پرواز اندیشه

توهین ضد انقلاب به پدر مرتضی پاشایی در شبکه های اجتماعی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢۸ آبان ۱۳٩۳
 

پس از گذشت چند روز از فوت مرتضی پاشایی واکنش ها نسبت به درگذشت وی همچنین ادامه دارد.
در همین مورد عوامل ضد انقلاب که به دنبال بهره برداری از جریان فوت مرتضی پاشایی بودند ؛ نسبت به صحبت های پدر وی  درمورد روحیات وعلایق مرحوم مرتضی پاشایی و علاقه مندی او به نظام جمهوری اسلامی و امام حسین (ع) که سبب ناکام ماندن عوامل ضد انقلاب در مصادره به مطلوب این جریان شد واکنش نشان داده و به وی توهین کردند.

در همین زمینه کاربران یکی از صفحات فعال این عوامل در شبکه اجتماعی فیس بوک پس از صحبت های پدر مرحوم پاشایی نسبت به سواستفاده عوامل ضد انقلاب از تجمع های مردمی سخت آشفته شده اند و با زیر پا گذاشتن شئونات اخلاقی و انسانی و بدون توجه به وضعیت خانواده داغدار مرحوم پاشایی در کامنت ها نوشتند:

نیما: خدمت پدر مرتضی پاشایی عزیز عرض شود که این ضدانقلاب مورد اشاره ی شما برحسب تصادف حدود ۸۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهد.
 
مهرناز: آقای ناصرپاشایی محترم برای شادی روح فرزندت هم که شده ساکت باش و حرف نزن. مردم احساس شون به جوونی و آهنگهای اون روانشاد پیوند خورده نه با تو .تو رو قبلا کی می شناخت که حالا خودت و وارد معرکه کردی.

لیلی: اﮔﺮ ﭘﺪﺭ ﻣﺰﺩﻭﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﺩﻭﺳﺎﻝ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺭﺷﺪ ﻧﻤﻲ ﻛﺮﺩ.

سیامک: شما می ترسی اخراجت کنن و سرپیری گرسنه بمونی.! بهت گفتن این دری وری ها رو بگو.

میترا: هیچ کس درانتخاب پدرش نقشی‌ نداره .حیف اون پسر هنرمند و نازنین که پدر جیره خوار و چاپلوس و ثناگوی رژیم نصیبش شد . اگرهم سرطان نداشت، حتما ازدست این پدر کارش به خودکشی می‌کشید . اگر هم روحش آزرده بشه از کس دیگری نیست جز خود این پدر حقیر.

ابی: لعنت براین پدر ولایت مدار شرم بر تو باد.

لازم به ذکر است اکثریت این مخاطبان با توجه به آنچه در پروفایل های خود ثبت کرده اند ساکن خارج از ایران هستند.گفتنی است برخی از این کاربران پا را فراتر از این گذاشته و ضمن به کاربردن الفاظ رکیک نسبت به پدر مرحوم پاشایی حتی از توهین به دستگاه امام حسین (ع) هم دریغ نکردند.

پایگاه خبری شفاف در پایان این گزارش بابت انتشار این کامنت ها از جامعه هنری داغ دیده ایران به ویژه خانواده و طرفداران مرحوم مرتضی پاشایی عذر می خواهد.


 
 
مراسم تشییع جنازه مرتضی پاشایی عزیز و این همه غفلت !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳٩۳
 

ای کاش همه ما وقتی خبر مرگ کسی را میشنویم در ابتدا تلنگری به خود زنیم و بدانیم که با هر پست و مقام و در هرجایگاهی که باشیم باید روزی از دنیا برویم و تنها چیزی که برایمان میماند اعمال و رفتار ما است و الا روشن کردن شمع و خواندن دسته جمعی شعر های مرتضی پاشایی نه روح آن مرحوم را خوشحال میکند و نه مشکلی از ما را برطرف میکند.

