پرواز اندیشه

ای کاش ...
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٥ خرداد ۱۳٩٠
 

ای کاش جهان من و تو خار نداشت ، بعد از همه بیداری مطلق دل تو خواب نداشت !

ای کاش زمین یاد ز هجران نکناد ، در بطن خودش دوست پریشان نکناد !

ای کاش که مه رو رخ خود را ننماد ، بی پرده نقاب از دل بی دل نرباد !

ای کاش که عشاق نسوزند و نساز ، در میکده از ساغر آمال دراز !

ای کاش که ای کاش نماند به جهان ، ای کاش که ای کاش رود رو به نهان !


 
 
زیارت کربلا و برکات آن در زندگانی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳٩٠
 

در طول تاریخ انسانهایى بوده و هستند که پس از مرگشان ، زندگى و حیاتشان ادامه پیدا کرده و با مرگ بدنشان ، وجودشان و شخصیت و اندیشه‏شان ادامه یافته است . مردان خدا و شخصیتهاى الهى، همانگونه که در زمان حیات خویش استوانه دین و محور انسانیت و پشتوانه حق و عدالت هستند ، در زمان پس از مرگ نیز آرامگاه و زیارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضیلت است . و در این میان ، زیارت مشهد حسینى از ویژگیهاى برجسته‏اى برخوردار است . آنانکه توفیق پیدا مى کنند و به زیارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند ، روى به آستان امام حسین (ع) آورده و به جانب این مدرسه عشق و فضیلت و دانشگاه کمال و تربیت مى‏گرایند . اینگونه تربیت اجتماعى و یک چنین موسسه تهذیب اخلاق و ادب ، براى هیچ ملتى از ملل گیتى میسر و مقدورنیست . 

امام رضا (ع) مى فرماید: «هر امامى بر گردن دوستان و پیروانش عهد و پیمانى دارد و وفاى به این عهد، بإ؛،،ّّ زیارت قبر آنان ممکن مى‏باشد . و کسى که به شوق زیارت آنها و با تصدیق به فضیلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قیامت قرار مى‏گیرد.

پس هر زائرى باید بکوشد تا از این شفاخانه فیض، استشفاى دردهاى درونى و امراض قلبى و اندرونى خود را خواسته، خواستار آن شود که صفاى دل و دوستى خاطر و پاکیزگى روح و قداست روان و سلامت تن ، از خدمت آفریدگار جهان به وى عطا گردد ، تا اینکه هم ظاهر او به جمال و کمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگى‏ها پاک و مصفا گردد.

مامان به این وسیله در صدد ساختن انسانهاى مؤمن و متعهد بوده‏اند ، لذا به آنها تعلیم داده‏اند که در زیارت امام حسین (ع) از خداوند بخواهند که زندگى و مرگشان را «حسین گونه» قرار دهد، و آنها را در دینا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محیاى محیا محمد و آل محمد ، و مماتى ممات محمد و آل محمد ... و ان یجعلنى معحکم فى الدنیا و الاخرة».

به امید به اینکه خداوند متعال توفیق زیارت حضرتش را در دنیا و شفاعتش را در روز قیامت نصیب ما گرداند، به آثار و برکاتى که زیارت سیدالشهدا (ع) به دنبال دارد مى‏پردازیم:  

١- آرامش بخشیدن به زائر

قبل از آنکه به آثار و برکاتى که برگرفته از روایات اسلامى است اشاره کنیم ، این نکته لازم به ذکر است که زیارت مرقد شریف امام حسین (ع) مانند سایر ائمه ، به مردمان و زیارت کنندگانش ، نوعى آرامش و اطمینان مى‏بخشد . در این عصر که انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پیوسته دست به گریبان با پدیده‏هایى چون تردید، ناکامى، تشویش، ترس و ناسازگارى با محیط و زندگى ماشینى و محرومیت و جنگ و حتى کنار نیامدن خود است، و هر روز شاهد کاهشها و فرسایشها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند ، این زیارت مرقد مردان خدا و پیشوایان دین است که به انسان آرامش خاطر مى دهد.

در زیارت یک نوع کشش و نیاز الزام آورى انسان را وا مى‏دارد که فشارها و فریادهاى درونى را از راهى خارج کند . زائر آن مرقد شریف در پرتو دعا و گفتگو با پاکان و استمداد از ارواح پاک مقربان درگاه الهى، نیرو گرفته و نابسامانیها را با توسل بدانها برخود هموار مى سازند ، و خستگى‏ها و فشارهاى وارد بر روان ، و نیز اضطرابها و یأسها را از خودمى زدایند و به آرامش و اطمینانى براى ادامه زندگى دست مى‏یابند.

 

٢- در امان خدا بودن

به امام صادق (ع) عرض کردند: کمترین اثرى که براى زائر قبر امام حسین (ع) چیست؟ فرمود: «کمترین تأثیرش این است که خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى کند تا به سوى اهل خویش برگردد ،و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود ».(2)

 

٣- زائر خدا محسوب شدن

زید بن شحام گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم : براى زائر قبر امام حسین (ع) چه مى‏باشد؟ فرمود: «همانند کسى است که خدا را در عرش دیدار نموده باشد». گفتم: براى کسى که یکى از شما را زیارت کند چه مى‏باشد؟ فرمود:

«همانند کسى است که رسول خدا (ص) را زیارت نموده است » . (3)

 

۴- برآورده شدن حاجات و دفع پریشانى

امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏آید مگر آنکه خداوند از او دفع پریشانى نماید و حاجتش را برآورد» . (4)

و نیز به ابوصباح کنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏رود مگر آنکه خداوند از او پریشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند که از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او مى‏گریند. هر کس او را زیارت کند، وى را تا خانه‏اش بدرقه مى‏کنند، و هر که مریض شود به عیادتش مى‏روند، و هر که بمیرد جنازه‏اش را تشییع مى‏کنند». (5)

 

۵- زیادتى در عمر و رزق

امام باقر (ع) فرموده است : «شیعیان ما را به زیارت قبر حسین (ع) امر کنید ، زیرا زیارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواریها مى‏شود » . (6)

 

۶- آمرزش گناهان

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس حسین (ع) را زیارت کند در حالیکه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان ،گناهان گذشته و آینده‏اش را مى‏آمرزد». (7)

