پرواز اندیشه

رابطه عشق و عذرخواهی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳٩٦
 

عذر خواهی همیشه بدان معنا نیست که تو اشتباه کرده ایی و حق با آن دیگری است ، گاهی عذر خواهی بدان معناست که آن رابطه بیش از غرورت برایت ارزش دارد.


 
 
گوهر بیان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳٩٦
 

امام جعفر صادق (ع) : میان ایمان و کفر فاصله ای جز کم عقلی نیست. عرض شد : چگونه ای پسر پیغمبر ؟... فرمود: بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق می شود، در صورتی که اگر با خلوص نیت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزدیکتر از آن وقت به او رسد.
اصول کافی ، ج 1 ، ص 32 – 33


 
 
یادداشت خواندنی وحید جلیلی در نقد یادداشت عباس عبدی؛ دستمال پر گلابی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳٩٦
 
آقای عباس عبدی یادداشتی علیه شعر خوانی میثم مطیعی در عید فطر منتشر کرده است؛ یادداشت کوتاهی که  به سیاهه ای بلند از اغلاط حقوقی ، ادبی، تاریخی، دینی و ... انجامیده و می توان   آن را به علت غفلت ها و فراموشی های بسیار؛   یادنداشت !  نامید. 
 
عبدی نه فقط شرایط و حواشی ( که فیه تامل) ؛ بلکه اصل ورود هنرمندان انقلاب به سیاست را آماج  و باطن  جنجال ها را  آشکار کرده  و از هرآنچه که به دستش رسیده ( از خاطره شخصی و فکت تاریخی و حدیث نبوی و تمسخر سیاسی و... ) برای وارد نشدن هنر انقلاب به منطقه ممنوعه مایه گذاشته است.
 
نوشته  او به نوعی ، ویترینی است از آنچه در   ذهن و دل انقلابیون پشیمان و رعایای تازه کدخدای جهان می گذرد. 
 
******* 
 
عبدی پرده از یک راز بزرگ در دهه شصت برداشته است . آنجا که ، علت پرجمعیت بودن نمازهای جمعه اوایل دهه شصت را توضیح داده است : " در آن سالها مردم به صف نماز جمعه می پیوستند چون خطبه های جمعه در آن زمان فراجناحی بود" 
 
 عبدی تاکید کرده کسانی که بالای 50 سال داشته باشند یادشان می آید !
 
اما آنها که  هنوز 50 سال ندارند هم  یادشان می آید که پرشورترین و پرجمعیت ترین نمازهای جمعه ؛ وقتی شکل می گرفت  که امام جمعه ؛  رئیس جمهور یازده میلیونی ، را نقد  می کرد . 
 
این شما و این دفتر خاطرات مرحوم آقای هاشمی  :
 
15 /3 /60
ظهر همراه عفت به نماز جمعه رفتیم . برای پانزده خرداد جمعیت عظیم و غیر قابل انتظاری جمع شده بودند . ضد انقلاب از این جمعیت ها ناراحت و مایوس می شود .
22 /3 /60
فاطی و سعید عصری برگشتند و از کثرت جمعیت نماز جمعه امروز می گویند مردم شعار علیه آقای بنی صدر می دادند .
29/ 3 /60
ظهر به نماز جمعه دانشگاه رفتم آقای خامنه ای در توضیح جرایم و اشتباهات آقای بنی صدربیانات خوبی داشتند .
5 /4 /60
ظهر در نماز جمعه شرکت کردم . احساسات مردم خیلی خوب بود و به طور اغراق آمیز از من ستایش شد از این ستایش ها خوشم نمی آید . سخنرانی مفصلی در ماهیت اختلافاتمان با آقای بنی صدر کردم و افشاگری هایی نمودم فکر کنم روشنگر و مفید باشد .
12/ 4 /60
خطبه ها را خواندم . جمعیت به خاطر مسائل جاری خیلی زیاد بود و من تحلیلی از درگیری های داخلی و بر اساس درگیری ایمان با کفر و نفاق دادم " 
 
(منبع  کتاب خاطرات اقای هاشمی رفسنجانی .1360)
 
