پرواز اندیشه

آخرین تلاشهای خاتمی و شرکا در صحنه سیاسی ایران
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩٠
 

حضور گسترده ولی خاموش کاندیداهای منتسب به جریان اصلاح طلب درنهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، تائید صلاحیت عمده کاندیداهای این جریان و برآوردها و نتایج بدست آمده از نظرسنجی های معتبر مبنی بر مشارکت وسیع مردم دراین دوره از انتخابات ، عواملی است که موجب شده تا رهبران جریان اصلاحات - که مدت هاست به دلیل عدم شناخت ماهیت مطالبات مردم دچار بحران تخمین و تدبیر شده اند -  و به همین سبب تا پیش از این ، بر طبل قهر و تحریم می کوبیدند ، طی روزهای اخیر به تکاپو افتاده و به فکر چاره باشند تا فردای 12 اسفند نامشان به عنوان بزرگترین بازنده آزمون ملی ، ثبت نشود. 

شرایط بوجود آمده برای اصلاح طلبان در این روزها موجب شده که سران اصلاحات در جلسات مختلف خود به بررسی وضعیت اصلاح طلب ها پرداخته و شرایط خود را ضمن مرور ، به بوته نقد داخلی بگذارند.

اخبار دریافتی دراین زمینه حاکی از آن است که اصلاح طلبان در جلساتشان استراتژی های خود را برای انتخابات مجلس نهم  ناکارآمد خوانده و تصریح کنند که شرایط فعلی  آنان محصول تصمیماتی است که عناصر رادیکال و بویژه  اصلاح طلبان خارج از کشور برایشان اتخاذ کرده اند.

رهبران جریان اصلاحات که این روزها مصائب وارده بر خود  را ناشی از تبعیت غیرعقلایی از  فتنه سبز می دانند اخیرا" در جلساتی که با حضور سید محمد خاتمی برگزار شده نکات ذیل را مورد تاکید قرار داده اند:

- شواهد نشان می دهد مشارکت در انتخابات مجلس نهم بالاست. در حالی که قبلا" پیش بینی ما حضور کمتر از 40 درصد مردم در انتخابات 12 اسفند بود ، اکنون به راحتی می توان حضور 55 تا 60 درصدی را پیش بینی کرد.

- ما در ترسیم سناریوی انتخاباتی خود ، متشتت عمل کردیم. یک عده بحث تحریم را مطرح کردند و ما هم مشارکت مشروط را پیش کشیدیم. باید بپذیریم که در تعیین راهبردها بد عمل کرده و دچار تشتت شدیم.

- ما نتوانستیم خوب تصمیم سازی کنیم و باز هم دیگران برای ما تصمیم سازی کردند.بازهم برای ما اصلاح طلبان  خارج از کشور و رادیکال های داخل زندان تصمیم گرفتند.

- برآورد ما از نحوه مواجهه حاکمیت با کاندیداهای اصلاح طلب اشتباه بود ما فرصت انتخابات مجلس را از دست دادیم و از الان باید برای ریاست جمهوری برنامه ریزی کنیم.

اما این همه ماجرا نیست. برخی چهره های صاحب نفوذ جریان اصلاحات اظهاراتی را در این جلسات بیان کرده اند که در نوع خود بسیار قابل توجه است.

گفته می شود یکی از عناصر برجسته جریان اصلاحات در یکی از این جلسات ، شرایط کنونی جبهه اصلاح طلبان را حاصل شیطنت سیاسی یک چهره مشهور سیاسی خوانده که تمایل دارد جریان اصلاحات همه راهبردها و سناریوهای خود را در پازل وی طراحی نماید و هر برنامه این جریان از کانال وی پیگیری شود.

وی تصریح کرده است:« آقای ... سر ما را کلاه گذاشت. او می دانست که نظام نسبت به حضور همه اصلاح طلبان دغدغه نداشته و فقط موضوع به اصطلاح فتنه برای نظام مهم است.این آقا این مساله را می دانست اما آن را تا شب آخر به ما منتقل نکرد و این ناشی از شیطنت او بود.»

اما نگرانی رهبران اصلاح طلب تنها به شیطنت برخی افراد ، خلاصه نمی شود. بدست آمدن نتایج اولین نظرسنجی ها نیز آنان را برآشفته کرده است بگونه ای که یکی از چهره های موثر اصلاح طلبان در این جلسات با بیان اینکه قرائن موجود نشان می دهد انتخابات دریک شرایط مناسب و با مشارکت بالا انجام خواهد شد ، گفته است:« اقدامات ما در کاهش مشارکت تاثیری نگذاشته و ما در این انتخابات،زودهنگام و با دست خودمان از صحنه خارج شدیم.»

آن سوی پریشانی های اصلاح طلبان اما نکته دیگری هست که در اظهارات سران آنان  ظهور وبروز یافته است و آن چیزی جز کوبیدن اصلاح طلبان  و فتنه گران بر طبل "تحریم" نیست.

یکی از چهره های اصلی جریان اصلاحات ندر جلسات فوق الذکر با بیان اینکه واژه تحریم و چسبیده شدن آن به اصلاح طلبان برای این جریان معضل درست کرده ، تصریح نموده است که تحریم روش درستی نبود.آقایان نباید خط تحریم را دنبال می کردند.من به آن ها گفتم.این آقایان نشستند و این حرف ها را زدند و ما را دچار مشکل کردند.

همچنین در این جلسات که با ناراحتی خاتمی ادامه داشته از اصلاح طلبان رادیکالی که در زندان بسر می برند به شدت انتقاد شده و گفته شده است که این نامه پراکنی ها و این بیانیه صادر کردن ها به نام زندانیان و شاخه خارج از کشور، اصلاحات را بار دیگر زمین گیر کرد و با وجودی که شرایط انتخاباتی برای ما فراهم بود دوستان ، ما را بدجوری به دیوار کوبیدند.

همچنین در این جلسات تاکید شده است که نامه های نوری زاد، قدیانی ، نامه جعلی ۳۹ نفره و... که ادبیات آن ها مبتنی بر تحریم و مقابله با نظام بود ما را بکلی فلج کرد.

بر اساس گزارش های دریافتی ، یکی از پیشنهادات مطرح شده در جلسات سران اصلاح طلب این بوده که با توجه به نتایج نظرسنجی ها و احتمال مشارکت گسترده مردم در انتخابات مجلس نهم ، و نیز حضور طیف قابل توجهی از مهره های سفید اصلاح طلب در عرصه رقابت ها ، خوب است در آستانه انتخابات ، جمعی از سران اصلاح طلب یا گروه های وابسته به این جریان - بویژه مجمع روحانیون - در اطلاعیه ای ضمن تکرار مواضع گذشته مبنی بر عدم آزاد بودن انتخابات و اصرار بر شروط خاتمی ، در عین حال از مردم بخواهند برای مقابله با تحریم ها و خارج کردن کشور از فشار و مقابله با جنگ طلبی در انتخابات شرکت کنند.

گفتنی است ادبیات « مقابله با تحریم و اعتراض به جنگ» شگرد تبلیغاتی جدید جریان فتنه و اصلاحات است که در سالگرد آشوب اسرائیلی 25 بهمن نیز درصدد بودند با همین شعار مردم را به خیابان کشانده و در عمل شعارهای ساختارشکنانه خود را طرح نمایند. البته این شعار و تمام برنامه ریزی های جریان فتنه برای ایجاد ناآرامی در 25 بهمن به دلیل شناخت دقیقی که حتی هواداران سابق اصلاح طلبان از ماهیت رهبران این جریان پیدا کرده اند ، به فرجام نرسید و ناکام ماند.


 
 
عکس: علی استون کارگردان آمریکایی در حال وضو گرفتن
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩٠
 


 
 
با آل علی هرکه درافتاد ور افتاد ( مرج البحرین یلتقیان )
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳٩٠
 

نویسنده وبلاگ "اسکالپل"درآخرین پستش نوشت: دوربین ممنوع! ورود خبرنگاران ممنوع! دیدن خون، حال مسلمانان را از آمریکا و از حکام دست نشانده‌اش بهم می‌زند، کار دست آل خلیفه می‌دهد و حتی ممکن است کار دست ناو «آبراهام لینکلن» که از تنگه هرمز رد شده بدهد!

وارثین خون شهید «نادر مهدوی» و «بیژن گُرد» صدها قایق تندرو را برای حمله به ناوگان شیطان تدارک دیده‎‌‌اند و «یاهو» از ترسش این را خبر صحفه اصلی خود کرده! «نادر مهدوی» را آمریکائی‌ها با شقاوت شهید کردند؛ آنها در حالیکه دستان او را بسته بودند، کینه‌شان را با میخ لنگر در سینه او خالی کردند و جای بوسه امام خمینی (ره) بر پیشانی او را با تیر خلاص سوراخ کردند. اما در بحرین، خبرنگاران آمریکائی ایندفعه از بقیه خبرنگاران ممنوع الورود ترند! چون ۱۴ فوریه سال گذشته وسیعترین پوشش را از جنایات آل سعود و آل خلیفه، خبرنگاران «نیویورک تایمز» داشتند! واشنگتن پست، دیروز بحرین را «جزیره اندوه» نامیده و از سرنگونی رژیم آل خلیفه پیشگوئی قطعی کرده. آمریکا حمایت می‌کند؛ آل خلیفه حماقت می‌کند؛ آل سعود جنایت می‌کند؛ خبرنگاران آمریکائی درایت می‌کنند و اخبار را به بیرون درز می‌دهند؛ عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

کشوری که دو دستی تقدیم آل سعود شده باشد، فقط با شهادت آزاد می‌شود. پیر و جوان و زن و کودک از دو روز پیش در بحرین کفن پوشیده‌اند. صدای امام خمینی (ره) این روزها مدام در گوش ما می‌پیچد که: «خدا می‌داند راه و رسم شهادت کوری شدنی نیست و این ملت‌ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.» در برابر دیدگان دنیا؛ همان معادله شگفت‌آوری که مردم را در «جزیره ثبات» غرب در سال ۱۳۵۷ به خیابانها و مقابل تانکهای «محمدرضا پهلوی» کشانده بود این بار مردم را کفن پوش به خیابانهای «جزیره اندوه» و مقابل تانکهای «شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه» کشانده است. مردمی که بدون اهمیت دادن به حکومت نظامی در بحرین به خیابان آمده‌اند، به راه شهیدان انقلاب اسلامی اقتدا کرده‌اند. نیروهای «آل خلیفه» هم به نیروهای بعثی «صدام» اقتدا کرده‌اند و دارند خاطره خرمشهر را زنده می‌کنند! آنها علاوه بر استفاده از انواع گلوله‌های مجاز (!) و غیر مجاز به خانه‌های مردم هم حمله می‌برند و طلا و وسایل با ارزششان را غارت می‌کنند.

درگیری جوانان بحرینی با نیروهای سپر جزیره آنقدر شجاعانه است که تماشای فیلم‌های این درگیری تعجب آدم را از اینکه اینها در مقابل شلیک گلوله‌ها هیچ احساس خطری ندارند، بر می‌انگیزد. «شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه» نمی‌داند که ما احتیاج به دخالت در بحرین نداریم! این خون شهیدان ماست که در بحرین دخالت کرده و بچه شیعه‌ها را شیر کرده تا بینی آل خلیفه و آل سعود را به خاک بمالند و انتقام شهدای جمعه سیاه سال ۶۶ را و آن ۴۰۰ مادر شهیدی را که از خیابانهای مکه در لباس احرام به دیدار فرزندان خود رفتند بگیرند. این ابهت ولی فقیه زمان، امام خامنه‌ای است که در بحرین دخالت کرده و هراس در جان «آل خلیفه» انداخته. جوانان بحرینی امام ما را «یا بن رسول الله» خطاب می‌کنند و خلفاء و آل خلفای تاریخ، همیشه از «ابن رسول الله» می‌ترسیده‌اند! «آل خلیفه» دشمن جوانان بحرینی نیست؛ «شیخ حمد» مزدور «ملک عبدالله» و «ملک عبدالله» مزدور «اوباما» است و افسار شورای همکاری خلیج فارس در دست «لئون پانتا» وزیر دفاع آمریکاست. آمریکا اصلا خاطره خوشی از رویارویی با جوانانی که لبیک گوی ولی فقیه هستند ندارد. آمریکا حتی خاطره خوشی از شن‌هایی که لبیک گوی ولی فقیه هستند ندارد! آمریکا دوباره با فرزندان علی (ع) و فاطمه (س) در افتاده و طبق معمول نمی‌داند که «با آل علی هر که در افتاد ور افتاد»!


 
 
نخستین جایزه سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی به «قلاده‌های طلا» رسید
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳٩٠
 

نخستین جایزه سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی مشترکا به محمد خزاعی و ابوالقاسم طالبی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا» رسید و ابوالقاسم طالبی اعلام کرد که تیبای جشنواره را به فرزند شهید احمدی‌روشن تقدیم کرده است.

بنابر این گزارش در این مراسم جایزه «اثر برگزیده سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی» مشترکا به محمد خزاعی و ابوالقاسم طالبی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا» رسید.

ابوالقاسم طالبی پس از دریافت این جایزه با اشاره به نبودن فیلمش در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر، گفت: من مطمئنم هیچ وقت پارتی به من نیامده چون فکر می‌کردم خب الان خزاعی پارتی بازی می‌کند و ما چند تا «تیبا» می‌بریم اما نشد.

وی افزود: در اختتامیه هم شیخ‌طادی دلش برای من سوخت و سیمرغ خودش را به من داد و بعد وزیر دلش برای شیخ‌طادی سوخت و گفت که به من یک جایزه خواهد داد و چند روز پیش از وزارت فرهنگ زنگ زدند که مدل تیبایی که می‌خواهی را بگو.

طالبی که در حال سخنرانی مردم را می‌خنداند ناگاه با خبری همگان را شگفت زده کرد و گفت که «من هم به وزارت فرهنگ اعلام کردم تیبای مشکی متالیک من به فرزند شهید احمدی‌روشن اهدا شود.» و این سخنان او موجب تشویق ممتد حضار شد و با حضور خانواده شهید احمدی روشن بر روی سن از این خانواده تجلیل به عمل آمد و طالبی در حالی فرزند شهید احمدی روشن را در بغل داشت فریاد زد: به کوری چشم اسرائیل.

در این مراسم همچنین محمد خزاعی تهیه‌کننده فیلم قلاده‌های طلا گفت: این فیلم با سختی‌های فراوانی ساخته شد و تنها دو سال فیلمنامه آن طول کشید.

وی افزود: بسیاری از بازیگرانی که از آنها خواسته شد که بازی کنند حاضر به بازی در این فیلم نبودند و حتی برخی قرارداد بستند و بعد قرارداد خود را بهم زدند تا فیلم زمین بخورد اما بازیگران آن چون آقای جلیلی و نورایی امروز در جبهه و در جنگ فرهنگی وارد شده‌اند که جای تقدیر دارد.


 
 
با بی بی سی در 25 بهمن
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳٩٠
 

سلام بینندگان عزیز، من پونه قدوسی با یکی دیگر از برنامه های نوبت شام در خدمت‎تون هستم. در این برنامه گفت‌وگو می‎کنم با آرش از همین اتاق بغلی در تهران.

پونه: خب آرش، چه خبر از تهران؟ به ما بگو 25 بهمن چطور بود.

آرش: من هم سلام می‌کنم پونه جان. اولا بگم که من واقعا در تهرانم و یک شاهد عینی واقعی هستم. اگر فکر می‌کنید لازمه، حتی می تونم به جون مادرم هم قسم بخورم!

پونه: نه ممنون آرش جان. ما تو رو قبول داریم. دیگه بعد از این همه سال شاهد عینی بودن حرفت برای ما سنده!

آرش: لطف داری پونه جان. عرض کنم که اینجا در تهران هوا سرده اما ای کاش بودید و 25 بهمن تهران رو از نزدیک می دیدید. من فکر می کنم بزرگ‌ترین حسرتی که برای شما افراد دور از وطن وجود داره، دو تا چیزه: یکی اینکه نمی‌تونید پشت در بستنی لیوانی رو لیس بزنید و یکی دیگه هم اینکه از درک فضای گرم این راهپیمایی سکوت محرومید.

پونه: خدا بگم چیکارت نکنه پسر. دیگه دلمون رو آب نکن؛ برو سر اصل موضوع.

آرش: پونه جان 25 بهمن امسال من هر جا رفتم تجمع بود. امسال من اتفاقا گفتم که باید چند جا سر بزنم و ببینم واقعا خبری هست یا نه. باورت نمی‌شه که هر جا رفتم، فشار جمعیت سکوت کننده بود که به چشم می اومد و بر خلاف سال‎های قبل، حتی از اول صبح این تجمعات شکل گرفته بود.

پونه: تو رو خدا؟!

آرش: جون تو! مثلا من هفت صبح رفتم بربری سر کوچه؛ نمی‌دونی چه تجمعی بود! همه هم در سکوت کامل تجمع کرده بودند و حتی یک پیرزن مدام تکرار می‌کرد که این‌بار دیگه نوبت اونه و نمی‌ذاره کسی حقش رو بخوره!

بعد رفتم مترو. اونجا هم تجمع بود. جالب اینکه با وجود فشار زیاد جمعیت، باز همه تلاش می‌کردند تا خودشون رو به تجمع کنندگان داخل برسونند. در داخل مترو هم همه مشت ها رو گره کرده و بالا نگه داشته بودند! البته ناگفته نماند که چون تجمع کنندگان احتمال حمله مزدوران رژیم رو می‌دادند، تعدادی لوله آهنی و قطور هم با خود به این تجمع آورده بودند و همگی اون رو بالا نگه داشته بودند!

پونه: وای... اشکم در اومد از این همه تجمع!

آرش: اتفاقا من هم در اونجا اشکم در اومد. البته اگر آدم تو اون همه فشار مترو فقط اشکش در بیاد، خیلی شانس آورده!

