پرواز اندیشه

چهره عباس غفاری جن گیر
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

عکسهایی که از جن گیر اخیرا معروف شده عضو تیم انحرافی دولت منتشر شده را با هم ببینیم !؟

 


 
 
دشمن از کجا ضربه می زند ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

چند روز قبل به یکی از خیابانهای مرکز فروش لباس تهران در منطقه ای مذهبی نشین رفته بودم و در تمام دقایقی که در این مسیر حرکت می کردم با خودم می گفتم که جامعه اسلامی و ایمانی ما را چه شده است ؟

جامعه ای که در آن تا حدودو دو دهه قبل بزرگترین افتخار جوانانش ، فدا کردن جان برای حفظ ناموس و تمامیت ارضی مملکتشان بود ، با کدامین فرمول پیچیده در این مدت زمان کوتاه به جوانان بی غیرت و هوس گرا تغییر وضعیت داده اند ؟

شاید خیلی از شماها ندانید که در سال 1365 شمسی و همزمان با فتح بزرگ رزمندگان اسلام در تصرف شهر فاو ، سمینار مهمی در تلاویو سرزمینهای اشغالی با حضور اندیشمندان بزرگ غرب برگزار می شد که در آن بزرگترین دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی جهان غرب به بررسی موضوع « شیعه و راههای مهار آن » مشغول بودند .

خواهشا کمی دقت کنید . این موضوع مربوط به بیست و پنج سال قبل و در اوج مسائل جنگ تحمیلی اتفاق افتاده بود . یکی از مهمترین مدعوین این نشست آقای « یوشوهیرو فرانسیس فوکویاما » بود که نظریات خود را در باب موضوع جلسه بسیار شفاف بیان نمود .

شاید برخی از شما این بخش از صحبتهای فوکویاما را که در آن شیعه را به پرنده بلند پروازی تشبیه نموده بود که یک بالش بال سبز مهدویت و بال دومش بال سرخ عاشورا است و بر تن این پرنده جوشنی پوشانده شده که بر اساس فقه مترقی امام راحل در جامعه آن روز ایران اسلامی از آن با نام « ولایت فقیه » تعبیر گردید .

آنچه که در آن روز مهمترین بخش سخنرانی فوکویاما را تشکیل می داد بخش شناخت نقاط قوت شیعه نبود بلکه راهکار خاصی بود که به دولتمردان و سیاستگزاران صهیون برای شکار پرنده بلند پرواز و نفوذ ناپذیر شیعه ارائه نمود .

فوکویاما در آن جلسه به بازیگران جهان غرب توصیه نمود هرچه سریعتر ، جنگ با ایران را پایان دهند چرا که شیعیان همچون میخ فولادی هستند که هرچه بیشتر ضربات سخت به ایشان وارد شود بیشتر در مسیر های سخت پیش می روند و اساسا باید سیاست عوض شود .

در سال 1365 فوکویاما به برنامه ریزان صهیون می گوید که باید با مهندسی معکوس مکانیزم قدرت شیعه ، این پرنده را ضعیف کرده و در تیر رس قرار دهند .

بر اساس طرح مهندسی معکوس فوکویاما نخستین گام فرهنگی در راستای جنگ نرم تغییر ذائقه مردم ایران در یک کار زمانبندی شده و دراز مدت بود . چراکه جوان غیور شیعه مدافع سرسخت ولایت ، عاشق شهادت و آرزومند سربازی در رکاب امامت خود بود . برای رسیدن به این هدف ، از همان زمانها ناتوی فرهنگی آغاز شد و به تدریج شکستن قبح حرامها شرعی در چشم مردم خصوصا نسلهای جدیدتر باب شد .

حالا بیش از دو دهه از تغییر رویکرد دشمنان شیعه از وضعیت سخت به نرم می گذرد و من در یکی از محله های قدیمی و مومن نشین تهران دو گروه مانکن را می دیدم که گروه بی جانشان در پشت ویترینها به عابران می نگرند و گروه جاندارشان از این سوی ویترین همتایانشان را ارزیابی می کنند تا در صورت پسند لباسهایشان را گرفته و خود به تن کنند .

از همه عجیب تر آنکه در این آشفته بازار مردان و زنان ظاهر الصلاح زیادی را می دیدم که بسیار عادی و پذیرفته شده به این مسائل در اطراف خود می نگریستند و عبور می کردند ؟

آری دشمن در گام اول خود بسیار موفق می نماید و به نظر می رسد که توانسته تا حد زیادی ذائقه ها را تغییر دهد .

