پرواز اندیشه

راز یک دروغ مضحک درباره سردار سلیمانی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ روز ۸ شهریور ۱۳٩۳
 

به گزارش جهان، برخی منابع نزدیک به عربستان سعودی و اسراییل طی هفته های گذشته خبرهایی در این باره منتشر کرده اند که مسئولیت پرونده عراق در ایران از سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه گرفته و به افراد دیگری واگذار شده است.

از جمله روزنامه الشرق الاوسط که مستقیما به سعودی وابسته است و همچنین هفته نامه العرب که آن هم وابسته به لابی عریستان است مدعی شده اند پرونده عراق در ایران به سردار حسین همدانی یا آقای علی شمخانی واگذار شده است.

این در حالی است که کارشناسان در تهران می گویند این گزارش ها کاملا مضحک است.

به گفته این کارشناسان، پرونده منطقه به طور کامل در اختیار سردار قاسم سلیمانی قرار دارد و از جمله  درعراق هم حرف آخر را –موضع رسمی ایران- سردار سلیمانی می زند.

یک کارشناس در این باره به «ایران هسته ای» گفت: «امریکا، اسراییل و عربستان سعودی آرزوهای خود را در قالب خبر بیان می کنند. این حرف ها را باید ناشی از شکست های پی در پی آنها در مقابل سردار سلیمانی و راهبرد منطقه ای نیروی قدس دانست».

یک کارشناس دیگر در گفت وگو با «ایران هسته ای» موفقیت های اخیر سردار سلیمانی در عراق را که باعث خشم امریکا، عربستان و اسراییل شده چنین برشمرد:

۱- مدیریت بحران سیاسی در عراق، حفظ ائتلاف شیعه در تماس با مرجعیت و  روی کار آمدن العبادی

۲- تشکیل فراکسیون جدید در پارلمان عراق از سوی ابراهیم جعفری

۳- وارد کردن کردها به درگیری با داعش

۴- بهبود روابط کردها با دولت مرکزی شیعه در عراق

۵- حفظ نوری مالکی به عنوان یک سرمایه سیاسی در عراق

   
 
 
آقای روحانی! اشتباه خاتمی و احمدی‌نژاد را تکرار نکنید
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ٤ شهریور ۱۳٩۳
 

سایت الف با اشاره به اظهارات اخیر روحانی در اردبیل نوشت: موضوع قدیمی و تکراری «مجری بودن قانون اساسی» مجددا در این دولت هم کلید خورد.
در دولت‌های آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد هم این اصل قانون اساسی که رئیس‌جمهور مجری قانون اساسی است، بسیار پیگیری شد و حتی گروهی برای این موضوع نیز توسط روسای جمهور تشکیل شد. کار به جایی رسید که روسای جمهوری قبل به قوه قضائیه و شورای نگهبان نیز تذکر قانون اساسی دادند!
علی‌رغم این که نظر تفسیری شورای نگهبان قانون اساسی نیز استعلام شد و آن شورا تفسیر این اصل را منحصر به رعایت اصول قانون اساسی در قوه مجریه توسط رئیس‌جمهور دانستند، اما این غائله ختم نشد. گویا روسای جمهور برای نمایش نوعی «بسته بودن دست‌هایشان» و «مظلومیت دولت»، نیاز به تمسک به این اصل قانون اساسی و تکرار تفسیر به رای آن دارند. به هر حال بار دیگر شاهد  تکرار نمایش‌های
شانزده سال گذشته خواهیم بود.
این سایت در ادامه به انتقاد روحانی از صدا و سیما پرداخت و نوشت: بدون شک، حجم انتقادات روسای جمهور قبل در یک سال اول مسئولیت‌شان از صدا و سیما، به اندازه این یک سال مسئولیت آقای دکتر روحانی نبوده است. آنها هم مستمرا از صدا و سیما به دلیل عدم پوشش فعالیت‌های دولت انتقاد می‌کردند. اما حداقل در یک سال اول خویشتن‌داری بیشتری نشان می‌دادند. آقای دکتر روحانی از همان روز اول، لبه تیغ انتقادات خود در جلسات خصوصی و عمومی را متوجه صدا و سیما و شخص رئیس آن نمودند که اوج آن در اظهارات سفر به اردبیل بود و صریحا صدا و سیما را به نقض قانون اساسی هم متهم نمودند.
الف با اشاره به این فراز از سخنان رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه «چرا سازمان‌های بین‌المللی پول و بانک جهانی و رسانه‌های خارجی اعلام می‌کنند که چنین کاری (اقدامات دولت) در طول تاریخ ملت‌ها بی‌سابقه بوده ولی صدا و سیمای کشورمان همچنان کاری انجام نمی‌دهد»
می‌نویسد: آقای دکتر روحانی بسیار باتجربه‌تر از این هستند که بخواهیم دلیل تعاریف «رسانه‌های خارجی» از دولت را از ایشان سئوال کنیم. آیا رسانه‌های خارجی و صندوق بین‌المللی پول از پیشرفت‌های نظام جمهوری اسلامی خشنود می‌شوند و آن را تبلیغ می‌نمایند؟ و آیا بعکس از پس‌رفت‌های آن غمگین و نگران می‌شوند؟ اهداف آنها از تعریف و تمجید‌ها از این دولت به دلیل اقدامات مثبت دولت است و یا اهداف دیگری دارند.
خوب است ایشان درباره اهداف رسانه‌های خارجی را که بر سر صدا و سیمای جمهوری اسلامی کوبیده می‌شود هم توضیحاتی بفرمایند. نمی‌خواهم به جمله معروف امام راحل اشاره کنم که هر گاه غربی‌ها از ما تعریف کردند باید به خودمان شک کنیم اما
بدون تردید تعریف و انتقادات رسانه‌های غربی از پیشرفت‌های نظام با اهداف خاص سیاسی از قبیل ایجاد حاکمیت دوگانه در کشور صورت می‌گیرد که ذکاوت و تجربه دکتر روحانی به خوبی آن را درک می‌کند 