پونه: دیگه چی؟ در خیابانها هم تجمع بود؟

آرش: اووووووووووه... اون که هیچی. مثلا دو تا خیابون تو تهران هستند که از فرط خلوتی به خیابان ارواح معروفه: خیابان انقلاب یا ولیعصر! اما در 25 بهمن امسال این دو تا خیابون پر از تجمع بود. کسانی که مثل من در تهران هستند، می‌دونند که این دو تا خیابون از خلوت ترین خیابون‌های تهرانه و در شرایط عادی، ماشین‎ها با سرعت 120 کیلومتر در ساعت تو اون‎ها رانندگی می‌کنند اما در این روز، پر از آدم بود که هی سکوت می‌کردند؛ هی سکوت می‌کردند!

پونه: خیلی ممنونم آرش جان. واقعا با وجود شاهدان عینی مثل تو، فاصله های بین ما و تهران برداشته می‌شه و من حس می‎کنم که خاله سارا هستم و دارم رنگین کمون رو اجرا می‌کنم!

آرش: فقط حواستون باشه خیلی تو نقش خاله سارا نرید، چون کارکنان بی‌بی‎سی خیلی استعداد دست زدن به ماشین لباس‌شویی دارند!

پونه: خدا نکشتت آرش... مواظب خودت باش.

آرش: تو هم مواظب خودت باش و اگر کسی در زد، حتماً قبلا از اینکه در رو باز کنی از سوراخ کلید نگاه کن، اگر صادق صبا بود، هیچ وقت در رو باز نکن!


 
 
خشم حاکم جزیره بحرین به امام خامنه ای
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳٩٠
 

پادشاه بحرین مدعی شد: تهدید ایران باعث شد تا وی مجبور شود از نیروهای خارجی بخواهد وارد بحرین شوند.

به گزارش عصر ایران، ملک حمد بن عیسی آل خلیفه در مصاحبه با روزنامه اشپیگل آلمان گفت: شعارهای معترضین برای سرنگونی وی باعث زندانی شدن آنها نمی شود بلکه مهم، رفتارهای آنهاست. هنگامی که آنها شعار می دهند "پادشاه سرنگون شود" مشکلی ندارد ولی وقتی می گویند :"(آیت الله) خامنه ای زنده باد" این موضوع مشکل آفرین است.
این در حالی است که شمار زیادی از مردم بحرین به دلیل اعتراض به حکومت، بازداشت و هم اکنون در زندان هستند. بخش قابل توجهی از شیعیان بحرین ، مقلد رهبر معظم انقلاب هستند.

پادشاه بحرین در توجیه اعلام و ضعیت فوق العاده در این کشور نیز مدعی شدکه برای حمایت و حفاظت از زنان و اتباع بیگانه، وضعیت فوق العاده امنیتی را در بحرین اعلام کرده بود.
با اعلام وضعیت فوق العاده امنیتی در بحرین در سال گذشته میلادی، نیروهای امنیتی از عربستان سعودی ، قطر و امارات وارد بحرین شدند و موجی از سرکوب خشن را علیه معترضین مسالمت آمیز، اعمال کردند.

ملک حمد گفت: در وضعیتی که ایران در حال بسیار دشمنانه ای در برابر ما قرار داشت، از شورای همکاری خلیج فارس خواستم با هدف حفظ امنیت و حراست از تاسیسات استراتژیک در بحرین، به منامه کمک نظامی کنند.
پادشاه بحرین همچنین گفت که مخالف شعارهایی در حمایت از (آیت الله) خامنه ای هستیم.

بحرین از فوریه ۲۰۱۱ تاکنون با موجی از اعتراضات مسالمت آمیز برای تغییرات سیاسی مواجه است. بخشی از معترضین خواهان سرنگونی حکومت پادشاهی و برخی دیگر خواهان اصلاحات سیاسی، تغییر شیوه انتخابات پارلمانی و تشکیل کابینه توسط اکثریت پیروز پارلمانی هستند. این اعتراضات ، با سرکوب خشونت آمیز نیروهای امنیتی روبه رو شد.

تاکنون در سرکوب اعتراضات ضدحکومتی در کشور کم جمعیت بحرین ، نزدیک به ۴۰ نفر کشته و صدها نفر مجروح شده اند.
با وجود اینکه اکثریت بحرین با جمعیت حدود یک میلیون نفری، شیعه هستند اما خانواده سنی مذهب، حکومت این کشور را در دست دارد.


 
 
قیمت‌های احتمالی و جدید بنزین
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳٩٠
 

بر اساس اخبار رسیده، افزایش قیمت بنزین آزاد به ۱۰۰۰ تومان و تثبیت قیمت بنزین نیمه یارانه‌ای در رقم ۴۰۰ تومان به یکی از سناریوهای مطرح ستاد هدفمندی یارانه‌ها در فاز دوم اجرای این قانون تبدیل شده است.

به گزارش فارس، در حالی که بحث بر سر انتخاب یکی از ۴ سناریوی مطرح در ستاد هدفمندی یارانه‌ها درباره قیمت بنزین یارانه‌ای در مرحله دوم اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها ادامه دارد، خبرهای رسیده حاکی است، یکی از این سناریوها شانس بیشتری برای مبنا قرار گرفتن در فاز دوم دارد.

بر اساس این سناریو بنزین آزاد با قیمت هزار تومان در هر لیتر به فروش می‌رسد و قیمت و سهمیه بنزین یارانه‌ای برای خودروهای شخصی و حمل‌ونقل عمومی ثابت می‌ماند.

بر اساس این گزارش در حال حاضر بنزین یارانه‌ای با قیمت ۴۰۰ تومان در هر لیتر به خودروهای شخصی و عمومی ارائه می‌شود که بر اساس این سناریو این قیمت در کنار سهمیه این خودروها در فاز دوم اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها تغییر نخواهد کرد.

در عین حال پیشنهادی نیز مطرح شده است که بر اساس آن به جای اختصاص سهمیه بنزین یارانه‌ای به هر خودرو، به هر خانواده سهمیه بنزین ارائه شود تا خانواده‌هایی که بیش از یک خودرو در اختیار دارند بیش از دیگر خانواده‌ها از سهمیه بنزین بهره نبرند.

پیش از این یک منبع آگاه در ستاد هدفمند کردن یارانه ها به خبرنگار فارس گفته بود: "به احتمال قوی بنزین آزاد در گام دوم هدفمند کردن به ۱۰۰۰ تومان می رسد و تا پایان اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها نیز تغییر نخواهد کرد اما بحث بر سر قیمت بنزین نیمه یارانه ای ادامه دارد و ۴ سناریو براساس بنزین نیمه یارانه ای تهیه شده است."


 
 
سپاه چگونه تنگه هرمز را کنترل خواهد کرد ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳٩٠
 

فرمانده کل سپاه با اعلام ورود جمهوری اسلامی ایران به فاز جدید تهدیدات علیه دشمن، درخصوص برنامه مقابله با تحریم‌های فعلی علیه کشورمان گفت: استراتژی ما در برابر تهدیدات و تحریم‌ها، کنترل هوشمند تنگه هرمز است.

سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با فارس، درباره تهدیدات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی و نیز "استراتژی تهدید در مقابل تهدید" اظهار داشت: حضور مردم در صحنه‌های انقلاب و حمایت کامل آنها از اهداف نظام جمهوری اسلامی باعث شده است که تهدیدات دشمن در ایران کارایی نداشته باشد.
 
وی با اشاره به تهدید نظامی جمهوری اسلامی از سوی دشمنان تصریح کرد: ما در رابطه با تهدیدات وارد فاز جدیدی شده‌ایم و در حال حاضر این تهدیدات ماست که بر دشمن اثر می‌گذارد.
 
فرمانده کل سپاه پاسداران بر همین اساس تأکید کرد: به جای اینکه تهدیدات دشمن بر روی کشورمان اثرگذار باشد، این تهدیدات جمهوری اسلامی است که در کنترل و انسداد تنگه هرمز و یا پاسخ‌گویی به انواع تهدیدات بیشتر است.
 
وی در پاسخ به این سؤال که چه استراتژی برای مقابله با تهدیدات و تحریم‌های فعلی مدنظر است به "کنترل هوشمند تنگه هرمز در برابر تحریم نفتی کشورمان" اشاره کرد.

 
 
آیا راز گلهای معجزه آسا و پیروزی بخش تیم پیروزی در دربی قبل آشکار می شود !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳٩٠
 

به گزارش تابناک ، محمد رویانیان مدیرعامل پرسپولیس دقایقی پیش برای دریافت فرم ثبت نام برای ریاست فدراسیون از دفتر خود یک تک پا به فدراسیون آمد. 

رویانیان مدیر پرسپولیس حالا اعتماد به نفس برای شرکت فدراسیون فوتبال تثبت نام می کند . این درحالی است که کاملا مشخص نیست سازمان تربیت بدنی از کدام گزینه حمایت کند.

در حال حاضر مهدی تاج ؛ علی کفاشیان و رویانیان (درصورت نام نویسی)نامزد حضور در انتخابات اند و گفته می شود فردا ساور-از گزینه های نزدیک به سازمان - برای انتخابات ثبت نام خواهند کرد.

البته شنیده های ما از یک منبع موثق حاکی از آن است که احتمالا رویانیان به عنوان گزینه سازمان معرفی خواهد شد .

و چه میکنه این بازیکن ناشناس و خارجکی پرسپولیس ، سه گل در ده دقیقه اون هم به رقیب دیرینه خودش استقلال ! چه میکنه این سردار چه میکنه این پژوهشکده رویان ، چه میکنه این رویانیان ، چه می کنه این اکبر عبدی تو شب پایانی جشنواره فیلم فجر ، چه میکنه این عادل فردوسی پور ، چه میکنه این جریان انحرافی ، چه میکنه این سیاست بازیهای مزخرف ، چه میکنه این ریاست فوتبال و جوانبش !

خدا آخر و عاقبت همه رو به خیر کنه .


 
 
کی‌روش 37 بازیکن را به تیم ملی دعوت کرد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳٩٠
 

مدیر رسانه ای تیم ملی فوتبال ایران اعلام کرد که ازسوی 'کارلوس کی روش' 37 بازیکن به اردوی آماده سازی تیم ملی بزرگسالان کشورمان دعوت شدند.

به گزارش ایرنا، 'خسرو والی زاده' در گفت وگو با سایت رسمی فدراسیون فوتبال خاطرنشان کرد: چهارشنبه شب و پس از برگزاری دیدارهای هفته بیست و ششم لیگ برتر از میان بازیکنان دعوت شده ، اسامی 27 بازیکن اعلام خواهد شد تا تیم ملی را در اردوی دوبی همراهی کنند.
 
همچنین پس از اردوی امارات، 23 نفر برای دیدار روز دهم اسفند با قطر برگزیده خواهند شد.
 
وی اسامی 37 بازیکن را به این شرح اعلام کرد:
 
استقلال:
 
مهدی رحمتی، خسرو حیدری، فریدون زندی، آرش برهانی، پژمان منتظری و علی حمودی
 
پرسپولیس:
 
علی کریمی، مازیار زارع، محمد نوری، غلامرضا رضایی، علیرضا نورمحمدی، امیرحسین فشنگچی، مهرداد پولادی
 
تراکتورسازی:
 
محسن فروزان، احسان حاج صفی، قاسم حدادی فر، محمد ابراهیمی
 
داماش:
 
محمد غلامی
 
ذوب آهن:
 
محمدباقر صادقی، حسین ماهینی، محمد قاضی
 
سایپا:
 
کریم انصاریفر
 
سپاهان:
 
جلال حسینی، محسن بنگر، سیدمهدی سیدصالحی
 
فجرسپاسی:
 
مهدی رجب زاده، رضا حقیقی
 
فولاد خوزستان :
 
رضا نوروزی
 
مس کرمان:
 
شجاع خلیل زاده
 
ملوان:
 
محسن مسلمان
 
نفت تهران:
 
سوشا مکانی
 
لژیونرها:
 
جواد نکونام، علیرضا حقیقی، هادی عقیلی، پژمان نوری، محمدرضا خلعتبری، اشکان دژآگه.
 
والی زاده افزود: 27 بازیکن انتخابی باید پنجشنبه شب (27 بهمن) با دردست داشتن گذرنامه خود را به کادر فنی تیم ملی معرفی کنند.
 
تیم ملی فوتبال کشورمان صبح روز جمعه 28 بهمن عازم دوبی خواهد شد و تا 5 اسفند در این شهر اردو و یک دیدار تدارکاتی خواهد داشت. این دیدار روز چهارم اسفند ماه با تیم ملی اردن در ورزشگاه الوصل برگزار خواهد شد.
 
تیم ملی کشورمان شامگاه پنجم اسفند به ایران بازخواهد گشت و از بعدازظهر روز 6 اسفند تمرینات خود را در تهران ازسر خواهد گرفت تا خود را برای دیدار دهم اسفند برابر قطر آماده کند.

 
 
هنگامه قاضیانی بهترین بازیگر نقش زن جشنواره فیلم فجر
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳٩٠
 

«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد.

  «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم انتظار مرا نداشتید اما زمان باهوش‌تر از ما است. همه کاندیداهای این بخش زنان معتبری هستند، با احترام به همه آن‌ها اما این‌بار شاهد اسامی عجیبی بودیم.
شاید با این حرف دلم آرام گیرد، متشکرم از هیئت انتخاب و داوری که مرا دیدند و با ارایه جایزه مشوقی بودند برای راه سختی که در پیش دارم. از محمدعلی باشه‌آهنگر تشکر می‌کنم که بخشی از جنگ را که در 9 سالگی و پناهگاه‌ها تجربه کرده بودم، به من آموخت و شیخ‌طادی که با حرمت و احترام‌بخشی، جنگ را مستندوار از او یاد گرفتم و با احترام به شهدای وطنم از ابتدای تاریخ ایران زمین.
 
وی افزود: زندگی کردن به گدایی در این جهان به از بی احترامی به ارواح بزرگانی است که معلممان هستند.

 
 
لبخند سیاسی ( گفت و شنود کیهان )
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳٩٠
 

گفت: چند سایت وابسته به اپوزیسیون خطاب به اردشیر امیرارجمند مشاور فراری موسوی و رجبعلی مزروعی مشاور پناهنده خاتمی نوشته اند؛ «شما اگر مامور وزارت اطلاعات رژیم نیستید، چرا می خواهید هواداران داخلی جنبش سبز را دودستی تقدیم ماموران وزارت اطلاعات کنید»؟!
گفتم: چطور مگه؟! واسه چی؟! چی شده؟!
گفت: امیرارجمند و مزروعی به نمایندگی از سران فتنه، پیشنهاد کرده اند که مخالفان نظام روز 25 بهمن در چند پیاده رو دست به پیاده روی سکوت بزنند!
گفتم: مگر بقیه مردم در پیاده روها داد می زنند و راه می روند؟!
گفت: پیشنهاد کرده اند که مچ بند سبز همراه خود داشته باشند و چنانچه ماموران پلیس در اطراف نبودند از آن استفاده کنند.
گفتم: مگر ماموران پلیس و اطلاعات با لباس فرم می آیند که شناخته شوند؟!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: پسری با پدرش رفته بود دزدی، مامور پلیس دنبالشان کرد و داد زد گوساله وایستا! پسره ایستاد و به پدرش گفت؛ بابا جون! تو فرار کن! من شناسایی شدم!خنده
 


 
 
ابراز تاسف شریفی نیا از هیئت داوران جشنواره فیلم فجر
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳٩٠
 

برنا: محمدرضا شریفی نیا بازیگر فیلم تهران ۱۵۰۰ با گلایه از هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر اظهار داشت: خیلی برای هیئت انتخاب جشنواره متاسفم که این فیلم را به مسابقه بخش اصلی جشنواره دعوت نکردند!

وی در ادامه افزود: گاهی اوقات برای دعوت نکردن فیلمی که اولین کار بزرگ در زمینه ای محسوب می شود ، باید دلایل مهمی وجود داشته باشد.

من برای هیئت انتخاب این جشنواره واقعا متاسفم .گاهی اوقات باید دبیر جشنواره را برای چنین حرکت هایی عوض کرد، حتی مدیر سینمایی را هم عوض کرد!

به خاطر اینکه این آدمها جلوی پیشرفت سینما را می گیرند. این فیلم با تصویب وزارت ارشاد بوده است و کار بسیار فوق العاده وشاخصی است.

شریفی نیا همچنین بیان داشت: من بسیار عصبانی هستم که این فیلم در بخش مسابقه اصلی سینمای ایران نرفته است. هر چند در بخش مسابقه فیلم های اول و دوم ، هم به عنوان فیلمنامه هم از نظر دستاورد های هنری وکارگردانی کاندیدای بهترین جایزه شده است.

مسئولین ارشاد علیرغم پارتی بازی هایی که برای فیلم های خودشان که در فارابی ساخته شده است دارند، باید فیلم های خوبی چون تهران ۱۵۰۰ را در بخش اصلی جشنواره می بردند.

وی در ادامه افزود:نباید به دلیل اینکه بعضی از فیلم ها در فارابی ساخته شده حتما در بخش مسابقه گنجانده شود و فیلم های شایسته ای مانند تهران ۱۵۰۰ و بغض و ... خارج از بخش مسابقه باشند. فیلمی که ۲۵۰ نفر در آن کار کردند تا باعث پیشرفت سینمای ایران باشند.

این بازیگر سینمای ایران در پاسخ به سوال خبرنگار برنا مبنی بر اینکه امسال با وجود فیلم هایی که از شما به نمایش در آمد، متفاوت تر از سال های پیش ظاهر شدید گفت: من امسال حدود ۶ فیلم کار کرم که یکی از آنها خارج از سینمای ایران بود به نام «پریناز »ولی ۵ فیلم دیگر کاملا متفاوت بود.

«پیشونی سفید » که در ژانر کودک بود، که یک کار جدید برای سینمای کودک است. دیگری فیلم «قلاده های طلا» که فیلمی خوش ساخت با گرایش های سیاسی است که به نظرم بسیار جذاب است.یکی هم فیلم تهران ۱۵۰۰ که کار جدیدی در سینمای ایران است و «گیرنده» و «نفوذی» که خودتان دیدید که همه متفاوت بودند.

