پرواز اندیشه

در حاشیه ورود برجام به کلاس های درس دانش آموزان !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩٤
 

در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مسائل به وجود آمده در کشور برای دوران پسابرجام مورد توجه قرار گرفته و تصاویر طنز جالبی قابل رویت می باشد

در ادامه برخی از این تصاویر جالب را مرور می کنیم


 
 
عجب از شنوایی گوش توست !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

فیلسوف فقیه و حکیم بزرگ مرحوم حاج آقا رحیم ارباب یکی از تربیت شدگان علمی و عملی مرحوم آخوند(ملا محمّد) کاشی بود.
 
این فقیه دو بار برای زیارت آن مرد بزرگ به اصفهان رفت و هر بار از خرمن فیض آن جناب بهره ها گرفت.
 
این مرد بزرگ از حالات معنوی و روحی استاد عالیقدرش مرحوم آخوند کاشی مسائلی بس مهم نقل می کرد.


یکی از طلبه های مدرسه صدر - محل سکونت آخوند کاشی - که دارای حالات معنوی و عرفانی بود، می گوید:
شبی برای عبادت و مناجات با قاضی الحاجات از خواب برخاسته، وقتی وضو گرفتم و برای برنامه حال آماده شدم، ناگهان دیدم تمام در و دیوار مدرسه و سنگ ریزه ها و برگ درختان در پاسخ ناله ی انسانی دل سوخته به نوای «سُبُّوحٌ قُدُّوسُ رَبُّ المَلائِکةِ وَ الرّوح» در ترنّمند.

خداوندا! اصل ناله و صدا از کیست و این چه صدایی است که تمام موجودات مدرسه با او هم آهنگند؟ مشغول تحقیق شدم. نزدیک حجره ی آخوند رسیدم، دیدم محاسن سپیدش را روی خاک گذاشته، در حالی که چون سیلاب از دو دیده اشک می بارد، این ذکر شریف را می گوید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسُ رَبُّ المَلائِکةِ وَ الرّوح» و در و دیوار مدرسه و درختان و نباتات به دنبال او این ذکر را می گویند.

از هیبت ذاکر و ذکر و مذکور، فریادی زدم و غش کردم.

چون به هوش آمدم، به حجره ی خود برگشتم.

وسط روز خدمت استاد رسیدم، با حالتی پر از اعجاب و بهت و حیرت به حضرت استاد عرضه داشتم: «داستان دیشب چه بود که مرا سخت تعجب انداخت؟»

آخوند کاشی در کمال سادگی به من گفت: «تعجب از توست که به چه علت گوش تو باز شد تا چنین برنامه ای را شنیدی؟ هان تو چه کرده بودی که در برابر این برنامه، توفیق شنیدن یافتی؟!»


 
 
دروغ بزرگ مدعیان راستگویی + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳٩٤
 

ه گزارش جهان، عبدالرضا داوری فرد رسانه ای نزدیک به محمود احمدی نژاد، متنی را در اعتراض به گزارش هفته نامه"صدا" در شبکه های تعاملی موبایلی با تیتر "دروغ بزرگ امپراطوری رسانه ای دولت" به رشته تحریر در آورد که به شرح زیر است.
 
"هفته نامه صدا ارگان حزب کارگزاران در جدید ترین شماره خود تلاش کرده تا درآمدهای نفتی دولت نهم و دهم را با قیمت نفت بشکه ای ۱۴۸ دلار و درامدهای نفتی دولت یازدهم را با قیمت ندر مورد این گمانه دو نکته قابل ذکر است:
  
اولا در کل دوران دولت نهم و دهم تنها و تاکید می کنم تنها یک روز قیمت نفت سبد اوپک به ۱۴۰ دلار رسید و در همان روز هم ایران هیچ محموله ای صادر نکرد. متوسط قیمت صادرات نفت ایران در کل دوران دولت نهم و دهم ۶۵ دلار بوده است. این در حالی است که دولت یازدهم از ابتدای فعالیت خود تا کنون نفت را با قیمت متوسط ۷۰ دلار صادر کرده است.
 
ثانیا دروغ پردازان حامی دولت این حقیقت را مخفی می دارند و نمی گویند که دولت های نهم و دهم درآمدهای نفتی را بطور متوسط با دلار ۱۰۰۰ تومانی تبدیل به ریال کردند حال آنکه دولت یازدهم دلارهای نفتی خود را با دلار ۳۰۰۰ تومانی تبدیل به ریال می کند. بنابراین در بودجه های سنواتی از دولت دهم به دولت یازدهم، هر دلار نفتی تا سه برابر ریال بیشتر به جیب دولت حسن روحانی ریخته است تا درآمد ریالی دولت حسن روحانی که در همین ۲۸ ماه به خزانه واریز شده، ۱.۵ برابر کل درامد ریالی خزانه دولت دهم باشد."