 
 
ماجرای زن بی حجاب و حاج آقای کافی در اتوبوس
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢٦ امرداد ۱۳٩۳
 

محمد امین غلامی‎ در یکی از شبکه های اجتماعی نوشت:
آقای کافی نقل می کردند:
داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن!
هی دقیقه ای یکبار موهاشو تکون می داد و سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من. هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد.
می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه.
برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش)
گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟ 
بردار یکی بشینه.
نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!
گفتم: این خانم ماست.
گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟
همه خندیدند.
گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم.
یهو یه چیزی به ذهنم رسید.
بلند گفتم: آقای راننده!
زد رو ترمز.
گفتم: این چیه بغل ماشینت؟
گفت: آقاجون، ماشینه! 
ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!
گفتم: چرا؟! دیدم.
ولی این چیه روش کشیدن؟
گفت: چادره روش کشیدن دیگه!
گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟
گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم!
چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ،
انگولکش نکنن ،
خط نندازن روشو ...
گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟
گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن.
این ماشین عمومیه! 
کسی چادر روش نمی کشه!
اون خصوصیه روش چادر کشیدن!
"منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم".


 
 
سیدحسن نصرالله در فوتبال طرفدار برزیل یا آرژانتین !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ٢٦ امرداد ۱۳٩۳
 

سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در مصاحبه با روزنامه الاخبار چاپ بیروت گفت:  بله ،‌ فوتبال دوست دارم و قبل از اینکه عمامه بر سر بگذارم با دوستانم فوتبال بازی می کردم.
نصرالله در پاسخ به سؤال دیگری درباره اینکه آیا از تیم مشخصی طرفداری می کند یا خیر گفت:‌ در گذشته بله،‌ برای آرامش و تغییر فضا. اکثراً طرفدار برزیل و بعضی وقت ها هم طرفدار آرژانتین بودم. به ویژه وقتی که مارادونا در تیم حضور داشت.
مارادونا ستاره فوتبال جهان در چهار جام جهانی حضور یافت و در راس تیم ملی آرژانتین توانست دومین جام جهانی این کشور را در سال ۱۹۸۶ از آن خود کند.نصرالله ادامه داد:‌ گفته شد که در جام جهانی امسال، من طرفدار برزیل بودم ولی من طرفدار تیمی نبودم. در واقع امسال به دلیل مسائلی که در لبنان، سوریه، غزه و عراق می گذرد شرایط به گونه ای نبود که اجازه دهد این مسائل را پیگیری کنم.
وی با این حال گفت که بخشی از مسابقه فینال جام جهانی برزیل میان تیم های آلمان و آرژانتین را دنبال کرد.
او گفت: به خاطر پسرم بخشی از مسابقه فینال را تماشا کردم چون پسرم طرفدار آلمان بود من هم طرفدار آرژانتین شدم تا نوعی رقابت و هیجان به هنگام تماشای فوتبال به وجود بیاید.نصرالله افزود:‌ در میان حزب الله لبنان به طور معمول،‌ اکثراً حامی برزیل هستند. این موضوع در نتیجه بازی زیبای این تیم است. پس از مدتی بعضی ها گفتند این حمایت به دلیل رنگ پرچم برزیل است زیرا این پرچم هم مانند پرچم حزب الله لبنان از دو رنگ زرد و سبز تشکیل شده است. نصر الله ۵۳ ساله از سال ۱۹۹۲ تاکنون مسؤولیت دبیرکلی حزب الله لبنان را برعهده دارد.


 
 
رژیم غذایی مناسب برای مبتلایان به مشکل اوره و کراتنین بالا
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢۱ امرداد ۱۳٩۳
 

1- مقدار مصرف مواد غذایی‌ای که منبع عالی پروتئین با منشأ حیوانی هستند را به حداقل ممکن برسانید؛ مثلاً، گوشت قرمز، تخم‌مرغ و انواع ماهی و میگو را در کمترین مقدار مصرف کنید. عصاره گوشت نیز از جمله این مواد غذایی است و نباید آن را مصرف کرد.

2- فرآورده‌های لبنی به خصوص شیر و انواع پنیر را کمتر بخورید زیرا این مواد غذایی از منابع پروتئین هستند و خوردنشان می‌تواند سطح اوره را افزایش دهد.

3- انواع حبوبات و قارچ نیز از جمله مواد غذایی هستند که بهتر است در مصرفشان محدودیت به خرج دهید زیرا زمینه تولید اوره و کراتینین را در بدن افزایش خواهند داد.

4- آب بیشتری در طول روز بنوشید. بهتر است روزی 6 لیوان آب و حتی بیشتر میل کنید.

5- خوردن آب سبزیجات تازه نیز به شما کمک می‌کند تا هم آب و هم املاح مورد نیاز بدنتان را در این شرایط تأمین کنید.

6- همراه غذا ماءالشعیر میل نکنید زیرا زمینه تولید اوره و کراتینین را افزایش خواهد داد.

7- ممکن است بنا بر شرایط ویژه‌ای که دارید پزشک معالج یک رژیم غذایی کم پتاسیم را نیز به شما توصیه کند، در این شرایط باید از خوردن مواد غذایی مانند گوجه‌فرنگی، آووکادو، پودر فلفل قرمز، شکلات و پودر کاکائو، برگه زردآلو، کیوی، کشمش، پسته و تخمه کدو و آفتابگردان که از منابع پتاسیم هستند، خودداری کنید.

8- بهتر است مصرف مایعات کافئین‌دار مانند قهوه، نسکافه و چای (از چای سبز گرفته تا چای سیاه) را به حداقل برسانید زیرا این نوشیدنی‌ها ادرارآور هستند و می‌توانند بدن شما را با کم‌آبی مواجه کنند که اصلاً در چنین شرایطی خوب نیست.

9- مطالعات نشان داده‌اند که خوردن مواد غذایی‌ای مانند خیار، شلغم، جو، کاهو، گل‌کلم، انواع جوانه‌ها، تربچه و شیر سویا می‌تواند برایتان در
شرایطی که کراتینین‌تان بالاست، کمک‌کننده باشد بنابراین آن‌ها را با مشورت پزشک معالجتان بیشتر در برنامه غذایی روزانه‌تان داشته باشید.

10- ممکن است بنا بر همین شرایط متخصص یک رژیم غذایی کم فسفر
را هم به شما توصیه کند. در این شرایط باید از خوردن مواد غذایی مانند
تخمه کدو و آفتابگردان، پنیر و کنجد نیز اجتناب کنید. البته میوه‌هایی
مانند سیب، گلابی و انبه و سبزی‌هایی مانند هویج و گل‌کلم از مواد غذایی‌ای هستند که خوردنشان میزان فسفر دریافتی را افزایش نمی‌دهد بنابراین خوردن آن‌ها می‌تواند برایتان مفید باشد.

