پرواز اندیشه

سوگنامه بانوی آفتاب
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳٩۳
 

نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟
یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله!

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی


 
 
پدیده عکس سلفی را بهتر بشناسیم!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢ اسفند ۱۳٩۳
 

به گزارش جهان به نقل از مشرق نیوز، چند وقتی است پدیده‌ای عمومی میان عوام و خواص جامعه جهانی رواج پیدا کرده است که در آن افراد از خود به تنهائی یا در جمع و یا با سوژه‌های مختلف عکس می‌گیرند و در فضای مجازی از طریق شبکه‌های مختلف اجتماعی به اشتراک می‌گذارند.

عکس‌هائی از این دست که به «سلفی» (خودگرفت) شهرت دارند ظاهرا گونه‌ای انتخابی است.

سلفی هر چه متهورانه‌تر و بدیع‌تر باشد جذاب‌تر و اصطلاحا لایک‌خورتر است.

علارغم گسترش روزافزون و پرشتاب این نوع از عکسبرداری[۱]،‌ کمتر درباره چیستی و ماهیت، علل ذهنی و اجتماعی و روندهای کنونی و آتی آن تأمل شده است.

در این نوشتار به دنبال آن هستیم تا اندکی به درک واقعی این پدیده نزدیک شویم.

تاریخ سلفی

اطلاعاتی از تاریخ دقیق خلق سلفی وجود ندارد.

آنچه مسلم است در گذشته‌های دور نیز این نوع عکس‌ها رواج داشته است و شاید تاریخی به قدمت اختراع دوربین عکاسی داشته باشد.

گفته می‌شود که اولین عکس مدرن سلفی سال ۱۹۸۲ در منهتن آمریکا توسط فردی به اسم جوزف بایرون گرفته شده است.

در این عکس پنج نفر از عکاسان کمپانی بایرون حضور دارند.[۲]

تصویر سلفی چیست و چه کسانی سلفی می‌گیرند؟

با ورود به عصر اطلاعات و رواج ابزارهای مختلف عکاسی از جمله دوربین‌های دیجیتالی کم حجم و گوشی‌های همراه آمار این عکس‌ها افزایش یافت و ظهور شبکه‌های اجتماعی مجازی نیز در افزایش ترغیب افراد به گرفتن سلفی نقش برجسته‌ای داشت.

در ژوئن ۲۰۱۳ گزارش‌ شده است که ۲۳ میلیون نفر از هشتگ[۳] #selfie در شبکه اجتماعی اینستاگرام (شبکه تخصصی اشتراک گذاری عکس) استفاده کرده‌اند و اگر سایر هشتگ‌های مرتبط با سلفی و نیز زبان‌های مختلف دنیا را در نظر بگیریم این عدد فوق‌العاده بیشتر خواهد شد.

هم اکنون این سبک از عکاسی بسیار پرطرفدار شده است و در گوشه و کنار دنیا اشخاص مختلف با نژادهای گوناگون، چهره‌های متفاوت و سبک‌های زندگی متفاوت‌تر مشغول سلفی گرفتن هستند.

تحقیقی در انگلستان نشان می‌دهد ماهانه ۱.۹ بیلیون عکس در بریتانیا گرفته می‌شود، ۳۲۸ میلیون از این عکس‌ها آنلاین به اشتراک گذاشته می‌شود و ۳۰ درصد عکس‌هایی که انگلیسی‌های ۱۸ تا ۲۴ سال می‌گیرند از نوع سلفی است.[۴]

بدون شک سلفی یکی از پرطرفدارترین ژانرهای عکاسی میان جوانان است و شواهد شبکه‌های اجتماعی خصوصا اینستاگرام موید این مطلب است.

با در نظر گرفتن ۱۰ هشتگ معروف در اینستاگرام متوجه می‌شویم که دو هشتگ به طور ضمنی به عکس‌های سلفی مربوط است و سومین هشتگ پرطرفدار یعنی #me مشخصا مربوط به این‌گونه پرطرفدار عکاسی است.[۵]

انواع سلفی

سوژه اصلی در عکس‌های سلفی «خود» عکاس است.

سلفی عکسی دقیقی نیست و واقعیت چهره فرد را منعکس نمی‌کند؛ زوایه عکاسی و نحوه نورپردازی مانع از آن می‌شود که عکس واقعیت چهره فرد را منعکس کند.