رفتار برخی افرادی که به بهانه این مراسم دست میزنند پایکوبی میکنند و یا اینکه تنها به دنبال جمع آوری فیلم برای به اشتراک گذاشتن در صفحات اجتماعیشان هستند بسی جای تعجب است.
به گزارش سایت حرف تو یکی از کاربران با عکسی اختصاصی از مراسم تشیع جنازه مرتضی پاشایی به سایت حرف تو نکته ای تامل برانگیز را گوشزد کرد.
در این عکس که عکاس مهر آن را انعکاس داده از ۹۰ نفری که در کادر هستند ۷۰ نفر در حال فیلمبرداری از تشیع جنازه هستند.
البته در اکثر گزارشات تصویری خبرگزاری ها، جماعتی دوربین به دست در این تشیع جنازه شرکت کردند.
اینکه مرتضی پاشایی خواننده محبوب و با اخلاق کشورمان به رحمت خدا رفتند برای همه تاسف آمیز است و اینکه به گفته پدرش او به نماز اول وقت و ائمه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ارادت خاصی داشت بر همگان مشهود است.
اما رفتار برخی افرادی که به بهانه این مراسم دست میزنند پایکوبی میکنند و یا اینکه تنها به دنبال جمع آوری فیلم برای به اشتراک گذاشتن در صفحات اجتماعیشان هستند بسی جای تعجب است.
متاسفانه تب روشنفکرمآبی یقه بسیاری از جوانان ما را گرفته است تا جایی که حتی مرگ هم سن سالانمان هم گاهی ما را از خواب غفلت بیدار نمیکند.شاید اکثر کسانی که دارند فیلم میگیرند به جای اینکه به فکر مرگ باشند به این فکر میکنند که این فیلم را به فلان دوستانم نشان میدهم تا بگویم من هم در این مراسم شرکت کردم و کلی کلاس میگذارم.
ای کاش همه ما وقتی خبر مرگ کسی را میشنویم در ابتدا تلنگری به خود زنیم و بدانیم که با هر پست و مقام و در هر جایگاهی که باشیم باید روزی از دنیا برویم و تنها چیزی که برایمان میماند اعمال و رفتار ما است و الا روشن کردن شمع و خواندن دسته جمعی شعر های مرتضی پاشایی نه روح آن مرحوم را خوشحال میکند و نه مشکلی از ما را برطرف میکند.
شاید صدای مرتضی پاشایی در تشیع جنازه اش این باشد که بلند فریاد میزند.
ای مردم گناه نکنید این دنیا ارزشش را ندارد...
 
وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ اَنَّ ناکِرًا وَ نَکیرًا حَقٌّ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَ الْبَعْثَ حَقٌّ، وَ اَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَ الْمِرْصادَ حَقٌّ، وَ الْمیزانَ حَقٌّ، وَ الْحَشْرَ حَقٌّ، وَ الْحِسابَ حَقٌّ،وَ الْجَنَّةَ وَ النّارَ حَقٌّ، وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعیدَ بِهِما حَقٌّ

 
 
شهید زین‌الدین و ماجرای عروس خانم بی‌حجاب
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢٤ آبان ۱۳٩۳
 

یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقارقار باش میومد مدرسه و برمیگشت . یه روز عصر که پشت همین موتور نشسته بود و میروند ، رسید به چراغ قرمز . ترمز زد و ایستاد .
یه نگاه به دور و برش کرد و موتور رو زد رو جک و رفت بالای موتور و فریاد زد :
الله اکبر و الله اکــــبر ...
نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب .
اشهد ان لا اله الا الله ...
هرکی آقا مجید و نمیشناخت غش غش میخندید و متلک مینداخت و هرکیم میشناخت مات و مبهوت نگاهش میکرد که این مجید
چش شُدِه ؟!
قاطی کرده چرا ؟ !
خلاصه چراغ سبز شد و ماشینا راه افتادن و رفتن و آشناها اومدن سراغ مجید که آقااا مجید ؟ چطور شد یهو ؟ حالتون خوب بود که !
مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت و گفت :
"مگه متوجه نشدید ؟
پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود که عروس توش بی حجاب نشسته بود و آدمای دورش نگاهش میکردن .
من
دیدم تو روز روشن جلو چشم امام زمان داره گناه میشه . به خودم گفتم چکار
کنم که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه . دیدم این بهترین کاره !"
همین!
"برگی از خاطرات شهید مجید زین الدین”

(شادی روحشون صلوات)


 
 
پدر مرتضی پاشایی : پسرم عاشق جمهوری اسلامی بود
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢٤ آبان ۱۳٩۳
 

پدر مرحوم مرتضی پاشایی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: پسرم عاشق نظام جمهوری اسلامی بود.
وی ادامه داد:من و خانواده ام همه تا پای جان برای انقلاب جانمان را می دهیم.
پدر مرحوم پاشایی با اشاره به سوء استفاده برخی افراد افزود:عده ای که در این شرایط سعی دارند سوءاستفاده کرده و پسر من را بدنام کنند می گویم؛نکنید.خواهش می کنم بگذارید روح مرتضی در آرامش باشد.
وی با بیان اینکه تمام خانواده ما مداح بوده ایم،ادامه داد:مرتضی از کودکی عاشق اسلام بود و روزی که در بیمارستان بستری شد قرار بود به کربلا برود اما نشد.
پدر مرحوم پاشایی تصریح کرد:شما را به نمازهای شبی که مرتضی پسرم می خواند؛قسم می دهم که با سو استفاده نام پسرم را لکه دار نکنید و روحش را عذاب ندهید.