**** 
 
بماند که سالها بعد در نماز جمعه به جای " تحلیل از درگیری های داخلی بر اساس درگیری ایمان با نفاق" ؛ در خطبه ها به "مانور تجمل" و در شعارها به "روز جهانی پست مبارک است به رهبر " رسیدیم! (این را زیر پنجاه ساله ها به یاد می آورند اگر بالای پنجاهی ها  به  یاد نداشت ه  باشند) 
 
*****  
 
اتفاقا نمازجمعه از روزی که خنثی و سیب زمینی و به قول آقای عبدی فراجناحی شد از رونق افتاد . نماز جمعه هر جا که به جای رسانه انقلاب بودن به رسانه محافظه کاران مصلحت اندیش بی درد تبدیل شد خلوت شد .
 
آقای عبدی طوری نماز جمعه دهه شصت را و صفوفِ تا جلوی سینما فلسطینش را توصیف می کند که انگار نصف جمعیت تهران ؛  قنوت بعد از رکوع می خوانده اند . نمازجمعه در شلوغ ترین روزهایش هم نه رسانه فراجناحی که رسانه حزب الهی بوده است و اگر خلوت شده به خاطر موفقیتِ  آمدنیوز ها و بی بی سی ها و دیگر غوغا سالاران سکولار است که توانسته اند ترمز آقای تقوی را بکشند و به دره محافظه کاری تبعیدش کنند و نماز عبادی -سیاسی را (با تک و توک استثناهایی) به خطابه کشیش های بی آزار حواس جمعِ  آسّه برو آسّه بیا شبیه کنند. 
 
نماز جمعه شلوغ،  که آقای عبدی جیزّکِ دهه  شصتش را به ما می دهد ، نماز جمعه گاز است و نه ترمز! 
 
نماز جمعه پیشقراول و پیشرو است  نه پاستوریزه و سکولاریزه .
 
نماز جمعه امروز از خیلی جهات شبیه صدا و سیما( دیگر رسانه خنثی شده  نظام) است : خواجه ای در بند نقش ایوان ! 
 
نه تخمی دارد که در مزرعه انقلابی گری بکارد و نه سایه ای برای هیچ قوه مجریه و قضائیه و مقننه ای که رصدی بکند ، فریادی برآرد، تذکری بدهد و ...
 
اگر رهبری آبرویش را به مسلخ کدخدا پرستان نمی آورد ،  کدام نماز جمعه ای( و صدا و سیمایی)  را زهره آن بود که نام مقدس بیست سی را بر زبان جاری کند ؟!
 
 نمازهای جمعه سالهاست که سرگرم  ده"بیست سی"چهل   اند که بزنند یا نزنند ، بگویند یا نگویند، امر به معروف بکنند یا نکنند  و دست آخر هم به " دستمال آبی بردار- پر از گلابی بردار"  می رسند .
 
بر گرده منصور نظری تازیانه بکوبند ، کارگران آق دره شلاق بخورند ، کولبر ها را با تیر بزنند ، نمازهای جمعه ؛ دوباره و هزارباره ؛  ده بیست سی چهلشان به دستمال آبی و باغ گلابی  می رسد. 
 
بشنوید خطبه های همین جمعه  را در تعظیم  و تجلیل  از قوه بی عیب و نقص قضائیه در هفته بزرگداشت.
 
بسیاری از ائمه جمعه ،  سالهاست که برجامشان را  امضا کرده اند و باغ گلابی شان را از آبروی  انقلاب  و شهدای محراب سیراب کرده اند.
 
 از آبروی شهید محرابی که گفت : اخذ الله علی العلماء ان لایقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم.
 
از آبروی شهید محرابی که گفت : دَعَاکَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَاءَسْرَعْتَ إِلَیْهَا، تُسْتَطَابُ لَکَ الْاءَلْوَانُ، وَ تُنْقَلُ عَلیْکَ الْجِفَانُ، وَ مَا ظَنَنْتُ اءَنَّکَ تُجِیبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوُّ، وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوُّ
 
دغدغه بسیاری از آنها پر بودن صف اول است. و  پُر شدن صف اول همانا و پَر پَر شدن صف های دیگرهمانا !  چه شبیه شده است برخی  نماز های جمعه به همان سفره ابن حنیف :  عَائِلُهُمْ مَجْفُوُّ، وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوُّ
 
صف های اول ؛ سالهاست که خالی است از عمّارها و تمّارها. و مزین است و مفتخر به اشعری ها و اشعث ها .
 
