پرواز اندیشه

بخشی از اعترافات عوامل شبکه دین ستیز
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳٩٠
 

 

بخشی از اعترافات عوامل پروژه دین ستیزی کشورهای غربی در فضای مجازی که با هوشیاری نیروهای سایبری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران منهدم شده است، در باشگاه خبرنگاران منتشر شد.

گسترش دین مداری در جوامع غربی فعالیت های جریان های منحرف القایی رابه همراه داردتاآنجاکه هرروزه شاهد پدیده ای نوظهور در امور فرقه سازی در جوامع غرب هستیم. فرقه های منحرف القایی بدون هیچ محدودیتی به فعالیت در زمینه نشرافکارشان می پردازندودر این راه دولت های غربی بدون توجه به عواقب وپیامدهای چنین جریان هایی آنهاراآزاد گذاشته اندتاهر آنچه را که دین ستیزانه است در غرب رواج پیدا کند.

فرقه های مبلغ بی دینی درغرب بزرگترین سد پیش روی خود در جهت گسترش افکارشان را دین مبین اسلام می بینندچرا که با افزایش موج روز افزون گروییدن به اسلام در غرب شاهدتغییرمعیارهای این جوامع هستیم به گونه ای که آمارها حکایت از گسترش پیش از پیش تفکر اسلامی در کشورهای اروپایی دارد.

از این رو اسلام درجوامع غربی  با توجه به مناطق جغرافیایی تقسیم بندی می شود:اسلام آمریکایی،اسلام فرانسوی وحتی اسلام آلمانی در غرب رواج پیدا می کند.

این توهم شیطانی مبارزه با اسلام بر آنها چنان چیره می شود که نیکولا سارکوزی رییس جمهور فرانسه در جمع مسلمانان  روزه دار فرانسه چنین گستاخانه اظهار نظر می کند: "هموطنان من شما قبل از اینکه مسلمان باشید یک فرانسوی هستیدسوال من این است که چگونه می توانیدهنگامیکه روزه هستید ساعت8 صبح یک فنجان قهوه نخورید ودر حالیکه نماز اجباری نیست وقت خودتان را برای خواندن آن بیش از اندازه تلف کنید"و یا وزیر آموزش وپرورش آلمان پارا فراتر گذاشته ودر اظهار نظری تند سیاست کشورش را در قبال مسلمانان ودین اسلام چنین اعلام می کند:"از این به بعدتمام افرادی که به عنوان معلم وروحانی می خواهند در جامعه آلمان فعالیت کنند باید در دانشگاههای توبینگل، مونسترو و ازنابروک آموزش دیده باشند تا اسلامی را که ما می گوییم تعلیم ببینند."

از نظر وی این دانشگاهها مراکزی برای تلفیق اسلام وغرب هستندکه رویکردجدیدی درتفسیرقرآن ارائه می دهند.

راه اندازی موسسات،انجمن ها وتشکیل شبکه های میسیونری از سوی دولتمردان غربی اهرمی می شود برای اینکه فقط نامی از اسلام در غرب باقی بماند به همین منظور غربی ها تمام هم وغم خود رابر تسلط بی دینی بر تفکرمسلمانان ساکن اروپا وغرب گذاشته اند.

به طور مثال در شورای فرانسوی دین اسلام فتواهایی عجیب همچون خواندن نماز صبح تا ساعت 11.45 صادر می شودویا اینکه سعی می شودبه مسلمانان این کشور القا شود که نداشتن حجاب،نخواندن نماز وروزه نگرفتن هیچ گونه خللی در انجام فرایض اسلام وارد نمی کند.

اما امروزه شبکه جهانی اینترنت به واسطه اینکه مرزهای جغرافیایی رادر هم می شکند بهترین وسیله برای پیاده کردن پروژه ای می باشدکه ازآن با نام اسلام اروپایی یاد می شود. اسلام اروپایی که در فضای مجازی توسط فرقه های مخالف با دین داری تبلیغ می شود نه تنها هیچ نشانی از اسلام ناب محمدی ندارد بلکه وظیفه وهدف آن دین ستیزی است.

جمهوری اسلامی ایران به عنوان ام القری کشورهای اسلامی از اهداف اصلی اسلام ستیزان می باشد لذا سایت های ضد دینی با هجمه های تبلیغاتی دین ستیزانه فراوان در فضای مجازی سعی در مورد هدف قراردادن اقشار مختلف جامعه ایرانی دارندتا سرمایه اصلی جامعه یعنی دین مداری از مردم سلب شودوبه تبع آن آنچه را که در کشورهای اروپایی پیاده می شود درایران نیز دنبال شود.

در همین ارتباط یکی از مدیران ارشد دستگیر شده سایت های ضد دینی در ایران درباره برنامه های انجام شده از سوی این سایت ها گفت:"ایجاد20 وبلاگ ضددینی با عناوین مختلفی چون گفتمان صریح وآزاد وتالار گفتگو اولین اقدام انجام شده از سوی این گروه در راستای انجام پروژه اسلام اروپایی بوده است."وی خاطر نشان کرد:"تخریب دین،نفی وجود خداوبه تمسخر کشیدن اسلام مهمترین اهداف سایت های ضد دین بود که معمولا در مقالاتی که از سوی اعضا در سایت ها منتشر می شداین امر به طور واضح مشخص است."

مدیر ارشددستگیر شده سایت های انحرافی وضد دینی در فضای مجازی دوران کودکی وجوانی خود را اینگونه توصیف می کند: "پدرم در دوران قبل از انقلاب سمپاد چریک های فدایی  خلق بود به همین دلیل تحت فشار بسیار از ایران خارج شدیم وبه آلمان رفتیم. کودکی من در این عوالم گذشت که پدرم می خواست مرا با اندیشه های کمونیستی پرورش دهد واین در زمانی که من می خواستم به مدرسه بروم او مرا در مدارس اسلامی تحت سفارت جمهوری اسلامی ثبت نام نکرد ومن در مدارس معمولی آلمانی یعنی مدارس مسیحی دوران تحصیل خود را سپری کردم ."

وی در ادامه خاطر نشان می کند:"بعد از بازگشت به ایران از طریق یک موسسه آموزش زبان آلمانی وآشنایی با دونفر به نام های حمید وعلیرضا که یکی ازآنهااز مدیران موسسه بود ودیگری از دانش پذیران بود توانستم با بخش فرهنگی سفارت آلمان در ایران ارتباط برقرار کنم وبا وعده هایی همچون گرفتن تابعیت آلمانی واستخدام به عنوان معلم رسمی زبان با آنها وارد همکاری شوم."

ارتباط گیری این فرد با سفارت آلمان در تهران اورا در جریان افکار شوم غربی ها برای پیاده سازی هدفی ضد اسلامی قرار می دهدبه طوریکه او متوجه می شود که اروپاییان برنامه مدونی برای تخریب اسلام در پیش گرفته اند.

 وی با اشاره به اینکه  سیاست کشور آلمان در راستای تخریب چهره اسلام بر این مبنا بود که کسانیکه وارد خاک این کشور می شوند بایستی از نظر فکری مورد تجزیه وتحلیل قرارمی گرفتندگفت:"این سیاست با افزایش گرایش به اسلام در اروپا تغییر پیدا کرد وبر این مبنا قرار گرفت که آنها قبل از ورود مهاجران به کشورشان با ایجاد یک برداشت تحریف شده ،سکولاریزه وغیر ولایی از اسلام وارد عمل شوند لذا طرح اروپایی سازی اسلام را مطرح نمودند ودر این راستا با دعوت از دواسلام شناس آلمانی به ایران و برگزاری یک جلسه محرمانه در سفارت قرار شد طرحی با عنوان اسلام اروپایی مطابق با ارز شهای غربی شکل گیرد."حال این فرد که وارد بازی دین ستیزان شده بود به مهره ای تاثیرگذاردر القای افکار شوم غربیها در قالب برنامه ای مدون واز پیش طراحی شده تبدیل می شود.

این فرد موظف می شود اسلام را از طریق کتابی که با ارزشهای غربی وبا فرآیندهای جهانی شدن ومدرنیته کاملا سازگار است به دانشجویان بورسیه آلمان معرفی کندبدون آنکه از این کتاب نامی ببردکتابی که تدریس آن سبب می شود که او خود به شخص ملحدی تبدیل شود.

ارتباط گیری با سفارت کشورآلمان در تهران،شرکت در جلسات محرمانه ضد دین،مطالعه وتدریس کتابهای الحادی وانحرافی همه وهمه سبب می شود تا او خود را برای تبلیغ اسلام اروپایی در فضایی جدید آماده کند.

فعالیت های این فرد که دوران تحصیل خودرادرآلمان به مدرسه غیر اسلامی رفته است زمینه را برای تشکیلاتی که دارای شبکه ای سیال و خدمتگزار در سیاست های ضد دین است فراهم می آورد تا اعضای فرقه بهاییت که همواره در پیگیری سیاست های ضد ایرانی وضد اسلامی پیش گام و مقدم بوده اند توسط شبکه های اطلاعاتی وسیاسی به این پروژه گره بخورند و بخش مهمی از این پروژه شوند تا شاید بتوانند از این راه ضربه ای را به کاملترین دین آسمانی وارد آورند واز همین جاست که عملیات گسترده دین ستیزانه از چت روم ها کلید می خورد.

