریکا تا کنون با آنها وارد جنگ شده پرداخت و گفت: «ایرانی ها با کشوری مانند آرژانتین تفاوت دارند که در سال 1982در مناقشه فالکلند شکست خورد. تفاوت ایرانی ها این است که نگاه دیگری به ارزش های زندگی و مرگ و فداکردن خود دارند. همه کشورهایی که امریکا تا کنون به آنها حمله کرده از نظر معنوی ضعیف بوده اند. به عنوان نمونه صدام حسین را به خاطر بیاوریم. عراق دوران صدام و حزب بعث از مذهب جدا و برنامه رسمی حزب بعث ایجاد جامعه غیر مذهبی بود، دین ازجامعه کنار گذاشته شده و تحصیلات غیردینی به مردم تحمیل می شد و در واقع عامل اسلامی در دوران صدام حالت مخفی پیدا کرده بود. به همین دلیل عراقی ها در زمان جنگ با ایران با وجود کمک عظیم فرانسه، امریکا و دربرخی موارد اتحاد شوروی نتوانستند طی 8 سال برکشوری که ازهمه سو تحریم و محاصره شده و غیر از کلاشینکف سلاح دیگری در اختیار نداشت پیروز شوند. ولی ایران تنها در برابرتجاوز ارتش میلیونی صدام با پشتیبانی امریکا و اتحاد شوروی و فرانسه ایستادگی کرد».

جمال ادامه داد: «مهمترین مسئله این است که این کشور برخلاف عراق وخیلی ازکشورهای دیگر ازجمله یوگسلاوی دوران میلوشویچ بلد است، می تواند و اماده است بدون توجه به احتمال نابودی خود با متجاوز بجنگد چون این را رسالت خود می داند. این تفکر کاملا با طرز فکر لیبرال هایی که برای ادامه حیات می جنگند و جنگ از طریق دیگران را ترجیح می دهند تفاوت دارد».

جمال سپس به موضوع پیشرفت های تکنولوژیک ایران پرداخت و تاکید کرد: «درکل می توان گفت که ایران معجزه فناوری انجام داده است. در حالی که دمیتری مدودف از لزوم نو آوری صحبت می کند ایران به طور واقعی این کار را انجام داده و ایران فعلی از زمین تا اسمان با ایران حتی 10 سال پیش فرق دارد چه برسد به ایران سال های 1992 و 1993. به همین دلیل این کشور چیزهای زیادی برای غافلگیرکردن متجاوزان در چنته دارد».


 
 
عکسهایی از انفجار مهیب ملارد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ،۱۳٩٠
 

طی انفجاری در زاغه مهمات سپاه در اطراف تهران ( ملارد کرج ) صدای مهیبی برخاسته و بخشهایی از تهران و کرج را لرزید .

متأسفانه در این حادثه حداقل هفده نفر از هموطنان عزیزمان کشته شده و دهها تن زخمی شدند . 

تعدادی از عکسهای این حادثه را که منتشر شده با هم می بینیم .

 

 

 

 


 
 
مصاحبه جدید امیرخان قلعه نوعی در مورد مسائل فوتبال ایران
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ،۱۳٩٠
 


در پی حوادث اخیر در فوتبال ایران خبرگزاری فارس به سراغ سرمربی اسبق تیم ملی و سرمربی فعلی تیم تراکتورسازی تبریز رفته و مصاحبه جالبی را از امیرخان قلعه نوعی ، مشهور به ژنرال تهیه نموده است با هم بخشهایی از این مصاحبه را می خوانیم :

فارس: با توجه به تعطیلات نیم فصل، شرایط تراکتورسازی چگونه است؟
با توجه به تعطیلی تمرینات فشار زیادی را روی بدن‌ها وارد کردیم و برای مسابقه با فولاد خوزستان آماده می‌شویم.

فارس: این تطعیلی به نفع شما شد یا ضررتان؟
ما شرایط خودمان را داریم و این تعطیلی برای بازی‌های ملی است و همه تیم‌ها این تعطیلی‌ها را پشت سر می‌گذارند.

فارس: جو تبریز چگونه است؟ پس از اعتراضات برخی تماشاگران در یکی دو مسابقه ظاهرا شرایط بهتر شده است؟
اول از همه باید بگویم که جو این‌گونه که شما می‌گویید ناآرام نبود ولی برخی‌ها حساب‌شان با مردم عادی تفاوت دارد. ما به دنبال این هستیم که در تبریز کار کنیم. من قبلا هم گفتم زمانی که احساس کنم نمی‌توانم تاثیرگذار باشم، خودم کنار می‌روم. زمانی انسان با بودنش کمک می‌کند و زمانی با نبودنش. نباید این را بگویم اما تیمی که یک مربی در آن کار می‌کند، ارث پدری‌اش نیست.

تراکتورسازی پتانسیل خوبی دارد و مطمئن باشید در نیم فصل دوم شرایط به مراتب بهتری پیدا خواهیم کرد. آنهایی که شیطنت می‌کنند به دنبال این هستند که آرامش را از تیم بگیرند یا به اهدافشان که برهم زدن شادی مردم آذربایجان است، برسند.
این افراد به دنبال منافع شخصی هستند و به فکر موفقیت تراکتورسازی نیستند.

فارس: بازی تیم ملی مقابل بحرین را تماشا کردید؟
بله بازی را دیدم، ولی فکر می‌کنم بازی خوبی نبود. امیدوار هستیم بازی به بازی بهتر شویم.

فارس: پیش از این اعلام کرده بودید تیم ملی ما هنوز با تیم‌های قدرتمند آسیا بازی نکرده و محک نخورده. آیا هنوز هم چنین نظری دارید؟
شما به‌ آمار بازی‌هایی که تیم ملی انجام داده، توجه کنید. تیم ملی ما با چه کشورهایی بازی کرده است؟


فارس: اندونزی، فلسطین و بحرین....
پس قبول کنید که هنوز با تیم‌های درجه یک بازی نکرده‌ایم اما معتقدم ما باید به تیم ملی آرامش دهیم و اجازه دهیم کادر فنی نیز در آرامش کار خود را انجام دهد. وقتی تغییرات به وجود می‌آید صد در صد فراز و نشیب وجود دارد ولی باید به فکر مرحله بعد باشیم چون عیار تیم‌ها در مرحله بعد مشخص می‌شود.


فارس: تکلیف مهدی کیانی چه شد. قصد ندارید او را ببخشید؟
بحث بخشش نیست. به این حرف من دقت کنید.کیانی بازیکن خوبی است اما باز هم تکرار می‌کنم او نیاز دارد تا فضای جدیدی را تجربه کند تا متوجه شود فوتبال به آن شکلی که او تصور می‌کند، نیست و مدل‌های دیگری دارد.

به نکته‌ای از این رفتارها اشاره می‌کنم. ظاهرا یک روزنامه یکی دو روز پیش مطلبی نوشت و این مسئله اصلا به ذهن من هم خطور نکرده بود. آنها نوشته بودند ناهنجاری‌های امسال فوتبال بیشتر به کسانی برمی‌گردد که سال گذشته در تراکتورسازی بودند. ما در حال حاضر از نظر رفتاری طرز فکر این بازیکنان را تغییر می‌دهیم. اگر آنها توانستند شرایط خود را با ما تطبیق کنند که به نفع خودشان است وگرنه بهتر است فضای جدیدی را تجربه کنند. من که نیامده‌ام اینجا همه را قلع و قمع کنم. ولی باید به عنوان بزرگ‌تر تیم منافع را در نظر بگیرم.

فارس: یعنی در گذشته در تیم تراکتورسازی زیاد روی این بازیکنان کار نشده که حالا در تیم‌های دیگر چنین رفتاری نشان می‌دهند؟
من به گذشته کاری ندارم. در حال حاضر این مشکلات وجود دارد. در سپاهان هم چنین مسائلی بود اما کاری کردیم که دو سال پیاپی به عنوان تیم خوش اخلاق لیگ انتخاب شویم.

یک مربی علاوه بر بحث فنی باید روی بحث اخلاقی هم با بازیکنانش کار کند. توضیح دادم من نمی‌دانستم چنین مطلبی نوشته شده اما دوستان تماس گرفتند و برایم مطلب را خواندند.

فارس: حال که به این نکات اشاره کردید، در مورد اتفاقاتی که پیرامون نصرتی و رضایی مطرح می‌شود، هم صحبت کنید؟
ببینید باید بگویم من مربی هم اشتباه می‌کنم اما آنهایی که روی اشتباهات قضاوت می‌کنند باید تجربه داشته باشند. به طور مثال برنامه 90 دو هفته پیش آن‌گونه رفتار می‌کند و البته هفته گذشته 180 درجه تغییر رویه می‌دهند.

در مورد آن حرکت باید بگویم که من هرگز صحنه‌ها را ندیدم ولی در همین مورد می‌گویم که این کار صد در صد اشتباه بوده و آنها باید تنبیه شوند.
فردوسی‌پور در آن برنامه از آقای حسن‌زاده(رئیس کمیته انضباطی) پرسیده که چرا حکم نمی‌دهید؟ حال معلوم نبود دو روز از قضیه گذشته یا سه روز. انسان باید بابت هر اشتباه خود تنبیه شود اما خیلی خوب است آن کسی که قضاوت می‌کند به مردم انحراف فکری ندهد و ذهن مردم را از جای دیگر به سمت دیگر نبرد. اگر مقداری فوتبالی نقد و انتقاد کنید شاید کسی ناراحت نشود، اما شخصی که نه آن فشار را تحمل کرده و نه تا به حال 90 دقیقه فحش ناموس خورده چگونه می‌تواند قضاوت کند؟
عادل فردوسی‌پور نه بازی کرده و نه مربیگری، پس هیچ کدام از این شرایط را تجربه نکرده است. باز هم می‌گویم که کار، کار اشتباهی بوده ولی بازیکنی که 90 دقیقه فحش ناموس می‌خورد چه رفتاری از خود نشان می‌دهد؟
حال شاید شخصی مثل من این همه فحش بشنود و به خاطر تجربه‌اش کاری انجام ندهد، اما برخی‌ها نمی‌توانند اینگونه رفتارها را تحمل کنند.

فارس: پس معتقدید که نباید آنها را نابود کرد؟
صد در صد همین گونه است. محمد خاکپور آن شب به حدیث خوبی اشاره کرد و بحث من این است. مثلا محمد نصرتی که این‌گونه از همه عذرخواهی می‌کند و زحمات زیادی هم برای این فوتبال کشیده نباید این همه فشار را تحمل کند. ولو اینکه کار صد در صد اشتباه است. البته همان‌گونه که گفتم من حرکات رضایی و نصرتی را ندیدم و فقط از دوستان شنیدم.

فارس: دکتر منتظری، روانشناس سابق تیم ملی و استقلال که با شما هم کار کرده، اعتقاد داشت که به جای آنکه کار فرهنگی کنیم در رختکن با بازیکنان صحبت از پاداش‌های 500 هزار تومانی می‌زنیم. شما چه نظری دارید؟
اعتقاد من هم همین است. ما از سازمان ورزش به وزارت تبدیل می شویم و اگر از وزارت هم یک پله بالاتر هم برویم، فرقی نمی‌کند. اینها دوای درد ورزش ما نیست. هر وقت قانون اساسی نوشتیم و تکلیف ورزش را روشن کردیم آن وقت می‌توانیم خوشبین باشیم.
بازیکن فوتبال 6 ماه می‌دود تمرینات طاقت‌فرسا انجام می‌دهد و کلی فحش می‌شنود آن‌وقت هنگامی که می‌خواهد پولش را بگیرد، می‌گویند نداریم.
مگر ما چه خدمتی به تماشاگرانمان می‌دهیم؟ این از وضع گرمایشی و سرمایشی استادیوم‌هایمان است. این از سرویس‌های بهداشتی ورزشگاه‌هایمان است و خدماتمان هم که همه می‌بینند. من در آلمان خیلی چیزها را دیدم. آنها برای تماشاگران مسابقه می‌گذارند و برایشان سرگرمی به وجود می‌آورد اما در اینجا فشار اقتصادی هم روی تماشاگران فوتبال وجود دارد.
وضع استقلال و پرسپولیس مشخص نیست و مدیر عاملان به جای آنکه دنبال کار فرهنگی برود، صبح تا شب باید به دنبال پول بدوند. من هم اعتقاد دارم بازیکن پول زیادی می‌گیرد ولی برنامه‌ای وجود ندارد. اگر به بازیکن حرف بزنیم می‌گوید 6 ماه است پول نگرفتم. اگر خیلی ناراحت ما هستید، برو حق ما را از باشگاه بگیر.
می‌خواهم به تجربه‌ای از حضورم در لورکوزن اشاره کنم.

فارس: بفرمایید
در آلمان شرایط این‌گونه است وقتی یک تیم می‌برد طبق جدول پاداش‌ها به حساب بازیکنان پول ریخته می‌شود اما برنامه‌ریزی طوری تعیین شده که آنها تا نیم فصل حق ندارند پول را از حساب خود بیرون بکشند اما اطمینان دارند که پول در حسابشان وجود دارد. من 4 قهرمانی با استقلال آورده‌ام اما فقط یک پاداش گرفتم. یکی از وزیر وقت رفاه طلبکارم و یکی از آقای قریب. یکی دیگر هم هنوز به من نداده‌اند.


فارس: اما شما که این پاداش‌ها را نمی‌گیرید؟
نمی‌دهند که بگیریم. همین حالا 140 میلیون بابت صعود به مرحله یک هشتم لیگ قهرمانان آسیا و پاداش قهرمانی با سپاهان طلبکار هستم. اما فعلا خبری نشده است.
داستان نقش جهان را یادتان هست؟ اینها همه دست به دست هم می‌دهند که فوتبال ما به این روز بیفتد. ما نمی‌توانیم بگوییم جوان ما مقصر است چون کار فرهنگی نکرده‌ایم. من مربی چه کار فرهنگی کرده‌ام که توقع دارم بازیکن حرکاتش کنترل شده باشد. طرح جامع آقای مهرعلیزاده در حال خاک خوردن است اما ما قانونمند نیستیم و به طرق مختلف هزینه‌های بیت‌المال را از دست می‌دهیم.
ذوب‌آهن سه روز است که تمرین نمی‌کند و شاهین بوشهر نیز چنین شرایطی دارد. چه توقعی از این فضا دارید؟ من اعتقاد دارم وقتی فضا اینگونه است شاید این گونه اتفاقات رخ ندهد اما به شکل دیگری تکرار می‌شود.

فارس: با این اشکالاتی که شما اشاره کردید، حالا حالاها ورزش ما درست نمی‌شود...
به سن و سال ما که نمی‌خورد که این ورزش درست شود. (می‌خندد) شما جوانتر هستید شاید آن روز را دیدید.

فارس: بگذریم. ظاهرا به تیم پیشکسوتان هم دعوت شده‌اید؟
البته دعوت شده‌ام. از آقای بهزادی تشکر می‌کنم ولی چون ما بالای سر تیم‌مان هستیم شاید نتوانیم در اردو شرکت کنیم.

فارس: به عنوان سؤال پایانی بپرسیم که این روزها صحبت‌های زیادی مبنی بر حضور بازیکنانی مثل آرش افشین در تراکتورسازی شنیده می‌شود. آیا چنین مسئله‌ای صحت دارد؟
فقط این را بگویم هر وقت همه چیز نهایی شد و روی ورق آمد به آن اشاره می‌کنیم. اینها شایعات است. البته تمام بازیکنانی که شما اشاره می‌کنید نفرات خوبی هستند ولی تا زمان عقد قرارداد به ما اجازه بدهید.


فارس: صحبت خاصی ندارید؟
پیشاپیش عید سعید غدیر خم را به تمام مسلمانان جهان تبریک می‌گویم چون اعتقاد دارم این عید بزرگ‌ترین عید ما شیعیان است


 
 
معشوقه خادم الحرمین + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ،۱۳٩٠
 

اخیرا تصویری از ملک فهد بن عبد العزیز، پادشاه سابق عربستان سعودی در برخی رسانه‌ها منتشر شده که او را با خانمی در وضعیتی زننده نشان می‌دهد.

روزنامه انگلیسی "ایندپندنت" طی گزارشی درباره این عکس چنین می‌نویسد:

ملک فهد در سال ۱۹۶۸ با دختری به نام "جنان حرب" آشنا می‌شود. وی از خانواده‌ای فلسطینی‌-مسیحی است که در آن زمان در حیفا زندگی می‌کرد.


ملک فهد در سال ۱۹۶۸ و درحالی‌که جنان بیش از ۲۰ سال نداشت با وی آشنا می‌شود و در مراسمی سری و مخفیانه در کاخ خود او را به عقد موقت خود در می‌آورد.

جنان تا سال ۱۹۷۰ در کاخ فهد مخفیانه بسرمی‌برد تا این که در این سال برخی از چهره‌های برجسته خاندان سعود وی را از عربستان طرد می‌کنند،‌ با این حال رابطه فهد و جنان در لندن ادامه پیدا می‌کند تا این‌که در سال ۱۹۸۲ فهد به پادشاهی عربستان می‌رسد.

از زمانی که فهد قدرت را در عربستان بدست می‌گیرد، رابطه خود با جنان را قطع می‌کند و برای این‌که بر روی این رابطه سرپوش بگذارد، تلاش می‌کند با دادن رشوه‌ ۸ میلیون گینه استرلینگی جنان را وادار به سکوت کند. اما متعهد می‌شود، نفقه او را پرداخت کند.