در پایان محمد رضا شریفی نیا با بیان اینکه شعار جشنواره اخلاق آگاهی امید است گفت: امیدوارم که مسئولین سینمای ایران اخلاق و آگاهی را حتما از جمله وظایف خود بدانند و امید را هم که دست خود ماست که به آن دست می یابیم.ِ


 
 
قلاده های طلا ، فیلم متفاوت و زیبای جشنواره فجر 90
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳٩٠
 

محمد سرشار:

دیدن «قلاده‌های طلا» آدابی دارد: باید اولش بروی و دست‌کم ده فیلم بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر را ببینی؛ بعد یک گوشه پیدا کنی و «خیابان‌های آرام» کمال تبریزی را روی دور تند نگاه کنی؛ آخرش که خوب گرم شدی، بنشینی و «گزارش یک جشن» ابراهیم حاتمی‌کیا را تماشا کنی. اگر خوب حرص خورده‌ای و لجت درآمده، دیگر وقت دیدن «قلاده‌های طلا»ست.

«قلاده‌های طلا» قله سینمای ایران در سال 1390 است: یک تابلوی مینیاتوری جهان‌نگر درباره هشت ماه دفاع از جمهوریت نظام اسلامی؛ یک نخ تسبیح برای ذهن‌هایی که نتوانسته‌اند تکه‌های وقایع نفس‌گیر فتنه 1388 را به هم وصل کنند و یک دروازه امید برای دل‌زدگان از افسردگی سینمای ایران.

ابوالقاسم طالبی در «قلاده‌های طلا» توانسته با کشف ضرباهنگ درخور سینما، ماجراهای بسیاری را به نمایش بگذارد و حرف‌های زیادی بزند: جاسوسی خبره، زخم‌خوردگانی در کمین، اشراری سرکش و خیانت‌کاری در لابه‌لای مردمی فریب‌خورده به جنگ جمهوریت آمده‌اند تا شکست خود در صندوق‌های رأی را در کف خیابان جبران کنند.

تصویرسازی استادانه طالبی از این کشمکش جبهه باطل با جبهه حق، «قلاده‌های طلا» را به اثری پرکشش، جذاب و پرمخاطب بدل کرده است. جذابیتی که «تلفن همراه رییس جمهور» علی عطشانی و «در انتظار معجزه» رسول صدرعاملی؛ آن را در رؤیاهای شبانه‌شان آرزو می‌کنند.

ابوالقاسم طالبی با بازی گرفتن از صدها بازیگر در صحنه‌های اردوکشی خیابانی، نشان داده که به خوبی از پس این آزمون دشوار کارگردانان برمی‌آید. آزمونی که البته کمال تبریزی و ابراهیم حاتمی‌کیا در آن مردود شده‌اند.

از سوی دیگر، نمایش دیدنی تعقیب و گریز جاسوسان بیگانه با مأموران وزارت اطلاعات، صحنه‌های دیدنی را خلق کرده‌ است. و باید در سالن سینما نشسته باشی تا صدای آزاد شدن نفس‌های حبس‌شده را بشنوی.

طالبی با پذیرش خطری محتمل، به مساله نفوذ بیگانگان درسیستم امنیتی پرداخته و حتی برای دشوارتر کردن آن، در میان مدیران رده‌ بالای چشم امین نظام به دنبال این جاسوس گشته اما سیاوش‌وار، از این آتش خودافروخته بیرون آمده. آنگونه که نه تنها با دیدن قلاده‌های طلا از اعتماد بیننده به وزارت اطلاعات کاسته نمی‌شود بلکه با نمایش چشمان همیشه بیدار وزارت و اتاق فرماندهی عملیات و اشراف امنیتی آن، ابهتی دو چندان به سربازان گمنام امام زمان (عج) بخشیده می‌شود و اطمینانی در عمق ضمیر ناخودآگاه مخاطب خود ایجاد می‌شود که وزارت اطلاعات یک سازمان مرده پاستوریزه نیست بلکه سازمانی زنده و هوشمند است که حتی در شرایط خطرناکی چون خیانت، هوشیارانه عمل می‌کند و در گامی رو به جلو، این تهدید فلج‌کننده را به فرصتی آینده‌ساز تبدیل می‌کند.

اینجاست که بیننده فیلم، تازه به یکی از زمینه‌های موفقیت‌های وزارت اطلاعات پی می‌برد. سازمانی که در اثر ضربه دشمن، نه تنها فلج نمی‌شود بلکه همین ضربه را به فرصتی برای کشف شبکه‌های جاسوسی او در منطقه تبدیل می‌کند.

ابوالقاسم طالبی در «قلاده‌های طلا» نه جانب محمود احمدی‌نژاد را می‌گیرد و نه حتی کوچک‌ترین سرزنشی را نثار میرحسین موسوی و کروبی می‌کند. او ابایی از نمایش ستادهای انتخاباتی اینان و تبلیغات هواداران‌شان ندارد. در عوض، نگاه فراملی او به فتنه 88 آن‌چنان است که رضایت هواداران پیشین میرحسین موسوی و اندک طرفداران مهدی کروبی را به خاطر این عدم جانب‌داری تامین می‌کند و تنها دستگاه‌های جاسوسی بیگانه و عوامل رسانه‌ای آنها را به معترضان بالقوه فیلم خود تبدیل می‌سازد.

طالبی با این چینش هوشمندانه، زمین بازی‌ خود را به پس از ساخت فیلم نیز گسترش می‌دهد و دامی را برای وابستگان به دستگاه‌های جاسوسی بیگانه پهن می‌کند تا به محض اعتراض به درون‌مایه فیلم، قلاده وابستگی‌شان، رسواگر این خودفروشی شود. بنابرین باید منتظر ماند و دید اولین صداهای اعتراض به محتوای «قلاده‌های طلا»، از سوی چه جریان‌ها و از طریق چه رسانه‌هایی بلند می‌شود.

ابوالقاسم طالبی در «قلاده‌های طلا» به خوبی نتایج بی‌تدبیری نخبگان سیاسی در کشاندن طرفداران خود به خیابان‌ها را به تصویر می‌کشد و تصریح می‌کند که اکثریت طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از دل‌بستگان به نظام هستند. او علت حضور پرشمار آنان در راهپیمایی اعتراضی 25 خرداد 88 را بیان می‌کند و از سوی دیگر نشان می‌دهد که این عدم پایبندی به قوانین، چگونه عملکرد دستگاه امنیتی را با اختلال مواجه می‌سازد و فرصت را برای سوء‌استفاده آشوبگران مهیا می‌کند.

او حتی آشکارا چگونگی مرگ شهدا و کشته‌های وقایع پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری را نمایش می‌دهد و در گامی جسورانه به ترور ناجوان‌مردانه ندا آقاسلطان اشاره می‌کند.

هنرمندی طالبی در روایت این‌همه ماجرا در بستری از درام و استفاده درست از ستاره‌های سینما، نقطه اوجی را ایجاد می‌کند که تماشاگر فیلم را، به تشویق او وامی‌دارد. آن‌چنان که دو بار، به‌پا می‌ایستد و برای او، به آفرین، دست می‌زند.

ابوالقاسم طالبی در «قلاده‌های طلا»، کارگردانی جدید را به اهالی سینما معرفی می‌کند. کارگردانی که بر خلاف بسیاری از هم‌صنفان خود، سیاست را بصیرانه می‌شناسد و هنرمندانه و عمارگونه روایت می‌کند.

بنابرین می‌توان گفت جذابیت‌های هنری فیلم در کنار کشش موضوعی آن، فروشی تاریخی و رکورد شکن را برای «قلاده‌های طلا» قابل پیش‌بینی می‌سازد. استقبالی که به جامعه سینمایی خواهد گفت می‌توان بدون ابتذال، هم به فروش در گیشه نظر داشت و هم، بر بصیرت مردم افزود.

از سوی دیگر، نمایش «قلاده‌های طلا» در سینماهای کشور نه تنها خانواده‌های قهرکرده به سینما را به سوی آن خواهد کشید بلکه، با تکمیل تحلیلهای وقایع پس از انتخابات، به مخاطب بصیرتی را هدیه خواهد کرد تا در صورت بروز فتنه‌های بزرگتر با منشأ یا کمک خارجی، هوشیارانه‌تر عمل کند.

***

عنوان این نوشته، عنوانی تکراری است. ده سال پیش، پس از ساخت فیلم «نغمه»، نقدی بر آن نوشتم و دو بیست به طالبی دادم: یکی برای شهامتش در «آقای رییس جمهور» و دیگری برای جهش فیلم‌سازی‌اش در «نغمه».

و حالا، در این روزهای پر شور، شکرگزار خداوند قادرم که پس از یک دهه، «ابوالقاسم طالبی» جدیدی را می‌بینم. سیمرغی پرکشیده از دل آتش فتنه 88، با شهامت و هنرمندی‌ای اوج گرفته.


 
 
اسامی ۳۰ نامزد جبهه متحد اصولگرایان در تهران رسماً اعلام شد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳٩٠
 

بذرپاش، انصاریان، ابراهیمی و فرمانی به لیست افزوده شدند

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان، دکتر علی اکبر ولایتی سخنگوی شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان، امروز (سه‌شنبه ۱۸ بهمن) در پایان جلسه این شورا اعلام کرد: پس از مشورت‌های گوناگون با صاحب‌نظران و استفاده از نظرسنجی‌ها و بررسی سوابق کاندیداها، شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان فهرست زیر را که شامل ۳۰نفر از شخصیت‌های داوطلب برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر می‌باشد مورد تأیید قرار داد.

۱- حجة‌الاسلام والمسلمین محمدحسن ابوترابی‌فرد

۲- دکتر غلامعلی حدادعادل

۳- حجة‌الاسلام والمسلمین دکتر غلامرضا مصباحی مقدم

۴- دکتر احمد توکلی

۵- حجة‌الاسلام والمسلمین دکتر محسن کازرونی

۶- مهندس محمدرضا باهنر

۷- محمدنبی حبیبی

۸- دکتر علیرضا زاکانی

۹- دکتر سیدعلیرضا مرندی

۱۰- حسین فدایی آشتیانی

۱۱- دکتر الیاس نادران

۱۲- مهندس مهرداد بذرپاش

۱۳- اسماعیل کوثری

۱۴- دکتر حسین مظفر

۱۵- حجة‌الاسلام والمسلمین حسین ابراهیمی

۱۶- دکتر سیدمسعود میرکاظمی

۱۷- دکتر اسداله بادامچیان

۱۸- خانم دکتر زهره طیب‌زاده

۱۹- خانم دکتر الهام امین‌زاده

۲۰- خانم دکتر زهره الهیان

۲۱- خانم دکتر لاله افتخاری

۲۲- خانم فاطمه رهبر

۲۳- پرویز سروری

۲۴- دکتر مجتبی رحماندوست

۲۵- ابراهیم انصاریان

۲۶- محمود فرشیدی

۲۷- علی اصغرخانی

۲۸- محمدنبی رودکی

۲۹- حجة‌الاسلام والمسلمین دکتر سیدمجتبی میردامادی

۳۰- حمید فرمانی


 
 
خاطره لات‌بازی‌های مسعود ده‌نمکی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳٩٠
 

مسعود ده‌نمکی در وبلاگ خود نوشت:

 
وقتی خنده های جمع تموم شد به اون دونفر گفتم:
 
 کفشهاتون رو در بیارید.
 
باورشون نمی شد بخوام جلوی این همه نیرو تنبیه شون کنم. زیر لبی یکیشون گفت :
 
بی خیال شو برادر .تو که می دونی ما از این برنامه ها نداریم.اگه می خوان بیرونمون  کنن خیالی نیست اما کفش مفش در نمی آریم.
 
خودم کفش هام رو در آوورد و پام رو گذاشتم رو آسفات داغ دو کوهه . تا مغز سرم تیر کشید. می گن تو جنوب اگه تخم مرغ رو کاپت ماشین بشکنی اونم تابستون دو دقیقه بعد نیمرو میشه. راست هم می گن بد ترین تنبیه این بوئد که به کسی بگی پابرهنه رو آسفالت راه بره و یا سینه خیز بره. کفش هام رو که در آوردم شوکه شدند و گفتن :
 
تو خودت واسه چی کفشات رو در آوردی ؟
 
گفتم :تا من باشم به لات جماعت اطمینان نکنم و گول مرام معرفت بازیشون رو نخورم .به خاطر اونا جلو فرماندهام و هم سنگرام وایستم آخرش هم اینطوری جواب مرام گذاشتن رو بدن.
 
شروع کردم به دویدن دور زمین صبحگاه دوکوهه. تو همون دور اول پام تاول زد. مسئول گروهان ما هم که از خداش بود منو بچزونه وقتی دید من جلو یه گردان نیرو دارم خودمو تنبیه می کنم لبخند رضایتی زد و رفت پیش مسئول گردان تا برامون آش بپزه . همه بچه های اخراجی و معراجی داشتن ما رو نگاه می کردند.اون دو تا وقتی این صحنه رو دیدن یه جورایی به رگ غیرتشون برخورد کفشاشون رو در نیاوردند اما اونها هم دنبال من شروع کردند به دویدن .بعد از یکی دو دور دویدن گفتن:
 
 بابا بی خیال شو ما رو ببر یه سمت دیگه مثلا ما گنده لات این جماعتیم جلو رفقا خوبیت نداره.
 
دیدم شاید نمی خوان غرورشون بشکنه دویم سمت جاده تخریب به سمت اردوگاه تخریب.....

 
 
سفر به منطقه ممنوعه همراه با جوانان پرشور کشورهای اسلامی
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳٩٠
 

یکی از برنامه های جوانان مسلمان که در این همایش شرکت کرده بودند، بازدید از توانمندی های جمهوری اسلامی در زمینه های مختلف است. از این روز تعدادی جوانان مسلمان لیبیایی شرکت کننده در همایش با حضور در نمایشگاه تجهیزات دفاعی ایران اسلامی از نزدیک با دستاوردهای خودباوری و آزادگی کشورمان آشنا شدند.

در ادامه حاشیه هایی از این بازدید را می‌خوانید:

ساعت حدود ۱۶:۳۰ است که به محل برگزاری نمایشگاه تجهیزات نظامی دفاعی جمهوری اسلامی ایران می رسیم اما اجازه ورود نمی دهند. از قرار معلوم، هنوز بازدید گروه قبلی تمام نشده است. حدود یک ربع در اتوبوس معطل می شویم و در نهایت قرار می شود که در محوطه باز منتظر بمانیم. عده ای که نماز عصرشان را نخوانده اند، در اتاقکی مشغول نماز می شوند و بقیه هم در همان محوطه باز، عکس یادگاری می گیرند و البته، ساعت های بی سیگار بودن را جبران می کنند. چند نفر هم از ما می خواهند که با هم عکس یادگاری بگیریم. یکی از جوانان، بعد از عکس گرفتن می گوید: «نورین» و ما هم که فکر می کنیم در حال تشکر است، می گوییم: «شکرا» اما آن جوان از مترجم می خواهد که به ما توضیح دهد «نورین» نام ستاره پرنور هنگام صبح است و او خواسته ما را به آن تشبیه کند.

***

حدود یک ساعت می گذرد و بالاخره نوبت بازدید به گروه ما می رسد. در ابتدای ورود، یک سرباز به همه میهمانان احترام نظامی می گذارد و جوانان که با ورود به نمایشگاه، با حجم عظیمی از تجهیزات نظامی روبه رو شده اند، به وجد می آیند. به خصوص که اکثر اعضای این گروه را جوانان لیبیایی تشکیل می دهند که انقلابشان بیشتر از بقیه کشورها رنگ و بوی نظامی داشته و خیلی هایشان تجربه سلاح به دست گرفتن دارند.

مدیر نمایشگاه از میهمانان می خواهد که برای شنیدن توضیحات در یک محل جمع شوند و به عنوان اولین کار، از تاخیر پیش آمده عذرخواهی می کند. اما همه میهمانان به راحتی با این تاخیر کنار آمده اند، چراکه متوجه جذابیت نمایشگاه شده اند.

***

مدیر نمایشگاه از وابستگی کامل ایران به تجهیزات نظامی آمریکایی در پیش از انقلاب اسلامی می گوید و این که در آن زمان بهترین تجهیزات دنیا را داشتیم، اما بعد از انقلاب تحریم شدیم و حتی ساده ترین تجهیزات را به ما ندادند و حتی از تجهیزات قبلی هم حمایت نکردند. در آخر هم می گوید همین کارشان باعث شد ما خودکفا شویم و امروز بهترین تجهیزات نظامی را هم خودمان بسازیم. مترجم قبل از این که حرف های مدیر را ترجمه کند، ناخودآگاه می گوید: «الحمدلله» اما بعد از ترجمه، خنده روی لبهای میهمانان می نشیند و صدای «الحمدلله» گفتن جمع بلند می شود.

***

جمع کردن جوانانی که با دیدن سلاح های پیشرفته توی نمایشگاه، یاد ایام انقلابشان افتاده اند، کار ساده ای نیست. هر کس محو تماشای یکی از تجهیزات شده. بیشترشان اطراف موشک هایی جمع شده اند که در اندازه واقعی در نمایشگاه قرار دارد. مدیر نمایشگاه که این شور و اشتیاق را می بیند، از مترجم می خواهد که به میهمانان خبر دهد سی دی عکس تمام این سلاح ها در پایان نمایشگاه به آنها داده خواهد شد. این بار هم مترجم ناخودآگاه می گوید: «الحمدلله» و به مدیر نمایشگاه توضیح می دهد: «خدا را شکر. همه شان گیر داده بودند که از تجهیزات عکس بگیرند.»

ترجمه مترجم که تمام می شود، همهمه ای توی جمعیت می پیچد که تشخیص کلمه «شکرا» توی آن زیاد مشکل نیست.

***

مدیر نمایشگاه که در حال توضیح بخش تجهیزات الکترونیکی است، ماجرای نشاندن پهباد آمریکایی را یادآوری می کند که به کمک همین تجهیزات انجام شده بود. کمی طول می کشد تا شرکت کنندگان متوجه اصل ماجرا شوند، اما وقتی متوجه می شوند که منظور چه نوع هواپیمای جاسوسی بوده، باز هم صدایشان بلند می شود، اما این بار به «تکبیر».

***

به بخش موشک ها که می رسیم، انگار نگاه ها دقیق تر می شود. یک نفر کلمه ای به عربی می گوید و وقتی می فهمد ایرانی ها متوجه منظورش نشده اند، به انگلیسی می گوید: «very good». یکی هم به عربی سوال می کند: «برد این موشک ها شانسی انقدر شده یا طراحی کرده اید؟» و پاسخ می شنود که ما دقیقا بر اساس سفارش، موشک ها را طراحی می کنیم.

