به گزارش ستاد حیات طیبه، آیتالله علمالهدی در
سال تحصیلی ۸۲-۸۳ که معاون آموزشی دانشگاه امام صادقعلیهالسلام بوده اند، این خاطره را در جلسهی نقد معاونت آموزشی دانشگاه، بیان فرمودند:
ما یک دانشجو در اینجا [دانشگاه امام صادقعلیهالسلام] داشتیم که در حال حاضر جزو نیروهای ارزشی نظام است به نام دکتر سعید جلیلی، ایشان در یکی از کلاس ها سر یک مسالهای با استاد همان کلاس درگیرشدند، و استاد با کمال بیرحمی به او صفر داد. ما هم با همهی قوا بسیج شدیم تا مشکلش را حل کنیم، اما متأسفانه نتوانستیم. ایشان رسما به استادش گفت که «این صفر شما برای من از یک[نمره] صد هم با ارزشتر است. چون من در راه اسلام این صفر ر
ا گرفتم و آنقدری که من در این صفر گرفتن از شما، ادعای برتری و فضیلت میکنم در از دستدادن پای قطعشدهام در جبهه احساس فضیلت نمی کنم.» اصلا این استاد خُرد شد. وضعیت به گونهای شد که تا مدتها دیگر نمیتوانستند با دانشجو برخورد اینگونه بکنند. البته ما هر کار کردیم نتوانستیم مشکلش را حل کنیم، چون از نظر قانونی نمیشد کاری کرد.
گفت: یکی از عوامل فتنه در نامه سرگشادهای که از درون زندان منتشر کرده خطاب به خاتمی و حزب مشارکت
و مجمع روحانیون نوشته است؛ «حسابی ما را گیج کردهاید»!
گفتم: چه راحت از درون زندان نامه مینویسند و بعد میگویند آزادی نیست! خب! حالا چرا گیج شده است؟!
گفت: نوشته است گفتید اگر حصر موسوی و کروبی خاتمه نیابد قیامت برپا میکنیم! ولی هیچ... نکردید. گفتید انتخابات مجلس را تحریم میکنیم ولی یواشکی رفتید و رای دادید. گفتید در انتخابات 88 تقلب شده ولی حالا برای شرکت در انتخابات سر و دست میشکنید! گفته بودید هاشمی اصلاحطلب نیست ولی تمامقد به حمایت از او برخاستهاید! و...
گفتم: یارو در نامهای به دوستش نوشته بود؛ «تو سیب سرخ کدام بوته پرتقالی که هر دانه انارت به درشتی گیلاسهای درخت موز است ای کیوی من»!
د خاتمی با ویزای ویژه رئیسجمهور آمریکا برای 2 هفته به شرق ایالات متحده رفت و عصر دوشنبه 20 شهریور 1385 پس از دیدار با جورج سوروس از رهبران «کودتای مخملی» و سیدحسین نصر از رهبران «سنتگرایی» راهی تپههای معروفِ «بیکون هیل» نیویورک شد تا در واپسین نقطه توقف خود شام آخر را در منزل زنی به نام دکتر الگا دیویدسن صرف کند.
جهان، پس از انتشار گزارش صفحه پاورقی روزنامه کیهان درباره 'ارتباط سید محمد خاتمی با عوامل سرویسهای جاسوسی غربی' و دیدار وی با 'ریچارد فرای' با عنوان «ضیافتِ بلوط سبز با حضور محمد خاتمی و بزرگترین جاسوس خاورمیانه و تئوریسین مکتب ایرانی»، جهان نیوز به سایت «بنیاد آیلکس» دست یافت که عکس های ضیافت شام ترتیب داده شده برای وی و همراهانش را منتشر کرده است.



کهولت سن هاشمی رفسنجانی، سایت شخصی وی را دست به دامان دعای «قوت در پیری کرد»!
به گزارش شفاف سایت شخصی هاشمی رفسنجانی روز یکشنبه در بخش «فرهنگ قرآن» خود آیه جالبی از قرآن درباره سستی در پیری را منتشر کرد.