چند سال بعد روند پرداخت نفقه قطع می‌شود و همین موضوع جنان را وادار می‌کند، در سال ۲۰۰۴ با ارائه شکایتی به دادگاه لندن خواستار نفقه خود از پادشاه سعودی شود.

این درخواست بدون پاسخ باقی می‌ماند و یک سال بعد فهد از دنیا می‌رود، و مقامات سعودی تلاش می‌کنند، پس از آن پرونده بسته شود، اما جنان بار دیگر با تلاش‌های بسیار دوباره پرونده نفقه خود را که ۴۰۰ میلیون گینه برآورد شده به جریان انداخته است.

جنان حرب که هم اکنون شصت و چهارمین سال زندگی خود را سپری می‌کند، در این‌باره از ملکه الیزابت دوم درخواست کمک و دخالت در قضیه را کرده و تاکید نموده،‌ در صورتی‌که مقامات سعودی به شکایت وی رسیدگی نکنند، وی دست به تالیف کتابی درباره رابطه خود با فهد خواهد زد و این موضوع موجب می‌شود، بسیاری از خفایای آل سعود را برملا کند.


 
 
گل ارزشمند مجتبی جباری در بازی سیاسی ایران و بحرین
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ،۱۳٩٠
 

بحرین در مقدمات جام جهانی فوتبال در حالی برگزار شد که با حاشیه های سیاسی فراوانی همراه بود و این در حالی است که تیم فوتبال ایران با تلاش قابل تقدیر و در دقیقه 92 توانست بازی را به تساوی بکشاند و همچنان صدر نشین گروه پنجم باقی بماند.
تیم ایران در نیمه دوم حملات زیادی را بر روی دروازه بحرین انجام داد و  فقط یکبار از فرصت های گلزنی استفاده کرد.

این در حالی است که در دقیقه ۷۵ بازیکنان ایران به وقت کشی بازیکنان بحرین اعتراض داشتند و این مسئله را به داور هم گوشزد کردند و در دقیقه ۸۰ نیز تماشاگران بحرینی با استفاده از نور لیزر باعث شدند چند لحظه ای بازی متوقف شود.
لازم به ذکر است که بازی ایران در بحرین کاملا سیاسی شده بود.در ورزشگاه بحرین مملو از پرچم های عربستان بود و از بلندگوهای ورزشگاه شعار های سیاسی پخش می شد.همچنین تصاویری از آل خلیفه در دست تماشاگران بود و پرچم های عربستان را روبه روی جایگاه و مقابل دوربین های تلویزیونی نصب کرده بودند.

در دقیقه ۳۵ مسابقه یکی از تماشاگران با پرچم بحرین وارد زمین بازی شد و بازی چند لحظه ای به همین دلیل متوقف شد.

گل تساوی دقیقه 93 مجتبی جباری در این مسابقه همچون آب یخی بود که بر روی سر و بدن آل خلیفه و آل سعود ریخته شود و تمام حاشیه سازیهای این احمقها را بر باد داد .

بر این اساس می توان گفت که گل تساوی ایران ارزش یک گل پیروزی بخش را برای همه ایرانیان داشت .


 
 
ایمیل اشتباهی که ارتباط نوکرمآبانه بی بی سی با صهیونیستها را فاش کرد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ،۱۳٩٠
 

یک ایمیل داخلی که اشتباها به بیرون درز کرده نشان می‌دهد که چگونه رسانه‌های اصلی بریتانیا همانند بی بی سی، اسکای نیوز و فایننشال تایمز براساس سیاست‌های یک گروه لابی اسراییلی عمل می‌کنند.

به گزارش جهان این ایمیل که اشتباها توسط مدیر فعلی گروه لابی "مرکز ارتباطات و تحقیقات بریتانیا و اسراییل" (BICOM) به فردی در مطبوعات فرستاده شده، نشان می‌دهد که چگونه مدیران بی بی سی و اسکای روایت خود از ماجراها را براساس نظرات این گروه تغییر می‌دهند.‌

مدیر این گروه، لورنا فیتزیمنس، از اعضای سابق پارلمان بریتانیا از حزب کارگر است که به داشتن دیدگاه‌های نومحافظه کارانه و جنگ‌طلبانه نیز مشهور است.

وی همان کسی است که در کنفرانسی در لندن در سال گذشته گفته بود که "افکار عمومی، سیاست خارجی در بریتانیا را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد؛ چرا که سیاست خارجی یک مسئله مربوط به الیت (نخبگان) است. "

در ایمیل منتشر شده توسط وب سایت پریزن پلنت آمده است که سردبیران و برخی روزنامه نگاران بی بی سی و اسکای به طور مرتب با این گروه ملاقات می‌کنند و توسط اعضای این گروه در مورد اتفاقات جاری توجیه (بریف) می‌شوند که چگونه مطلوبترین خط خبری قابل اجرا در پیش گرفته شود.

مسایلی مانند چگونگی برخورد با تغییرات در خاورمیانه، رفتار خبرنگاران بی بی سی در سرزمین‌های اشغالی، محاصره سفارت اسراییل در مصر و... از برخی موارد بررسی شده در جلسات فی‌مابین بوده است.

گروه مذکور توسط فردی به نام پوجو زابولدویچ از یهودیان صهیونیست ساکن لندن حمایت می‌شود که از ثروتمندترین افراد انگلیسی و حامی سه حزب اصلی سیستم سیاسی بریتانیا محسوب می‌شود.

به نوشته وب سایت افشاکننده این ایمیل، جلسات مذکور نشان دهنده تاثیر زیاد لابی‌های اسراییلی در چگونگی پوشش اخبار مربوط به ایران به ویژه در جریان تبلیغات شدید مبنی بر حمله احتمالی به این کشور و توضیح دهنده رفتار خصمانه این رسانه‌ها علیه ایران می‌باشد.


 
 
چرا این بنده نمازش را تند می خواند ؟!
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳٩٠
 
مرحوم آیت‌الله حق‌شناس تهرانی/ اگر نمازت را تند بخوانی، پروردگار به ملائکه می‌فرماید: چرا این بندهٔ من نمازش را تند می‌خواند؟! مگر رفع شداید او، مگر انجام حاجات و مقاصد او به دست کسی غیر از من است؟! این روایتی که خواندم را مرحوم حاج میرزا جواد آقا در اسرار الصلاه آورده است و همین در حجیتش کافی است
عقوبت غفلت از احکام الهی
اگر من برای شما احکام را بیان نکنم؛ پروردگار مرا گرفتار خواهد کرد. و اگر شما هم برای یادگرفتن این احکام نیایید؛ گرفتار خواهید شد. این حرف را از من بشنوید.
با عبادت من، معاشرت نکردن با دیگران ضرری نخواهد داشت
پروردگار در حدیث قدسی می‌فرماید: به بندگان من بگو آن اشخاصی که به محبت من متوجه هستند، اگر در اثر عبادت من با یک کسی معاشرت نکنند؛ به آن‌ها ضرری وارد نخواهد شد. «قل لعبادی المتوجهین الی بمحبتی ما شرکم اذا احتجبتم عن خلقی»

چرا این بنده نمازش را تند می‌خواند؟!
اگر نمازت را تند بخوانی، پروردگار به ملائکه می‌فرماید: چرا این بندهٔ من نمازش را تند می‌خواند؟! مگر رفع شداید او، مگر انجام حاجات و مقاصد او به دست کسی غیر از من است؟! این روایتی که خواندم را مرحوم حاج میرزا جواد آقا در اسرار الصلاه آورده است و همین در حجیتش کافی است

لذت مناجات
حضرت اباعبدالله (ع) می‌فرماید: «و ما الذی فقد من وجدک» خدایا کسی که تو را دارد، چه کم دارد؟!
همه این‌ها برای این است که ما لذت مناجات با پروردگار را نچشیده‌ایم!

داستانی از شفاعت نماز اول وقت
آی رفقایی که به نماز اول وقت عادت کرده‌اید، همین نماز اول وقت شما را نزد ملک‌الموت شفاعت می‌کند. یک کسی گفت: من یک کسالتی داشتم-ظاهرا یرقان گرفته بود و کسانی که یرقان می‌گیرند کبدشان حساس می‌شود و فقط باید شیر و شیر برنج بخورند، آن وقت چنین کسی یک اشتهای قوی پیدا می‌کند برای خوردن گوشت-گفت: اشتهای زیادی به گوشت پیدا کرده بودم، گفتم: یک لقمه گوشت به من بدهید! گفتند: اگر ما به تو گوشت بدهیم؛ تو از بین خواهی رفت. گفت: بالاخره آهسته، بدون اینکه کسی بفهمد، محل گوشت کوبیده را پیدا کردم و از آن خوردم! تا خوردم، دل درد سختی گرفتم! طبیب آمد آهسته به اطرافیان من گفت: این مریض چه کار کرده که در مخاطره افتاده است؟ گفتند: از خودش بپرس. به طبیب گفتم: آقا من گوشت خورده‌ام. طبیب گفت: امیدی به درمانت نیست! ایشان به امام زمان (ع) متوسل می‌شود. گفت:‌‌ همان شب دیدم یک شخص فوق العاده زیبارو با یک شخص دیگر که چنگکی در دستش بود، وارد شدند. -این شخص حضرت ملک الموت (ع) بوده است و شخص زیبا رو هم نماز اول وقتش- هر چه ملک الموت (ع) می‌خواست که این چنگک را بیندازد و از نوک پنجه روح را بکشد، آن شخص زیبارو جلوی دست او را می‌گرفت! بالاخره مانع از قبض روح توسط ملک الموت (ع) شد. نماز اول وقت بین شما و مرگ شما شفاعت می‌کند. مبادا از دست دهید.

شیطان هم دنیا را گرفت و هم نماز اول وقت را
یک آقای فرش فروش که اهل نماز اول وقت بود به بنده گفت: یک کسی برای خریدن فرش وارد مغازهٔ بنده شد. گفتم: وقت نماز است. گفت: من وقت ندارم، مسافرم و می‌خواهم بروم. هر چه اصرار کردم، دیدم نمی‌شود و گول شیطان را خوردم و یک قدری که از نماز اول وقت گذشت، دیدم همین آقای مشتری که خیلی شیفتهٔ این معامله بود، گفت من باید قدری تامل بکنم! و از خرید منصرف شد!!
شیطان هم دنیا را گرفت و هم نماز اول وقت را.
امیرمومنان فرمودند: اگر مومن، دنیا را مانع از آخرت خودش قرار بدهد؛ پروردگار او را از هر دو باز می‌دارد.
پروردگار می‌فرماید: چرا این شخص نماز را تند می‌خواند؟! مگر رفع شداید و حوائج او و قضای حاجات او در دست کسی غیر از من است؟!

منبع: کتاب زملک تا ملکوت/ سخنان اخلاقی مرحوم آیت الله حق شناس تهرانی

 
 
افتضاح فوتبالی جدید اینبار در بازی چوکای تالش + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳٩٠
 

هنوز یک هفته از حرکت شیث رضایی و محمد نصرتی و هیاهویی که در رسانه های جهان بر سر آن به راه افتاد نگذشته که بازیکنان و مربیان چوکای تالش سوژه ای جذاب دیگری برای آنها فراهم کردند.

به گزارش ایرنا،اغلب روزنامه های انگلیسی در سایت خود یک فایل ویدیویی منتشر کردند و نوشتند: اگر فکر می کنید در لیگ های انگلیس با داوران بد رفتاری می شود نگاهی به این فیلم بیندازید و ببینید یک تیم ایرانی با این مرد سیاه پوش نگون بخت چگونه رفتار می کند؟'

هنگامی که روی فایل ویدیویی کلیک می کنید می بینید ابتدا یک بازیکن و سپس سایر بازیکنان و مربیان تیم چوکای تالش بر سر داور می ریزند و او را به شدت کتک می زنند. داور را در زمین دنبال می کنند ولی سرانجام او در حلقه محاصره بازیکنان و مربیان گرفتار می شود و پیش از آنکه ماموران انتظامی خود را به محل حادثه برسانند‘ به شدت از سوی بازیکنان و مربیان و هواداران چوکا کتک می خورد.

روزنامه دیلی میل در این باره نوشت: در لیگ برتر انگلیس بدترین رفتاری که داوران مجبورند تحمل کنند محاصره توسط بازیکنان و اعتراض شفاهی آنان است و یا اینکه داور را هل بدهند.

این روزنامه افزود: این کار به هیچ وجه با کاری که در ایران انجام شد قابل قیاس نیست.

روزنامه مترو هم نوشت: فوتبال ایران دو هفته بدی را سپری کرده است. پس از حرکت زشت دو بازیکن پرسپولیس در بازی با داماش در دسته پایین تر فوتبال ایران تیم های چوکای تالش و شهرداری دزفول به مصاف هم رفتند.

این روزنامه در شرح ماجرا نوشت: این بازی در دقایق پایانی و به خاطر اینکه داور کارت زرد دوم را به بازیکن چوکا نشان داد به جنجال کشیده شد. ابتدا بازیکنی که کارت زرد دوم را دریافت می کند، کارت را به صورت داور می زند، بعد از آن یکی از مربیان چوکا کنترل خود را از دست می دهد و دیوانه وار به سمت داور حمله ور می شود.

مترو افزود: در پی این حرکت تعدادی از بازیکنان و تماشاگران چوکا هم وارد معرکه می شوند و داور را به محاصره خود در می آورند. آنها قبل از آنکه نیروهای انتظامی و ماموران تامین امنیت ورزشگاه برسند داور را حسابی کتک می زنند'.

این گزارش اینگونه به پایان می رسد: 'گاهی در فوتبال ایرلند یا انگلیس شاهد برخورد بازیکنان با داوران هستیم، ولی این درگیری ها قابل مقایسه با چیزی نیست که در فوتبال ایران اتفاق افتاده است'.

شبکه خبری ان بی سی هم در بخش ورزش خود گزارش داد: ظاهرا ایرانی ها با برخی شوخی ها مشکل دارند. ولی با یورش به زمین بازی و له کردن داوری که از تصمیم او خوششان نمی آید ؛ مشکلی ندارند.

سایت هافینگتون پست نیز شرح مبسوطی از این ماجرا نوشته و ادعا کرده است: داوری فوتبال بخصوص در خارج از انگلیس یکی از خطرناک ترین شغل های ورزشی است.


 
 
معضل فرهنگی بی حجابی !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳٩٠
 

«و تو ای خواهر دینی ام: چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.» (شهید عبدالله محمودی)

«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان می کشید.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند.»(سردار شهید رحیم آنجفی)

«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.» (شهید محمد کریم غفرانی)

«خواهرم: از بی حجابی است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.» (شهید حمید رضا نظام)

«از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظباشند.» (شهید سید محمد تقی میرغفوریان)

«خواهرم: هم چون زینب باش و در سنگر حجابت به اسلام خدمت کن.» (طلبه شهید محمد جواد نوبختی)

«یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.» (شهید صادق مهدی پور)

«خواهرم: حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.»(شهید بهرام یادگاری)

«تو ای خواهرم… حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.»(شهیدابوالفضل سنگ تراشان)

«به پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب را، حجاب را، رعایت کنید.» (شهید حمید رستمی)

«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهید علی اصغر پور فرح آبادی)

«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.» (شهید علی رضائیان)

«از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است.» (شهید علی روحی نجفی)

«مادرم… من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم.»(شهید غلامرضا عسگری)

«ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تاسرخی خون من.» (شهید محمد حسن جعفرزاده)

«خواهرم: زینب گونه حجابت را که کوبنده تر از خون من است حفظ کن.»(شهید محمد علی فرزانه)

« خواهران ما در حالی که چادر خود را محکم برگرفته اند و خود راهم چون فاطمه و زینب حفظ می کنند… هدف دار در جامعه حاضرشده اند.» (رییس جمهور شهید محمد علی رجایی)



به بد حجابی عادت نکنیم!
 


شاید چندین سال پیش وقتی در صحنه ای از یک فیلم اندکی روسری بازیگر زن کنار می رفت داد و جنجال های زیادی به پا می شد و اما امروز وضعیت به جایی رسیده است که در غالب فیلم های تجاری سینمای ایران شهوت موج می زند و گویا هیچ موضوع دیگری به جز ارتباط دختر و پسر ، ازدواج و عشق های چند ضلعی وجود ندارد.

در فضای کلانشهر ها نیز گویا همه به این باور رسیده اند که دیگر کار از کار گذشته است و نمی توان اوضاع را به عقب بازگرداندو البته در این میان هستند تئوریسین های به اصطلاح فرهنگی که به نام شادی جوانان به دنبال دمیدن در این فضا هستند و شاید بخش عمده ای ازبی توجهی که امروز به وضعیت بدحجابی در کشور می شود از سیاست های همین طیف فکری منبعث شده است. طیفی که اعتقادی به حق و باطل ندارد و با خاکستری دیدن همه جامعه سعی دارد تا پایگاه های اجتماعی خود را از چپ و راست به هر طریقی افزایش دهد.