گام دوم این پروسه بر اساس نظریه مهندسی معکوس فوکویاما در هم شکستن زره محافظ شیعه یعنی « ولایت فقیه » به منظور بی دفاع کردن جامعه اسلامی بوده است که بر اساس زمانبندی خود فوکویاما در سال 2007 میلادی ( 1386 شمسی) کلید خورده و همانطورکه همگان دیدند در فتنه های سال 88 حمله مستقیم به اصل ولایت فقیه و شخص ولی فقیه با کمک گرفتن از تواناییهای تغییر ذائقه داده ها به اوج رسید .

بر مبنای نظریه مهندسی معکوس فوکویاما ، گامهای بعدی حمله به اعتقادها و باورهای مردم ایران نسبت به معصومین و در صدر آنها دو تفکر اصیل و مستحکم مهدویت و حسین دوستی می باشد که چندیست کلید این پروژه ها در محیطهای وب و رسانه های مجازی زده شده و در عمل هم باندهای انحرافی با نفوذ به بدنه نظام اسلامی مهدویت ، به سوی خرافه گرایی و در نهایت تزلزل در اعتقادات مردم در حرکت است . نمونه بارز این نوع فعالیتها ابراز ارادت همراه با غلو برخی از سران جریان انحرافی همراه دولت ( سی دی به ظهور و ... ) می باشد . ضمنا آشوبهای خیابانی در عاشورای سال 88 اولین عملیات میدانی با حضور تمامی عناصر مورد نظر فوکویاما بود که در آن تمامی اضلاع قوت پرنده شیعه هدف قرار گرفت .

هم بچه شیعه های تغییر ذائقه داده ، هم شعار بر ضد اصل ولایت فقیه ، هم اهانت و توهین به مراسمات عزای سید الشهدا در سالروز عاشورا در این میدان تست شده و گزارشات مورد نیاز صهیونها استخراج شد !

شاید حالا گوشه های کوچکی از اهمیت هشدارهای پدرانه حضرت امام خامنه ای (حفظه ا... ) قابل درک شده باشد .

امروز آنچه که مهم است اینکه من و شما چگونه و با چه رویکردی می توانیم در عرصه جنگ نرم با دشمن مبارزه کرده و هزاران جوان و نوجوان عزیز کشورمان را از چنگال توهمات القایی این افراد رها کنیم .

والسلام عیکم و رحمه ا...


 
 
دوست بازداشت شده مشایی کیست ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

به گزارش فارس، بر اساس اخبار کسب شده از برخی منابع، اخیرا آقای "ک " مسئول ارشد نهاد ریاست‌جمهوری در ارتباط با تولید سی‌دی مستند انحرافی "ظهور بسیار نزدیک است " بازداشت شد.

وی از دوستان ۲۰ ساله رئیس دفتر رئیس جمهور است که در زمان تصدی مسئولیت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و سازمان ایرانگردی و جهانگردی توسط اسفندیار رحیم مشایی مشاور رسمی وی بود.

پیش از این نیز عباس‌ امیری‌فر دبیر کمیسیون فرهنگی دولت و امام جماعت مسجد سلمان نهاد ریاست‌جمهوری که حامیان سرسخت اسفندیار رحیم‌مشایی است، به دلیل ارتباط با تهیه این مستند انحرافی دستگیر شده بود.

 در همین زمینه مشرق نوشت  :

آقای 'ک' روز ۲۳ شهریورماه پارسال، در حکمی از سوی اسفندیار رحیم مشایی به عنوان سرپرست هسته گزینش نهاد ریاست جمهوری منصوب شده بود.

 آقای "ک" سالها پیش از این، به همراه مشایی و حمید بقایی و در زمان معاونت مشایی در شهرداری تهران در دوره محمود احمدی نژاد و ریاست وی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، عضو هیأت ‏مدیره مؤسسه "رایانه شهر" بوده که در زمینه های مختلف رایانه ای فعالیت می کند.

وی همچنین با احکام جداگانه مشایی در آن زمان، به عنوان مشاور رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در امور فرهنگی و ایثارگران و رئیس ستاد اقامه نماز این سازمان منصوب شده بود.