«من بسیار متاس
فم که میخواهم این را بگویم. اما واقعیت جز این نیست که اصلاحطلبان و اپوزیسیون نزدیک به آن، در انتخابات مهندسی شده دارند همان نقشی را بازی میکنند که مهندسان انتخابات برای آنها درنظر گرفته بودند.»
سردبیر ارگان گروهک اتحاد جمهوریخواهان در شرح و بسط این تحلیل خود به «اخبار روز» گفت: بخشی از اپوزیسیون به بازی حاکمیت پیوسته است. من اگر بخواهم از «صحنه انتخابات» ارزیابی بدهم، این ارزیابی این است که آقای خامنهای تا به حال از همه موفقتر عمل کردهاند و اپوزیسیون از همه بدتر. بسیار شنیدهایم که نیروهایی هستند که حافظه تاریخی خود را از دست میدهند. ما اما حافظه تاریخی خود را از دست ندادهایم، حافظه همین دیروز و امروز خود را از دست دادهایم.
فواد تابان افزود: تا همین یکی دو هفته پیش صحبت همه جا از این بود که انتخابات 92 یک انتخابات مهندسی شده خواهد بود. آیا شما امروز میتوانید از اصلاحطلبان و اپوزیسیون در این مورد چیزی بشنوید؟ نه، نمیتوانید. این شعار و در واقع ارزیابی فراموش شده است. زیرا نمیشود هم از مهندسی انتخابات صحبت کرد و هم در این سناریویی که هاشمی رفسنجانی کلید زده نقش بازی کرد. این موضوع هم مثل موضوعهای دیگر فراموش شده است. یعنی تقلب انتخاباتی چهار سال پیش، میرحسین موسوی و کروبی و زهرا رهنورد و دیگرانی که در حبس هستند، کسانی که کشته شدند... همه اینها فراموش شده.
وی میگوید: این وضع اصلاحطلبان و بخش بزرگی از اپوزیسیون ماست. اصلاحطلبان و اپوزیسیونی که به هیچ شعاری پایبند و متعهد نیستند. اصلاحطلبان حتی یک سال روی شعار خود نمیایستند. هر روز یک قدم عقب میروند. از آن انتخابات تا این انتخابات، تقلب و مهندسی و «یا حسین میرحسین»، همه فراموش شدهاند. آنها تا وقتی خوب بودند که «نقد» بودند. حالا که قرار است هاشمی رفسنجانی روانه بازار شود، همه اینها فراموش شدهاند.
عضو گروهک اتحاد جمهوریخواهان ادامه میدهد: کف مطالبات ما به سرعت حیرتانگیزی دارد سقوط میکند. از خاتمی و موسوی شروع شده و به هاشمی رفسنجانی رسیده است. با این سیاست و این روند، چهار سال دیگر «کف مطالبات» ما حول و حوش محمدباقر قالیباف خواهد چرخید و شاید چهار سالهای بعدی به قول دوستی کف مطالباتمان بشود «علی فلاحیان». هیچ بعید نیست. جمهوری اسلامی میتواند ما را راضی کند. اپوزیسیون بیاراده است و به سادگی به جزیی از سناریوی حکومت تبدیل میشود.
عزت الله انتظامی بازیگر سینما و تاتر ایران که هفته گذشته در زمان ثبت نام اسفندیار رحیم مشایی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری به وزارت کشور رفته بود با انتشار یادداشتی درباره نحوه حضور خود در وزارت کشور توضیحاتی ارائه کرد
به گزارش جهان، متن توضیحات عزت الله انتظامی بدین شرح است:
پروردگارا کمک کن بتوانم حرف دلم را بزنم...
برای مردم سرزمینم...