و جابر جعفى در ضمن یک حدیث طولانى از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود: «چون از نزد قبر حسین (ع) بازگشتى ، ندا کننده‏اى تو را ندا مى‏دهد که اگر آن را مى‏شنیدى ، تمام عمر را نزد قبر شریف حسین (ع) اقامت مى‏گزیدى. آن منادى گوید:خوشا به حال تو اى بنده خدا که سود فراوان بردى و به سلامت (در دین ) دست یافتى. عمل از سربگیر که گناهان گذشته‏ات آمورزیده شد» . (8)

 

٧- محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر

امام صادق (ع) فرمود: «همانا ایام زیارت زائران حسین بن على (ع) از عمرشان محسوب نگشته و جزء حیاتشان به شمار مى‏آید» . (9)

 

٨- حفاظت زائر در دنیا و آخرت

عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض کرد: فدایت شوم، کمترین نصیبى که زائر امام حسین (ع) دارد، چیست ؟ فرمود: «اى عبد الله، کمترین چیزى که براى او مى‏باشد، این است که خداوند او و خانواده‏اش را حفظ مى کند تا وى را به سوى خانواده‏اش باز گرداند، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او مى‏باشد» . (10)

 

٩- عنایت و توجه سیدالشهدا (ع)

امام صادق (ع) فرمود: «حسین در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر مى کند . او نگاه مى کند که چه کسى براى آن حضرت گریه مى کند، پس براى او طلب آمرزش کرده و پدرانش را مى‏خواند تا براى آن زائر دعا کرده و طلب آمرزش و مغفرت نمایند. سپس امام (حسین) مى فرماید: اگر زائر من مى‏دانست که خدا چه چیزى براى او عطا مى فرماید شادى او بیشتر از جزع و بى‏تابى وى مى‏گردید» . (11)

و امام حسین (ع) فرمود: «هر کس مرا در زندگانیش زیارت کند، پس از مرگش بازدیدش خواهم کرد» . (12)

 

١٠- خیر و برکت زیاد

امام صادق (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند که چقدر خیر و برکت در زیارت امام حسین (ع) وجود دارد ، براى زیارت کردنش با یکدیگر مقاتله مى‏کردند، و هر آینه اموالشان را براى رفتن به زیارتش مى‏فروختند» (13)

و امام باقر (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند که زیارت قبر شریف حسین (ع) چه مقدار فضیلت و برکت دارد، از شوق زیارت جان مى سپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند مى‏آمد» (14).

 

١١- برابرى زیارت قبر حسین (ع) با حج

عبدالله بن عبید انبارى گوید: به امام صادق (ع) عرضه داشتم : فدایت شوم ، همه ساله وسایل تشرف به حج برایم فراهم نمى‏شود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برایت فراهم نگشت ، به زیارت قبر حسین (ع) برو، که یک حج برایت نوشته مى شود و چون قصد عمره نمودى و وسایل مهیا نشد ، عزم زیارت قبر حسین (ع) نما، که یک عمره برایت منظور مى شود»(15)

١٢- نجات از آتش جهنم

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس قبر حسین (ع) را به خاطر خداوند و در راه خدا زیارت نماید، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد مى‏سازد، و روز ترس بزرگ (قیامت) او را ایمن مى‏دارد . از خداوند نیز هیچ حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را طلب نمى‏کند مگر آنکه به او عطا مى‏نماید» (28).

این آثار و آثار دیگرى که به خاطر اجتناب از طولانى شدن مطلب ذکر نکردیم ، همگى به برکت وجود حضرت سیدالشهدا (ع) است که امیدوارم هر چه زودتر توفیق زیارت مرقد مطهرش نصیب تمام عاشقان گردد.


 
 
انتخابات 88 و درسهای بزرگ آن
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳٩٠
 

٢٢ خرداد یادآور یکی از مهیج ترین و پر حادثه ترین انتخاباتهای صورت گرفته در عمر سی و چند ساله انقلاب اسلامی ایران بود که بسیاری از کارشناسان سیاسی آن را یک طوفان ناگهانی در عرصه اجتماعی - سیاسی ایران عزیز می دانند !

این پدیده ، علیرغم اینکه عوارض منفی و مشکلاتی را برای همه مردم از طیفها و گروههای مختلف ایجاد کرد ، نتایج مبارکی را هم به همراه داشت .

در رأس این نتایج مثبت ، آشکار شدن چهره صدها سیاستمدار وابسته فکری به اردوگاه لیبرالیسم که در اثر احساس پیروزی نقاب از چهره گرفته و رازهای مگویشان را بر زبان راندند تا  از غنائم احتمالی پس از طوفان سیاسی بی نصیب نمانند .

خیل عظیم به اصطلاح خواصی که در این آزمون سخت و دشوار ، بی خاصیتی خود را نشان دادند و با توجه به مشکلات ریز و درشت موجود در پرونده خود و اطرافیان نزدیکشان ، ناچارا به اردوگاه سبز لجنی ها پیوستند .

از دیگر ویژگیهای مهم این پدیده ، بروز نوعی تفکر پویای انقلابی در جمع ملت سلحشور ایران بود که بدون نیاز به اعلام نظر خواص بی خاصیت ، به میدان آمده و در یک معادله پیچیده سیاسی ، در روز نهم دی حرف آخر را زدند و طراحان ، مجریان و دلدادگان به فتنه را با هم به زباله دان تاریخ فرستادند .

اما مهمترین ویژگی طوفان سیاسی سال 88 آن بود که سیستم ارتباطی دشمنان سی ساله انقلاب اسلامی به عنوان طراحان اصلی پروژه با عناصر دلداده به بیگانه برای همگان آشکار شد . این موضوع که نظامهای سلطه و در رأس همه آنها دولت استعماری آمریکا ؛ دشمنی دیرینه ای با نظام مقدس اسلامی ما دارد موضوعی جدید نبوده و نیست اما آنچه که در فتنه 88 خود را نشان داد ارتباط ارگانیک و سازمان یافته برخی از گروههای به اصطلاح مدعی خط امام با طراحان فتنه بود که از لایه های پایینی جریان برانداز تا بالاترین رده ها را پوشش می دادند .

