پرواز اندیشه

نوادگان آل زیاد و آل مروان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳٩٥
 


 
 
روزی یک میلیون ویروس رایانه‌ای جدید شناسایی می‌شود
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳٩٥
 

به گزارش مشترک مرکز امنیتی سیمانتِک و شرکت مخابراتی Verizon نشان داد ویروس‌های رایانه‌ای لحظه به لحظه در حال افزایش هستند و هیچ برنامه‌ امنیتی نمی‌تواند آنها را مهار کند.

بر اساس بررسی‌های مشترک دو مرکز یاد شده، طی سال گذشته بیش از 317 میلیون نوع بدافزار جدید شامل انواع مختلف ویروس‌ها و نرم‌افزارهای آلوده شناسایی شده است و به عبارت دیگر می‌توان گفت روزانه یک میلیون بدافزار جدید در سراسر جهان گسترش یافته است.

با این وجود گفته می‌شود هکرها تاکید بیشتری بر ویروس‌های قدیمی دارند و بخش اعظم فعالیت‌های مخرب خود را مبتنی بر آن انجام می‌دهند.

مرکز امنیتی سیمانتک اعلام کرد در 90 درصد موارد هکرها از حفره‌های نرم‌افزاری قدیمی که از سال 2002 به بعد در رایانه‌ها موجود بوده است سوءاستفاده می‌کنند.

نکته دیگری که باعث شده است هکرها بتوانند به راحتی وارد رایانه‌ها شوند، سیستم‌های مدیریت از راه دور شبکه است که مدیران IT در سازمان‌ها مورد استفاده قرار می‌دهند و حفره‌های و اختلالات موجود در آنها از سال 1999 به بعد همچنان باقی مانده است.

بر اساس گزارش موجود مشخص شد طی یک سال گذشته از هر شش سازمان بزرگ جهان 5 مرکز مورد حملات سایبری قرار گرفته‌اند که این رقم رشد 40 درصدی را نسبت به سال قبل از آن نشان می‌دهد.



 
 
سابقه آخرین انتخابات در جزیره عربی العربستان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳٩٥
 

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، دکتر «حنان الفتلاوی» به اظهارات «ثامر السبهان» که دولت بغداد را به دموکراسی فراخوانده بود، واکنش نشان داد و گفت: سفیر کشوری به ما آموزش دموکراسی می‌دهد که آخرین انتخابات کشورش زمانی بود که از هر قبیله‌ای یک نفر را انتخاب کردند تا پیامبر(ص) را به قتل برسانند!
این اظهارات الفتلاوی، عمق انزجار وی و جامعه عراق را نسبت به رژیم آل سعود نشان می‌دهد.
رژیم آل‌سعود با حمایت از «صدام» دیکتاتور سابق عراق و با پشتیبانی مالی، ایدئولوژیکی و تسلیحاتی از جانیان داعش، طی ده‌های اخیر جان صدها هزار عراقی را گرفته است. این رژیم که منحط‌ترین و ارتجاعی‌ترین رژیم دنیا محسوب می‌شود و هیچگونه انتخابات و اظهارنظری را برنمی‌تابد، به بهانه دموکراسی در دیگر مناطق از جمله عراق و سوریه مداخله می‌کند. سفیر سعودی همچنین چندی پیش به خاطر مواضعی از این دست از بغداد اخراج شد.


 
 
دل نوشته ای برای شب های قدر
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳٩٥
 

ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم
در آسمان آن نگاهت پر بگیرم
ای کاش در "تقدیر" من امشب نویسند
مهری ز خاک تربت مادر بگیرم
"تقدیرم" ای کاش این شود،با تو محرم
ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم
من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید
ای کاش ها را کاش از این در بگیرم


 
 
رمزگشایی‌ازنقشه‌کثیف‌وانتخاباتی جریانی برای قاسم سلیمانی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳٩٥
 

«بگذاریم حاج قاسم در قله اسطوره‌ای دفاع از حریم و حرم بماند؛ نگذاریم او را چون محسن و باقر به کارزار کلید و گازانبر بکشانند.» این به ظاهر دلسوزی، توئیت مشاور رئیس‌جمهور، حسام‌الدین آشنا در مخالفت با کاندیداتوری فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. اما چه کسانی  در پی کاندیداتوری قاسم سلیمانی هستند؛ پاسخ به این سؤال، روشن‌کننده‌ نکات جالب توجهی در این زمینه خواهد بود. واقعیت آن است که اصلاح‌طلبان و حامیان دولت خودشان برای اصولگرایان کاندیداتراشی می‌کنند؛ بعد خودشان علیه این کاندیداتراشی موضع می‌گیرند! برخلاف عرف‌های سیاسی- انتخاباتی این بار کسی خواهان کاندیداتوری فردی شده که قرار نیست به او رأی بدهد! گزاره‌ «کاندیداتوری قاسم سلیمانی» در انتخابات 96 حتی صرف‌نظر از پیشنهاددهنده‌ آن، گزاره‌ عجیبی است؛ چه رسد که یک اصلاح‌طلب تمام‌عیار، یک نفر در قدوقامت صادق زیباکلام به اصولگرایان پیشنهاد دهد که برای انتخابات ریاست جمهوری سال بعد از قاسم سلیمانی استفاده کنند.
 
