پرواز اندیشه

شرط تحقق شعار سال ۹۴ چیست؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۳ فروردین ۱۳٩٤
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۴ را سال «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» نامگذاری کردند. در این متن بر پایه‌ی بیانات رهبر انقلاب به بررسی رمز موفقیت دولت، ثمره همدلی و فرصت سال ۹۴ پرداخته شده است.

به نظر می‌رسد نامگذاری سال ۹۴ با شعارِ «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» فرصتی گران بها برای مجموعه‌ی قوای کشور و به خصوص دولت به عنوان سکاندار اجرایی کشور از سویی و ملت ایران به عنوان «صاحبان کشور» از سوی دیگر است تا با تقویت عنصر اعتماد متقابل بین خود و شکل‌دهی هرچه بهتر و کامل‌تر فضای همکاری و همدلی گام‌های مهم و بزرگی در مسیر پیشرفت بردارند.

در متون علوم سیاسی براساس مبانی، نگرش‌ها و تجربیات تاریخی تقسیم‌بندی‌های گوناگونی از انواع حکومتها وجود دارد که طبق آن حکومتهای مختلف بشری از حیث مُدل و نحوه‌ی حکومت کردن به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. اما رهبر انقلاب اسلامی تقسیم‌بندی‌ای کلی از انواع حکومتها براساس نحوه‌ی اداره‌ی آنها دارند و حکومتها را به سه دسته‌ی اصلی تقسیم می‌کنند:
دسته‌ی اول نظامهای پلیسی مانند سیستمهای استبدادی کمونیستی، سلطنتی و شبه‌سلطنتی با ویژگی‌های خاص خود هستند و دسته‌ی دوم دمکراسیهای غربی هستند که با تزویر و تبلیغات اداره می‌شوند. اما سومین مُدل، نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود.

از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای نظام اسلامی نمی‌خواهد و نمی‌تواند با دو شیوه‌ی اول اداره شود و براین اساس «اعتماد و محبت مردم به نظام» از جایگاهی بنیادین در جمهوری اسلامی برخوردار است:
«یک نوع نظام هم نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود. باید مردم را مورد محبت و احترام قرار داد و به آنها اعتنا کرد، تا به دستگاه حاکمه وصل باشند و پشت سرش قرار گیرند. نظام ما تا حالا این‌گونه بوده است؛ بعد از این هم باید این‌طور باشد.

از همین جا می‌توان علت تأکید رهبر انقلاب بر مقوله‌ی «اعتماد متقابل مردم و نظام» در پیام نوروزی سال ۹۴ را دریافت.

از سوی دیگر تأکید رهبر انقلاب بر عنصر «همدلی» که در شعار سال ۹۴ تبلور یافته امری بی‌سابقه نیست و ایشان در گذشته نیز از این موضوع به عنوان «نعمت بزرگ خدا» یاد کرده بودند:
«همه آحاد ملت و بخصوص مسؤولین کشور باید نعمت وحدت و اتّفاق و همدلی را - که خدای متعال آن را به ما ارزانی داشت - برای خود حفظ کنند و آن را به خطر نیندازند: «واذکروا نعمة الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا». برادری، احساس همگامی و همدلی، نعمت بزرگ خداست.»
اما شکل‌گیری و تقویت اعتماد متقابل بین ملت و دولت به عنوان شرط تحقق همکاری و همدلی بین ملت و دولت چگونه ممکن خواهد شد؟ رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود به این سوال پاسخی شفاف داده‌اند:
«هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند.