از ارتباط محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور سابق ایران با جورج سوروس طراح انقلابهای مخملی در دنیا و صهیونیست شناخته شده عالم سیاست گرفته تا فعالیتهای سیاسی محسن مخملباف به عنوان کارگردان فیلم اخلاقی عرفانی توبه نصوح ! در اوائل انقلاب در بطن سازمانهای امنیتی آمریکا و اسرائیل طیف گسترده ای از افراد مدعی سابق را در بر می گیرد که پس پایان جنجالهای سال 88 در تلاش هستند دم خروس را که هفتاد میلیون ایرانی دیده اند بپوشانند اما نمی شود .

اینکه دشمن پس از گذشت یک دهه از اتفاقات سال 78 و فتنه کوی دانشگاه و حوادث هیجدهم تیرماه آن سال با برنامه ریزی جدید اتفاقات سال 88 را به مرحله اجرا در آورد چندان جای تعجب نیست اما اینکه در هر دو حادثه مجری برنامه یک جریان شناخته شده داخلی که خود را شاخه ای انشعابی از روحانیت متعهد به انقلاب معرفی کرده بود عهده دار شده جای تفکر و تعمق دارد .

به نظر می رسد که برخی از جریانات منحرف داخلی با توجه به عمق کینه ورزیهایشان با علی ، تمام هیکل و هیبت خود را به معاویه فروختند تا بلکه بتوانند بار دیگر تاریخ غمبار سالهای پایانی حکومت علوی را تکرار کنند در حالی که نفهمیده بودند که شعار ملت فرهیخته ، باهوش و مومن ایران اسلامی مبنی بر « ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند » تنها یک شعار نبوده و یک باور عمیق قلبی بوده و خواهد بود . 


 
 
ممانعت روحانی شجاع از هتک حرمت دختر جوان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳٩٠
 

امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران به دلیل اقدام برای نجات یک دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش در خیابان شریعتی تهران، در آستانه نابینایی از یک چشم قرار گرفت.

حجت‌الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که شب گذشته برای نجات یک دختر جوان از چنگال 2 نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگی کرده و هم‌اکنون در پی نجات دادن این دختر، در آستانه نابینایی چشم راست خود قرار گرفته است، در بخش اورژانس بیمارستان فارابی تهران و در حالی که خون چشم وی تمام لباس‌های وی را پوشانده بود، در تشریح این واقعه گفت: ساعت 22 شب سه‌شنبه در خیابان شریعتی، پائین‌تر از خیابان ملک به همراه 2 نفر همراه داخل خودروی خود در حال عبور بودیم که ناگهان صدای فریادهای دختر جوان را شنیدیم.

وی افزود: بلافاصله پس از شنیدن این فریادها به سمت صدا حرکت کرده و مشاهده کردیم که 2 نفر از اراذل و اوباش سوار بر یک موتور برای ربایش یک دختر جوان اقدام کرده‌اند. این اراذل و اوباش قصد داشتند به زور، دختر جوان را سوار بر موتور کرده و با خود ببرند اما این دختر با فریادهای خود درخواست کمک کرده و از سوار شدن خودداری می‌کرد و 2 پسر جوان نیز وی را ضرب و شتم کرده و مورد هتاکی قرار می‌دادند.

حجت‌الاسلام فروزش ادامه داد: با مشاهده این صحنه برای نجات دادن دختر به سمت اراذل و اوباش مهاجم یورش بردیم، اما با مقاومت این مهاجمان روبرو شده و درگیر شدیم. در هنگام درگیری، یکی از آنها که شیشه نوشابه‌ای در دست داشت، این شیشه را با زدن به بدنه موتور شکست و سپس با آن چندین ضربه به چشم راست من وارد کرد که نتیجه‌اش را مشاهده می‌کنید.

ضربات وارد شده بر چشم راست حجت‌الاسلام فروزش بسیار شدید بوده و به گفته یکی از پزشکان حاضر در اورژانس بیمارستان فارابی احتمال تخلیه شدن چشم راست این روحانی از خودگذشته و ایثارگر بسیار زیاد است.



 
 
امیرخان قلعه نوعی به آبی پوشان نزدیک شد
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٦ خرداد ۱۳٩٠
 

در حالی که پیش بینی می‌شد امیر قلعه نویی برای فصل آینده هدایت تیم فوتبال سپاهان اصفهان را بر عهده داشت و حتی زمزمه‌های مبنی بر اینکه قرار است طی همین یکی دو روز لیست فصل آینده خود را به باشگاه سپاهان ارائه کند در نهایت این تیم توافق نکرد و به احتمال فراوان این مربی فصل آینده در سپاهان نخواهد بود.
در همین زمینه امیر قلعه نویی در گفت و گو با فارس، در خصوص شایعه‌ عدم توافق‌اش با مسئولان سپاهان اظهار داشت: پس از جلساتی که با اعضای هیات مدیره داشتم در نهایت به توافق نرسیدیم.
وی در پاسخ به این سؤال که حسینی رئیس هیات مدیره باشگاه سپاهان اعلام کرده که توافق صورت نگرفته است گفت: ایشان درست گفتند و هیچ توافقی انجام نشده است.
سرمربی تیم سپاهان از دلایل عدم توافق با مسئولان این تیم صحبتی انجام نداد و اعلام کرد فقط می‌توانم بگویم در جلسه نهایی توافقاتی مبنی بر ادامه همکاری‌ام با سپاهان صورت نگرفته، ولی از قول من بنویسید از تمام طرفداران تیم سپاهان، اعضای هیات مدیره، بازیکنان و مردم خوب اصفهان تشکر می‌کنم و برای این تیم آرزوی موفقیت دارم.
سرمربی سابق تیم فوتبال سپاهان در پاسخ به این سؤال که برای فصل آینده چه تصمیمی گرفته‌اید گفت: فعلا چیزی مشخص نیست اما اجازه بدهید طی یکی دو روز آینده و تعطیلاتی که پیش روی داریم در این خصوص تصمیم گیری خواهم کرد.

به نظر می رسد با تحولات صورت گرفته ژنرال آبی های پایتخت یک گام دیگر به خانه اصلی اش استقلال تهران نزدیک تر شده است !


