پرواز اندیشه

ای صمیمی ، ای خوب
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ،۱۳٩٠
 

ای صمیمی ، ای خوب

گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی

دیدنت... حتی از دور

آب بر آتش دل می پاشد

آنقدر تشنه دیدار تو ام

که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم

دل من لک زده است

گرمی دست تو را محتاجم

و دل من... به نگاهی از دور

طفلکی می سازد

ای صمیمی ، ای خوب

تو مرا یاد کنی یا نکنی ، من به یادت هستم

من ، صمیمانه به یادت هستم

آرزویم همه سر سبزی توست

دایم از خنده لبانت لبریز

دامنت پرگل باد


 
 
نامه ای به محبوب
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ تیر ،۱۳٩٠
 

برای تو می نویسم !

تویی که همیشه و همه جا با منی و گرمای وجودت جزئی از وجودم شده

راستی هیچ می دانی که در آن سوی مرتفعترین قله های عشق ورزی چیست ؟

من به تو می گویم این راز سر به مهر عاشقانی را که با تلاش و زحمت زیاد این راه سخت و طولانی را پیمودند اما یا دیگر بازنگشتند و یا اگر هم بازگشتند زبان به کام گرفته و گوشه عزلت گزیدند .

شاید بپرسی که من از کجا بدین راز دست یافتم در حالیکه در مسیر عاشقی و وصال حضرتش چندان طولانی رنج نبرده و زخم دوری محبوب را نچشیده ام !

البته حق با توست که در جایگاه معشوق نشسته ای و درد و رنج چندین ماهه دوری را از زمان دیدار تا وصال آنچنان طولانی ندانی اما باید عمق این حسرت را از من بپرسی که هر دقیقه از این دوران مملو از هزاران لحظه دردناک ترس از نرسیدن بود !

ای عزیز جاودانه  قلبم ، شاید حالا بهتر بتوانم برایت بنویسم که چگونه از همان دمی که کبوتر امید به لانه قلبم بازگشت تا امروز چگونه میلیاردها لحظه بی نظیر را حس کرده و نیوشیده ام !

حالا دانستی که در آن سوی قله رفیع عاشقی ، عاشقان به چه می رسند ؟!

در آن هنگام انسان عاشق ، کامل شده و با حداکثر توان زمینی اش آسمانی می شود و  اگر واصل باشد ، جدا نمی شود از درد عشقی که هیچ معشوقی را توان درک آن نیست و اگر فاصل باشد ، از لذت درد عشق سرگشته و حیران در خلوت خود و معشوق می سوزد و نور افشانی می کند اگرچه زبان در کام برده و عزلت گزیده باشد .

پس هرگاه عاشقی را کمال عشق در بر گیرد چه وصل حاصل گردد و چه فصل قسمت شود ، لحظه های زندگانی اش رنگ خدا می گیرد و جز معشوق نمی بیند و جز جاودانگی در عشق نمی جوید .

پس ای معشوق عشق آفرینم ، مدیون توام برای میلیاردها لحظه آسمانی که نصیبم فرمودی .


 
 
علی خلیلی طلبه شجاعی که برای دفاع از ناموس چاقو خورد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳٩٠
 

نیمه‌ شب سرنشینان یک خودروی پراید برای چند خانم جوان در چهارراه سیدالشهدا واقع در بلوار پروین تهرانپارس مزاحمت ایجاد کردند که با اعتراض چند تن از جوانان محل مواجه شده و اقدام به ضرب و جرح آنان کردند.

در جریان این درگیری، حجةالاسلام «علی خلیلی» طلبه جوانی که با دو نوجوان همراهش به رفتار ناشایست سرنشینان پراید و موتورسیکلتی که همراه آنها بود، اعتراض کرد، از سوی یکی از آنها و از ناحیه شاهرگ گردن مورد اصابت چاقو قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

پس از اینکه این طلبه جوان به همراه دوستانش از سوی این افراد که حدود 6 نفر بودند مورد حمله قرار گرفت به بیمارستان عرفان منتقل شد و ساعت 5 صبح مورد جراحی قرار گرفت و در حال حاضر نیز بیهوش بوده و به گفته پزشکان احتمال دارد به خاطر خونریزی شدید و نرسیدن خون به مغز دچار ضایعه مغزی شود.گفتنی است این طلبه جوان که در حوزه علمیه ازگل مشغول تحصیل است از مراسم جشن نیمه شعبان به سمت منزل راهی بود و می‌خواست که 2 نفر از دانش‌آموزان نوجوان را تا خانه‌هایشان همراهی کند.در همین باره یکی از نزدیکان حجةالاسلام خلیلی، گفت: از ساعت 12 تا 4 بامداد هیچ بیمارستان دولتی حاضر به پذیرش وی نشد و بنابر اظهار پزشکان، به دلیل همین تأخیر در عمل جراحی احتمال ضایعه مغزی وجود دارد.