 
 
رزومه محمد سرافرازرییس جدید سازمان صدا و سیما + عکس
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱٧ آبان ۱۳٩۳
 

محمد سرافراز به عنوان رئیس جدید رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی ایران گوی سبقت را از نامزدهای دیگر این پست ربودند.

سرفراز مانند ضرغامی از درون خانواده صداوسیما و از بدنه این سازمان محسوب می‌شود. وی که به دوزبان انگلیسی و عربی تسلط دارد؛ نقشی اثرگذار در رسانه‌ای‌کردن مواضع نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌الملل داشته است. او علاوه بر«پرس‌تی‌وی» در مدیریت شبکه «هیسپان‌تی‌وی» هم نقش داشته وتلاش می‌کند تا این شبکه را نیز قدرتمند کند.

وی هم‌اکنون با حکم‌ مقام‌معظم‌رهبری عضو «شورایعالی فضای مجازی» است.


 
 
حامیان مذاکره با آمریکا به دست و پا افتادند!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱٧ آبان ۱۳٩۳
 

رسانه های اصلاح طلب شنبه هفده آبان ضمن تصویری ترس آلود از پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات اخیر آمریکا تلاش کردند فصل جدیدی از القاهای خاص سیاسی را در مذاکرات هسته ای آغاز کنند.
روزنامه اصلاح طلب شرق در گزارشی تحلیلی ضمن مرور برخی مواضع افراط گرایانه حزب جمهوریخواه در قبال ایران نوشت:
"اکنون دولت دموکرات آمریکا، بازوی همکار خود در اکثریت کنگره را از دست داد. اگرچه این موضوع شرایط دوسال پایانی دولت اوباما را سخت‌تر از پیش می‌کند اما حتما بر سیاست خارجی آمریکا نیز تاثیر‌گذار خواهد بود، به‌ویژه موضوع مذاکره هسته‌ای ایران که طرفین در حال مذاکره برای دستیابی به توافق نهایی هستند.
اگرچه دولت اوباما و جان کری، وزیر خارجه‌ کابینه‌اش در جریان مذاکرات به‌دنبال دستیابی به توافقی هستند که نیاز به تصویب در کنگره نداشته ‌باشد اما طرف ایرانی به‌دنبال دستیابی به توافقی است که به‌دنبال آن هیچ تحریم جدیدی علیه ایران تصویب نشود؛ اتفاقی که به نظر می‌رسد با افتادن کنترل مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا به دست جمهوریخواهان سخت‌تر محقق شود یا اینکه به بهانه‌های مختلف تحریم جدیدی علیه تهران تصویب شود."
روزنامه آرمان که به روزنامه خانوادگی هاشمی رفسنجانی نیز معروف است، در گزارشی دراین باره به این نکته اشاره کرد که پیروزی جمهوریخواهان در سنا می تواند مذاکرات هسته ای را به بن بست برساند.
یکی از فعالین سیاسی نیز در روزنامه  اصلاح طلب اعتماد نوشت: پاسخ به این سوال که آیا این انتخابات بر مذاکرات هسته‌یی تاثیرگذار خواهد بود یا خیر؟ یک پاسخ بیشتر ندارد و آن، آری است. کنگره و سنا ارگان‌های قانونگذاری ایالات متحده امریکا، نهادهایی تاثیرگذار در ساختار تصمیم‌سازان این کشور هستند. تا قبل از انتخابات اخیر، دموکرات‌ها در سنا و جمهوریخواهان در کنگره اکثریت(هر چند ضعیف) را در دست داشتند. اوباما با اختیاراتی که منبعث از قانون اساسی این کشور است،
توانسته بود کنگره را که منتقد سیاست‌های او در بسیاری از زمینه‌های داخلی و همچنین رویکرد وی در قبال ایران بود مدیریت کرده و با اکثریت نسبی در سنا آن را پیش برد اما با توجه به تحولات اخیر و با در نظر گرفتن افزایش قدرت تندروهای مخالف توافق هسته‌یی در داخل امریکا و همچنین سایه سنگین لابی صهیونیستی بر کنگره که با صریح‌ترین لحن ممکن مخالف توافق با ایران در مذاکرات هسته‌یی است اکنون مخالفت با رویکردهای اوباما با قدرت و توان بیشتری از سوی کنگره و سنا پیگیری خواهد شد.
اما در حالیکه روزنامه های اصلاح طلب از پیروزی جمهوریخواهان دچار ناامیدی شده و خود را به استفاده اوباما از قدرت وتو برای تحقق توافق نهایی هسته ای دلداری می دهند، روزنامه های اصولگرا شکست حزب اوباما در انتخابات را حاوی فرصت های خوبی برای ایران می دانند.