 


 
 
سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری در مهرآباد/45 کشته و 3 مجروح با حال وخیم
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳٩۳
 

یک فروند هواپیمای مسافربری سپاهان از نوع ایران ۱۴۰ که از مهرآباد به سمت طبس در حال پرواز بود در شمال فرودگاه مهرآباد سقوط کرد و بنابر اخبار غیررسمی از مجموع ۴۸ مسافر آن حداقل ۴۵ مسافر آن کشته شدند .

خبرهای نیمه رسمی حاکی است که 45 نفر کشته شدند.

بنا بر اخبار رسیده، نیروهای اورژانس در حال تخلیه کشته شده ها هستند.

گفتنی است، این هواپیما در حال بلند شدن بود که دچار سانحه شد و بال هواپیما هم در منطقه تهرانسر سقوط کرده است.

نیروهای آتش نشانی از ایستگاه‌های مختلف تهران به محل سانحه اعزام شده اند.

ظاهراً خلبان این هواپیما اوکراینی بوده است و برخی منابع خبری هم از حداقل 48 کشته در این سقوط خبر می دهند که حدود 7 یا 8 نفر آن کودک گزارش شدند.

هواپیمای سانحه دیده دو موتوره بوده و برخی منابع خبری می گویند ظرفیت آن 55 مسافر بوده است.

این هواپیما به شماره پرواز 5915 ساعت 9 و 18 دقیقه از فرودگاه مهرآباد به
مقصد طبس پرواز کرده بود که حدود 9 و 45 دقیقه دچار سانحه شد.


 
 
داستان واقعی آقا امیر خوش تیپ و دخترخاله هوس بازش!!!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩۳
 

نامه اول امیر به مجله زن روز در تاریخ 3/9/1365  

من پسری 17 ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد.
پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس خسته و کوفته هستند که زود می روند و می خوابند.اصلا در طول روز یکبار از خود سوال نمی کنند که پسرمان (یعنی من)کجاست؟

حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟ اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیتها سوء استفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.البته این مشکل اصلی من نیست چون من دیگر به این بی توجهی ها عادت کرده ام و از اینکه اصلا به من کاری ندارند که کجا می روم و چه می پوشم و با کی می گردم تعجب نمی کنم بلکه مشکل اصلی من از حدود یکسال پیش شروع شد.
 
پدر و مادرم بدلیل اینکه من تنها بچه خانواده هستم و ضمنا وضع مادیشان هم خوب است دختر خاله ام را که در خانواده ای متوسط زندگی می کند به فرزندی که چه عرض کنم به سرپرستی قبول کردند(البته لازم به تذکر است که دختر خاله ام هم سن خود من است.) بله از آن تاریخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در طول روز کسی جز من در آن زندگی نمیکرد تبدیل به زندگی پسری شد که سعی در دور کردن هوای نفس دارد با دختری که به مراتب از شیطان پست تر و گناهکارتر و حرفه ای تر است .

تنها کارهای دختر خاله ام را در یک جمله خلاصه می کنم:"درخواست از من برای انجام بزرگترین گناه کبیره" می دانم که منظور من را حتما فهمیده اید و لازم به توضیحات اضافی نیست. همانطور که گفتم پدر و مادرم حدود 17 ساعت از روز را در بیرون از منزل بسر می برند یعنی از ساعت 6 صبح تا 11 شب.