همچنین یکی از دوستان علی خلیلی، با بیان اینکه اورژانس 30 دقیقه پس از حادثه به محل رسیده است، عنوان کرد؛ هیچ بیمارستانی حاضر به پذیرش طلبه مجروح نبود و یک بیمارستان هم پذیرش را منوط به دریافت 6 میلیون تومان کرد!

حجةالاسلام والمسلمین کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران از حجةالاسلام خلیلی ـ شاگرد خود در مدرسه علمیه ازگل ـ عیادت کرد و ضمن صحبت با خانواده وی در جریان جزئیات حادثه و اقدامات پزشکی انجام شده برای سلامتی وی قرار گرفت.
وی با ابراز امیدواری نسبت به بهبود حال این طلبه فداکار تاکید کرد: برای رسیدگی قضایی به این موضوع، از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد.


 
 
دلیل قرآنی، علمی و فلسفی بر وجود مقدس امام زمان(عج)
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ،۱۳٩٠
 
 
 

 حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی در پایگاه اطلاع رسانی خود در آستانه فرارسیدن میلاد حضرت بقیة‌الله الاعظم به چهار پرسش مهدوی پاسخ گفتند.

متن سئوالات و پاسخ ایشان به شرح ذیل است:

1. چگونه می‏توان امام زمان‏(عج) را شناخت؟

شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاریخی» و «شناخت

واقعی» که از قسم نخست مهم‏تر است. مسئله مهم این است که ما آن حضرت را به حقیقت بشناسیم و ایشان نیز ما را ببیند؛ نه اینکه ما حضرت را ببینیم.

در زمان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم (که مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زیادی آن وجود مبارک را می‏دیدند، اما خدای سبحان درباره آنها فرمود: ﴿و تراهم ینظُرُون اِلیک و هُم لایُبصرون﴾[5]؛ آنها را می‏بینی که به تو می‏نگرند؛ ولی تو را نمی‏بینند. اهل نظر هستند، اما اهل بصیرت نیستند. هنر این است که به گونه‏ای باشیم که وجود مبارک امام زمان(علیه‌السلام) ما را ببینند.

در قرآن کریم آمده است: خدا که بر همه چیز بصیر است، در روز قیامت به عده‏ای نگاه نمی‏کند: ﴿ولایُکلّمهم اللّه و لاینظرُ اِلیهم یومَ القیامةِ و لایزکّیهم﴾[6] و نگاه تشریفی خود را نسبت به عده‏ای اعمال نمی‏کند.

اگر ما در مسیر صحیح حرکت کنیم، آن حضرت ما را می‏بیند.

2. دلیل قرآنی وجود حضرت حُجّت (عج) چیست؟

مرحوم کلینی (رضوان اللّه علیه) در کتاب شریف کافی[4] طی بابی از ائمه(علیهم‌السلام) نقل کرده است که به سوره قدر احتجاج کنید، زیرا در سوره قدر آمده است، هر سال لیلة القدری دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهی روح (جبرئیل سلام اللّه علیه)، همه احکام و امور را به زمین نازل می‏کنند.

وقتی فرشتگان احکام و امور را به زمین می‏آورند، باید آن را به کسی بسپارند، چون افراد عادی نمی‏توانند میزبان فرشتگان باشند و احکام صادره را تحویل بگیرند، پس تنها کسی که در روی زمین مهمان‏دار فرشتگان و تحویل گیرنده این امور و مقدّرات است، وجود مبارک ولی عصر(علیه‌السلام) است، بنابراین با توجه به روایاتی که مرحوم کلینی نقل کرد، از نظر قرآن، در شب قدر که همه فرشتگان به همراهی جبرئیل(سلام اللّه علیه) یا روح، مقدّرات امور را نازل می‏کنند، باید آن را به کسی بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گیرنده این امور وجود مبارک ولی عصر(ارواحنا فداه) است.

3. حیات حضرت ولی عصر(علیه‌السلام) از نظر علمی چگونه توجیه می‏شود؟

حیات طولانی امام زمان(علیه‌السلام) بر خلاف عادت است، نه بر خلاف علّیّت؛ یعنی به طور عادی کسی نمی‏تواند، هزار یا ده هزار سال زندگی کند؛ اما به صورت غیر عادی (خرق عادت) این کار ممکن است.

دوم. اگر بدانیم انسان چیست و چه کسی بدن او را اداره می‏کند، اصلاً این پرسش برای ما مطرح نمی‏شود؛ برای مثال برای عرفا و حکمای بزرگ، اصلاً چنین پرسشهایی مطرح نمی‏شود.