 
 
مشاعره یک صاحب دل با امام خمینی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ خرداد ۱۳٩٠
 

به گزارش برنا، غزل «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» امام خمینی (ره) از جمله اشعاری است که بعد از رحلت ایشان منتشر شد و مقام معظم رهبری در پاسخ به این غزل زیبا، شعری با مطلع «تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی» همسو با این غزل سرودند که در ادامه هر دو غزل آمده است.

البته بر اساس برخی از مستندات غزل دوم از جانب امام خامنه ای نبوده و این موضوع سند قطعی ندارد با این حال مشاعره زیبا و جالبی است که زیباست.



غزل امام خمینی(ره)

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم


غزل منتسب به مقام معظم رهبری

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی


 
 
وصایای خصوصی امام خمینی به امام خامنه ای
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۱ خرداد ۱۳٩٠
 

آنچه در پی می‌آید خاطره‏ای از رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت‌الله خامنه‌ای درباره توصیه امام خمینی(ره) به ایشان است؛ توصیه‏ای که همچنان برای امروز ما درس‏آموز است:

بهار سال 1365، روزى را که امام (ره) در بستر بیمارى بودند، فراموش نمى‌کنم. ایشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقریباً ده، پانزده روزى در بستر بیمارى بودند. 

در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن کردند و گفتند سریعاً به آن‌جا بیایید؛ فهمیدم که براى امام(ره) مسأله‌اى رخ داده است. آناً حرکت کردم و پس از چند ساعت طى مسیر، خود را به تهران رساندم. اولین نفر از مسؤولان کشور بودم که شاید حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ایشان حاضر شدم. 

 خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى که نزدیک تخت ایشان رسیدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گریه کردم. ایشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه کردند. بعد چند جمله گفتند که چون کوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بیرون آمدم و آنها را نوشتم. 
 در آن لحظاتی که امام(ره) ناراحتى قلبى پیدا کرده بودند، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراین مهمترین حرفى که در ذهن ایشان بود، قاعدتاً مى‌باید در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ایشان فرمودند: «قوى باشید، احساس ضعف نکنید، به خدا متکى باشید، «اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌کس نمى‌تواند به شما آسیبى برساند». 
 به نظر من، وصیت سى‌صفحه‌ای امام(ره) مى‌تواند در همین چند جمله خلاصه شود.

 
 
باز هم قلعه نوعی نسخه عادل فردوسی پور را پیچید !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
 

سرمربی تیم فوتبال سپاهان در برنامه دوشنبه شب 90 حسابی از خجالت عادل فردوسی پور در آمد.به گزارش مشرق، این هفته برنامه 90 همچون هفته های گذشته از آیتم های متنوع و متعددی برخوردار نبود؛ اما حضور امیر قلعه نویی در این برنامه به اندازه کافی جذابیت داشت. کاپیتان تیم ناشنوایان، مهدی رحمتی و امیر قلعه نویی سه میهمان حضوری فردوسی‌پور را تشکیل می دادند که گزینه آخر، حسابی سوای دیگران داشت و البته این بار قلعه نویی بود که چند بار عادل را در مخمصه قرار داد. 

تلفن قلعه نویی حاشیه ساز شد!
 وقتی امیر قلعه نویی پیش روی عادل فردوسی پور قرار گرفت، مشخص بود که با توپ پر از میزبان حاضر جواب خود پذیرایی خواهد کرد.
 البته او در همان ابتدا حاشیه ساز شد؛ چرا که تلفن همراهش در برنامه زنده تلویزیونی به صدا در آمد و قلعه نویی مجبور شد آن را خاموش کند!
 به هر حال سوالات فردوسی پور در ابتدا رنگ و بوی حاشیه نداشت و قلعه نویی هم با خونسردی به این موارد اشاره کرد که هنگام یارگیری ابتدای فصل به دیدار با تیم های برتر آسیا از جمله الهلال و الاتحاد و ...می اندیشد، اعضای تیمش به معنای واقعی کلمه یک‌دل هستند، نسبت به 10 سال گذشته کمتر عصبی می شود و اعضای تیم را به صورت دستجمعی تنبیه نمی کند و البته عادل را متهم به این موضوع کرد که به خاطر قهرمانی سپاهان و موفقیت امیر قلعه نویی، ناراحت ترین مرد ایران است!
 
این بار قلعه نویی مسلط بر ماجرا بود
اینکه در حضور فردوسی پور و قلعه نویی برنامه 90 رنگ و بوی حاشیه به خود نگیرد، تصور اشتباهی بود و البته دقایقی پس از حضور سرمربی موفق سپاهان در برنامه مذکور، آتش حواشی شعله ور شد؛ در حالیکه قلعه نویی در اکثر موراد مسلط تر از عادل نشان داد و به خوبی مباحث مطروحه را مدیریت کرد.
 وقتی فردوسی پور اشاره کرد که جنس تیم سپاهان نسبت به سایر تیم های لیگ برتر جور بوده، قلعه نویی "مدیریت هزینه" را عامل این موفقیت دانست؛ وقتی فردوسی پور به مبالغ قرارداد بالای سپاهانی ها گریزی زد، قلعه نویی از عادل خواست که مبلغ حقوق دریافتی اش از صداو سیما را به زبان آورد، وقتی فردوسی پور مدعی شد که در فوتبال ایران بی طرف است، قلعه نویی به او یادآوری کرد در برنامه ای به منصور ابراهیم زاده گفته که علاقه مند قهرمانی ذوب آهن در لیگ است و در مجموع این میهمان برنامه بود که پاسخ های آنچنانی در آستین داشت و میزبان تیزهوش خود را در پاره ای از مواقع گوشه رینگ گیر انداخت!
 بعد از به زبان رانده شدن این دیالوگ های داغ و البته فی البداهه، قلعه نویی به خوبی به مسائل فرهنگی و اجتماعی فوتبال اشاره کرد و سرمایه گزاری در این رشته را با وجود طرفداران میلیونی اش ناکافی دانست.
 