من هم از ساعت 7 صبح تا 1 بعد از ظهر مشغول تحصیل هستم یعنی حدود 10 ساعت از روز را با دختر خاله ام در خانه تنها هستم و همانطور که گفتم دختر خاله ام یک لحظه من را تنها نمی گذارد،دائما در سرم فکر گناه را می اندازد. بارها در طول روز از من درخواست گناه می کند. البته من پسری نیستم که تسلیم خواهش و حرفهای او شوم ، همیشه سعی می کنم از او خودم را دور کنم ولی او مانند شیطان است که سر راه هر انسان ظاهر شود او را درون قعر جهنم پرتاب می کند و برای همین است که من از او احتراز می کنم ولی او دست از سرم برنمی دارد تو را به خدا کمکم کنید چطور جواب حرفهای چرب و نرم او را بدهم؟ من بعضی وقتها فکر می کنم که او شیطان است که از آسمان به زمین آمده تا تمام عبادات چندین ساله من را دود و نابود کند و سپس به آسمان برگردد.خواهران عزیز کمکم کنید من چطور می توانم او را سر راه بیاورم؟

هر چه به او می گویم دست از سرم بردار گوشش بدهکار نیست هر چه به او می گویم  شخصیت زن این نیست که تو داری انجام می دهی اصلا گوش نمی کند. می ترسم آخر عاقبت کاری دست من بدهد. دوست ندارم که تسلیم او بشوم. باور کنید حتی بعضی وقتها من را تهدید هم می کند و می گوید......

البته فکر می کنم همه این بدبختیها بخاطر این است که من یک مقدار زیبا هستم فکر می کنم اگر این موهای طلایی و
پوست روشن را نداشتم حتما این مشکل سرم نمی آمد. روزی هزار بار از خداوند در خواست می کنم که این زیبایی را از من بگیرد. دوست داشتم در خانواده ای فقیر زندگی می کردم و زشت ترین پسر روی زمین بودم ولی گیر این دختر خاله شیطان صفت نمی افتادم که نمی گذارد تا قبل از ازدواج پاک بمانم. البته تا حالا که من تسلیم خواهشهای او نشده ام ولی می ترسم که بالاخره من را وادار به تسلیم کند. خواهران خوبم کمکم کنید نگذارید این برادرتان پاکی خود را ازدست بدهد.

بگویید به او چه بگویم و چطور او را ارشاد کنم تا دست از هوای نفس خود بردارد و من را هم اینهمه آزار ندهد؟ چطور او را مانند یک دختر مسلمان کنم و چطور می توانم طرز فکر و رفتار و عقیده اش را تغییر دهم ؟ ضمنا فکر نمی کنم که در میان گذاشتن این مسئله با پدر و مادرم فایده ای داشته باشد چون آنها نه وقت و نه حوصله فکر کردن به این مسائل را دارند،تازه اگر هم داشته باشند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند.
چون رفتار آنها هم در بیرون از خانه دست کمی از رفتار دختر خاله ام در خانه ندارد. امیدوارم که هر چه زود تر من را کمک کنید.خواهران گرامی جواب نامه ام را به این آدرس به صورت کتبی بدهید که قبلا تشکر و سپاسگزاری می کنم.

      
        با تشکر برادرتان امیر....
3/9/65-ساعت 5/3 بعد از ظهر

 پاسخ مجله زن روز به نامه اول شهید امیر در تاریخ 14/10/1365 بدون اینکه از شهادت وی مطلع باشد:

                                
                                                 بسمه تعالی

 

    برادر گرامی
     سلام علیکم

 

حتما موضوع را با خانواده خود در میان بگذارید. زیرا آگاهی خانواده تان می تواند برای شما موثر باشد.
                                         موفق باشید

نامه دوم شهید امیر به مجله زن روز در تاریخ 1/10/1365 در آستانه اعزام به جبهه و4 روز قبل از شهادتش در عملیات کربلای چهار
 

                       بسم رب الشهدا و الصدیقین
خدمت خواهران عزیز و گرامی ام در مجله زن روز:

سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می فرستم . مدتهاست که منتظر نامه شما هستم ولی تا حالا که عازم دانشگاه اصلی هستم جوابی از شما دریافت نکرده ام. البته مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهید داد. ولی وقتی شما جواب بدهید من امیدوارم در این دنیای فانی نباشم.
 
حدود یک هفته بعد از اینکه برای شما نامه ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده ام من را ترغیب به گناه کبیره زنا می کند ، شبی در خواب دیدم که مردی با کت و شلوار سبز درخیابان من را دیده است و به من گفت: امیر برو به دانشگاه اصلی، وقتت را تلف نکن . من این خواب را از روحانی مسجدمان سوال کردم و ایشان گفتند که دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من هم از اینکه خدا دست نیاز من را گرفته بود و راهی به روی من گشوده بود خوشحال شدم و حال عازم جبهه نور علیه تاریکی هستم.
 