***

مدیر نمایشگاه، موشک «شهاب۳» را نشان می دهد و از برد ۱۳۵۰کیلومتری آن می گوید. حتی اگر عربی هم بلد نباشی، معنای همهمه میان حضار را از تکرار کلمه «اسرائیل» می توان فهمید. در نهایت یکی حرف آخر را می زند: «اینها اسرائیل را به لرزه در می آورد.» بقیه هم با تکبیرهای بلند تاییدش می کنند. تکبیرهایی که اسرائیل را به لرزه درمی آورد.

***

در قسمت بعدی، چند ضدهوایی قرار دارد. قبل از این که مدیر نمایشگاه چیزی بگوید، مترجم به عربی می گوید: «این را دیگر همه مان می شناسیم.» و جوانان لییایی با خنده بلندشان، تاییدش می کنند. وقتی مدیر نمایشگاه معنی حرف هایشان را می فهمد، حرفهایش را خلاصه می کند و می گوید: «پس من فقط بگویم که اینها را خودمان در ایران می سازیم.»

***

هرچه جلوتر می رویم، تکنولوژی های جدیدتری خودنمایی می کند. بالاخره یکی از جوانان طاقت نمی آورد و می پرسد: «اینها را صادر هم می کنید؟» مدیر نمایشگاه جواب می دهد: «بله» و وقتی همه گوش ها تیز می شود ادامه می دهد: «آنچه ما داریم برای کشورهای دوست و اسلامی است.» برای چندمین بار صدای تکبیر گفتن بلند می شود. یک نفر می پرسد قیمت آنها چند است و جواب می شنود: «ارزان. چون همه چیزش ساخت خودمان است.»

***

جوانها منتظر توضیح نمی مانند. هرکدام در گوشه ای از نمایشگاه محو تماشای یکی از تجهیزات ساخت ایران اسلامی شده اند. بعضی ها هم که دانشی در زمینه های مهندسی دارند، سعی می کنند توضیحاتی درباره مسائل فنی این تجهیزات بدهند. احتمالا خبر ندارند که اینجا یک محل نظامی است و هرکسی را به راحتی به آن راه نمی دهند.

***

دوسوم نمایشگاه تمام شده که نوبت به پذیرایی می رسد. برای ایرانی ها همه چیز عادی است، اما برای آنها نه. آنها خوشحالند که هم کیک و هم شربتی که می خورند، تولید ایران است. بر خلاف کوکاکولاهایی که در ناهار و شام به آنها داده می شود.

***

قسمت توپ ها را کسی نگاه نمی کند. می گویند خودمان از اینها داریم. اما به قسمت گلوله و نارنجک که می رسند، انگار برای هرکس خاطره ای زنده می شود. هرکدام یکی از آنها را به دیگری نشان می دهد و چیزی می گوید. تانک های مدل روسی ساخت ایران را که می بینند، یکی با افسوس به مدیر نمایشگاه می گوید: «ما از اینها داشتیم، اما در استفاده آن دچار مشکل شده بودیم. کسی نبود آموزش مان بدهد.» ظاهرا خوب متوجه اهمیت خودکفایی ایران شده اند.

***

حسن ختام برنامه، دستگاهی مکعب شکل است که وقتی مدیر نمایشگاه مشخصات آن را توضیح می دهد، مترجم ابتکار می زند و می گوید: «اجازه بدهید از خودشان بپرسیم که می دانند این دستگاه چیست یا نه؟» هر کس چیزی می گوید. یکی می گوید بی سیم. یکی می گوید تقویت کننده. بالاخره حدس یک نفر درست از آب در می آید: «ماهواره» و مدیر نمایشگاه توضیح می دهد که این اولین ماهواره ایران است که به فضا پرتاب شده. آن هم با موشک ماهواره بر ایرانی. دومی و سومی هم به زودی پرتاب می شود و الان ایران جزء معدود کشورهایی است که این تکنولوژی را دارند. صدای الحمدلله و سبحان الله توی جمع می پیچد. مدیر نمایشگاه حرفش را این طور تکمیل می کند: «ما در همان پرتاب اول موفق شدیم این موشک را به فضا بفرستیم. در حالی که بعضی کشورها تا ۳۰ بار در پرتاب آن دچار خطا شده اند.» یک نفر به عربی می گوید: «چون اسلامی بود.» بقیه هم کار قبلی شان را تکرار می کنند: «تکبیر».

***

نمایشگاه به پایان می رسد و مدیر نمایشگاه مجدد از معطلی اول نمایشگاه و طولانی شدن زمان بازدید عذرخواهی می کند. میهمان ها که دیگر حالا خودشان هم متوجه شده اند چرا بازدید قبلی این قدر طولانی شده، مرتب تشکر می کنند. وقتی هم می شنوند که این نمایشگاه فقط مخصوص مسوولان رده اول کشورهای مختلف است و کس دیگری اجازه ورود به آن را ندارد، ناخودآگاه شروع می کنند به کف زدن.

***

موقع خداحافظی رسیده. اما انگار بعضی ها دلشان نمی آید از این نمایشگاه بروند. یکی می پرسد آیا این نمایشگاه «دفتر یادبود» دارد و وقتی می فهمد ندارد، علامت فلزی پرچم کشورش را به مدیرنمایشگاه هدیه می دهد. یکی می گوید امیدواریم لیبی هم به اینجا برسد. دیگری می گوید اینجا کشور دوم ماست. یکی می گوید ما «قذافی» را بیرون کردیم، همانطور که شما «شاه» را بیرون کردید. آن یکی می گوید هروقت خواستید با اسرائیل بجنگید، به ما هم بگویید. دیگری حرفش را تکمیل می کند که برای درگیری با هر کشور غیر اسلامی آماده ایم. و یکی هم آخرین حرف را می زند: «تا وقتی متحدیم، پیروزیم.» آخرین حرفی که با آخرین تکبیرهای جمع همراه می شود.


 
 
نیویورک تایمز: ایران تسلیم نمی‌شود
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩٠
 
روزنامه نیویورک تایمز از اوباما خواست به جای اینکه جملات فریبنده ادا کند به اقدام عملی برای جلب اعتماد جمهوری اسلامی بپردازد.
 
این روزنامه با بیان اینکه رهبر ایران با جملات زیبا قانع نمی شود، نوشت: آمریکا برای خروج از بن بست درازمدت مقابل ایران باید بداند که این کشور هرگز تسلیم آمریکا نمی شود.
توماس پیکرینگ (معاون سابق وزارت خارجه) و ویلیام لورس (دیپلمات سابق) در این تحلیل تصریح کرده اند: ایران توقع دارد انقلاب این کشور و نقش درخور شأن آن در منطقه به رسمیت شناخته شود، نیروهای نظامی آمریکا از منطقه خارج شوند و فناوری هسته ای این کشور پذیرفته شود. آمریکا باید به انقلاب ایران احترام بگذارد و در مقابل از ایران بخواهد به همکاری در زمینه عراق و افغانستان بپردازد. همچنین می توان فناوری هسته ای ایران را به موازات نظارت مداوم آژانس بین المللی انرژی اتمی، پذیرفت. البته ایران انتظار دارد آمریکا معیارهای دوگانه از جمله در حوزه هسته ای و فعالیت های اتمی اسرائیل را کنار بگذارد.
 

 
نیویورک تایمز خواستار بازسازی سیاست نیکسون در قبال چین شده اما می نویسد: در آن زمان مائو برای پذیرش سلطه آمریکا
در برخی حوزه ها آماده بود اما رهبری ایران از 33 سال پیش تا به امروز دست رد بر هرگونه اداره تک قطبی جهان توسط آمریکا زده است. حافظه تاریخی ایرانی ها نقش مخرب آمریکا را در تاریخ سیاسی این کشور از یاد نمی برد؛ آمریکا در سقوط دولت ملی مصدق در 1953 و حمایت از رژیم پهلوی نقش آفرینی کرد، از حمله صدام به ایران در دهه 80 حمایت کرد و در تمام این سالها تلاش کرد ایران را منزوی کند. رهبری ایران مردی نیست که با حرف متقاعد شود، او را باید با عمل متقاعد کرد. در قبال ایران آمریکا باید قدم های روسیه را بردارد.

 
 
مواضع کوبنده امام خامنه ای و استراگیجی اسرائیل و آمریکا
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩٠
 

در میان سکوت معنی دار بسیاری از رسانه های خبری امریکا، سایت www.msn.com  سخنان کوبنده رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز جمعه را با پخش ویدئویی پوشش داد. در این ویدئو سعی شده با بحرانی نشان دادن روابط، ایران را از حمله نظامی اسرائیل بترسانند. در این فیلم بارها و بارها می شنویم که: اسرائیل بیشتر از این صبر نخواهد کرد.

نکته قابل توجه در این ویدئو این است که گزارشگر و تحلیلگر خبری، ریچارد انگِل، مجبور می شود به عدم توافق بین اسرائیل و ایالات متحده درخصوص شروع جنگ با ایران اعتراف کند. در گوشه ای از این گزارش تصویری آمده است" اسرائیل با ارسال یک پیام عمومی برای متحد خود، واشنگتن، متوجه شده است که کنترل این ماجرا توسط هر دو طرف بسیار دشوار است. ایالات متحده معتقد است باید صبر کرد و اجازه داد تحریم ها مسیر خود را طی کنند. [اما] اسرائیل گفته است صبر خواهد کرد اما نه برای همیشه!" این عجله برای حمله به ایران حتی با وجود عدم رضایت تنها متحد اسرائیل در این زمینه، نشان از سردرگمی هر چه بیشتر این رژیم دارد. گوشه هایی از متن پیاده شده این گزارش در ادامه آمده است.

رهبر ایران، آیت الله علی خامنه ای، گفت کشورش، اسرائیل را مانند یک غده سرطانی از بین خواهد برد. او همچنین افزود ایالات متحده باید هزینه حمله به ایران را بپردازد. ریچارد انگل، گزارشگر ان بی اس گزارش می دهد:

ایران به ایالات متحده و اسرائیل هشدار داد

وزیر دفاع امریکا امروز یک هشدار جدی به ایران داد: سلاح هسته ای نسازید!

پانِتا گفت اگر ایران این کار را بکند، ایالات متحده پاسخ محکمی به او خواهد داد. این گزارش در حالی ارسال می شود که پانِتا معتقد است حمله اسرائیل به تأسیسات هسته ای ایران قریب الوقوع است و طی ماه های آینده اتفاق خواهد افتاد. این ها همه به ترس از غیر قابل کنترل شدن شرایط افزوده است. گزارش ریچارد انجل از تلاویو را در ادامه مشاهده می کنید:

* گزارشگر: امروز از سوی ایران یک هشدار غیر قابل تردید دریافت کردیم. رهبر ایران گفت که کشورش، اسرائیل را مانند یک غده سرطانی از بین خواهد برد. و ایالات متحده هزینه هر حمله به ایران را ده برابر بیشتر خواهد پرداخت. این بیانات، پاسخ ایران به فریادهای فزاینده مقامات اسرائیل است که می گویند برنامه هسته ای ایران باید متوقف شود؛ در غیر این صورت اسرائیل به ایران حمله خواهد کرد.

* ما مصمم هستیم ایران را از هسته ای شدن باز بداریم.

* گزارشگر: این ممکن است فقط یک تهدید توخالی باشد اما آقای پانِتا اینطور تصور نمی کند؛ او اظهار داشت حمله اسرائیل بسیار محتمل است. [اما] اسرائیل با ارسال یک پیام عمومی برای متحد خود، واشنگتن، متوجه شده است که کنترل این ماجرا توسط هر دو طرف بسیار دشوار است. ایالات متحده معتقد است باید صبر کرد و اجازه داد تحریم ها مسیر خود را طی کنند. اسرائیل گفته است صبر خواهد کرد اما نه برای همیشه! اسرائیل همچنین مدعی است که می تواند آن دسته از تأسیسات هسته ای ایران که تحت کنترل و تدابیر حفاظتی شدید اند را نیز مورد حمله قرار دهد.

* من مطمئنم که می توان در وزن و اعتبار پروژه هسته ای ایران -با تمام حفاظت ها و تمام تدابیر دفاعی که توسط انسان ها انجام گرفته اند- توسط انسان ها خدشه وارد و به آنها نفوذ کرد.

* گزارشگر: اما عجله برای چیست؟ اسرائیل تخمین زده است که ایران می تواند طی یک سال به سلاح هسته ای دست پیدا کند. اسرائیل معتقد است با گذشت هر ماه، ایران به پیشرفت های بیشتری دست پیدا می کند، مستحکم تر می شود، و می تواند به شتابی غیر قابل برگشت دست یابد: یعنی سرعتی که حتی حمله هوایی اسرائیل نیز نتواند آن را کند یا متوقف سازد! اسرائیل می گوید نمی تواند صبر کند تا آن شرایط واقع شود، اما هزینه این حمله، فرود آمدن موشک های ایران در تلآویو است.

* گزارشگر: پس هر آپارتمان اسرائیلی که در بیست سال گذشته ساخته شده است باید به یک پناهگاه بمب مجهز باشد. هر اسرائیلی باید یک ماسک ضدگاز داشته باشد. البته این آماده شدن به این معنی نیست که حمله به ایران ایده ی خوبی است.

* این در صورتی است که موشک ها اسرائیل، و نه ایالات متحده را نشانه بگیرند.

* واشنگتن تقاضای شکیبایی بیشتری را از اسرائیل دارد. [اما] اسرائیل می گوید وقت چندانی موجود نیست. ایران می گوید حتی تصور حمله نظامی را نداشته باشید. او امروز تکنولوژی موشکی خود را به رخ ما می کشد و ماهواره هایش را یکی پس از دیگری در مدار قرار می دهد. ایران اصرار دارد که برنامه هسته ای اش صلح آمیز است و هیچ برنامه ای برای ساخت سلاح هسته ای ندارد و انگشت اتهام خود را دائماً به سمت اسرائیل نشانه رفته که دارای سلاح هسته ای است.

 ریچارد انگل از تلآویو

 
 
شهید بهشتی: آیت‌الله خامنه‌ای ذخیره خداوند برای انقلاب است
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
 

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در خاطره‌ای به نقل از حجت‌الاسلام سیدمحسن موسوی‌فرد نوشته است:

در مدرسه شهید مطهری، بنی صدر را دعوت کرده بودند تا کارهای آینده و سیاست هایش را توضیح دهد من بلند شدم و گفتم : آقای بنی صدر شما در یک کلمه به سوال من جواب بدهید تا همه خاطرشان جمع شود و همین جا به حضرت عالی رای بدهیم.

بنی صدر گفت ((سوالتان چیست))؟

گفتم : می خواهم بدانم نظر شما نسبت به ولایت وفقیه چیست؟

بنی صدر در جواب گفت :شما بچه ها در اجرای فرامین امام تند و افراطی هستید ولایت فقیه نباید جای استبداد را بگیرد انفلاب ما برای نابود کردن استبداد و خود کامگی بود در حالی که به نظر من ، ولایت فقیه شاخه ای از استبداد است.

با سخنان بنی صدر جلسه متشنج شد و یکی از حاضرین احتمالا آقای ناطق بلند شد و گفت : این چه خرافاتی است که می گویی؟ و در حالی که داشت جلسه رو ترک می کرد، گفت : ((اینجا نشستن حرام است)) به دنبال او همه بلند شدند و رفتند و جلسه به هم خورد.

آقای خسرو شاهی و آقای توسلی از دست من بسیار ناراحت شدند و گفتند (( تو باعث شدی که سخنرانی آقای بنی صدر به هم بخورد این همه سوال بود تو چرا این سوال را مطرح کردی))؟ گفتم : برای اینکه مشکل اصلی ما همین مسئله است این مسئله باید روشن شود و جا بیفتد این عمامه و لباس روحانیت هم که شما پوشیده اید برای حمایت از ولایت است نه چیز دیگر

این اختلاف بین ما ادامه داشت بر سر همین مسئله ، ما قبل از برکناری بنی صدر جلساتی را برای براندازی وی داشتیم. جلسات شاخه ی روحانیت مبارز حزب (شاخه ای که ما تشکیل داده بودیم) به طور سیار هربار در منزل یکی از اعضا برگزار می شد منزل دکتر بهشتی، دکتر روحانی،آقای ناطق ، آقای باهنر و بنده بعد از برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری ، دکتر بهشتی اعضای هر دو شاخه ی مجمع روحانیت حزب را به باغی به نام باغ سبز در کرج دعوت کردند تا آنها را به هم نزدیک کنند و میانه ی آنها را به هم نزدیک کنند و میانه ی آنها را التیام ببخشند در همان جلسه درباره ی رئیس جمهوری بعدی هم صحبت شد. نظریات روی حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان مناسب ترین چهره برای ریاست جمهوری بود.

شهید مظلوم دکتر بهشتی فرمودند چهره ای مانند شخصیت آیت الله خامنه ای خداوند ذخیره کرده برای رهبری این انقلاب ، لذا اجازه بدهید محمد علی رجائی به عنوان رئیس جمهوری مطرح شود زیرا امتحان خود را داده است و همه قبول کرده اند کخ محمد علی رجائی به عنوان رئیس جمهور مکتبی و انقلابی ملت شریف ایران مطرح شود 


 
 
ایران می‌تواند اقتصاد اروپا را قفل کند
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
 

روزنامه اقتصادی "داگنزنیهتر" چاپ استکهلم، تحت عنوان "ایران می تواند اقتصاد اروپا را قفل کند" نوشته است که تحریم اتحادیه اروپا علیه صادرات نفت ایران می تواند بهای نفت را افزایش داده و به رکورد جدیدی برساند و در بدترین شرایط اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، اقتصادی اروپا عملاً در وضعیتی دهشتناک قرار می گیرد که همزمان با افزایش بهای نفت رشد اقتصادی متوقف خواهدشد.

 کارشناس اقتصاد نفتی بانک "سوئد بانک" با اشاره به طرح تصمیم ایران به متوقف کردن صادرات نفت و تهدید به بستن تنگه هرمز می گوید: با چشم انداز مبهمی که در اقتصاد کنونی اروپا وجود دارد، هر کدام از این اقدامات وضعیت را از آن چه هست ـ برای اروپا ـ وخیم تر خواهد ساخت.