عادل جان عزیز!شما پینگ پنگ باز و اجنبی پرست هستی!
پخش نریشن مربوط به مصاحبه های قلعه نویی علیه برنامه 90 طی 12 سال گذشته که در یکی از آنها قلعه نویی فردوسی پور را پینگ پنگ باز و نه کارشناس، خوانده بود، گفت و گوی حاشیه ای طرفین را داغ تر از قبل کرد.
 قلعه نویی این بار فردوسی پور را با جملاتش تیر باران کرد و گفت: بعضی مواقع شما را جو می گیر عادل جان عزیز! طی یک ماه اخیر بارها با من تماس گرفته ای تا در برنامه ات حضور داشته باشم؛ اما حالا تصاویر من را پخش می کنی تا به مردم بگویی قلعه نویی مواضعش را تغییر می دهد؟! ضمنا شما نباید در بسیاری از مسائل فنی فوتبال اظهار نظر کنی!
 جملات آتشبار قلعه نویی علیه فردوسی پور ادامه داشت و در حالیکه میهمان مدعی بود میزبان همیشه با او دشمنی داشته، بحث وارد فاز مربی خارجی تیم ملی شد؛ که قلعه نویی با جمله ای تند و عجیب از خجالت فردوسی پور در آمد و گفت:"شما اجنبی پرست هستی عادل جان عزیز!"
 سپس قلعه نویی اختلافات گاه و بیگاهش با هادی عقیلی را تایید کرد، علی دایی را اسطوره ای دانست که فوتبال ایران به خاطر شکست مقابل عربستان بیچاره اش کرد، به بحث مشکل نداشتن با مرحوم حجازی گریزی زد و فتح الله زاده را مدیر عاملی قابل خواند.
 در مجموع حضور دو ساعته امیر قلعه نویی در برنامه 90 شب گذشته جریانی متفاوت با زمانی داشت که او به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال با هجمه انتقادات عادل فردوسی پور و امیر حاج رضایی و ...مواجه شد؛ چرا که این بار قلعه نویی با توپ پر و خنده های عصبی اش، عادل و برنامه اش را به چالش کشید!
 اما در پایان این برنامه طرفداران تیم پرسپولیس برای چندمین بار ثابت کردند که تعدادشان از استقلالی ها بیشتر است. علت این موضوع پیامک دادن 58 درصدی پرسپولیسی ها در مقابل 36 درصد استقلالی ها بود که قهرمانی تیم خود در رقابت های جام حذفی را پیش بینی کردند.

 
 
خاتمی سفارش تدوین جزوه راهبردی داد !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
 

با سفارش محمد خاتمی؛ راهبرد 35 صفحه ای 'اصلاحات نوین' تدوین و در دستور کار قرار گرفت.
به گزارش مشرق ، با سفارش سید محمد خاتمی و با تشکیل شورایی 9 نفره کار تدوین استراتژی 'اصلاحات نوین' برای سال90 به پایان رسید تا مسوولیت اجرای آن را یک تیم امنیتی- سیاسی برعهده بگیرند.
این جزوه 35 صفحه ای حاصل کار یک شورای 9 نفره متشکل از برخی مدیران امنیتی و سیاسی دولت اصلاحات است که اواخر سال گذشته س
فارش تدوین آن از سوی محمد خاتمی به یکی از وزرای سابق امنیتی داده شد.
حلقه 9 نفره فتنه با ارزیابی و پیش بینی اوضاع اقتصادی کشور به ویژه در اوایل مرداد ماه که عوارض اجرای طرح هدفمندی یارانه ها به صورت ملموس خود را در سبد هزینه های مردم نشان می دهد، به محمد خاتمی توصیه کرده اند کرشمه های بازگشت به نظ
ام را تا پایان شش ماهه اول سال 90 ادامه دهد تا در برهه ای که نظام در عرصه های مختلف داخلی و خارجی به چالش و تنازع کشیده شده است، طرح آشتی ملی خود را با هدف امتیازگیری از نظام ارائه دهد.
در جزوه راهبردی جریان فتنه آمده است حتی نفس حضور اصلاح طلبان در انتخابات و بازگشت به صحنه پس از یک دوره پرفشار و پر هزینه، می تواند یک گام به جلو باشد ولو آنکه توفیق چندانی را در تصاحب کرسی های بهارستان به دست نیاورند.
مشاوران حلقه 9 نفره خاتمی، با آسیب شناسی شبکه اجتماعی این جریان در انتخابات دهم ریاست جمهوری و فتنه 88 که مبتنی بر روش گلدکوئیستی بود، پیشنهاد کرده اند برای ورود به انتخابات مجلس در سال جاری باید از شبکه آسیب پذیر گلدکوئیستی به سوی شبکه سلولی که دستگیری یا بریدن برخی اعضاء خللی در شبکه ایجاد نمی کند حرکت نمایند.
در عین حال، در تحلیل حلقه مذکور آمده است جریان اصولگرایی به ویژه جریان نزدیک به احمدی نژاد به دلیل رویکرد و رفتارهایی که در اوایل سال جاری از خود به نمایش گذاشته دیگر نمی تواند از گفتمان ولایت مداری، عدالت خواهی، اسلامخواهی، انقلابی گری ، استکبار ستیزی و استقلال خواهی بهره لازم را ببرد و به نوعی می توان جریان اصولگرایی را به دلیل کم رنگ شدن اعتماد مردم به آنان، جریانی ناتوان در بسیج توده های مردم به حساب آورد.
از دیگر توصیه های محوری این حلقه، تشکیل یک تیم قوی و مجرب رسانه ای است تا بتواند ضمن صیانت و توسعه گفتمان اصلاح طلبی، یک الگوی منفی تمام عیار از گفتمان و مدیریت اصولگرایان به ویژه دولت احمدی نژاد ارائه دهند.
تاملی بر ادبیات و محورهای جزوه راهبردی، نشان می دهد تدوین کنندگان آن سخت به دنبال بازگرداندن روحیه از دست رفته سران اصلاحات و القای امید به پذیرش آنان در ساختار رقابت سیاسی کشور است .
از دیگر نکات قابل تامل در این جزوه راهبردی، انفکاک میان جریان فتنه و اصلاح طلبی است که در این میان سید محمد خاتمی مسوولیت رهبری و هدایت جریان موسوم به اصلاحات را در دست خواهد گرفت. در عین حال عدم توجه تهیه کنندگان این کتابچه راهبردی به جریان فتنه و سران آن، نشان می دهد حتی افراطی ترین چهره های دولت خاتمی نیز امیدی به حیات دوباره جریان فتنه در میان طبقات اجتماعی ندارند.
این جزوه راهبردی، همراه با یک پیوست اجرایی به محمد خاتمی تحویل شده است تا مسوولیت اجرای آن به یک چهره بدنام امنیتی در دوران اصلاحات سپرده شود. این چهره امنیتی که ارتباط نزدیکی با جریان کارگزاران دارد در فتنه سال 88 در نقش یک استراتژیست و لیدر، نقش مهمی در دامن زدن به آشوب های خیابانی داشت.