 


 
 
پشت پرده قابل تأمل نامه روحانی به وزیر دفاع !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳ دی ۱۳٩٤
 

یکی از کاربران شبکه اجتماعی "افسران" در مطلبی به تحلیل نامه حسن روحانی به وزیر دفاع با نگاه منفی پرداخت. این کاربر نوشت:"شاید برخی دستور افزایش سرعت تولید انواع موشک به وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، توسط حسن روحانی را [۱]؛ اقدامی انقلابی در راستای مقابله با تحرکات اخیر امریکا برآورد کنند، لکن با مرور سابقه اقدامات دولت باید گفت، چنین تصوری اساسا اشتباه است.

ادامه ی روند اجرای بی چون و چرای برجام و خروج بیش از ۱۱ تن ذخایر استراتژیک اورانیوم غنی شده (LEU) از کشور، با وجود ادامه مسیر تحریم از سوی آمریکا، در کنار اقدام مشترک و سوال برانگیز معاون وزیر خارجه ایران، حمید بعیدی نژاد در تبریک گفتن بابت خروج اورانیوم های کشور و وزیر امور خارجه آمریکا "جان کری"؛ که هر دو با لفظی مشابه، خروج ذخایر اورانیوم از ایران را، عملیاتی پیچیده و پیروزیی بزرگ معرفی نمودند، فشارهای متعددی را متوجه دولت یازدهم و رئیس آن نمود.

اعتراض به تصویب قوانین جدید تحریمی در آمریکا و نقض مکرر برجام، توسط جمعی از نمایندگان مجلس، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، دبیر شورای عالی امنیتی ملی و حتی معترض بودن هواداران دولت و افرادی نظیر بهشتی پور که نگاه مثبتی به برجام دارند، زنجیره ای از فشار روانی بر دولت  حسن روحانی تحمیل کرد.

فشار هایی از جنس یاد شده، در کنار اطلاعات دریافتی "دولت رکود" و عقب نشینیِ ها، حسن روحانی را به این جمع بندی رساند؛ در صورت عدم انجام حرکتی هرچند نمایشی، می تواند مردم انقلابی را تا حدی اغنا کند[۲] و توقف کامل برجام [۳] متصور است. لذا به نظر می رسد مشاوران امنیتی دولت، با طراحی نامه ی حسن روحانی به حسین دهقان، در صدد کاهش فشار های داخلی بر آمدند.

به منظور فهم بهتر از نگرش دولت به بخش دفاعی، مقایسه [۴] لوایح تقدیمی دولت به مجلس برای سالهای ۹۳ و ۹۴ و قیاس آن با بودجه تقدیمی برای سال ۹۲، بسیاری از مطالب را روشن می کند. افت ۶۵۴ درصدی بودجه دفاعی سال ۹۳ و ۵۱۳ درصدی سال ۹۴ در لوایح تقدیمی دولت ثابت می کند، اساسا دولت برای بخش دفاعی کشور ارزشی قایل نیست. لذا حرکت رئیس دولت یازدهم و دستور به وزیر دفاع را نه تنها نمی توان حرکتی در راستای مقابله با تحریم های جدید آمریکا ارزیابی کرد؛ بلکه می بایست عملی ایذایی در جهت کم کردن فشار داخلی قلمداد نمود. زیرا انتظار آن بود و البته هست، اگر دکتر روحانی واقعاً قصد مقابله با تحریم های آمریکا را دارد، می بایست به نسخه ی پیچیده شده توسط رهبر فرزانه انقلاب، در دستورات ۹ گانه ی تایید مشروط برجام [۵] عمل کرده و خواستار توقف خروج ذخایر استراتژیک مواد غنی شده –که البته از کشور خارج شد و یا روند پرکردن قلب راکتور آب سنگین اراک با سیمان شود، نه انجام حرکت نمایشی و دستور تسریع در تولید موشک.

[۱] www.farsnews.com/new
[۲] sarbazie-velayat.mih
[۳] www.irannuc.ir/conte
[۴] www.rajanews.com/new
[۵] farsi.khamenei.ir/me    


 
 
شعر حداد عادل برای آلودگی هوای تهران و ابتکار
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩٤
 

حداد عادل از نمایندگان مجلس و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی به تازگی در واکنش به آلودگی هوا در تهران و دیگر کلان شهرها شعری سروده است. در پایان شعر حداد عادل که خطاب به باران سروده شده است، آمده:

ای باد اگر نیایی و باران نیاوری

بر باد می‌رود هنر و ابتکار من

مَردُم در انتظار، طبیعت در انتظار

این است شرح قصه شهر و دیار من

 



 
 
شیوه جالب تشکر پرویز پرستویی از فرهنگیان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ٢٥ آذر ۱۳٩٤
 

پرویز پرستویی با انتشار عکسی در اینستاگرامش نوشت:

سرمایه دار عزیز یادت هست…؟

هردو تحقیق می کردیم
من در مورد شیوه های آموزش بهتر به فرزندت
و تو برای روش های سرمایه‌گذاری بهتر!!!