آقای "کاظم کیاپاشا" مدیریت انتشارات "مهر محبوب" را عهده دار است. وی علاوه بر این در مؤسسه "آینده روشن بشریت" نیز همکار مشایی بوده است. این مؤسسه در مهرماه سال ۱۳۸۴ و همزمان با انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری به ثبت رسید که طبق سند ثبتی در روزنامه رسمی کشور، اسفندیار رحیم مشایی ریاست هیئت مدیره آن را بر عهده داشته و حمید بقایی و وی نیز به مدت دو سال یعنی تا سال ۱۳۸۶ عضو هیئت مدیره آن بوده اند اما ادامه عضویت آنها در دوره های بعدی هیئت مدیره این مؤسسه مشخص نیست.


 
 
در دایره قسمت ، ما نقطه پرگاریم
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

«روزی» آدمی همان چیزی است که نصیب او می گردد و شامل دو دسته مادی و معنوی می باشد .

اینکه آیا روزی هر فرد بر مبنای تقدیر محتوم می باشد یا آنکه بر حسب جهد او در کسب آن تخصیص می یابد ، امریست که مورد اختلاف است اما آنچه که در این موضوع اهمیت دارد و بسیاری از افراد از اهمیت آن غافلند ، روزی معنوی است .

بسیاری از انسانها در اثر برخوردار شدن از موهبتی مادی همچون طعام ، مقام ، ثروت و امثال اینها ، احساس کسب روزی می کنند و در اثر از دست دادن این موهبتها بدحال شده و خود را بی روزی می پندارند . در واقع محدوده «روزی» خود را در دایره مادیات محدود دیده و در همین محدوده دچار غم و شادی می شوند .

نکته مغفول در این نوع تفکر فراموشی روح نامتناهی بشر در کسب انواع و اقسام موهبتهای موجود در عالم است . شعف و شادمانی ناشی از احساس خوشبختی و یا تألّم و تأثر ناشی از احساس بدبختی برای همگان شناخته شده است .

آنچه که سبب کسب روزیهای معنوی برای آدمی می شود بر مبنای جهد و تلاش آگاهانه ایست که در این مسیر  صورت می پذیرد که البته با عنایت الهیه چهره حقیقت می گیرد . فهم این مطلب در مسائل مادی بسیار بدیهی می نماید چرا که اگر به کسی بگویید ، آگاهانه در پی کسب ثروت تلاش و کوشش کرده و در این را از عنایت حضرت حق مدد جوید حتما ثروتمند خواهد شد به سرعت می پذیرد .

حال باید به فرزندان آدم گفت که اگر در راه رسیدن به کمالات روحی و اخلاقی آگاهانه تلاش کرده و از فیض حق مدد جویند قطعا به کسب روزیهای معنوی و روح افزا نائل خواهند شد .

این همان مفهوم گم شده در میان بشریت مادّی است که در جوامع ایمانی هنوز می توان رگه هایی از آن را یافت و تنها زمانی سعادت عام بشری در جامعه لمس خواهد شد که بشر علاوه بر مفهوم روزیهای مادّی بر نیاز بی پایان روحش به روزیهای معنوی واقف شده و حقیقتا به دنبال کسب آن باشد .



 
 
کجا احمدی نژاد را دزدیدند ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

مدتها بود که می خواستم مطلبی با عنوان «کجا احمدی نژاد را از ما دزدیدند ؟ » بنویسم ولی فرصت نمی شد .

یادتان هست وقتی که در مجلس هشتم ناگهان خرد جمعی بر این موضوع متمرکز شد که هیچکس حق ندارد دو شغله باشد و بر سر این موضوع ، کلیه امور جاری مملکت لنگ ماند تا سرانجام موفق شدند دکتر غلامحسین الهام را از کنار دست دکتر احمدی نژاد کنار بزنند . البته بعد از توفیق در این مهم موضوع دو شغله ها که چه عرض کنم ، چند شغله های مملکت دیگر در اولویت قرار نگرفت ؟

یادتان هست وقتی داوود احمدی نژاد به برخی امور مشکوک در دفتر رئیس جمهور اعتراض کرد و ناگهان به تیر غیب دچار شد ؟

یادتان هست که ناگهان اسفندیار رحیم مشایی به عنوان نماد ارادت به امام زمان (عج) و ساده زیستی ، فامیل دکتر احمدی نژاد شد ؟

یادتان هست به یکباره پرویز داوودی به علت کهنسالی ناگهانی بازنشسته شد و اسفندیار از دکتر حکم معاون اولی گرفت ؟