اما در این میان نباید همه تحت تاثیر این سیاست های اشتباه قرار گیرند که اتفاقا به نام ارزشی بودن در حال ترویج است . حجاب جزئی اساسی از دین مبین اسلام است و نمی توان در برابر آن سهل انگاری کرد و به تعبیر برخی عقب نشینی نمود چرا که آغاز این عقب نشینی پایانی نخواهد داشت. البته دأب نگارنده بر این نیست که راه حل معضل بدحجابی استفاده از قوه قهریه است اما امروز به وضوح دیده می شود که در حوزه های فرهنگی نیز اصلا اعتقادی به دفاع از حجاب وجود ندارد و گویی حجاب ایرانی- اسلامی پدیده ای است که در یک سیر استحاله قرار گرفته است و به تدریج در حال اضمحلال است . اما باید دانست که نمی توان از دفاع از حجاب کوتاه آمد . شاید این جمله آن شهید که گفت خواهرم سرخی خونم را به سیاهی چادرت امانت دادم گویای کامل ارتباط میان انقلاب و دفاع از ازرش های اسلامی همچون حجاب باشد و نمی توان گفت می توان مدافع خون شهدا و میراث دار ایثار های آنان بود و در برابر این موج روبه روشد بدحجابی در کشور ساکت ماند.

با این حال باید دانست که داشتن حجاب برای بانوان بخشی از دین مبین اسلام است و در آیات قرآن کریم و همچنین روایات معصومین (ع) مورد تایید قرار گرفته است . از‎ ‎قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دستیابی به‎ ‎تزکیه نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون‎: ‎ قُلْ لِلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ‎ ‎یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ اَزْکی لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مومن را بگو تا‎ ‎چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی‎ ‎جسم و جان ایشان اصلح است‎.‎احکام اسلام بر اساس جلب مصالح و دفع مفاسد مبتنی بر فطرت پاک انسان و عدم ضرراست . خالق انسان بهتر از هر نهاد یا منبعی می داندکه نیاز فطری انسان چیست . زیرا بدون تردید اگرپروردگار را تنها علت اصلی پیدایش عالم هستی بدانیم ، به طور قطع علم و عدالت آن ذات بی همتا اقتضا دارد که منبع اصلی قانونگذاری نیزبرای رفتار و گفتار شخصی و اجتماعی انسان باشد.‏‎ ‎خداوند تنها برای دین شرافت و کرامت قائل است و بر همین اساس پارساترین افراد را باکرامت ترین می داند و حجاب در تعریف خالق انسان یکی ازنمادهای پارسایی است . زن مسلمان واقعی پارسا و با کرامت است وخداوند راضی نیست زیبایی و محاسن چنین زنی در منظر و دیدافراد فاسد قرار گیرد تا در بعضی موارد مورداستمتاع و شهوترانی آنان واقع شود.

حرمت زن مسلمان به اعتبار اسلام و پارسایی اقتضا دارد که زن مسلمان برخلاف زن کافر، محاسن و زیباییهای خود را از نامحرمان بپوشاند و مجاز باشد تنها برای محارم تا حدودی و برای شوهرش هیچ گونه حجابی نداشته باشد.‏

پوشش یا حجاب، به صورتی که زیبایی ها و زینت زن را بپوشاند و او را از چشم چرانی مردم هرزه و بی تربیت و آلودگان به شهوت حیوانی و حالات شیطانی حفظ کند دستوری قرآنی و قانونی الهی و تکلیفی انسانی و برنامه ای اخلاقی است.حجاب و پوشش اسلامی که بهترین نوع آن چادر است، چادری که یادگار منبع عصمت و عفتی چون فاطمه زهرا (علیها السلام) است، هیچ مانعی در راه دانش طلبی و رشد و کمال زن ایجاد نمی کند، بلکه او را از بسیاری از خطرات و دامهایی که حیوان صفتان در راه زیبارویان و دختران و زنان جوان قرار داده اند حفظمی کند و پاکدامنی و سلامت و عفت و حیای او را برای شوهرش یا اگر ازدواج نکرده، برای مرد آینده اش محفوظ می گذارد.‏‎ ‎

البته در خصوص کارکردهای حجاب سخن بسیار گفته شده است و امروز نیز آثار عریانی و فساد در جوامع غربی به خوبی قابل مشاهده است. روندی که امروز در کشور ما در خصوص بدحجابی صورت پذیرفته است در صورتی که اراده ای برای جلوگیری از آن وجود نداشته باشد در نهایت ما را به همین جایی خواهد رساند که امروز کشور های غربی به آن رسیده اند که در نهایت نگاه ابزاری به زن و اسارت وی در بند شهوت پرستی هاست . به تعبیر مقام معظم رهبری « ... اشکال اینجاست که یک نامعادله‌ای را به تدریج به وجود آورده‌اند؛ یک طرف ذینفع، یک طرف مورد انتفاع؛ بشریت را این جوری تقسیم کرده‌اند. طرفِ ذینفع مرد است، طرفِ مورد انتفاع عبارت است از زن. این به طور آرام، با تدریج، با شیوه‌های گوناگون، با تبلیغات مختلف، در طول ده‌ها سال - که شاید به صد سال، صد و پنجاه سال هم برسد، که من دقیق نمی‌توانم بگویم و این مسئله قابل تحقیق است - در جوامع غربی در درجه اول، و بعد در جوامع دیگر جا افتاده. شان اجتماعی زن را این جوری معرفی کردند، این جوری تعریف کردند: زن به عنوان یک موجودی که مورد انتفاع مرد باید قرار بگیرد. لذا در فرهنگ غربی اگر زن بخواهد در جامعه نمود پیدا کند، شخصیت پیدا کند، حتماً باید از جذابیتهای جنسی خودش چیزی را ارائه بدهد. حتّی در مجالس رسمی، نوع پوشش زن باید جوری باشد که برای طرف ذینفع و منتفع - یعنی طرف مرد - چشم نواز باشد.» 1/3/1390(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از بانوان نخبه)

لذا در نهایت امر باید گفت ضرورت دارد تا مسئولین به دغدغه های عموم مردم در خصوص ادامه و رواج بدحجابی توجه کنند . البته انتظار نبوده و نیست که همه افراد جامعه یک گونه زندگی کنند و یا یک گونه پوشش را انتخاب کنند اما مسئولین نباید بی توجه به ارزش های اسلامی باشند و با همین بی توجهی راه رابرای گسترش فساد و فحشا در جامعه فراهم آورند . البته در این میان نباید مردم نیز اجازه دهند که موضوع بدحجابی فراموش شود و یا عادی تلقی شود بلکه همه باید در برابر این مفسده بزرگ احساس تکلیف کرده و گامی در جهت آشنایی جوانان با حجاب اسلامی بردارند.

 
 
احتمال ربوده شدن فرزند نائب رئیس مجلس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٠
 

یک منبع مطلع نزدیک به نائب رئیس مجلس اعلام کرد که احتمالا فرزند شهاب الدین صدر ربوده شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده شهاب الدین صدر گفت که از شنبه شب سید علیرضا صدر که دستیار بیهوشی بوده، مفقود و تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است.

وی افزود: به استناد برخی شواهد، یک دستگاه خودروی "سانتافه" با شماره معلوم شنبه شب فرزند شهاب الدین صدر را احتمالا ربوده است که مشخصات این خودرو به همراه شماره آن به دستگاه‌های مسئول ارائه شده است.

این منبع مطلع با رد برخی اخبار مبنی بر احتمال دستگیری فرزند نایب رئیس مجلس گفت که با استعلامی که از دستگاه‌های انتظامی و امنیتی شده، این موضوع منتفی است.


 
 
شاهزاده سلمان بن عبدالعزیز وزیر دفاع جدید عربستان کیست؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٠
 

شاهزاده سلمان بن عبد العزیز آل سعود، وزیر دفاع جدید عربستان به گرایشات لیبرالستی و غربگرایی معروف و به شدت مورد تایید آمریکاست و او را باید از جمله حاکمان بلامنازع بر گرایش‌های فکری و سیاسی روزنامه فرامنطقه‌ای "الشرق الاوسط" دانست.

به گزارش فارس، شاهزاده "سلمان بن عبد العزیز آل سعود"، وزیر دفاع جدید عربستان سعودی در 31 دسامبر 1935 به دنیا آمد.وی از جمله پسران عبد العزیز آل سعود، بنیانگذار عربستان جدید و مادرش حصه السدیری است، به همین دلیل شاهزاده سلمان از جمله ارکان خاندان آل سعود بشمار می‌آید.

 وی دارای نفوذ بسیار در خاندان آل سعود و گرایش‌های آمریکایی و غربی آن معروف است، به همین دلیل این شاهزاده لیبرال و غربگرای سعودی به شدت مورد تایید آمریکاست.

 در سال 1954 سلمان جانشین حاکم ریاض شد که در آن زمان "نایف عبد العزیز" بود و به این ترتیب وارد عرصه سیاست شد.

 یک‌سال بعد و در سال 1955 به سمت حاکم ریاض منصوب شد و این سمت را تا سال 1960 برعهده داشت تا این‌که در این سال از مقام خود استعفا داد، اما بار دیگر 3 سال بعد، یعنی در سال 1963 بار دیگر به عنوان حاکم ریاض منصوب شد.

 وی شب گذشته یعنی در 5 نوامبر 2011 به سمت وزیر دفاع جدید عربستان به جای برادرش شاهزاده نایف بن عبد العزیز منصوب شد که بر اثر فوت سلطان بن عبد العزیز به ولی‌عهدی عربستان انتخاب شده است.

 شاهزاده سلمان (76 ساله) 10 درصد سهام مجموعه تحقیقات و بازاریابی عربستان را در اختیار دارد که صاحب روزنامه فرامنطقه‌ای "الشرق الاوسط" است و با این که میزان سهم وی در این روزنامه اندک است، اما به شدت بر گرایش‌های سیاسی و فکری آن توسط پسرش شاهزاده "فیصل" حاکم و توسط فیصل به آن جهت می‌دهد.

 وی سه بار ازدواج کرده و حاصل ازدواج وی 13 فرزند 12 پسر و 1 دختر است.


 
 
پروژه آمریکایی زنده کردن مردگان سیاسی با نامه ای از اعماق جهنم آشکار شد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٠
 
 بیانیه منتشر شده که به امضای 36 نفر از زندانیان جریان فتنه در سایت‌های این جریان منتشر شده است، پروژه "تلفیق فشارها" با هدف ایجاد فضا برای جریان فتنه و تحمیل این جریان به نظام را لو داد.

در حالی که برخی تحلیلگران سیاسی در هفته‌های اخیر با یادآوری هم‌زمانی عملیات روانی غرب علیه کشورمان در سه موضوع هسته‌ای (گزارش در آستانه انتشار آمانو)، تروریسم (ادعای طراحی ایران برای ترور سفیر عربستان) و حقوق بشر (گزارش احمد شهید) هدف از این اقدام‌ها را در قالب پروژه "تلفیق فشارها" به‌منظور احیا و تقویت جریان داخلی فتنه عنوان کرده بودند، بیانیه منتشر شده که به تعدادی از زندانیان جریان فتنه منسوب است، این طراحی را تأیید می‌کند.

در این بیانیه که ادعا شده از داخل زندان نوشته شده و اسامی 36 تن از زندانیان فتنه نیز در ذیل آن آمده است، ابتدا بخشی از ادعاهای جریان فتنه در مورد انتخابات سال 88 تکرار شده اما نویسنده یا نویسندگان این بیانیه، انگیزه اصلی از نوشتن این بیانیه را در سه پاراگراف آخر لو داده‌اند.

در این بخش آمده است:

«متاسفانه در عرصه خارجی هم در سطح منطقه ای و هم در سطح بین المللی، کشور ما هر روز با مضیقه و تهدیدهای جدید و بیشتری مواجه می شود که موارد اخیر آن بسیار خطیر و در حد بی سابقه ای نگران کننده است. مسئولان فعلی کشور که باید پاسخگوی شرایط و وضعیت امروز و پیامدهای فردای آن باشند، توجه کنند که تنها راه رفع تهدیدهای خارجی، اعتماد و تکیه بر مردم و برگزاری انتخاباتی آزاد و پرشور و با حضور واقعی و نه ادعایی همه اقشار و سلایق و گرایش های موجود جامعه است.

برگزاری اتنخابات نمایشی و انحصارطلبانه و مهندسی شده و محروم ساختن بخش عظیم مردم از رقم زدن سرنوشت خود، حاصلی جز ویران کردن پایه های مردم سالاری و مشروعیت و اقتدار نظام سیاسی و هموار کردن راه به روی تهدید کنندگان خارجی و آسیب پذیر ساختن کشور در بر ندارد. انتخابات نمایشی، حتی اگر همچون نمایش انتخاباتی صدام ادعای حضور ۹۹ درصدی مردم را نیز به یدک بکشد، هرگز رافع و بازدارنده تهدیدات خارجی نخواهد بود و نمی تواند بدیلی برای انتخابات آزاد باشد.

ما امضا کنندگان این نامه تاکید می کنیم که نگران سرنوشت آینده کشور به ویژه ملت مظلومی هستیم که اهداف و دستاوردهای انقلاب عظیم ۵۷ را از دست رفته و کشورش را در معرض تهدیدهای بی سابقه می بیند. ما ضمن هشدار در مورد عواقب روند جاری، با توکل و استمداد از خداوند متعال امیدواریم این آخرین فرصت بازگشت و اصلاح، مغتنم شمرده شود.»

نویسندگان این بیانیه در حالی که حتی مقام‌های غربی نیز نه تنها از گزینه تهدید نظامی به‌عنوان یک روش مواجهه با ایران یاد نمی‌کنند، بلکه آن را رد می‌کنند، ادعای خطیر و بی‌سابقه بودن تهدیدها را مطرح کرده، ‌نمونه صدام و عراق را یادآور شده و به نوعی وانمود می‌کنند که گویا قرار است ظرف روزهای آینده به ایران حمله شود، اما در عین حال، بیانیه‌نویسان ناشی در همین بخش، انگیزه خود را از این بحران‌نمایی بی‌سابقه! فاش کرده و می‌گویند تنها راه برای جلوگیری از این تهدیدها، برگزاری انتخابات با پیش‌شرط‌های خاتمی یعنی آزادی همه مجرمان فتنه و رد صلاحیت نکردن فتنه‌گران است!

این در حالی است که فتنه‌گران در بخش دیگری از این بیانیه ناامیدی خود را از باج دادن نظام پنهان نکرده و می‌نویسند: «متاسفانه تاکنون هیچ علامتی دال بر اینکه حاکمیت قصد پذیرش موارد یاد شده و برگزاری انتخاباتی قابل قبول را دارد، مشاهده نمی شود.»

انتشار این بیانیه کمتر از دو هفته پس از آنکه وزیر امور خارجه امریکا در مصاحبه با بی‌بی‌سی صراحتاً‌ اذعان کرد که دولت این کشور حامی و هدایت کننده اصلی فتنه 88 بوده اما معترضان در داخل ایران تأکید داشتند که نباید این مسأله علنی شود، چون اعتبار جنبش به خطر می‌افتد، نشان‌دهنده هماهنگی برای دور جدید فضاسازی‌ها به‌منظور امتیازگیری از نظام در آستانه انتخابات مجلس است.

این پروژه در حالی علیه کشورمان کلید خورده است که امریکایی‌ها به شدت در تحولات بیداری اسلامی در منطقه احساس باخت می‌کنند و با مشخص شدن نتایج انتخابات‌های صتفی در مصر و انتخابات پارلمانی در تونس نیز به این نتیجه رسیده‌اند که نه تنها در پیش‌بینی تحولات غافلگیر شده و جا مانده‌اند، بلکه در مدیریت این تحولات نیز ناکام بوده‌اند، و با نمایش موقعیت برتر و محوری ایران، قصد مشغول سازی داخلی و درگیر کردن جمهوری اسلامی با مسائل انحرافی را دارند.

در این زمینه، احیای ظرفیت جریان فتنه به‌عنوان یکی از دستور کارهای جدی امریکا قرار گرفته و آن‌ها با درس نگرفتن از باج ندادن نظام به فتنه‌گران در اوج ناآرامی‌های سال 88 و ناامید شدن از آن روش به‌دنبال خروش مردمی در 9 دی و 22 بهمن 88، امیدوار هستند که این بار با ایجاد بحران خارجی و تسری آن به داخل، جریان فتنه را به‌عنوان منجی کشور به نظام تحمیل کنند.