بنده زمانی به دندانپزشک محترمی مراجعه کردم. او می‏گفت دندانهای بعضی صد سال سالم می‏ماند و نمی‏پوسد؛ ولی اگر فولاد صد سال شب و روز کار کند، فرسوده می‏شود. چون اگر فولاد و آهن فرسوده شود، دیگر چیزی جایگزین آن نمی‏شود؛ امّا دندان انسان هر روز عوض می‏شود و هر روز سلولهای جدیدی جای سلولهای مرده و قدیمی را می‏گیرد.

با این توضیح، همه ذرات بدن در حرکت و تعویض است و روح آدمی همه حرکات این ذرات را تحت کنترل دارد. حال اگر روح انسان کاملی، بر خلاف عادت (نظم عادی)، بهترین سلولها را جایگزین کند و دقیق‏ ترین کنترلها را روی قسمتهای مختلف بدن داشته باشد، یک انسان کامل می‏تواند، میلیونها سال زنده بماند (این مطلبی است که در علم پزشکی امروز به اثبات رسیده است).

مُلای رومی طی مثالی می‏گوید: اگر شما روز یا شبی در کنار نهر روانی که آب آن به آرامی در حرکت است، بنشینید و تصویر خورشید یا ماه را در آن ببینید، متوجه می‏شوید که صدها عکس می‏آید و می‏رود و شما همچنان خیال می‏کنید که ساعتها با عکس نخست روبه‏رو بوده‏اید، در حالی که آینه‏ها و عکسهای متعدد، هر لحظه می‏آمدند و می‏رفتند.

آب مبدَل شد در این جو چند بار عکس ماه و عکس اختر برقرار[1]

این بزرگوار در جای دیگر می‏گوید:

ای برادر تو همان اندیشه‏ای ما بقی تو استخوان و ریشه‏ای[2]

بنابراین، اگر کسی روح و سلطه آن بر بدن خود را بشناسد، و سَیَلان، حرکات و تعویض ذرات بدن را تحت کنترل روح بداند و نیز کمی با حکمت و عرفان آشنا شود، این اشکال که چگونه یک انسان می‏تواند یک یا دو میلیون سال یا بیشتر بماند، برای او مطرح نمی‏شود. اگر پیوند روح با خالق جهان هستی به اندازه‏ای بود که قدرت خاصی ما فوق قدرت افراد عادی یافت، می‏تواند همان طور که بدن خود را می‏گرداند، خارج از بدن خود را هم اداره کند، زیرا خارج از روح او هم حکم بدن او را دارد.

وجود مبارک امیرمؤمنان(سلام اللّه علیه) در خطبه قاصعه نهج‏البلاغه می‏فرماید: من در حضور پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم بودم که مشرکان حجاز به پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم گفتند، اگر تو پیامبری معجزه‏ای (حسّی) بیاور تا تو را بپذیریم. آنگاه گفتند: دستور بده نیمی از درختی که روبروی تو است، از نیمه دیگر جدا شود و به حضور تو بیاید. حضرت فرمود: اگر این کار را انجام بدهم، ایمان می‏آورید؟ گفتند: بلی. حضرت علی(علیه‌السلام) در ادامه می‏فرماید: من دیدم که این درخت دو نیم شد و نیمی از آن در جای خود ایستاد و نیم دیگر حرکت کرد و جلو آمد، به طوری که شاخه‏های آن روی دوش ما قرار گرفت.

مشرکان گفتند: دستور بده نیمه دیگر آن هم از جای خود حرکت کند و نزدمشرق،حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی در آستانه فرارسیدن میلاد حضرت بقیة‌الله الاعظم به چهار پرسش مهدوی پاسخ گفتند.  تو بیاید. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم این کار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده دو نیمه درخت به هم متصل شود و در جای اول قرار گیرد؛ با این همه، مشرکین باز هم ایمان نیاوردند.[3]

همه کرامات محال عادی هستند؛ نه محال عقلی که محال عقلی (مانند 2*2=5) کرامت یا اعجازبردار نیست؛ به هر حال، حیات حضرت ولی‏عصر(عج) محال عادی است؛ نه محال عقلی.

4. مسئله وجود مقدس امام زمان‏(عج) از نظر فلسفی چگونه توجیه می‏شود؟ آیا دلیل فلسفی بر اثبات وجود آن حضرت وجود دارد؟

درباره وجود مبارک حضرت حجّت‏(عج) «برهان عقلی بر امکان» اقامه می‏شود؛ یعنی بر اساس حکم عقل، ممکن است انسان کاملی عمر طولانی داشته باشد.ما به دیدن عمرهای کوتاه عادت کردیم. اما اگر شخصی، از همه علل و عوامل طبیعی آگاه باشد و آنچه برای او سودمند است، فراهم کند و از آنچه برای او زیانبار است بپرهیزد، می‏تواند عمر طولانی داشته باشد. این مسئله خارق عادت است؛ نه خارق عقل. معجزه هم چیزی خارق عادت است، نه خارق عقل. علم نیز به چنین چیزی راه نیافته است، زیرا علم به امور عادی راه دارد؛ نه امور غیر عادی. کرامت نیز در امور خلاف عادت جاری است.