من عزت الله انتظامی هستم
شنبه 21 ادری بهشت ماه 1392 ساعت 3 بعدازظهر بود که از دفتر ریاست جمهوری به من اطلاع دادند " آماده باشید ماشین می آید دنبالتان". خوشحال شدم. ماه ها برای ثبت بنیاد دویده بودم. چند روز قبل از مراسمِ اعطا نشانِ درجه یک هنری در بهمن ماه 1391 (که به علت بیماری نتوانستم در مراسم شرکت کنم) ما چند هنرمند منتخب را به دفتر ریاست جمهوری دعوت کردند تا از مزایای مادی و معنوی این نشان با خبرمان کنند. آنجا درخواست بنیاد فرهنگی و هنری را مطرح کردم. چند روز بعد آقای رییس جمهور نامه فوری زدند به وزرا مربوطه فرهنگ و ارشاد و کار... مدتی گذشت... نتیجه ای حاصل نشد.
ناچار فکر کردم دست به دامن آقای مهندس مشایی شوم. هفته ی قبل به ایشان پیغام داده بودم که واجب العرضم و برای مذاکرات باید خدمت برسم. فورا لباس پوشیدم. چیزی نگذشته بود که خبر دادند ماشین آمده. با سرعت رفتم پایین. شخصی که در مسیر مرتب با بی سیم صحبت می کرد به کسی که آن طرف خط بود گفت "بله ایشان آمدند." حرکت کردیم.
راننده چراغِ گردانِ قرمز رنگ را بالای ماشین قرار داد، با سرعت خیابان ها را طی می کرد و شخص بی سیم به دست هم مرتب خبر می داد که ما کجا هستیم و کی میرسیم. من جلوی ماشین پهلوی راننده نشسته بودم. مردم با حیرت نگاهم می کردند که مرا با این ماشین و با این سرعت کجا می برند! نزدیک کاخ ریاست جمهوری با بی سیم شماره، رنگِ ماشین و اسم سرنشینان را گفتند تا برای ورود هماهنگ شود.
دستور دادند از درب خیابان ولی عصر داخل شویم. به جلوی ساختمان رسیدیم. محوطه پر از مردهای پیر و جوان و پلیس بود. مرا پیاده و بلافاصله سوار ماشین دیگری کردند. مدارک و اسناد موزه قیطریه و بنیاد را با خودم برده بودم، حتی برای آقای بی سیم به دست هم مطالب خودم را تعریف کردم. خیلی با محبت گفت "چیزی نیست. انشاالله همین امروز تمام میشود." ناگهان آقای مشایی سمت ماشین ما آمد شیشه ماشین را پایین کشیدم و گفتم مختصرعرضی دارم که به کمک شما احتیاج است. گفت با ما بیایید همین امروز انجام می دهم.
آقای مشایی سوار ماشینِ بزرگِ سفید رنگی شد و ما بلافاصله پشت سر او حرکت کردیم. بالاخره بنیاد داشت ثبت می شد... دوندگی هایم به نتیجه میرسید و نگرانی هایم رفع میشد... "بنیاد فرهنگی و هنری عزت الله انتظامی"... ناگهان دیدم میدان فاطمی هستم... گلدسته های مسجد نور... ماشین با سرعت جلوی یک درب آهنین ایستاد. تازه فهمیدم اینجا وزارت کشور است! همه جا پراز پلیس بود. ماشین آقای مشایی جلوتر رفت.
به محوطه که رسیدیم من را از راهروهای طولانی بردند... به جایی رسیدیم که مملو از جمعیت بود. آقای رییس جمهورو مشایی و عده ای دیگر، همه آنجا بودند. مرد جوانی آمد و مرا همراه خودش باز به راهروهای تودرتو دیگری برد. واقعا خسته شده بودم... مجبور بودم با عصا پا به پای او راه بروم. به سالن بزرگی رسیدیم. آنجا یک صندلی سه نفره فلزی آبی رنگ دیدم خودم را به آن رساندم و روی صندلیِ وسط نشستم. مردِ جوانِ همراهم گفت باید برویم جلوتر. گفتم نمی توانم از اینجا تکان بخورم. بهرحال او رفت و مرا تنها گذاشت. نمی دانستم آنجا چه خبر است فقط پر ازسروصدا و آدم های جورواجور بود... کمی گذشت... درب سالن ناگهان باز شد و جمعیت حمله کرد داخل. صندلی ای که من روی آن نشسته بودم یک وری شد و به زمین افتادم. فقط سعی می کردم به زحمت پاهای جراحی شده ام را حفظ کنم که لگد نخورند و زیر دست و پا له نشوم. با داد و فریاد من بالاخره دو سه نفر به دادم رسیدند. صندلی را درست کردند و من را روی آن نشاندند.