اصلاح‌طلبانی که از کوچک‌ترین رفتار سپاهیان، مفهوم دخالت در سیاست را اخراج می‌کنند، حالا چه شده که یکی از نظامی‌ترین افراد ایران را تشویق به برعهده گرفتن سیاسی‌ترین مقام حکومتی ایران می‌کنند؟! چه کسی می‌تواند انکار کند که اگر اصولگرایان در واقع قصد کاندیدا کردن قاسم سلیمانی را داشتند، اولین هیاهوی اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش‌رو، جنجال دخالت نظامیان در سیاست بود؟ پس غوغای این روزها سر چیست؟ از جان سردار چه می‌خواهند و کاندیداتوری فردی که حتماً اصلاح‌طلبان به او رأی نخواهند داد، چه سودی برای آنها دارد که نگران بی‌کاندیدایی اصولگرایان شده‌اند؟

1- انتخابات 92 با کاندیداتوری سعید جلیلی، از سوی اصلاح‌طلبان به شکلی غیررسمی رفراندوم هسته‌ای تبلیغ شد. بدین معنا که اگر سعید جلیلی ببازد، یعنی سیاست‌های هسته‌ای که او مجری آن بوده، مورد رضایت مردم نیست. این گزاره البته درست نیست؛ بسیار محتمل است کسی سیاست‌های هسته‌ای نظام را قبول داشته باشد، اما به مجری آن سیاست‌ها برای پست ریاست جمهوری رأی ندهد... اما اصلاح‌طلبان با تبلیغ آن، کمک کردند تا حسن روحانی ضمن شعارهای انتخاباتی‌اش، با موضوعات هسته‌ای همزمان هم رقیب انتخاباتی را بنوازد و هم سیاست‌های هسته‌ای نظام را. در واقع نقد سیاست‌های هسته‌ای نظام مستقیماً امکانپذیر نبود و شائبه‌ اپوزیسیون بودن را ایجاد می‌کرد، اما به بهانه‌ نقد مجری، خود سیاست هسته‌ای زیر سؤال رفت. نقد مذاکرات هسته‌ای تیم جلیلی و نیز سیاه‌نمایی پیرامون عملکرد دولت سابق، شاه‌بیت شعارهای انتخاباتی روحانی در سال 92 بود؛ در سال 96 هیچ‌کدام از این دو موضوع موضوعیت نخواهد داشت. روحانی در سال 96 روی موضوعاتی مانور خواهد داد که پیش از این قصد داشت با عنوان برجام 2 و 3 آنها را مطرح کند و با عتاب رهبر، حداقل عنوان برجام 2 و 3 دیگر توسط او مطرح نشد؛ اما تضمینی نیست که موضوعات آن هم مسکوت بماند، خصوصاً که امریکایی‌ها بارها بر مذاکره با ایران در موضوعات منطقه‌ای ابراز تمایل کرده‌اند و با جواب رد رهبر انقلاب مواجه شده‌اند. به دلایل مختلف، امکان تخطئه‌ مستقیم سیاست‌های نظام در منطقه برای اصلاح‌طلبان وجود ندارد، اما اگر قاسم سلیمانی کاندیدا شود و رنگ رقیب انتخاباتی به خود بگیرد، لاجرم حضور مجری این سیاست‌ها بهانه‌ خوبی دست خواهد داد که کل سیاست‌های منطقه‌ای نظام در بوته‌ تخریب و تخطئه‌ اصلاح‌طلبان قرار گیرد. کاندیداتوری فردی که 20 سال فرمانده شاخه‌ برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده، باعث می‌شود موج تخریب و ترور شخصیت(سیاستی که اصلاح‌طلبان استاد آن هستند) به نیرو قدس سپاه و فرمانده‌ محبوبش برسد و آنچنان که با دروغ گازانبر، قالیباف را ترور شخصیت کردند، برای قاسم سلیمانی هم گزینه‌های تخریبی روی میز بگذارند. یقیناً قاسم سلیمانی برای اینان تا وقتی قهرمان مدافع حریم و حرم است که رقیب انتخاباتی نشده باشد.