 

[1] ـ مثنوی معنوی، دفتر ششم، بیت 3178.

[2] ـ همان، دفتر دوم، بیت 277.

[3] ـ ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).

[4] ـ الکافی، ج 1، ص 242 (باب فی شأن «اِنّا اَنزلناه فی لیلة القدر» و تفسیرها).

[5] ـ سوره اعراف، آیه 198.

[6] ـ سوره آل‏عمران، آیه 77.


 
 
آخرین وضعیت جذب بازیکن در استقلال و پرسپولیس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳٩٠
 

ازدهمین دوره رقابتهای فوتبال لیگ برتر باشگاه‌های کشور از روز 11 مردادماه در حالی آغاز می شود که فصل نقل و انتقالات مربوط به این فصل روز اول مردادماه رسما به پایان خواهد رسید. این در حالی است که از 18 تیم لیگ برتری هنوز هیچ تیمی فهرست نهایی خود را کامل نکرده اند و در حال مذاکره با گزینه های مورد نظرشان هستند. 

در این بین استقلال و پرسپولیس به عنوان دو تیم پرطرفدار پایتخت که وابسته به سازمان تربیت بدنی هستند و گوشه چشمی هم به مشخص شدن وزیر ورزش و جوانان دارند، بیشتر از 16 تیم دیگر زیر ذره‌بین قرار دارند و هواداران آنها نگران این هستند که آیا مسئولان تیم محبوبشان می توانند بازیکنان کارآمد و تاثیرگذاری را برای لیگ آینده جذب کنند یا نه.

استقلال و پرسپولیس اما در فصل نقل و انتقالات شرایط متفاوتی دارند. پرسپولیس پس از قهرمانی در جام حذفی دچار اختلافات درونی شدیدی شد که در نهایت جدایی علی دایی از نیمکت سرخپوشان را به دنبال داشت و حبیب کاشانی که بعد از قهرمانی این تیم در جام حذفی از سمتش کناره گیری کرده بود، بازهم به عنوان سرپرست باشگاه باقی ماند تا حمید استیلی را جانشین علی دایی کند.

اما در تیم رقیب آرامش نسبی برقرار بود و علی فتح الله زاده از همان روزهای نخست تاکید کرد که پرویز مظلومی با آبی پوشان قرارداد دارد و فصل یازدهم هم روی نیمکت این تیم خواهد نشست. 

همین حمایت فتح الله زاده به سرمربی آبی پوشان کمک کرد تا خیلی زود وارد بازار نقل و انتقالات شود و بازیکنان بیشتری را نسبت به رقیب دیرینه به خدمت بگیرد.

استقلال در همان روزهای نخست با جاسم کرار عراقی به توافق رسید و سپس میثم حسینی را از تیم گسترش فولاد تبریز به خدمت گرفت و در مرحله بعد با علی حمودی از فولاد قرارداد بست و پس از آن با سیدجلال حسینی و سیدمهدی رحمتی به توافق رسید تا از این حیث یک گام از پرسپولیس جلوتر باشد. اما این تیم وحید طالب لو دروازه بان قدیمی خود را از دست داد و احتمالا محمد محمدی نیز از این تیم خواهد رفت.

پرویز مظلومی البته قرارداد چند بازیکن دیگر تیمش را تمدید کرد. مهدی امیرآبادی و پژمان منتظری به طور رسمی قراردادشان را تمدید کردند و حنیف عمران زاده و محسن یوسفی نیز به توافق رسیدند تا بزودی قراردادشان را تمدید و ثبت کنند. چند بازیکن هم هستند که قرارداد دارند و چند آبی پوش هم در حال مذاکره با مسئولان باشگاه هستند.

اما پرسپولیس تا امروز تنها علی کریمی و محمد نصرتی را به طور رسمی به خدمت گرفته و در حال مذاکره با چند بازیکن است. با این حال وضعیت سرخ ها از آبی ها کمی وخیم تر است. حمید استیلی تاکنون قرارداد بادامکی، حقیقی، نورمحمدی، شکوری و مجتبی شیری را تمدید کرده است. با این حال خیلی از سرخپوشان با این تیم قرارداد دارند.

استقلال و پرسپولیس در فاصله یک ماه مانده تا شروع لیگ یازدهم تمریناتشان را آغاز کرده اند اما اوضاع بی سروسامانی بر این تمرینات حاکم است. التبه وضعیت پرسپولیس کمی بهتر از استقلال است و تعداد بیشتری از بازیکنان در تمرینات این تیم شرکت می کنند. اما استقلال هنوز تعداد بازیکنان اصلی اش از 10 نفر تجاوز نکرده است.