در همین راستا روزنامه وطن امروز در سرمقاله خود با عنوان " فرصت تاریخی برای دولت روحانی"  به فرصت های شکست دموکراتها در انتخابات سنا برای تیم مذاکره کننده اشاره کرده است. در این سرمقاله به قلم سید عابدین نورالدینی با اشاره به این نکته که اوباما برای تصحیح وجهه و جایگاه خود در افکار عمومی و همچنین مهار جمهوریخواهان  به توافق هسته ای با ایران نیازمند می باشد، آمده است: " انتخابات اخیر در آمریکا، برخلاف دیدگاه رایج، یک شانس ویژه برای دولت روحانی است. نیاز دموکرات‌ها و اوباما به توافق جامع هسته‌ای با ایران امروز از هر زمان دیگری آشکارتر شده است. مذاکرات آتی هسته‌ای در مسقط می‌تواند صحنه امتیازگیری ایران از آمریکایی‌ها باشد.
مهم‌ترین محور مذاکره همانند گذشته، لغو تحریم‌‌ها است. هدف مذاکره هسته‌ای دولت روحانی با آمریکا نیز همین موضوع بوده است. اکنون با افزایش قدرت جمهوریخواهان در کنگره، دیگر شرایط مذاکرات درباره لغو تحریم‌ها کاملا عوض شده است. اگر تا دیروز حسن روحانی معتقد بود می‌تواند به قول اوباما هم اعتماد کند اما امروز دیگر قول اوباما اعتبار ندارد. گزینه «تعلیق تحریم‌ها» دیگر فاقد اعتبار است، چراکه اوباما هیچ تضمینی برای لغو تحریم‌ها توسط کنگره نمی‌تواند ارائه کند.
حواله لغو تحریم‌ها به تصمیم کنگره پس از یک دوره راستی‌آزمایی از تعهدات ایران، یک اقدام غیرمنطقی و نافی منافع ملت است. توافق هسته‌ای بدون لغو تحریم‌ها، راهبرد اوباما در مذاکرات آتی است. اکنون لغو تحریم‌ها در دستان «مخالفان اوباما» است. کدام عقل سلیم اکنون «قول اوباما» را می‌پذیرد؟ نیاز دموکرات‌ها و اوباما به توافق جامع هسته‌ای با ایران، باید تبدیل به امتیاز شده و به ایران ارائه شود. آنچه ایران باید در شرایط فعلی دنبال کند، گرفتن امتیاز مهم، غیرمشروط و صریح «لغو تحریم‌ها» است. در شرایط فعلی هر توافقی که لغو تحریم‌ها در آن مشروط یا به زمان دیگری موکول شود؛ کلاه گشادی است که بر سر دولت ایران رفته است، آن هم در شرایطی که با توجه به نیاز اوباما، ایران می‌تواند در مذاکرات دست برتر را داشته باشد.
نگاه واقع‌بینانه می‌گوید، انتخابات اخیر آمریکا به مثابه یک شانس برای تیم مذاکره‌کننده روحانی است. اگر جواد ظریف تا دیروز عاجزانه خواستار توجه دولت اوباما بود تا دوستان او انتخابات مجلس دهم در ایران را نبازند؛ اکنون باید تغییر رویه داده، شکست دموکرات‌ها در انتخابات اخیر را گوشزد کرده و نسبت به تداوم همین رویه به آنها هشدار دهد. اکنون شکست مذاکرات بیش از آنکه برای روحانی سنگین تمام شود؛ می‌تواند اوباما را زمینگیر کند. چه زمانی بهتر از اکنون برای آنکه توافق جامع با امتیاز «لغو تحریم‌ها»صورت گیرد؟! باراک اوباما اکنون پایین‌ترین نمودار از محبوبیت خود را در آمریکا مشاهده می‌کند. اعتبار اوباما به صورت جدی در مخاطره است و اصطلاحا زمان حساب‌کشی از او آغاز شده است. او اکنون یک رئیس‌جمهور ضعیف است. این برای هر کشوری یک شانس بزرگ است که با یک رئیس‌جمهور ضعیف پشت میز مذاکره بنشیند.
اینکه دولت ایران تا چه اندازه می‌تواند از این رئیس‌جمهور ضعیف امتیاز بگیرد؛ مرتبه هنر دیپلماسی این دولت را نشان می‌دهد. آنچه ظریف از آن می‌ترسید و در شورای روابط خارجی آمریکا آن را بر زبان آورد؛ اکنون بر سر اوباما آمده است! آیا دولت از این فرصت مغتنم برای ملت ایران استفاده خواهد کرد؟"


 
 
روضه مذاکرات بر مبنای درس جدید کربلا!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳٩۳
 