2- قاسم سلیمانی شخصیت محبوبی است که توانایی شکستن آرای هر فرد رقیب حسن روحانی را دارد. برای حامیان دولت یازدهم چه چیزی بهتر از اینکه رقابتی درون‌گروهی بین نامزدهای رقیب روحانی دامن زده شود که آرای رقبای روحانی را بشکند؟ سیاست شکستن آرای رقیب، اصلاح‌طلبان را به تحریک برای کاندیداتوری قاسم سلیمانی وا می‌دارد. هرچه رقبای روحانی پرتعدادتر و همپوشانی رأی‌دهندگانشان بیشتر، امکان نباختن او در انتخابات افزون‌تر.

3- قاسم سلیمانی در سال‌های اخیر به واسطه‌ اجرای سیاست‌های نظام در امر مقابله با تکفیری‌ها، به چهره‌ای شناخته شده و البته محبوب بین قشرهای مختلف مردم تبدیل شد؛ اسطوره‌ای انقلابی که مأموریت محوله از سوی نظام را به خوبی انجام می‌دهد. حتماً سیاستمدارانه نخواهد بود که یک فرد موفق در مسئولیت خود را، در حالی که هنوز آن مسئولیت ادامه دارد و از قضا در دوران حساس خود به سر می‌برد، از آن جایگاه خارج کرده و مسئولیتی دیگر به دست او بدهیم. گزاف نیست که بگوییم ایران گرچه نه در جغرافیای مرزهای خود، اما به هر رو، در حال جنگ است و شوخی جالبی نیست که فرمانده اصلی یک نبرد را در میانه‌ کارزار به سمتی دیگر و بی‌ارتباط با تخصص اصلی او بگماریم. البته نه اصولگرایان قصد دارند چنین مزاحی کنند و نه شخص قاسم سلیمانی در پی چنین امری است اما گمانه‌سازی(و نه گمانه‌زنی)های اصلاح‌طلبانه مبنی بر احتمال کاندیداتوری فرمانده نیروی قدس، نشان می‌دهد برخی‌ها خواب دیده‌اند که پوست خربزه‌ای را همزمان زیر پای سردار متواضع و محجوب سپاه و نیز کل نظام بیندازند.

4- در آغاز یادداشت، توئیت حسام‌الدین آشنا را یک دلسوزی ظاهری نامیدیم. چرا چنین برداشتی داریم؟ همفکران آشنا همواره با سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی تلویحاً و گاه تصریحاً مخالفت کرده‌اند؛ حال مخالفت‌ها‌یشان با سپاه پاسداران بماند، اما اکنون دلسوز مدافع حریم و حرم شده‌اند. باور چنین دلسوزی‌ای در دنیای سیاست کمی سخت است. خصوصاً که در پایان همان توئیت، سخن از «گازانبر» به میان آمده که خصوصاً وقتی در کنار نام بردن از «محسن و باقر» قرار می‌گیرد، نوعی تهدید ضمنی خطاب به قاسم سلیمانی است که به همان شیوه که آنان را از مسیر رقابت بیرون راندیم(یعنی با دروغ و تخریب شخصیت گازانبری) تو را هم... بنابراین شاید خود مشاور رئیس‌جمهور هم به ما حق بدهد که دلسوزی‌اش را نتوانیم باور کنیم. خصوصاً که در جبهه‌ اصولگرایان خبری از کاندیداتوری سردار عزیزمان نیست و هرچه هیاهوست، در همان جبهه‌ رفقای آشناست.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
و پایان کلام اینکه، اصلاح‌طلبان دچار اشتباه محاسباتی‌اند. الزامی وجود ندارد که حضور قاسم سلیمانی در انتخابات 96 با شکست او همراه شود. در واقع آنان در این غوغای انتخاباتی فقط به دوران رقابت قبل انتخابات اندیشیده‌اند و نتیجه را از الان با برد خویش تصور می‌کنند. گرچه در حقیقت امر معلوم نیست در همان رقابت‌های انتخاباتی هم به آنچه مدنظر دارند، برسند و طمعی دارند که ضمانتی بر برآورده شدنش نیست. شاید بهتر باشد مراقبت کنند خودشان روی این پوست خربزه لیز نخورند!
کبری آسوپار
منبع : روزنامه جوان    


 
 
اعتقاد به کدخدا، از آموزه های زبان انگلیسی در دانشگاه روباه پیر متولد می شود
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

خودبزرگ بینی، امام نشناسی و دنیادوستی سه ویژگی بارز خواص بی خاصیت دوران حکومت امیرالمومنین علی علیه السلام بود که موجب سه جنگ داخلی در طی پنج سال دوران زعامت حضرت بر مسلمین شدند.