 
 
خاطرات آیت ا... امینی از اخلاق امام خمینی (ره)
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
 

در آستانه بیست و دومین سالگرد ارتحال جانسوز عبد صالح خدا امام خمینی(س)، مدیران و پژوهشگران مؤسسة تنظیم و نشر آثار آن بزرگوار در نمایندگی قم در پی سلسله دیدارهای خود با مراجع بزرگوار تقلید و عالمان عالیقدر حوزه علمیه با آیت الله امینی دیدار کردند.
به گزارش جماران، آیت الله امینی در این دیدار، با ذکر خاطراتی از اولین آشنایی خود با حضرت امام و یادآوری درس اخلاق تاریخی ایشان در سال‌های پس از فرار رضاخان اظهار داشت: امام یک چهره اخلاقی در
حوزه بود، به عنوان یک فردی که هم خودش به رعایت اخلاق مقید است و هم جنبه‌های اخلاقی را رعایت می‌کند. بنده سال 1321 به قم آمدم، همان زمانی که متفقین ایران را اشغال کرده بودند.
در درس‌های اخلاق امام که عصرهای پنج‌شنبه و جمعه گفته می‌شد شرکت می‌کردم و آن حالات و معنویات آن زمان را فراموش نمی‌کنم. امام در آن وقت مسائل اخلاقی را می‌گفتند و به نحوی این سخنانشان گیرا بود که همین‌طور روی جریان عادی افراد گریه می‌کردند. طلبه‌ها و بازاری‌های زبده‌ای بودند که در آن درس شرکت می‌کردند. آن حالات برای بنده خیلی جالب بود به طوری که تقریباً یک هفته شارژ شده بودیم و یک حالت غیرعادی داشتیم و ساعت شماری می‌کردیم برای پنج‌شنبة بعدی که به درس امام برویم. من حالات خوبی را از آن وقت به یاد دارم. نوعاً دیگر افراد هم همین‌طور بودند.
این استاد بزرگ حوزه علمیه افزود: ارادت بنده به امام از همان وقت شروع شد، اما به‌ خاطر اوضاع نابسامان آن سال‌ها دوباره به اصفهان برگشتم و تا سال 1326 که دوباره به قم آمدم در اصفهان بودم. گرچه در سال‌هایی که در اصفهان بودم خدمت امام نمی‌رسیدم، ولی آن عشق و علاقة به امام در ذهن من بود و آثار امام را همان‌جا می‌خواندم.
کتاب کشف اسرار که آن زمان کتاب بدیعی بود و برای ما ضرورت داشت، مکرر خوانده بودم. اما جاذبیت امام از جهت اخلاقی سبب شده بود که ما به ایشان گرایش پیدا می‌کردیم. من کتاب چهل حدیث را که دست‌نویس خودشان بود با لطف امام از ایشان گرفتم و دو ـ سه مرتبه به دقت خواندم. آن کتاب به قدری برای من جاذبه داشت که آن وقت‌ها خط من یک مقداری ـ بدون اینکه توجه داشته باشم ـ شبیه به خط امام شد؛ چون شیفتگی به آن مطالب اخلاقی و امام داشتم، با خواندن کتاب، خود به خود خطم شبیه خط امام شده بود. این جنبة اخلاقی و معنوی امام بود که در این قسمت‌ها گیرا بود و حتی شاگردان امام هم شاگردان خاصی بودند و خیلی به معنویات علاقه داشتند که با امام در ارتباط بودند. جنبه‌های اخلاقی امام در درس و جاهای دیگر خیلی گیرا بود و شاگردان و مریدانش هم معمولاً از این جهت به ایشان علاقه‌مند می‌شدند.
وی اظهار داشت: قبل از پیروزی انقلاب هم فکر می‌کردیم آنچه که امام در صددش بود که انقلاب را ایجاد کند، بیش از هر چیزی جنبة اخلاق اسلامی بود. ما انتظار داشتیم بعد از پیروزی انقلاب هم بیش از هر چیزی به مسائل اخلاقی اسلام پرداخته شود. امام هم ظاهراً همین را انتظار داشت.
کمتر سخنرانی امام هست که اول یا وسط یا همه‌اش جنبه‌های اخلاقی نباشد. حتی در آن اوقات بسیار حساس سیاسی هم که صحبت می‌کردند به جنبه‌های اخلاقی می‌پرداختند. چون امام عقیده‌اش این بود که اگر اخلاق اسلامی در نظام اسلامی پیاده شود، حالا چه به وسیلة‌ مسئولین امر و چه به وسیلة مردم عادی و همینطور طلبه‌ها؛ مشکلات کمتر به وجود می‌آید و کارها بهتر پیشرفت می‌کند.
آیت الله امینی ادامه داد: اما حالا بعد از سالهای سال این قابل بررسی است که ما در مسائل اخلاقی چه مقدار عنایت داشتیم و چه مقدار عمل شد. البته اخلاق که می‌گویم اخلاق بر کنار از اجتماع مقصودم نیست، چون امام اخلاق را در متن جامعه می‌دید. امام عقیده داشت که اگر از اخلاق جدا شدیم و فقط به سمت سیاست رفتیم، آثار مطلوبی را نخواهیم داشت.
استاد حوزه علمیه خاطرنشان ساخت: مشکلات جامعة ما در این زمان و در زمان‌های گذشته همین است؛ ما جنبه‌های سیاسی اسلام را گرفتیم و بعد از پیروزی انقلاب آنها را بزرگ کردیم، صحیح هم هست، چون مسائل سیاسی در آن زمان متروک بود در حوزه‌ها و بعضی فکر می‌کردند که مگر اسلام سیاست هم دارد! اما این سیاست منهای اخلاق نمی‌تواند کارساز باشد.
وی اضافه کرد: اگر یک مسئولی مقید به اخلاق اسلامی باشد، می‌تواند در کارها موفق باشد ولی اگر مقید به اخلاق نشد و رفت به سمت سیاست تنها، کار او نتیجة مطلوب نمی‌دهد. ما مشکلات و ضعف‌هایی که الآن در جامعه خود احساس می‌کنیم، در اثر همین کمبود اخلاقی است و متأسفانه در مواردی هم که اخلاق گفته می‌شود، خودمان هم مقید به آن اخلاق نیستیم و تقریباً گفتار تنها است، و گفتار تنها نمی‌تواند نتیجه مطلوب داشته باشد.