گفتنی است در ذیل این بیانیه اسامی افراد زیر منتشر شده است که به‌دلیل ایراد اتهام‌های جدی به نظام و تکرار ادعای دروغ و بی‌پایه "تقلب" مدعی العموم باید مجدداً‌ علیه نویسندگان این بیانیه اعلام جرم کند:

«۱-بهمن احمدی امویی، ۲- حسن اسدی زید آبادی، ۳-جواد امام، ۴-مسعود باستانی، ۵-عماد بهاور، ۶- سید علیرضا بهشتی شیرازی، ۷-سید مصطفی تاج زاده، ۸-علی جمالی، ۹-امیر خرم، ۱۰-بابک داشاب، ۱۱-محمد داوری، ۱۲-مجید دری، ۱۳-امیر خسرو دلیرثانی، ۱۴-علیرضا رجایی، ۱۵-عبدالله رمضان زاده، ۱۶-عیسی سحرخیز، ۱۷-داود سلیمانی، ۱۸- محمد سیف زاده، ۱۹- قاسم شعله سعدی، ۲۰- اسماعیل صحابه، ۲۱- کیوان صمیمی، ۲۲- فریدون صیدی راد، ۲۳- فیض الله عرب سرخی، ۲۴- محمد فرید طاهری قزوینی، ۲۵- مهدی فروزنده پور، ۲۶- سیامک قادری، ۲۷- ابوالفضل قدیانی، ۲۸- محسن محققی، ۲۹- مهدی محمودیان، ۳۰- محمدجواد مظفر، ۳۱- محمدرضا معتمدنیا، ۳۲- علی ملیحی، ۳۳- عبدالله مومنی، ۳۴- محسن میردامادی، ۳۵- بهزاد نبوی، ۳۶- ضیا نبوی»


 
 
جشن مرموز یهودیان در کنار اهرام مصر !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ آبان ،۱۳٩٠
 

«جشن یهودی‌ها کنار اهرام؟...چه جشنی؟ چه‌کسی با برگزاری این جشن موافقت کرده؟». اینها جملات و سوالات محافل مصری درباره جشنی است که رسانه‌های مصری آن را مرموز اعلام و تاکید کردند چه کسی با جشن یهودیان در 11 نوامبر کنار اهرام موافقت کرده است ؟

به گزارش فارس، قرار است شماری از یهودیان که برخی نشانه‌ها از حضور شیطان‌پرستان در آنان نیز حکایت دارد، قرار است در تاریخ «11» نوامبر در کنار یکی از اهرام مصر جشنی برگزار کنند که برای مصری‌ها کاملا مبهم و به توصیف رسانه‌های مصری، مرموز است.
الاهرام مصر نوشت: «... مراسم یهود نزدیک هرم؟... چه مراسمی؟... چه مراسمی است که برای آیین دینی یهود باید کنار اهرام باشد؟ چه کسی با برگزاری این مراسم موافقت کرده است؟»... اینها سوالات جنجالی است که درباره مراسم یهودی کنار آثار باستانی مصر به راه افتاده است.
 
در حالی که فرقه‌های شیطان‌پرست بسیاری از آیین خود را از آیین بت پرستان و شیطان‌پرستان مصر باستان گرفته‌اند و اهرام را مراکزی برای دریافت و خروج انرژی‌ و عدد 11 را مقدس و نماد شیطان می‌دانند، الاهرام نوشت: قرار است در تاریخ 11 نوامبر مجموعی از گردشگران در کنار یکی از اهرام مراسمی با هدف انرژی‌گیری از اهرام برگزار کنند؛ به این اعتبار که اهرام را منبع انرژی می‌دانند.
 
پایگاه خبری روزنامه الاهرام مصر تصریح کرد: بر آن شدیم تا حقیقت ماجرا را بفهمیم اما به نظر می‌رسد که هیئت فعالسازی گردشگری از جزئیات این مراسم مطلع نیست در حالی که برخی مسئولان در حوزه آثار باستانی اعلام کردند که در این خصوص به برخی ادارات در وزارت گردشگری هشدار داده‌اند.
 
الاهرام افزود: بر خلاف موافقت برخی طرف‌های امنیتی با برگزاری این مراسم اما موافقت نهای برای برگزاری هنوز کسب نشده است و درخواست‌هایی مبنی بر تحقیق درباره حقیقیت این مراسم ارائه شده است.
 
الاهرام در گزارشی نوشت: دکتر عبدالحلیم نور الدین استاد رشته آثار باستانی مصر در دانشگاه قاهره و رئیس دانشکده آثار باستانی و راهنمایان گردشگری در دانشگاه علوم و تکنولوژی مصر با لحنی غمناک و در عین حال خشمگین گفت که «محال است که چنین مراسمی بدین صورت برگزار شود، کسانی که برای گردشگری می‌آیندن نیامده‌اند که این مراسم را در یک شب برگزار کنند [و بروند]، هزار و 200 نفر ... هیچ توجیهی ندارد این مراسم... و افزود: آیا شورای عالی آثار باستانی اطلاعات کافی را درباره گروهی که می‌خواهند این جشن را برگزار کند به دست آورده و تحقیق کرده است؟
 
این استاد مصری افزود: بس است خضوع... بس است تسلیم شدن... این جه جور گردشگری است؟ چه کسی پشت ماجراست؟ با همه احترامی که برای دکتر مصطفی امین که یکی از شاگردانم بوده است، قائلم باید بگویم آیا نیروهایی داخلی در مصر است که این کارها در دست اوست؟
 
 
از طرف دیگر دکتر عبدالحلیم خواستار تحقیق برای مراسم 11 نوامبر کسانی شده است که درخواست آن را داده‌اند.
وی گفت: این یهودی‌ها ادعا می‌کنند که معبد سلیمان زیر مسجد الاقصی است... حالا می‌خواهند بیایند مصر و کنار اهرام این کارها را بکنند و بیایند ثابت کنند که آنها این اهرام را ساخته‌اند... این گردشگری نیست که !.
دکتر عاطف ابو الدهب رئیس بخش آثار باستانی در خصوص اینکه این هیئت آیا قصد دارد که در روز مراسم وارد «خوفو» هرم بزرگ شود، تاکید کرد که در روز مراسم این بخش اهرام بسته می‌شود... در صورت مشاهده شدن هر اقدام و رفتار منحرفی، مراسم بسرعت لغو خواهد شد.
وی در ادامه با اشاره به سود سرشار این مراسم برای مصر بر درآمد مالی آن تاکید کرد و افزود که اگر مراسم به دلیل آنچه ادای مناسک دینی یهود خوانده می‌شود، لغو شود، ما درآمد زیادی که در حدود 2 تا 3 هزار پوند مصری است از دست می‌دهیم.
علی الاصفر مدیر کل منطقه آثار باستانی اهرام با بیان اینکه مصر نمی‌تواند دیانت 5 هزار بازدید کننده اهرام را که هر روز می‌آیند بررسی کند، تاکید کرد که «برپایی مراسم دینی مقابل اهرام صحت ندارد... روز 11 نوامبر هر سال عده‌ای می‌آیند جلوی اهرام زیرا اهرام را مایه انرژی می‌دانند و در مصر هم در تمام طول مراسم پرچم مصر به مدت یک ساعت برافراشته می‌شود. جمعه 11 نوامبر است.
از طرف دیگر سامی محمود نایب رئیس هیئت فعالسازی گردشگری و رئیس بخش گردشگری بین‌المللی هیئت، اعلام کرد که در خصوص مراسم روز 11 نوامبر عده‌ای یهودی مقابل الاهرام اطلاعی ندارد.
الاهرام نوشت: پیگری‌های زیادی انجام دادیم تا به حقیقت موضوع برسیم. دبیر کل شورای عالی آثار باستانی مصطفی امین موافقت شورای عالی با یکی از شرکت‌های خارجی برای برگزاری مراسمی مقابل الاهرام را تکذیب کرد و افزود که آنچه در اخبار و رسانه‌ها درباره موافقت شورا با مراسم گروهی یهودی یا ماسونی منتشر شده است که گفته می‌شود این افراد قرار است تکه طلایی به شکل ستاره داود بر بالای اهرام بگذارند، صحت ندارد.
الاهرام در پایان گزارش تاکید کرد: چاره‌ای نداریم جز اینکه تا روز 11 نوامبر صبر کنیم ببینیم در آن روز، در این مراسم مرموز چه اتفاقی خواهد افتاد.

 
 
تغییر عکس پروفایل کاربران شبکه اجتماعی به عکس سردار قاسم سلیمانی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ آبان ،۱۳٩٠
 

تعداد زیادی از کاربران شبکه خبری اجتماعی افسران در حمایت از فرمانده سپاه قدس ایران تصویر پروفایل خود را به تصویر ایشان تغییر دادند.

به گزارش خبرنگار فارس، با توجه به اینکه برخی از نمایندگان کنگره آمریکا خواهان ترور سردار قاسم سلیمانی شده‌اند، امروز تعداد زیادی از کاربران شبکه خبری اجتماعی افسران برای حمایت از ایشان تصویر پروفایل خود را به تصویر ایشان تغییر دادند.
 
علیرغم اینکه هنوز چند ساعت از آغاز این حرکت نگذشته ، تعداد زیادی از کاربران از این حرکت استقبال کرده‌اند و پیش‌بینی می‌شود که این استقبال ادامه داشته باشد.

 
 
چرا از نیروی قدس می‌ترسند؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ،۱۳٩٠
 

تمرکز آمریکا بر نیروی قدس سپاه و شخص سردار قاسم سلیمانی یکباره علنی شده، ولی مطلقا یکباره بوجود نیامده است. بیش از یک دهه است که آمریکایی ها از نیروی قدس می ترسند و این ترس خود را به روش های مختلف ابراز کرده اند. به‌ویژه از زمانی که آمریکا پس از سال 2001 قدم به منطقه گذاشت و دو کشور عراق و افغانستان را اشغال کرد، مزه رویارویی با نیروی قدس را به عمیق ترین و واقعی ترین شکل ممکن چشیده است.

شاید حدود یک دهه طول کشید تا آمریکا حریف اصلی خود در منطقه را شناخت. درک آمریکا از آنچه قدرت منطقه ای ایران خوانده می شود، عمدتا -اگر نگوییم در همه موارد- مبتنی بر تجربه رویارویی با نیروی قدس است. بدون شک، روزی که حدود یک دهه پیش، آمریکایی ها تصمیم به آغاز حضور نظامی در منطقه گرفتند، به هیچ وجه نمی توانستند تصور کنند که با چه نیرویی مواجه خواهند شد و هماورد اصلی آنها کیست.

آمریکایی ها منطقه خاورمیانه را فضایی گشوده و خالی از رقیب می دیدند که بهتر است به جای کنترل از راه دور، مستقیما در آن حضور پیدا کرده و اداره اش کنند. حالا، بعد از 10 سال، درک آمریکایی ها از محدودیت های عملیاتی، گفتمانی، اطلاعاتی و سیاسی‌شان در منطقه کاملا واقعی شده و تنها چاره ای که پیش روی خود می بینند، این است که بار کنند و از منطقه بروند. شاید بسیاری ندانند، اما این حقیقتی بسیار مهم و گریزناپذیر است که نیروی قدس سپاه و شخص حاج قاسم سلیمانی، در خالی کردن باد نخوت ماشین جنگی آمریکا درون منطقه خاورمیانه یکی از برجسته ترین نقش ها را داشته است.

مشکل آمریکایی ها درباره نیروی قدس، نمونه ای کوچک از مشکلی است که آنها درباره کل انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن دارند. آمریکایی ها نمی توانند بفهمند نیروی قدس چیست، چگونه عمل می کند و چه اهدافی را برای خود مشخص کرده؛ همچنانکه هیچ وقت نتوانستند از ماهیت مکتبی که امام تاسیس کرد و حاج قاسم و یارانش در خلاصه ترین تعریف ممکن شاگردان ممتاز آن مکتبند، سر دربیاورند. به همین دلیل است که برای کسانی که حتی به اندازه ذره ای سپاه را می شناسند، مجموعه اقدامات آمریکا برای پیش بردن پروژه سپاه هراسی، چیزی بیشتر از دست و پا زدن های خنده دار به نظر نمی آید. به این موضوع بازخواهیم گشت.

برخلاف آنچه آمریکایی ها تصور می کنند نیروی قدس بسیار بیش از آنکه یک نیروی عملیاتی زبده باشد- که هست- یک تفکر است، تفکری که مرز نمی شناسد و کلیدواژه ها و گزاره هایی را با خود حمل می کند که مستقیما با بنیادی ترین ارزش ها و روش های تمدن غربی در تضاد و درگیری دائم است.

آمریکایی ها برای آنکه بدانند چرا نیروی قدس توانمند است و چرا اینچنین در هماوردی با آنها موفق بوده، باید اندکی از تحلیل های جیمز باندی فاصله بگیرند و به ریشه های تفکری بیندیشند که قدس حامل آن است.

ترس از نیروی قدس در وهله اول ترس از نیروی برانگیزاننده و سازش ناپذیر اسلام انقلابی است. برخلاف آنچه ذهن علیل آمریکایی تصور می کند کار اصلی نیروی قدس تجهیز تسلیحاتی و عملیات ویژه اطلاعاتی نیست. کار اصلی نیروی قدس آن است که به مسلمانان یادآوری کند، آیینی که با کفر و ظلم سازش می کند و قلت عدد را دلیل کافی برای بی عملی و گام ننهادن در راه مبارزه می داند، اسلام نیست. اسلام حقیقی در اصل، بر مبارزه با شرک بنا شده و امروز بزرگترین شرک تن دادن به سلطه آمریکا و صهیونیست هاست.

آنچه امروز آمریکا را در منطقه زمین گیر کرده و در حال اخراج همیشگی آن از دیار مسلمین است، ترس از موشک های حماس و چریک های حزب الله نیست، بلکه ترس از آن تفکری است که 30 مبارز حزب الله را در روستای عیت الشعب لبنان 33 روز در محاصره کامل چنان با انگیزه نگه داشت که این روستا - در چند صد متری مرز لبنان- تا روز آخر جنگ سقوط نکرد. هر وقت آمریکایی ها فهمیدند که راز آن مقاومت چه بود، نیروی قدس و حاج قاسم سلیمانی و سید حسن نصرالله را هم شناخته اند.

در مرحله بعد، ترس از نیروی قدس، اعتراف به نفرت فراگیر در منطقه خاورمیانه از رژیم غاصب، جنایتکار و منحوس اسراییل است. مبارزه با اسراییل و به دنبال آن درگیر شدن با همه آنچه در منطقه بوی آمریکا می دهد، موتور محرکه اصلی اسلام انقلابی در منطقه است. این نکته ای است که اداره کنندگان کاخ سفید تا پیش از آغاز انقلاب های اسلامی در منطقه هیچ درکی از آن نداشتند. حکومت به ظاهر استوار دیکتاتورها بدل به حجابی پیش چشم غربی ها شده بود که اجازه نمی داد عمق نفرت ریشه دوانده از اسراییل و آمریکا در جان های این مردم را ببینند.

هنر نیروی قدس این بود که در تمام آن سال هایی که آمریکا تصور می کرد مبارک و بن علی و ملک عبدالله منطقه را در قبضه قدرت آمریکا نگه داشته و آن را به مکانی امن برای اسراییل تبدیل کرده اند، آتش مبارزه با صهیونیست ها را در دل های مومنان نه فقط روشن نگاه داشت بلکه هر روز بر شدت و شعله آن افزود تا جایی که اکنون زبانه های آن آتش گر گرفته، در حال سوختن دودمان آمریکا در منطقه است. هر وقت آمریکا توانست راز نفرت گسترده از اسراییل در منطقه را دریابد، سر محبوبیت و موفقیت قاسم سلیمانی و مردانش را هم خواهد فهمید.

در گام سوم، ترس از نیروی قدس، ترس از بسط الگوی انقلاب اسلامی است. حاج قاسم سلیمانی زمانی در یکی از معدود اظهارنظرهای آشکارش گفته بود ملت ایران تنها ملتی در جهان است که لیاقت شکست تاریخی آمریکا را دارد. حدود 5 سال پیش که این جمله از قول حاج قاسم نقل شد بسیاری آن را یک آرزوی بزرگ، شیرین و البته دور دانستند. امروز چطور؟ امروز که نتانیاهو هم از بیخ گوش خود صدای امام خمینی(ره) را می شنود و رابرت گیتس می گوید درگیر شدن با ایران به معنای آن است که فردا آمریکا ناچار باشد درون خاک خود با فرزندان انقلاب ایران بجنگد، آیا باز هم می توان گفت که جمله حاج قاسم بیان یک آرزوی دور بوده است؟

آمریکایی ها می دانند بزرگ‌ترین و راهبردی ترین مشکل‌شان در آینده این است که چگونه با روند بازگشت اسلام سیاسی به منطقه مواجه شوند. آنچه این مسئله را سهمگین تر می کند، این است که آمریکایی ها دریافته اند بازگشت اسلام سیاسی و تلفیق دین و حکومت در منطقه هیچ معنایی جز بسط الگوی ایران ندارد و ایران تنها کشوری در جهان است که تلفیق موفق و کارآمد دین و حکومت در آن شکل گرفته و تجربه شده است و مهمترین محصول آن تجربه هم همان است که قاسم سلیمانی گفت: ایران آمریکا را در منطقه سر جای خود نشانده است.

بله، نیروی قدس مبارزان در منطقه را مسلح می کند اما نه به سلاح، بلکه به تفکری که هزاران بار برنده تر از هر سلاحی است. حاج قاسم به کسی در منطقه اسلحه نداده است. نیازی به این کار نیست. او به مبارزان منطقه آموخته که چگونه فکر کنند تا از دل آن کاری ترین ایده ها برای ضربه زدن به پیکره استکبار بیرون بیاید. این بزرگ‌ترین سلاح ممکن است. هر زمان آمریکایی ها راز بازگشت اسلام سیاسی به منطقه را دریافتند، نیروی قدس را هم شناخته اند.

چهارمین نکته این است که ترس از نیروی قدس به معنای ترس از غلبه رفتار ایدئولوژیک بر رفتار پراگماتیک است. آمریکایی ها بهتر از هر کسی در این جهان، معنای این جمله را می فهمند. دو پرونده را در نظر بگیرید؛ یکی پرونده هسته ای در دوران دوم خرداد و دیگری پرونده عراق. یکی را پراگمات ها اداره کردند و دیگری را شاگردان حاج قاسم؛ مردان آفتاب سوخته ای که کوره راه های کوه و بیابان را بهتر از محلات شیک و چشم فریب شهرها می شناسند.کدام پرونده بهتر اداره شد؟ هر وقت آمریکایی ها جواب این سوال را دانستند، نیروی قدس را هم شناخته اند.