به نظر می‌رسد نامگذاری سال ۹۴ با شعارِ «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» فرصتی گران بها برای مجموعه‌ی قوای کشور و به خصوص دولت به عنوان سکاندار اجرایی کشور از سویی و ملت ایران به عنوان «صاحبان کشور» از سوی دیگر است تا با تقویت عنصر اعتماد متقابل بین خود و شکل‌دهی هرچه بهتر و کامل‌تر فضای همکاری و همدلی گام‌های مهم و بزرگی در مسیر پیشرفت بردارند که در این صورت کشور در مقابل توطئه‌های دشمن مصون خواهد شد:
«مصونیّت کشور، وابسته‌ی به حضور مردم است؛ کم شدن فشارهای دشمنان، وابسته‌ی به حضور مردم است، وابسته‌ی به اتّحاد و انسجام مردم با نظام و با دستگاه جمهوری اسلامی و حسّ اعتماد متقابل بین مردم و مسئولین است. این حسّ باید روزبه‌روز تقویت بشود.»


 
 
زمان دقیق شهادت حضرت زهرا (س) در روایات
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۳ فروردین ۱۳٩٤
 

السلام عیک یا فاطمه الزهرا’ بنت رسول الله

در مورد تعداد روزهایی که حضرت صدیقه طاهره (س) پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قید حیات بوده اند در میان کتاب های حدیثی و تاریخی چند نظر وجود دارد. بعضی از این زمان را چهل روز و کسانی این مدت را شش ماه ذکر کرده اند.[1]

مرحوم ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبین می گوید: مدت زمان حیات فاطمه زهرا (س) بعد از وفات پیامبر (ص) مورد اختلاف قرار گرفته است، به طوری که کمترین زمان ذکر شده در این رابطه 40 روز و بیشترین زمان شش ماه مى باشد، اما آنچه نزد ما مسلم و مورد قبول است روایات رسیده از ائمه (ع) است. امام باقر (ع) مى فرماید: به درستی که زمان رحلت صدیقه کبری (س) سه ماه بعد از رحلت پیامبر مکرم اسلام (ص) بود.[2]

همچنین مرحوم طبرسی می گوید: حضرت صدیقه طاهره(ع) در ماه جمادی الاخر سال یازده هجری از دنیا رفتند. و مدت زمان حیات فاطمه زهرا(س) پس از پیامبر(ص) 95 روز بود.[3]

و مرحوم طبری شیعی در کتاب دلایل الامامه به سلسله اسناد خود روایاتی از حضرت امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت می فرماید: «فاطمۀ زهرا(س) در ماه جمادی الاخر روز سه شنبه، سه روز از ماه گذشته در سال یازده هجری از دنیا رفتند».[4]

این دو روایت مبنای نظر اکثر علمای شیعه من جمله سید ابن طاووس(ره) در کتاب شریف اقبال مى باشد.[5]

اما دسته دیگری از روایات صحیحه هم این مدت را 75 روز ذکر کرده اند از جمله این روایات، روایت مرحوم کلینی از امام صادق (ع) است که حضرت می فرماید: «به درستی که توقف فاطمه (ع) در این دنیا پس از پدر گرامیش 75 روز بود.»[6]

این دسته از روایات هم مبنای نظر برخی از علمای شیعه از جمله مرحوم کلینی گردیده. البته ممکن است دلیل اختلاف در این دو دسته از روایات صحیحه رایج نبودن نقطه گذاری بر کلمات در زمان صدور روایات باشد. توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسه تسعون» موید این معنا است.

اکثر بزرگان سوم جمادی ثانی( 95 روز بعد از رحلت پیامبر (ٌص) )را معتبرتر می دانند.

[1].مجلسی،محمد باقر، بحارالأنوار ج43 ص 189 حدیث 19-  کشف الغمة] وَ نَقَلْتُ مِنْ کِتَابِ الذُّرِّیَّةِ الطَّاهِرَةِ لِلدُّولَابِیِّ فِی وَفَاتِهَا ع مَا نَقَلَهُ مِنْ رِجَالِهِ قَالَ لَبِثَتْ فَاطِمَةُ بَعْدَ النَّبِیِّ ص ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَ قَالَ‏ ابْنُ شِهَابٍ سِتَّةَ أَشْهُرٍ وَ قَالَ الزُّهْرِیُّ سِتَّةَ أَشْهُرٍ وَ مِثْلُهُ عَنْ عَائِشَةَ وَ مِثْلُهُ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَیْرِ وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع خَمْساً وَ تِسْعِینَ لَیْلَةً فِی سَنَةِ إِحْدَى عَشْرَةَ وَ قَالَ ابْنُ قُتَیْبَةَ فِی مَعَارِفِهِ مِائَةَ یَوْمٍ وَ قِیلَ مَاتَتْ فِی سَنَةِ إِحْدَى عَشْرَةَ لَیْلَةَ الثَّلَاثَاءِ لِثَلَاثِ لَیَالٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ هِیَ بِنْتُ تِسْعٍ وَ عِشْرِینَ سَنَةً أَوْ نَحْوِهَا