یادتان هست آقا در همان زمان بحرانی که همه در فکر فتنه 88 بودند شتر فتنه 90 را پی کرد و اجازه نداد اسفندیار معاون اول شود که اگر اینگونه می شد با بروز فتنه 90 و استعفای دکتر ، اسفندیار کفیل ریاست جمهوری می شد ؟

یادتان هست که دکتر چنان مفتون فامیل جدید شد که یک هفته حکم امام و ولی زمان خود را مسکوت گذاشت و آخر هم اسفندیار کوتاه آمد ؟

یادتان هست که تمامی اعضای ولایی کابینه که در این موضوع بر دکتر خرده گرفتند پرپر شدند ! اسمهایشان را به یاد دارید ؟ اژه ای ، صفار هرندی ، باقری لنکرانی ، فتاح و ...

یادتان هست که در برابر ناهنجاریهای اجتماعی و بی حجابیها و بی تقواییها ، مجموعه فرهنگی دولت به تسامح و تساهل دوره اصلاحات بازگشت و دکتر علنا هرگونه برخورد در این حوزه را نفی نمود ؟!

یادتان هست که اندک اندک مادحین اهل بیت و ولایتمداران از حاج منصور ارضی گرفته تا سعید حدادیان از اطراف دولت زدوده شده و بازیگران لوند سینما ، از هدیه تهرانی گرفته تا مهناز افشار همنشین برادر اسفندیارشدند ؟

یادتان هست که اندک اندک برادر اسفندیار با بیش از نوزده پست رسمی و در رأس همه آنها مسئولیت رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور راهی فرنگستان غرب شد و مشکلات کوچک و بزرگ مردم اسلام آباد غرب در گیر و دار انتخاب استانداران و فرمانداران هماهنگ با حضرتش لگدکوب شد ؟

یادتان هست که موضوع امام زمان ملعبه کودکان کوچه و بازار شد و سهم ناچیز ملت از هدفمند شدن یارانه ها هدیه با برکت امام معصوم نامیده شد ؟

یادتان هست که با دستور برادر اسفندیار و حمایت دکتر هر کس بر خلاف برنامه های فامیل جدید نطق کشید اخراج شد حتی اگر مصلحی بود از جمع صالحان ؟

یادتان هست که حضرت آقا ، امام خامنه ای (حفظه ا... ) بار دیگر در مسیر انحراف سد ایجاد کرد و باز هم دکتر قهر و آشتی راه انداخت ؟

راستی ، کجا دکتر احمدی نژاد را از ما دزدیدند ؟

مأموریت اصلی اسفندیار در این فرآیند پیچیده چیست ؟

آیا او می خواهد در سایه دکتر به قدرت برسد یا لایه های پیچیده پشت صحنه چیزهای دیگری را پس از کسب اعتماد دکتر از او می خواهند ؟

آیا او مأموریت دارد تا شعارهای آرمانی دکتر احمدی نژاد در سال 84 را به دست خود او لگد مال کند تا بار دیگر آرمانهای امام خمینی(ره) و امام خامنه ای (حفظه ا...) در زیر غبار کثافت کاریهای سیاستمداران بی تقوا ، از چپی چپی تا راستی ناراستی مدفون شود و دکتر احمدی نژاد به عنوان شورشگر بزرگ دهه سوم انقلاب به دست خودش و با اعتماد بی جا به نفوذیهای اینبار تسبیح به دست و ذکر گوی باند قدرت و ثروت سرمایه سوزی کند ؟

راستی کجا احمدی نژاد را از ما دزدیدند ؟ شاید همان روزی که دکتر الهام را با رأی اکثریت مجلس از کنار دکتر دور کرده و اسفندیار را جفتش کردند ؟




 
 
گل زیبای رسول پرپر شد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

دل در غم یار محزون و بی حرکت مانده و ذهن با یادآوری بزرگترین نامردی تاریخ پریشان گشته است .

پلشتی های عالم در وجود منحوس فردی بروز نموده بود که از شأن و منزلت فرزند آفتاب و دختر دردانه رسول خدا (ص) در محضر الهی ناآگاه بود و با لگدمال کردن گلبرگهای ریحانه النبی اوج رذالت انسانی را نشان داد.

زهرا از ضربت ناجوانمردان مدینه بیمار است ، دوری روی پدر آزارش می دهد و دیدن مظلومیت همسر تنهایش غیرقابل  تحمل گردیده است .