هر دو چک می کردیم
من دفتر کودک تو را
و تو نرخ بازار را!
هردو می اندیشیدیم
من به آینده کشورم
وتو به آینده خودت!
هردو گوش می کردیم
من به وجدانم
و تو به نرخ بازار!
هر دو می جنگیدیم
من با جهل
و تو با جیب!
هردو استفاده می کردیم
من از نمره های کلاسی
و تو از جریان های سیاسی!
هردو می مردیم
من از غصه ی افت تحصیلی
و تو از غصه ی مالیات تحمیلی!
هر دو رسیده ایم
من به پای تخته سیاه
و تو به مزیت های بازار سیاه!
هر دو خندیدیم
من به جهل
و تو به جهد!
هر دو حظ کردیم
من از دوره های ضمن خدمت
و تواز شعار خدمت!
حالا هر دو شگفت زده ایم
من از فرسایش خودم
و تو از آسایش خودت!
تقدیم به همه فرهنگیان زحمت کش


 
 
چرا شیعیان در نماز دست روی دست نمی گذارند ؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ٥ آذر ۱۳٩٤
 
حضرت آیت‌الله العظمی سبحانی به پرسشی درباره دلیل نماز خواندن شیعیان با دست باز پاسخ گفته است.
به گزارش ادیان نیوز، متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

چرا شیعیان با دست باز نماز می‌خوانند؟

قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموری است که استحباب آن بین فقهای سه مذهب از مذاهب چهارگانة اهل سنّت مشهور است:

حنفی‌ها می‌گویند:روی هم گذاشتن دست‌ها در نماز، سنّت است وواجب نیست، و برای مرد بهتر است که کف دست راستش را بر پشت دست چپ، زیر ناف قرار دهد، و زن دست‌ها را بر سینه‌اش بگذارد.

شافعی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست روی یکدیگر، در نماز، برای مرد و زن سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ زیر سینه و بالای ناف به سمت چپ قرار دهد.

حنبلی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست‌ها روی هم، سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده، زیر ناف قرار دهند.

فرقه مالکیّه بر خلاف سه مذهب فوق می‌گویند: آویختنِ دست‌ها در نمازهای واجب، مستحب است، قبل از مالکی‌ها نیز جماعتی همین قول را گفته‌اند که از آن جمله‌اند: عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابن جریح، نخعی، حسن بصری، ابن سیرین و جماعتی از فقها.

از امام اوزاعی منقول است که نمازگزار، بین آویختن دست‌ها یا روی هم قرار دادن آنها مخیر است.[1]

امّا مشهور بین شیعه امامیّه آن است که قرار دادن دست‌ها روی یکدیگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهای شیعه کسی قائل به کراهت شده، مانند ابو الصلاح حلبی در کافی.[2]

کیفیت نماز پیامبر(ص)

با این که به جز مالکی‌ها، مذاهب دیگر اهل سنّت، قرار دادن دست چپ بر دست راست در نماز را جایز شمرده‌اند و دربارة این مسأله سخن بسیار گفته‌اند، با این حال دلیل قانع کننده‌ای حتّی بر جواز آن ندارند،چه رسد بر استحباب. بلکه می‌توان ادّعا کرد که دلایلی بر خلاف ادعای آنان وجود دارد و روایاتی که از فریقین (شیعه و سنّی) بیانگر طریقه نماز گزاردن رسول اکرم(ص) است، از گذاشتن دست‌ها بر یکدیگر سخنی به میان نیاورده است و امکان ندارد که پیامبر (ص) امر مستحبّی را در طول حیات خود(یا بخشی از آن) ترک نماید. اکنون سه نمونه از این روایات، دو مورد از طریق اهل سنّت و دیگری از طریق شیعه امامیّه را ذکر می‌کنیم که هر دو روایت، چگونگی نماز پیامبر(ص) را بیان می‌کند و در هیچ‌یک کو‌چکترین اشاره‌ای به روی هم قرار دادن دست نشده، چه رسد به چگونگی آن:

الف: حدیث ابی حُمید ساعدی

حدیث ابی حُمید ساعدی را برخی از محدّثان (سنّی) روایت کرده‌اند و ما از کتاب سنن بیهقی نقل می‌کنیم که گفت: او رو به اصحاب پیامبر کرد و گفت: من داناترین شما به نماز رسول خدا (ص) هستم. گفتند: به چه سبب؟ زیرا تو نه بیش از ما پیرو آن حضرت بوده‌ای و نه افزونتر از ما مصاحبتش کرده‌ای. گفت: چرا، گفتند: پس (کیفیّت نماز آن حضرت را) بر ما عرضه کن. ابوحُمید گفت:

رسول خدا(ص) هرگاه می‌خواست به نماز بایستد، دست‌ها را تا برابر شانه‌هایش بالا می‌بُرد، سپس تکبیر می‌گفت و هنگامی که همه اعضایش به حال اعتدال در جای خود قرار می‌گرفت به قرائت می‌پرداخت، آنگاه تکبیر می‌گفت و دست‌ها را تا برابر شانه بالا می‌بُرد، پس از آن به رکوع می‌رفت و دو کف دست را بر زانوها می‌گذاشت و در حال اعتدال که نه سرش را بالا می‌گرفت و نه پایین می‌انداخت، رکوع را انجام می‌داد. سپس از رکوع سر بلند می‌کرد(می‌ایستاد) و می‌گفت: سمع اللّه لمن حمده. آنگاه دست‌ها را تا برابر شانه‌ها بالا می‌بُرد و تکبیر می‌گفت، سپس (برای سجده) متوجّه زمین شده و دست‌هایش را (در سجده) از پهلوهایش جدا می‌گرفت، آنگاه سر از سجده برمی‌داشت و پای چپش را خم می‌کرد و بر آن می‌نشست. انگشتان پاهایش را در سجده باز می‌نمود و سجده دوم را نیز همین‌گونه انجام می‌داد و پس از سجده، تکبیر می‌گفت، سپس پایش را خم کرده بر آن می‌نشست در حالی که هر عضوی به حال اعتدال قرار می‌گرفت. رکعت بعدی را هم به همین کیفیّت انجام می‌داد و پس از دو رکعت در حال قیام تکبیر می‌گفت و دست‌هایش را تا برابر شانه‌ها بالا می‌برد همانگونه که تکبیر افتتاحیّه را انجام می‌داد و در بقیّه نمازش نیز همین‌طور عمل می‌کرد تا به سجده آخر. پس از آن سلام می‌گفت، پای چپ را عقب قرار می‌داد و بر سمت چپ بر وَرِک[3] می‌نشست.

همه گفتند: ابوحمید راست گفت، رسول خدا(ص) بدین گونه نماز می‌گزارد.[4]

این بود حدیثی در مقام بیان کیفیّت نماز رسول خدا(ص) که از طریق اهل سنّت روایت شده که وجه دلالت آن را دانستیم. اکنون به حدیثی که شیعه امامیه روایت کرده توجه کنید:

ب: حدیث حمّاد بن عیسی

حمّاد بن عیسی از امام جعفر صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: چه قدر ناپسند است برای مردی که 60یا 70 سال از عمرش بگذرد و یک نماز با شرایط کامل انجام نداده باشد. حمّاد گفت: (از این سخن امام (ع)) در دلم احساس حقارت کردم و عرض کردم: فدایت شوم، نماز را (با شرایط کامل) به من تعلیم فرما.

پس ابوعبداللّه (ع) (جعفر بن محمّد‘) راست قامت رو به قبله ایستاد و دست‌هایش را با انگشتان بسته بر روی رانهایش انداخت و پاهایش را نزدیک به هم به فاصلة سه انگشت باز قرار داد و انگشتان پاهایش همه رو به قبله بود و آنها را از قبله منحرف نمی‌کرد و با خشوع و فروتنی تمام بود، پس تکبیر گفت و سوره حمد و قل هو اللّه احد را با ترتیل قرائت کرد، سپس به اندازه نفس کشیدنی در حال قیام صبر کرد و پس از آن تکبیر گفت در حالی که هنوز ایستاده بود، آنگاه به رکوع رفت و دو کف دستش را با انگشتان باز روی کاسه زانوهایش قرار داد و زانوها را به عقب داد تا پشتش صاف شد به طوری که اگر قطره‌ای آب یا روغن بر پشتش ریخته می‌شد به واسطه راست بودن پشتش به هیچ طرف مایل نمی‌گشت، امام گردنش را (در رکوع) راست گرفت و چشمانش را بست و سه مرتبه با ترتیل تسبیح (سبحان رَبّی العظیم وبحمده) گفت، سپس راست قامت ایستاد و چون کاملاً به حال قیام درآمد، گفت: «سمع اللّه لمن حمده» و بعد از آن در همان حال قیام، تکبیر گفت و دستها را تا مقابل صورت بالا آورد، و آنگاه به سجده رفت و دستهایش را قبل از زانوها بر زمین گذاشت و سه مرتبه گفت: سبحان ربّی الأعلى وبحمده، و (در سجده) عضوی از بدنش را بر عضو دیگر نگذاشت و بر هشت موضع سجده کرد: پیشانی، دو کف دست، دو کاسه زانو، دو انگشت ابهام پا، و بینی، ( گذاشتن هفت موضع در سجده بر زمین واجب و گذاشتن بینی بر خاک سنّت است که اِرغام نامیده می‌شود). سپس سر از سجده برداشت و هنگامی که راست نشست، تکبیر گفت و ساق پای چپ را خم کرده، روی آن نشست و پشت پای راستش را بر کف پای چپش گذاشت و گفت: «أستغفر اللّه ربّی و أتوب إلیه»، و در همان حال نشسته تکبیر گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اوّل بجا آورد و همان ذکر تسبیح را در سجده دوم نیز گفت و از عضوی از بدنش برای عضو دیگر در رکوع و سجود کمک نگرفت و در حال سجده دست‌هایش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراعِ دستها را بر زمین نگذاشت و بدین ترتیب دو رکعت نماز بجا آورد .