[2]. ابوالفرج اصفهانى‏، مقاتل ‏الطالبیین، تحقیق: صقر، سید احمد، ص 59 و 60، دار المعرفة، بیروت، بى تا.

[3]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ج 1، ص 300، مؤسسه آل البیت‏، قم، چاپ اول، 1417ق. 

[4]. طبری، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الإمامة، ص 79، بعثت، قم، چاپ اول، 1413ق.  

[5]. ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فیما یعمل مرة فى السنة، محقق و مصحح: قیومى اصفهانى، جواد، ج 3، ص 160 و 161، دفتر تبلیغات اسلامى،  قم، چاپ اول، 1376ش.

[6] الکافی ج 1 ص 458 باب مولد ِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ ع، حدیث 1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ ع مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً.

 


 
 
نوروز فاطمی را با توسل به بانوی آفتاب آغاز کنیم
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳٩۳
 

هر چه داریم از دعای شماست یا بنت رسول الله(س)
 
نوروزمان را هم نظر لطفی فرما


 
 
روایت نشریه آمریکایی از مدیریت رهبر انقلاب در مذاکرات هسته ای
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳٩۳
 

 

 

نشریه واشنگتن اگزماینر در گزارشی نوشت آمریکا باید بیشترین امتیازات را از ایران بگیرد ولی نبوغ رهبر عالی ایران باعث شده ایران با دست پر در مذاکرات ظاهر شود.

به نوشته چارلز هارکینسون، مهم‌ترین پرسش در بن‌بست پیش آمده در مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا این است که آیا ایران با آمریکا در مذاکرات بازی می‌کند؟ کارشناسان معتقدند که در ۱۶ ماه مذاکره بین مذاکره‌کنندگان دولت ایران و گروه ۵+۱، دولت ایران با اتفاق نظر قابل توجهی در مذاکرات حاضر شده است. عده‌ای می‌گویند اختلاف‌نظر بین میانه‌روها و تندروها در تهران صحت ندارد و در واقع آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر عالی ایران برای کسب امتیاز بیشتر در چانه‌زنی آن را مدیریت می‌کند.

علی‌ آلفونه کارشناس مسایل ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها می‌گوید: موضع رهبر ایران مبنی بر اینکه آمریکا باید امتیاز دهد موضع دولت را در مذاکرات تقویت کرده است.

به گزارش واشنگتن اگزماینر، ری تکیه کارشناس مسایل ایران در شورای روابط خارجی به تازگی در گزارشی با تحسین نبوغ رهبر عالی ایران نوشت: ایران بارها در ضعیف‌ترین موضع وارد مذاکرات شده اما با مدیریت رهبر با دستی پر در مذاکرات ظاهر شده است.

این نشریه با اشاره به نامه سناتورهای آمریکایی نوشت: انتقادهای دولت آمریکا از این نامه به سخنان اوباما منحصر نشد و دیگر مقام‌های دولتی نیز از این نامه انتقاد کردند. اما در حالی که مذاکرات در لوزان سوئیس از سر گرفته می‌شود، بسیاری از ناظران متعجب هستند چرا اوباما از این نامه به عنوان فرصتی برای امتیازگیری از ایرانی‌ها استفاده نکرده است.

مارک تییسن مشاور پیشین سناتور مرحوم جمهوریخواه جس هلمز در روزنامه واشنگتن‌پست نوشت: اوباما به جای انتقادات شدید از کنگره باید از مخالفت‌های بین‌المللی و کنگره به عنوان اهرم نفوذی در میز مذاکرات بهره می‌برد تا به توافق بهتری با ایران دست یابد.