کارشناس اقتصاد نفتی بانک (نیمه دولتی) " نوردآ " نیز در همین رابطه می گوید: 40 درصد از نفت جهان از تنگه هرمز می گذرد و در صورت تحقق این تهدیدات، بهای نفت به بشکه ای 200 دلار خواهد رسید. ما پیش از وضعیت جدید، پیش بینی می کردیم که بهای نفت به بشکه ای 109 دلار کاهش یابد، اما وضع جدید چشم اندازی کاملاً متفاوت پدید آورده است. آن چه که می تواند مانع افزایش بهای نفت شود.

وی ادامه می‌دهد: «اقدام عربستان برای جبران نفت ایران است، اما غلظت سولفور نفت عربستان بیش از نفت ایران است واز نظر فنی، تصفیه آن سخت‌تر و هزینه آن نیز بالاتر است. علاوه بر این، تطبیق نفت عربستان (به جای نفت ایران در پالایشگاه ها)، برای اقتصاد کشورهای یونان، ایتالیا و اسپانیا که پیشاپیش با بحران اقتصادی دست به گریبان هستند، و وارد کننده نفت ایران هستند، ضربه ای سنگین محسوب می شود.

سئوال جدی آن است که تاثیر سیاسی تحریم نفتی ایران واقعا چیست؟ ژاپن و کره جنوبی علامت داده اند که مایل به کاهش واردات نفت از ایران هستند، اما کشورهای چین و هند مایل به همراهی با اروپا در قطار تحریم ایران نیستند و ایران به راحتی می تواند بر میزان صادرات نفت خود به این  کشورها که دارای رشد اقتصادی هستند، بیافزاید. به این ترتیب ایران از درآمد نفتی محروم نخواهد شد و تحریم نفتی از جانب اروپا را جبران خواهد کرد و عملاً پروژه وادار کردن ایران به حضور در پای میز مذاکره را مشکل تر خواهد کرد.»


 
 
نکات مهمی درباره نتایج قرعه کشی های حج عمره سال 1390
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
 

بالاخره بعد از حدود پنج ماه از ثبت نام ملت برای اعزام به حج عمره و فیلم و سریالهای سازمان حج و بانکهای ملت و ملی در اعلام نتایج ، بالاخره امروز چشممان به جمال نتایج نامفهوم این قرعه کشی روشن شد تا با تکیه بر همین ابهامات آقایان بتوانند هزاران میلیارد سپرده مردم را برای مدت نامعلوم دیگری نگهدارند !

با این حال می توان در این بخش از کار با توجه به قرائن و شواهد تا حدودی مسائل را توضیح داد :

با توجه به توضیحات مندرج در سایت بانک ملت می توان دریافت که ثبت نام کنندگان سال 90 در سیصد اولویت از شماره 301 تا 600 اولویت بندی شده اند و با توجه به جمعیت شش و نیم میلیونی ثبت نام کنندگان می توان دریافت که تقریبا هر اولویت نشان دهنده تقریبی 21000 نفر است .

بر این اساس مثلا اولویت 380 یعنی 380-300=80         80*21000=  1680000

تازه این اولویت جدای از اولویتهای 1 تا 300 مربوط به ثبت نامیهای سال 1387 می باشد .

در ادامه توضیحات مندرج در سایت بانک ملت که مربوط به موضوع اعلام نتایج قرعه کشی حج عمره سال نود می شود بدون تغییر منعکس می شود

مراسم قرعه کشی سفر عمره مفرده در تاریخ 28/10/90 با حضور نمایندگان محترم نهادهاى نظارتى کشور برگزار و نتیجه قرعه کشی از اولویت 301 الی 600 مشخص شده است. (300 اولویت اول مربوط به ثبت نام شدگان سال 1387 می باشد.)خاطر نشان می سازد علاوه بر اولویت های جدید، 300 اولویت اول مربوط به ثبت نام سال 1387 نیز قابل دسترس می باشد .  


 
 
اولین بازتابهای رسانه ای سخنان مهم امام خامنه ای (حفظه الله)
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
 

لحظاتی بعد از پایان خطبه‌های مقام معظم رهبری در نماز جمعه این هفته تهران، پایگاه‌های اطلاع‌رسانی خارجی و خبرگزاری‌ها اقدام به انعکاس بیانات حکیمانه ایشان کردند.

خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی از خطبه‌های نماز جمعه تهران نوشت: رهبر عالی ایران روز جمعه تاکید کرد که ایران در برابر فشارها برای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود تسلیم نمی‌شود و هشدار داد که ایران به تحریم‌ها پاسخ خواهد داد. 
رویترز به نقل از رهبر انقلاب اسلامی نوشت: "تهدید و حمله به ایران به آمریکا آسیب خواهد رساند... تحریم هیچ تاثیری بر تصمیم ایران جهت ادامه برنامه هسته‌ای ندارد... در پاسخ به تهدیداتی چون تحریم نفت و جنگ، ما نیز تهدیداتی داریم که در زمان مناسب تحمیل خواهد شد."
رویترز همچنین به نقل از مقام معظم رهبری افزود: "من هیچ هراسی از این ندارم که بگویم ما از هر گروه یا ملتی که بخواهد با رژیم صهیونیستی مقابله کند، حمایت می‌کنیم." برخی روزنامه‌ها از جمله روزنامه پاکستانی داون عینا خبر رویترز را منعکس کردند.
خبرگزاری ترند جمهوری آذربایجان نیز به نقل از مقام معظم رهبری نوشت: انقلاب اسلامی برای مردم ایران آزادی و عزت به بار آورد.... انقلاب در ایران رژیم ضداسلامی را در هم شکست و به جای آن رژیم اسلامی به وجود آورد و دیکتاتوری را به دموکراسی بدل کرد.
این خبرگزاری همچنین به نقل از رهبر انقلاب تصریح کرد که ایران علی‌رغم تحریم‌ها موفقیت بزرگی کسب کرده است. ترند همچنین به این فراز از سخنان مقام معظم رهبری که به بحرین اختصاص داشت، اشاره کرده و به نقل از معظم‌له، نوشته است: اگر ایران در بحرین دخالت کرده بود، شرایط به گونه‌ای دیگر می‌شد.
خبرگزاری فرانسه نیز به این فراز از سخنان مقام معظم رهبری توجه کرده است که ایران به تحریم‌ نفتی و تهدیدات نظامی پاسخ خواهد گفت.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز با بازنشر خبر خبرگزاری رویترز، به نگرانی نیک کلگ، معاون نخست‌وزیر انگلیس از هرگونه تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی ایران اشاره کرده است.
خبرگزاری اسوشیتدپرس با اشاره به بیانات رهبر انقلاب اسلامی نوشت: رهبر عالی ایران با سرطانی توصیف کردن اسرائیل اعلام کرد که از هر ملت یا گروهی که در مقابل اسرائیل بایستد، حمایت می‌کند. [آیةالله] خامنه‌ای همچنین تصریح کرد که ایران از حماس و حزب‌الله در جریان نبرد با اسرائیل حمایت کرده است.
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت نیز این فراز از بیانات مقام معظم رهبری را که "اسرائیل یک غده سرطانی است" به عنوان تیتر خود در بازتاب بیانات معظم‌له انتخاب کرده است. این روزنامه به نقل از مقام معظم رهبری اضافه کرده است که آمریکا هر چه بیشتر ایران را تهدید کند، خود بیشتر آسیب خواهد دید. روزنامه مزبور به هشدار ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز نیز اشاره کرده است.
خبرگزاری آلمان نیز در بازتاب سخنان مقام معظم رهبری نوشت: ایران با تحریم‌ها و تهدیدات جنگی آمریکا و اتحادیه اروپا دست از برنامه هسته‌ای خود نخواهد کشید. آیةالله خامنه‌ای افزود که تحریم‌ها طی سال‌های اخیر باعث شده است که ایران به توانایی‌های بالقوه خود پی برده و از نظر تکنولوژیک از جمله تکنولوژی هسته‌ای پیشرفت کند و تاکید کرد که تحریم‌های جدید نیز تفاوتی با تحریم‌های گذشته ندارند.
این خبرگزاری همچنین به نقل از رهبر انقلاب اسلامی تصریح کرده است که ایالات متحده از گفتگو با ایران در هراس است و منطقی جز جنگ و خون‌ریزی برای دسترسی به اهداف خود نمی‌شناسد.
خبرگزاری روسی نووستی نیز بیانات مقام معظم رهبری را به نقل از خبرگزاری رویترز بازتاب داده است.
گفتنی است، بازتاب بیانات حکیمانه رهبر انقلاب اسلامی در رسانه‌های جهان همچنان ادامه دارد. 


 
 
چرا غرب عاشق جدایی نادر از سیمین شده است ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳٩٠
 

چرا دشمن تلاش می کند تا در اوج فشارهای اقتصادی و تحریمها ، با ارائه نمایشهای مضحک سیاسی در عرصه سینما و اهدای جایزه های سیاسی بی ارزش به برخی از روشنفکر نماهای غافل در نماشخانه های غرب خود را تبرئه کند !

آیا فیلم جدایی نادر از سیمین را دیده اید ؟

آیا این فیلم در برابر دهها فیلم سطح بالای سالهای اخیر ایران اسلامی ، قابل طرح می باشد !

این فیلم که یک فیلم بسیار بسیار معمولی بود با قرار گرفتن در کنار فیلم اخراجی های سه در دوره اکران نوروز سال نود به یکباره مورد عنایت مخالفین نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گرفت و علیرغم تمام تبلیغات آنچنانی و راهزنی سینمایی مدعیان دموکراسی در ارائه کپی های متعدد از فیلم آقای دهنمکی و قرار دادن آن بر روی سایتها و تبلیغات منفی همه جانبه باز هم نتوانست به گرد پای اخراجی های سه برسد .

این شکست مفتضحانه برای نویسندگان سناریوی «ما بیشماریم» در آن سوی مرزهای میهن اسلامی و مجذوبین داخلی شان آنچنان گران آمد که با تدوین سناریویی جدید فیلم جدایی اصغر از میهن آن را روی پرده اسکار بردند و با تحمیق اصغر فرهادی در این سناریوی پیچیده او را در شرایط مصافحه با بازیگر صهیونیست زن هالیوود قرار دادند و او هم که کاملا جوگیر شده بود تا انتهای پروژه را اجرا کرد .

تصویر نیمه تاریک ارائه شده در این فیلم از کشور عزیزمان ایران که در آن دختری به عنوان نماینده نسل جدید در کشمکش ما بین مادر و پدری که دچار اختلافات اساسی در شیوه زندگی بودند نشان دهنده مشکلات نیمه روشنفکری جامعه ایران بود که در آن تقابل مابین قیود اخلاقی و فرهنگی و اجبار ناشی از نگهداری پدر بیمار و کهنسال (به عنوان نمونه) از یک سو و تلاش زن خانواده برای رهایی از قید و بندهای ناشی از نگهداری پدر همسر شرایط دشواری را ایجاد می کند که در ذیل این قیود فرهنگی فشارهای نامتعارف دختر خانواده مستأصل شده و تا آستانه مواجهه با فروپاشی کانون گرم خانواده خود پیش می رود .

روی دیگر همین سکه را می توان در فیلم اخراجیهای سه دید . جایی که در آن ایران دختری از یک خانواده مذهبی و ایمانی است و او که درگیر بیماری تنفسی ناشی از مشکل شیمیایی شدن پدر در دوران جهاد می باشد در محیط بیرون از خانه با پارادوکس حقیقت و واقعیت روبروست .

دوگانگی ناشی از بی صداقتی سیاستمداران مدعی فرهنگ جهاد و سکوت نجیبانه صاحبان اصلی انقلاب امام خمینی که پدر ایران ( دختر نماینده نسل جدید ) نماد این گروه است شرایطی را ایجاد می کند که ایران دختر مومن نسل جدید در تشخیص افراد دچار اشکال می شود و در سرگشتگی بازیهای سیاسی حیران و سرگردان ، حقیقت را که پدر مجروحش بود رها کرده و به دنبال سراب حاجی گرینف ها از قافله حق جویان جا می ماند و زمانی به حقیقت می رسد که نماد حق (پدر رزمنده اش) به خدا پیوسته است ! 

جدای از بازیهای سیاسی که در اطراف این دو فیلم پر سر و صدا ایجاد گردید و تا همین لحظه هم ادامه دارد ، این دو فیلم به خوبی توانستند دغدغه های دو نوع تفکر موجود در جامعه امروز ایران را درباره نسل آینده نشان دهد .

گروهی که در فیلم جدایی نادر از سیمین وضعیت خود را به تماشا نشسته اند ، دغدغه های فرهنگی برگرفته از باورهای دینی خود را بزرگترین عامل عقب ماندگی ها و رنجها می دانند و علیرغم اینکه خود را یک قربانی بزرگ می دانند به دنبال آن هستند که نسل آینده را نجات دهند و تنها راه نجات را خروج از ایران ترسیم می کنند .

گروه دوم که بخش اعظم جامعه امروز را شکل می دهند دغدغه های اصلی خود را سرنوشت ایران می دانند و در سرگشتگی نسل آینده در مواجهه با بازیهای سیاسی و تهاجم تفکرات لیبرالی ، انحرافی  و سرمایه داری به تفکر مبتنی بر اسلام ناب محمدی و خط ولایت علوی با پرچمداری ولی امر مسلمین می اندیشند .

بر همین اساس است که نتایج حاصل از فیلم جدایی نادر از سیمین با اهداف دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی ایران انطباق می یابد چرا که هرگاه ایرانی ، سنتها و پایبندی نظام به این اعتقادات را عامل اصلی مشکلات خود بداند و بر آن اساس احساس  اختناق فرهنگی را اشاعه دهد و به نسل بعدی بیاموزد که تنها راه نجات از این خفقان پناه بردن به دامان فرهنگ غربی است محبوب قلوب دشمنان اسلام عزیز و نظام جمهوری اسلامی خواهد شد !

حالا دیگر می توان به خوبی فهمید که در صده سقوط کشورهای غربی و تفکرات لیبرال سرمایه داری که امروزه می توان نماد این ادعا را در تمامی شهرهای بزرگ آمریکا و اروپا با شعله های خشم ملتهای به ستوه آمده دید ، ساخت فیلمی از جنس جدایی نادر از سیمین که به سیاه نمایی از نظام حکومتی جمهوری اسلامی به عنوان مهمترین مدعی جایگزین حکومتهای شکست خورده غرب ، چه خدمتی به صهیونیسم بین المللی است .

برای چنین خوش خدمتی بزرگی جایزه اسکار که چیزی نیست باید که زرشک طلایی دنیای اسلام هم به این فیلم ساز اهدا می شد .

اما واقعیت امروز جامعه اسلامی چیز دیگریست . امروز که در سی و سومین بهار ملت ایران در آزادی از یوق بردگی استعمارگران قرار داریم به حول و قوه الهی قله های افتخار را یکی پس از دیگری درنوردیده ایم .

برخلاف سیاه نمایی های فیلمهایی همچون « جدایی اصغر از وطن » توانسته ایم در علوم برجسته دنیا همچون نانوتکنولوژی ، سلولهای بنیادی ، انرژی هسته ای ، ساخت موشکهای فضاپیما ، ساخت ماهواره و تکنیک قرار دان آنها در مدار زمین ، سیستمهای پیشرفته نظامی ، ساخت ابررایانه ها ، توسعه روزافزون سیستمهای پیشرفته رسانه ای ، ارائه مقالات علمی معتبر و ...  پیشرفتهای شگفت انگیزی داشته باشیم به گونه ای که دشمن علنا قدرت بی بدیل نظام ولایی و برتر ایران اسلامی را پذیرفته است .

امروز دشمن از سر استیصال به آخرین گزینه های مقدورش که تحریمهای یک جانبه نفتی بوده متوسل شده که آن هم به یاری خدا و با سیلی قریب الوقوع جمهوری اسلامی پشیمان شده و سرعت نابودی خود را تسریع خواهد نمود .

حال باید از باقیمانده معدود از جلبکهای عشق فرنگ پرسید که آیا شما هنوز از توهم خارج نشده اید و فکر می کنید قاطبه عظیم ملت ایران با وز وزهای منفعلانه غرب و اسکارهای سیاسی در برابر شما ناچیزها سر تسلیم فرود خواهد آورد ؛ آن هم در شرایطی که به فرموده امام خامنه ای (حفظه الله) در موقعیت فتح خیبر قرار دارد !!؟؟ 

عزیزان شماها هم ایرانی هستید و تنها ایراد شما این است که در دام ظاهر فریبی غربی ها افتاده اید و فکر می کنید که سراب غربیها راه نجات شماست در حالیکه خود غربیها به اعتراف صریح دانایان خود در سراشیبی سقوط قرار دارد و ان شاء الله در آینده ای نه چندان دور شاهد سقوط امپراطوری زر و زور و تزویر خواهیم بود و تحقق پیش بینی حکیم بزرگ قرن حضرت روح الله الموسوی الخمینی در باب فروپاشی هیمنه غرب بعد از سقوط شرق کمونیسم را به نظاره خواهیم نشست .

درود بر روان پاک شهدای سی و سه سال جهاد و ایمان و مقاومت باد .

 امروز میلیونها میلیون ایرانی مسلمان و معتقد به حکومت عدل علوی در ذیل پرچم حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) به دنبال تحقق ایران آباد ، اسلامی ، آزاد و الهام بخش در تمام دنیا هستند که بر عکس جنگ افروزان غربی امید و عدالت را برای جهانیان آرزو می کنند .     