صف های اول سالهاست که فاصله انداخته اند بین آخر مجلسی ها (که فرشتگان ، شهدا را از میانشان می چینند ) و امام ها . 
 
سالهاست اگر نماز جمعه می رویم به شوق چهار راه لشگر است و نه امرای عسگر و کشور.
 
 تمّارها؛ به اشاره مولایشان ،  طَبَق خرما را هم اجازه ندارند طبقاتی کنند چه رسد ، صفوف مومنان را . 
 
تفرقه نه از فریاد حیات بخش  تمّار که ازسکوت  مرگبار صف اول آغاز می شود که  گاه نزدیک ترین هایند  به امام  در ظاهر  و دورترین در باطن!
 
 صف اولی  که خودش مظهر "اختلاف " طبقاتی است با چه رویی می خواهد "تفرقه " را محکوم کند؟! 
 
و بنیان مرصوص را ، همین جماعت یقولون ما لا یفعلون می دَرَند  و پاره پاره می کنند به گواهی سوره صف. 
 
******* 
 
جناب عبدی به تبع پیرمرادش  که گفت : " آب خوردن شما به اراده کدخدای ما وابسته است " ؛ قسم یاد می کند که برجام اگر نبود برق هم نبود! و بلندگو هم نبود و مخاطب هم نبود و ...  
 
غافل از آن که  برقِ خمّاران  را منتی بر رعدِ تمّاران نیست .
 
مگر صدای دعبل و فرزدق و کمیت و حسان و  سید حمیری را برق کدخدای شما  به امت  ما  رساند ؟
 
قَسَم این حضرت عباس را عبدی از عباد شیطان بزرگ ، باور شاید کند ، ولی ملتی را که نور؛  از خون احمدی روشن دارد به برقِ غرب ریشخند کردن ،  نه از وقاحت که از حماقت است . 
برق غرب مگردر چشم های خُمار بقراتِ " ضرع فَیُحلب"  ی  جرقه زند که نُه من شیرشان نصیب  ترامپ وبی بی سی و سنا و جان کری شد و  طعنه ها و ترهاتشان نثار رهبری ! 
**** 
 عباس آقا البته به استهزائ بسنده نکرده ؛ وافتخار!  برجام را نه به دوستان باهوش خود که به نظام نسبت داده است .
 
ادعا این است  : برجام تصمیم علی است . آری !  همانگونه که حَکمیت.
 
 و  برجامیان نماینده علی اند همان گونه که ابوموسی اشعری . 
 
( ببخشید از این تشبیه تاریخی! حتما از تشبیه  مداح اهل بیت (علیهم السلام)  به  کنیز معدوم عبدالله بن خطل در فتح مکه بیراه تر نیست!) 
 
خیانت کدخدای باهوش و مودبشان ؛  آن سان  رسواست که نه پشت دیوار بلند پیاده روها  ! پنهانش توانند کرد،نه در جیغ بنفش کنسرتها ( ترفندهای هنری – سیاسی مشروع و محترم!) به فراموشی اش توانند سپرد ؛ پس بانگ برداشته اند که "حاجی انت شریک" !  "حاجی انت شریک" ! و این هنوز از نتایج سحر است . دیر نیست که در یابند برجامیان  "شب شراب نیرزد به بامداد خمار "
 
***** 
 
اگرچه در این یادداشت کوتاه ، جناب عبدی؛  شاهکارهای زیادی در منطق و تحلیل و ادب به جا گذاشته اما الحق و الانصاف تفسیر ایشان از فتح مکه و سیره حضرت رسول (ص) ، مرزهای فهم  را جابه جا کرده  و فصلی نو در فقه و اصول  و حقوق   گشوده است .
 
بخوانیم جملات گهربار استاد را:
 
"هیچ چیز بدتر از ترفندهای هنری از جمله تمسک به شعر و شاعری برای موضوعات سیاسی نیست ." 
 
دوباره جمله  استاد را بخوانید :
 
"هیچ چیز بدتر از ترفندهای هنری از جمله تمسک به شعر و شاعری برای موضوعات سیاسی نیست ." 
 