آلفونه می‌گوید: آیت‌الله خامنه‌ای فعلا توانسته توازن را بین اصولگراها و تکنوکرات‌ها حفظ کند تا جبهه واحدی در مذاکرات نشان داده شود.


 
 
در خانه‎تکانی نوروزی، «دجال» را بیرون کنیم
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳٩۳
 

خانه‎تکانی یکی از رسوم پسندیده در میان ایرانیان است که عمدتاً در روزهای پایانی سال به طور جدی انجام می‎شود. بدیهی است که بجز خانه‎تکانی مادی و زدودن غبار از محیط زندگی به خانه‎تکانی معنوی و زدودن غبار از قلب (دل) هم باید توجه شود.

خانه‎تکانی امری پسندیده است

خانه‎تکانی مادی از آنجایی که به پاکیزگی وابسته است حتماً امری شایسته و مورد انتظار از مؤمنان هم هست چرا که در اسلام عزیز توصیه‎های فراوانی به لزوم رعایت نظافت شده است.

روایت مشهور (النظافة من الایمان: پاکیزگی از ایمان است) (۱) و یا (فضای جلوی خانه خود را جارو بزنید و تمیز نگه دارید) (۲) نمونه ‏هایی از مجموعه وسیع روایات و توصیه‎های بهداشتی معصومین علیهم السلام و شاهدی بر نگاه اسلام به موضوع نظافت و اهمیت آن هستند.

اهمیت خانه‎تکانی معنوی

آنچه از مجموع قرآن و روایات برمی‌آید نشان‌دهنده اهمیت بیشتر خانه‎تکانی دل (قلب) انسان نسبت به خانه‎تکانی مادی است. خداوند سبحان در سوره مبارکه شمس به موارد متعدد قسم یاد می‎فرماید که سعادت انسان در پی تزکیه نفس رخ می‎دهد. عبارت (قد افلح من زکاها) در این سوره مبارکه مصداقی از لزوم توجه به خانه‎تکانی دل است.

دل هم با گناه و هم با صفات زشت (رذیله) غبارآلود و ناپاک می‎شود. گناهان وقتی زیاد شوند قلب را فاسد می‎کنند (۳) و باید آنچنان دل را خانه‎تکانی کرد که هیچگاه به فساد آن منجر نشود. نخستین قدم در خانه‎تکانی دل ترک گناه، استغفار و توبه است. در روایتی می‎خوانیم : وقتی بنده گناه می‎کند نقطه سیاهی در قلب او پیدا می‎شود. اگر توبه کند و دست از گناه بردارد و استغفار نماید قلب او صیقل می‎یابد و اگر بازهم به گناه برگردد سیاهی زیادتر می‎شود تا جایی که تمام قلبش را فرامی‎گیرد. (۴) این روایت اشاره‎ای به آیه شریفه (کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون) (۵) است. یعنی انسان به سبب گناه ممکن است به جایی برسد که قلبش پر از زنگار شود و او را از پذیرش حق بازدارد!

صفت رذیله از گناه هم بدتر است

حضرت آیت‎الله مظاهری (حفظه الله تعالی) در درس اخلاق خود می‎فرمودند که صفات رذیله نظیر حسد، تکبر، دنیاپرستی، ریاست‎طلبی و غیره که تعدادشان بالغ بر ۴۰ صفت است از گناه هم بدتر هستند چرا که فرمان عقل و دل را به دست می‎گیرند و انسان را به بدبختی و سقوط می‎کشانند. با این وجود چه بهتر که انسان مراقب باشد تا نزدیک این صفات رذیله و زشت نشود و یکی از مصادیق خانه‎تکانی دل آن است که غبار این صفات را از دل بزداییم و اجازه ندهیم که در دل و جانمان رسوخ کنند.