و آخر از همه ترس از نیروی قدس، هراس از بی معنا شدن مرزهاست. قدس به مؤمنان یاد می دهد، به جای ماندن در خانه خود، در خانه دشمن با او بجنگند. آمریکا شاید تا همین اواخر این موضوع را جدی نمی گرفت اما حالا که از قلب نیویورک هم صدای مرگ بر اسراییل می شنود، باید فهمیده باشد که معنای "عملیات برون مرزی" چیست. هر وقت آمریکایی ها فهمیدند که نفرت از اسراییل چگونه به نیویورک رسیده الگوی عمل نیروی قدس در خاورمیانه را هم کشف خواهند کرد.

این نوشته فقط یک مقدمه است. هر کس بخواهد درباره نیروی قدس سخن بگوید -امر مبارکی که ظاهرا باب آن باز شده- باید عمیقا در یک مفهوم دیگر یعنی مفهوم شهادت طلبی هم تامل کرده باشد. آمریکایی ها البته می دانند این حرف یعنی چه، چرا که احتمالا تحلیلگران‌شان به آنها گفته اند که تقریبا همه اظهارنظرهای منتشر شده حاج قاسم سلیمانی مربوط به مجالس بزرگداشت شهداست، مجالسی که اهلش می گوید حاج قاسم دعوت به هیچ کدام از آنها را رد نمی کند و کلام اول و آخرش این است که: «دعا کنید جا نمانم». هر وقت آمریکایی ها راز عشق حاج قاسم به احمد کاظمی را فهمیدند، نیروی قدس را هم شناخته اند.

خلاصه کنیم. ترس از نیروی قدس، هراس از بهترین و دلیرترین مردان ایران است که در گمنامی محض، در خطرناک ترین حوزه های ماموریتی و برای کمک به مردمی که جز بیان رنج های خود چیزی برای عرضه به آنها ندارند و فقط با هدف گسترش اسلام، سر از پا نمی شناسند. مفهومی چنین عمیق و بزرگ آیا در ذهن های کوچک و دیجیتالیزه شده آمریکایی ها جا می شود؟


 
 
رهبر انقلاب در لباس احرام + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ،۱۳٩٠
 

 این تصویر مربوط به حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم حج سال 58 است که با توجه به ایام حج و آغاز مناسک حج، پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب این عکس را همراه با «تصویر» دستخط ایشان می باشد .

خوشا به سعادت انسانهایی که در این ایام با حضور در مناسک حج واجب ، حقیقت عاشقی را تجربه می کنند .

از همه اهالی با معرفت عرفه التماس دعا

یا علی


 
 
دردناکترین ازدواج قرن بین دختر 8 ساله و یک پسر 12 ساله + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ،۱۳٩٠
 

یکی از غم انگیز‌ترین ازدواج‌های جهان در لبنان برگزار شد. در این مراسم ازدواج، دختر ۸ ساله به نام خلود که سال‌هاست مبتلا به سرطان است با دوست بیمارش، کریم ۱۲ ساله ازدواج کرد.
این مراسم در حقیقت بزرگ‌ترین آرزوی خلود بود او همیشه به دوستان و خانواده‌اش می‌گفت دوست دارد قبل از مرگش لباس سفید عروسی به تن کند. این مراسم در یکی از سالن‌های بزرگ و مجلل بیروت برگزار شد و خانواده این عروس و داماد با اشک و آرزوی شفا برای این دو کودک جشن با شکوهی برپا کردند.
لباس عروس توسط طراح مدل لباس معروف «زهیر مراد» دوخته شده و یکی از طراحان چهره مشهور، کار آرایش این دو کودک را انجام داده بود. خلود و کریم برای نخستین بار یکدیگر را در بیمارستان کودکان سرطانی دیدند و از همان ابتدا با هم دوستان صمیمی شدند.
"با آرزوی شفای تمام بیماران


 
 
دردنامه پدر یک فریب خورده جلبک سبز
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ،۱۳٩٠
 

راستی آقای تاج زاده شما هزینه های صدها روزنامه، هفته نامه و ماهنامه زنجیره ای دوره اصلاحات و همچنین هزینه های صدها دفاتر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را از کجا می آوردید؟

پدر یکی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ۸۸ که در گذشته از همکاران تاج زاده در وزارت کشور بوده با انتشار نامه ای، به عملکرد منافقانه تاج زاده و همدستانش در طول چند سال گذشته و دروغهای بزرگ آنها اعتراض کرد.
به گزارش کلمه نیوز وی در این نامه خطاب به تاج زاده نوشته است: من یکی از فعالین سیاسی در زمان مسئولیت شما در وزارت کشور و شاید بهتر است بگویم یکی از آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ هستم، پسر ۲۴ ساله من که بخاطر دروغ بزرگ شماها به خیابان رفته بود تا به اصطلاح حق خود، یعنی رأی دزدیده شده اش! را باز پس گیرد و مدتی در بازداشت بسر برده. او که روزی جنبش سبزی ۲ آتشه بود امروز بطور افراطی از هر سبزی متنفر است. چرا؟ می گویم، روزها و هفته های اول که شما و دوستان داخلی و خارجی شما مانند BBC و VOA و رادیو اسرائیل توانسته بودید به عده ای القاء کنید که در انتخابات تقلب شده پسر من نیز جزو فریب خوردگان بود و هر شب با کوله پشتی پر از سنگ و قمه از منزل خارج می شد و پاسی از شب گذشته خسته و کوفته به خانه برمی گشت و استراحت می کرد تا شب بعد بتواند با انرژی بیشتر به صحنه درگیریها برگردد.
وی می افزاید: «در آن ایام گاهی برادر من به منزل ما می آمد و با پسرم بحث می کرد برادرم می گفت، باید صبر کرد تا مستندات دال بر تقلب ارائه شود.اما صرف یک ادعا نباید چنین انتخابات پرشکوهی را که در دنیا بی نظیر است زیر سوال برد. پسرم می گفت، یعنی شما می گوئید نخست وزیر امام دروغ می گوید؟ برادرم در جواب می گفت، آیا نخست وزیر امام بالاتر است یا خود امام؟ آیا امام نگفته تخلف از قانون حرام است؟ آیا مملکت قانون ندارد؟ مگر نخست وزیر امام در همین چارچوب قانونی کاندیدا نشده است اگر این چهارچوب را قبول نداشت نباید در انتخابات وارد می شد. وقتی وارد شده یعنی قبول دارد خب همین چهارچوب قانونی برای ابراز اعتراض نسبت به نتایج انتخابات نیز ساز و کار لازم را دیده است. وانگهی نامه ای که آقای میرحسین به شورای نگهبان نوشت یا دلائلی که همسر وی اقامه کرد مانند آنکه گفت مگر می شود مردم تبریز به فرزند خود و مردم لرستان به دامادشان رأی ندهند آنقدر مضحک و بی پایه و اساس بود که حتی از سوی برخی از جنبش سبزیهای منصف هم نقد شد.
این پدر آرزده خاطر همچنین نوشت: آقای تاج زاده! برادر من که بهترین دوران جوانی خود را در جبهه ها گذرانده خود به میرحسین رأی داده بود چرا که او را یادگار روزهای آرمانی انقلاب می شمرد اما پس از رفتارهای غیرقانونی و هنجارشکن وی نظرش کاملا از او برگشت. او امروز مانند گذشته از مخالفان سرسخت احمدی نژاد است اما می دانید مهمترین مساله ای که نظر برادر مرا از شما و دوستانتان برگردانده چیست؟ حمایت صریح مقامات جنایتکار آمریکا، اسرائیل و انگلیس از جنبش سبز و عدم اعلان برائت شما از آنها. او می گوید امام می گفت اسرائیل اگر دست به دریا بزند دریا نجس می شود ضمن اینکه امام گفت اگر دشمن از کسی تعریف کرد او بداند حتما غلطی کرده است که دشمن از او تعریف کرده است.در ادامه این نامه آمده است: مردم ما سالهای مدیدی است که از شما خوانده اند و شنیده اند که این نظام استبدادی است و انتخابات آن هم فرمایشی است، حال سوال این است که چرا شما و دوستانتان در این نظام استبدادی! و انتخابات فرمایشی! برای حضور در قدرت سرو دست می شکنید. چرا هر بار با هزینه ای بیشتر در انتخابات شرکت می کنید و در همین مصاحبه اخیرتان نیز برای چندمین بار ضمن کودتا خواندن انتخابات سال ۸۸، آنهم بدون ارائه حتی یک برگ سند دال بر تقلب یا کودتا، زمزمه حضور اصلاح طلبان را در انتخابات آتی مجلس سر داده اید. ثانیاً، بهتر است بگوئید این نظام از چه زمانی استبدادی شده است؟ آیا در دوره چندین ساله حاکمیت شما هم بویژه در دوره اصلاحات که دو قوه از سه قوه و مجمع تشخیص مصلحت نظام در دست شما بود نظام استبدادی بود؟

کشورهای عربی که در مصاحبه خود نام بردید و رژیمهای سابقشان را دیکتاتور خواندید، سابقا دوستان شما بودند و شما هزینه های انتخاباتی خود را از ایشان می گرفتید و آنها شرکای تجاری شما بودند اگر باور ندارید از کروبی و موسوی و خاتمی بپرسید ایشان با جزئیات تمام به شما خواهند فهماند هر چند که بعید است که شما ندانید و خبر نداشته باشید. مگر می شود یار غار مهدی [هـ ] باشید و از این ماجراهای پشت پرده بی اطلاع باشید. راستی آقای تاج زاده شما هزینه های صدها روزنامه، هفته نامه و ماهنامه زنجیره ای دوره اصلاحات و همچنین هزینه های صدها دفاتر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را از کجا می آوردید؟
وی در این نامه از تاج زاده و دوستانش خواست از طرف خانواده های برخی جوانان ساده دل که فریب آنها را خورده بودند، حرف نزند چرا که ماهیت فرصت طلبان آشکار شده است.


 
 
شباهتهای ابراهیم یزدی با راشد الغنوشی به تعبیر بالاترین !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ،۱۳٩٠
 

تعجبشبکه بالاترین راز نامه نگاری رئیس گروهک نهضت آزادی به راشد الغنوشی رهبر حزب النهضه تونس را فاش کرد.
ابراهیم یزدی اخیراً به بهانه پیروزی حزب اسلامگرای النهضه در اولین انتخابات بعد از پیروزی انقلاب تونس، اقدام به نامه نگاری خطاب به الغنوشی کرده و ضمن آن جمهوری اسلامی را متهم به استبداد و اختناق کرده بود. یزدی از غنوشی خواسته بود به روش انقلاب اسلامی عمل نکند.
 اما صرف نظر از محتوای این نامه، بالاترین درباره چرایی انتشار چنین نامه هایی نوشت: دکتر یزدی در حالی که سیاستمدار مطرحی نیست همچنان که حزب وی (نهضت آزادی)، حزب توده ای و دارای طرفدار نبوده و نیست. اما راشد الغنوشی که مخاطب نامه قرار گرفته هم آدم مهمی است و هم رئیس حزبی است که اکثریت مجلس موسسان تونس جدید را برنده شده است. لذا به این دلیل و هم به این دلیل که تونس در مرکز حساسیت جهانی نسبت به کشورهای درگیر بهار عربی قرار گرفته، راشد الغنوشی توی بوق است و هر حرفی خطاب به او می تواند مورد توجه قرار گیرد. به نظر می رسد خاتمی هم می تواند از این شیوه نامه پراکنی و مکاتبه استفاده کند.
بالاترین پس از اعتراف به بی اعتباری کسانی چون رئیس گروهک نهضت آزادی نوشته است: کاری که آرزوی آن را داریم یعنی وادار کردن رژیم به عقب نشینی، کاری بسیار مشکل و سنگین است.
گفتنی است گروهک های نفاق به ویژه نهضت آزادی به زیست انگلی معروف هستند و معمولا از طریق آویزان شدن به اعتبار افراد و جریان های سیاسی دیگر تلاش کرده اند از محاق فراموشی و نابودی کامل خارج شوند. انتشار نامه های سرگشاده معمولا یکی از همین روش های جلب توجه در میان گروهک های ضد انقلاب محسوب می شود حال آن که اغلب این نامه ها به دست مخاطب اصلی و ادعا شده نمی رسد.


 
 
عذرخواهی وزیر از ملت کارساز شد ، حسینی با 141 رأی ماندگار شد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آبان ،۱۳٩٠
 

نمایندگان مجلس با ۱۴۱ رأی مخالف به استیضاح سیدشمس‌الدین حسینی، وی را در وزارت اقتصاد ابقا کردند.
به گزارش فارس، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (سه‌شنبه) پارلمان و در جریان بررسی طرح استیضاح وزیر اقتصاد، بعد از استماع توضیحات سیدشمس‌الدین حسینی وزیر اقتصاد و سخنان موافقان و مخالفان وی، با ۹۳ رأی موافق، ۱۴۱ رأی مخالف و ۱۰ رأی ممتنع از مجموع ۲۴۴ نماینده حاضر، با استیضاح حسینی مخالفت ‌و وی را در وزارت اقتصاد ابقا کردند که بر این اساس وی به فعالیت خود در ساختمان وزارت امور اقتصاد و دارایی در خیابان "صور اسرافیل" ادامه می‌دهد.

نمایندگان مجلس هشتم تاکنون مرحوم علی کردان وزیر کشور دولت نهم، حمید بهبهانی وزیر سابق راه و ترابری دولت دهم و مجید نامجو وزیر نیروی دولت دهم را استیضاح کردند که از این ۳ وزیر، تنها نامجو توانسته بود مجدداً از مجلس رأی اعتماد بگیرد.

سید‌شمس‌الدین حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی سومین وزیر استیضاحی دولت دهم و ‌چهارمین وزیری است که در مجلس ‌هشتم استیضاح شد.
در روز استیضاح رئیس مجلس در دفاع از وزیر اقتصاد صحبت کرد و از نمایندگان خواست که به استیضاح رای مخالف بدهند.


 
 
بازداشت حاج مرتضی و محسن طاهری در فرودگاه جده
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آبان ،۱۳٩٠
 

یک مقام آگاه از بازداشت ۱۵۰ نفر از حجاج ایرانی در فرودگاه مدینه به بهانه ویزای جعلی خبر داد و گفت: از ۷ صبح امروز آخرین کاروان اعزامی به حج تمتع در فرودگاه مدینه متوقف شده است.

این منبع آگاه که خود در این کاروان حضور دارد طی تماسی با خبرنگار فارس اظهار داشت: به ما می‌گویند ویزای ما مشکل دارد در حالی که ویزای ما اصل است و از کنسولگری مشهد صادر شده است و برخی ماموران خودشان هم اصل بودن ویزا را قبول دارند.

وی افزود: از صبح تا کنون ۲ مرتبه تمام بار ما و خودمان را تفتیش و بازرسی کرده اند. حتی به ما اجازه برگزاری نماز جماعت نداده و نماز را بر هم زده اند. می‌گویند ایرانی‌ها اکثراً یهودی و یهودی زاده هستند و دلیلی ندارد حج بیایند.

به گزارش فارس، در این کاروان مداحان سرشناسی مانند حاج مرتضی طاهری و حاج محسن طاهری و ۵ روحانی حضور دارند و شخصیت سیاسی خاصی حضور ندارد.

این برای چندمین بار است که با حجاج ایرانی برخوردهای توهین آمیز صورت می‌گیرد و برخوردهای مشابهی از فرودگاه جده گزارش شده است.

گفتنی است طی سال گذشته در ایام عمره مفرده هم کنسولگری مشهد برای صدور ویزا با مشکل مواجه بود و ویزای حجاج با تاخیر زیاد صادر می‌شد.


 
 
ترقی معکوس گلشیفته فراهانی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ آبان ،۱۳٩٠
 
"گلشیفته فراهانی" یکی از بازیگران عرصه سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران بود که در عرصه هنری کارنامه بسیار موفقی داشت و جوایز بسیاری را بخاطر برخی در نقش های مختلف دریافت کرده بود، مدتی است در پی آرزوی جهانی شدنش (!) به کشورهای غربی سفر کرده است.

گلشیفته فراهانی در سینمای ایران نامی برای خود دست و پا کرد و پله های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت به طوری که امید می رفت این هنرپیشه به بازیگر اول زن سینمای ایران تبدیل شود اما گلشیفته فراهانی قدر این جایگاه را ندانست و به دلیل رفع نیازهای جنسی اش بازی در فیلم های غیر اخلاقی غرب را برگزید.

نقطه مقابل فراهانی، سهیر رمزی بازیگر مصری تازه مسلمان شده قرار دارد. بازیگری که هرچند سابقه طولانی در فیلم های ضداخلاقی داشت اما با قبول پوشش اسلامی ، خط بطلانی به گذشته سراسر تاریکش کشید.
 


رمزی مدتی پیش با ظاهری محجبه در برنامه‌های ماه مبارک رمضان به ایفای نقش پرداخت. وی در خصوص ادامه بازیگری اش با ظاهری موجه گفت: روحانیون به من گفته‌اند که من تا زمانیکه در یک فیلم صحنه‌های غیراخلاقی نباشد می‌توانم به بازی خود در فیلم‌های مختلف ادامه دهم.
 


گلشیفته فراهانی با خارج شدن از ایران ابتدا حجاب خود را که زینت هر بانوی مسلمان است، برداشت و سپس بازی در فیلم مجموعه دروغها (Body of Lies) و همبازی شدن با لئوناردو دی کاپریو را تجربه کرد.