این دو تیم به دنبال گزینه هایی هستند که شامل کریم انصاریفرد، آندرانیک تیموریان، مهرزاد معدنچی، مهرداد اولادی و .. می‌شود. در میان این بازیکنان آندرانیک تیموریان دو بار با استقلال مذاکره کرده و به توافقاتی نیز دست یافته اما انصاریفرد با استقلالی ها به توافق نرسید و حالا پرسپولیس مشتری جدی مهاجم فصل گذشته سایپاست. البته جذب بازیکنان خارجیهم یکی از اهداف کادر فنی دو تیم است که در حال رایزنی های لازم در این مورد نیز هستند.


 
 
شیوه امام علی (ع) در نظارت بر بازار مسلمین
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳٩٠
 

امام على علیه السلام مردم را به تجارت ، تشویق مى کردند تا از این طریق ، اقتصاد جامعه رونق بگیرد.

حدیث: اِتَّجروُا بارَکَ اللّهُ لَکُم، (تجارت کنید خداوند به شما برکت دهد) (۱) از آن حضرت ، مشهور است .

غیر از تشویق ، بر کار آنان نظارت مستقیم داشتند تا آداب و اخلاق تجارت را به تجار و بازرگانان بیاموزند و فعّالیت هاى تجارى شان را در چارچوب اسلام، قرار دهند.

مرحوم کلینى از جابر از امام باقر علیه السلام نقل مى کند که امیرالمومنین علیه السلام هنگامی که در کوفه بودند، هر روز صبح از خانه خود بیرون مى آمد، در حالى که تازیانه اى در دست داشت که به آن (سبیبه)(۲) مى گفتند،در بازارهاى کوفه از این بازار به آن بازار مى گشت و در مقابل هر بازارى مى ایستاد و خطاب به آنان مى فرمود:

اى کاسب ها! از خدا بترسید. تُجّار و کسبه وقتى صداى حضرت را مى شنیدند، هرچه در دستشان بود به زمین مى گذاشتند و از صمیم قلب متوجّه فرمایشات امیرالمؤ منین علیه السلام مى شدند و با گوش خود مى شنیدند که مى فرماید:

«طلب خیر را بر همه چیز، مقدم بدارید، با آسان گرفتن معامله به اموالتان برکت دهید، به خریداران گران ندهید تا به شما نزدیک شوند و با بردبارى اخلاق خود را زینت دهید، و از قسم خوردن دورى کنید، و از دورغ گویى بپرهیزید و از ظلم و ستم کناره بگیرید».

با مظلومین و ستمدیدگان با عدل و انصاف برخورد کنید، دور ربا نگردید و در اندازه گیرى و اجناس، کم نگذارید و اجناس مردم را بى ارزش و حقیر نسازید و خود را از مفسدین روى زمین قرار ندهید. (۳)

ای بازاریان قسم نخورید

کتاب (غارات ) از ابن سعید نقل کرده است که امیر مؤ منان علیه السلام به بازار مى آمد و خطاب به بازاریان مى فرمود:

اى اهل بازار! از خدا بترسید، قسم نخورید، چرا که قسم خوردن سرمایه را نابود کرده و برکت را از بین مى برد.

تاجر فاجر است، مگر آن کسى که حق بدهد و حق بگیرد. والسلام

و بعد از گذشت چند روز دوباره به بازار مى آمد و عین همان فرمایشات را به آنها گوشزد مى کرد. (۴)

- در دعائم الاسلام از امیرالمؤ منین علیه السلام روایت شده است؛آن حضرت در حالى که تازیانه اى به دست مى گرفت، در بازارها به راه مى افتاد و کسانى را که در خرید و فروش ‍ مسلمین کم فروشى و یا تقلب مى کردند با آن تنبیه مى کرد.

اصبغ بن نباته مى گوید: روزى به حضرت عرض کردم ، شما در منزل بمانید، من عوض شما این کار را انجام مى دهم .امام على علیه السلام فرمود: اى اصبغ ! این چه نصیحت و خیرخواهى است؟

اصبغ مى گوید: حضرت بر مرکب رسول خدا صلى الله علیه و آله (شهبا) سوار مى شدند و تمام بازارها را یکى پس از دیگرى زیر پا مى گذاشتند.

سفارش حضرت به قصابان و خرمافروشان

روزى به بازار گوشت فروشان آمد و فرمود:اى قصابان ! در کار گوسفندان شتاب مکنید و پس از ذبح بگذارید روح از بدنشان بیرون رود، مبادا بر گوشت بدمید.

سپس به بازار خرما فروشان رفت و فرمود:خوب و بد خرما را در مَعرض دیدِ مُشترى قرار دهید.

بعد بین ماهى فروش ها رفت و فرمود: غیر از ماهى حلال گوشت ، ماهى دیگرى نفروشید، از فروش ماهى هایى که در دریا مرده و موجِ آب ، آنها را بیرون انداخته خوددارى کنید.