معمولا سعی می‌شود تا عکس‌های سلفی از روبرو و پائین با بالا گرفته شود و اندکی زاویه به سر داده می‌شود تا عمق اثرگذاری عکس بالا رود.

از این‌رو سلفی با خود حقیقی فرد فاصله دارد.

غیر از عکس‌های سلفی تک نفره گاهی اتفاق می‌افتد که فرد در پی اهمیت دادن به سوژه‌ای غیر از خودش باشد و در موقعیت‌ها و شرایط مختلف زیستی، روانی، فرهنگی و اجتماعی عکاسی کند.

روندهای جاری و آتی سلفی‌ها بیانگر اهمیت یافتن عکس‌های «چند سوژه‌ای» است. این نوع از سلفی‌ها در شرایط و موقعیت‌های جدیدتر طرفداران بیشتری دارد.

بنابراین شخص سعی می‌کند تا زمینه عکس‌هایش و سایر سوژه‌هایی که با آن‌ها عکس می‌گیرد هر چه منحصربه‌فردتر باشد. این منحصر به فرد بودن گاهی در لوکیشینی خاص نظیر بالای برجی بلند و گاهی در کنار شخص مشهوری مثل بازیگران و سیاسیون محقق می‌شود.

این نوع از سلفی‌ها برای آن است تا مخاطبان شخص را فردی شجاع بدانند که توانسته در مرتفع‌ترین نقطه دنیا قرار بگیرد، یا فردی با نفوذ بدانند که توانسته با فلان شخصیت سیاسی عکس بگیرد، یا فردی خوشبخت بدانند که در کنار همسر و فرزندانش در شب جشن تولدش عکس گرفته، یا فردی خوش‌تیپ بدانند که آخرین برند پیراهنی را خریده است و یا .....



 
 
افتضاح جدید در شبکه من و تو با برنامه بفرمایید شام با مخلفات
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳٩۳
 

به گزارش جهان، بیش از یکسال است که سری جدید مسابقه «بفرمائید شام» از شبکه ماهواره‏‎ای "من‎وتو" (manoto) پخش نشده است.

توقف این برنامه پس از تعطیلی "آکادمی گوگوش" بسیار عجیب بود، چرا که بفرمائید شام پس از برنامه یادشده جزو مهمترین پروژه‎های این تلویزیون لندنی به حساب می‌آمد.

اما اخبار واصله از کانادا، دلیل توقف یکباره سری جدید بفرمائید شام را -که گفته می‎شود قرار است در کانادا فیلمبرداری شود- بیشتر روشن می‌کنند.

پایگاه خبری ایرانیان مقیم کانادا با سر تیتر "جنجال بر سر یک پرونده در تورنتو" از جنایتی هولناک که دامنگیر تیم فیلمبرداری شبکه من و تو شده است پرده برمی‌دارد؛ جنایتی که به‎نوشته این سایت کانادایی، به ماجرای شکایت یک خانواده ایرانی در تورنتو و رسوایی جنسی "تیام" مجری شبکه من و تو و همکارانش برمی‎گردد که البته سروصدای زیادی هم به‎پا کرده است.

سایت ایرانیان مقیم کانادا طی گزارشی در این باره نوشت: «سارا نام قربانی این پرونده است که با شکایت از کارکنان من و تو، مستقر در کانادا، خواهان اجرای عدالت است. او که از داوطلبان شرکت در مسابقه بفرمائید شام بوده است، با اصرار فراوان و بر خلاف میلش حاضر به گفتگو با سایت ایرانیان مقیم کانادا شد تا واقعیت و اصل ماجرا را برای مردم شرح دهد.»

http://jahannews.com/images/docs/files/000407/nf00407803-1.jpg


منبع یادشده در ادامه با اشاره به موافقت تیم من و تو برای شرکت "سارا" در این مسابقه در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۱۴ و شروع فیلمبرداری در منزل وی در همان روز، با قربانی این حادثه گفتگو کرد.

سارا در مصاحبه با این پایگاه گفت: «مثل همیشه صبح زود با شوهرم صبحانه خوردم و او رفت سر کار... اوائل صبح ساعت ۸ تیم فیلمبرداری که می‎خواستند اپیزود اول را بگیرند به همراه تیام به خانه ما آمدند تا فیلمبرداری را شروع کنند. تا بعدازظهر همه چیز خوب پیش می‎رفت و من همه نقش‎ها را خوب بازی کردم تا اینکه غروب شد و کار متوقف شد و قرار شد که چند نفر بیرون از خانه از آمدن مهمان‎ها فیلم بگیرند.