در این رابطه چند تن از فریب خوردگان سایت های ضد دینی که توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده اند اذعان داشتند:"در زمان استفاده از چت روم به طور اتفاقی به بعضی از مطالب ومباحث مذهبی برخورد می کردیم."

آنها با اشاره به اینکه این سایت ها دارای یک چارت مشخص بودند اظهار داشتند:"با عضویت در این سایت ها  مطالب ضد دینی وضد اسلامی برای ما ارسال می شد وبه این ترتیب ارتباط ما با این سایت ها روز به روز تنگاتنگ تر می شد." اما سوال اینجاست  که هدف سرگروه وفعالین سایت های ضد دینی که سهم بسزایی در تولید ونشر افکار ضد اسلامی وضددینی چه در سطح جامعه وچه در سطح مجازی داشتند از تشکیل وتاسیس چنین سایت هایی چه بوده است؟

پرواضح است که هدف این افراد تخریب دین،ترویج افکار مارکسیستی،ایجاد شبهه افکنی با قصد ضربه زدن،مبارزه با ادیان دینی،ترویج افکار الحادی در بین مردم،تمسخر باورهای اسلامی خصوصا شیعه،فراری دادن مردم از عقاید اسلامی وتبدیل مسلمانان مقید به مسلمانان سکولار بوده است.

حال نوبت این است که این اهداف در فضایی به جز سایت های تخصصی ضد دین نیز نشر وگسترش پیدا کنددر این راستا طرح هایی از طرف دین ستیزان مطرح می شود تا شبکه های اجتماعی ووبلاگ هاهم وارد بازی کثیف غربی ها وپیاده نظام های آنها در فضای سایبری شوند.

فکر اولیه فعالیت فریب خوردگان برای ارائه مطالب ضددینی به شبکه های اجتماعی توسط آرش بی خدا شکل می گیرد وبه این ترتیب  فریب خوردگان با عضویت در شبکه های اجتماعی مطالب ضد دینی خودرا منتشر می کردندتا اینکه طرح بعدی از سوی ناخدا برای وبلاگ نویسی آغاز شد.

اکنون نوبت سایت ها و گروههای سیاسی تابلوداروبرانداز مخالف جمهوری اسلامی ایران است تا وارد میدان شوندبه همین دلیل طرح بعدی که همراهی سایت های اپوزیسیون با فعالین سایت های ضد دین می باشد شکل می گیردودبدین ترتیب سایت های بالاترین،انجمن پادشاهی،جنبش تندروسایت های مخالف با نظام نیز همسو با سایت های ضد دینی علیه جمهوری اسلامی وارد عمل می شوند.

مدیر ارشد سایت های ضددینی حوزه فعالیت خود را یکبار دیگر به سمت جامعه گسترش می دهدودر این راه با فردی آشنا می شود که از طرف یک کشور اروپایی دیگر در ایران مامور شده بود.این فردمامور مبلغ مسیحیت در ایران بوده وهم اکنون به عنوان پناهنده در یکی از کشورهای اروپایی زندگی می کند.این فرد که سابقه شیطان پرستی ومتال بازی را دارد فریب خوردگان رابا ابزاری چون تامین مالی،برگزاری تورهای مسافرتی وتامین مواد مخدری مثل کوکائین وماری جوانا دور خود جمع کرده اماخود در یک فرصت زمانی مناسب ناپدید می شود.

اماافراد دین ستیز وتیم بهایی که اهدافی مشترک با دین ستیزان در فضای مجازی دنبال می کردند فقط افکار بی دین را در دنیای سایبر پی نمی گرفتند ودر این راه توهین به عزیزترین مقدسات مسلمانان نیز در دستور کار خود قرار می دادند.

فریب خوردگان ویژگی های سایت های فارسی ضد دین را چنین توصیف کرده اند:"داشتن مطالب سخیف،ضعیف وطنزگونه در خصوص اسلام در فرم سوره های قرآن."

یکی از ترفند های این گروه برای مخفی نگه داشتن هویت خوددر فضای مجازی حفظ هویت با نام مستعار در فضای مجازی بود و به همین دلیل هویت های چند گانه در فضای سایبر به فعالیت می پرداختند.

مدیرارشد گروه الحادی در آن زمان به پشتوانه راهکارهای پیشنهادشده از سوی همفکران اروپایی خود تمامی اعضای گروه رااز اینکه هویت وIp آنها غیر قابل پیگیری است مطمئن کرده بود.

 لذافریب خوردگان در اظهارات خود اذعان داشتند:"با توجه به توصیه های رهبر خود مبنی بر امنیت بالای سایت وتعویض مکرر  Ip احتمال شناسایی خود راصفر می دانستند وبه واسطه کدگذاری ورمزنگاری هایی که این حلقه درانجام فعالیت هایشان انجام  می دادندهیچ گاه تصور نمی کردند که روزی در دام نیروهای وزارت اطلاعات چشمان بیدار حافظان این مرز وبوم گرفتار آیند."

مبلغان بی دینی در فضای مجازی با بهره گیری از نرم افزارهایی که به گفته خود آنها انجام هر گونه عملیات رهگیری را غیر ممکن می ساخت سعی داشتند تا تمامی فعالیت های منطبق با افکار بهایی ها وشبکه های میسیونری را پی بگیرند غافل از اینکه مجاهدت خاموش وبی وقفه مدافعان دین اسلام هرگز اجازه نخواهد داد تا آنهابه مقاصدخوددست پیدا کنند.

فعالین سایت های ضد دین در اظهارات خود خاطر نشان کردند:"ماهرگز تصور نمی کردیم که توسط نیروهای حفاظت اطلاعات به آسانی دستگیر شویم ." 

 آنهابا بیان اینکه فعالیت در این سایت ها وارائه مطالب به دیگران جز عقاید دینی ما نبوده است اذعان داشتند:"طبق توصیه های وراهنمایی هایی که به ما می شدماگمان می کردیم در وادی حقیقت سیرمی کنیم ولی در واقع حقیقت چیز دیگری بودوما امروز از کرده خود پشیمان هستیم."

اما کلام آخراین گزارش هشداری است به خانواده های ایرانی در خصوص نظارت بر فعالیت های فرزندانشان در اینترتنت که فضایی نامحدود را پیش روی کاربران می گذارد بدانید افتادن در مسیر تباهی سایت های دین ستیز فرجامی جز پشیمانی ورسوایی ندارد.


 
 
معتضد: کلهر مزخرف می گوید؛ ناصرالدین شاه شلوار چسبان باله را به ایران آورد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳٩٠
 
آقای کلهر گاهی اوقات قاطی می کند و حرفهایی می زند که سندیت تاریخی ندارد. من با کلهر دوست هستم اما در تاریخ با پدرم هم شوخی ندارم. این مزخرفات به هیچ عنوان درست نیست.
 
به گزارش عصر امروز این ها بخشهایی از واکنش خسرو معتضد استاد تاریخ معاصر به اظهار نظر عجیب کلهر در مجله جنجالی "خاتون" بود که مدعی شده بود: ناصرالدین شاه رنگ مشکی چادر را به ایران آورده است.
 
این استاد برجسته تاریخ معاصر با رد این اظهارات کلهر تصریح کرد: بر خلاف گفته آقای کلهر ناصرالدین شاه زمانی که به اروپا رفت شلوار باله را آورد ، شلواری که چسبان و بسیار زننده است. ماجرا از این قرار بوده که ناصرالدین شاه روزی در سن پترزبورگ قدم می زند این شلوارها را در پای زنان دید خوشش آمد و گفت می خواهم اینها را به ایران ببرم .
 
خسرو معتضد درباره پوشش چادر زنان ایرانی نیز گفت: از دوران هخامنشیان چادر در ایران بوده است . خانمها به خاطر آب و هوای بد شوش و چند ناحیه دیگر حجاب داشتند. خانمها که در طبقات بالا بوده اند با تخت روان می رفتند و بالای این تخت روان یک پارچه ای بوده است به رنگ مشکی که به آن چادر می گفتند و رنگ آن مشکی بوده است . پس چادر ربطی به اعراب ندارد این که بگوئیم چادر را اعراب به ایران آوردند. مردهای ایران نیز به دلیل هوای گرم در تابستان و هوای سرد کردستان کلاه سرشان می گذاشتند .
 
وی افزود: از زمان دولت صفویان چادر و چاقچور که تمام صورت را می پوشاند در ایران متداول شد و هیچ کدام ربطی به اسلام ندارد زیرا اسلام قرص صورت و کفین زن را آزاد گذاشته است
 
مولف کتاب "کمیته مجازات" افزود: این حرفهایی که بعضی از افراد می زنند اصلا صحت ندارد ناصرالدین شاه قصد عیاشی داشت و در کلام یکی از همراهان ناصرالدین شاه این حرف منعکس شده است. ناصرالدین شاه ۱۰ تا ملازم در رکاب داشته است که روز به روز وقایع را می نوشتندو اظهار نظری در این حد چیزی نیست که مخفی بماند و این آقایان باید پاسخگو باشند که کجا چنین چیزی نوشته شده است
 
معتضد ادامه داد: آن حکایتی که آقای کلهر به آن اشاره کرده در واقع مربوط می شود به یکی از سفرهای ناصرالدین شاه به فرنگ که در یکی از برنامه های شبانه چند دختر جوان با لباس های بسیار زننده در مقابل چشمان وی شروع به رقاصی می کنند و ناصرالدین شاه که از آنها خوشش آمده بود دستور می دهد همه آنان خریداری و به ایران منتقل شوند. بعد که به شاه توضیح می دهند چنین کاری امکان پذیر نیست ناصر الدین شاه دستور می دهد نمونه شلوارهایی که دختران در مراسم رقص به پا داشتند خریداری و به عنوان سوغات به ایران برده شود. و بعدها نیز دستور داد زنان دربار و غیره آن شلوار ها را به پا کنند.