حضرت به محله کناسه (محلى است در کوفه ) آمد که در آن جا تجارتهاى مختلفى وجود داشت ، خطاب به خریداران و فروشندگان فرمود:(اى بازرگانان ! قسم خوردن در این بازارها رایج شده، قسمهایتان را با دادن صدقه در آمیزید، و از قسم خوردن خوددارى کنید که خداوند متعال کسى را که به دورغ قسم خورده باشد، منزّه و پاک نخواهد کرد.) (۵)

ـــــــــــــــــــــــــــــ

۱- وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۵، حدیث ۱۲

۲- در حاشیه کافى ، ج ۵ ص ۱۵۱ آمده است که : (سبیبه) یعنى دو شقه و دو تکه ، چون تازیانه حضرت دو سر و دو شعبه داشت که به آن سبیبه مى گفتند.

۳- فروع کافى ، ج ۵ ص ۱۵۱؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۲۸۳؛ صدوق در امالى مجلس ۷۵ روایت را به کمى تفاوت نقل کرده است .

۴- غارات ، ج ۱ ص ۱۰۹ - و - خصال صدوق ج ۱ ص ۱۸۹

۵- (یا معشر التجار! انّ اءسواقکم هذه تحضرها الایمان فشوبوا ایمانکم بالصدقة و کفوا عن الحلف فان اللّه تعالى لا تقدس من حلف باسمه کاذبا) دعائم الاسلام ، ج ۲، ص ۵۳۸، حدیث ۱۸۳.


 
 
عکس هایی از آب جاری در اطراف قبر حضرت عباس
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ،۱۳٩٠
 

 آیا می دانستید که سالهاست آب روانی در زیر حرم مطهر حضرت قمر بنی هاشم (س) جاریست؟

به گزارش «خبر آنلاین»، همان آبی که بر فرزندان پیامبر در ظهر عاشورا 14 قرن پیش بستند، امروز در حرم قمر بنی هاشم، به طرز معجره آسایی نابینا را بینا می کند، بیمار سرطانی را شفا می دهد و از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود.

شیخ عباس 74 ساله، که 36 سال خادم حرم حضرت عباس علیه السلام است، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشیده و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت. مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند و آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود ... از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه درب ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت قمربنی هاشم حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.

شیخ عباس ادامه داد: این آب به ارتفاع یک متر بالاتر از قبر قرار دارد، اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده و من این‌ها را به چشم خود دیده‌ام و بارها شاهد بوده‌ام چقدر افراد کور وارد حرم شده و چند قطره از این آب در چشمان آنها ریخته شده و بینا شده‌اند و یا افرادی دارای امراض پوستی و سرطانی با استفاده از این آب شفا پیدا کرده‌اند.

وی ادامه داد: مگر آب دریای رحمت آقا تمام می‌شود. هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر ابوالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌آید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.


 
 
تشرف امام خامنه ای به محضر امام زمان (ع)
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ،۱۳٩٠
 

جناب آقای صدیقی شب فاطمیه روی منبر در بیت  رهبری که آقای رییس جمهور نشسته بود،آقای هاشمی بود ، سران مملکتی بودند ، قوه قضاییه ، همه بودند.آقای صدیقی روی منبر این مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام کند .همین که خواست تمام کند فریاد گریه جمعیت و حضار بلند شد .

دیدند این جمعیت بسوی آقا دارند حمله میکنند که به عنوان تبرک به ایشان دست بزنند .آقا را بردند و دیگر نتوانستند جمعیت را اداره کنند .

من همه ساله مکه که میرفتم قبل از رفتن به مکه به محضر آیت الله بهاءالدینی میرسیدم و توصیه میخواستم از ایشان.ایشان به من توصیه هایی میکرد و من این توصیه ها را در سفر مکه عمل میکردم . بعدهم که داشتم میامدم ، یک عمامه ای یا چیزی را برای ایشان هدیه میخریدم .

این دفعه که رفتم محضر ایشان این مطلب را فرمودند :

شما وقتی که میروید مسجدالنبی از قسمت جنوب شرقی مسجد ، از آن قسمت هفت قدم میاید به جلو و قسمت بعدی را هم گفت که من نمیتوانم دقیق به شما بگویم . به خاطر اینکه ایشان این را به ودیعت پیش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد

وقتی که قدم زدی آمدی جلو رسیدی به آنجا ،آنجا بنشین و این ذکر سبعه را بگو. این ذکر را که گفتی انشاءالله به حوائجت خواهی رسید .

ذکر سبعه عجیب است ، علامه حسن زاده آملی بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذکار سبعه را دارد که اینها را از آسید علی آقا قاضی گرفتند . ذکر سبعه واقعاً یک ذکریست که معجزه میکند در نفس انسان عجیب معجزه میکند .