سپس فرمود: ای حمّاد، این گونه نماز بخوان، و در نماز به هیچ سویی التفات مکن و با دست‌ها و انگشتانت بازی مکن و آب دهان به راست و چپ یا پیش رویت مینداز.[5]

چنان که ملاحظه می‌شود هر دو روایت در صدد بیان کیفیّت نماز واجب است و در هیچکدام کوچکترین اشاره‌ای به روی هم گذاشتن دست‌ها نشده است، زیرا اگر گرفتن دست سنّت بود، امام صادق (ع) در بیان خود آن را ترک نمی‌کرد و حال این که آن حضرت با عمل خود، نماز رسول خدا (ص) را برای ما مجسّم می‌کرد، چون او از پدرش امام باقر(ع) و امام باقر(ع) از پدرانش و آنها از امیرمؤمنان(ع) و او از رسول اعظم صلوات اللّه علیهم اجمعین گرفته‌اند. بنابراین، دست روی دست گذاشتن در نماز بدعت است؛ زیرا گرفتن دست در واقع داخل کردن چیزی است در شریعت که از شریعت نیست.

ج. آموزش نماز به کسی که نماز صحیح نمی‌خواند

در میان محدثان اهل سنت حدیثی است به نام «حدیث المسیء صلاتُه» یعنی حدیث کسی که نماز خود را صحیح نمی‌خواند، در این حدیث چنین آمده است:

ابوهریره می‌گوید: پیامبر وارد مسجد شد، مردی نیز وارد مسجد شد و نماز گزارد، سپس به حضور پیامبر آمد و سلام کرد. پیامبر سلام او را پاسخ گفت و فرمود: برگرد و دو مرتبه نماز بخوان، رفت و نماز گزارد و به سوی پیامبر بازگشت، پیامبر نیز فرمود: برگرد باز نماز بگزار، این کار سه بار تکرار شد، سرانجام آن مرد عرض کرد: سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده است، من جز آنچه انجام می‌دهم، چیزی نمی‌دانم، چه بهتر که نماز را به من بیاموزی.

در این هنگام پیامبر فرمود: هرگاه به نماز ایستادی تکبیر بگو، سپس آنچه از آیات قرآن می‌دانی، بخوان، سپس رکوع کن به گونه‌ای که بدنت آرام گردد، آنگاه پیامبر دیگر اجزا و شروط نماز را به او می‌آموخت[6] و هیچ اشاره‌ای به گذاردن دست راست بر دست چپ نمی‌کند، در حالی که اگر این کار واجب و یا مستحب مؤکد بود، از گفتن آن خودداری نمی‌کرد.

نظر ائمّه اهل بیت(علیهم السلام)

با توجه به آنچه تاکنون گفته شد، روشن گردید که سنت بودن دست روی دست گذاشتن در نماز ثابت نشده است، بدین جهت می‌بینیم که ائمّه اهل بیت(علیهم السلام) از این عمل (گرفتن دست در نماز)، احتراز می‌کردند و آن را از افعال مجوس در مقابل پادشاه می‌دانستند.

محمّد بن مسلم از امام جعفر صادق یا امام محمّد باقر ‘روایت کرده، می‌گوید: به آن حضرت عرض کردم: حکم کسی که دستش را در نماز بر دست دیگر می‌گذارد، چیست؟ فرمود: این عمل، تکفیر است و نباید انجام شود.(تکفیر به معنی تعظیم در مقابل پادشاهان است).

زراره از حضرت امام محمّد باقر (ع) روایت کرده که فرمود: بر تو باد توجه به نماز، و در نماز تکفیر مکن(دستهایت را بر هم مگذار)، زیرا مجوس این عمل را انجام می‌دهند.