 
 
أجرنا من النار یا مجیر
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳٩٠
 

رمضان آهسته آهسته به نیمه می‌رسد. انگار همین دیروز بود. روزهای آخر ِ ماه شعبان و انتظار شیرین رمضان. انتظار لحظه‌های خوش معنویت و اطاعت و بندگی. اشتیاقِ واردشدن به ماه مهمانی دوست و بهره‌مند شدن از لطف بی‌کرانش. همه‌ی آن شیرینی و شیدایی دارد به نیمه می‌رسد و نیمه‌‌ی ماه که رسید باید ایستاد و نگاهی حسرت‌بار به آن‌چه رفته است انداخت و نگاهی امیدوارانه‌تر به هر آن‌چه که مانده.

نیمه‌ی ماه که نزدیک می‌شود، ندایی در سرت می‌پیچد: ساعت‌های استغفار و دعا و نیاز به نرمی دارد می‌گذرد. تاکنون چه کرده‌ای؟ نکند سجاده و چادر و جانمازت هنوز منتظر یک عرض نیاز مشتاقانه باشد؟ نکند سحر را به امید افطار و افطار را به امید سحر ِ بعد به تعویق انداخته باشی؟ نکند ماه که گذشت و هلال عید فطر که رسید، انگشت حسرت به دهان داشته باشی؟ برخیز و آماده شو که دیگر تا شب‌های سرنوشت چیزی نمانده است. شب‌های پر‌عظمت و تکرارنشدنی ِ قدر.

این‌جاست که دلت پرپر می‌زند برای یک گوشه‌ی دنج تا سر به دیوار بگذاری و با خدای خویش خلوت کنی. گویند در شب‌های روشناییِ ِ1 رمضان، مجیر بخوانید. مجیر یعنی پناه‌دهنده. یعنی نجات‌دهنده و ذکر این شب‌ها اجرنا من‌النار یا مجیر است. گویند هر که در این شب‌ها ذکر زبانش مجیر شد گناهانش را می‌بخشند و چه باک از زیادی این گناهان؟ که اگر به عدد قطرات باران و برگ درختان و ریگ بیابان هم باشد او آمرزنده‌تر و مهربان‌تر و بخشاینده‎تر است. او به دنبال بهانه است تا بنده‌اش را ببخشاید و چه بهانه‌ای زیباتر از ماه رحمت و شب‌های رحمانی‌اش؟

هم ‌او که می‌خوانیم‌ش به نام سلام و مومن و مهیمن و عزیز و جبار و متکبر، و در میان هر واژه‌ای از نام‌های آسمانی‌اش اجرنا من‌النار یا مجیر می‌گوییم، هم‌او که بارها و بارها و بارها در میان هر فراز دعا به منزه و بلندمرتبه بودنش شهادت می‌دهیم، هم‌او خدایی است که می‌خواندمان تا پناهمان دهد. در آغوش‌مان بگیرد و از بلای نار محفوظ‌مان بدارد. ذکر مجیر ذکر اقرار بندگی و عرض نیاز در محضر اوست و حتما آنان که شیرینی طواف کعبه‌اش را چشیده‌اند خاطرشان هست که مجیر ذکر طواف کعبه هم هست. ذکری که با عشق و شیفتگی و شوریدگی آن‌قدر در محضر خداوند از بزرگی و عظمتش می‌گوید تا لایق زمزمه‌ی این جمله‌های ناب شود:


*سُبْحانَکَ یا ذَا الْعِزِّ وَالْجَمالِ تَبارَکْتَ یا ذَاالْجَبَرُوتِ وَالْجَلالِ سُبْحانَکَ لا اِلهِ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ‌الظّالِمینَ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ‌الْوَکیلُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىِّ‌العَظیمِ*


منزهى تو اى صاحب عزّت و زیبایى. بزرگى تو اى صاحب جبروت و جلال. منزهى تو. معبودى جز تو نیست. «منزهى تو و همانا من از ستمگرانم. پس مستجاب کردیم دعاى او -یونس- را و او را از اندوه نجاتش دادیم و این چنین مؤمنین را نجات بخشیم» و درود خدا بر آقاى ما محمد(ص) و خاندانش و ستایش خاص پروردگار جهانیان است و خدا ما را بس است و او نیکو وکیلى است و جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگ.

و این جملات، مناجات شبانه‌ی بنده‌ی خسته‌ای است که از دنیا و ما فیهایش بیزار شده و به درگاه بهترین پناه‌دهندگان پناه آورده. ای شب ِ روشنی، همه‌ی امید ما به توست و ذکر مجیرت. پس آهسته گذر کن و مجال ده که از دریای مغفرت و بخشایش این شب‌ها جرعه‌ای بر گیریم.


 
 
چرا امام حسن مجتبی(ع) کریم اهل‌بیت است؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳٩٠
 
امام حسن مجتبی(ع) به منظور حفظ و حراست اسلام از گزند دشمنان و بدخواهان با همه قدرت تلاش کرد و در این راه حتی صلح با معاویه را پذیرفت تا مسلمانان را مصون داشته و به اعتلای اسلام و مسلمانان کمک کند .

امام حسن مجتبی (ع) 15 ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود . حسن بن على (ع) دوران جد بزرگوارش را چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریباً هفت سال داشت که پیامبر اسلام از دنیا رفت.

پس از آن، تقریبا سى سال کنار پدرش زندگی کرد و و پس از شهادت على (ع) 10 سال هدایت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسید.

کریم اهل بیت

امام حسن مجتبی به کریم اهل بیت شناخته می شود چرا که آن بزرگوار نه تنها از نظر علم، تقوى، زهد و عبادت، مقامى برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ بذل و بخشش و کمک به نیازمندان نیز سرآمد بود.

هیچ نیازمندی از در خانه آن حضرت دست خالى برنمى گشت. هیچ آزرده دلى شرح پریشانى خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمی ‏کرد، جز آنکه مرهمى بر دل آزرده او نهاده می ‏شد.

حسن بن على (ع) با تمام قدرت و توان در انجام امور خیر و نیک و رفع نیاز مستمندان فعال بود و هرآنچه را که داشت در راه خدا انفاق می کرد .

امام حسن مجتبى (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایى خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم کرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.

مبارزات حسن بن على (ع)

امام حسن (ع) فردى شجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بیم در وجود او راه نداشت. او در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازى دریغ نمی کرد و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود.

جنگ جمل‏ و صفین

امام مجتبى (ع) در جنگ جمل در کنار پدر خود در خط مقدم می ‏جنگید . آن بزرگوار جنگ صفین نیز در بسیج عمومى نیروها و گسیل داشتن سپاه حضرت علی(ع) براى جنگ با سپاه معاویه، نقش مهمى داشت.

مناظرات امام

امام حسن مجتبى(ع) با شجاعتی که از خاندان خود به ارث برده بود و تعصبی که نسبت به دین اسلام داشت، هرگز در برابر دشمنان اسلام و مسلمانان کوچکترین کوتاهی نداشت و به هر شکل ممکن، حتی در قالب مناظرات کوبنده در برابر فعالان ضد اسلامی ایستادگی می کرد.

حضرت مجتبى (ع) حتى پس از انعقاد پیمان صلح که در نهایت درایت و هوشمندی امام انجام شد، بعد از ورود معاویه به کوفه، بر منبر نشست و انگیزه ‏هاى صلح خود و امتیازات خاندان امیرالمؤمنین را بیان کرد و در حضور هر دو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاویه با شدت و صراحت از روش او انتقاد کرد.

امام در آن شرایط و موقعیت صلح را ترجیح داد تا مسلمانان را از گزند نبردهایی که به شکست آنها و شهادت می انجامد مصون داشته و در آرامش و صلح به تحکیم پایه های اعتقادی مسلمانان و تبیین معارف حقه اسلامی بپردازد .

در بررسى علل صلح امام مجتبى (ع) از نظر سیاست داخلى، مهمترین موضوعى که به چشم می ‏خورد فقدان جبهه نیرومند و متشکل داخلى است زیرا مردم عراق و بویژه مردم کوفه، در عصر حضرت مجتبى (ع) نه آمادگى روحى براى نبرد داشتند و نه تشکیل و هماهنگى و اتحاد.


 
 
تکذیب خبر وخامت حال آیت‌الله حسن‌زاده آملی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ،۱۳٩٠
 
خبر بیماری  آیت‌‌الله حسن‌‌زاده آملی که در سایت‌ها و خبرگزاری‌‌ها منتشر شده است از سوی یکی از شاگردان ایشان تکذیب شد. 
حجت‌الاسلام والمسلمین حسن رمضانی در گفت‌وگو با مرکز خبر حوزه،‌ با اعلام این خبر گفت: خبر بیماری آیت‌الله حسن‌زاده آملی و بستری‌شدن ایشان در بیمارستان کذب محض است.
 
وی خاطرنشان کرد: روز گذشته با پیامکی خبر بیماری آیت‌الله حسن‌زاده آملی را دریافت کردم که پس از تماس  با ایشان مشخص شد که الحمد‌الله حالشان خیلی خوب است، روزه می‌گیرند و در صحت کامل به سر می‌برند.
 