ومن الله التوفیق       


 
 
نهم ربیع الاول
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩٠
 

نهم ربیع الاول

آغاز ولایت و امامت  حضرت امام مهدی موعود(عج)

و غدیر ثانی روز تجدید بیعت با صاحب الزمان(عج)

و نیز عیدالزهرا(سلام الله علیها)

مبارک و شادباش


 
 
نه جانانه خانواده شهید احمدی روشن به رسانه های بیگانه
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩٠
 

در پی درخواست چند خبرگزاری آمریکایی و انگلیسی که در تهران دفتر نمایندگی دارند برای گفت وگو با خانواده شهید احمدی روشن، خانواده این شهید در متن کوتاهی که در اختیار رسانه ها قرار گرفت اعلام کردند با هیچ رسانه آمریکایی و انگلیسی و همچنین سایر رسانه های وابسته به صهیونیزم بین الملل مصاحبه نمی کنند.
خانواده شهید احمدی روشن اعلام کردند: ما خون شهید عزیزمان را به گردن آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی می دانیم و هرگز با رسانه های وابسته به قاتلان مصطفای شهید مصاحبه نمی کنیم.
خانواده این شهید همچنین ابراز کردند: آن ها از طرفی جوانان ما را ترور می کنند و از طرفی دیگر خبرنگار می فرستند تا با ما به گفت وگو بنشینند و این رفتار منافقانه، مشی همیشگی شیطان بزرگ و روباه پیر است.


 
 
چرا ایرانیها به سردمداران آمریکا می گویند شیطان بزرگ !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩٠
 

اقدامات اوباما درباره ایران نشان می دهد که بی جهت نیست مردم ایران آمریکا را شیطان بزرگ می نامند.
این مطلب را یک نشریه آمریکایی در تحلیل چرایی تنفر ایرانیان از کاخ سفید عنوان کرد. سیاتل تایمز، با طرح این پرسش که «مسئله میان ایران و آمریکا در حالی که همسایه یکدیگر نیستند، چیست؟» به ماجرای خصومت های آمریکا از جمله در زمینه تحریم های اقتصادی و ترور دانشمندان هسته ای ایران اشاره کرد و نوشت: ما آمریکایی ها دوست نداریم ایران بمب هسته ای داشته باشد. ما دوست نداریم کره شمالی و یا پاکستان و آمریکا و اسرائیل و فرانسه هم داشته باشند که دارند. جهان قرن گذشته را با ترس از سلاح هسته ای سپری کرده اما تنها کشوری که به خود اجازه داد از این سلاح استفاده کند آمریکا بود. ما تنها کشوری هستیم که بمب های خود را به مردم هیروشیما و ناکازاکی هدیه کردیم.
این نشریه می افزاید: ممکن است پرسیده شود چرا ایرانی ها از آمریکا متنفرند؟ جمهوری اسلامی طی یک انقلاب علیه شاه مستبد در سال 1979 متولد شد. ایرانیان در واکنش به طرح کودتای آمریکایی ها علیه انقلابشان، به سفارت آمریکا حمله کردند و 53 آمریکایی را به مدت یک سال به گروگان گرفتند چرا که معتقد بودند که آنچه که در سالیان دراز بر آن ها رفته، عامل مستقیم و غیرمستقیمش آمریکا بوده است. بی جهت نیست ایرانیان آمریکا را شیطان بزرگ نامیدند.


 
 
آیا گلشیفته هم قربانی تهاجم فرهنگی شد؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩٠
 

واقعا فکر می کنید گلشیفته به همین راحتی و بی حساب کتاب ظرف دوسه سال از نقش اول سینماهای ایران تبدیل شد به مانکن سکسی جلد نشریات فرانسه؟

یادتان هست مثل توپ ترکید که گلشیفته قرار است با دیکاپریو در یک فیلم بازی کند و همان وقتها بعضی ها قند در دلشان آب می شد و می گفتند: خداراشکر اینقدر در سینمای دنیا جا باز کرده ایم که از هالی وود می آیند دنبال گلی خانم برای بازی!؟

بعدش هم دیدید یواش یواش روسری از سر گلی خانم رفت کنار، روی فرش قرمز با لباس راحتی راه رفت، و کم کم دوسه تا فیلم دست چندم در اتاق خواب بازی کرد؟

حالا گلی خانم از میان آن همه مانکن خوش اندام و خوش سیمای فرانسوی و غیر فرانسوی انتخاب شده برای اعلام مالکیت بر تن خودش آن هم روی جلد مجله مادام لافیگارو!

من که فکر می کنم کمترین هزینه برای یک موج بزرگ اباحیگری بین دختران ایرانی همین کار است.یک هنرپیشه درجه اول محبوب بین دختران یک کشور را با وعده بازی در هالی وود می کشانند آن طرف و آنقدر بازی اش می دهند که آبروی برگشتن نداشته باشد.آن وقت برای ارتزاق مجبورش می کنند روی جلد فیگارو عریان شود.

نتیجه روشن است.یک بازه زمانی کوتاه و هزینه کم برای یک هنرپیشه، هزاران دختر شیعه که الگویشان گلی خانم بوده را می برد به دنیای عریانی بدون مواخذه_جای بحث دارد چرا باید الگو ها چنین افرادی باشند چرا تا حالا کاری نشده برای  الگو سازی_.

پاورقی:اصلا تعجب نکنید مادر و پدرش می گویند فوتوشاپی است ها! بیچاره ها راست می گویند دخترشان اهل این حرفها نیست.آخر اصلا خود گلی خانم هم قرار نبوده برود برای این کارها.چه کند که از اینجا رانده و در آنجا مانده شده.

برگرفته از وبلاگ خوب هفت گنبد


 
 
فریاد دردمندانه امیر قلعه نوعی بعد از شکست از استقلال
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳٩٠
 

به گزارش خبرگزاری فارس، امیر قلعه نویی پس از شکست 2 بر صفر برابر استقلال گفت: قبل از هر چیز از همه طرفداران تراکتورسازی تشکر می‌کنم که امروز روز قشنگی را برای ما رقم زدند. ما حاکم توپ و میدان بودیم و یکی دو موقعیت نیز قبل از صحنه پنالتی داشتیم. 95 دقیقه فوتبال بازی کردیم اما دروازه‌بان تیم ما حتی یک دقیقه هم زمین نخورد. اگر حرف بزنیم می‌گویند اعتراض کردند اما امروز قانون سلیقه‌ای اعمال شد.

وی تاکید کرد: یک بار به وسط زمین رفتم اما فلان مربی چند به میانه میدان رفت و اعتراض کرد و هیچ اتفاقی نیفتاد. تا امروز 10 ، 12 ما را گرفته‌اند ولی کسی کاری انجام نمی‌دهد. 8 سال پیش گفتم دست‌های پشت پرده وجود دارد که پس از سال‌ها این دست‌ها مشخص شد اما با این روند هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. به جان پسرم اگر یک کارشناس بگوید صحنه اول، پنالتی یا اخراج داشت دیگر مربیگری نمی‌کنم و فوتبال را کنار می‌گذارم. ما هم کتاب داوری می‌خوانیم و اطلاعات لازم را داریم.

قلعه نویی عنوان کرد: در بازی با شهرداری علنا پنالتی روی لوپز اتفاق افتاد اما می‌گویند پنالتی نبود. در زمین نمی‌توانند ما را ببرند و این گونه وارد عمل می‌شوند. حتی من نتوانستم در جریان بازی 2 تعویض تاکتیکی انجام دهم. دلم می‌خواهد به رختکن تیم ما بروید و وضعیت بازیکنان تیم ما را ببینید.

سرمربی تراکتورسازی اظهار داشت: این نه عدالت است و نه مردانگی؛ خسرو حیدری و ساموئل باید اخراج می‌شدند اما داور خیلی راحت از کنار این صحنه‌ها گذشت. اگر آن صحنه که حاج صفی انجام داد پنالتی بود پس روی حسینی ما هم خطا اتفاق افتاد. ما هر روز باید جریمه شویم و این گونه تلاش کردن هیچ گونه فایده‌ای ندارد. اگر با امیر قلعه نویی مشکل دارند خیلی راحت بگویند که حداقل مردم آذربایجان این همه زجر نکشند.

وی در واکنش به اظهارات مظلومی که گفته بود تراکتورسازی موقعیتی برای گل زدن نداشت، گفت: در دقیقه 9 می‌توانستیم توسط لوپز گل بزنیم و بعد از گل استقلال هم 2 موقعیت خوب داشتیم. ما حدود 20 دقیقه 9 نفر بازی کردیم و حتی یک لحظه هم فروزان زمین نخورد. مطمئن هستم که با قلعه نویی مشکل دارند و اگر بخواهم حرف‌های دیگری بزنم کارم به جاهای دیگر خواهد کشید.

قلعه نویی با تاکید بر اینکه صحنه پنالتی دوم را ندیده گفت: نمی‌توانم روی آن صحنه قضاوت کنم چون داور در جریان بازی سوت‌هایی زد که عدالت نداشت. همین جا به آقای حسن‌زاده می‌گویم که هر جور دوست دارد در مورد من تصمیم بگیرد چون امسال قانون در مورد من به شکل دیگر اعمال شد. دوست دارم به رختکن ما بروید و ببینید چه بلایی سر بازیکنان ما آورده‌اند. به خدا قسم قبل از بازی به بازیکنانم گفتم که مردانه بازی کنید و مراقب ساق پای آنها باشید. آنها هفته بعد دربی در پیش دارند و با بازیکنانش جر و بحث نکنید که از داور کارت بگیرند. ما این گونه رفتار کردیم اما آنها به چه شکل پاسخ ما را دادند.

سرمربی تراکتور سازی افزود: چگونه یک داور باید چند هفته برای یک تیم قضاوت کند. شما ببینید ترکی چند بازی برای استقلال داوری کرده است. اگر یک داور امروز برای یک تیم قضاوت کرد باید 4 هفته بعد مجددا برای آن تیم داوری کند. من خودم را برای همه چیز آماده کرده‌ام.

وی ضمن تشکر مجدا از هواداران تراکتور سازی گفت: مثل آنها در دلم گریه می‌کنم چون وقتی حقت را بخوردند نمی‌توانی کاری انجام دهی.

قلعه نویی ادامه داد: باید این شکست را فراموش و به آینده فکر کنیم. من سکته کنم و مردم هم سکته کنند؛ سپس بگوییم این بازی گذشت و تمام شد؟

وی در پایان صحبت‌هایش در خصوص کیفیت چمن ورزشگاه یادگار گفت: 4 ماه پیش هم مشکلات زمین را گفتم اما امروز زمین نرم بود و ما 9 نفره چند کرنر زدیم. این پیروزی مبارک آنهایی باشد که دوست نداشتند تراکتورسازی نتیجه بگیرد.


 
 
پوستر فیلم جدایی نادر از سیمین در اراضی اشغالی فلسطین
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳٩٠
 

این فیلم در سینماهای رژیم اشغالگر قدس در حال اکران می باشد !


 
 
اصغر فرهادی و جایزه قویترین مردان جهان !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩٠
 
نه تنها جایزه های برلین، ونیز، کن، گلدن گلاب و اسکار و سایر جوایز معتبر سینمایی حق اصغر فرهادی است بلکه برای او و فیلم اخیرش کم نیز هست، جایزه قوی ترین مرد جهان در 2011 هم باید به اصغر فرهادی داده شود اگرچه این جایزه هم به برای زیرکی و جسارت اصغر فرهادی کم است، هر کسی هرچقدر هم پهلوان یکه بزن باشد نمی تواند 10 – 20 نفر از کارکنان یک رستوران را جمع کند و به آنها بگوید : «غذای رستوان شما به درد خوردن نمی خورد» یا در مقابل دهها نفر از اهالی یک شهر بگوید :« شهر شما به درد زندگی کردن نمی خورد » اگر کسی این جرات را داشته باشد باید به او قهرمان قهرمانان گفت، اما اگر کسی پیدا بشود که این کار را بکند و نه تنها درگیر نشود بلکه از طرف همان آدمها مورد تشویق هم قرار بگیرد، علاوه بر قهرمانی باید لقب «استاد زیرکی» هم به او داد، هنر اصغر فرهادی این است که در مقابل چشم 75 میلیون نفر با صدای رسا می گوید : کشور شما کشور دروغ و ریا و بی عدالتی است و جای زندگی نیست. هنر فرهادی این است که هم در مقابل دیدگان جهانیان به ایران اهانت کرد و هم معاون سینمایی دولت اصولگرا و رئیس بیناد فارابی و بسیاری از مسئولین فرهنگی و غیر فرهنگی برایش پیام تبریک فرستاند، کف زدند و هورا کشیدند که اگر انصاف داشته باشیم هنر کمی نیست!
 
البته که راست می گوید، در کشوری که افرادی مثل نوری زاد 30 سال در آن ادعای انقلابی گری کنند و نان این ادعا را بخورند و بعد از این همه مدت که پرده ها برافتاد معلوم بشود که هیچ اعتقادی به این نظام نداشته اند نمی شود اعتقاد داشت که دروغ و ریا وجود ندارد، درکشوری که تمام امکانات سینمایی اش در طول 25 سال در اختیار یک عده ی خاص قرار بگیرد و نسل سینمای انقلاب از این امکانات بی بهره باشند نمی شود ادعا داشت که بی عدالتی وجود ندارد، برفرض که این مملکت چنانچه «سیمین» فرهادی اعتقاد دارد جای زندگی نباشد، آیا باید در همه ی دنیا جار زد که «کشورم جای زندگی نیست »؟ بی شک در حکومتی که محصول دین و اخلاق است آفت ریا و دروغ هم پیدا خواهد شد، چرا که هر محصولی آفتی دارد، همانگونه که در داخل نظام لیبرال دموکراسی که محصول اومانیسم است، آفتی به نام دیکتاتوری پنهان بوجود می آید، مگر کسی می تواند سلطه‏‏‏‏ی بی چون چرای لابی های صهیونیستی و مافیایی را در کشورهای غربی انکار کرد؟
 
جدایی نادر از سیمین غیر از اینکه هشیاری و خود شیفتگی بیش از حد نویسنده در چینش رخدادها، تماشاگر حرفه ای را اذیت می کند؛ فیلم خوب و خوش ساختی است، قصه دارد، درام جاندار و تعلیق درستی دارد، خوب کارگردانی شده و بهترین عوامل سینمایی را در پشت دوربین جمع کرده و مهمتر از همه اینکه حرف و پیام فیلم را به درستی و در نهایت کمال به مخاطب منتقل می کند. اما این جایزه که فرهادی گرفته به بها ندهند بلکه به بهانه دهند، اگر به خوش ساخت بودن جایزه می دهند این همه فیلم خوش ساخت دیگر چرا به نصف یا یک چهارم این موفقیت ها دست پیدا نمی کند، درهمین سال جاری فیلم های خوش ساخت دیگری مثل آلزایمر، گلچهره، یه حبه قند، گزارش یک جشن و راه آبی ابریشم و...تولید شد، چرا کوچکترین توجهی به یکی از این فیلم ها نمی شود، جوایزی که جدایی نادر از سیمین کسب کرده در طول تاریخ سینمای ایران بی نظیر است، اگر به خوب بودن ساختار جایزه می دهند، آیا از بین آثار بزرگانی چون علی حاتمی، امیر نادری، ابراهیم حاتمی کیا و چندین فیلمساز بزرگ دیگر کسی اثری بهتر از این تولید نکرده؟ آیا «مادر» علی حاتمی شایستگی یکی از این جوایز را نداشت؟
 
این جوایز اغوا کننده را تنها به جسارت انتقاد هم نمی دهند، که اگر به انتقاد می دادند، زبان انتقاد حاتمی کیا در « گزارش یک جشن» تندتر و بی پروا تر است، حاتمی کیا در آخرین ساخته اش آنقدر شمشیر را به سمت مسئولین فرهنگی از رو بسته که همه را با خود دشمن کرده و همه ی پل های پشت سرش را خراب کرد، اما یک تفاوت اساسی میان این دو فیلم وجود دارد، حاتمی کیا نقد می کند آنقدر تند و بی پروا که به مرز دشنام نزدیک می شود اما مردمش را تحقیر نمی کند، یکی از اصول کسب جایزه سینمایی بطور کلی هنری، تحقیر جهان سوم است، غربی ها دوست دارند جهان سومی را محقر، زشت و وحشی ببینند، حتی اگر فیلمی ضد انقلاب باشد ولی به مردم و کشور نگاه تحقیر آمیز نداشته باشد جایزه ای به آن تعلیق نخواهد گرفت.
 
اما شرط نقد و توهین و تحقیر هم برای گرفتن جایزه کافی نیست، فیلمی که جایزه می گیرد نباید نشانی از دین در آن باشد، منظور نشان دادن نماز و قرآن و کلیسا نیست، بلکه درست نشان دادن اندیشه و نشانه های دینی است، دینی هم اگر قرار است نشان داده شود باید دین ( پروتستانی ) شده باشد، مثل مسیحیتی که فقط یکشنبه ها فرد را به کلیسا می کشد، یا قرآنی که وجه المصالحه ی آشتی ها و معامله های می شود آن هم به شکلی سخیف و از جانب انسان های نادرست و ریا کار و دروغگو چند سال پیش « مازیار میری » فیلمی به نام «کتاب قانون» ساخت که حاشیه های زیادی هم داشت، این فیلم از مرز نقد گذشته بود و با کمی اغماض می شود گفت که جامعه دیندار ایرانی را تحقیر هم کرده بود - البته قصد نفی یا اثبات این فیلم را نداریم – در این فیم از مجالس ختم انعام گرفته تا ادارات و نهادهای مذهبی و فرهنگی در تعارض با قرآن و آموزه های دینی نشان داده می شد، این فیلم هم نه به جشنواره های غربی فرستاده شد و نه این جشنواره ها و محافل علاقه ای به این فیلم نشان دادند، چرا که گفتمان این فیلم گفتمان دینی بود، مازیار میری دغدغه دین و اخلاق دارد، آدمهای فیلمش آدمهای غربی نیستند، میری به مردم این جامعه اعتراض و انتقاد دارد ولی ضعف ها و بدیهایشان را از دین نمی بیند بلکه از نادرستی و سستی دیندار می بیند امثال مازیار میری هم جایی در جشنواره های جهانی ندارند.
 
اینجا یک نکته اساسی وجود دارد که قیاس فیلمهای مورد ذکر را با جدایی نادر از سیمین قیاس مع الفارغ جلوه می دهد، آن نکته این است که فیلمهایی مثل کتاب قانون، زبان بین المللی ندارند.
 