صدوق به سندی از امیر مؤمنان علی (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: مسلمان دستهایش را در نماز جمع نمی‌کند و در حالی که در مقابل خدای عزّ وجلّ ایستاده است، تشبّه به اهل کفر (یعنی مجوس) نمی‌ورزد.[7]

در خاتمه یادآوری می‌کنیم که آقای دکتر علی سالوس بعد از نقل نظریات و فتاوای فقهای شیعه و سنّی، (در مورد نهادن دست‌ها بر یکدیگر در حال نماز) به کسانی که دست روی دست گذاشتن را حرام می‌دانند حمله کرده و می‌گوید: «کسانی که قائل به حرمت و مبطل بودن این عمل هستند یا تنها آن را حرام می‌دانند، به واسطه تعصب مذهبی، بین مسلمین اختلاف و تفرقه ایجاد می‌کنند».[8]

جا دارد از ایشان پرسیده شود: اگر تلاش و بررسی وتحقیق در کتاب و سنّت، شیعه را به این نتیجه رسانده که گرفتن دست در نماز، امری است که بعد از نبی اکرم(ص) پیدا شده و مردم در زمان خلفا به آن امر می‌شدند، گناه شیعه چیست؟ و در این صورت هر کس گمان کند که آن عمل جزئی از نماز است چه واجب باشد یا مستحب، تحقیقاً در دین امری را بدعت نهاده که از دین نیست. آیا جزای کسی که در کتاب و سنّت اجتهاد و تحقیق نماید این است که با تیر اتّهام به تعصّب مذهبی و ایجاد اختلاف، مورد هدف قرار گیرد؟

اگر این اتّهام بجا باشد، آیا امام مالک را نیز می‌توان این گونه متّهم کرد؟ زیرا او گرفتن دست را مطلقاً، یا در نمازِ واجب، مکروه می‌داند. آیا می‌توان امام دارالهجره را  به تعصّب مذهبی و ایجاد خلاف متّهم کرد؟

به چه دلیل دست بسته نماز خواندن را نشانه تعصّب مذهبی و میل به اختلاف بین مسلمین نمی‌دانید؟ قضاوت با شماست.

.............................................

[1] .  محمّد جواد مغنیه: الفقه علی المذاهب الخمسه، ص 110، وملاحظه شود «رسالة مختصرة السدل» ا از دکتر عبدالحمید، ص 5.

[2] .  محمد حسن نجفی، جواهر الکلام:11/15ـ16.

[3] .  تورک عبارت است از این که انسان در حال نشستن بر روی پای چپ بنشیند، وروی پای راست را بر کف پای چپ قرار دهد.

[4] .  سنن بیهقی:2/72، 73، 101، 102; سنن أبی داود:1/194، باب افتتاح الصّلاة، حدیث 730ـ736; سنن ترمذی:2/98، باب صفة الصّلاة.

[5] .  شیخ حرّ عاملی: وسائل الشیعه، 4، باب 1 از ابواب افعال نماز، حدیث 1، و باب 17،
حدیث 1و2.

[6] .  صحیح بخاری، ج1، ص 189، شماره 793; صحیح مسلم:2/11.

[7] .  شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه:4، باب 15 از ابواب قواطع الصّلاة، حدیث 1، 2و 7.

[8] .  فقه الشیعة الإمامیه ومواضع الخلاف بینه و بین المذاهب الأربعه:183.


 
 
هوشمندی پوتین در فهم منشأ قدرت جدید بین المللی و جایگاه ولایت مطلقه فقیه
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۳ آذر ۱۳٩٤
 

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه که برای شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز به تهران آمده بود، در اقدامی بی‌سابقه و معنی‌دار، بلافاصله پس از ورود، به دیدار رهبر معظم انقلاب رفت. این اقدام پوتین که در ایران بی‌سابقه و در جهان به سختی می‌توان برای آن نمونه مشابهی یافت، در حالی است که براساس پروتکل‌ها و اصول تعریف شده در عرف دیپلماتیک، رهبران و رؤسای جمهور کشورها برای مراسم رسمی استقبال از سوی کشور میزبان اهمیت ویژه‌ای قائلند تا آنجا که چگونگی مراسم استقبال و همخوانی آن با شأن و جایگاه خود را قبل از سفر به دقت ارزیابی می‌کنند و چنانچه مراسم پیش‌بینی شده برای استقبال، آنگونه که انتظار دارند، نباشد و بخش یا جزئی از آن را دون شأن خود تلقی کنند از انجام سفر نیز منصرف می‌شوند.