سحرگاه بر سجاده نشسته و کودکانش را شاهد گرفته برای بیان درخواستی از خدایش که او را به سوی خود می خواند « اللهم عجّل وفاتی سریعا »

حسنین به هم نگاه می کنند و از این دعا شگفت زده شده اند و زینب آرام می گرید . ستاره های آسمان خبر استجابت دعای مادر را به همدیگر می دهند و ماه در حالیکه اشک در چشم دارد در سپیده دمان صبح خود را از دیده ها پنهان می سازد .

علی گریه می کند و سر بر دیوار نهاده ، های های می گرید . فضّه به سوی مولا دویده و می خواهد او را آرام کند و علی رازی بر رازهایش می افزاید تا با چاههای بیابان بگوید از آنچه بر پیکر گل پرپرش رفته است .

جسم خاکی زهرا در تاریکی و ظلمت دلهای زمینیان به پنهان ترین نقطه فرش سپرده شد تا روح متعالی اش به سوی عرش پرواز کند .


 
 
اولین عکس از جنازه بن لادن
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

شبکه های تلوزیونی آمریکا با قطع برنامه های عادی خود ادعا کرده اند که بن لادن ، سرکرده گروهک تروریستی طالبان در پاکستان کشته شده است .

صرف نظر از بازی تبلیغاتی غرب از این داستان و اینکه چرا علیرغم اطلاع از مکان اختفای او در کشور پاکستان تلاشی برای دستگیری او اتفاق نیفتاد و جنازه اش به منظر عمومی تحویل داده شد ، اصل کشته شدن این عنصر پلید مانند کشته شدن صدام حسین که او هم دست پرورده آمریکائیها بود به دست مادر معنوی خود مبارک است

نخستین عکسی که از جنازه این تروریست و مهره آمریکا در منطقه منتشر شده را با هم می بینیم


این است عاقبت قاتلین مردم بی گناه و شیعه پاکستان و افغانستان


 
 
اندکی صبر سحر نزدیک است
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

در این آشفته بازار فتنه ها ، احساسم می گوید که جامعه بشری نیازمند طرحی نو است تا از ساختار نادرستی که از پیشینیان به ارث برده نجات یافته و به حقیقت رهنمون شود .

هنوز دیر زمانی از فتنه اصحاب جمل و مدعیان کوته فکر حکومت علوی نگذشته که فتنه خرمقدسان خارج شده از اصول اولیه تفکر شیعه نمایان شده است . 

عاملان تحریک فتنه گران جمل پس از آنکه تیرهایشان به خطا رفت و منهدم شدن عوامل قدرت طلب خود را دیدند به سراغ جهّال امت اسلامی رفته و با سرمایه گذاری بر روی نقاط ضعف ایشان که همانا دین پنداری بی بصیرت باشد در تدارک سازماندهی نهروانیان زمان هستند . همانهایی که در سابقه تاریخی شان علیرغم تمام مداراهای مولا علی (ع) ، جمعی از ایشان کار را به جنگ کشیده و همچون دمل چرکینی بر پیکره اسلام ماندند تا سرانجام مهر قاتلین امام معصوم و سرور کائنات حضرت علی ابن ابیطالب (ع) بر پیشانی شان خورد .

این بی بصیرتان تاریخ از همان نقطه ای شکار معاویه زمان شدند که قدرت اعتقادیشان را در آن می جستند . حمقایی که با شعار « لا حکم الّا للله » امام معصوم ، مفسر قرآن و جانشین رسول خدا (ص) را ندیدند و مدعی کتاب خدا شدند . کوته فکرانی که با شعار دین ، ولی خدا را در میانه میدان نبرد با معاویه با تیغهای آبدیده شان ، وادار به پذیرش حکمیت کردند و پس از روشن شدن حقه های مکّار روزگار راه توبه در پیش گرفتند و در این مسیر بار دیگر تیغ تیز جهالتشان را بر گلوی امیر مومنان نهادند .

امروز ایران عزیز جلوه ای از حکومت مشعشع علوی در عصر جهالتهاست . در دنیایی که لشکریان مهاجم بر بسترهای مجازی می تازند و قبل از فرود آوردن شمشیرهای زهرآلودشان ، در پی تخدیر بصیرت شیعیان علی هستند . هنگامی که نتوانستند با لباس سیف الاسلام های صدر انقلاب از پس بصیرت ملت برآیند خود را در لباس خوارج نماز شب خوان عاشق ظهور امام غائب از نظرها فرو برده و این مسیر را تجربه می کنند .