 و بعد اظهار نظر هم ایشان را  ، (چند سال پیش) راجع به فیلم ضدایرانی آرگو ملاحظه کنید :
 
 " دوستانی که پس از اعلام اسکار بهترین فیلم، مصاحبه‌های احساسی انجام دادند، بهتر است بگویند که چرا به «آرگو» اسکار ندهند؟ این «فیلم» است و «تاریخ» نیست و از قدیم هم گفته‌ایم که فلان موضوع، فقط یک «فیلم» بوده است….باید به انتخاب آنها احترام بگذاریم و عصبانی نشویم " 
 
 هر چه آن خسرو کند شیرین بود! 
 
اگر غربی ها  یا غرب زده ها در  سیاست "از ترفندهای هنری استفاده کنند " باید به آنها احترام بگذاریم  و اگر فرزندان انقلاب خیانت آنها و نقض روح و متن برجام را  به زبان هنر نقد کنند " هیچ چیز بدتر از ترفندهای هنری برای موضوعات سیاسی نیست" !! 
 
 و در ادامه: 
 
"نقد و هجو سیاسی در قالب شعر خوانی و هنر یکی از بدترین رفتارهایی است که متاسفانه نباید اجازه داد که باب شود."  
 
به فحاشی سینماگران آمریکایی علیه ایرانی ها  باید احترام گذاشت و  از این سو پاسخگویی هنرمند ایرانی  را  باید بدترین رفتار! نامید و جلو باب شدنش را گرفت!  
 
جالب تر از همه این که مجتهد جامع الشرایط ما ، فتح مکه را بر این فتوای خود شاهد می گیرد و می گوید  :
 
 " پس از فتح مکه ، حضرت رسول همه را بخشید. هر کس که حتی به خانه ابوسفیان وارد می‌شد در امان بود. اجازه نداد فتح مکه روز انتقام شود، آن را به روز رحمت و گذشت تبدیل کرد ولی چند مورد اندک استثنا شدند و بخشش شامل آنان نشد، از جمله کسانی که از طریق شعر پیامبر (ص) و اسلام را هجو می‌کردند، حتی اگر این افراد زن بودند نیز مشمول بخشش نشدند."  
 
اینکه نویسنده روشنفکرما  ؛ دکتر  مطیعی را تلویحا با کسانی که هجو پیامبر می کرده اند قیاس کند به خود او مربوط است، شاید برای او برجام ، تقدسی در تراز نبوت دارد و در دل آرزو می کند مخالفان برجام چون کنیز عبد الله بن خطل از دم تیغ گذرانده شوند. 
 
اما این حداکثر ؛ خطایی در قضاوت و تطبیق حکم با موضوع است. مسئله اصلی آنجاست که مفتی جامع الشرایط ما نه فقط مصداق ، که حکم را تحریف می کند.
 
پیامبر به این دلیل آن شاعران را از عفو مستثنا کرد که هنر را به سیاست آلوده بودند!! 
 
و هر هنرمندی که در هنر خود سیاست را در میان آورد مستحق مجازات است ( البته بجز بنجامین  افلک و دیگر هنرمندان ضد ایرانی  یا ضد انقلاب که شایسته احترام اند ) 
 
عباس عبدی البته معلوم نمی کند که اگر مطلق هجو در نگاه رسول الله مذموم است چرا خود به هنرمندان مسلمان (از حسان بن ثابت تا میثم مطیعی و مهدی سیار)  دستور هجو مشرکان را داد  :
 
"اُهجوهُم و روحُ القُدُس مَعَکُم؛ مشرکان را هجو کنید که (در این‌صورت) روح‌القدس (جبرئیل) با شماست.» (تفسیر منهج الصادقین، ج ۶، ص ۴۹۵" 
 
جالبست اگر شاعری بگوید: " تفنگت را زمین بگذار "  هنر را به سیاست نیالوده است و هیچ واکنشی  جز تحسین برنمی انگیزد  و اگر دیگری بگوید : " سخن از صلح بگو اسلحه را هم بردار  " باید او را به عاقبت افسران جنگ روانی استکبار  در فتح مکه تهدید کرد که " بکشیدشان اگر چه بر پرده های کعبه آویخته باشند" !
 