این شاگرد آیت‌الله حسن‌زاده آملی افزود: مشخص نیست؛ این گونه شایعات بر اساس چه اغراضی صورت می‌گیرد و این‌که چه هدفی از انتشار این اخبار وجود دارد که امیدواریم خداوند آنان را اصلاح نماید و آنها را از نشر اخبار دورغ و شایعه‌گونه دور کند.

 
 
گریه های آدم برفی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ،۱۳٩٠
 

بر فراز قله های سربر افراشته سرزمین عشق ، همانجایی که آفتاب نمکینش بر گونه های یخ زده زمین برق زندگانی را منعکس می نمود ، زنی ، مردی و شاید هم کودکی برای رهگذران آدم برفی زیبایی را ساخته بود که پای در یخ و رو به آفتاب ایستاده بود .

آدم برفی در آن کوهستان سرد و زیبا به همه یادآوری می کرد که این سرزمین زمستان سختی را گذرانده و در مسیر بهار راه طولانی و سختی را در پیش دارد .

آدم برفی در حالیکه رو به خورشید می گریست به رهگذران گفت که حاضر است برای رسیدن بهار و رویش گلهای زیبا ، جان شیرینش را فدا کند و قامت ایستاده اش را به جویبار روان کوهستان داده تا پای درختان سپیدار وسط مرغزار بلغزد .

و رهگذران در این اندیشه غرق بودند که آیا کسی دیگر غیر از آدم برفی حاضر است تا رو به خورشید ، در مسیر جویبار رحمت دوست ذوب شده و به وصال گلهای زیبای دشت برسد ؟!  


 
 
وخامت حال جسمی حضرت آیت الله حسن زاده آملی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ،۱۳٩٠
 

خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ اطلاع یافته است که وضع جسمانی عارف واصل حضرت آیت الله حسن زاده صمدی آملی وخیم است بنابراین بدینوسیله از مؤمنین روزه دار و شب زنده داران نیایشگر تقاضامند است که برای شفای عاجل و رفع کسالت آن عالم فرزانه دست به دعا بردارند.


 
 
درهای سفارت ایران در لندن را بخاطر حقوق بشر بر روی معترضین باز کنید !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳٩٠
 

قابل توجه نوچه ها و نوکران ذاتی روباه پیر در امر حقوق بشر که دو سال پیش همین موقعها داشتند به دستور اربابان جانی و استعمارگرشان داد دفاع از حقوق ملتها می زدند .

درگیریهای جمعی از مردم انگلیس در شهرهای مختلف با پلیس ، پس از قتل یک سیاه پوست ، خیابانهای لندن را به آوردگاهی بزرگ تبدیل کرده و دولت و پلیس این کشور مدافع حقوق ملتها در برابر چشمان نوکران و چاکران ایرانی خود با اسلحه و سگهای وحشی مشغول مشق دموکراسی در خیابانهای لندن هستند .

بابا ایول داره ! خاتمی ، موسوی ، کروبی ، هاشمی ، ... چشماتون روشن . عجب روزگاری شده ؟! فقط نکته مهمی که در حال حاضر ملت ما نگرانش هستند سلامتی آقازاده های شما عزیزان دموکراسی خواه هستش که به عنوان نمونه داش مهدی هاشمی داره تو لندن زبانش رو تقویت میکنه که بتونه از دکتراش تو شبکه بی بی سی انگلیسی دفاع کنه و فرزندان دلبند برادر خاتمی مشغول اخذ مدارک عالیه از کشور آزاد و فخیمه دوست هستند و با این وضعیت جان شیرینشان در خطر است ؟

اصلا معلوم نیست که چرا این اراذل و اوباش تو خیابونهای لندن به جنگ با دموکراسی رفته اند و حرف حالیشون نمیشه ؟ بابا اگه دوست دارید همه جا رو آتیش بزنید و با پلیس درگیر بشید بیاید تو کشور ضد حقوق بسری ایران و پشت سر آزادیخواههای ایرونی ، سطل آشغال آتیش بزنید و کلی هم حال کنید . ضمنا حقوق هم بگیرید و طرفدار حقوق بشر هم بشید ! اصلا هر شب ازتون مصاحبه می گیریم و تو خود بی بی سی پخش میکنیم تا کلی هم معروف بشید . اینجوری هم ارباب از ما راضی میشه هم از شما .   

خوب حالا با هم خبرهای جدید رو مرور میکنیم : پلیس انگلیس اعلام کرد در جریان این درگیری‌ها تاکنون ۳۳۴ نفر را دستگیر کرده و ۶۹ نفر رسما به دامن‌زدن آشوب‌ها تفهیم اتهام شده‌اند. ناآرامی های لندن از سه شب پیش و در پی کشته شدن یکی از شهروندان به وسیله پلیس در تاتنهام شروع شد. شهروندان روز شنبه در یک راهپیمایی آرام کشته شدن مارک دوگان ۲۹ ساله را محکوم کردند ولی این اعتراض شب هنگام به شورش و ناآرامی تبدیل شد که یک‌شنبه هم ادامه یافت.
در سومین شب از ناآرامی‌های بی‌سابقه در انگلیس، موج آشوب‌ها و درگیری میان معترضان و نیروهای پلیس به چندین منطقه شهر لندن از گسترش یافت. پایگاه خبری الجزیره اعلام کرد ساختمان‌ها و خودروها در پایتخت انگلیس و دیگر شهرهای این کشور در بدترین ناآرامی‌ها در دهه‌های گذشته برای سومین شب متوالی به آتش کشیده شد.

خبرگزاری الجزیره اعلام کرد: پلیس تلاش می‌کند تا از سرایت آشوب‌ها به شهر‌های دیگر انگلیس جلوگیری کند و آرامش را به شهر لندن میزبان بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۲ بازگرداند. گزارش می‌شود شمار زیادی از خودروهای پارک‌شده به آتش کشیده شده بسیاری دیگر واژگون شده‌اند.

"دیوید کامرون " نخست وزیر انگلیس که شب گذشته به تعطیلات تابستانی خود در ویلایی در ایتالیا پایان داد به منظور بررسی اوضاع بحران، قرار است امروز جلسه امنیتی را با مقامات انگلیسی برگزار کند.

از همین رو با توجه به اقدامات انگلیس در انتخابات اخیر ایران اعم از جاسوسی، ساماندهی اغتشاشات، پناه دادن به مجرمان، پوشش و بزرگنمایی این اتفاقات؛ پیشنهاد می‌شود وزارت امور خارجه ایران در اقدامی از خواسته‌های به حق مردم انگلیس حمایت کرده و سفیر خود را فرا خواند و همچنین درهای سفارت را برای مجروحان و معترضان باز بگذارد. لازم به یادآوری سفارت انگلستان در ایران در زمان اغتشاشات درهای خود را به روی اغتشاشگران باز می‌گذاشت.

همچنین به همه فعالان عرصه شبکه‌های اجتماعی و آشنا با زبان انگلیسی پیشنهاد می‌شود با حضور در شبکه‌های انگلیسی نسبت به یاری مردم مظلوم این کشور که از دموکراسی ملکه‌ای خسته شده‌اند، اقدام کنند.


 
 
پشت پرده هنجارشکنی‌های اخیر در پارک آب و آتش !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ امرداد ،۱۳٩٠
 

محور تبلیغات رسانه های اپوزیسیون برای برگزاری هنجارشکنی‌های اخیر بر روی "مختلط بودن آن و روابط آزاد دختر و پسر" استوار بوده است؛ موضوعی که بار دیگر "نقش محرک‌های جنسی در تهییج برخی از جوانان" برای انجام اقدامات غیرقانونی و خلاف شرع را در اذهان عمومی زنده کرد.

" آب بازی مختلط" در پارک آب و آتش تهران که با پوشش زننده و حتی کشف حجاب و رفتارهای غیرشرعی عده‌ای از دختران و پسران همراه بود، ابتدا خانواده های حاضر در این پارک و ناظران را حسابی عصبانی کرد و ساعاتی بعد تیتر بسیاری از رسانه های داخلی و اپوزیسیون شد.

قرار این برنامه در شبکه های اجتماعی اینترنت و سایت های اپوزیسیون گذاشته شده بود و به نظر می آمد که بسیاری از حاضران هم دوستان اینترنتی هستند.

تاثیر نامطلوب رفتارهای شرعی و کشف حجاب در آن روز، اعتراض بسیاری از مردم را در آورد و مسئولان امنیت تهران را به دادن هشدار درباره چنین هنجارشکنی‌هایی واداشت.

سایت های اپوزیسیون و عناصر خارج نشین که این برنامه را از ابتدا تبلیغ کرده بودند، پس از اعتراض مردمی و هشدار پلیس درباره این هنجارشکنی، عنوان کردند که آب بازی مختلط در واقع نوعی ابراز مخالفت با قوانین نظام و ارزش های اسلامی آن است.

سایت های اجتماعی اپوزیسیون حتی اقدام به تشکیل یک کمپین برای ادامه این هنجارشکنی هایی کرده‌ و آن را تلاش برای آزادی نامیده‌اند.

این برنامه مختلط در ادامه در پارک حضرت مریم مقدس تهران و یکی از پارکهای بندرعباس هم برگزار شد تا پرده دیگری از رفتارهای غیر شرعی آن هم در ماه مبارک رمضان به اجرا در آید.