آقای صدیقی می گوید ، عرض کردم: آقای بهاءالدینی چه وجهی دارد که من باید آنجا بنشینم و این اذکار سبعه را بگویم. چه وجهی دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .

حالا همه دارند مثل شما گوش میدهند همه دارند دقت میکنند آقای صدیقی چه میخواهد بگوید .

گفت : وجهش این است که دارم به شما میگویم فقط پیش شما بماند .

وقتی که حضرت زهرا سلام الله علیها آمد برای دفاع از علی ابن ابیطالب علیه السلام بدنش خون آلود بود وقتی که آمد ، که داخل مسجد وارد نشد وقتی که برگشت دیگر توان از او رفت دیگر به گونه ای شد که میخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فکر میکنم که آن مکان به خون فاطمه سلام الله علیها رسیده است . آنجا حاجتتان را بخواهید .

فریاد گریه جمعیت بلند شد

بعد آقای بهاء الدینی میگوید : این کار را انجام بده .

ایشان میگوید

من رفتم اینکار را انجام دادم حالا تو نگو آقای بهاء الدینی خودش هم نظر دارد ، نیت دارد ، یا حاجتی دارد .چون خودش مشرف نمی شود .

حالا جالب این است که حضار دارند به آقای صدیقی توجه می کنند ازاعیان شخصیتی مملکت ، و هم آقایانی که شرکت کننده بودند ، ایشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را می گوید.

گفت : من رفتم مدینه همین کار را انجام دادم ، بعد از این رفتم مکه دیدم از بلند گو صدا میزنند : آقای صدیقی دوباره بروند مدینه . من دوباره رفتم مدینه ، چند روزی مدینه ماندم ، وقتی برگشتم به ایران یک عمامه ای خریده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسیدم، تا سلام علیک کردم بدون اینکه حرفی بزنم ،

حاج آقا بهاء الدینی فرمودند:

میدانی ثمره ذکر امسال چه بود ؟

گفتم : نه

گفت : نمیدانی ثمره ذکر امسال چه بود ، نگرفتی؟

گفتم : نه

فرمود : امسال ثمره ذکر شما یکی این بود که شما دو بار آمدید مدینه،

گفتم شما مطلعید من دو بار امسال آمدم مدینه .

گفت : بله آنجائی که نشسته بودید ذکر می گفتید در آنجا با تو بودم.

این نوارش دربیت آقا هست،دم در که می فروشند ، نوار سه سال قبل فاطمیه

بعد برگشت و گفت :

ثمره دوم اینجا بود :

که تا گفت مجلس به هم پاشید اینقدرمردم به خودشان زدند وگریه کردند که آقا تشریف بردند ؛ دیدند که دیگر نمی شود جمعیت را اداره کرد .

فرمودند : ثمره دوم این بود که آن نیتی که من میخواستم ، به آن نیت رسیدم ، و آن این بود

که امسال مقام معظم رهبری به دیدارامام زمان نائل آمد .


 
 
عکس استقبال به یاد ماندنی از سید محمد خاتمی در یزد !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ،۱۳٩٠
 

مراسم ترحیم آیت الله صدوقی که با حضور چهرهای مختلف سیاسی برگزار شد با حاشیه هایی همراه بود . 

در این مراسم که از میان اصلاح طلبان ابطحی و موسوی لاری و سید حسن و سید علی و سید یاسر خمینی و محقق داماد حضور داشتند با سخنرانی حسن روحانی آغاز شد. 

این مراسم که با حضور قابل توجه مردم و دوستداران و آشنایان آن مرحوم برگزار شده بود حاشیه هائی هم به همراه داشت. 

در این مراسم  به محض ورود خاتمی به جلسه جمعیت شعار های تندی عیله خاتمی دادند که برای مدتی مراسم را تحت الشعاع قرار داد. 

این شعار ها که در داخل و خارج محل برگزاری مراسم از سوی مردم گفته می شد تا زمان خروج خاتمی از مراسم نیز ادامه داشت. در همین حین ناجا نیز برای محافظت از خاتمی وی را تا بیرون مراسم همراهی و مشایعت کرد. 

 

 


 
 
عیدانه مناسبت میلاد ثارالله
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ،۱۳٩٠
 

از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث ،غرورآفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان اینکه خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود  نمی بیند.

مگر نه با ولادت تو، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو "موج"، موجودیت یافت؟مگر نه این که " نسیم" با تولد تو متولد شد و مگر نه " صاعقه" اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه "عشق" در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه " ایثار" به تو مقروض شد و مگر نه " آفرینش" از روح تو جان گرفت؟پس چرا ما خبر " ولادت"  تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟ازتوماراحدیثی درسینه است و غمی جانکاه بردل؛ همان غمی که دل آدم را شکست ویادتواش گریاندپیامبر، آنگاه که تو پا به عرصه ظهور نهادی، گلویت را بویید و اشک دلش، بوسه را بر گلوی تو طراوتی دیگر بخشید.همان حدیث که توان از تن علی ربود و بر بیابانش ایستاند و ناله اش را به آسمان رساند که: "ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فتیة من آل محمد..."