 
 
حوزه فرهنگ ، برنامه های تخریبی دشمن و تعلل ما
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ٧ خرداد ۱۳٩٠
 

تعدد مراکز فرهنگی فعال در کشور اسلامی ما که هرکدام به مجموعه ای وصل بوده و برای خودشان دفتر و دستک راه انداخته اند آن قدر چشمگیر است که بی خاصیت بودن اکثر آنها در اجرای رسالتهای مهمشان آدمی را به یاد ضرب المثل معروف آفتابه لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی می اندازد .

واقعا کدام سیستم فرهنگی در مسیر جریان برنامه ریزی شده شبیخون فرهنگی دشمن در تغییر ذائقه اقشار مختلف مردم از دین باوری و خدا محوری به سوی دنیا طلبی و لذت محوری ؛ مکانیزمی را طراحی کرده است ؟

در حوزه ظریف فرهنگ جوانان ، کدام مجموعه فرهنگی توانسته است بسترهای مناسب را جهت هم افزایی گروههای پراکنده و غیر مرتبط فراهم کرده و در برابر امواج سهمگین و طراحی شده جهان غرب در این مسیر سدی ایجاد نماید !

هر روز با نگاهی به خیابانهای شهر در می یابیم که فضای عمومی آلوده تر ، جوانان و نوجوانان از هویت اسلامی و دینی خود دورتر و ظواهر اجتماعی خارجکی تر می شود !

به راستی کدامین نهاد فرهنگی متولی یکپارچه سازی نیروهای انقلابی و مومن در مواجهه با این خطر زیر بنایی می باشد ؟ چرا در بسیاری از موارد هزینه کرد مراجع فرهنگی کشور نه تنها در مسیر مقابله با جریانهای قدرتمند معماری شده دشمنان نیست بلکه پر کننده بخشی از پازل کلان برنامه آنهاست !؟

در حوزه تأثیرگذار رسانه ها ، هنوز هم بر پیگیری روشهای منسوخ و سنتی در تهیه و تولید منابع اصرار وجود دارد . در حوزه سینما و تأتر وضعیت بسیار اسفناک و به هم ریخته است به گونه ای که هروقت مردم می خواهند وقت خود را با فیلم و نمایش پر کنند ترجیح می دهند تا از فیلمها و انیمیشنهای جدیدی خارجی بهره گیرند و اخیرا هم در تئاتر بیشتر میهمان موضوعات و داستانهای خارجی می شوند که البته با نگاهی گذرا به تولیدات وطنی ، با وضعیت از هر دری سخنی در اوج آنارشیست و بی هویتی روبرو می شویم که در درون آنها دو روی سکه ای تقلبی پنهان شده . یا مجذوبین فرهنگ غربی داد از بی فرهنگی خودمان و اصالت فرهنگ بیگانگان می زنند و در این مسیر آنچنان سیاست زده اند که حتی بی ادبانه ترین شیوه های ضد فرهنگی غرب را اصل تلقی کرده و مخاطبان خود را به بیراهه می کشانند ، یا با دستمایه قرار دادن اعتقادات و باورهای اصیل ملی و مذهبی جامعه در راستای پر کردن انبانهای مال و منال و منصب ، لجوجانه پای بر زمین می کوبند .

این دو گروه مجذوب و منتقد فارغ از اصالت فرهنگ ناب اسلامی ، ایرانی خود ، ( با عرض معذرت ) همچون چارپایان چرخاننده محور آسیاب ، سالهاست که با چشمهای بسته دور سنگ آسیاب می چرند و گاه و گداری هم به یگدیگر لگدی می زنند و در عین حال همواره با غرولند از همگان طلبکارند که سختی بسیار کشیده و می کشند ؛ غافل از اینکه گندم دشمن را آرد کرده و کاری کرده اند که از لباس زیر تا تی شرت و کاپشن جوانان ما را تصاویر بن تن و هری پاتر و بتمن و ... پر کرده و کسی قهرمانان واقعی را نمی شناسد . هیچ جوانی رغبت نمی کند تا عکس شهید چمران ، این اعجوبه قرن و نماد یک انسان تمام عیار مسلمان و توانمند را بر روی لباس خود حک کند و یا صدها هزار شهید عاشق وطن و مومن در کارکترهای فرهنگی برنامه سازان تئاتر ، رسانه و سینما جایگاه برجسته ای ندارند . اگر هم فیلمی در مورد اسطوره بی بدیل قرن بیستم حضرت روح ا... ساخته می شود ، کارگردانی آن با یک سکولار منتقد می باشد !

در سایر حوزه های فرهنگی کار به مراتب بدتر و بی برنامه تر است . راستی چرا باید حضرت آقا هم در لباس مرجعیت حکم جهاد فرهنگی بدهند و هم از بی کسی و بی مسئولیتی ما خود در حوزه تبیین استراتژیها سخن بگویند و باز هم به دلیل بی تعهدی مدعیان خود به برنامه ریزی عملیاتی در این حوزه بپردازند تا بتوانند گوشه کوچکی از بی تعهدی های متولیان در خواب فرو رفته مملکت را جبران کنند ؟

آیا تنبلی و بی عاری فرهنگی کافی نیست و نباید که کاری کنیم ؟



 
 
اصولگرایی ، افتخار شیعه
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳٩٠
 

حوادث مختلف و گاها پیچیده سالهای اخیر ایران اسلامی به عنوان یگانه حکومت شیعی دنیا در قرنهای اخیر سبب می شود تا انسانهای فکور و دانا را به توانائیهای فوق العاده تفکر علوی در اداره امور آگاه سازد .