اما محور تبلیغات رسانه های اپوزیسیون برای برگزاری چنین هنجارشکنی‌هایی بر روی "مختلط بودن آن و روابط آزاد دختر و پسر" استوار بوده است؛ موضوعی که بار دیگر "نقش محرک‌های جنسی در تهییج برخی از جوانان" برای انجام اقدامات غیرقانونی و خلاف شرع را در اذهان عمومی زنده کرد.

این واقعیت پیش از این درباره بدنه جریان فتنه مطرح شده بود. به عنوان نمونه جهانگیر شیرازی، یکی از فعالان ضد انقلاب، جریان سبز را مدیون همجنس‌گرایان و منحرفان جنسی دانسته و نقش این گروه را در آشوب‌های خیابانی علیه نظام را غیرقابل انکار توصیف کرده بود.

شیرازی در یادداشتی که سایت ضد انقلاب اخبار روز آن را منتشر کرد، نوشت: پیوستن نیروهای خواهان تمایلات گسترده جنسی که مترصد فرصتی برای بروز نارضایتی و خشم خود بر علیه حکومت بودند به جنبش سبز، امری کاملآ طبیعی بود.

اعتراف به نقش محرک‌های جنسی در تهییج برخی از جوانان برای دست زدن به اقدامات خلاف قانون و شرع پیش از آن نیز برخی از جامعه‌شناسان استفاده از این محرک‌ها را توسط سران برنامه‌ریز ضدانقلاب بررسی و تحلیل کرده بودند.

به عنوان نمونه، دکتر ابراهیم فیاض، جامعه شناس، از فتنه ۸۸ با عنوان "جنگ نرم جنسی" یاد کرده و گفته بود: در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، برخی نامزد‌های "معارض"به دنبال "خودنمایی جنسی" رفته بودند.

به اعتقاد او "در تظاهرات مخالفان نظام، زنانی «به شدت اروتیک» حضور داشتند که منظور نهایی آنها آزادی روابط جنسی بود."

محمد شعبانی یک مقام دانشگاه امام حسین هم سال ۸۹ تاکید کرده بود «زنان بدحجاب» در جریان حوادث سال گذشته هفته‌ای سه هزار دلار برای بی‌حجابی پول می‌گرفتند.

شاید بر همین مبناست که عده ای از ناظران سیاسی معتقدند بسیاری از اقدامات غیرشرعی و هنجارشکنی ها کاملا برنامه ریزی شده و با هدف سست کردن ارزش‌ها و باورهای دینی مردم و از بین بردن قبح اموری چون بدحجابی و رابطه گناه آلود دختر و پسر است.

این موضوع از آنجا به واقعیت نزدیک است که یکی از خواسته های اصلی جریان آشوب هم برچیدن پوشش و عادی سازی روابط خارج از چارچوب دختر و پسر بود.

ورود مسئولان تامین امنیت تهران و تاکید نمایندگان مجلس در جلوگیری از هنجار شکنی‌ها به بهانه آب بازی و ... هم در راستای همین واقعیت صورت گرفته است.

البته برخی رسانه های ظاهربین داخلی به بهانه های سیاسی چنین رویدادهای خلاف شرع و عرفی را "شادی" و "نشاط" تعبیر کرده و تاکنون حاضر به اصلاح تحلیل ساده خود از این موضوع نشده اند.

با این حال، به نظر می رسد که نیروی انتظامی به عنوان حافظ امنیت اخلاقی جامعه باید نسبت به ادامه چنین هنجارشکنی هایی حساس و هشیار باشد و جدیت بیشتری در اجرای قانون مهم "عفاف و حجاب" به خرج دهد.


 
 
ناگفته های آمنه بهرامی بعد از بخشیدن اسیدپاش
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳٩٠
 

آمنه بهرامی در گفتگو با خبرنگار مهر به 10 سوال پاسخ داد. پاسخهایی که برای مسئولان و جامعه قابل تامل است:

* چه  کسانی برای جلب رضایت شما با شما گفتگو کردند؟

- آمنه: هیچکس. من از همان ابتدا قصد بخشیدن داشتم چون اهل قصاص نبودم فقط می خواستم حکم قصاص صادر شود و بعد متهم را ببخشم.

* گفته شده برخی از سازمانهای حقوق بشر در این مورد با شما گفتگو کرده اند؟

- من حتی برای سازمانهای مدعی حقوق بشر تره هم خرد نمی کنم چه رسد به اینکه بیایند و با من صحبت کنند.

* از اینکه رسانه ها اینقدر به چهره و زندگی تو پرداختند ناراحت نیستید؟

- اتفاقا خیلی هم خوشحال هستم و از همه رسانه ها تشکر می کنم

* چند بار زیر تیغ عمل جراحی رفتید؟

- 16 بار

* برای درمان صورتتان چقدر هزینه کردید؟

- حدود 500 میلیون تومان

* از کجا آوردید؟

- رئیس جمهور قبلی و رئیس جمهور فعلی و تعدادی از خیرین کمک کردند. یک کتاب هم نوشتم بعد امتیازش را فروختم. یک خیریه در نیویورک هم کمک خوبی به من کرد.

* دولت هم به شما کمک کرد؟

- وکیلم گفت قانونی داریم که دولت در اینگونه حوادث باید قربانی را حمایت کند ولی این قانون اجرا نمی شود! از خیر بیمه تامین اجتماعی هم گذشتیم چون کمکی نکرد.

*پدر شما چه شغلی دارد؟

- بازنشسته صنایع دفاع است.

* خانواده شما به دلیل مصدومیتتان چقدر هزینه کردند؟

- تا جایی که می دانم پدرم آنقدر وام گرفته که دیگر نمی تواند وام بگیرد. خانه ما اجاره ای است و مشکلات زیادی داریم.

* آیا بی پولی به سلامتی شما آسیب وارد کرد؟

- بله اگر پول داشتم یکی از چشمانم به موقع عمل می شد ولی عفونت کرد.

* آیا وزارت بهداشت هزینه درمان شما را قبول کرد؟

- در ظاهر قبول کرد ولی گفتند باید پس از درمان در خارج از کشور فاکتور بیاورید و ما هزینه را پرداخت می کنیم. از بیمارستان فاکتور گرفتیم دادیم سفارت ایران ترجمه کرد و بعد به شورای عالی پزشکی دادیم. آنقدر این فاکتور از سال 83 در کشوی میز مسئولان مربوطه مانده که نوشته هایش کمرنگ شده به حدی که گفته اند بروم دوباره فاکتور بگیرم.

* الان از رئیس جمهور چه درخواستی دارید؟

- حداقل هزینه های درمانی که مسئولان قول پرداخت داده بودند را بدهند.

 

 
 
 
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠
 

تابلوی ما چیست ؟ سوم تیری یا احمدی نژادی !

اسم واقعی ما فدایی ولایت است

 عبور از خط

وقایع اخیر بیش از هر چیز این نیاز را پیش روی تک تک ما قرار داد که «باید بفهمیم چه خبر است؟!» آنهایی که با ساده دلی -بگذارید تند بروم و بگویم بلاهت!- در تمامی دو سال اخیر چشم خود را بر واقعیت بسته بودند و آنها که با پخمگی می­گفتند «ان شاء الله گربه است ...»، آنهایی که نمودهایی چون ماجرای معاونت اولی و رحیمی و ملک زاده و قلعه بانی را به مثابه «نوک کوه یخ» که از آب بیرون زده درک نکرده بودند و آنهایی که دو سال پیش رأیی به صندوق انداختند و معصومانه به زندگی خود مشغول شدند، با ضربۀ شلاقی این پرسش به گوشه­ای پرتاب شدند. «آن بالا واقعاً چه خبر است؟» و البته مایی که به خیال خودمان ماجرا را حالا از دور یا نزدیک- پی می­گرفتیم نیز. آنها که از ماجرای اخیر شوکه نشده اند، یا سیاست نمی­فهمند و یا دروغ می­گویند. آنچه در چند هفته اخیر رخ داده برای همه ما، مایی که زمانی «احمدی نژادی» می­خواندندمان، نیاز به نوعی بازنگری در ماهیت و معنای قصه شش سالۀ پس از سوم تیر را بر انگیخت. و در نسبت با این پرسش، فکری آزار دهنده خودنمایی می­کند: «ما کجای راه را اشتباه رفتیم؟»

 

ماجرا چیست؟

حالا دیگر به نظرم خیلی واضح است: هواپیمای مسافری "سوم تیر" روی هوا دزدیده شده است! باید رسماً وضعیت های-جک (high-jack) را اعلام کرد. این هواپیما دارد به سوی مقصدی متفاوت از مقصد نخستین حرکت می­کند. البته این اتفاق طی همین سه هفته اخیر رخ نداده است؛ به نظر من دست­کم فرآیندی سه ساله داشته است. از اواسط سال 87 آغاز شده، به تدریج و قدم به قدم رشد کرده و حالا در بهار 1390 به جایی رسیده است که ما در آن قرار داریم. درست است که ما حالا در نقطه اوج ماجرا هستیم، امّا اگر دقت کنیم، هواپیما ربایان یا همان «جریان انحرافی» پروژه خود را یکباره به اجرا در نیاوردند. جریان انحرافی چگونه هواپیمای سوم تیر را از مسیر خارج کرد؟ با تغییر دادن پلان پرواز و با تلاش برای از کار انداختن موتور هواپیما.