اینکه چرا مدعیان جنگ و جهاد دیروز  امروز به حقوقدانی خود، بر اساس آموزه های فکری انگل ساکسون ها افتخار کرده و مهمترین عامل پیشرفت مردم زجر کشیده هند از استثمار انگلیسی را در نابودی زبان اصیل آن ملت و تبعیت از زبان فرهنگ مهاجم می دانند ریشه در خودبزرگ بینی کاذب برخی از کوچک های تازه به دوران رسیده دارد. کوچک هایی که به درد امام نشناسی هم گرفتارند و برای بزرگنمایی روح و روان کوچک شان بازی با دم شیر را در پیش گرفته اند. خود اینگونه می اندیشند که چون وصل به شتر جمل اند گزندی بدیشان نخواهد رسید و اسدالله الغالب جرمشان را ندیده خواهد گرفت غافل از اینکه چون شتر فتنه بجنبد راهی نیست جز پی کردن آن، اگرچه در پایان بر جنازه منحوس سیف الاسلام ها باران اشک ببارد.

میل به دنیا و زندگی های آنچنانی در لباس و کسوت مسئول و مدیر جامعه، آرزوی خامی است که تنها کودکان و غافلان مسیر تعالی و قرب پروردگار را به ورطه هلاکت می کشاند. البته حضرت امیر تا آخرین حد ممکن تلاش می کند تا سرانجام اسفبار سیف الاسلام ها را تغییر دهد و با بهره گیری از نصایح مالک ها و عمارها، خواب غفلت زبیرها را به بیداری بدل کند ولی اگر عبدالله بن زبیرها و طلحه ها مانع شوند چاره ای نیست جز کوفتن بر سر فتنه و اهالی آن.

قطعا در چنین روزی کدخدا دفاعی نخواهد کرد چرا که می خواهد سیف الاسلام ها کشته شوند و اسدالله گرفتار فتنه ای جدید گردد.

بی تردید آرزوی هر مسلمان با ایمانی است که در لحظه آخر بگوید لا اله الا الله و شیطان نتواند به او القاء کند که بگوید:  Hope Great Satan

 

 
 
در حاشیه ورود برجام به کلاس های درس دانش آموزان !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩٤
 

در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مسائل به وجود آمده در کشور برای دوران پسابرجام مورد توجه قرار گرفته و تصاویر طنز جالبی قابل رویت می باشد

در ادامه برخی از این تصاویر جالب را مرور می کنیم


 
 
عجب از شنوایی گوش توست !
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳٩٤
 

فیلسوف فقیه و حکیم بزرگ مرحوم حاج آقا رحیم ارباب یکی از تربیت شدگان علمی و عملی مرحوم آخوند(ملا محمّد) کاشی بود.
 
این فقیه دو بار برای زیارت آن مرد بزرگ به اصفهان رفت و هر بار از خرمن فیض آن جناب بهره ها گرفت.
 
این مرد بزرگ از حالات معنوی و روحی استاد عالیقدرش مرحوم آخوند کاشی مسائلی بس مهم نقل می کرد.


یکی از طلبه های مدرسه صدر - محل سکونت آخوند کاشی - که دارای حالات معنوی و عرفانی بود، می گوید:
شبی برای عبادت و مناجات با قاضی الحاجات از خواب برخاسته، وقتی وضو گرفتم و برای برنامه حال آماده شدم، ناگهان دیدم تمام در و دیوار مدرسه و سنگ ریزه ها و برگ درختان در پاسخ ناله ی انسانی دل سوخته به نوای «سُبُّوحٌ قُدُّوسُ رَبُّ المَلائِکةِ وَ الرّوح» در ترنّمند.

خداوندا! اصل ناله و صدا از کیست و این چه صدایی است که تمام موجودات مدرسه با او هم آهنگند؟ مشغول تحقیق شدم. نزدیک حجره ی آخوند رسیدم، دیدم محاسن سپیدش را روی خاک گذاشته، در حالی که چون سیلاب از دو دیده اشک می بارد، این ذکر شریف را می گوید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسُ رَبُّ المَلائِکةِ وَ الرّوح» و در و دیوار مدرسه و درختان و نباتات به دنبال او این ذکر را می گویند.

از هیبت ذاکر و ذکر و مذکور، فریادی زدم و غش کردم.

چون به هوش آمدم، به حجره ی خود برگشتم.

وسط روز خدمت استاد رسیدم، با حالتی پر از اعجاب و بهت و حیرت به حضرت استاد عرضه داشتم: «داستان دیشب چه بود که مرا سخت تعجب انداخت؟»

آخوند کاشی در کمال سادگی به من گفت: «تعجب از توست که به چه علت گوش تو باز شد تا چنین برنامه ای را شنیدی؟ هان تو چه کرده بودی که در برابر این برنامه، توفیق شنیدن یافتی؟!»


 
 
← صفحه بعد