 

 


 

 


بازیگر سابق سینمای ایران طی مصاحبه ای با مجله مدهای نیمه پورنوی فرانسوی «ووگ» که عکس با کت و شلوار وی نیز در آن مجله درج شده بود ضمن مخالفت خود با حجاب و اسلام، اظهار داشت: من از حجاب متنفرم! در اسلام حجاب بر سر می کنند تا میل جنسی مردان را مهار کنند. چرا من باید به تحریک جنسی مردان متکی باشم؟

 

به نظر می رسد گلشیفته فراهانی با گفتن این چنین حرف هایی، در صدد بود تا راه را برای بازی کردن در فیلم های غیر اخلاقی و مستهجن هموار می کرد.

وی در یکی از آخرین فیلم هایش نشان داد که به چه راحتی می تواند همه چیز (ته مانده اعتقاداتش و حتی جسمش) را فدای رویای جهانی شدن اش کند.
 


بنا بر این گزارش،  به همان اندازه که سهیر رمزی بازیگر تازه مسلمان شده مصری راه را درست رفته، گلشیفته فراهانی بازیگر تازه از دین خارج شده ایرانی راه را کج رفته است.

در پایان به نظر می رسد علاوه بر اشتباهاتی که شخص گلشیفته فراهانی در رسیدن به این جایگاه مرتکب شده، نباید از نقش خانواده، دوستان، آموزش و پرورش، مسئولان فرهنگی جامعه، همکاران هنری چشم پوشی کرد.

با بررسی شرح حال این خانم بازیگر یاد شعری زیبا افتادم که با اوضاع ایشان همخوانی عجیبی دارد !

از دست بوس میل به پا بوس کرده ای

خاکت به سر ترقّی معکوس کرده ای

صد حیف از برخی ایرانیها که در دام فریبکاری شیاطین افتاده و هم حیثیت خود را به باد می دهند و هم نام و نشان ایرانی غیرتمند را لکه دار می کنند . خدا کند که این بازیگر توانمند سینمای ایران خود را از مهلکه ای که در آن افتاده نجات داده و همچون بازیگر مصری عاقبت به خیر شود .

 


 
 
اولین اظهارنظر نصرتی درباره حرکت غیراخلاقی‌اش
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ آبان ،۱۳٩٠
 

مدافع تیم فوتبال پرسپولیس با عذرخواهی از جامعه فوتبال بابت اتفاقی که در دیدار روز شنبه این تیم برابر داماش گیلان رخ داد، گفت که این اتفاق عمدی نبوده است.

محمد نصرتی در گفت‌و‌گو با ایسنا، گفت: سال‌های سال است که در سطح اول فوتبال ایران برای تیم ملی و باشگاه‌های مختلفی بازی کرده‌ام و حتی در تمامی این سال‌ها کوچک‌ترین مشکلی نداشته‌ام. بعضی وقت‌ها به یک بازیکن کم حاشیه‌می گویند اما من بی‌حاشیه بودم. نمی‌دانم شاید اگر این اتفاق برایم با پیراهن تیم دیگری می‌افتاد رسانه‌ها آنقدر به این موضوع نمی‌پرداختند.

وی افزود: تیم ما در شرایطی قرار داشت که پیروزی در خارج از خانه و آن هم در شرایط جوی گیلان می‌توانست بسیار خوب باشد و من پس از گل پرسپولیس از فرط خوشحالی نمی‌دانستم چه کار باید انجام بدهم به همین خاطر در حلقه شادی بازیکنان پرسپولیس اضافه شدم. اگر به آن صحنه دقت کنید، صورت من به طرف دیگری بود و به دنبال وحید هاشمیان می‌گشتم و متوجه نشدم دستم به کدام سمت می‌رود. قسم می‌خورم که عمدی در کار نبود. با این حال وقتی خودم تصویر تلویزیونی را دیدم به عنوان یک بیننده تلویزیونی استنباط دیگری داشتم اما خدا را شاهد می‌گیرم که در آن صحنه هیچ عمدی نداشتم.

وی افزود: امشب به کمیته انضباطی باشگاه آمدم تا توضیحاتم را ارائه کنم. برایم عجیب بود که چطور شبکه‌های تلویزیونی صحنه آهسته آن اتفاق را پخش کردند. در حالی که در شرایط عادی و فیلم معمولی، آن صحنه قابل تشخیص نبود.

وی افزود: هرچند تاکید می‌کنم عمدی در کارم نبود اما از همه فوتبال‌دوستان عذرخواهی می‌کنم. اصلا چنین شخصیتی ندارم که بخواهم چنین کارهایی را انجام دهم. من چندین سال در سطح اول فوتبال ایران بازی کرده‌ام و دو، سه سال در خارج از کشور بوده‌ام اما هیچ گاه کسی از من حاشیه‌ای سراغ ندارد.

وی درباره احتمال احضارش به کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال گفت: به کمیته انضباطی می‌روم و از خودم دفاع می‌کنم. به آن‌ها می‌گویم که هیچ گاه سابقه بدی نداشته‌ام و توضیحات لازم را ارائه خواهم کرد اما بار دیگر به خاطر این اتفاق سهوی عذرخواهی می‌کنم.

خوب در زمانه ما دروغگوها مثل پینوکیو دماغشون دراز نمی شه وگرنه چهره نصرتی با این اظهاراتش واقعا دیدنی می شد و احتمالا طول دماغش از رشت تا تهران امتداد پیدا می کرد !


 
 
حرکات زشت و شرم آور پرسپولیسیها بعد از گلزنی به داماش + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ،۱۳٩٠
 

سرخ پوشان پایتخت بعد از ظهر امروز توانستند با پیروزی ۳ بر ۲ برابر تیم داماش گیلان ۴ رتبه جایگاه خود را در جدول بهبود ببخشند.

در نخستین بازی هفته دوازدهم رقابت‌های فوتبال لیگ بر‌تر کشور از ساعت ۱۵: ۳۰ دو تیم پرسپولیس و داماش در شهر رشت به مصاف هم رفتند که این بازی با برتری ۳-۲ پرسپولیس خاتمه یافت.

نکته غیر اخلاقی این بازی حرکات به دور از اخلاق برخی بازیکنان مانند شیث رضایی و نصرتی بود که در ادامه عکس این حرکات را ببینید

 

حرکت زشت , زننده و غیر اخلاقی شیث رضایی بعد ازبه ثمر رسیدن گل هادی نوروزی در بازی داماش – پرسپولیس

 

 

حرکت زشت , زننده و غیر اخلاقی نصرتی با شیث رضایی بعد ازبه ثمر رسیدن گل وحید هاشمیان در بازی داماش – پرسپولیس

 واقعا این فجایع اخلاقی در میان بازیکنان مثلا حرفه ای فوتبال آن هم در باشگاههای مثلا فرهنگی کشور و تیمی مثل پرسپولیس با این همه ادعا ، حال همه رو به هم میزنه

 


 
 
عاشق و معشوقی که هزار و پانصد سال در کنار هم خوابیده اند + تصویر
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ،۱۳٩٠
 

باستان شناسان ایتالیایی موفق به کشف اسکلت زوجی شدند که حدود یک هزار و ۵۰۰ سال پیش دفن شده‌اند اما هنوز هم دست‌های یکدیگر را در دست می‌فشارند. بقایای باقیمانده از اسکلت یک زوج از دوران روم باستان نشان می‌دهد این زن و مرد یک هزار و ۵۰۰ سال دست‌های یکدیگر را گرفته‌اند.
باستان شناسان ایتالیایی معتقدند این زوج به طور همزمان بین قرن ۵ و ۶ پس از میلاد در شمال مرکزی ایتالیا به خاک سپرده شده‌اند. یک حلقه برنزی در انگشتان زن دیده می‌شود و به نظر می‌رسد که این زن در حال نگاه کردن به مرد است.

باستان شناسان معتقدند این دو هنگام دفن شدن به صورت یکدیگر خیره شده بودند. وضعیت ستون مهره مرد نشان می‌دهد سر وی پس از مرگ به سمت دیگری چرخیده است. این ۲ اسکلت توسط باستان شناسان دانشگاه بولونیا در ایتالیا مورد مطالعه و بررسی قرار می‎گیرد تا سن، نسبت و همچنین علت مرگ آن‎ها مشخص شود.


 
 
گفتگو با مادر یک شهید دوران دفاع مقدس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ،۱۳٩٠
 

هنوز زمان زیادی از دوران دشوار هشت سال جنگ تمام عیار صدام با پشتوانه آمریکا ، آلمان ، فرانسه ، انگلیس ، ایتالیا ، کانادا ، استرالیا ، بلژیک ، شوروی به عنوان ابرقدرتهای آن دوران از یکسو و تمامی کشورهای مرتجع عربی از قبیل عربستان ، اردن ، کویت ، امارات عربی ، بحرین ، عمان ، مصر ، الجزایر ، تونس ، یمن ، لیبی و ... با دلاور مردان غیور ایران زمین نمی گذرد .

البته برخی از ایرانیهای فراموشکار و بی سلیقه ، در حوادث مختلف پیش آمده پس از پایان جنگ ؛ با نادیده گرفتن دستان خونین مقامات کشورهای فوق الذکر ، دل به شعارهای مزخرف و ملوّن این روباههای روزگار بسته و در نقش عوامل داخلی این نامردهای روزگار چهره نمودند و حوادث تیرماه 78 و خردادماه 88 را آفریدند که جای تأسف دارد . چرا که مسلمان اگر از یک ناحیه چند بار گزیده شود باید در مسلمانی او شک کرد .

با این مقدمه پای مصاحبه ای با مادر یکی از صدها هزار شهید سرافراز این مرز و بوم می نشینیم که در دوران جنگ هشت ساله ایران اسلامی در برابر جبهه متحد تمامی کشورهای شیطانی دنیا با رشادتهای خود توانستند برای اولین مرتبه در صده های اخیر در برابر جنگی تحمیلی ، دشمن را سرکوب کرده و اجازه ندهند حتی یک وجب از ایران عزیز کم شود .

 آنچه خواهید خواند قسمتی از مصاحبه با خانم قدیری مادر شهید «محمد مرادی گرکانی» از فرمانده‌هان هشت سال دفاع مقدس است


*سوال: 22 بهمن رفتید بهشت زهرا؟

*قدیری: بله. محمد از دبیرستان آمد و گفت: مامان اسمم را نوشتم در انتظامات. گفتم: «انتظامات دیگه چیه محمد؟! هر روز یک حرفی می‌زنی‌ها!» کارتش را در آورد و نشانم داد و همان روز بعد از ظهر رفت. فردا صبحش یعنی روز 22 بهمن 57 همه فامیل عقب کمپرسی حاجی سوار شدند و با هم رفتیم سمت بهشت زهرا. در خیابان شهید رجایی در یک کوچه فرعی ماشین را پارک کردیم و منتظر شدیم تا امام رد شوند. روز به یاد ماندنی بود. *فارس: اگر کسی به عقاید محمد توهین می‌کرد، عکس العمل شهید مرادی گرکانی چگونه بود؟ *قدیری: اوایل انقلاب منصور در بیمارستان بستری شده بود که با یکی از پرستارها دعوایش می‌شود و می‌آید خانه. وقتی می‌رسد سر کوچه‌مان می‌بیند دارند به امام توهین می‌کنند. منصور تا با آنها درگیر می‌شود آن افراد می‌گویند: برو برو با اون مادرت که روسری‌ را تا پایین صورتش می‌کشد تا کچلی‌اش معلوم نشه! منصور وقتی آمد خانه و قضیه را گفت، محمد شروع کرد به خندیدن. گفت: مامان یک وقت نکنه روسری‌ات را بزنی عقب تا نشان بدی کچل نیستی‌ها! گفتم: نه، خاطرت جمع باشه. (خنده)یه مرتبه دیگر یکی از اقوام پشت سر آقای فلسفی بد حرف زد و گفت: «مگر ما از زنبور کمتریم؟ ما هم شاه می‌خواهیم» محمد آنقدر با او منطقی بحث کرد که طرف گفت: پشیمان شدم. محمد هم گفت: هیچ وقت حرفی را الکی پخش نکن. آنهایی که قابل بودند با آنها بحث می‌کرد اما می‌دیدیم با بعضی کاری ندارد وقتی ازش می‌پرسیدم چرا؟ می‌گفت: آخه مامان اینها چیزی سرشان نمی‌شود که من حرفی بزنم. توی مغز این‌ها چیزی فرو نمی‌رود. 
*سوال: شهید مرادی اخلاقش چه طور بود؟

*قدیری: محمد از همان کودکی حواسش به اتفاقات اطرافش جمع بود. یادم نمی‌رود که در آب موتور که زندگی می‌کردیم همسایه‌مان یک بچه شرور داشت. همیشه محمد به من می‌گفت: مامان اجازه نده ناصر برود نزدیک سعید عصمت خانم. چون سعید جنسش خرابه. بچه‌ها را با هم دعوا می‌اندازد و خودش گوشه‌ای می‌خندند. به حجاب هم خیلی اهمیت می‌داد. یادم می‌آید برای خواهرش بلوز دامن خریده بودم. همان لباس را تنش کردم و رفتیم منزل برادرم. یک کم یقه لباسش باز بود. یک لحظه متوجه شدم محمد ناراحت است و چیزی هم نمی‌گوید. وقتی آمدیم خانه گفت: این چیه تن مریم کردی؟ گفتم: مگه چیه؟ گفت: گردنش بیرونه. گفتم: خوب مادر جان دایی محرمه. محمد گفت: چون محرمه آدم باید این طور لباس بپوشه؟!به نظافتش هم خیلی اهمیت می‌داد. همیشه مسواک می‌زد اگر شب خوابش می‌برد نصفه شب که بیدار می‌شد مسواک می‌زد.

*سوال: محمد اهل ورزش کردن هم بود؟ 

*قدیری: فوتبال خیلی دوست داشت. یکبار آمد گفت: مامان شصت پام درد می‌کنه، چون با دمپایی بازی می‌کرد و ناخن‌ پایش می‌شکست. ‌گفتم: خب بازی نکن. محمد ‌گفت: نمی‌شه، من فوتبال دوست دارم. اصلا آرام و قرار نداشت.  *فارس: در مورد شهادت با شما صحبت می‌کرد؟ *قدیری: وقتی دکتر چمران شهید شد، صبح رادیو اعلام کرد شیر بیشه لبنان به شهادت رسید. هنوز اسم ایشان را نگفته بود که محمد زد توی صورتش گفت: ای داد! دکتر چمران هم شهید شد. من گفتم هنوز رادیو اسمی نبرده که؟ گفت: جز او کسی به لبنان کاری نداشت.
محمد خیلی ما را نسبت به مسائل مختلف آگاه می‌کرد. کتاب‌های شهید مطهری، شهید دستغیب و... را می‌آورد، می‌گفت: مادر این‌ها را بخوان. آن قدر در مورد شهادت برای من کتاب آورد خواندم که دیگر خودم شیفته شهادت شده بودم. همیشه در قنوتش آیه مربوط به شهادت را می‌خواند. می‌گفتم به من هم یاد بده بخوانم. می‌گفت: مادر تو که نمی‌خواهی بری جبهه. گفتم شاید وقتی می‌رم نماز جمعه بمب بزنند و خدا هم ما را ببرد. محمد گفت: مادر شما آیه «ربنا واغفرلنا ...» را بخوان. سرنمازش چنان گوله گوله اشک می‌ریخت که نگو.  

*سوال: اولین دفعه‌ای که رفت جبهه چند ساله بود؟

*قدیری: 21 سالش بود که گفتم شش ماه رفت جبهه و در این مدت فقط یک نامه داد. بعد از این چند ماه آمد و گفت: یک هفته آمدم مرخصی. سه روز بعد دیدم می‌گوید می‌خواهم بروم. گفتم: مگه تو نگفتی یک هفته هستم؟ گفت: «مامان عملیات نزدیک است من باید جای یکی از دوستانم که داماد شده بروم منطقه. تو راضی هستی که آن داماد عروسش را رها کند و برود جنگ؟! من به جای او می‌روم.» من خیلی ناراحت بودم و گریه می‌کردم اما محمد رفت.
کلا در طول مدتی که جبهه بود 3 دفعه آمد مرخصی و 3 دفعه هم نامه داد. دفعه آخر که آمد پدرش گفت: محمد جان برویم گرکان، دایی و عمویت خیلی دلشان برای تو تنگ شده. قبول کرد و با هم رفتیم. آنجا با همه خداحافظی کرده بود. دایی‌اش می‌گفت: من فهمیدم که این دفعه آخری است که محمد را می‌بینم، آمد داخل اتاق یک چرخی زد و رفت. برادرم می‌گفت: به زن دایی‌اش گفتم محمد دیگر برنمی‌گردد. خانمش گفته بود این چه حرفی است می‌زنی؟ مگر تو از پیش خدا آمدی؟! گفته بود: نه، چهره‌اش خیلی نورانی شده بود.
 
*سوال: به محمد نمی‌گفتید ازدواج کن؟

*قدیری: چرا. دختر یکی از اقوام را هم پیشنهاد دادم اما گفت: صبر کن جنگ تمام شود چون تو طاقت نداری. گفتم: یعنی چه که من طاقت ندارم؟ گفت: اگر من شهید شوم تو طاقت داری بچه و همسر من را ببینی؟ گفتم: آره. گفت: نه من در چشم تو می‌خوانم که طاقتش را نداری. برایم تعریف می‌کرد که دوستانش هم می‌خواستند برایش زن بگیرند اما قبول نکرده.
 