جمعیت به داخل سالن هجوم برد. حیران مانده بودم چه کار کنم؟ ناگهان دیدم آقای مشایی و آقای رییس جمهور و چند نفر دیگر که همراه آنها بودند از روبرو به طرف من می آیند. آقای مشایی طرف چپ من و آقای رییس جمهور طرف راست من نشستند. ناگهان اطرافمان پر شد از دوربین های عکاسی. آقای مشایی گفت "چی شده؟ یه خرده شاد باشین! " من حرفی نداشتم که بزنم. عکاس ها تند و تند عکس می گرفتند. عکسشان را که گرفتند محل را ترک کردند و من بازهمان جا بهت زده وسط آن صندلی سه نفره تنها ماندم. مرد جوان که آمد مرا ببرد خانه گفتم چه شد؟ گفت "امروز که دیگه نمیشه بعدا انشاالله اوراق و براتون میاریم"...
مردم سرزمینم!
من برای شما همیشه همان عزتم، همانی که از سیزده سالگی در تماشاخانه های لاله زار با تشویق های شما بزرگ شده ام... همانی که همراه شما با درد های ایران بسیار گریسته ام و با شادی هایش لبخند ها زده ام... برای شما من همیشه همان عزتم... بچه ای از سنگلج...
بنیاد فرهنگی و هنری یادگاری است از من برای جوانان و مردم سرزمینم... آرزومندم این میراث ماندگار را همراه شما بنا کنم...
سرانجام پایان راند اول یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با پایان مهلت ثبت نام نامزدهایی که فکر م
ی کنند می توانند سکان دار بلندترین برج اجرایی کشور شوند اعلام شد .
در این مرحله بر آن هستیم تا با توجه به شرایط موجود ، دسته بندیهای سیاسی و سوابق افراد ثبت نام کننده ، قبل از اعلام نظر شورای نگهبان به تحلیل میدانی بپردازیم .
اگر با کمی تسامح خرده دیدگاههای سیاسی را نادیده گرفته و به دسته بندیهای اصلی و مدعی بپردازیم می توانیم رقابت ما بین چهار دیدگاه را مشاهده کنیم !
* نخستین دیدگاه را حامیان شعار قدیمی و انگلیسی جدایی دین از سیاست ارائه می کنند و بر این اساس مدعی ناتوانی اداره امور جامعه توسط فقه و دین می باشند .
در ارتباط با انتخابات پیش رو این گروه و وابستگان فکری به ایشان عملا دو دسته شده اند . دسته ای با پافشاری بر اصول مندرج در دیدگاه جدایی دین از سیاست ، اصل انتخابات در نظام جمهوری اسلامی را نامشروع دانسته و معتقدند هیچ مصلحتی نمی تواند سبب شرکت در انتخاباتی شود که توسط نظام جمهوری اسلامی برگزار می شود . این افراد معتقدند که انتخابات ، دام نظام جمهوری اسلامی برای ایجاد مشروعیت بخشی به حکومت فقیهان و عالمان دینی است .
از دیگر سو بخشی از افراد همفکر با این گروههای سیاسی ، مصلحت سنجی سیاسی را لازمه خرد ورزی دانسته و ایجاد تغییر در ارکان جمهوری اسلامی را پروسه ای تدریجی می دانند و با این نگاه معتقدند در این شرایط باید تلاش کرد تا افرادی نزدیکتر به دیدگاه سکولار بر کرسی بنشینند و در آینده با بهره گیری از بستر ایجاد شده تز اصلی را پیگیری نمود !