آقای تیام به همراه دو نفر دیگر داخل خانه ماندند که ادامه فیلمبرداری را زمان ورود مهمان ها ادامه بدهند. در همین زمان وقتی من برای تم آن روز رفتم تا لباس مخصوص آن تم را بپوشم و گروه فیلمبرداری دوباره کارش را شروع کند، یکدفعه دیدم آقای تیام و آن دو نفر بدون اجازه آمدند داخل اتاق؛ شوکه شدم ولی فکر کردم چیزی احتیاج دارند که اینطوری وارد اتاق شدند!»

قربانی این جنایت هولناک ادامه داد: «تیام دوربین دستش بود و آن دو نفر آمدند طرفم و به من ابراز علاقه کردند. من به آن‎ها گفتم که شوهر دارم و کلی جیغ و داد و فریاد زدم ولی آن آدم‎های [...] وقتی دیدند من دارم مقاومت می‎کنم کتکم زدند و دو نفری به من تعرض کردند.

بعدش هم من را تهدید کردند که اگر حرفی بزنم از من فیلم گرفته‎اند و اول آن را نشان شوهرم می‎دهند و بعد هم پخشش می‎کنند. وقتی که این مسأله را شوهرم فهمید بدجوری به هم ریخت...

با اینکه من از ترس آبرو نمی‌خواستم این قضیه را کسی بفهمد، شوهرم نمی‌توانست بی‌خیال شود و مدام اصرار داشت که باید شکایت کنیم و دمار از روزگارشان دربیاوریم.»

سارا همچنین در این گفتگو از پیگیری شکایت خود و ممنوع الخروج شدن تیم سازنده بفرمائید شام از کانادا خبر داد و علت به تأخیر افتادن پخش سری جدید بفرمائید شام از تلویزیون من و تو را این پرونده بیان کرد.

البته به تازگی دادگاه کانادا حکم ممنوع الخروج بودن آن دو نفر متجاوز را صادر و بقیه عوامل مستقر در کانادا را رها کرده است.

سارا در پایان مصاحبه خود با پایگاه ایرانیان مقیم کانادا گفت: «واقعا دوست نداشتم این گفتگو را با شما انجام بدهم چون اصلا دلم نمی‎خواست که این موضوع اینقدر پخش بشود و ادامه پیدا کند. ولی اصرار شما و اینکه دیدم این قضیه بین ایرانی‎های کانادا خیلی پیچیده، مجبورم کرد تا این گفتگو را داشته باشم.»

خاطرنشان می‎شود برنامه بفرمائید شام پس از تعطیلی و ناکامی آکادمی گوگوش، بیشتر سرمایه‏‎گذاری‎های شبکه من و تو را به خود اختصاص داد.

امتیاز برنامه بفرمائید شام از شرکت انگلیسی «ITVGLOBAL» خریداری شده است و هدف از تولید آن، تغییر سبک زندگی ایرانی-اسلامی مردم کشورمان با ترویج شراب‎خواری، بی‎بندوباری، تخریب آموزه‎های دینی، توهین به قومیت‎های ایرانی و... می‎باشد.

با توجه به افشاگری پایگاه ایرانیان مقیم کانادا، باید گفت معلوم نیست چند نفر دیگر از شرکت‎کنندگان برنامه بفرمائید شام قربانی هوس‎بازی عوامل آن شده‎اند و از ترس آبرو و برای جلوگیری از انتشار فیلمشان، لب فروبسته‎اند!؟

حلقه مفقوده این ماجرا وقتی پیدا می‌شود که چندی پیش مدیر یکی از تلویزیون‎های لس‎آنجلسی از قاچاق دختران توسط "کیوان عباسی" مدیر شبکه من و تو پرده برداشت و فاش کرد که او یک شبکه پورنو به‎نام "هاستلر تی‎وی" را نیز در کانادا اداره می‎کند.

مجددا یادآور می‎شویم، پخش سری جدید برنامه بفرمائید شام که از یک‎سال پیش قرار بود در کشور کانادا تولید شود، متوقف شده است.

البته مدیران شبکه من و تو به تازگی وعده داده‌اند که با حل و فصل پرونده مذکور در محاکم قضائی کانادا، طی ماه‎های آینده سری جدید برنامه بفرمائید شام را روی آنتن خواهند فرستاد.