 پس مسئله ، هنر و سیاست نیست ؛ اصل قضیه ؛ زمین گذاشتن اسلحه و بالابردن دستهاست. 
 
جدا از این که منطقِ جناب عبدی در این یادداشت نوعا منطق شاعرانه  (وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ  . أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ  .  وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ )  است و لاجرم محکوم به حکمی که خود درباره شعر سیاسی صادر کرده ؛ اما گویی شاعر سیاسی ما تا کنون حتی یک بار هم نه پیام امام به هنرمندان  که  آیه  آخر سوره شعرا (که بر پیامبری که ادعای تفسیر سیره اش را دارد ، نازل شده ) را  هم نخوانده است. 
 
" إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ؛ " 
 
قرآن به صراحت  این  گروه از شاعران را به رسمیت می شناسد ؛ کسانی که دادخواهی پیشه می کنند و پرچم مبارزه با ظلم بر می افرازند.
 
اگر بعد از خیانت 98 درصدی سنا  و تشدید تحریم ها  و اعتراف زعما به نقض روح و جسم و دل و قلوه و کله و پاچه برجام ؛  نتوان گفت  بالای چشم کدخدا  ابرو هست  و ذیل "چشم کدخدا" ! ؛  آبرویی نیست ؛ پس  "وانتصروا من بعد ما ظلموا "  را چه باید کرد؟ 
 
آیا این گزاره ملکوتی را هم باید در طاقچه ای نهاد که پیش از آن " قاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم "  و  " ان تنصروا الله ینصرکم"  و  " ما لکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثاقلتم الی الارض " و ...   را  نهاده بودند؟   
 
 
*********  
 
هر چه بود  حواشی ماجرای عید فطر ، نشان داد که وقت افطار رسیده است. لب بر حرام بستن  ؛  مقدمه زبان به دادخواهی گشودن است. بسیاری صف اولی ها هر چه حقوق های  حلال را نمی پسندند  ، سکوت های حرام را دوست دارند. 
 
سکوت های حرام احبار و رهبان است که راه بر  قولهم الاثم واکلهم السحت می گشاید. 
 
بگذار شاعران دربار استکبار هر چه می خواهند بسرایند ، ما همچنان مرید آن امامیم که فرمود: «هنر در مدرسه عشق نشان دهنده ی نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم گرسنگان مغضوب قدرت و پول است.»

 
 
واکنش غیرتمندانه حسام نواب صفوی به وطن فروش بی تربیت شبکه فارسی وان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩٤
 

شبکه فارسی وان که به دلیل سریال های سخیف و ضدفرهنگی خود در کشور سازنده اش حق پخش ندارد، پا را فراتر گذاشته و در برنامه خود بطور مستقیم به مردم ایران توهین می کند.سینا ولی الله در برنامه چند شنبه با سینا در شبکه فارسی ۱ با نهایت بی شرمی به مردم ایران توهین و فحاشی کرد.حسام نواب صفوی بازیگر سینما و تلویزیون نسبت به توهین مجری فارسی وان واکنش نشان داد و با انتشار پستی در اینستاگرام خود، از دادستان کشور خواست تا این مجری را محاکمه کند.نواب صفوی در ادامه از تسلیم شکایت خود به دستگاه قضا درباره توهین این مجری خبر داد.

وی در اینستاگرام خود نوشت: " خواستم سکوت کنم ولی دیدم اینجا سکوت به منزله خیانت است ...مردم با غیرت ایران: آیا وضع ما طوری شده که یک نفر از دبی از یک شبکه بطور کاملا ما را کره خر خطاب کند؟ و ما ساکت بنشینیم کجاست آن غیرت ایرانی که کسی در دنیا جرئت نداشت راجع به ما حرف بزند ؟حتی دشمنان کشور ما هم اینطور جرئت نداشتند تا به امروز مردم غیور ایران را کره خر خطاب کنند آیا اسم این شوخیست؟؟؟؟؟ما همان ملتی هستیم که سالها جنگیدیم و اجازه تعدی و تجاوز به خاک کشور را ندادیم .اگر مردان سرزمین من اراده کنند تو و امثال تو به خاک خواهند افتاد. دوستت را صدا زدی و گفتی کره خر و٢٣ نفر برگشتند و این آمار بالایی می باشد.کدام ایرانیست که تو را ببینند و جواب تو را ندهد؟؟از دادستان محترم کشور تقاضا میکنم با توجه به توهین صریح وی به مردم کشور و شکایتی که توسط مردم طرح خواهد شد و توسط اینجانب تسلیم دستگاه قضایی خواهد شد تقاضای انتقال وی به دادگاه ایران و محاکمه وی را دارم . و از مردم با غیرت کشورم میخواهم از هویت خود در فضای مجازی علیه وی اقدام نمایند و این درس عبرتی باشد برای کسی که مردم خود را .....خطاب میکند."    