ماهواره وسیله‎ای برای ترویج گناه و صفات رذیله

با این مختصر حالا به سراغ وسیله‎ای می‎رویم که هم گناه و هم صفات رذیله را همزمان به انسان بیننده و مخاطب خود هدیه می‎دهد! برخی می‎گویند ماهواره وسیله‎ای است که هم می‎توان خوب و هم می‎توان بد از آن استفاده کرد. البته که درست هم می‎گویند اما گاهی ضرر برخی وسایل از منافع آنها بیشتر است. مانند شراب و قمار که خداوند سبحان در قرآن کریم گناهان آنها را از سودشان بیشتر توصیف فرموده است.(۶)

وجود شبکه‎های متعدد سم‎پاش که بنیان‎های فکری جوانان را هدف گرفته‎اند، شبکه‎های ترویج فساد که بی‎حیایی را به اوج رسانده و به صورتی شیطانی مدیریت می‎شوند، شبکه‎های مروّج گناه و اختلاط زن و مرد و دریدن پرده‎های عفاف که قبح گناهان را از بین می‎برند و عمده کارشان عادی‎سازی گناه و خیانت زوجین است، شبکه‎های ترویج فرقه‎های ضاله و منحرف و عرفان‎های کاذب، شبکه‎های دروغگو و معاند نظام جمهوری اسلامی ایران که نهال آن با خون شهداء و جوانان پاک این مرز و بوم آبیاری شده است، شبکه‎های لهو و لعب که سرشار از دنیاگرایی و غفلت از معنویات و جهان آخرت هستند و شبکه‎های فارسی زبان برای ترویج گناه و نمایش انواع فیلم‎ها و قطعات نمایشی که مروج صفات رذیله هستند در مقابل تعداد اندک شبکه‎های مفید و بدون هرگونه شائبه و گناه گویای ضررهای فراوان ماهواره است. پرواضح است که انسان عاقل برای دسترسی به چند شبکه معدود و مفید، خود را در معرض هزاران شبکه مسموم و تیرهای زهرآلود قرار نمی‎دهد. این سؤال باید همواره برای ما مطرح باشد که چرا در زمینه دریافت امواج شبکه‎های فاسد ماهواره تحریم نمی‎شویم و حتی رایگان با انواع وسایل و تجهیزات آن را به ایرانیان هدیه می‎دهند؟ آیا نیرنگی در پس این پرده پنهان نیست؟ آیا ابزار مفید و علم را هم به ما می‎دهند یا در آن زمینه باید تحریم را تجربه کنیم؟!

ماهواره می‎تواند مصداق دجال باشد؟

دجال از ریشه‎ (دَجَل) به معنای دروغگو و فریبنده است و به کسی یا چیزی دجال می‎گویند که به رغم ظاهری نیکو و فریبنده توخالی و تهی از راستی و فایده باشد. مانند آن که مشتی خاک بی‎ارزش را با روکشی از طلا تزیین کرده باشند. در روایات شیعه برخلاف روایات اهل تسنن، ظهور دجال از علائم نزدیک شدن قیامت علاوه بر نشانه‎ آخرالزمان هم برشمرده شده است. اینکه دجال فردی حقیقی یا نمادی از گمراهی است (که هر دو هم از روایات قابل استنباط است) موضوع این بحث نیست. بلکه بحث بر سر آن است که فریبندگی ماهواره مانند دجال است که با تزئینات مختلف و زرق و برق فراوان صفات رذیله و گناهان را کادوپیچ کرده و به خانواده‎های ایرانی هدیه می‎دهد و مانند جامی از زهر، انسان اسیر آراستگی و تزئینات جام شده، غافل از آنکه زهر داخل آن جان آدمی را هدف گرفته است.

چه بهتر آنکه اگر چنین وسیله‎ای خدای ناکرده در خانه‎ی ما و مهم‎تر از آن قلب و دل ما نفوذ کرده تا دیر نشده فرصت را غنیمت بشماریم و این دجال و فریبنده‎ را در خانه‎تکانی نوروزی بیرون کنیم. در این راه قصد بر ترک گناه که ارزش و اجر بالایی دارد سبب می‎شود تا به فضل الهی و به یاری امام عصر علیه السلام طعم شیرین ایمان را بیش از پیش در دل احساس کنیم.