*سوال: شهید گرکانی مجروح هم شد؟

*قدیری: بله. از ناحیه پشت سر. یک بار که آمد دیدم وقتی سرش را از روی متکا بر می‌دارد لکه‌هایی روی متکاست. گفتم: محمد این چیه مادر؟ گفت: هیچی توی سرم جوش بوده ترکیده. گفتم: یعنی چه؟ آنقدر ازش پرسیدم که گفت: یک ترکش کوچک خوردم. تا گفت ترکش خوردم من وحشت کردم. محمد گفت نری به مردم بگی! چیزی نیست.
 
*سوال: از آخرین دیدارتان بگویید؟

*قدیری: آن روز منزل دایی‌اش مهمان بودیم. بعد از نماز جمعه آمد و گفت: من می‌خوابم یکی از دوستانم قرار است بیاید دنبالم، آمد بیدارم کن. تازه چرتش برده بود که رفیقش آمد. چشم‌هایش از خستگی قرمز شده بود. سوار موتور که شد رفت همین طور قد و بالایش را نگاه می‌کردم. خیلی بهم برخورده بود که دارد این قدر زود می‌رود.
رفت و دیگر برنگشت. تا یک سال بعداز شهادتش نمی‌توانستم منزل برادرم بروم. هر چه اصرار می‌کرد بیا خانه ما رویم نمی‌شد بگویم چون محمد از خانه شما رفت دلم نمی‌آید بیایم آنجا تا بالاخره من را برد خانه‌شان.

*سوال: گویا شهید گرکانی نوشته‌ای به عنوان وصیت‌نامه ندارد، شفاهی هم به شما وصیتی نکرد؟ 

*قدیری: یکبار گفت: «من وصیتی ندارم چون به کسی بدهکار نیستم. نماز و روزه قضا هم ندارم. در ثانی می‌ترسم موقع نوشتن وصیت به دنبال این باشم که جملات قشنگ‌تر بنویسم و یکدفعه خدای نکرده ریا شود. می‌ترسم همان لحظه شیطان بیاید سمتم.» از ریا خیلی می‌ترسید. فقط گفت: «یکبار رفتم کت خریدم که 10 تومان پولم کم بود. فردایش رفتم پول را بدهم که دیدم آن طرف دیگر آنجا نیست هر چه گشتم پیدایش نکردم. به جای آن 10 تومان شما 10 هزار تومان برایش بده بیرون.»
روزی که به شهادت رسید من شبش خواب دیدم امام خمینی با چند نفر آمدند منزل ما. صبح که بیدار شدم به حاجی گفتم: امروز را خدا به خیر کند. دلم گرفته می‌روم منزل نور صالحی جلسه قرآن (خانم نور صالحی 2 فرزندش شهید شدند.) به دخترم هم گفتم: تو بمان خانه چون پدرت می‌خوابد و اگر کسی بیاید پشت در می‌ماند. دم غروب بود هنوز جلسه تمام نشده بود. دیدم صدا می‌زنند خانم مرادی کیه؟ گفتم: من هستم. گفتند: شما را دم در می خواهند. من رفتم بیرون دیدم یکی از بچه های سپاه که الان هم می‌بینمش می‌گوید برو مادر جان کسی با شما کار ندارد. به خودم گفتم چه مرد خوش بر خوردی بود. آخرهای مراسم بود که گفتند: خانم نور صالحی گفته به خانم مرادی بگویید نرود من کارش دارم. من هم دلم شور می‌زد که زودتر بروم چون باید برای حاجی شام درست می‌کردم که برود سرویس. همه که رفتند 40-50 نفر از نزدیکان ماندند و با هم پچ‌پچ می‌کردند. خانم نور صالحی به من گفت شما خانم جلسه‌ای هم هستید؟ گفتم: نه. گفت: منزلتان کجاست؟ آدرس را دادم. یکی دیگر که کنارش نشسته بود به آرامی به خانم نورصالحی گفت: بگو دیگه. خانم نورصالحی گفت: چطوری بگویم؟ من فهمیدم یک چیزی شده. گفتم اگر اجازه بدهید من می‌روم. گفت: شما پسرتان رفته جبهه؟ گفتم بله، محمد شهید شده؟ گفت: نه اشتباه شده. گفتم: پس من می‌روم. خانم نورصالحی گفت: اگر اجازه بدین ما همراه شما بیاییم. گفتم: چرا؟ من خانه‌مان را بلدم. همان جا بدنم شروع کرد به لرزیدن. گفت: چیزی نیست. چون ما شما را ناراحت کردیم می‌خواهیم تا خانه همراهی‌تان کنیم. یک حدس‌هایی زده بودم اما به خودم گفتم اگر محمد شهید شده بود پسرهایم می‌آمدند دنبالم. با این منطق خودم را آرام می‌کردم.
50 نفر زن راه افتادند دنبال من. رسیدیم سر کوچه دیدم همسایه‌ها گریه می‌کنند. گفتم: مریم خانم چه شده؟ گفت: هیچی قربونت برم. آمدم جلوتر پسر خواهرم را دیدم گفتم: خاله چه شده؟! گفت: محمد داماد شد. حالا نگو در جلسه پسر خواهرم می‌آید دنبالم اما خانم نورصالحی می‌گوید شما چیزی نگو ما خودمان می‌آوریمش. ممکنه حالش بد شود. اولش هم برادرم ابوطالب می‌آید خانه ما. حاجی می‌گوید: دیدم برادرت لباس‌های بیرونی‌اش را درآورد نشست و من قضیه را فهمیدم. دو سه شب جلوترش رفتم به یکی از اقوام که در پادگان امام حسین مشغول بود سر بزنم که دیدم ناراحت است. گفتم: چه شده؟ گفت: یکی از دوست‌های صمیمی‌ام شهید شده. می‌خواهیم به پدر و مادرش بگوییم اما جنازه‌اش هنوز نیامده، می‌خواهیم نگوییم می‌ترسیم در کوچه خیابان بشنوند بدتر شود. من گفتم :نگویید خاله. حالا نگو پسر خودم را می‌گوید. به من گفت: خاله اگر خبر محمد را بیاورند چه کار می‌کنی؟ گفتم: هیچی من هم مثل بقیه. گفت: آفرین مادر وهب! خاله واقعا شیرزنی!

این مدت می‌دیدم دوستانش جلوی خانه ما جمع می‌شوند اما باز متوجه نمی‌شدم. آن روز خانم نورصالحی دستش را می‌گذاشت روی قلب من و العصر می‌خواند.


 
 
ایرانی که هواپیما را بدون چرخ فرود آورد که بود؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آبان ،۱۳٩٠
 

 

خلبان هوشنگ شهبازی، مرد 55 ساله میانه ای، قهرمان فرود بوئینگ بدون چرخ است. او در گفتگو با خبرآنلاین، لحظه به لحظه فرود در پرواز 743 مسکو به تهران را تشریح کرد که در ادامه می خوانید.

کاپیتان شهبازی، چرا زمانی که از مسکو بلند شدید، متوجه نشدید چرخها نقص دارد؟

زمان تیک آف (بلند شدن) این مشکل و نقص مشخص نمی شود. آنجا چرخها باز بود و ما روی زمین مسکو بودیم، طبیعتا چرخها را بعد از بلند شدن هواپیما از زمین می بندیم. پرواز ایران ایر از مسکو به تهران، به دلیل قوانین بین المللی دارای دو گروه ناوبری هواپیما بود. چون هر گروه باید ساعات خاص و محدودی را در روز پرواز کند. دو گروه خلبان و کمک خلبان و کمک مهندس در این پرواز بود. گروه اول، صبح از مهرآباد به فرودگاه امام خمینی رفت، بعد از آنجا به مسکو پرواز کرد. بعد از سوار شدن مسافران، ما گروه دوم بودیم که از مسکو به تهران پریدیم. پرواز بدون هیچ مشکلی در ارتفاع 37 هزار پایی حدود 3ساعت و نیم انجام شد.

پس شما هنگام فرود متوجه شدید چرخهای دماغه هواپیما باز نمی شود؟

برای درخواست کم کردن ارتفاع لازم است مسایلی را در هواپیما رعایت کنیم. زمانی که شروع کنیم کارهای فرود را روی فرودگاه امام انجام دهیم، از خلبان بغل دستم درخواست کردم چرخها را پایین بدهد، آنجا بود که متوجه شدیم چرخهای دماغه هواپیما پایین نیامد. ما نشستن را فراموش کردیم و درخواست کردیم برای رفع نقص به آسمان ساوه برویم.

چرا آسمان ساوه؟

معمولا برای هر پروازی که به مشکل بر می خورد، اطراف فرودگاه، هواپیما مجبور می شود از خط پروازی خارج شود تا اشکال را برطرف کند و برگردد برای فرود. ما از خط فرود فرودگاه امام خارج شدیم و بالای رود شور نزدیک ساوه رفتیم، آنجا دستورالعمل های کارخانه سازنده را برای بازشدن چرخ دماغه سه چهار بار انجام می دادیم. وقتی به نتیجه نرسیدیم، درخواست کردم مهرآباد بنشینم.

چرا مهرآباد؟ چرا در همان فرودگاه امام ننشستید؟

همین را برج مراقبت مهرآباد پرسید. گفتم فرودگاه امام یک باند فعال بیشتر ندارد و در صورتی که ما فرود اضطراری داشته باشیم باند بسته خواهد شد و لاجرم تمام پروازهای بین المللی ما تغییر مسیر می دادند. این برای آبروی کشور ما خوب نیست که با بسته شدن یک باند، فرودگاه از کار بیفتد. از طرف دیگر احتمال داشت خدای نکرده هواپیما آتش بگیرد و اگر بنزین آتش می گرفت، اوضاع کاملا از کنترل خارج می شد. در مهرآباد کمکهای پزشکی و آتش نشانی، زودتر و راحتتر در دسترس قرار می گرفت.

مگر این امکانات در فرودگاه امام نبود؟

قطعا بود، ولی من مطمئن نبودم کمکهای پزشکی و آتش نشانی به موقع برسد، چون بعد مسافت هم مطرح بود. من بایستی به فکر مسافران باشم، هر کاری لازم است باید انجام بدهم مسافران آسیب نبینند.

و فرود آمدید؟

نه به این سادگی که می گویید یا در فیلم می بینید. خوشبختی من این بود در آن پرواز معلم خلبانهای دیگر حضور داشتند. با لطف خدا و وجود آنها من توانستم این کار را کنم. دوستانی مانند استاد رستگارفر معلم خلبان، عقدایی معلم خلبان و خلبان قربانپور کمک زیادی به فرود کردند.

برگردیم به موضوع باز نشدن چرخها، آیا این هواپیما قبلا هم دچار مشکل شده بود؟

به هیچ عنوان، در چندین پرواز قبلی هیچ مشکلی در چرخ دماغه این هواپیما نبود. پرواز قبلی هم پرواز مسکو بود و ما مشکلی نداشتیم. البته علت اشکال را از قسمت فنی باید بپرسید. درست است مهندس مکانیک هستم ولی از لحاظ تخصصی نمی توانم بگویم این اشکال چه بود.

سن هواپیما بوئینگ 727 که مجبور به فرود شد، چند سال است؟

فکر می کنم از سال 1976 وارد ایران ایر شده.

و همین موضوع یا قطعات مستهلک باعث مشکل نشد؟

عرض کردم نمی دانم. این را از بخش فنی باید بپرسید.

برمی گردیم به لحظه فرود. احتمال حادثه، مانند سوختن هواپیما و شعله ور شدن بنزین چقدر بود؟

همیشه این احتمال در فرودهای اضطراری هست. وقتی از تهران درخواست کردم روی مهرآباد بنشینم، روی آسمان کهریزک، چند دقیقه ای پرواز کردم تا بقیه سوخت اضافه هواپیما را بسوزاندم. این به نفع مسافران در سانحه احتمال است. میزان سوخت در هواپیما، حساب و کتاب دارد، بنزین پرواز مسکو به تهران حساب می شود و احتمال می دهیم اگر باند بسته بود تا اصفهان برویم و نیم ساعت هم برای پریدن روی اصفهان بنزین ذخیره می کنیم و علاوه بر تمام این سوختها، باید ده درصد کل بنزین را هم باید در باک داشته باشیم. همه اینها برنامه ریزی آموزش خلبان موجود است.

پس مطمئن بودید بنزین اضافه در باک نیست؟

بله، وقتی درجه سوخت را کنترل کردم، با مسافران صحبت کردم و وضعیت را توضیح دادم. همه اتمام حجتها را با همه اعضای تیم پرواز انجام دادم و دستور آمادگی برای تخلیه به مهمانداران دادم. به طور کلی در هر سانحه و اشکال که خلبان احساس کند، دستور تخلیه سریع می دهد، در عرض 30 ثانیه توسط مهمانداران، سرسره های اضطراری باز می شود تا همه به سرعت بیرون بروند، وگرنه می سوزند. به همکاران گفتم هر وقت این علامت- که زنگ خاصی است- را شنیدید، بلافاصله درها را باز کنید. سرسره های نجات بعد از باز شدن درها پایین می پرند و مردم می توانند خارج شوند.

نقش مهمانداران در این فرود چه بود؟

شاید مردم ندادند که وظیفه اصلی مهمانداران، کمک به مسافران در حالت اضطراری است تا جانشان را نجات دهند. مهماندار، وقتی بیکار است می تواند سرویس دهد، ولی وظیفه اصلی اش هدایت سریع مسافران به بیرون در موقع اضطرار است.

و نشستید؟

من بعد از اینکه اجازه گرفتم بنشینم، کارهای کارخانه سازنده را به دقت انجام دادم و چرخهای اصلی را به آرامی روی زمین گذاشتم.

بله، ما هم در فیلم دیدیم که چقدر هواپیما آرام و راحت روی زمین نشست.

باید من را در آن لحظه می دیدید چقدر دارم عرق می ریزم و چه هیجانی دارم که هواپیما ناگهان آتش نگیرد و از باند بیرون نرود. کنترلی روی هواپیما نداشتم. هواپیما وقتی روی هوا می پرد، قابل کنترل است. هر چه سرعت کمتر می شد، دماغه سنگینتر می شود. وقتی روی باند می نشیند، با فرمان می شود آن را کنترل کرد، ولی این فرمان هم روی چرخهای دماغه کنترل دارد. در فرود ما هم اصلا چرخها باز نشده بود. برای همین، هر لحظه ممکن بود هواپیما از باند منحرف شود و به جایی برخورد کند. روی حرکت آن، کنترلی نداشتم. تنها کنترلی که داشتم اختلاف ترمز روی پای چپ و راست بود. چون هواپیما، دو پدال ترمز دارد. از اختلاف این دو ترمز استفاده کردم تا هواپیما از باند منحرف نشود.

و مشکلی بعد از فرود و توقف پیش نیامد؟

شکر خدا، دماغه آتش نگرفت. دماغه بسیار سرخ شده بود. آتش نشانی سریع وارد باند شد و با آب، دماغه را خنک کرد. مسافرها هم به موقع از هواپیما و از طریق سرسره ها پایین آمدند و به فرودگاه رفتند. خوشبختانه تیمهای امدادی در فرودگاه بسیار آماده بودند و همه پیش بینیها انجام شده بود و مسافران جانشان حفظ شد.

تاکنون با کسی که این تجربه را داشته، گفتگو کرده اید؟

این تجربه بسیار کم است. من هم تجربه نداشتم، ولی آموزش لازم را دیده بودم. تصور نمی کردم کنترل هواپیما اینقدر بدون فرمان و چرخ، مشکل باشد.

از آن روز که پرواز دیگری نداشته اید؟

قانونی وجود دارد که هر خلبان هر سانحه یا حادثه تا اطلاع ثانوی اجازه پرواز ندارد، چه کار خوب انجام داده باشد یا بد. همه این گزارشها خوانده شود، مصاحبه ها و بررسیها انجام شود و اگر تشخیص دادند کسی مقصر است تنبیه می شود، هر کسی مقصر نباشد دوباره به سر کار می رود. من هم طبق این قانون الان در خانه ام و کار نرفته ام.

این مرخصی اجباری، با حقوق است؟

نه، کسانی که منتظر بازگشت به کار هستند حقوقشان از بین می رود. یعنی ممکن است دو ماه حقوق نگیریم.

فکر می کردم تشویق شده اید؟

تا حالا نشده ام ولی قرار است بررسیها انجام شود تا ببینم چه تصمیمی گرفته می شود.

وقتی وارد خانه شدید، خانمتان می دانست؟

بله، وقتی برگشتم خانه به خانمم گفتم صندوق صدقاتت درست کار کرد و خراب نبود. او همیشه موقع پروازهای من، صدقه می دهد.

 
 
ولیعهد جدید عربستان ، نایف بن عبدالعزیز کیست ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آبان ،۱۳٩٠
 

"نایف بن عبدالعزیز" یکی از 7 عضو باقی مانده خانواده "سدیری" است که همه آنان از فرزندان "ملک عبدالعزیز بن سعود" هستند و مادرشان "حصه بنت احمد السدیری" پنجمین و محبوب‌ترین همسر نزد ملک عبدالعزیز در میان ۲۲ زن دیگر عبد العزیز بود.