 
 
توصیه های طلایی شهرام جزایری به مهدی هاشمی رفسنجانی برای اوین
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ٩ شهریور ۱۳٩٤
 

هنوز درست در اوین جاگیر نشده که حاشیه هایش شروع شد؛ از زمزمه های امکانات ویژه اش در سلول گرفته تا پست های مختلف فیس بوکی و توئیتری منتسب به وی بود.
مهدی هاشمی جنجال بر سر حکم محکومیتش را تا دم در زندان اوین ادامه داد تا از تمام وقت خود برای تحت تاثیر قرار دادن دستگاه قضا استفاده کند.
اما امروز خبری از نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه با خبرنگاران بیرون آمد که به سرعت تیتر یک رسانه های داخلی شد؛ «کشف موبایل و سکه از آقازاده جنجالی»

از رشوه در «استات اویل» تا سکه بازی در «اوین»
غلامحسین محسنی اژه ای امروز در پاسخ به سوال خبرنگار فارس مبنی بر کشف برخی اقلام غیر مجاز از زندانیان بند ۷ اوین، گفت: «طبق ضوابط زندان معمولاً بازرسی‌ها به صورت سرزده و یا با تمهیداتی که از قبل اندیشیده شده صورت می‌گیرد.»
سخنگوی دستگاه قضایی با تأیید خبر بازرسی از زندان اوین گفت: «در هفته گذشته از بند ۷ و ۸ این زندان بازرسی صورت گرفت و طبق گزارشی که ارائه شد از مهدی هاشمی هم یک گوشی تلفن همراه با سیم کارت و ۳۰ سکه طلا اعم از ربع سکه، نیم سکه و سکه گرمی کشف شد.»
معاون اول قوه قضاییه با بیان اینکه نمی‌توان گفت سکه غیرمجاز است، گفت: «ممکن است سکه را همراه خود داشته باشد اما داشتن تلفن همراه غیرمجاز است.»
این خبر سخنگوی دستگاه قضا چند سوال مهم را در اذهان عمومی به وجود آورد؛ سوالاتی که با توجه به وجود برخی زمزمه ها از تلاش آقازاده جنجالی برای بدست آوردن امکانات خاص در زندان، دوباره مهدی هاشمی را به سوژه اصلی رسانه ها تبدیل کرد.
شاید خبر کشف موبایل از مهدی هاشمی در زندان اوین (با توجه به کشف موبایل از دیگر زندانیان در دوره های قبل) زیاد عجیب به نظر نرسد، اما قطعا به همراه داشتن ربع و نیم سکه آنهم در محیط زندان به قابلیت خرید و فروش سکه وجود ندارد، در نوع خود سوال برانگیز و عجیب است.
زمانی که این رخداد را در کنار یکی از علل اصلی محکومیت آقازاده جنجالی قرار می دهیم، به همراه داشتن سکه طلا، آنهم در زندان معانی خاصی پیدا می کند.
«رشوه» یکی از اصلی ترین دلایل محکومیت مهدی هاشمی در دادگاه بود؛ جرمی که وی را به پرونده هایی نظیر استات اویل و کرسنت آنچنان گره زده بود که راه فراری برای وی باقی نگذاشت.
این امکان وجود دارد که مهدی هاشمی با پیشنهاد برخی همراهان و دوستان خود به این نتیجه رسیده باشد که به همراه داشتن مقادیری سکه طلا با ارزش های مختلف‌ می توان در محیط زندان برای تهیه اقلام مورد نیاز بکار بیاید.
البته حدس بالا در برخی موارد به واقعیت تبدیل شده و در ماجرای بازرسی از بند ۳۵۰ زندان اوین در سال گذشته مشخص شد که برخی زندانیان با پرداخت رشوه به اقلامی خاص در خارج از زندان دست پیدا کرده بودند.