وجود ماهواره در منزل و استفاده از آن با رشد معنوی در تضاد است و مسلمانان مؤمن نباید خود را در معرض امواج زیانبار و فاسد این دجال زمانه قرار دهند.

به امید روزی که در ایران اسلامی امواج ماهواره با سپر آهنین ایمان همه‎ ما برخورد نموده و یارای نفوذ در قلب و ذهن جوانان این مرز و بوم نباشند.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

منابع و پی‎نوشت‎ها:
۱ - مستدرک الوسائل، ج۱۶، ص ۳۱۹ / روایت از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نقل شده است.
۲ - وسائل الشیعه-الاسلامیة، ج ۳، ص ۵۷۱ / روایت از امام صادق علیه السلام نقل شده است. به نحو بدیهی، توصیه به تمیزنگه داشتن جلوی خانه و بیرون منزل به طریق اولی در مورد داخل خانه هم صادق است.
۳ و ۴ - تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۲۶۶ / هر دو روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است.
۵ - سوره مبارکه مطففین، آیه ۱۴ / ترجمه آیه : چنین نیست (که می‎پندارند) بلکه اعمالشان زنگاری بر دل‎هایشان گردیده است.
۶ – سوره مبارکه بقره، آیه ۲۱۹ / ترجمه آیه : از تو درباره شراب و قمار می‎پرسند، بگو: در آنها گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است ولی زیان (گناه) آنها از سودشان بیشتر است.    


 
 
عشق واقعی ( داستانک )
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳٩۳
 

چند روزی که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه ی بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.
از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم.

یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد :گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم…
چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.
یک بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.
در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن کردن و کادو پیچی و از اینجور جفنگ بازیها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد.


 
 
سوگنامه بانوی آفتاب
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳٩۳
 

نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟
یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله!

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی


 
 
پدیده عکس سلفی را بهتر بشناسیم!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢ اسفند ۱۳٩۳
 

به گزارش جهان به نقل از مشرق نیوز، چند وقتی است پدیده‌ای عمومی میان عوام و خواص جامعه جهانی رواج پیدا کرده است که در آن افراد از خود به تنهائی یا در جمع و یا با سوژه‌های مختلف عکس می‌گیرند و در فضای مجازی از طریق شبکه‌های مختلف اجتماعی به اشتراک می‌گذارند.

عکس‌هائی از این دست که به «سلفی» (خودگرفت) شهرت دارند ظاهرا گونه‌ای انتخابی است.

سلفی هر چه متهورانه‌تر و بدیع‌تر باشد جذاب‌تر و اصطلاحا لایک‌خورتر است.

علارغم گسترش روزافزون و پرشتاب این نوع از عکسبرداری[۱]،‌ کمتر درباره چیستی و ماهیت، علل ذهنی و اجتماعی و روندهای کنونی و آتی آن تأمل شده است.

در این نوشتار به دنبال آن هستیم تا اندکی به درک واقعی این پدیده نزدیک شویم.

تاریخ سلفی

اطلاعاتی از تاریخ دقیق خلق سلفی وجود ندارد.

آنچه مسلم است در گذشته‌های دور نیز این نوع عکس‌ها رواج داشته است و شاید تاریخی به قدمت اختراع دوربین عکاسی داشته باشد.

گفته می‌شود که اولین عکس مدرن سلفی سال ۱۹۸۲ در منهتن آمریکا توسط فردی به اسم جوزف بایرون گرفته شده است.

در این عکس پنج نفر از عکاسان کمپانی بایرون حضور دارند.[۲]

تصویر سلفی چیست و چه کسانی سلفی می‌گیرند؟

با ورود به عصر اطلاعات و رواج ابزارهای مختلف عکاسی از جمله دوربین‌های دیجیتالی کم حجم و گوشی‌های همراه آمار این عکس‌ها افزایش یافت و ظهور شبکه‌های اجتماعی مجازی نیز در افزایش ترغیب افراد به گرفتن سلفی نقش برجسته‌ای داشت.