 
 
طرح پیشنهادی مجلس برای پاسخگو کردن «معصومه ابتکار»
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳٩۳
 

به گزارش خبرگزاری فارس،‌ جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح تبدیل سازمان محیط زیست به وزارتخانه را تهیه و تدوین کردند.

نمایندگان امکان نظارت بر محیط زیست و کمک به مسئولان این نهاد را از جمله دلایل تهیه و تدوین این طرح عنوان کردند.

قرار است این طرح در جلسه آتی مجلس به امضای وکلای ملت رسیده و سپس تقدیم هیات رئیسه خانه ملت شود.

موج باد و گرد و خاک، شهرستان‌های برخی استان های جنوب غربی کشور را به حال بحران درآورده است.

به گزارش جهان، اعتراض مردم استانهای جنوب غربی کشور به دولت و رئیس سازمان محیط زیست به دلیل عملکرد بسیار ضعیف این سازمان در حالی ادامه د ارد که معصومه ابتکار قرار بود به استان خوزستان سفر کند اما به دلیل شدت پدیده گرد و خاک این سفر لغو شد.

اما در سوی دیگر وزیر بهداشت خودش را به اهواز رساند و هم گام با مردم این استان در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور یافت.


 
 
بچه هاشونم کردن گشت ارشاد!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱٥ بهمن ۱۳٩۳
 

گروه خواهران جنبش دانشجویی "حیا" نوشت:
سلام
بنده یه پسر 4ساله دارم، دیروز با هم سوار مترو شدیم.
یه خانم بدحجاب شروع کرد بازی کردن با پسرم، پسرم اخم کرد بهش گفت شما زشتی.
همه برگشتن سمت ما.خانم گفت چرا عزیزم؟ پسرم گفت برو اونور، خانم گفت چیکار کنم باهام دوست شی ،گفت خوشگل شو!!!!
همه واگن زوم کرده بودن روی ما،خودم تعجب کرده بودم، ولی چیزی نگفتم. 
گفت چیکار کنم خوشگل شم بلا؟! 
پسرم گفت مثل مامانم شو، لبخند رو لبای خانومه ماسید. یه نگاهی به من کرد،بهش لبخند زدم و گفتم شما از من زیباتری قطعاً اما فطرت بچه که پاکه اینطوری دوست داره!(به گردی صورتم اشاره کردم)
حواسم بود که چند نفر خودشونو جمع کردن، خانومه مصنوعی دستشو برد به شالش، پسرم گفت گوشوارتو بکن زیر روسریت. 
باور نمیکنین چه جوی بود.
آنقدر حیرت انگیز بود فضا که همه متعجب بودن.یه دختری اون طرف تر با لج پیاده شد و گفت بچه هاشونم کردن گشت ارشاد ،حال آدمو به هم میزنن. اما کسی دیگه چیزی نگفت.خانومه که خودشو جمع کرده بود به پسرم گفت حالا باهام دوست میشی؟! 
پسرم به من گفت مامان منو بشون روی پات این خانمه بشینه خسته نشه.خانمه دلش ضعف رفته بود نشست ونازش کرد.پسرم گفت جا بهت دادم منو دعا کن. (بهش گفتم تو مترو و اتوبوس به هرکس جا بدیم برامون دعا میکنه،اینو به همه خانوما میگه...) خانمه گفت تو باید برای من دعا کنی و بهش شکلات داد.فهمیدم حالش عوض شد، راستش خودم هم بغض کرده بودم...    


 
 
جواد و جان در شهربازی ژنو / طنزی از میلاد. چ
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳٩۳
 

جان: یوهووووو! اوه پسر ترن هوائی چقدرکیف می‌ده، حیف نبود برا تنفس و استراحت قدم بزنیم تو خیابون؟ بابت بلیط ترن و چیپس و پفک هم ازت ممنونم جواد.

جواد: (بالبخند) آره واقعا کی فکرشو می‌کرد یه روز من و تو باهم بیایم شهربازی و دریک قدمی حل منازعه باشیم... بزارت برات تخمه دون کنم بخوری.

جان: ما خرسندیم که شما به تمام تعهدات توافق نامه عمل کردین، همونطورکه می‌دونی کنگره می‌خواد بزودی تحریم‌های جدیدی رو برعلیه شما تصویب کنه، اینو گفتم که بعدا نگی نگفتی و دلخوری پیش نیاد... رو ما حساب نکن چون کاری ازدستمون برنمیاد!