مشاوره های «طلایی» به آقازده زندانی!
آقازاده معروف چند روز قبل از رفتن به اوین ظاهرا فکر همه چیز را کرده و و برای درک بهتره شرایط زندان اوین به سراغ افراد مختلفی رفته بود.
دیدار وکیل آقازاده جنجالی با یکی از معروف ترین مجرمان فساد مالی که چندی است با پایان دوره محکومیت خود از زندان آزاد شده، پیش از رفتن به زندان از اصلی ترین برنامه های وی بوده است.
وکیل آقازاده خاص در دیدار با این مجرم اقتصادی اطلاعات کاملی درباره ویژگی های بند زندانیان اقتصادی و راه های اعمال نفوذ در زندان را کسب کرده و آنرا به موکلش منتقل نموده است.
فرد یاد شده نیز با استفاده از تجربه نزدیک به ۱۰ ساله حضور در زندان اوین با معرفی برخی افراد و سرپل هایی که می توانند آقازاده مذکور را در بدست آوردن برخی امکانات رفاهی یاری کنند، کمک شایانی به وی برای شناخت بهتر فضای زندان داشته است.
نکته قابل تامل دیگر این است که با توجه به سابقه اقدامات مهدی هاشمی در اخذ رشوه و مواردی از این قبیل،‌ ظاهرا خود او و همراهانش به این باور رسیده اند که می توان در همه بخش ها با اینگونه اقدامات کار را پیش برد.
در این میان اما دستگاه قضایی که با اعمال حکم مهدی هاشمی تا حدود زیادی قاطعیت خود را نشان داد، با کشف وسایل ارتباطی ممنوعه و سکه های طلا از مهدی هاشمی قطعا می تواند ضمن بستن راه های اعمال نفوذ برخی زندانیان خاص، سرپل های حمایت از این افراد را در داخل زندان نیز کشف کند.
حال باید دید خانواده مهدی هاشمی که تا چند روز پیش از وضعیت مهدی و شرایط سخت وی در زندان گلایه و ابراز نارضایتی کرده بودند، درباره به نگهداری مقادیر زیادی سکه و تلفن همراه در محیط زندان توسط برادرشان چه پاسخی دارند؟


 
 
متأسفانه علی طباطبایی بازیگر جوان و توانمند سینما و سیما درگذشت!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ٩ شهریور ۱۳٩٤
 

شب گذشته خبر فوت علی طباطبایی بازیگر جوان سینما و تلویزیون کشور ، جامعه هنری ایران را شوک زده کرد و ناباوری برای طرفداران وی به همراه داشت.

از همان لحظه  انتشار خبر فوت این بازیگر جوان اما موج تسلیت های اینستاگرامی بازیگران، هنرمندان و ورزشکاران آغاز شد و وافرادی چون الهام پاوه نژاد، بهنوش بختیاری، عمو پورنگ و امیر محمد، امید حاجیلی، علی انصاریان، رامبد جوان و ... درگذشت این بازیگر جوان را تسلیت گفتند.

ما نیز با خانواده این بازیگر جوان هم دردی کرده و درگذشت وی را به جامعه هنری، خانواده این جوان و طرفدارانش تسلیت می گوییم.


 
 
فوتبال ساحلی ایران با حذف اسپانیا به مرحله بعد صعود کرد + جدول مسابقات تا فینال
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ تیر ۱۳٩٤
 

تیم های ملی برزیل و اسپانیا به مصاف هم رفتند.

به گزارش وب سایت رسمی برنامه نود، این بازی با نتیجه دو بر یک به سود برزیل به پایان رسید.

ایران در صورتی صعود نمی کرد که اسپانیا با اختلاف دو گل برزیل را شکست می داد. بازی بسیار نزدیکی بین دو تیم انجام شد و خیلی هم کم گل بود. برزیل اول جلو افتاد اما گل تساوی را دریافت کرد اما در ادامه گل دوم را زد.

خوشبختانه تیم ملی فوتبال ساحلی ایران به عنوان تیم دوم گروهش به مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی فوتبال ساحلی صعود کرد و حریف تیم ملی فوتبال ساحلی تاهیتی شد.