بعضی از امراء اصرار دارند مذاکرات ژنو و وین شبیه مذاکرات کربلاست پس می‌توان تصور کرد که اگر بخواهند روضه مذاکرات را بخوانند به‌طور استعاره‌ای اینچنین تعزیه‌سرایی می‌تواند باشد:

 «آی مردم! من درس اصلی‌ای که واقعه امام حسین در کربلا به ما آموخت را در کتابم نوشته‌ام، بگیرید و بخوانید. در آنجا نوشته‌ام که درس کربلا به ما آموخت برای «تأمین امنیت» و برای جلوگیری از کشته شدن خود و یارانمان و برای جلوگیری از اسارت زنان و بچه‌هایمان باید بالاخره به نحوی دم کدخدا را با پذیرش آیین و رسم و رسومی که راه انداخته، دید و در چارچوب این موازین و آداب و رسوم کدخدا باهاش تعامل سازنده و مذاکره کرد تا بالاخره ازش «امان‌نامه» گرفت (حضار گفتند خدا لعنتش کنه).
اما ‌ای مردم با اینکه ما کدخدایی این آقا را قبول کردیم و حتی گفتیم کدخدامون باادب و باهوشه اما این نانجیب هنوز حاضر نشده ما را سوار بنزش بکنه (گریه حضار)، میگه هنوز به ما اعتماد نداره، اولش گفت اگر هرچی اضافی داری و ما بگیم و تو هم بدی، شش ماه اول، ماهی یک مشک از آب‌های خودت می‌ذاریم برداری، بعد از شش ماه دیگه بهت اعتماد پیدا می‌کنیم و محاصره را برمی‌داریم می‌ذاریم خودت هر چقدر خواستی از آب‌های خودت بخوری، ما هم گفتیم باشه چشم، ما که چیز زیادی نداریم ولی اگه تو بگی زیادیه و الان لازم نداریم می‌دیم اما هر چی که برای رزق و روزیمون لازم داریم خط قرمز ماست و دیگه به اونا گیر نده! گفت باید ۶ ماه دیگه ببینیم چقدر رزق و روزی لازم دارید، اون موقع معلوم می‌کنیم، گفتیم باشه تو کدخدایی قولت قوله، می‌سپاریم به انصافت که ان‌شاءالله دیگه اذیت نکنی و ما را به‌جاش تکریم کنی! بعدش هر چی خواستند دادیم، آدمای کدخدا تایید کردند که از هر چی که گفتند زیادیه همه را دادیم، رفت و ماهی هم فقط یک مشک از آب‌های خودمون گرفتیم که به هیچ جامون هم نرسید (گریه حضار).

اما حالا نه شش ماه، یک‌سال از اون موقع می‌گذره ولی این نانجیب زده زیرش میگه هنوز اعتماد پیدا نکرده و باید از رزق و روزی و نون شبمون هم بگذریم و بدیم، میگه اصلاً تو رو چه به این جور نون‌ها، برای تو همون نون خشک‌های کپک‌زده قدیمی کافیه! (گریه شدید حضار) میگم آخه پس خط قرمز ما چی میشه؟ میگه خط قرمز چیه، ما که گفته بودیم درمورد مقدار نیازتون به رزق و روزی باید نظر ما رو لحاظ کنی!
تازه اگه نظر ما رو هم لحاظ کنی باز محاصره را لغو نمی‌کنیم و نمی‌ذاریم هر چی خواستی از آب‌های خودت برداری! (شیون حضار) باید چند سال به ما تمکین کنی و تمکین‌تو به‌عینه ببینیم که کامله، اون‌وقت تازه بازم مشک مشک می‌ذاریم از آب‌های خودت برداری! (گریه شدید حضار).

با اینکه خودم پارسال با کدخدا صحبت کرده بودم و قول داده بود ولی حالا زده زیرش، برای همین سفیرمو فرستادم ده بالایی خدمت کدخدا تا اصرار و التماس کنه شاید به رحم بیاد (گریه حضار)،سفیرم رفت و با درباریان کدخدا صحبت کرد و بهشون گفت ۱۰ سال پیشم که همین وضع پیش اومده بود؛ ما دو ـ سه سال هر چه گفتین اطاعت کردیم اما باز سر آخر دست مارو نگرفتین و ما رو تنها گذاشتین با این ایرانی‌های افراطی تندرو. اونا مارو گوشتاگوش سرمون رو بریدند تیکه تیکه مون کردند (گریه و فریاد حضار در حالی که شدیداً بر سروسینه خود می‌کوبیدند).

سفیرم بهشون گفت حالا معجزه شده، ما دوباره زنده شدیم! که با خنده و مسخره کردن درباریان کدخدا مواجه شد. بهشون گفت نذارید ذلیل بشیم به ما عزت بدید مارو تکریم کنید.