جواد: راستش رو بخوای می‌خوام یه چیزی بگم ولی روم نمی‌شه! م... م... ماکه به همه خواسته‌های شما عمل کردیم و جلوی پیشرفت برنامه رو گرفتیم و تمام نگرانی‌های شمارو برطرف کردیم، خب شما هم یکم با ما راه بیاین دیگه جان!

جان: چقدر هوا سرد شده! من کیف پولم همراهم نیست، بریم کافی شاپ یه قهوه بخوریم به حساب تو.

جواد: آره حتما، کل هیئت مذاکره کنندتون رو مهمون می‌کنم. بیا از خودمون سوار چرخ وفلک یه عکس سلفی بگیرم، برا گزارش روند و نتیجه مذاکرات تو شبکه‌های اجتماعی لازمه...‌ای بابا تو هم که همش تو عکس اخم می‌کنی، مثل من باش و همش لبخند بزن.

جان: بده... آدم باشخصیت که الکی نمیخنده، ضمنا تو آمریکا ببینن زیاد با تو گرم گرفتم برام بد میشه، حرف در میارن!

جواد: باشه... هرجور راحتی... میگم جان! قبل از اینکه بریم کافی‌شاپ، بریم یه دور سفینه هم سوار شیم؟ حال میده ها!

جان: سفینه؟

جواد: به حساب من!

جان: مسئله پولش نیست جواتی! مسئله خود سفینه‌س! مگه قرار نبود دیگه حرف سفینه و فضا و این حرفها رو نزنید؟ ناراحت میشم ها!

جواد: اون سفینه که نه، از همین سفینه‌های شهربازی! اون رو که تعطیل کردیم رفت، مگه خبر نداری؟ پژوهشگاه فضایی رو تعطیل کردیم دیگه!

جان: پس چی؟ نکنه میخواستید تعطیل نکنید!

جواد: نه...

جان: پس دیگه حرف سفینه و فضا رو پیش من نزن، حتی اسباب بازیش! اگر میخوای بیا بریم از این اسبا که پول میندازی توش آهنگ میزنه و تکون میخوره سوار شو!

جواد: دمت گرم جان!

جان: حس می‌کنم دیگه پاهام خسته شدن، بریم هتل که من استراحت کنم... تو تنهایی برو اسب سوار شو... ضمنا اعتراف می‌کنم تو یکی از بهترین دیپلمات‌های جهان هستی جواد!


 
 
وقتی که استاد اسدی ظریف و تاکتیکی گل به خودی زد !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳٩۳
 
اصرار رئیس جمهور بر تفسیر انتقادها به پیاده روی ظریف با کری به انتقاداتی پوچ یا جناحی، واکنش‎هایی را به دنبال داشته است.
در یکی از این واکنش ها، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در یادداشت روز خود در این روزنامه، به اظهارات رئیس جمهور و تمثیل آقای روحانی در مورد منتقدین پرداخته و نوشته است که اگر بازیکن خودی بارها به گل بخودی بزند باز هم طرفداران او را تشویق خواهند کرد!؟
خداییش شما می توانید تصور کنید که وقتی استاد اسدی بازیکن زحمت کش و دوست داشتنی دهه قبل تیم ملی ایران وقتی در ابتدای مسابقه مهم و حیاتی تیم ما با ژاپن در کمال صحت جسمانی و روحانی؛ به شیوه ظریف توپ رو به طاق دروازه عابدزاده فرستاد همراه با میلیونها بیننده ایرانی، ژاپنی و پنج بعلاوه یکی، داور چنان هنگ کرده بود که با یه محاسبه دو دو تا پنج بعلاوه یکتایی؛ فهمید که باید سوت بزنه و گل کاملا صحیح و بی نقص استاد بی بدیل و ظریف ایران رو مردود اعلام کنه!
 

 
 
مادر مهربانترین مخلوق عالم خلقت
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳٩۳
 

هیچ وقت گریه مادر رو در نیاورید

خداوند تک تک اشک های او را میشمارد . . .

آیا میدانید؟

بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.

اما زمان تولد؛ یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه.

این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!!!

مادر تون رو عاشقانه و عارفانه دوست داشته باشید....

 


 
 
← صفحه بعد