برنامه رقابتهای مرحله یک چهارم نهایی به شرح زیر است:

پنجشنبه ۲۵ تیرماه

بازی ۲۵:برزیل - روسیه- ساعت ۱۷:۳۰

بازی ۲۶: پرتغال -سوئیس – ساعت ۱۹

بازی ۲۷: ژاپن - ایتالیا – ساعت ۲۰:۳۰

بازی ۲۸: تاهیتی - ایران – ساعت ۲۲

جمعه ۲۶ تیرماه - استراحت

مرحله نیمه‌نهایی: ‌شنبه  ۲۷ تیرماه

بازی شماره ۲۹: برنده بازی ۲۷ – برنده بازی ۲۸ –  ساعت ۲۰:۳۰

بازی ۳۰: برنده بازی ۲۶ – برنده بازی ۲۵ – ساعت ۲۲

یکشنبه  ۲۸ تیرماه

دیدار رده بندی: بازی ۳۱: بازنده بازی ۲۹ – بازنده بازی ۳۰ – ساعت ۲۰:۳۰

دیدار فینال : بازی ۳۲: برنده بازی ۲۹ – برنده بازی ۳۰ – ساعت۲۲


 
 
برنامه موفق احسان علیخانی و حسادت سالی تاک
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٥ تیر ۱۳٩٤
 

شاید به جرأت می توان گفت که برنامه «ماه عسل» امسال، جزو پربیننده ترین برنامه های صدا و سیما بوده و بیشتر خانواده های ایرانی را در لحظات نزدیک افطار مجذوب خود کرده است.

اما برنامه امسال ماه عسل نسبت به سال های قبل با جنجال بیشتری آغاز شد. این حاشیه ها علاوه بر برخی موارد اجرا از سوی علیخانی، حتی به دکور برنامه هم کشید تا زحمات و طراحی زیبای این برنامه تحت الشعاع برداشت های منتقدان قرار گیرد.

این روزها گمانه های بسیاری در مورد افراد پشت پرده حاشیه‌سازی و شایعات علیه ماه عسل مطرح می شود که تنها گذشت زمان می تواند چهره مدیران شایعه‌ساز و تخریب کنندگان و یا مقصران را نشان دهد.

در این بین اما رقبای ماهواره‌ای این برنامه هم که گویا در رقابت میدان را وا داده اند، از آن سو شروع به حاشیه‌سازی کرده و با مدیریت شایعات سعی در به حاشیه کشاندن آن دارند.

شبکه تلویزیونی من و تو که دچار افت و افول شدید مخاطب شده، هر از چند گاهی برای جبران این نقص، به این و آن چنگ می زند تا بلکه بتواند با تخریب دیگران خود را مطرح کند.

چند روز پیش سالومه سیدنیا یکی از مجریان این شبکه با حمله به “احسان علیخانی” وی را با عباراتی زشت و بی ادبانه مخاطب قرار داد!

سالومه سیدنیا که اکنون کمتر از سابق نوبت آنتن در شبکه من و تو به وی می رسد در پستی در فیس‌بوکش با توهین به احسان علیخانی و برنامه محبوب او چنین نوشت: «لذت شهوانی است در پسِ آن چهره سراسر پلاستیکی ات وقتی از دردناک ترین وجوه زندگی یک بچه ۸ ساله می پرسی و دست محبت کثیف ات را به سرش می کشی و دوربین ات جوراب پاره اش را نشان می دهد و اشک های تمساح دروغین ات.»

آنچه از موضع گیری های شبکه های ماهواره ای و عوامل آن در مورد ماه عسل احسان علیخانی روشن است، مردمی بودن و پر مخاطب بودن این برنامه است که گویا در این کسادی بازار مخاطب به مذاق شبکه های ماهواره ای خوش نیامده و از ابتدا با مدیریت شایعات علیه این برنامه سعی در تخریب آن دارند.

اگرچه بعضی سوژه های این برنامه نسبت به سال های قبل با افت چشمگیری مواجه بوده؛ اما به نظر می رسد اینگونه فضای توهین و فحاشی علیه این برنامه منطقی و طبیعی نیست.



 
 
← صفحه بعد