تاریخ تکرار می شود و این همه تأکیدات قرآنی و روایی در باب پند آموزی از تاریخ برای چنین روزهایی است . همه باید با مطالعه تاریخ پر فراز و نشیب حکومت حضرت امیر (ع) در دوران کوتاه و پند آموز حاکمیت امام معصوم (ع) خطرات مشابه در کمین نشسته را شناسایی کرده و برای جلوگیری از نقاط تاریک تاریخ همت قوی دارند .

به فرموده رهبر عزیز و دانایمان (حفظه الله ) ، فتنه هشتادوهشت با بصیرت امت مومن دفع گردید ولی فتنه های بزرگتری در پیش است . دقت در سخنان دقیق و الهی ولی فقیه زمان و جانشین خلف حضرت موعود به ما نشان می دهد که شیطان از تمامی ابزارهایش برای خاموش کردن شعله ای فروزان این انقلاب علوی بهره جسته و بر روی بی بصیرتی و ضعفهای شخصیتی تک تک ما حساب باز کرده است .

امروز ما دل به علی زمان(ع) سپرده و جان خویش را بلا گردان حکومت علوی دوران خود می کنیم و بار دیگر با صدها هزار شهیدعزیز این انقلاب ؛ امام شهیدان حضرت روح الله و جانشین خلف حضرتش امام خامنه ای (روحی فداه) پیمان شرف می بندیم که لحظه ای در دفاع از آرمانهای بلند شیعه در جنگ بصیرتها ، پا پس نکشیم و تلاش خواهیم کرد که نه حب ریاست ، نه حب وجاهت و نه حب ثروت ، نتواند در عزم ولایی ما خدشه ای وارد سازد و باشیم با ولایت ؛ ان شاء الله تا شهادت .

والعاقبه للمتقین 



 
 
گل سرخ در آتش
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

هوا دلگیر شده و گل سرخ دلتنگ آفتاب است .

چندیست که ابرهای تیره و تاریک ، خورشید زیبای زندگیش را پنهان کرده اند و تاریکی را بر در و دیوار باغ مستولی ساخته اند .

در این تاریکی شغالها از گوشه و کنار بیرون خزیده و در پی آن هستند که همه چیز را خراب کنند .

گل سرخ با نگرانی شاهد این ماجراست و گرگها دستان باغبان را بسته و می خواهند او را بدرند . گل سرخ تنهاست و از سایر درختان و گیاهان باغ صدایی بر نمی خیزد . باید کاری کرد . گل سرخ خود را بر بدن باغبان حائل کرده و گرگها را نفرین می کند . خورشید از پشت ابرهای تاریک می گرید و گل سرخ در این نبرد نابرابر زیر ضربات ناجوانمردانه گرگها کبود می شود ؛ شاخه هایش می شکند .

گرگها عصبانی اند و از اینکه نتوانستند باغبان را از بین ببرند کینه ها به دل دارند !پس بر هیمه های تعصبشان شعله خشم را می فروزند و بر ساقه های گل سرخ می تازند . صدای ناله گل سرخ به خورشید می رسد و ابرهای تیره هم بغض می کنند . گل سرخ بر زمین می افتد و گرگها به دور آتش می رقصند .

باغبان نمی تواند با دستهای بسته اش اشکهایش را پاک کند و گل سرخ با آخرین رمغهایش شاخه شکسته اش را تکان داده و با برگهای لطیفش اشک باغبان را همچون شبنم می نیوشد .

عجبا که گل باغبانش را در بر گرفته و ذره ذره جان می دهد ، گویی از این ماجرا لحظه به لحظه عشق جان می گیرد .

خورشید خود از آسمان بر زمین نشسته و روح گل سرخ را به سوی آسمان می برد تا همیشه با هم باشند .

گرگها می خندند و باغبان جسم در هم شکسته گل سرخ را در گوشه ای از باغ و دور از چشم گرگها به خاک می سپارد .

باغبان در این مراسم محزون بر لب نغمه ای دارد که ابرهای تیره را از آسمان شهر می پراکند .زمزمه اش در تمام تاریخ نفوذ می کند و همه شنیدند که فرمود :

خوش به حال خورشید ، خوش به حال گل سرخ . خوش زمانی که رسد بوی خوش گل به مشام من و تو . خوش به حال من و تو اگر از نشئه خوش بوی گل سرخ ولا ، جرعه نوش نفس مهدی زهرا گردیم . خوش به حال من و تو .