در ژوئن ۲۰۱۳ گزارش‌ شده است که ۲۳ میلیون نفر از هشتگ[۳] #selfie در شبکه اجتماعی اینستاگرام (شبکه تخصصی اشتراک گذاری عکس) استفاده کرده‌اند و اگر سایر هشتگ‌های مرتبط با سلفی و نیز زبان‌های مختلف دنیا را در نظر بگیریم این عدد فوق‌العاده بیشتر خواهد شد.

هم اکنون این سبک از عکاسی بسیار پرطرفدار شده است و در گوشه و کنار دنیا اشخاص مختلف با نژادهای گوناگون، چهره‌های متفاوت و سبک‌های زندگی متفاوت‌تر مشغول سلفی گرفتن هستند.

تحقیقی در انگلستان نشان می‌دهد ماهانه ۱.۹ بیلیون عکس در بریتانیا گرفته می‌شود، ۳۲۸ میلیون از این عکس‌ها آنلاین به اشتراک گذاشته می‌شود و ۳۰ درصد عکس‌هایی که انگلیسی‌های ۱۸ تا ۲۴ سال می‌گیرند از نوع سلفی است.[۴]

بدون شک سلفی یکی از پرطرفدارترین ژانرهای عکاسی میان جوانان است و شواهد شبکه‌های اجتماعی خصوصا اینستاگرام موید این مطلب است.

با در نظر گرفتن ۱۰ هشتگ معروف در اینستاگرام متوجه می‌شویم که دو هشتگ به طور ضمنی به عکس‌های سلفی مربوط است و سومین هشتگ پرطرفدار یعنی #me مشخصا مربوط به این‌گونه پرطرفدار عکاسی است.[۵]

انواع سلفی

سوژه اصلی در عکس‌های سلفی «خود» عکاس است.

سلفی عکسی دقیقی نیست و واقعیت چهره فرد را منعکس نمی‌کند؛ زوایه عکاسی و نحوه نورپردازی مانع از آن می‌شود که عکس واقعیت چهره فرد را منعکس کند.

معمولا سعی می‌شود تا عکس‌های سلفی از روبرو و پائین با بالا گرفته شود و اندکی زاویه به سر داده می‌شود تا عمق اثرگذاری عکس بالا رود.

از این‌رو سلفی با خود حقیقی فرد فاصله دارد.

غیر از عکس‌های سلفی تک نفره گاهی اتفاق می‌افتد که فرد در پی اهمیت دادن به سوژه‌ای غیر از خودش باشد و در موقعیت‌ها و شرایط مختلف زیستی، روانی، فرهنگی و اجتماعی عکاسی کند.

روندهای جاری و آتی سلفی‌ها بیانگر اهمیت یافتن عکس‌های «چند سوژه‌ای» است. این نوع از سلفی‌ها در شرایط و موقعیت‌های جدیدتر طرفداران بیشتری دارد.

بنابراین شخص سعی می‌کند تا زمینه عکس‌هایش و سایر سوژه‌هایی که با آن‌ها عکس می‌گیرد هر چه منحصربه‌فردتر باشد. این منحصر به فرد بودن گاهی در لوکیشینی خاص نظیر بالای برجی بلند و گاهی در کنار شخص مشهوری مثل بازیگران و سیاسیون محقق می‌شود.

این نوع از سلفی‌ها برای آن است تا مخاطبان شخص را فردی شجاع بدانند که توانسته در مرتفع‌ترین نقطه دنیا قرار بگیرد، یا فردی با نفوذ بدانند که توانسته با فلان شخصیت سیاسی عکس بگیرد، یا فردی خوشبخت بدانند که در کنار همسر و فرزندانش در شب جشن تولدش عکس گرفته، یا فردی خوش‌تیپ بدانند که آخرین برند پیراهنی را خریده است و یا .....



 
 
← صفحه بعد