اگر این‌بار هم مارو دست خالی و تنها بذارین، این ایرانیان افراطی و تندرو بدتر از بلایی که شمر و یزیدیان بر سر امام حسین و یارانش آوردند سر ما خواهند آورد و عاشورایی دیگر به‌پا خواهند کرد (گریه شدید با زدن بر سر و سینه). دیگه این قسمت روضه به عاشورا و روضه امام حسین و کربلا وصل شد و معلوم شد که درست گفته‌اند مذاکرات ژنو و وین و نیویورک به‌درستی با مذاکرات کربلا همسان است! و آخر روضه خود را با لعن و نفرین آن گروه ظالم و خشن ایرانی به‌پایان رساندند: برید به جهنم ای کفار،‌ ای مزدوران، ‌ای ناقص‌الخلقه‌ها، ‌ای جاهلان، ‌ای ترسوها، ‌ای دل‌لرزان‌ها، ‌ای بزدل‌ها،‌ ای...
الا لعنت‌ الله علی القوم الظالمین.
یا حسین مظلوم

   
 
 
امام‌حسین(ع) دنبال برد ـ برد نبود
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ٥ آبان ۱۳٩۳
 

شب اول محرم و در آستانه اقامه عزای سیدالشهدا امام حسین(ع)، حشمت‌الله قنبری، استاد دانشگاه و کارشناس برجسته معارف اسلامی برخی مفاهیم و محتوای قیام عاشورا را تشریح و درباره تفاسیر انحرافی از این قیام اظهارنظر کرد. دکتر قنبری شنبه‌شب در گفت‌وگوی خبری شبکه دوم سیما درباره دعوت امام حسین(ع) از عمر سعد در روز هشتم محرم گفت: امام حسین(ع) برای چه عمر بن سعد را در شب هشتم دعوت کرد؟ آیا می‌خواست پروتکل الحاقی به قیامش بدهد؟ آیا می‌خواست عمر بن سعد را قانع کند تا برود با نمایندگی حاکمیت طاغوت بنی‌امیه مفری برای برون‌رفت از این بن‌بست پیدا کند؟ تمام زوایای تاریخ کربلا را از زبان هر انسان معاندی که کتاب نوشته می‌بینید این مسائل نبوده است.

استاد دانشگاه تاکید کرد: حضرت سیدالشهدا(ع)، عمر بن سعد را برای این دعوت نکرد که با وی گفت‌وگو کند یا اینکه با وی به تفاهم برسد یا یک قاعده برد- برد را مدیریت کند بلکه حضرت سیدالشهدا(ع)، عمر بن سعد را دعوت کرد تا با او گفت‌وگو کند و تمام پیشینه وی را در پیش رویش قرار دهد و بعد با تمام قلب رحمانی خودش او را به طرف سعادت دعوت کند. کارشناس معارف اسلامی بیان داشت: آمدن عمر بن سعد هم در سرنوشت اثر نداشت و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد اگر این نشست برگزار نمی‌شد اما آنچه به ظهور رسید در این گفت‌وگو این بود که اولاً این گفت‌وگو مذاکره نبود بلکه انذار بود و آن کسی که انذار می‌کند در موضع قدرت و اقتدار قرار گرفته است. به گزارش باشگاه خبرنگاران، حشمت الله قنبری در پاسخ به سوال مجری درباره دلایل برخی تفسیر‌های غلط از قیام کربلا گفت: یک بخشی این است که دشمن بخواهد بد بفهمد چون از تلألؤ عاشورا خسارت می‌بیند لذا باید به آنخرافه اضافه کند چون اگر خورشید عاشورا تابان شود، پرده‌های کفر، گناه و شرک می‌افتد. وی گفت: برخی تفسیرها از سر ناآگاهی است البته گاهی اوقات این ناآگاهی جنس محبت به خود می‌گیرد یعنی خیال می‌کنند محبت زیاد به حسین بن علی(ع) نشان دادن رفتارهای ناهنجار است که البته اینها در ترازوی اهل بیت جایی ندارد، ضمن اینکه گاهی اوقات این تفسیرها از سر غفلت است و بدتر از آن این است که این مآل‌اندیشی گاهی اوقات به دلیل هیجان‌زدگی و تحت جو قرار گرفتن و مصلحت‌اندیشی‌هایی انجام می‌گیرد که مشخص نیست ریشه‌اش کجاست.
استاد دانشگاه اظهار داشت: وارد حریم کربلا شدن و تکه‌ای از آن را برداشتن و به استخدام درآوردن برای جا انداختن یک مطلب، اشتباه فاحش است.
 