 "نایف بن عبدالعزیز" در سال 1933 در شهر طایف به دنیا آمد و پست‌های زیر را تاکنون احراز کرده است:

- استاندار ریاض از 1953 تا 1954،
- معاون وزیر کشور در سال 1970،
- رئیس شورای عالی اطلاعات در سال 1970
- وزیر کشور از سال 1975 تاکنون.

نایف در طول این سال‌ها در مقایسه با برادرانش کارکرد بهتری در اداره امور داخلی کشور بخصوص در برخورد و سرکوب القاعده از خود نشان داده، ولی در عین حال به برادران خود نیز وفادار بوده است.

در این میان هیچ‌گاه نباید حمایت‌های ملک "فهد بن عبدالعزیز"، برادر تنی نایف طی سال‌های گذشته تا پیش از مرگ فهد را از نظر دور داشت که به شدت موجب افزایش نفوذ و قدرت وی منجر شد.

نایف در ایجاد توازن در خانواده به ویژه هنگام درگیر‌ی‌ها و اختلافات شدید میان فهد و شاهزاده سلطان (ولی‌عهد متوفی) و خنثی کردن اقدامات و فعالیت‌های مخفیانه سلطان علیه فهد نقش فعالی ایفا کرد و سکته قلبی فهد در سال 1995 و مرگ وی در سال 2005 تضعیف شدید قدرت نایف داخل خاندان آل سعود را درپی‌داشت.

بعد از مرگ فهد در آگوست 2005 و به قدرت رسیدن ملک عبدالله، نایف سومین شخصیت قدرتمند عربستان بشمار آمد، اما در خصوص جانشینی او پنجمین گزینه محسوب شد.

نایف در مقایسه با سلطان بن عبد العزیز، ولی‌عهد متوفی و برادر بیمار و مریض خود نقش فعال‌تری در اداره امور پادشاهی عربستان داشت، با این‌که بسیاری از مسئولیت‌های وزارت کشور را به "احمد بن عبدالعزیز"، برادر و معاونش و "محمد بن نایف" پسرش سپرده است.

سلطان بن عبدالعزیز، ولی‌عهد متوفی و ناکام عربستان اعتقاد داشت، "فقط مرگ می‌تواند او را از رسیدن به قدرت و پادشاهی بازدارد"،‌ به همین دلیل 7 عضو باقی مانده از خاندان سدیری پس از رایزنی نایف به عنوان ولیعهد دوم معرفی کردند، به همین دلیل پیش‌بینی‌ها حکایت از آن داشت که با مرگ سلطان او به ولی‌عهدی عربستان برسد.

نایف علاوه بر این‌که سمت وزیری کشور عربستان را برعهده دارد، حدود 20 منصب رسمی و افتخاری دیگر را نیز یدک می‌کشد که مهمترین آنها ریاست افتخاری شورای وزیران، ریاست کمیته عالی حج، ریاست کمیته مبارزه با مواد مخدر، ریاست شورای عالی مقابله با بحران، ریاست شورای عالی امور اسلامی و عضویت در شورای بیعت است.

نایف بن عبدالعزیز بر خلاف دیگر شاهزادگان سعودی از جمله ولی‌عهد متوفی که 17 همسر داشت، سه بار ازدواج کرده، یکی از همسران خود را طلاق داده و دارای 5 پسر و 5 دختر است.


 
 
کتک کاری در کنسرت دکتر محمد اصفهانی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ آبان ،۱۳٩٠
 

کنسرت بزرگ محمد اصفهانی در ارومیه با حاشیه‌های فراوانی همراه بود که در نهایت به زد و خورد مردم با تهیه کننده و لغو کنسرت انجامید.
به گزارش پانا، ۲۸ و ۲۹ مهر ماه تاریخ کنسرت بزرگ محمد اصفهانی در ارومیه بود که پس از اتفاقات حاشیه‌ای فراوان و تعویض دوباره سالن محل اجرا ، سرانجام به زد و خورد مردم با تهیه کننده برنامه منجر شد و با فراری شدن تهیه کننده، کنسرت لغو و سرانجامی نامعلوم را به خود دید.

این برنامه علیرغم اینکه بروی آگهی های تبلیغاتی اش ذکر شده بود «در سالن مسقف و با سیستم گرمایشی مدرن»، ابتدا در محوطه بازی در یک باغ تفریحی به نام «چی چست» و محوطه ای با داربست و گونی و نایلون ، تدارک دیده شد.

چند ساعت قبل از برنامه هم که باد و طوفان از آن محدوده خرابه‌ای بیش باقی نگذاشت ، برنامه گذاران و تهیه کننده با انتقال صندلی ها به سالن «شهید باکری» سعی کردند به نوعی ماجرا را مدیریت کنند ولی استیجی که با چوب جعبه های میوه (!) ساخته شده بود، از نظر گروه و محمد اصفهانی توهین آمیز خوانده شد تا گروه حاضر به اجرا نشوند و برنامه از نظر آنها لغو شده به حساب بیاید.

یکی از نوازنده های ارکستر محمد اصفهانی درباره آن روز به خبرنگار «پانا» می‌گوید: «ما حتی از هتل «ساحل» بیرون هم نیامدیم. هوا خیلی سرد بود. بعد که خبر رسید کنسرت قرار است در محوطه باز برگزرا شود، شوک بزرگی به گروه وارد شد. چون هیچکس لباس درست و حسابی نداشت و شدت سرمای هوا هم به قدری بود که قطعا نمی شد دوام آورد. دوباره خبر رسید محل اجرا فرق کرده و در یک سالن ورزشی کنسرت برگزار می شود.

غیر استاندارد بودن استیج نکته مهمی بود که خدارا شکر قبل از شروع برنامه دوستان متوجه اش شدند. تاخیر های متوالی باعث خشم مردم شده بود و در این بین تهیه کننده برنامه خیلی خونسرد بروی سن رفت و لغو برنامه را اعلام کرد و پس از هو شدن از سوی حاضرین گفت : « همه جای دنیا احتمال لغو کنسرت وجود دارد. ارومیه هم یکی مثل همه!». همین جمله باعث شد تنش ها بالا بگیرد و مردم به سمت تهیه کننده جوان برنامه هجوم بیاورند.

او هم بالافاصله با دیدن این صحنه از روی سن پائین پرید و از سالن خارج شد و با موتور از محل متواری شد!».

در این برنامه «پویا نیک پور» قرار بود رهبر ارکستر محمد اصفهانی باشد و این خواننده بخاطر احترام فراوانی که به مردم و مخاطبان موسیقی قائل بود، با ارکستر کامل در ارومیه حضور یافته بود.


 
 
طنز سیاسی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ آبان ،۱۳٩٠
 

آریل شارون پس از شش سال از کمای مطلق خارج شده و از خود عکس العمل نشان می دهد؛ گیلعاد شارون فرزند بزرگ شارون در این باره گفته است: «پدرم چشمانش را باز کرده، صحبت های ما را می شنود و به آن عکس العمل نشان می دهد همچنین پدرم در پاسخ به درخواست ما انگشتانش را تکان می دهد.»
درمان
ما برای کمک به خانواده شارون به جناب گیلعاد (فرزند ارشد آریل شارون) توصیه می کنیم جهت بهبود حال پدرش، خبر سقوط حسنی مبارک، معمر قذافی، بن علی و عبدالله صالح را به آریل شارون بدهد تا ببینیم این بار کجایش را تکان می دهد؟!؟!
همچنین جناب گیلعاد می تواند تصاویر جنبش های اعتراضی وال استریت و دیگر شهرهای آمریکا را به پدرش نشان دهد و مطمئن باشد آریل شارون بعد از دیدن شعارها و دست نوشته های آنان بر ضد نظام سرمایه داری، دیگر هیچ جایش را تکان نخواهد داد!!! برای محکم کاری به ایشان تجویز می کنیم تصاویری از خالد مشعل و اسرای آزاد شده فلسطینی را به شارون نشان دهد و پس از آن با اطمینان کامل، خود را برای مراسم خاکسپاری و کفن و دفن پدر (آریل شارون) آماده کند!!


 
 
حمله شجریان به اسلام در مصاحبه با VOA
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ،۱۳٩٠
 

 شجریان در مصاحبه با صدای آمریکا گفت: به طور کلی نظام و حکومت جمهوری اسلامی ایران هرگز با هنر کنار نمی‌آیند، هرگز و هرگز! همچنان که در طول 1400 سال با هنر کنار نیامدند و باز هم نخواهند آمد.

«بیژن فرهودی»، خبرنگار صدای آمریکا در تاریخ 30 مهر ماه (22 اکتبر) به سراغ «محمدرضا شجریان»، خواننده سنتی رفت.

فرهودی با ذکر این مقدمه که «گزارش بازرس ویژه سازمان ملل آقای «احمد شهید» در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران نشان می‌دهد که حکومت ایران در دو سال اخیر با هنرمندان چپ افتاده است»، نظر شجریان را در این باره جویا شد و شجریان پاسخ داد: «به طور کلی این نظام و این حکومت ذاتا می‌خواهد همه چیز در اختیارش باشد، این نظام می‌خواهد همه چیز را به طور صد درصد زیر سلطه خود داشته باشد و اگر یک بخشی از حکومت نخواهد که با آنها باشد همه آن بخش زیر سؤال می‌رود و می‌گویند که این مورد دارند و جلویش را می‌گیرند و اگر یک نفر پایش را از گلیم خود درازتر کند ـ از نظر آنها ـ مشکلات زیادی سر راهش قرار می‌دهند، اینها هرگز با هنر کنار نمی‌آیند، هرگز و هرگز !!! همچنان که در طول 1400 سال با هنر کنار نیامدن،. باز هم نخواهند آمد، موسیقی هم مانند خیلی از هنرها نمی‌تواند در خدمت اینها باشد.»

شجریان با این اظهارات نشان داد که ابراز نارضایتی او از نظام 33 ساله جمهوری اسلامی، بهانه‌ای بیش نبوده و مشکل اصلی او با اساس اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی است.
 
شجریان با تصریح به «کنار نیامدن 1400 ساله با هنر» انگشت اتهام را به سمت اسلام می‌گیرد و پرده از درونیات خود بر می‌دارد.

گویا اسلام‌ستیزی، یک بیماری واگیردار در جبهه مخالفان جمهوری اسلامی ایران است که به محض خروج از کشور عود می‌کند!

از کفریات گنجی و حقیقت‌جو و شیرین عبادی و سروش و ... بگیرید تا این اواخر که افاضات محمدرضا شجریان هم به آنها اضافه شد.


 
 
طنز جالب روزنامه کیهان از ضریب هوشی و عقلانیت وطن فروشان
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ،۱۳٩٠
 


گفت: مجید محمدی عضو فراری حلقه کیان که در رادیو آمریکا استخدام شده به کیهان اعتراض کرده که چرا اپوزیسیون را تحقیر می کند و به آنها مزدور می گوید!
گفتم: مگر همین آقا سال گذشته وقتی فاش شد که گزارش کاملی از گروههای اپوزیسیون به سفارت اسرائیل در آمریکا داده است، با افتخار در سایت VOA اعلام نکرد که فروش اطلاعات به کشورهای خارجی مزدوری نیست بلکه برای پیشبرد اهداف جنبش ضروری نیز هست!
گفت: همین دیروز یک ضدانقلاب فراری دیگر به نام محمدجواد اکبرین دریافت کمک مالی سایت جرس از انگلیس را طبیعی! و منطقی! دانسته است.
گفتم: چند ماه قبل محسن مخملباف در مصاحبه با رادیو فردا - وابسته به سیا- گفته بود دست همه کشورهای اروپایی و عربی را که به جنبش سبز کمک مالی کرده اند صمیمانه می فشاریم!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: از یارو نوار مغزی گرفتند، 20 دقیقه اولش خالی بود بقیه اش خش خش می کرد! خنده


 
 
انتقاد شدید فتخاری از فرج الله سلحشور !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آبان ،۱۳٩٠
 

هنر ثروتی ملی است و نباید با اینگونه برخوردها که ناشی از ندانم‌کاری (جهل) است، این گنجینه تخریب و منهدم شود. توده مردم می‌دانند هنرمندان تا عاشق نباشند نمی‌توانند ظهور کنند

به گزارش جهان علیرضا افتخاری در واکنش به اظهارات اخیر فرج الله سلحشور در اعتماد نوشت:


متاسفانه مورخ ۲۳/۷/۱۳۹۰ توهین آقای فرج‌الله سلحشور به شخصیت هنرمندان متعهد زن که تجارب آنان ثمره سال‌ها تلاش و ریاضت بوده، در خبرگزاری پانا منتشر شد. ایشان چگونه به خود اجازه می‌دهد بدون سیاستگذاری، لقب فاحشه را به هنرپیشگان زن از هر دیاری که باشند خطاب کند؟

از آغاز اسلام تاکنون کدام‌یک از اولیا و انبیای ما چنین جمله زننده‌یی نسبت به مقام زن به کار یا به زبان برده‌اند؟ استفاده از این جملات بجز تخریب فرهنگ کشوری تاریخی که سال‌هاست مورد انتقاد دشمنان بیگانه قرار گرفته چه سودی‌ دارد؟

تا کی می‌خواهیم با تخریب دیگران خود را تافته جدا بافته بدانیم و با متوسل‌شدن به این جملات یک‌شبه صعود کنیم و به تبعات آن توجه نداشته باشیم؟ غافل از آنکه این جملات خلاف قانون و مغایر با شوونات اسلامی است. چگونه مسوولان کشور با اینگونه سخنان جمعی که توبه‌پذیر هم نبوده برخوردهای قانونی نکرده و تذکرات لازم را نمی‌دهند؟

هنر ثروتی ملی است و نباید با اینگونه برخوردها که ناشی از ندانم‌کاری (جهل) است، این گنجینه تخریب و منهدم شود. توده مردم می‌دانند هنرمندان تا عاشق نباشند نمی‌توانند ظهور کنند و به اندازه کافی برای رسیدن ریاضت می‌کشند و در بی‌نیازی به سر می‌برند و فقط به حمایت و پشتیبانی مردم، خلاقیت خود را احراز می‌کنند.

در واقع در این کلام به او ظلم شده و حیثیت شخصی و شغلی او هتک حرمت شده است و چنین تهمتی به تمام عزیزان هنرمند سزاوار نیست. باشد تا دیگر شاهد چنین برخورد و رفتارهای دور از شوونات اسلامی نباشیم و مسوولان محترم کشور در انتخاب افراد صالح و شایسته در این گزینه‌ها بکوشند و جایز است هنرمندان عزیز کشور به حفظ حرمت و به حکم رفتار غیرقانونی با اینگونه افراد برخورد کنند.

گفتنی است فرج اله سلحشور در گفت وگو با یکی از خبرگزاری ها گفته بود که چنین تعبیری را به بازیگران زن در ایران نسبت نداده است


 
 
وصیتنامه قذافی منتشر شد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آبان ،۱۳٩٠
 

قذافی در وصیتنامه‌اش خواستار دفن جسدش در قبرستان خانوادگی‌شان در سرت شده و از نیروهای وابسته به خود خواسته بود تا به مقاومت و مبارزه با اشغالگران ادامه دهند.

به گزارش ایسنا، به نقل از روزنامه فرامنطقه‌ای الشرق الاوسط، معمر قذافی، رهبر پیشین لیبی در وصیتنامه‌ای که یک سایت نزدیک به وی آن را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرده است، از طرفدارانش خواسته تا جسد وی را در سرت و در کنار اعضای خانواده‌اش دفن کنند و با خانواده او خصوصا زنان به خوبی رفتار کنند.
 
بنا به گفته این سایت، قذافی این وصیتنامه را در هفدهم ماه جاری میلادی (اکتبر) چند روز قبل از کشته شدنش نوشته و آن را به سه نفر سپرده تا در صورت مرگش آن را اعلام کنند.
 
قذافی این وصیتنامه را با آیه‌ای از قرآن آغاز کرده و وصیت کرده است تا جسد وی را غسل ندهند و براساس تعالیم اسلامی و در همان پیراهنی که می‌میرد دفن کنند.
 
در این وصیتنامه قذافی همچنین خواسته است تا با خانواده او از جمله زن‌ها و کودکان رفتار خوبی بشود و ملت لیبی هویت خود و تاریخ و دستاوردهای خود را حفظ کند.
 
وی در ادامه با تاکید بر استمرار مقاومت علیه بیگانگان آورده است: وصیت می‌کنم تا در مقابل دشمنان خارجی که به کشور ما هجوم آورده‌اند مقاومت کنید و این مقاومت را ادامه دهید.
 
قذافی در ادامه آورده است: همه می‌دانند که ما آزاده هستیم و در حالی که می‌توانستیم زندگی شخصی آرامی داشته باشیم و با اشغالگران معامله کنیم اما مقاومت را برگزیدیم و اینکه از شرف و عزت خود دفاع کنیم و اگر به این زودی‌ها پیروز نشویم به همگان درسی خواهیم داد تا نسل‌های بعد از ما آن را فراموش نکنند چرا که انتخاب میهن، قهرمانی است و فروختن آن خیانت و تاریخ غیر از این نمی‌نویسد؛ هرچند بخواهند آن را وارونه جلوه دهند.
 
وی در پایان آورده است که سلامش را به تک تک افراد خانواده و آزادگان لیبی و جهان برسانند.
 
از سوی دیگر مشایخ قبایل قذاذفه با درخواستی از شورای انتقالی لیبی رسما از این شورا خواستند تا جسد قذافی و پسرش را تحویل این قبیله دهند تا براساس موازین شرعی در سرت به خاک سپرده شود.