از این روی چشم‌پوشی پوتین از استقبال رسمی و حرکت بی‌فاصله او برای دیدار رهبر معظم انقلاب، حیرت آمیخته با نگرانی محافل و رسانه‌‌های آمریکایی و اروپایی را به دنبال داشت. متن مذاکرات دو ساعته رئیس‌جمهور روسیه و رهبر انقلاب که ساعاتی پس از این دیدار منتشر شد، نشان داد که هم اقدام پوتین هوشمندانه و هدفمند بوده است و هم نگرانی آمریکا و متحدانش بی‌علت نبوده است و در این باره گفتنی‌هایی هست؛

۱- بهانه سفر پوتین به ایران و موضوع اعلام شده آن، شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز بوده است بنابراین، انتظار آن بود که حضور در اجلاس یاد شده که مقدمه ضروری آن، پذیرش استقبال رسمی است، اولویت سفر رئیس‌جمهور روسیه باشد ولی اقدام غیرمنتظره و بی‌سابقه او در چشم‌پوشی از مراسم استقبال رسمی و حرکت بلافاصله برای دیدار با رهبر معظم انقلاب، به وضوح حاوی این پیام بود که شرکت در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز، موضوع و برنامه اصلی سفر پوتین نیست. محافل غربی این پیام را خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت، دریافت کرده و نگرانی خود از موضوع «غیرگازی» این سفر و دیدار بیرون از عرف دیپلماتیک آن را پنهان نکردند. بی‌بی‌سی در تفسیری بدون اشاره به اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز که موضوع اعلام شده سفر پوتین بود، گفت؛

«اهمیت سفر پوتین به ایران را باید کیلومترها آن سوتر از تهران و در سوریه دید. هماهنگی و همکاری مسکو و تهران در سوریه، حالا به یک جبهه مهم و تأثیرگذار بدل شده و غرب را نگران کرده است. اصلی‌ترین نگرانی غرب این است که اتحاد ایران و روسیه، جبهه‌ای نو در مسائل جهانی و منطقه‌ای گشوده است که در آن غرب دیگر حرف اول را نمی‌زند.»

۲- پوتین می‌داند که معادلات و مناسبات منطقه را جبهه گسترده مقاومت اسلامی رقم می‌زند. جبهه‌ای که از غرب آسیا تا شمال آفریقا را فراگرفته و نقشه آمریکا و متحدان غربی، عبری و عربی‌ آن را برای سلطه و غارتگری ملت‌های مظلوم این پهنه، با چالشی شکننده روبرو کرده است. رئیس‌جمهور روسیه به وضوح دیده و باور کرده است که هدایت این جبهه گسترده مقاومت به گونه‌ای مستقیم و غیرمستقیم، از سوی رهبر معظم انقلاب صورت می‌پذیرد و بینش و منش حضرت ایشان است که در این عرصه حرف اول را می‌زند، این برداشت به پوتین توصیه می‌کند که روسیه برای حضور موثر و ایفای نقش در معادلات منطقه باید به کانون اصلی تصمیم‌گیری در این عرصه روی آورد.

۳- نادیده گرفتن مراسم رسمی استقبال و دیدار با رهبر معظم انقلاب که بلافاصله پس از ورود به تهران صورت گرفت، این پیام روشن و خالی از ابهام را در خود دارد که پوتین از موضع رئیس‌جمهور یک قدرت بزرگ جهانی به ملاقات حضرت آقا نرفته است، بلکه مذاکره و تبادل‌نظر از موضع متوازن را دنبال می‌کرده است. این نکته با مراجعه به متن مذاکرات و گفت‌وگوی رد‌و‌بدل شده میان رهبر معظم انقلاب و رئیس‌جمهور روسیه به وضوح دیده می‌شود، هر چند بدون مراجعه به متن یاد شده نیز، این واقعیت قابل درک است، چرا که وقتی ایران اسلامی طی سی و چند سال گذشته به رهبری امام راحل(ره) و از آن پس با هدایت و رهبری خلف حاضر ایشان در مقابل تمامی توطئه‌ها، باج‌خواهی‌ها، تحریم‌ها، حملات نظامی و ده‌ها دسیسه آشکار و پنهان آمریکا و متحدان اروپایی و منطقه‌ای آن نه فقط ایستاده و مقاومت کرده، بلکه به پیروزی‌ها و دستاوردهای غیرقابل تردیدی در این عرصه دست یافته است، بدیهی است که روسیه و یا هر قدرت دیگر جهانی و منطقه‌ای، تنها از موضع متوازن می‌تواند با جمهوری اسلامی ایران وارد مذاکره شده و به اتخاذ تصمیم‌های مشترک دست یابد.

۴- برخلاف رئیس‌جمهور و سایر دولتمردان آمریکایی- از کارتر تا اوباما- که در اوج کینه‌توزی و جنایات وحشیانه علیه ایران اسلامی دست سالوس به همراهی با جمهوری اسلامی ایران و همکاری در معادلات و مناسبات منطقه دراز می‌کنند، پوتین، ابتدا و قبل از دیدار اخیر با رهبر معظم انقلاب، سابقه‌ای از اقدامات عملی در بستر سیاست‌های اعلام شده جمهوری اسلامی ایران را با خود همراه کرده است تا مقدمه‌ای قابل قبول و اطمینان‌آور برای ادامه همکاری باشد و نه مانند دست چدنی پوشیده در دستکش مخملین اوباما که با حیله به سوی ایران دراز شده بود و با درایت ملکوتی رهبر معظم انقلاب، پس زده شد.