در دنیایی که همه مناسباتش بر مبنای زور و زر و تزویر بنا نهاده شده بود ، ظهور و بروز تفکر ناب علوی از حنجره میلیونها ایرانی معتقد به نیابت امام خمینی (ره) از امام زمانشان و ایستادگی مردانه بر این عهد و میثاق در سخت ترین امتحانها و طوفان توطئه ها ؛ همه و همه گویای توانائیهای ذاتی نظام ولایی مبتنی بر اعتقادات اصیل شیعه می باشد .

واقعا چرا علیرغم تلاشهای حداکثری جریانات شیطانی در دنیا بر علیه نظام نوپا و عدالتخواه جمهوری اسلامی ایران ؛ طی بیش از سه دهه ، هر روز بیشتر و بیشتر شاهد بالندگی روز افزون این نظام مقدس هستیم و کار به جایی رسیده است که شعله های قیامهای مردمی بر ضد طاغوتیان مرزهای کشورهای خاورمیانه و آفریقا را در نوردیده و به اروپا رسیده است ؟!

جواب این سوال بزرگ در یک کلمه « اصولگرایی» است . مردم عزیز میهن اسلامیمان با تکیه بر باورهای ایمانی خود از همان روزهای اول انقلاب خود با نادیده گرفتن شعارهای قلّابی اصلاحات ارضی ، آزادی ، پیشرفت و دموکراسی و امثال اینها ، با تمام توان در مسیر هدایتهای ولی فقیه خود قرار گرفته و با در نظر گرفتن اصول مترقی اسلام ، همه چیز خود را در راه استقرار نظام عدالت محور علوی در طبق اخلاص نهادند .

از جان و مال و عشق به خانواده و آسایش خود گذشتند اما از اصول و باورهای متعالی خود نگذشتند . صدها هزار شهید و جانباز و رزمنده سالهای دفاع مقدس ، میلیونها بسیجی عاشق که از زهر تهمتها و دروغها نهراسیده و در میدان دشوار نبرد جنگ نرم دشمن پای در میدان گذاشته و به جرم دفاع از ولایت و اصول ترور جسمی و روحی شدند ، هزاران هزار از زنان مومن و فرهیخته که در گرما و سرما حجاب فاطمیشان را با اعتقاد و ایمان حفظ کرده و از نیش زبان و تهمتها و بی احترامیها نترسیدند ، بیشمار جوانان و اندیشمندان این مرز و بوم که در برابر سیلاب هرزنامه های شبه روشن فکری که در زیر ظاهر جذاب خود بردگی و عقب افتادگی این ملت را آرزو می کردند با قوت و قدرت به تولید علم و دانش پرداخته و کشورشان را به قله های عزت و افتخار رهنمون شدند ؛ همه شان کسانی بودند که بر اصول پای فشرده و مرعوب و مقهور بازیهای شیاطین نشدند .

آری بزرگترین افتخار شیعه در عرصه های فردی و اجتماعی ؛ اصولگرایی اوست که بر اساس آن دشمن در هر لباسی که بخواهد رخنه کند به سرعت شناسایی شده و رسوا می گردد .

سالهای پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران به وفور این مدعا را تأیید می کند که قاطبه ملت در مقاطع مختلف با تکیه بر اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه ، با دیکتاتوری اشخاص مقابله کرده و فراماسونرهای پر ادعا را که روزی در لباس سران نهضت به اصطلاح آزادی و روزی در لباس بنی صدرها و رجویها ، روزی با چهره موسویها و خوئینیها و روزی با چهره کرباسچیها و مهدی هاشمی ها ؛ روزی با روکش سروشها و گنجی ها و روزی با روپوش خاتمی ها و حجاریانها ؛ روزی با پوستین کروبی ها و ناطق ها و روزی دیگر با دلق مشایی ها و بقایی ها به امتحان اصولگرائیشان آمده بودند ، نعل وارونه زدند .

آیا تا روزی که اصول این ملت دچار خدشه و آسیب نشود می توان بر اراده های ایشان غلبه یافت ؟ اصول برگشت ناپذیر شیعه ، الگو گرفتن از سرور شهیدان عالم حسین ابن علی (ع) و امید شهادت در رکات فرزندش مهدی موعود (عج) بوده ، هست و خواهد بود .  عمله های شیطان باید بدانند که همانگونه که اصلاح طلبانشان با بی حرمتی در روز عاشورا نتوانستند هیچ غلطی در راستای تضعیف جایگاه نهضت عاشورا بکنند تیمهای انحرافیشان هم نمی توانند با به سخره گرفتن فلسفه عظیم ظهور منجی هیچگونه تردیدی در باور اصولگرایانه این ملت امتحان پس داده بیاورند .

پس باید به این حمقاء عالم بگوییم که خود را آماده تحویل مناصب غصب شده خود به مستضعفان عالم کنند و بیش از این دست و پا نزنند چرا که برای ملتی که شهادت هست اسارت نیست .


 
 
چرا ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱ خرداد ۱۳٩٠
 

گاهی از خود می پرسم که چرا برخی از افراد نگاهشان به این عالم نگاهی میرا و معتقد به سرانجامی سیاه هستند ؟

از خود می پرسم که اگر من هم مرگ را پایان سیاه زندگی بشر می دانستم و معتقد به حیات پس از مرگ نبودم خیلی از چراها ، بایدها و نبایدها ، احترام و مراعاتها و خیلی چیزهای دیگر معنای حقیقی نداشتند .

اگر قرار بود که دنیای بشر با مرگ پایان پذیرفته و کسی در قبال رفتارها و کردارها و گفتارهایش پاسخگو نباشد چرا ؟

راستی چرا باید به قوانینی غیر از قانون جنگل که در آن قوی تر ضعیف تر را می درد و ضعیفتر به دنبال گریزگاه می گردد ، احترام گذاشت ؟

چرا باید به فکر گرسنگان بود و چرا نباید از هر نوع لذت حتی به قیمت نابودی جان و روح دیگران بهره مند شد ؟

پس ای کسانی که آفرینش بشر را عبث دانسته و مرگ را پایان مادی و معنوی انسان می دانید ! آیا خود می دانید که چرا ... ؟