زبان بین المللی چیست؟
 
زبان بین المللی برای فیلم زبان سکولاریسم است، جهان غرب فقط فیلمی را می فهمد که آدمهایش ارتباطی با عالم بالا نداشته باشد، آدمی که گذشته و آینده اش در همین زمین خلاصه بشود، یعنی به اصطلاح انسان متمدن و امروزی باشد، بشر غربی با آدم دیندار ارتباط برقرار نمی کند مگر اینکه این آدم دیندار بی تمدن نشان داده شود، این خلاصه ای از نشانه شناسی در زبان بین المللیِ سینماست، بشر غربی این زبان را می فهمد، برخلاف تصور که فیلمهای مخاطب خاص و به اصطلاح پرفورمنس جایزه های جشنواره های جهانی را می گیرند‏ُِِِِ واقعیت این است که هر فیلمی از هر سبکی از سینما می تواند مورد توجه جشنواره های اینچنینی باشد به شرطی که زبانش زبان بین المللی باشد، جدایی نادر از سمیمین به همان زبانی حرف زده که همه فیمها و فیلمسازان از آن زبان استفاده می کنند. آدمهای نادر از سیمین دو نوع هستند یک دسته متمدن ها که از قشر متوسط جامعه اند و دسته دیگر غیر متمدن ها که فقیر عقب افتاده و به معنی واقعی کلمه جهان سومی هستند، آدمهای متمدن درست کار، زیبا رو، و اخلاق مدار هستند، اما آدمهای غیر متمدن فقط دین دارند و فقیر، کند ذهن، ضعیف و... هستند، خیلی هم به جاست که جهان غرب به فیلمی که از جغرافیای اجتماعی مشرق زمین بیرون بیاید ولی از لحاظ فکری در جغرافیای اندیشه غرب باشد، جایزه بدهد مگر به دگراندیشان شرقی جایزه نوبل ادبیات و صبح نمی دهند.دستشان هم درد نکند که به حامیان اندیشه خود که در قله های سرزمین دیگر پرچمشان را برافراشته جایزه می دهند، هم اصغر فرهادی به زعم خود کار درستی کرده و هم آنها که به او جایزه داده اند اما مسئولین فرهنگی و صدا و سیما که اینگونه از این جوایز ذوق زده شده اند باید یک سوال کوچک را در محضر وجدان خود جواب دهند : چرا در این شرایط تحریم آمریکایی ها باید به یک ایرانی جایزه بدهند؟
 
همین چند روز پیش دکتر اردشیر قوام زاده، «برترین محقق جهان در زمینه سرطان و بیماری‌های خونی» کمیته مطالعات بین‌المللی مرکز تحقیق بین‌المللی خون و پیوند مغز استخوان امریکا را کسب کرد و قرار شد طی مراسمی به او اعطا شود اما بلافاصله انجمن فوق اعلام کرد که چون ایران از طرف امریکا تحریم شده نمی توانند این جایزه را به او بدهند، ولی در همین روزها همین آمریکایی ها توانستند جایزه گلدن گلاب را به اصغر فرهادی بدهند او هم بدون هیچ مشکلی در آمریکا حاضر شد و جایزه اش را گرفت، این سوال برای هر کسی پیش می آید که چه فرقی بین این دو جایزه است که یکی شامل تحریم می شود و دیگری نمی شود، مسئولین انقلابی و اصولگرای وزارت ارشاد و صدا و سیما باید جواب بدهند که برای چه باید بخاطر جایزه ای که اینقدر با بی عدالتی داده می شود ذوق زده می شوند.
 
یا بطور مثال اینکه رئیس جمهور فرانسه با همسر محترمشان به تماشای این فیلم نشسته اند چه افتخاری برای سینمای ایران دارد؟ حتی اگر یک سینما رو و کارگردان سینما رئیس جمهور کشوری بشود که سه سال است در بحران مالی و بحران غوطه ور است، اصولا نباید برای دین یک فیلم خارجی اینقدر مایه بگذارد، مگر اینکه دیدن این فیلم ربطی به مشکلات کشورش داشته باشد، یا نفعی به حالش داشته باشد، فیلم اخیر فرهادی نه فیلم اقتصادی است و نه ربطی به جامعه‌ی فرانسه دارد، تنها علتی که که می تواند رئیس جمهور فرانسه را به تماشای داغ داغ این فیلم علاقه مند کند نفع سیاسی کشورش از چنین فیلمی است، این امر برای فرهادی و عوامل فیلم بعنوان آدم های حرفه ای صرف نظر از عقایدشان می تواند افتخار آمیز باشد، اما سینمای ایران چرا باید به اینکه دل دشمنان خودش را به دست آورده خشنود باشد؟ آیا سینمای کشور این‌قدر از اهداف و منافع ملی فاصله گرفته؟ آیا برای مسئولین کشور هم این انشقاق و زاویه داشتن سینما با ارزش ها اهمیتی ندارد که این‌گونه برای جدایی نادر از سیمین هورا می کشند؟
 
در پایان ما هم موفقیت های گذشته و آینده ی آقای فرهادی را به او تبریک می گوییم و امیدواریم که فیلم های پر جایزه تری بسازد و همه جوایزی را که تا به‌حال نگرفته بدست بیاورد، چرا که ظاهرا برایش گرفتن جایزه از سربلندی و اعتلای وطنش مهم‌تر است.
 
الله انا نشکو الیک غیبه امامنا و کثره عدونا و تشتُّتَ اهوائنا

 
 
نگرانی‌های به‌حق و ملتی که آلزایمر ندارد ( مقاله جالب وحید جلیلی )
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩٠
 

هفته گذشته دو سخنرانی از آقای هاشمی رفسنجانی در سایت ها وخبر گزاری ها نقل شد که تا کنون مورد تکذیب قرار نگرفته و می شود اطمینان داشت که فرمایشات منقول اختصاص به اندیشه نافذ و زبان گویای خود ایشان داشته و تحریف وشایعه ای در کار نبوده است.

زبان گویای آقای هاشمی رفسنجانی زبان‎زد همگان و به اندازه شمشیر زبیر سیف الاسلام مشهور است. خطبه‌های روشن‎گرانه ایشان در نمازهای جمعه دهه 60 هنوز در بسیاری خاطره ها باقی است، تا آن حد که "سکوت" جناب ایشان نیز در حد خطابه‌های بی‌شمارشان همواره حامل پیام و سرشار از معانی بوده است.

اما از آن زبان دشمن شکن وآن سکوت سرشار فعلاً فقط شهرتش باقی مانده و خصوصاً در دو سال اخیر آقای هاشمی اگرچه همچنان نطق‌ها و نامه‌های غرا وسکوت های طولانی و معناداری داشته اما صاحبان خاطرات دلنشین دهه 60 را نه تنها به هیجان نیاورده که به لبخندهای عمیق و "یادش به‌خیر"های سوزناک وادار کرده است. و البته بعضاً خاطرات تلخ دشمنان آن دوره ایشان را مرهم گذاشته است.

شاید "نگرانی‎های به‎حقی که در جمع روحانیون و بزرگان حوزه علمیه" از همین تغییر به وجود آمده، موجب شد که ده‌ها مجتهد طراز اول کشور فارغ از تعارف او را از ریاست خبرگان برکنار کنند و در حالی که رئیس قبلی مجلس بیش از 20 سال و تا پایان عمر، اعتماد روحانیت و خبرگان حوزه را حفظ کرد، هاشمی رفسنجانی محترمانه و البته قاطعانه عزل شد شاید تا نتواند خود را نماینده مطلق نگرانی های روحانیون و بزرگان حوزه معرفی کند و هر آنچه را که می خواهد، در حمایت از عملکرد و رویکردهای اطرافیان و هواداران خود بیان کند، الزاماً به کانون معرفت شیعی منتسب سازد.

شاید این نهاد بزگ حوزوی خوش نمی داشت که خود را در کنار کسانی که در خیابان های لس آنجلس یا پیاده روهای واشنگتن برای بعضی مواضع آقای هاشمی رفسنجانی هورا می کشیدند، هوادار او ببیند و شأن و جایگاه روحانیت شیعه را بسیار فراتر از آن می دید که روزه خواران رمضان و حرمت شکنان عاشورا، علم حمایت از رئیس مجلس خبرگان بلند کنند و هم‏زمان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و درود بر هاشمی سر دهند.

شاید هم خبرگان ملت دریافته بودند که "مردم خواستار تحقق همه انتظارات‌شان از نظام هستند."

و شاید دقیقاً می دیدند که "به سؤالات و شبهات جدی که مطرح است، باید پاسخ های مستدل، صریح و روشن داد."

و برای مردم چه پاسخی صریح تر وروشن تر از عزل آقای هاشمی رفسنجانی از جایگاهی که حرمتش را روزه داران قدس و عزاداران عا شورا بسی بیشتر از دیگران پاس می دارند.

شاید خبرگان ملت هم می خواستند تاکید کنند: "آنچه باعث بروز مشکلات شده قانون اساسی و نظام نیست بلکه حاکم کردن سلایق فردی بر قانون و سیستم حکومتی و نیز خارج ساختن مسئولیت ها و عملکردها از حوزه نظارت های قانونی است." و اگر نظامی نتواند پرونده سنگین یک آقازاده را بعد از دو سال به دادگاه ببرد و کسانی در نظام باشند که با ویزای سفارت روباه پیر بتوانند وی را از دسترس نظارت قانونی خارج کنند و هیچ بازخوردی هم از خبرگان نظام نگیرند که...

شاید خبرگان ملت هم می خواستند تاکید کنند که "هیچ‎گاه تک صدایی و انحصارگرایی جواب‌گوی اداره کشور نبوده و نخواهد بود"

وگرنه خاطرات دوران شیرین چند صدایی! وتکثر! در دوره مشهور به سازندگی موجب نمی شد که نماد و سمبل آن دوره؛ ابتدا در دومین بار کاندیداتوری ریاست جمهوری (در سال 72) به کمترین رأی رؤسای جمهور 33 سال گذشته ایران دست یابد و سپس در اکثر انتخابات های بعدی با "نه" بزرگ اکثریت ملت مواجه شود و در انتخابات مجلسی که دوستان فعلی وی برگزار کردند، در 30 نفر اول فهرست تهران به زور و در دقیقه نود جایی پیدا کند و اعلام حمایتش از هر کاندیدایی به روگردانی اکثریت ملت از وی بیانجامد! و...

علمای ملت و بزرگان حوزه نمی توانستند بگذارند حرمت دروغ‎گویی شکسته شود و کسانی در کسوت خیرخواهی!؛ بزرگ‌ترین دروغ‎های تاریخ ایران را بگویند و با متهم کردن فقهای شورای نگهبان به خیانت، آرای 25 میلیون ایرانی را دروغ خوانده و برای خاکستر کردنش، هولوکاست مغز پسته ای راه بیاندازند.

شاید خبرگان می خواستند دوباره تاکید کنند که "هدف اساسی تأسیس حکومت اسلامی، تحقق عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سر نوشت خویش و اجرای شریعت، احکام و اخلاقیات اسلامی است."

و نمی توان از یک سو مایه امید جبهه روزه‌خواران رمضان و حرمت شکنان عاشورا بود و از دیگر سو، دم از دغدغه اجرای شریعت! زد.

از یک‌سو، با منادیان ابطال انتخابات و تضییع رأی جمهور مردم با سخن یا سکوت همراه شد و از دیگر سو، دم از آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش زد.

از یک‌سو شرم آورترین رفتارهای غیر اخلاقی را در هواداران جبهه خود به نظاره نشست و از دیگر سو، از اجرای احکام واخلاقیات اسلامی داد سخن داد.

خبرگان ملت لااقل به اندازه آقای هاشمی رفسنجانی دغدغه دارند که "اگر قبح تجسس، زورگویی، اهانت، بی بند و باری و دروغ شکسته شود، دیگر جایی برای دفاع از اسلام در میان مردم و جوانان باقی نمی ماند."

و چون این دغدغه را دارند، نمی توانند تحمل کنند زورگویی مشتی اشراف نو کیسه و بی هویت را که آمده بودند تا تمام اسلامیت و جمهوریت نظام را یک جا ببلعند و چون قدرت های استکباری از تل آویو تا لندن تا واشنگتن را پشتیبان خویش می دیدند، فکر می کردند زورشان بر این ملت بی پناه و مظلوم خواهد چربید. خبرگان می دانند که اگر چنین می شد، قبح زورگویی در جامعه دینی و نظام اسلامی آن‎چنان می شکست که دیگر "جایی برای دفاع از اسلام در میان مردم و جوانان باقی نمی ماند."

آن‌ها همچنین نمی‎توانستند تحمل کنند شکسته شدن قبح اهانت را توسط هنجارشکنان بی منطقی که حرمت هیچ کس را نگه نداشتند و پی در پی اهانت های خود را نثار میلیون‎ها ایرانی، رئیس جمهور منتخب‎شان و مرجع تقلید و رهبرشان و در نهایت امام و مولای شهیدشان کردند، چرا که به خواست و اهواء آنها گردن ننهاده بودند و کسانی از میان منافقان امت در بوق های بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان آن‏ها را خداجو و مؤمن می نامیدند! و کسانی دیگر از لزوم قانع کردن‎شان لابد با ابطال انتخابات و گردن نهادن به باج خواهی این متفرعنان خود شیفته سخن می گفتند.

بزرگ‌ترین قانون شکنی‌ها و عظیم ترین بهتان‌ها و بر هم زدن همه قواعد و معیارها را دیدند و دم بر نیاوردند و یا با سکوت و سخن خویش به حمایت‌شان برخاستند و اکنون چنان سنگ قانون‌گرایی را به سینه می‌زنند که اگر کسی سابقه درخشان! و ممتازشان در فتنه 88 را نداند، گویی با ملتزم‌ترین‌ها به قانون و نگران‌ترین‌ها از قانون‌شکنی طرف است.

و از حاکم کردن سلایق فردی بر قانون! که در فتنه 88 هیچ مصداقی نداشت! سخن می گویند انگار با ملتی بی حافظه و خبرگانی فراموش‎کار روبرویند.

شاید خبرگان هم دغدغه با آقای رفسنجانی از خود می پرسند: اگر آن‎هایی که بهتان عظیم تقلب را بر سر نیزه کردند و نشان دادند که تار و پود وجودشان از دروغ و توهم بافته شده است، این امکان را پیدا می کردند که با زور زر و حربه تزویر بر صدق و صفای ده‏ها میلیون ایرانی مظلوم فائق آیند، چه بر سر نظام اسلامی می آمد و آیا دیگر جایی برای دفاع از اسلام در میان مردم و جوانان باقی می ماند؟

آیا اگر اشرافیت متفرعن و از خود راضی و تحقیر کننده‌ی توده مردم می توانست ولی فقیه را به وتوی جمهوریت و لگدمال کردن مردم سالاری مجبورسازد؛ دیگر حنای اسلامیت نظام برای اقشار مختلف ملت به خصوص جوانان رنگی می داشت؟ آیا اگر مؤتلفان موساد و سیا می توانستند با فشار وحشیانه و بی منطق خود ولی امر مسلمین را وادار کنند که "رضاء العامه" را به "سخط خاصه" بفروشد و در برابر "کظّه ظالم" و "سغب مظلوم" مانند بسیاری مدعیان وقیح؛ سکوت خائنانه پیشه کند، ترجیح نمی‌داد که حبل حکومت را بر غاربش بیفکند و خار در چشم و استخوان در گلو خانه نشینی پیشه کند؟

اما دیگر آن دوران گذشته است. 1400 سال تاریخ؛ شیعیان را آن‌قدر آب دیده ساخته است که جنگ روانی فتنه گران هر چند هم موجه و معنون و مدعی و خوش سابقه باشند، دست آنها را از دامن مکتب اهل بیت علیهم السلام که مکتب دفاع از حقوق عامه و در هم کوبنده اشراف است، کوتاه نکند.

آقای هاشمی رفسنجانی باید بسیار خوشحال باشد که هنوز در این کشور و نظام، علما و روحانیون و بزرگانی هستند که نمی گذارند پرچم خونین تشیع با فتنه خواص فروافتد و حق این مردم مظلوم و توده پابرهنه، بازی‌چه انحصارطلبان فتنه‌گری شود که جمهوریت نظام را باور نکرده اند و آن را تا جایی به رسمیت می شناسند که در آستان کبریای آنان زانو زند و اهوا و اوهام آنان را گردن بگذارد.

* جملاتی که در این یادداشت برجسته شده است، عیناً برگرفته از سخنان آقای هاشمی در دیدار هفته‌ی گذشته با جمعی از روحانیون شهر قم است.


 
 
پخش فیلم غیر اخلاقی در پرواز ماهان !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ بهمن ،۱۳٩٠
 

پخش فیلم غیراخلاقی از ال سی دی های هواپیما در یکی از خطوط پروازی شرکت ماهان دردسرساز شد.

به تازگی شرکت هواپیمایی ماهان اقدام به تعویض تلوزیون های داخل کابین های کلیه هواپیماهای این شرکت کرده است. همین موضوع باعث شد تا مجهز بودن این تلوزیون های جدید به بلوتوث و بی توجهی کادر به روشن بودن این سرویس، موجب سوء استفاده یکی از مسافرین شود.

به این ترتیب در زمانی که کادر پروزا در بی خبری مشغول انجام وظایف شان بودند فیلم غیر اخلاقی از هر دو ال سی دی هواپیما پخش شده و مسافرین با چشمانی حیرت زده به مدت یک دقیقه صحنه های نامناسب پخش شده از این تلویزون ها را تماشا کرده اند.

اکنون پرونده رخداد مذکور در حال بررسی است. به نظر می رسد متخلف اصلی شرکت ماهان است که با بی توجهی به اصول اولیه ارتباطات، موجبات نارضایتی مسافرین را پدید آورده است.


 
 
بدل امام موسی صدر در لیبی دستگیر شد
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ بهمن ،۱۳٩٠
 

به گزارش ایرنا از بیروت، دولت لیبی پیش از این مدعی شده بود، امام صدر و همراهانش روز31 اوت با هواپیمای خطوط هوایی ایتالیا ، لیبی را به مقصد رم ترک گفته‌اند و بنابراین موضوع به آن‌ها ربطی ندارد.

به همین منظور و با ایجاد صحنه ای ساختگی، دو نفر از وابستگان به خود را با انجام گریم شبیه امام موسی صدر درست کرده و همراه با چمدان وی به هتلی که در رم رزرو شده بود، فرستادند.