 


 
 
 
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

چرا انسانیت به مسلخ می رود ؟!

دموکراسی همان بوی کبابی است که غربی ها برای کشورهای جهان سوم راه انداخته اند تا شکمهای گشنه را به تکاپو انداخته و در سرزمینهای هدف ولوله آفرین شود .

جمعی هم در این کشورها با بو کشیدن دموکراسی و پز نواندیشی به سوی کشتارگاهی قدم می زنند که در آن خرهای قبلی را داغ می نهند و این دموکراسی خواهان گشنه و سرگشته ، با پا نه که با سر در مسیر سراب ره سپرده و دیگران را به نفهمی متهم می کنند در حالیکه مصداق تام و تمام « اولئک کالانعام بل هم اضلّ » بوده و خود نمی فهمند .

گروهی از این افراد که تا یک سال قبل فریاد دموکراسی خواهیشان گوش فلک را کر کرده بود امروز همچون کبک سر در برف فرو برده و قتل عام مسلمانان شیعه بحرین را نادیده فرض می کنند . هجوم بی منطق اربابانشان را به لیبی را مبارزه با دیکتاتوری می خوانند در حالی که دهها قذافی دست پرورده این جماعت مشغول مکیدن خون ملتها و تقدیم ثروتهای ملی شان به اربابان غربی و دموکراسی خواهشان هستند ؟

راستی توی این اوضاع خر تو خر که قذافی برای خودش جنایت می کند ، ناتو برای خودش انسانها را دموکراتیزه می نماید ، عربستان سعودی برای خودش شیعه کشی راه می اندازد ، آل خلیفه مسجد ویران کرده قرآن می سوزاند ، عبداله صالح برای خودش یمن را به مهد دموکراسی تبدیل کرده و در کشورهای حوزه خلیج همیشه فارس ، سران عربی به هرگونه مخالفت مدنی مشت آهنین نشان می دهند ، در اروپا رئیس جمهور ایتالیا در برابر تظاهرات صدها هزار نفره زنان در اعتراض به هرزگیهایش به دموکراسی لبخند می زند و رئیس جمهور فرانسه با مشت آهنین دموکراسی را به مهاجرین و طبقات ضعیف شیر فهم می نماید و باعنایت به دهها شیرین کاری رژیم صهیویستی در عرصه دموکراسی خواهی و صدها هنر نهفته رئیس جمهور عشق دموکراسی آمریکا در گوانتانامو ، عراق ، افغانستان ، پاکستان و ... کار فوق العاده به اصطلاح رئیس سازمان ملل آقای بای کی مون در تشخیص بزرگترین دشمن دموکراسی یعنی حزب الله لبنان که سلاح در دست گرفته و اجازه نمی دهد دموکراسی خواهان جهان بوی دموکراسی را به لبنان برسانند جالب است .

همچنین ایران اسلامی به عنوان بزرگترین ناقض حقوق بشر که نتوانسته در برابر تلاش های دموکراسی خواهانه علمای علم دموکراسی همچون آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، عربستان ، بحرین ، کویت ، اردن ، یمن ، لیبی و دهها آزادی پرست فرهیخته از خود نرمش نشان داده و خیابانهای تهران را برای نفوذ دموکراسی باز کند محکوم است که تحریم شود و برای تنبیه ش انقلابهای مخملی طراحی و اجرا گردد .

آخرش یک نفر دموکراسی فهم پیدا نشد تا به این مسئولین نظام جمهوری اسلامی بگوید ای دموکراسی نفهمها ، ای قاتلین دموکراسی ، ای زیر پا گذاران حقوق بشر ، ای کسانی که نفهمیده اید بشر از جنس شر است و برای آنکه شرشان کم شود باید از زیر تیغ دموکراسی بگذرند .

بگذریم ... امروزه عنوان « انسانیت » جوک سال اروپاییها و غربیهاست و مسلخ ملتهای آزادیخواه همان پستویی است که در آن خر داغ می کنند و بوی دموکراسی می پراکنند . البته نیت غربیها از این بساط روشن است فقط معلوم نیست این حمارهای دموکراسی پرست در کشورهای جهان سوم دنبال چه می گردند . شاید موقع داغ کردن ملتهایشان توسط اربابهای غربی مشتی علف در آخور ایشان ریخته می شود که این همه مشتاقند ؟!