دربارۀ پرواز تاریخی سوم تیر

هواپیمای سوم تیر چهار موتور مهم داشت و هواپیماربایان در کار هر چهار موتور اخلال ایجاد کرده اند. به عبارت دیگر، هیچ یک از چهار رکن اصولی نهضت سوم تیر نیست که توسط جریان انحرافی ملوث نشده باشد. این چهار رکن از این قرار است: عدالتخواهی و فسادستیزی در صحنه داخلی، استکبارستیزی و عزت طلبی در عرصه بین الملل، اسلام خواهی و ولایت مداری.

یکم. عدالتخواهی و فسادستیزی در صحنه داخلی: این به نوعی محوری ترین شعار احمدی نژاد و اصلی ترین عامل گرایش توده­های مستضعف و محروم مردم به او بود. تلاش برای قطع دستان متجاوز کسانی که «بیت المال را مایملک شخصی خود و خانواده شان تلقی می­کنند»، بازگشت به سبک مدیریتی شهید رجایی و ایجاد فرصت برای طبقات و مناطق محروم و به محرومیت کشانده شده، از مهم­ترین مضامین برنامه احمدی نژاد بود. ناگفته نماند که دولت برآمده از سوم تیر در این مسیر حرکت­های مهم و اساسی­ای نیز انجام داد.

دوم. استکبارستیزی و عزت طلبی در عرصه بین الملل: این نگاهی بود که دکتر احمدی نژاد در فضای انتخاباتی بر آن تأکید داشت و از این زاویه به دولت وقت حمله می­کرد. امتداد همین نگاه در سالهای بعد از سوم تیر نیز با تقویت جبهه مقاومت در برابر مستکبرین، به چالش کشیدن موجودیت اسرائیل و دفاع از حق هسته­ای، منجر به استقرار دوباره جمهوری اسلامی در موقعیت طلایی سالهای نخست انقلاب گردید.

سوم. اسلام خواهی: بعید است هیچ یک از سخنان دکتر در دوران تبلیغات انتخاباتی 84 را بیابیم که مشتمل بر شرحی جامع از موقع و موضع تاریخی انقلاب اسلامی در مدل پنج مرحله­ای حرکت به سوی موعود (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و حکومت جهانی اسلام) نباشد. از دل همین مدل بود که شعار «دولت اسلامی» به یکی از اصلی­ترین شعارهای نامزد پیروز انتخابات سوم تیر بدل شد. در میان کاندیداهای آن دوره احمدی نژاد تنها کسی بود که بی­پروا، با ادبیات و شعائر دینی سخن می­گفت.

چهارم. ولایت مداری: جایگاه مفهوم امامت در منظومه گفتمانی احمدی نژاد 84 و نسبت آن با مسألۀ انتظار از یکسو و ولایت فقیه از سوی دیگر، نیازمند توضیح نیست. تأکید بر نظام امّت و امامت، و اینکه «ولایت فقیه، تمرین زندگی در جامعه مهدوی است» را اضافه کنید به تکرار مکرر عبارت «و ایِّد قائدنا» پس از دعای مشهور «اللهم عجّل لولیک الفرج». باز هم درمیان کاندیداهای آن دوره، احمدی نژاد بیش از همه، به صورت اصیل و غیر صوری از زعامت و پیشوایی رهبری سخن می­گفت.

جریان انحرافی به ویژه از سال 87 به بعد، کمر به مشوه ساختن چهره دولت و احمدی نژاد در هر چهار محور مذکور بست: عدالتخواهی را با وارد کردن افراد بدسابقه به دولت و حرکت­های غیرموجّه و مشکوک در حوزه­های پولخیز صنعتی و نفتی و کثافت کاری­هایی از قبیل این و این (که حسب اخبار و اطلاعاتی که می­رسد چنین مواردی طی دو سال اخیر رشدی وحشتناک داشته است)؛ استکبارستیزی را با یاوه­هایی از قبیل دوستی با مردم اسرائیل و تعاملات غیرشفاف با حکام دست نشانده آمریکا در منطقه و عشوه شتری (!) آمدن­های گاه و بیگاه برای اوباما (که البته به لطف بی محلّی او متوقف شد)؛ اسلام­خواهی را با شعارهای دِمُدۀ ناسیونالیستی و تبدیل کردن دالّ­های اصلی گفتمان دولت به حرفهای دم­دستی و خنثای شبه روشنفکری (عشق و محبت و صلح و ...) و نمایش­های مهوّع «سیاست باز فرهنگی» (حجاب و سینما و ...)؛ و بالاخره ولایت مداری را با آنچه که می­دانیم و می­دانید...

خطر اصلی جریان انحرافی

معتقدم که بعضاً در مورد خطر این جریان بیش از حد بزرگنمایی می­شود. جریان انحرافی آنچنان که تاکنون ظاهر شده و با مختصات و پتانسیل­هایی که از خود نشان داده، به نظر نمی­رسد ظرفیت ایجاد «فتنه بزرگتر» را داشته باشد. البته اینکه از طریق پیوند خوردن با جریان فتنه و طیف سیاسی معارض رهبری در بلندمدت چنین پتانسیلی را بیابد، مسأله دیگری است. اما نوع رفتارهای آنان، به خصوص در همین ماجرای اخیر، نمایانگر فقدان بارز حسابگری و هوشمندی لازم برای پرورش چنین ظرفیتی است. از همین رو فکر می­کنم که تدارک آنان برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بعدی هم آن چنان که برخی تصویر می­کنند، موضوعی نیست که جای ذهن­مشغولی چندانی داشته باشد.

درباره این مطلب که جریان انحرافی در مجموع چیز چندان قابل ذکری نیست، می­توان مفصل سخن گفت. اما به این مختصر اکتفا می­کنم که آنان نه زرّادخانۀ نظری و فکری غنی و جدی (از آن گونه که جریان اصلاح طلب و سبز به لطف اتّکا به سیصد سال تجارب و تأملات تاریخی متجددین غربی داشت) دارند و نه عقبه نخبگانی و دانشگاهی و روشنفکری قابل اعتنایی. بدنه کارشناسی تکنوکرات و بروکرات دولت هم اگرچه با آنها کار می­کند و بعضاً حتی سواری می­گیرد، اما نهایتاً خود را خرج ایشان نمی­کند. (در واقع تیپ اغلب کسانی که با این جریان کار می­کنند، فرصت طلبان و زرنگ­هایی هستند که به طمع سفره و میل شیرینی جمع شده اند و هوا که پس شود، فرار را بر قرار ترجیح می­دهند.) وضع روحانیت و بازار و سپاه و بسیج هم که مشخص است.

پس با این تفاسیر، جریان انحرافی اصولاً چطور آنقدر مهم شده و به اصطلاح «موی دماغ»؟ چه چیزی آنها را این قدر مهم می­کند که راجع به ایشان این همه درازگویی شود؟ به نظرم پاسخ روشن است: تنها دارایی قابل ذکر جریان انحرافی «دکتر محمود احمدی نژاد» است و ایمان و اعتماد او. و به واسطه این دارایی، در اختیار داشتن «دولت» با دریایی از فرصت­ها، منابع، امکان­ها و رانت­ها. ظاهراً در حال حاضر، آنها به عجولانه ترین و ابلهانه ترین شیوه در حال استفاده از این امکان برای ایجاد کردن نوعی جای پای محکم اقتصادی و مادی برای خود هستند که در بلند مدت به کار آید. با این وجود قائلم، جریان انحرافی بیش از آن که در وجه ایجابی بتواند کاری را پیش ببرد، نقشی تخریبی را ایفا می­کند. تا کنون آنها یک پرده از این نقش را اجرا کرده اند: از دور خارج کردن احمدی نژاد، به عنوان یکی از دارایی­های مهم جریان حزب الله.

این لطمه­ای بزرگ است اما جریان انحرافی لطمه بزرگتری نیز می­تواند وارد کند. این خطر اصلی جریان انحرافی است: ایجاد تردید و تزلزل در اصالت و حقیقت سوم تیر.

سرخوردگی حاصل از وقایع اخیر و انحراف ایجاد شده، در صورتی که با آن مواجهه درستی صورت نگیرد، پتانسیل آن را دارد که خیزش دوباره انقلاب در سوم تیر 84 و کل مسیر پیموده شده پس از آن و حتی ایستادگی تاریخی در مقابل فتنه 88 را، به مثابه دست و پا زدنی پوچ و بی­حاصل جلوه­گر سازد. در روزهای اخیر، شفاهاً می­شنویم و کتباً می­خوانیم از پدیده­ای به نام «احمدی نژادی­های توّاب»! گذشته از این مطلب طنز که این اظهار ندامت­های غلیظ و شدید بعضاً توسط کسانی اظهار می­شود که حسب شواهد هیچ وقت «احمدی نژادی» نبوده اند، اما باید پرسید که «احمدی نژادی­ها» یا به عبارت بهتر جریانی که از آن به عنوان جریان احمدی نژادی یاد می­شود به خاطر چه چیزی باید توبه کنند یا نادم باشند؟ به خاطر این که (به قول امام) علم غیب ندارند؟!