  حر با توبه معنا پیدا می‌کند
کارشناس معارف اسلامی با تاکید بر اینکه کربلا فرصت زندگی دادن برای کسی است که دنبال زندگی و حیات باشد، افزود:
به طور مثال می‌توان به حر بن یزید ریاحی اشاره کرد؛ وقتی در مقام توبه‌کننده صحبت می‌شود همه افراد در درجه پایین‌تری از حر بن یزید ریاحی قرار می‌گیرند و حر معنای تواب می‌شود و شاید اگر ارتباط وحیانی بین زمین و آسمان برقرار بود بعید نبود برای  حر آیه بیاید. حشمت‌الله قنبری تصریح کرد: آن حری که ما می‌شناسیم به توبه‌اش معنا پیدا می‌کند، یعنی حر لیاقت برگشتن به جریان حق را پیدا کرد و خدا او را عفو کرد، ضمن اینکه سیدالشهدا واسطه او و خدا شد و بین آن همه جمعیت، حر بن یزید ریاحی بود که چشمش را باز کرد فهمید اشتباه کرده است، پس از آن به طرف حق برگشت و مورد تایید قرار گرفت. وی با بیان اینکه کربلا سند عزت و زندگی مومنانه در سایه شمشیر نیست بلکه کربلا هیهات منالذله است، تاکید کرد: هر جای زندگی ما، هر نسیمی از زبونی، وابستگی، تعلق و انفعال بیاید در اردوگاه حسین بن علی(ع) جایی ندارد چون جهان‌بینی نهضت عاشورا این است که اساساً در دنیا چیزی برای تحمل ذلت وجود ندارد.
 
   هیهات منالذله رمز بقای ماست
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه بنده معتقدم هیات منالذله کلمه عبور، رمز بقا و رمز عملیات ملت ما است، گفت: در همه صنف‌ها و گروه‌ها هستند افرادی که گمان می‌کنند ممکن است عزت از ناحیه غیر خدا حاصل شود اما دشمن تا ما را به ذلت نکشاند یک امتیاز هم به ما نخواهد داد، این وعده قرآن است. کارشناس معارف اسلامی در ادامه تصریح کرد: البته این به آن معنا نیست که ما مذاکره و گفت‌وگو نکنیم بلکه همه اینها در منطق ما جا دارد و با شجاعت پای آن هستیم و آنهایی که این مسؤولیت را دارند شاگردان مکتب عاشورا هستند اما هر جا نسیم تحمیل ذلت بود باید با قاطعیت به جنگ دشمن بروند چرا که دشمن غدار ضددین زمانی که بفهمد جریان دینی هویت حسینی دارد عقب‌نشینی خواهد کرد.
 