اما در آخرین تحول روی داده در راستای تعیین سرنوشت امام موسی صدر، یک گروه قضایی لیبی روز پنجشنبه به منظور تحقیقات در خصوص پرونده ربایش امام 'موسی صدر' و دو همراهش شیخ 'محمد یعقوب' و 'عباس بدرالدین' وارد بیروت شدند.

از جمله اعضای این گروه قاضی 'محمود الیسیر' و 'عبد اللطیف قدور' هستند که در بدو ورود خود با 'عدنان منصور' وزیر امور خارجه لبنان دیدار کردند و در خصوص پیشرفت های این پرونده به بحث و تبادل نظر پرداختند.

منصور پس از این دیدار، این سفر را اولین اقدام مستقیم حکومت لیبی به منظور مشخص ساختن سرنوشت امام صدر و همراهانش دانست و افزود: طرف های لیبیایی تاکید کردند که امام صدر پس از سفر خود در سال 1978 میلادی به لیبی خاک این کشور را ترک نکرده است.

به گفته منابع خبری، شناسایی و بازداشت این دو نفر در لیبی اثبات می کند که امام صدر و همراهانش خاک لیبی را ترک نکرده اند و طی رایزنی های طرف های لیبی و لبنانی، مقامات لیبیایی زمینه را به منظور بازجویی مقامات قضایی لبنانی از این دو شخص را فراهم خواهند کرد.

بنابر گزارش منابع خبری، 'سیف الاسلام قذافی' فرزند دیکتاتور معدوم لیبی که هم اکنون در بند انقلابیون این کشور به سر می برد، طی بازجویی هایی که از وی به عمل آمده، اطلاعات فروانی را ارایه کرده است اما از دادن هرگونه اطلاعات در خصوص موضوع امام صدر طفره می رود.

به گفته این منابع هنوز امیدی در خصوص زنده بودن امام صدر و همراهانش وجود دارد چرا که مناطقی وسیع از لیبی وجود دارد که جستجو نشده و نیز تحت سیطره کامل شورای انقلابی این کشور قرار ندارد.

بنا بر گزارش منابع رسمی لبنان، هیات لیبیایی که هم اکنون در لبنان به سر می برد، از سوی مقامات کشور خود مامور شده اند که با مقامات لبنانی در این خصوص همکاری کرده و با خانواده ها و مسئولین ذیربط این پرونده در لبنان ملاقات هایی را انجام دهند.


 
 
پخش سخنان فردین از تلویزیون ایران !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ بهمن ،۱۳٩٠
 

وقتی فریدون جیرانی از مخاطبان برنامه «هفت» خواست تا گزارشی از افتتاح شبکه نمایش ببینند خیلی‌ها انتظار نداشتند شاهد پخش صحبت‌های محمدعلی فردین در سال ۱۳۵۷ باشند.
به گزارش خبر‌آنلاین، مراسم افتتاح شبکه نمایش چهارشنبه هفته گذشته در محل ریاست جمهوری برگزار شد. در این مراسم عزت‌الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما طی سخنانی به وضعیت بحرانی سینمای ایران در سال‌ پایانی حکو‌مت پهلوی اشاره کرد و از سخنان امام (ره) در روز ۱۲ فروردین سال ۱۳۵۷ به عنوان سرآغازی برای شروع تازه حیات سینمای ایران نام برد.
تهیه کنندگان گزارش برنامه‌ «هفت» نیز کوشیده بودند با مستند نگاری وقایع رخ داده وضعیتی را که ضرغامی توضیح داده بود به تصویر بکشند. به همین خاطر گزارش افتتاح شبکه نمایش با میز‌گردی آغاز شد که در سال ۱۳۵۷ برگزار شده‌بود و در آن تعدادی از عوامل پخش و تولید سینما دلایل نارضایتی خود از وضعیت سینمای ایران را بازگو می‌کردند.
در این میزگرد افرادی چون محمدعلی فردین بازیگر، کارگردان و سینمادار، عباس شباویز تهیه کننده سینما، انوری رئیس انجمن سینماداران و ...حضور داشتند.
فردین در این میزگرد وضعیت سینما و رابطه آن با دولت وقت را شبیه رابطه پدر و فرزندی دانست که در آن پدر هیچ یک از وظایف خود را در قبال فرزند انجام نمی‌دهد و از فرزندش هم تقاضا دارد که هر چه می‌گوید گوش کند و به فکر آبروی او هم باشد.
این میزگرد به دنبال بحران سینما در آن سال برگزار شده بود، بحرانی که به گفته جیرانی بر سر افزایش قیمت بلیط‌ها رخ داد و حتی در دو مقطع باعث تعطیلی سینما‌ها هم شد.
پس از پخش این میزگرد، گزارش‌های مردمی مربوط به بحران سینما در سال ۱۳۵۷ روی آنتن رفت. مخاطبان آن موقع سینما هم در صحبت‌های خود به پایین آمدن کیفیت فیلم‌های چه ایرانی و چه خارجی اشاره داشتند.
در ادامه این گزارش صحبت‌های امام (ره ) در زمان ورود به ایران پخش شد، سخنانی که طی آن بنیانگذار انقلاب اسلامی گفتند که ما با سینما مخالف نیستم بلکه با فحشاء مخالفیم.
پس از این سیر تاریخی، صحبت‌های رئیس سازمان صدا و سیما در حضور رئیس جمهور پخش شد.


 
 
تحریم نفت ایران ، لطیفه یا واقعیت ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ،۱۳٩٠
 

یک کارشناس سی‌ان‌ان در تحلیلی عنوان کرد: میزان خرید اروپا از نفت ایران، به حدی نیست که تحریم جدید را موثر جلوه دهد.

به گزارش سایت اوباما، جیمز لیندسی عضو شورای روابط خارجی و نویسنده کتاب انقلاب بوش در سیاست خارجی طی یادداشتی در سی‌ان‌ان تصریح کرد: ایالات متحده و متحدان اروپایی آن در حال حاضر به دنبال تحت فشار گذاشتن تهران جهت کنار گذاشتن فعالیت‌های هسته‌ای این کشور، از طریق ایجاد محدودیت در صادرات نفت ایران هستند.

وی افزود: کنگره به اوباما مجوزی داد تا بر اساس آن شرکت‌های مالی خارجی را که نفت ایران را می‌خرند، مجازات کند و در این راستا اروپایی‌ها به دنبال کاهش خرید نفت از ایران هستند.

وی با بیان اینکه سوال پیش روی ما این است که آیا تحریم‌های جدید کارا و موثر هستند، افزود: آنچه تصویر بالا روشن می‌سازد، این است که صادرات نفت ایران به کشورهای اروپایی کسر کوچکی از کل صادرات است. در همین حال، تحریم‌های ایالات متحده می‌تواند دوره جدیدی از رفتارهای غیردوستانه واشنگتن با چند متحد مهم آسیایی و کشورهایی مانند چین و هند را پیش رو بگذارد؛ کشورهایی که ایالات متحده خواهان همکاری با آن‌ها در مسائل دیگر منطقه است.

براساس این تصویر که از سوی نیویورک تایمز منتشر و از سوی کارشناس سی ان ان تحلیل شده است، چین، ژاپن، هند، کره جنوبی و ترکیه، به ترتیب با 22، 14، 13، 10 و 7 درصد، بیشترین واردات نفت از ایران را دارند و مجموع کشورهای اروپایی تنها 18 درصد از واردات نفت خام را از ایران دارند که کشورهایی چون چین عنوان کرده‌اند که خواهان افزایش خرید نفت از ایران هستند.


 
 
ابتذال روز افزون گلشیفته فراهانی ، چرا و به چه قیمت ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ،۱۳٩٠
 

بزرگان گفته اند که انسان به تدریج در دام شیطان می افتد و به انحراف کشیده می شود و خروج خودشیفته فراهانی از کشور باعث شد که وی به تدریج به دام فتنه گران و ضد انقلاب بیفتد.

خانواده فراهانی که سال ها در خدمت به فرهنگ و هنر ایرانی، کوشش کرده و به دنبال خودنمایی و مطرح شدن یک شبه در افکار عمومی نبوده، این پیام را به هر جوان ایرانی منتقل می کند که بدون تلاش و صبر و پیگیری نمی توان در ذهن مردم جای گرفت و پیامی را از طریق هنر و فرهنگ منتقل کرد.

 همان طور که بهزاد فراهانی و همسر وی معتقدند، خودنمایی راه مطرح شدن و بزرگ شدن نیست و اگر کسی بخواهد به قیمت خودنمایی خود، لحظه ای یا چند روزی در افکار عمومی و رسانه ها مطرح شود و توجه همه را جلب کند به سرعت از نردبان افکار عمومی سقوط می کند و دیگر نمی تواند به عنوان هنرمند، حامل پیام فرهنگ و تمدن خود باشد.

گلشیفته هیچ پیامی را نمی تواند با این گونه برهنگی و خودنمایی اعلام کند، زیرا مردم نسبت به این گونه طرح پیام واکنش شدید نشان می دهند و حامل پیام و اصل پیام را نخواهند پسندید. این روش شاید از نظر فرهنگ بخشی از هنرمندان فرانسه حامل پیام باشد یا موضوعی را بیان کند اما از نظر اکثریت مردم فرانسه نیز مذموم است چه رسد به مردم سایر نقاط جهان که با هر باوری چنین روش هایی را بر نمی تابند.

ظاهرا این عکس و فیلم کوتاه آن برای مراسم سزار ساخته شده است و ضمن این که معلوم نیست چرا کارگردان برهنگی و عریان شدن را برای پیام تبلیغی خود انتخاب کرده، این سوال مطرح است که چرا گلشیفته حاضر شده بی محابا تر از دیگران باشد و حتی از سایر بازیگران این فیلم نیز مستهجن تر حرکت کند.

این فیلم و عکس ها را ژان موندینو، عکاس فرانسوی، از شانزده بازیگر جوان گرفته که نامشان برای نامزدی بخش بهترین "بازیگر مستعد" جوایز سینمایی سزار مطرح شده است، و همچنین فیلم کوتاهی از این بازیگران منتشر شده که آنها را در حال عریان شدن نشان می دهد و با چند کلمه فرانسوی، موضوع مورد نظر کارگردان را مطرح می کنند. گلشیفته فراهانی یکی از این بازیگران است که متأسفانه از همه اینها مستهجن تر است .

اگر چه صدای گلیشفته روی صحنه حضور وی قرار دارد اما هنگام عریان شدن حرف نمی زند و همین موضوع باعث شده که صحنه حضور وی هم از نظر کلام و هم از نظر عریان شدن بی محاباتر به نظر برسد و این پیام را به بیننده می دهد که وی یک هنرمند خارجی است و به ایرانی هایی که این فیلم را می دهد حس بد و تحقیر کننده ای می دهد.

متاسفانه گلشیفته با خروج خود از کشور بلافاصله توسط  کارگردانان، سینماگران، هنرمندان، موسیقیدانان و سیاست مداران و رسانه های معاند نظام جمهوری اسلامی شکار شد و به پیشنهادهای آنها "نه" نگفت! در حالی که ویژگی یک هنرمند باسابقه وسرشناس این است که به هر کاری جواب مثبت ندهد.

حال این سوال مطرح است که هنرمندان وجوانان ما با این رفتارهای خشن و افراطی چه چیزی را می خواهند ثابت کنند چه پیامی دارند و چرا از این روش ها استفاده می کنند؟ آیا عقده پیام رسانی و مطرح شدن دارند آیا عقده در افکار عمومی قرارگرفتن دارند؟

وقتی هنرمندانی مانند بهزاد فراهانی و شقایق فراهانی با رفتار توام با احترام و ارزش خود، به هنر ایران زمین خدمت می کنند و پیام فرهنگ ایران را منتقل می کنند و سال هاست که از سوی مخاطبان و هنردوستان ایران مورد احترام هستند و به اندازه کافی تولید فرهنگی به این آب و خاک ارائه داده اند و در ذهن و کلام مردم جای دارند و خانواده ای هنری و قابل احترام را به جامعه ارائه داده اند، حال با چه توجیه و هدفی، امثال گلشیفته خود را آلت دست دشمنان و فتنه گران و مخالفان نظام و فرهنگ ایران می کنند؟

دشمنان به ظاهر شعار دلسوزی و حقوق بشر و حقوق زنان می دهند اما بلافاصله پس از جذب جوانان  و هنرمندان، آنها را به راه ابتذال و سوء استفاده سوق می دهند. حال باید پرسید چه کسانی به دنبال حقوق زنان و احترام به حقوق بشر هستند؟

کسانی که از چهره و اندام یک زن هنرمند ایرانی با سابقه برای انتقال پیام خود به جشنواره سزار استفاده می برد به فکر حقوق زن و حقوق بشر است یا کسانی مانند بهزاد فراهانی که معتقدند نباید با خودنمایی، خود را آلت دست دیگران کرد؟!

آن زمان که مسوولان جمهوری اسلامی و بزرگان فرهنگ ایرانی و اخلاق اسلامی، نسبت به سوء استفاده دشمن و فریب خوردن جوانان هشدار می دهند، عده ای گمان می کنند که شعار حقوق بشر تنها از اردوگاه آمریکا ونیویورک نشین ها و پاریس نشین ها به گوش می رسد اما وقتی زن هنرمند ایرانی را فریب می دهند و او را برای پیام یک جشنواره فرانسوی عریان می کنند تازه مشخص می شود که حقوق بشر و حقوق زن، برعکس آن چه گفته می شود ابزار تبلیغات برای جشنواره ها، همایش ها، فروش کالا و فیلم و بدنام کردن منتقدان آمریکا و سرمایه داری غرب است.

فضای برهنگی و آزادی عمل در لباس پوشیدن و حجاب و موسیقی و بیان،  تا جایی امکان پذیر است که منافع سرمایه داری غرب در خطر نیفتد وگرنه هر جا که کسی با این شیوه منتقد فرهنگ و سرمایه داری غرب باشد بلافاصله او را به انواع بی اخلاقی، یا به عقب ماندگی و تروریسم و... متهم می کنند.

پیام حرکت گلیشفته در اصل این است که در غرب آدم های جداشده از وطن را که به امید رشد یافتن از کشور خارج شده اند برای تبلیغ فرهنگ سرمایه داری غرب می خواهند نه بیشتر.

این نوع حرکت ها و پیام ها دقیقا برعکس آن چه غرب انتظار دارد عمل می کند و خانواده های مسلمان و ایرانی حالا به خوبی در می یابند که چه کسی درست می گوید و فرهنگ سرمایه داری غرب با 2600 شبکه ماهواره ای تلویزیونی و میلیون ها سایت و روزنامه به دنبال تسخیر روح و جسم انسان است تا برای منافع دولت ها و سرمایه دارها جسم و جان خود را فدا کنند.

کم نبودند کسانی همانند گلشیفته فراهانی که با امید تبدیل شدن به ستاره سینمای هالییوودی به تمام سنت های وطنی اش پشت پا زدند و همه چیز را نادیده گرفتند. اما در نهایت و زمانی که استفاده تبلیغاتی این ستاره ها به پایان می رسد کم کم نشریات مبتذل مد هم حتی به سراغ آنها نخواهند رفت و تازه تلخی غربت و مزه گس آلت دست شدن حس می شود. احساس بدی آنقدر بد که تلخی آن را حتی می شود از تکذیبیه پدر گلشیفته یعنی بهزاد فراهانی در خصوص این رفتارهای دخترش حس کرد.


 
 
آمریکاییها با فیلم تخیلی موفق به توقف پیشرفتهای هسته ای ایران اسلامی شدند !
نویسنده : حسین ابراهیمی کوشالی - ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ،۱۳٩٠
 

دولت آمریکا که در بعد واقعی از متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران باز مانده است، تصمیم گرفته بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران و توهین به پرچم کشورمان را حداقل در فیلمی علمی- تخیلی محقق کند.

 
در فیلم ترنسفورمر یا تبدیل‌شوندگان ۳، محصول سال ۲۰۱۱ با عنوان Dark of the Moon، صحنه‌هایی از حمله به تاسیسات هسته‌ای کشوری خاورمیانه‌ای آورده می‌شود که با نشان دادن پرچم ایران به صورت واژگون، معلوم می‌شود کشور مورد نظر ایران است. 
در بخشی از این فیلم، سربازانی حضور دارند که به زبان فارسی صحبت می‌کنند و در حال محافظت از نیروگاه هسته‌ای هستند اما آمریکایی‌ها با استمداد از آدم‌فضایی‌هایی شبیه به ربات، به تاسیسات هسته‌ای ایران حمله می‌کنند تا حداقل در یک فیلم علمی- تخیلی بتوانند به آرزوی خود در متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران جامه عمل بپوشانند.
 
نکته قابل توجه درخصوص سه‌گانه ترنسفورمرز، این موضوع است که به رغم دشمنی آدم‌فضایی‌ها با دولت آمریکا در پارت اول، سازندگان این فیلم عملی- تخیلی ترجیح داده‌اند که برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران، آدم‌فضایی‌ها را با دولت آمریکا متحد کنند.
 
آدم‌فضایی‌ها همچنین با تز حفاظت از امنیت مردم جهان! اقدام به کشتار دشمنان می‌کنند و جالب اینکه قهرمان داستان که آدم‌فضایی‌ها مامور حفاظت از جان وی هستند، یک جوان آمریکایی بیکار است که به واسطه رکود اقتصادی در آمریکا، توان پیدا کردن شغل را ندارد. در واقع، این قهرمان اگر در فضای واقعی حضور داشت الان احتمالاً در خیابان‌های آمریکا مشغول تظاهرات علیه دولت آمریکا بود اما کارگردانان آمریکایی ترجیح داده‌اند چنین شخصیتی را در جایگاه قهرمان مبارزه با ایران جا بزنند.
 
قابل ذکر است که پارت دوم این سه‌گانه با عنوان Revenge of the Fallen محصول سال ۲۰۰۹ که سال‌های گذشته چندین بار با رپرتاژ بسیار قوی و معتنابه از تلویزیون ملی پخش شد، در تمامی طول فیلم اشاره به نیروی اهریمنی موجود در یک "مکعب" داشت که در تمام طول فیلم، با نشان دادن صحنه‌هایی از کشورهای عربی و پخش اذان در بخش‌هایی از فیلم، تلاش می‌کرد به مقام معنوی "کعبه" به عنوان قبله مسلمانان اهانت و آن را دارای نیرویی اهریمنی عنوان کند.