البته این نامه را به کادر دبیرستان می دهم تا اگر خوشبختانه شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد این نامه را برایتان پست کنند تا از خبر شهادت من آگاه شوید. البته من نمی دانم حالا که این نامه من را مطالعه می کنید اصلا یادتان هست که در نامه قبلی چه نوشته ام یا اینکه کثرت نامه های رسیده شما موضوع نامه من را در خاطر شما پاک کرده است. بهر شکل همانطور که در نامه قبلی هم نوشته بودم پدر و مادر من آدمهای درستی نیستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربی است و خواهر خوانده ام هم که این موضوع را بعد از آمدن به منزل ما دید فکر کرد منهم زود تسلیم می شوم ولی او کور خوانده است .
 
من مدتها با شیطان مبارزه کرده ام و خودم را از آلودگی حفظ کرده ام ولی فکر می کنید که تا کی می توانستم در مقابل این شیطان دختر نما مقاومت کنم و برای همین و با توجه به خوابی که دیده بودم تصمیم گرفتم که خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان که در جلوی پایم قرار دارد خلاصی پیدا کنم. من می روم اما بگذار این دختره فاسد بماند من فقط خوشحالم که حال که عازم جبهه هستم هیچ گناه کبیره
ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می کنم. من می روم ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن می کنند بمانند و به افکار غربزده خود ادامه دهند. امیدوارم که به زودی از خواب غفلت بیدار شوند.

من تا حالا به جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است. پدر و مادرم هیچ وقت برای من پدر و مادر درست و حسابی نبودند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه های شب در حال کار در بیمارستان و یا مطب خصوصی و یا در مجلس های فساد انگیزی بودند که من از رفتن به آنها همیشه تنفر داشته ام.

هیچ وقت من محبت واقعی پدر و مادرم را احساس نکردم چون اصلا آنها را درست و حسابی ندیده ام. بعد هم که این دختر را پیش ما آوردند که زندگی آرام و بدون دغدغه من را تبدیل به طوفان مبارزه با گناه کردند با این همه همانطور که گفتم خوشحالم که به گناهی که خواهر خوانده ام من را به آن تشوق می کرد آلوده نشدم.
 
ضمنا از طرف من خواهش می کنم به روانشناس مجله بگوئید که در نوشته هایتان حتما این موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادری فقط این نیست که بچه درست کنید و آنوقت به امید خدا رها کنید بلکه به آنها بگوئید پدر و مادری یعنی
محبت و توجه به فرزند. امیدوارم من آخرین پسری باشم که از این اتفاقات برایم می افتد. البته من نمی دانم که این موضوع را خانم روانشناس باید بگوید یا کس دیگری. بهر صورت خودتان این پیام من را به هر کسی که مناسب می دانید برسانید تا او در مجله چاپ کند.

قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد. همانطور که گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم که این نامه را از طرف رئیس دبیرستان برایتان می فرستند و اگر لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع ندید و برگشتیم، من اگر نامه ای از شما دریافت کرده بودم حتما جوابش را می دهم. البته امیدوارم برنگردم چون آنوقت همان آش و همان کا سه است. بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم . برای من دعا کنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می کنم که همه انسانهای خفته مخصوصا پدر و مادر و خواهر خوانده ام از خواب غفلت بیدار شوند و رو بسوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست.

خداحافظ و التماس دعا

والسلام علی عبادا...صالحین

   برادرتان امیر 1/10/65

نامه رئیس دبیرستان در تاریخ 16/10/1365 به مجله زن روز و اعلام خبر شهادت ایشان:

                               بسمه تعالی

        مجله محترم زن روز :

        با سلام ، برادر امیر........در تاریخ 5/10/65 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیده اند.
        نامه شهید ضمیمه میشود.
                                   
                                                با تشکر......................
                                                رئیس دبیرستان شهید..........