علی القاعده این گروه سیاسی امکان معرفی نامزد انتخاباتی آشکار را ندارد و هرچند که در راند نخست برخی از چهره های گمنام منتسب به این گروه ثبت نام کرده اند لیکن با توجه به شرایط مندرج در قانون شانسی برای تأیید صلاحیت نخواهند داشت و از لحاظ سیاسی راس آنها را سیاست ورزان جبهه ملی شکل می دهند .
** دومین گروه فعال در آوردگاه ریاست جمهوری امسال را مدعیان اومانیسم وطنی تشکیل می دهند که امروزه با شعارهایی همچون مکتب ایرانی و مدیریت جهانی برای نجات بشریت خود را نشان می دهند .
شاید بتوان گفت در مقایسه با انتخاباتهای گذشته جمهوری اسلامی ، این گروه پدیده ای جدید محسوب می شوند ، اگرچه در مغرب زمین ریشه های قدیمی دارند و شعارهای همفکران این گروه در قالبهای دهکده جهانی ، فرهنگ مسلط جهانی ، حقوق بشر بین المللی و امثالهم سالیان مدیدی است که توسط پدران فکری این گروه اعلام می شود . البته آقایان مدعی هستند که این شعارها را در ایران بومی سازی کرده اند و با التقاط مفاهیم مهدویت در تعاریف اومانیستی ، آش جدیدی پخته اند و مسئول و مدیر یکپارچه سازی آحاد بشر را که آمریکاییها و انگلیسی ها در قالب پروژه جهانی رهبری می کنند همان امام زمان شیعیان است .
انحراف آشکار از آموزه های امام و رهبری در این گروه آنجا دیده می شود که زمان حاضر را دوره ظهور صغرای امام زمان تلقی کرده و ارتباط مستقیم با ایشان را ترویج می کنند . لذا در صحبتهایشان داعیه جهانی دارند با ادعای ارتباط با معصوم و در این راستا خود را بی نیاز از نظرات فقها و رهبری نظام پنداشته و می کنند کارهایی را که امروزه انجام می دهند .
شاید در خوشبینانه ترین حالات بتوان پذیرفت که برخی از افراد فعال در این گروه سیاسی قلبا به ادعاهایشان باور دارند ولی بدون شک سرشاخه های فکری گروه پیوندهای عمیق و ناگسستنی با پدران فکری اومانیسم بین الملل دارند و همگرایی ایدئولوژیکی ایشان غیر قابل خدشه می باشد .
در انتخابات پیش رو ، جریانی که از آنها در محاوره سیاسی به گروه انحرافی نام برده می شود پیش قراول این تفکر هستند و با توجه به حمایتهای چشم و گوش بسته دولت فعلی از این جریان ، علیرغم عدم غنای گفتمانی و پذیرش عمومی ، لجوجانه سعی در عرض اندام دارد . در این مرحله نفراتی همچون مشایی ، جوانفکر و رحیمی خود را پرچمدار دانسته و ثبت نام کرده اند .
طبیعتا حسب مبانی قانونی و چارچوبهای لازم برای نامزدهای ریاست جمهوری این افراد شانسی برای عبور از این راند ندارند لذا پیش بینی می شود با توجه به سوابق این گروه پس از رد صلاحیت به برخی اغتشاشات و قانون گریزی ها دست یازند که البته با توجه به عدم وجود عقبه مردمی تنها به تولید یک موج میرا موفق خواهند شد !
*** گروه سوم حاضر در معرکه انتخابات یازدهم خستگان سیاسی هستند . این گروه که شاید مهمت
رین گروه حاضر در میدان باشند شامل طیف نسبتا وسیعی از سیاستمداران سی و سه سال اخیر جمهوری اسلامی هستند که بنا به دلایل مختلف از رویکرد مقاومتی مبتنی بر دیدگاه امام و رهبری رویگردان شده و معتقد شده اند با این شیوه نمی توان ادامه داد !