حضرت آقا در دیدار پوتین با اشاره به «مواضع و عملکرد رئیس‌جمهور روسیه به ویژه در یک‌سال و نیم اخیر» از جدیت وی برای گسترش روابط دوجانبه تقدیر کردند. قید «به ویژه در یک‌سال و نیم اخیر» اشاره به همان سابقه مقدماتی است که آقای پوتین برای ادامه همکاری با جمهوری اسلامی، همراه خود آورده است. همین جا باید اشاره کرد همکاری ایران و روسیه در مقابله با جنگ نیابتی آمریکا و متحدانش علیه جبهه مقاومت که در سوریه و عراق جریان دارد و یکی از اصلی‌ترین مسائل سرنوشت‌ساز این روزهای منطقه و جهان است، تجربه قابل قبولی برای ادامه تعریف شده این همکاری است. تجربه‌ای که امروزه به کابوس آمریکایی‌ها و متحدان غربی و عبری و عربی آنها تبدیل شده است و به نوشته وال استریت ژورنال «دولت اوباما و متحدان اروپایی و عرب آن را با سراسیمگی به چاره‌جویی برای دور کردن روسیه از متحد خود، یعنی ایران واداشته است.» و به قول نیویورک‌تایمز «اگر روسیه با ایران و اسد همراه باشد، امیدها برای رسیدن به یک اجماع بین‌المللی - بخوانید آمریکا و متحدانش!- به یأس و ناامیدی بدل خواهد شد.» و ده‌ها نمونه دیگر از این دست.

۵- انزوای جمهوری اسلامی ایران در همه عرصه‌ها و مخصوصا عرصه‌های سیاسی و اقتصادی یکی از اهداف استراتژیک آمریکا و متحدانش در تمامی طول سی‌ و چند سال گذشته بوده است. با این پیش‌فرض که جمهوری اسلامی ایران در نهایت برای تأمین برخی از نیازهای خود چاره‌ای جز رویکرد به غرب و باج دادن نداشته باشد. این خط استراتژیک آمریکا را یک جریان آلوده داخلی با هماهنگی رسانه‌های غربی و تعدادی از روزنامه‌های زنجیره‌ای تحت مدیریت خود دنبال کرده و می‌کند. جریان آلوده مورد اشاره که در ماجرای فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ آشکارا در نقش ستون پنجم دشمن دست به وطن‌فروشی‌ زده بود، این روزها نیز با تساهل غیرقابل توجیه برخی از مسئولان و مراکز داخلی، همان خط دیکته شده را پی گرفته است. این جریان آلوده عمدتا از سه محور مقصود مورد نظر را دنبال می‌کند. اول؛ بزک کردن آمریکا و سرپوش نهادن بر جنایات و غارتگری‌های شیطان بزرگ. دوم؛ القای این توهم که تنها راه برای رسیدن به گشایش اقتصادی، نزدیکی به آمریکا و پرداخت هزینه این نزدیکی، یعنی تن‌دادن به غارتگری‌های گذشته آن است! و سوم؛ دور کردن سایر کشورهایی که بیرون از حلقه آمریکا و متحدانش قرار دارند و می‌توانند در یک رابطه و معادله دوجانبه و متوازن برخی از نیازهای کشورمان را تأمین کنند و البته در مقابل، مانند همه روابط متوازن دیگر، سهمی از این تعامل نیز داشته باشند.
این روزها، ناخرسندی توأم با عصبانیت و سراسیمگی جریان آلوده مورد اشاره را از روابط دوجانبه و حسابشده ایران و روسیه به وضوح می‌توان دید. «ترجیع‌بند» این جریان که به طور همزمان و هماهنگ از رسانه‌های داخلی تحت امر آنان و رسانه‌های تابلودار دشمنان بیرونی تکرار می‌شود، این است که روسیه قابل اعتماد نیست و احتمال آن که در روابط و معادلات فیما‌بین عهدشکنی کند وجود دارد! که در پاسخ باید گفت؛ آیا آمریکا و سایر کشورهای غربی که برای ورود آنها لحظه‌شماری کرده و فرش قرمز پهن می‌کنید قابل اعتمادند؟! مخصوصا آن که اولا؛ خطوط ارتباطی ایران و روسیه - آنگونه که اشاره شد - کاملا تعریف شده است و ثانیا؛ - به قول جریان یاد شده - بدعهدی و مکر روسیه یک «احتمال» است که در صورت وقوع به آسانی قابل جبران و بازگشت خواهد بود ولی کینه‌توزی آمریکا «احتمال» نیست، بلکه واقعیتی غیرقابل انکار و محسوس و ملموس است.


 
 
← صفحه بعد