وی همچنین در تشریح عظمت مفاهیم کربلا گفت: کربلا یک حقیقت و پدیده نیست که شما به اعتبار دانش و آگاهی نسبت به سایر حوادث تاریخی به آن برسید. استاد دانشگاه با اشاره به اینکه حادثه حضرت سیدالشهدا همجنس تمام زندگی عترت طاهره است، افزود: علم و آگاهی غنی و عمیقی اطراف این حادثه بزرگ اتفاق افتاده است مثلاً در بین همه حوادث
تاریخی حادثه‌ای به تلألؤ عاشورای 61 قابل رصد برای جامعه بشری نیست.
کارشناس معارف اسلامی افزود: حوادث شگفت‌انگیزی مثل روز غدیر حضرت امیرالمومنین(ع) موجود است که جایگاه مبنایی و اصولی دارد که اگر مردم فهمیده بودند براساس خواست پیغمبر در غدیر می‌ماندند و به محرم نمی‌خوردند اما وقتی فهم درستی از غدیر به وجود نیامد خطا و انحراف در جامعه اسلامی شکل گرفت و مردم از کنار انحراف‌ها عبور کردند. دکترحشمت‌الله قنبری با بیان اینکه اگر مردم در غدیر می‌ماندند؛ بدون تردید نه ضرورتی برای وجود حماسه و نه شرایطی برای خلق فاجعه به‌وجود می‌آمد، گفت: اگر جامعه اسلامی و امت اسلامی بر مبنای قرآن، سنت و عترت طاهره حرکت نکنند انشقاق در آن به‌وجود می‌آید. وی ادامه داد: در کربلا هیچ چیز متوسطی وجود ندارد. وی تاکید کرد: در کربلا در یک طرف فاجعه است و در طرف دیگر برای بشر در درجه اعلاء، حماسه وقوع یافته است، حماسه‌ای که در کیفیت و اثربخشی آن همتایی وجود ندارد. استاد دانشگاه افزود: در کربلا جای اصغر نیست بلکه در کربلا همه اکبر هستند. کارشناس معارف اسلامی با اشاره به اینکه اگر در کربلا امکان دلالت مردم به خواست خدا فراهم نمی‌شد راه توحید روی زمین برای همیشه بسته می‌شد، افزود: در کربلا حضور همه‌جانبه همه را با هم می‌بینیم به‌گونه‌ای که در خیمه‌گاه حسین بن علی(ع) هیچ چیزی را کم نمی‌بینیم یعنی اگر اهل سعادت از اول در این صحنه حضور داشتند با سعادت نیز حرکت کردند.
دکتر قنبری اظهار داشت: هر نمونه‌ای را که بشر به آن به‌عنوان الگو نیاز داشته باشد در کربلا می‌بینیم. وی با اشاره به اینکه در روز عاشورا تمام موجودیت طاغوت با تمام ابعادش به چالش کشیده شد، خاطرنشان کرد: از سوی دیگر خواصی در جامعه وجود داشتند که از مفاخر اسلامی به حساب می‌آمدند. استاد دانشگاه گفت: افرادی که به تدین و تقوا معروف بودند بالاخره کارشان به جایی رسید که با رمز لااله‌الاالله سر از حجت خدا جدا کردند. کارشناس معارف اسلامی با اشاره به اینکه همه وجود حسین(ع) را می‌شناختند، افزود: اگر کسی هم حضرت امام حسین(ع) را نمی‌شناخت و در صحنه حاضر بود امام حسین(ع) کربلا را صحنه شناخت خود قرار دادند. وی ادامه داد: حضرت سیدالشهدا را قطعه قطعه کردند، باید گفت چه ضرورتی داشت چنین امری را انجام دهند، مگر این مساله برای آنها ارزش افزوده داشت؟! استاد دانشگاه با بیان اینکه آنها اعتقادات دینی را غارت کردند، افزود: آنها ارزش‌های دینی را به‌غارت بردند به‌گونه‌ای که سر از حجت خدا جدا کردند و بعد از بازگشت احساس شرافت می‌کردند. کارشناس معارف اسلامی افزود: چه جریان تربیتی در جامعه وجود داشت که سر از حجت خدا جدا شود. حشمت‌الله قنبری بیان داشت: اگر معلوم نشود کربلا باید در چه جایگاهی قرار بگیرد ممکن است یک فاجعه‌ای را در سیمای دیگر به اهل توحید و اهل یکتاپرستی تحمیل کند لذا اصلاً این حرف که کربلا را نادان‌ها درست کردند، درست نیست بلکه «منحرفان کربلا را درست کردند»، کسانی که ارزش‌های تقلبی را جای ارزش‌های اساسی دینی در وجودشان نهادینه کردند. وی در ادامه افزود: این منحرفان، بینایی دل نداشتند و نکته اساسی این است که این مردمان که در صحنه کربلا حاضر شدند، بیشترشان از طریق مسلم بن عقیل با امام حسین(ع) بیعت کرده بودند و اینها کسانی بودند که با قصد قربت زندگی‌شان را فروختند مرکب و آذوقه فراهم کردند تا حین ورود امام حسین(ع) در رکاب وی بجنگند و می‌بینیم مسلم بن عقیل که فرمانده‌ای شجاع و با اقتدار و یک استراتژیست توانمند است، با همه ویژگی‌هایی که دارد رفتار مردم عراق طوری است که قانع می‌شود و از امام حسین(ع) دعوت می‌کند به عراق بیاید. اگر امام حسین(ع) نامه‌های دعوت را از سوی مسلم بن عقیل نمی‌گرفت هرگز به مردم عراق اعتماد نمی‌کرد. استاد دانشگاه تصریح کرد: اما همین مردم چون بینایی دل و بصیرت نداشتند منتظر اباعبدالله بودند و دشمن که با برنامه بود عبیدالله را به جای امام حسین(ع) به آنها قالب کرد و دلیل این کار این است که آن افراد تابع یافته‌های سرشان بودند و کوتاه‌اندیش بودند و بعضی از آنها در موضع‌های بالا خود را میزان و مبنا قرار می‌دادند و به دنبال امام حق نبودند. یافته‌های سرشان آنها را مدیریت می‌کرد و بینایی دل یافته‌های سر را ویراستاری می‌کرد، همه مردم وقتی عبیدالله وارد قصر حکومتی شد فهمیدند وی امام حسین(ع) نیست. کارشناس معارف اسلامی با تاکید بر اینکه همین مردم در یک فاصله بسیار کوتاه با همان امکانات وارد کربلا شدند و مهم‌ترین فاجعه خلقت را درست کردند، گفت: چرا باید این اتفاق بیفتد، این «چرا» مهم است، زیرا باید خواص و اخص خواص جبهه باطل را بشناسیم و اینکه آن چیزی که باعث شد اینها به دامن این انحراف غلتان شوند، چه چیزی بود.

 
 
← صفحه بعد