دیدگاهی که از سال 67 با تحمیل نظر خود به امام راحل حکم پایان جنگ را گرفت و در این مسیر جام زهر را در دستان امام گذاشت و طی بیست و پنج سال بعد از آن هم چه به صورت مستقیم ( دولتهای سازندگی و اصلاحات ) و چه به صورت غیر مستقیم ( دولتهای احمدی نژاد ) بر دیدگاه اکتسابی خود پای فشرد و بسیاری از تحولات اخیر حاصل تقابل این دیدگاه با خط امام و رهبری بوده است .
در انتخابات دوره یازدهم ، عنصر اصلی این تفکر که طی بیست سال اخیر صراحتا دیدگاه سیاسی خود را تبلیغ کرده است پای به میدان رقابت گذارده و علیرغم چندین بار وزن کشی سیاسی و آگاهی نسبی از میزان محبوبیت خود بار دیگر پای به میدان نهاده است .
نفراتی که از این اردوگاه ثبت نام کرده اند تعداد قابل توجهی هستند که برخی از عناصر برجسته ترشان عبارتند از آقایان هاشمی رفسنجانی ، حسن روحانی ، محمدرضا عارف ، شریعتمداری ، کواکبیان ، محسن رضایی ، اکبر اعلمی و ...
با توجه به حمایت همه جانبه آقایان خاتمی و ناطق نوری می توان گفت که مجموعه نیروهای موجود در این گروه سیاسی در این دوره از انتخابات حضور همه جانبه خواهند داشت تا گزینه اول خود را به کرسی اجرایی برسانند .
مهمترین سوال مطرح در این مورد آنکه چرا آقای رفسنجانی به عنوان نماد این تفکر علیرغم نقاط منفی فراوان این حضور مستقیم ؛ پای در میدان گذارده اند ؟!
دلایل زیادی برای این تصمیم وجود داشت :
نخست آنکه هاشمی به واسطه عملکرد خود و خانواده اش در انتخابات سال 88 در مضان اتهام قرار دارد و نیازمند دریافت تأییدیه مجدد نظام است مخصوصا بعد از آنکه کرسی ریاست مجلس خبرگان را واگذار کرد و حفظ صندلی ریاست مجمع تشخیص تنها و تنها با کرامات هوشمندانه رهبری ممکن گردید !
با توجه به اتفاقات دو دهه اخیر ، هاشمی دیگر به کسی اعتماد ندارد و حاضر نیست با حمایت از شخص دیگر شرایطی مشابه دوران حاکمیت اصلاحات برایش تکرار شود و به جای احترام توهین دریافت کند !
تیم آقای هاشمی در تحلیلهای خود امیدوارند که عملکرد ضعیف اقتصادی دولت فعلی و نارضایتی عمومی شرایط را به گونه ای جدید ترسیم کرده باشد و ایشان در دید عمومی به عنوان ناجی اقتصادی دیده شوند .
تیم آقای هاشمی تحلیل کرده اند که با توجه به ساختار شکنی غیر معمول آقای احمدی نژاد در مناظره سال 88 و تخطئه مستقیم خانواده ایشان که منجر به نامه نگاری ساختار شکنانه ایشان به رهبری معظم گردید و به دنبال آن عملکرد عجیب خانواده ایشان در حوادث براندازانه سال 88 شرایطی را فراهم کرده که مخالفین نظام جمهوری اسلامی و طیف مصلحت سنجان معتقد به جدایی دین از سیاست بتوانند به او اعتماد کرده و نام او را به صندوقهای رای بریزند ؟! ضمن آنکه حامیان بین المللی این تفکر که قدرتمندان استکباری جهان هستند با همین نگاه حمایتهای همه جانبه مالی و رسانه ای خود را تقدیم حضور ایشان کنند !