بر آنم که جریان احمدی نژادی، در امّهات و کلیّت مسیری که پس از سوم تیر طی کرده، اشتباه اصولی و استراتژیک نداشته است. (دقت کنید که گفتم در کلّیت و آن هم اشتباه اصولی و استراتژیک) تنها شاید بتوان از یک اشتباه اساسی سخن گفت و آن هم اشتباه در انتخاب نام است: «احمدی نژادی» نامی درخور و برازندۀ جریانی با این اهمیت و رسالت تاریخی نبوده و نیست. در پرواز تاریخی سوم تیر، محمود احمدی نژاد اگرچه نقشی اساسی داشت، اما او اساساً نه مهندس این پرواز بود و نه حتی خلبانش. هیچ یک از ارکان چهارگانه سوم تیر که پیشتر از آن سخن رفت،اختراع و اکتشاف احمدی نژاد نیست.

جریانی که سوم تیر را رقم زد و سال گذشته، مردانه در برابر جنگ احزاب فتنه گران و اشرافیت سیاسی ایستادگی کرد، محصول پیوند مبارک بخشی از نسل دوم (بچه­های جنگ) با نسل سوم انقلاب تحت رهبری «آقا» است و تمام دار و ندار انقلاب همین جریان است. این جریان هویت خود را از احمدی نژاد نمی­گیرد. اگر چیزی به عنوان نشان هویتی برایش بخواهد تعریف شود، من نشان و نمادی بهتر از خود «سوم تیر» نمی­یابم. به جای «احمدی نژادی» بودن، باید «سوم تیری» بود.

تا چندی پیش، سوم تیری­ها یک مقتدا داشتند و یک نماینده سیاسی، یعنی دکتر احمدی نژاد. خوشمان بیاید یا نیاید، احمدی نژاد دیگر نماینده سیاسی این جریان نیست. متأسفانه احمدی نژاد دیگر سوم تیری نیست. البته او رئیس جمهور قانونی کشور است و سوم تیری­ها به این اعتبار می­توانند با او کار کنند، کمکش کنند و برای کارهای خوبش کف هم بزنند و تکبیر بفرستند. اما برای نجات آرمان­های سوم تیر، لازم است که این جریان حساب خود را از احمدی­نژاد و دولت فعلی جدا کند. لازم است سوم تیری­ها، محکم دست­ها را در یکدیگر حلقه کنند و با چشمان باز  به آینده بنگرند. ما حالا مقتدایی داریم و به یاری خدا، به زودی نمایندۀ سیاسی جدیدی نیز خواهیم داشت. 

سجاد صفار هرندی


 
 
برنامه شبهای ماه رمضان مسجد ارک تهران
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ،۱۳٩٠
 

اعلام برنامه رمضان المبارک مسجد ارک با مناجات خوانی پیر دیر عشاق حاج آقا منصورارضی

شب های ماه مبارک هر شب از ساعت ۲۳درب مسجد بازاست و قرائت های قرآن و عبادات بعد پیش منبری های نمکین

شب های معرفت شب های قال الباقر ع الصادق ع حدود ساعت ۲۴ یا به عبارتی ۰۰:۰۰

دهه اول دهه برکت: حجت الاسلام حاج سید حسین مومنی

دهه دوم دهه رحمت :پنج شب حجت الاسلام شهاب مرادی پنج شب حجت الاسلام قاسمیان

دهه سوم دهه رحمت :پنج شب حجت الاسلام ثمری پنج شب حجت الاسلام جعفری

و آن آیات نورانی که بهارش میباشد تلاوت میشود با صوت نورانی بهترین قراء کشور

و انشالله  بعد آن گوش جان میسپاریم به نصایح پدرانه حاج منصور ارضی ( ملقب به عرشی ) و سخنان آتشین وی  در لابلای مناجاتهای شبانه بر درگه دوست

شاید که پند گیریم و راه یابیم ، ان شا’ الله 


 
 
خوش به حال بنده های خوب خدا توی ماه خوب خدا
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ امرداد ،۱۳٩٠
 

شور و شوق عجیبی دارم که یک بار دیگر ماه خوب خدا ، ماه رمضان را در کشور عزیز و دوست داشتنی ایران اسلامی و در زیر پرچم اهل بیت علیهم السلام سپری می کنم .

دلم برای نماز صبح بعد از سحری تنگ شده بود و آرزوی دیدن چهره های مومن عموم مردمی رو داشتم که در این ماه به طور خاص خدایی تر شده اند و هر کس در هر سطحی که بوده یک قدم به خدا نزدیکتر شده .

بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که تو ایران حتی اون آدمهای بی اعتقاد هم توی این ماه وقتی می خواهند نافرمانی خدا کنند ، لا اقل به این موضوع فکر می کنند که کار سخت تری در پیش دارند و به خاطر همین یک لحظه توقف و تفکر هم که شده لا اقل یک قدم به خدا نزدیک می شوند .

دلم واسه قرآن خوندن تو مساجد و محافل قرآنی توی این ماه قشنگ تنگ شده .

وای که چه ماه فوق العاده ای رو سپری می کنیم . دلم واسه لحظات منتهی به اذان مغرب که یه حس عجیبی رو تو وجود آدم به وجود میاره تنگ شده .

لحظاتی که جسم آدمی ؛ خسته ، تشنه ، گرسنه و ضعیف منتظر شنیدن صدای اذانه اما روحش سرحال ، سیراب و قوی جسم رو نوازش می کنه و به اون وعده سعادت و عاقبت به خیری میده .

دلم واسه مناجاتهای شب قدر تنگ شده ! شبهای بی نظیری که وقتی تو مسجدهای شهر یه گوشه می نشینی ، شاید کنارت یه بنده خوب دیگه بشینه و با خدای خودش خلوت کنه ؛ اصلا هم مهم نیست که شکلش چه ریختی باشه . از این جوونهای تریپ به بالا یا از اون پیرهای نورانی ، همه و همه اومدن تا دستهای خالیشون رو به خدا نشون بدن و ازش بخواهند تا گناهانشون رو ببخشه و کارنامه سال بعدشون رو بهتر از سال گذشته مقرر کنه .

دلم واسه مناجاتهای نیمه شب حاج منصور تو خیابونهای اطراف مسجد ارک یه ذره شده که تا نزدیک سحر خدا خدا می کنه و همه رو با خودش آسمونی می کنه .

دلم واسه ماه خدا ، دلم واسه بنده های خوب خدا ، دلم واسه خود خدا که همیشه کنارم بوده و من فقط توی این ماه تونستم حضورش رو خوب حس کنم تنگ شده .

التماس دعا از همه شما بنده های خوب خدا توی این ماه خوب خدا  


 
 
ممانعت از خروج خاتمی از کشور
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ،۱۳٩٠
 

به گزارش جهان، خبری جدیدی که چند روز پیش درباره سید محمد خاتمی منتشر شد از عزم او برای خروج از کشور حکایت می کرد.

بر پایه این خبر، رئیس بنیاد باران تصمیم داشت که برای دیدار با فرزندانش به یک کشور اروپایی سفر کند. فرزندان آقای خاتمی در آمریکا و اروپا زندگی می کنند.
همچنین شرکت در سمیناری در کشور ایرلند از دیگر برنامه های سفر او بوده است.

خبر جدید حاکی است که آقای خاتمی موفق نشده از کشور خارج شود و برنامه خود را اجرایی کند.
گفته شده است که رئیس بنیاد باران ممنوع الخروج است و اجازه ترک ایران را ندارد.

گفتنی است تلاش خاتمی در فروردین سال گذشته هم برای خروج از کشور و سفر به ژاپن ناکام ماند و از همان زمان بود که موضوع ممنوع الخروجی وی رسانه ای شد.


 
 
جبهه پایداری ، شناسنامه سیاسی ولایتمداران
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ امرداد ،۱۳٩٠
 

چنانکه در خبرهای خبرگزاری‌های رسمی و غیر رسمی آمده ، در روز پنج‌شنبه (6 مرداد) جبهه پایداری انقلاب اسلامی در قالب همایش هم‌اندیشی نیروهای انقلاب رسماً‌ اعلام موجودیت می نماید.

اگرچه در رسانه‌ها از این جریان به‌عنوان جریان "سوم تیر" یاد می‌شود اما مهم‌تر از نام و عنوان، شناسنامه اصلی این جبهه آن است که ریشه در اصول انقلاب و گفتمان ولایت دارد؛ شاخص‌هایی نظیر تبعیت از ولایت، نگاه مکتبی، خدمت‌رسانی به مردم، عدالتخواهی و روحیه استکبارستیزی.

این جریان که دارای رویش‌های قابل توجهی در دهه 80 بوده است، اتفاق‌های عظیمی را با پشتوانه عمیق گفتمان اصولگرایی و با استفاده از ظرفیت‌های گسترده اجتماعی نصیب جریان اصولگرا کرده و نشاط و امید را برای رسیدن به اهداف بلند انقلاب در دهه پیشرفت و عدالت در میان مردم پدیدار کرده است. جبهه‌ای که اکنون چند ماه است بدون نام و با وجود تجمع چهره‌های شناخته شده فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، به‌دور از جنجال و هیاهو، رفتاری توأم با آرامش و تدبیر از خود بروز داده و با تأکید بر حفظ وحدت حداکثری میان نیروهای اصولگرای مؤمن به آرمان‌ها، ارتباط مناسبی را با علما و روحانیت اصیل و آگاه و نخبگان فرهنگی و گفتمانی برقرار کرده است.