                                                                      16/10/65


 
 
راهبردهای مبتنی بر اختلاف روحانی و سپاه شکست خورده است
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩۳
 
موسسه امریکن اینترپرایز در گزارشی درباره تیم تصمیم گیر جمهوری اسلامی ایران در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی، با مرور مواضع اخیر ایران در حوزه سیاست خارجی، هسته ای و تحولات منطقه، از هماهنگی کامل میان رهبری، فرماندهان نظامی و رئیس جمهور خبر داده و آن را نشانه شکست راهبردهای آمریکا بر مبنای اختلاف میان روحانی با سایر ارکان قدرت در ایران خوانده است.

این گزارش که توسط فردریک کاگان نوشته شده، اذعان دارد که رهبر انقلاب اسلامی ایران به خوبی توانسته گروه های سیاسی رقیب داخل ایران را در موضوعات کلان سیاست خارجی و امنیتی کشور، متحد سازد.

امریکن اینترپرایز، مواضع ایران در برابر بحران داعش در عراق و مذاکرات هسته ای را مصادیق مدیریت رهبری ایران در همسو ساختن گروه های رقیب داخلی ایران در مسائل راهبردی سیاست خارجی معرفی کرده است.

این اندیشکده آمریکایی اذعان داشته که رهبری ایران با موفقیت توانسته از اصطکاک‌های میان روحانی رئیس جمهور و فرماندهان سپاه، جلوگیری کند و در نتیجه این مدیریت رهبری، آنها (دولت و سپاه) هم اینک به طور یکپارچه از راهبردهای جمهوری اسلامی در عراق، مذاکرات هسته‌ای و اصلاحات اقتصادی پیروی می‌کنند.

امریکن اینترپرایز نوشته است: بدون توجه به این که هماهنگی میان گروه های رقیب داخلی در عرصه راهبردهای سیاست خارجی، ادامه پیدا کند یا خیر، اما تاکنون این هماهنگی بیانگر اثربخش بودن تدابیر رهبری ایران است.

کاگان با بیان این که روابط میان روحانی و رهبری ایران، نقش محوری در تمامی تحلیلهای غرب درباره سیاست خارجی و هسته ای ایران داشته است، تصریح کرده که تا دو ماه پیش این تصور وجود داشت که روحانی قطعا یک اصلاح طلب است که به دنبال مقابله با فشارهای تندروها است. اظهار تمایل روحانی به بهبود روابط با جهان نیز بر این فرضیه می افزود.

کاگان نوشته است: اما تحولات دو ماه اخیر، نشان داد قصه آنطور نیست که تاکنون تصور می شد. نفوذ داعش در عراق و اشغال موصل توسط این گروه، سبب شد انتقادات سپاه و روحانیون از دولت روحانی، فروکش کند که به نظر می رسد در نتیجه تدابیر رهبری ایران بوده که روابط جدیدی میان رئیس جمهور و سپاه، ایجاد کرده است.

در ادامه این گزارش با اشاره به این تحولات آمده است: در کنار جلسات مسئولان سپاه با مسئولان دولتی در شورای عالی امنیت ملی، دیدار صمیمانه فرماندهان سپاه با روحانی در مراسم افطاری اخیر در ماه رمضان و اظهار حمایت سرلشگر فیروزآبادی از دولت، نشان از هماهنگی و یکپارچگی رهبری، رئیس جمهور و سپاه در عرصه اهداف کلان ایران دارد. رهبری قویا از دولت روحانی حمایت می کند و در مقابل، روحانی نیز مشتاقانه از اظهارات و سیاست های رهبری پشتیبانی می کند و سپاه نیز از هر دوی آنها حمایت می کند.

امریکن اینترپرایزر می افزاید: بنابر حقایق فوق، تمامی راهبردهای آمریکا که تاکنون بر مبنای وجود تنش شدید میان روحانی با رهبری ایران و سپاه در حوزه های سیاست خارجی، دفاعی یا هسته ای بوده، شکست خورده محسوب می شود. آمریکا باید از این پس سیاست های خود در برابر ایران را بر مبنای رهبری مقتدارانه آیت الله خامنه ای و انسجام رئیس جمهور و فرماندهان نظامی آن در پیگیری سیاست هایی که علیه منافع آمریکا در منطقه و جهان است، تنظیم کند.

امریکن اینترپرایز در ادامه گزارش خود، نمودار ساختار تصمیم گیری سیاسی و نظامی در ایران را به شرح ذیل اعلام کرده است:


 
 
← صفحه بعد