با این نگاه نقاط ضعفهایی همچون کهولت سن ایشان ، اتهام مستند و محکمه پسند علمداری طرفداران نظام سلطه جهانی در داخل کشور پس از این انتخابات ، بغض روز افزون نیروهای حزب اللهی و پیروان دیدگاه امام و رهبری از شخص ایشان ، از دست دادن همه سوابق انقلابی پیشین ، عواقب سنگین و غیرقابل جبران در صورت شکست انتخاباتی ، دور شدن بیش از پیش از رهبری معظم و کوچ اجباری به اردوگاه اپوزسیون نظام علیرغم میل باطنی ، احتمال عبور دردناک مخالفین نظام از روی ایشان پس از کسب موفقیت ، ثبت نام ایشان در تاریخ به عنوان فردی که از سوابق درخشانش پشیمان شد و به اردوگاه دشمنان ولایت پیوست ؛ نادیده گرفته شد و مزایایی چون اعاده حیثیت خدشه دار شده توسط احمدی نژاد ، انتقام گیری از رهبری معظم که حاضر نشدند برای جبران هتک حرمت احمدی نژاد در یک مسیر فراقانونی نامبرده را مجازات کرده و از گردونه رقابت انتخاباتی سال 88 خارج کند ، حمایت از همسر و فرزندان که طی چهار سال اخیر در مسیر حمایت از شخص ایشان زیاده روی کرده و عملا ساختار شکنی کردند ، امید بازگشت به قدرت و تغییر بافت مدیریتی کشور به سویی که در آینده فرزندانش تحت تعقیب و بازخواست قرار نگیرند ، ترویج تفکر تسامح و تساهل با دشمن بیرونی به منظور کسب برخی از امتیازات اقتصادی و سیاسی و ارائه چهره ای خوشنام از خود در میان مردم با توجه کهولت سن و گذراندن آخرین دوره فعالیتهای سیاسی با توجه به بدنامیهای دوره سازندگی و کسب توجه سیاستمداران کشورهای استعماری و مقتدر جهانی برای گذران خوش سالهای پایانی عمر سیاسی ترجیح داده شد !
در هر صورت آقای هاشمی که نشان داده در عرصه سیاست اهل ریسک بالا می باشد وارد عرصه شد و با توجه به شکستهای پیاپی سالیان اخیر در جلب توجه مردم این بازی آخر را بی ضرر ارزیابی می کند چرا که در صورت شکست آن هم در سن هشتاد سالگی اتفاق تکراری را تجربه کرده است اما در صورت پیروزی می تواند به ترمیم چهره خود و خانواده اش در چند سال آینده بپردازد .
**** گروه چهارم معتقدین به گفتمان امام و رهبری محسوب می شوند . نامزدهای منتسب به این اردوگاه را در محاوره سیاسی اصولگرا نامیده می شوند .
نمایندگان این گروه هم در مرحله اول انتخابات حضور بسیار پررنگی داشتند و دهها نفر از منتسبین به اصولگرایی ثبت نام کردند .
برخی از شاخصترین این افراد عبارتند از سعید جلیلی ، حداد عادل ، ولایتی ، باقری لنکرانی ، زاکانی ، ابوترابی فرد ، متکی و ...
این گروه با توجه به اش
تراک گفتمانی و راهبرد تحقق منویات امام و رهبری در مسیر مقاومت دربرابر استکبار جهانی حرکت می کنند . شاید تحقق یک وفاق عمومی در این مجموعه برای ایام نزدیک به انتخابات دور از ذهن نباشد و حضور آقای سعید جلیلی در آخرین ساعات فرصت ثبت نام ، به عنوان راهبرد اصولگرایان در این انتخابات تفسیر شود خصوصا آنکه در مورد این فرد ؛ بزرگان اصولگرایی یعنی آیات عظام مهدوی کنی و مصباح یزدی احتمالا اشتراک نظر دارند !
باید منتظر ماند تا در پایان راند دوم و تعیین تکلیف شورای نگهبان برای ثبت نام کنندگان تحلیل دوم را ارائه نمود .
ومن الله التوفیق
عکسهای زیر لحظات حضور آقایان هاشمی رفسنجانی و سعید جلیلی را برای ثبت نام در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد .

نظرات ()