اولین همایش جبهه پایداری

در همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری، آیت‌الله مصباح و آیت‌الله خوشوقت دو تن از فقیهان برجسته قم و تهران دعوت شده‌اند تا از همان ابتدا روشن شود که حرکت این جبهه بیش از آنکه ناظر به فعالیت‌های سیاسی باشد، در چارچوب گفتمانی است. ارتباط مؤسسان جبهه پایداری با این دو فقیه برجسته از ابتدای شکل‌گیری ایده جبهه برقرار بوده، دیدارهایی با آن‌ها برگزار شده و ضرورت‌ها، خاستگاه و نحوه تأسیس چنین فرآیندی مورد بررسی‌های مبنایی قرار گرفته است.

راهبرد "ثم استقاموا" زیر نظارت فقیهان

نام جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی با الهام از دیدگاه آیت‌الله مصباح انتخاب شد، به‌طوری که وی در دیداری با یادآوری آیه شریفه "ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا..." تأکید کرد که پس از دولت‌های نهم و دهم برخی از افراد به‌عنوان مصداق بخش اول این آیه خوب ظاهر شدند اما در بخش پایداری و استقامت در مسیر حق دچار خطا و کوتاهی شدند، بنابراین، جبهه‌ای که قرار است بخش قابل توجهی از رویش‌های انقلابی را زیر یک پرچم جمع کند، باید بر روی مقوله "پایداری" حتی در عنوان و تابلوی خود تصریح داشته باشد.

پرچم جبهه پایداری در دست کیست؟

در عین حال، قرار نیست جبهه پایداری جزو تیول یک گروه خاص و محدود باشد بلکه حاملان گفتمانی این جبهه عموم نیروهایی هستند که اعتبار سیاسی‌اشان در دفاع از مکتب امام(ره) و التزام به آن در کارکردهای سیاسی و اجتماعی آنان اعم از نمایندگی، وزارت، فعالیت فرهنگی، سیاسی، تبلیغی، دینی و... بارز بوده است.

بنابراین، خاستگاه و داعیه‌داران این جبهه نه افراد خاص بلکه عموم ملت بزرگ ایران به‌ویژه رویش‌های نوین انقلاب اسلامی هستند که در سایه آموزه‌های اعتقادی و انقلابی رهبر معظم انقلاب اسلامی پرورش یافته و هویت انقلابی خود را در استقامت بر ارزش‌های انقلاب به‌ویژه عدالت، با صبر و بصیرت در حوادث مختلف به‌ویژه فتنه اخیر به ظهور رساندند.

ساختار غیر حزبی و مرزبندی دقیق با جریان فتنه و فرقه انحرافی/ سهم‌خواهی ممنوع

جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی ساختار مرسوم احزاب سیاسی را ندارد و قرار نیست که با ایجاد ساختارهای حزبی گرفتار آفت‌های آن نظیر الیگارشی، ساختار عمودی و سهم‌خواهی شود، بنابراین، مرزبندی با تعریف تشکیلاتی احزاب ندارد اما از طرف دیگر همان‌طور که خاستگاه این جبهه گفتمانی است، مرزهای آن را نیز همان گفتمان انقلاب اسلامی تعیین می‌کند.

بر اساس تأکید آیت‌الله مصباح و آیت‌الله خوشوقت، مرز جبهه پایداری انقلاب اسلامی را سه ضلع تبعیت کامل از ولایت فقیه و مرزبندی با جریان‌های فتنه و انحرافی تعیین می‌کند و هر فرد یا جریانی که ملتزم به این مرزها باشد؛ یعنی رابطه خود را با خداوند بر میزان اخلاص و با مردم بر سنجه صداقت و خدمت و با رهبری اطاعت و تبعیت قرار دهد، جبهه پایداری خود را با آن همگرا و هم‌افزا می‌داند که همین موضوع، زمینه‌های وحدت در اولین صحنه عمل سیاسی یعنی انتخابات پیش‌روی مجلس را بیشتر می‌کند و بر خلاف تبلیغات نادرست آگاهانه یا ناآگاهانه برخی از جریان‌ها که می‌خواهند این تشکل را نوعی انشقاق و ضد وحدت معرفی کنند، این جبهه وحدت‌زا خواهد بود.

تشکیلات به مثابه بازوی امام در اجرای شوونات امامت جامعه

جبهه پایداری نیروهای انقلاب با پرهیز از ساختار حزبی در صدد است که یک مدل کار تشکیلاتی تحت نظارت فقیهان را ارائه کند. مجموعه جبهه پایداری معتقدند که در مدل مردم‌سالاری دینی، سیاستگذاری منطبق بر جایگاه خلیفه‌اللهی و هدایت عمومی و عامه از شئون ولی فقیه است و اجرا نیز از شئون ولی است که برای انتخاب به مردم تفویض شده که این اجرا شامل قانونگذاری و برقراری عدالت است و تشکیلات نیز در این مدل باید در صدد باشد که به امام جامعه در اجرای شئونات امامت کمک کند.

"تشکیلات می‌تواند مشاور ولی باشد"، "تشکیلات می‌تواند مصادیق آن را شناسایی و به مردم معرفی کند"، "در حوزه مردمی به جریان‌سازی اجتماعی روی آورد و نوع اعتقاد و رفتار مردم را مبتنی بر اعتقاد نسبت به امام رشد دهد."

بنابراین، این تشکیلات باید موجودی سیال باشد و مرزی به جز مخالف ولیّ نداشته باشد. در این نگاه تشکیلاتی، شهید رجایی اگر خارج از حزب جمهوری اسلامی باشد، برای ریاست جمهوری کاندیدای حزب می‌شود. بنابراین این تشکیلات هم مرز دارد و هم ندارد؛ مرز داشتن آن بر اساس ارزش‌های الهی و اسلامی است اما در داخل با هیچ‌کس مرز ندارد و مرزهایش مرزهای اسلام و انقلاب اسلامی است. در هر جا هم که صلاحیت‌ها و اصلح‌ها را تشخیص داد، به آن رجوع می‌کند.

مدل عملیاتی این تئوری این است که مؤمنین و متدینین زیر نظر اسلام‌شناسان و فقیهان متقی و با تجربه عملیاتی فعالیت داشته باشند. ضمن اینکه تشکیلات، افکار ولیّ را منتشر می‌کنند، همیشه به خارج از درون خود به دنبال شناسایی مصادیق و اصلح برای خدمت به نظام هستند.

تقوای جمعی و وحدت حداکثری ذیل تبعیت از ولایت

بر این اساس، آنچه که برای پایداری تشکیلات‌هایی مانند جبهه پایداری از همه بیشتر موضوعیت دارد، "تقوای جمعی" است که رهبر معظم انقلاب در دیدار خرداد ماه خود با نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در مورد آن تذکر دادند.

در عین حال،‌ ممکن است برخی از جریان‌های سیاسی جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی را رقیب خود بدانند و تعریف غلطی از این تشکل گفتمانی ارائه دهند تا به‌زعم خود در اذهان پاک، رفتاری قدرت‌طلبانه و دنیاگرانه شیفته قدرت جلوه دهند، در حالی که آنچه نزد این تفکر اصالت دارد، حرکت مخلصانه و مجاهدانه در راه عقیده پاک اسلامی است.

مزیت نسبی جبهه پایداری؛ عمق و وجدان اجتماعی

این در حالی است که تأسیس جبهه پایداری برای تجمیع ظرفیت‌های فراوانی است که در اثر جریان تاریخی سوم تیر پدید آمد و این ظرفیت‌ها در اثر برخی از خطاها در دولت معطل ماند و جذب تشکیلات‌های موجود نیز نشد، بنابراین، تلقی رقابت از اساس اشتباه است، به‌طوری که جبهه پایداری علاوه بر هم‌افزایی با جریان‌های ولایی موجود، ظرفیت‌های پراکنده را به نفع انقلاب اسلامی و ولایت زیر یک پرچم تجمیع خواهد کرد.

این ظرفیت گسترده مردمی، یک امر "تأسیسی" نیست که در روز پنج‌شنبه اعلام شود بلکه "تبیین" و "اعلامی" است از موجودیت یک تفکر زنده و پویا در کشور که ساختار انتخاباتی اصولگرایان وجود آن را در انتخابات پذیرفته است. بنابراین، جبهه پایداری نه انشعاب است نه حزب تازه؛ بلکه مردم هستند، یعنی حماسه‌آفرینان فتنه‌شکن و فداکاری که هویت خود را اعلام می‌کنند نه موجودیت‌شان را.

این جبهه قرار است یک سیمرغ از مجموعه ظرفیت‌های اصولگرایی باشد که مزیت نسبی آن، عمق، بدنه و وجدان اجتماعی است، فرمانده گفتمانی آن ولایت است و کسی را در این زمینه حاجب نمی‌بیند.

نامه به آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‌الله یزدی

همچنین جبهه پایداری در حال گفت‌وگو برای اصلاح ساختار کمیته اصولگرایان است تا برای انتخابات آینده نیز در این چارچوب فعالیت کند و بر همین اساس نیز رایزنی‌هایی انجام شده، از جمله اینکه نامه‌ای از جبهه پایداری با امضای حجت‌الاسلام آقاتهرانی برای حضرات آیات مهدوی‌کنی و یزدی به‌عنوان دو تن از علمای برجسته مورد قبول و اجماع اصولگرایان ارسال شده است .

 حجت‌الاسلام آقاتهرانی در این نامه ضمن معرفی سه نفر (محصولی، لنکرانی و زارعی) برای حضور در کمیته اصولگرایان و حجت‌الاسلام حسینیان به‌عنوان نماینده در کمیته نظارت و داوری، برخی از ملاحظات نیز بیان شده است.