اینجاست قتلگاه حسین، خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود. همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد، وادی معاشقه اینجاست. همینجاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف، گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرند.

این جاست که فریاد خون آلودِ" الهی رضاً برضاک" سینه آسمان را می شکافد و بر رضایت خداوند، چنگ می زند و آسمان از این درد می شکند و زمین بر خود می پیچد.

آری، از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود و شخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگرچه اوج پرواز والاترین انسان، حضیض - پایین ترین- شناخت تو را درنمی یابد.

و هر چند تو برتری از آنچه ما می اندیشیم و آن صفات که تو را متصف می کنیم و اگر چه تو زینت بخش صفاتی، و اگرچه یادمان نرفته است آن کلام را که در قیامت والاترین مؤمنین  در تب و تاب دیدار خداوندی می سوزند و از او تقاضای دیدار می کنند؛ برقی می درخشد و نوری متجلی می شود که همگان را سالیان دراز بی خویش و بی هوش می کند و وقتی خود را می یابند و به هوش می آیند، عاجزانه از خدا می پرسند که این تو بودی؟ و پاسخ می شوند که این یک تجلی از چهره حسین بود؛ جلوه ای از رخ اباعبدالله، یک نیم نگاه ثارالله... و قلم را هرگز توان شرح این دیدار نیست...ولیکن ما را فقط  یارای دیدن ظواهر است و همین و تا همین حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل های ناقابلمان را پروانه آن شمع جاودانه کرده است.

ما که ظرفیت دریا نداریم، همان قطره مان که در گلو چکانده ای، حیات و زندگیمان بخشیده است.

ما در این کاروانسرای دنیا از آن جهت تنفس می کنیم که تو در آن درنگ کرده ای.

ما بر خاکی سجده می کنیم  که پای تو بر آن نشسته و خون تو بر آن چکیده است.ما همچنان که ساده ترین نیازمان؛ آب نوشیدن را، به یاد تو مرتفع می کنیم، احساسمان، اندیشه مان، مرگمان، حیاتمان، سلوکمان، قیاممان، همه و همه رنگ از تو می گیرند و معنا از تو می یابند.

بر مظلومیت جوانانمان از آن خرسندیم که مظلومیت تو را تداعی می کنند. جوانانمان را به یادواره علی اکبر تو به میدان فرستادیم.

و خون را از آن جهت ارج می نهیم که تو- ثارالله- به خدایت اتصالش بخشیده ای و آوارگی زنان و کودکانمان را از آن روی تاب می آوریم که گوشه ای از آن همه درد و رنج تو را بشناسیم. ما هر چه خون به یادواره تو داده ایم و آنچه به دست آورده ایم، از دست های مبارک تو گرفته ایم و بر همین اساس ما گشتیم، جستجو کرده یم، زیرورو کردیم، و ارزشمندترین گلستان جامعه و عطرآگین ترین مجموعه گل را- به اعتقاد باغبان بزرگوار- آن ستون ها را که استواری جامعه در گروی وجودشان است- به اعتقاد بنیانگذار- زیباترین، خالص ترین، مؤمن ترین، ایثارگرترین جوانانمان را- به اعتقاد مربی- جدا کردیم، ممتاز نمودیم و روز تولد تو را به ایشان اختصاص دادیم و جز اینان، چه گروهی را شایستگی این منزلت بود؟

یا اباعبدالله! بابی انت و امی یابن الزهراء! آتش عشق را در دل کودکان و جوانانمان جاودانگی بخش!

و هدیه های این امت را که بر اساس آیه" لن تنالواالبرحتی تنفقوا مما تحبون"؛ معشوق های خویش را فدای تو کردند، به پیشگاهت بپذیر.

سید مهدی شجاعی


 
 
معماری شیطان پرستی در اطراف خانه خدا ؟!
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٠
 

در سالهای اخیر شاهد گسترش ساخت و ساز آسمان خراشهای بزرگی در شهر مکه و در اطراف خانه خدا هستیم که با حمایتهای دولت وهابی آل سعود به سرعت کار خود را به انجام رسانده اند .

گفته می شود که در این ساختمانهای مشرف به کعبه مقدس از معماریهای موسوم به شیطان پرستی استفاده شده و سرمایه گذاریهای صورت گرفته در این بخش توسط فراماسونهای بزرگ دنیا بوده است .

در ادامه جدیدترین تصاویر این ساختمانها در اطراف حرم امن الهی را می بینیم :