پرواز اندیشه

ابراهیم از آتش پر دامنه فساد و دروغ گذر می‌کند
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

حبیب کاوش کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و سخنگوی سابق شورای صنفی نمایش با انتشار متنی در صفحه شخصی خود از رأی دادن به کاندیدای منتخب خود خبر داد و گفت که به حجت‌الاسلام رئیسی رأی می‌دهد. کاوش در متن خود آورده است:

به نام خدا

دلتنگم، دلتنگم ازین هیاهوی انتخاباتی که نه!؟دلتنگ ازین وقاهت‌های انتخاباتی! دلتنگم که در زیر فریادهای این سینه چاکان خدمت!؟ زنانی نه برای روسپی بودن که به خاطر سیر کردن شکم خود و کودکان و مردان از کار بازمانده‌شان تن میفروشند.

خسته‌ام، خسته از رواج رانت و فساد و نکبتی که چون شپش از سر و کول این مردم بینوا بالا میرود. می‌سوزد دلم، می‌سوزد که مرتکبین اختلاس‌های هزار هزار میلیاردی جز به حروف الف بایی مسخره!؟-آنهم گاهی- مکافات که نه حتی بازشناسی هم نمی‌شوند.

می‌سوزم، الو میگیرم که بانکها هم چون جزایری مستقل هر کاری که دلشان می‌خواهد با دارایی این مردم مظلوم و بی‌پناه می‌کنند. می‌سوزم همه جایم می‌سوزد! که بازجویان دیروز، امروز تبدیل به مثلا!؟اپوزیسیون شده و به قل و زنجیر خیالی!اخ و پوف می‌کنند.

از گریه! از گریه خنده‌ام می‌گیرد در شرایطی که یک جلیقه انفجاری حتی یکدانه نمی‌تواند وارد این کشور بشود اما چطور دهها و صدها میلیارد دلار از انواع قاچاق انهم جلوی چشم این - کاسه های داغ تر از آش - کشور را انباشته می‌کند. راستش، راستش بین خودمان باشد دلم هوایی کرده، هوای انقلابی دیگر! هوای انقلابی که اگر آدمی دبه‌ای نفت و یا چند تخم مرغ به دستش می‌رسید با صدق و صمیمیت و اصرار حکما همسایگان را در آن شریک می‌کرد. دلم هوای روزهایی کرده که همه عاشق بودند...که تموز عشق انباشته آنروزها، زمستان منتشر بود! دلم هوا دارد، هوای آن صداقت‌ها و صمیمیت‌های خدایی رزمندگان دفاع مقدس و امروزم اگر هنوز نفسی می‌آید به عشق و امید بوی و بوسیدن کف پای این مدافعان حرم است که با شهد و شوکران شهادت‌هایشان هزاران هزار فرسنگ آنسوتر از مرزها، مرزهای کشور را به گونه‌ای پاسداری می‌کنند که آرام به چشمان ما می‌آورند اما خواب بر حکام غربی- به اعتراف خودشان- پریشان کرده‌اند.

شهادت می‌دهم صدق و سلامت و نوری که از چهره این شیر اوژنان ساطع است این روزها مرا به یاد چهره‌ی ابراهیم می‌اندازد نه نه به-وعده و وعید- هایش نه!فقط به یاد صدق و سلامت چهره‌اش.

به خود می‌گویم به شما هم، شاید...شاید همین ابراهیم است که با آن سلامت و صداقت رفتارش آمده است که در آزمایشی بزرگ از آتش پر دامنه‌ای که کشور را از ریا و تزویر و فساد و دروغ این نمرودیان به سوختن گرفته است ابراهیم وار گذر کند و به امر خدا گلستانی از آنسوی آتش پدید آرد، شاید...شاید. ان شاء الله....


 
 
آقای روحانی؛ لطفا کرباسچی را برای گفتمان تحویل داعش دهید!
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٦
 

چه ایامی! چه گرامی! جز با «سلام» حیف است دل به دریای کلمات بزنم! آری! و سلام بر سید و سالار شهیدان! و سلام بر حضرت علمدار! و سلام بر «پاسدار»! و سلام بر «جانباز»! و سلام بر بهترین اصحاب اردیبهشت که 35 سال پیش در چنین روزهایی، ابتدا از «سیم‌خاردار من» عبور کردند و بعد، از «سیم‌خاردار دشمن»! و بعد، جاده اهواز را آنقدر به سمت جنوب و جنون رفتند تا دست آخر، در مسجد جامع خونین‌شهر «نماز فتح» بخوانند! و بعد، بیش از پیش متوجه شوند که «خرمشهر را خدا آزاد کرد»! سلام بر «روح خدا» که مدام به ما «خدا» را نشان می‌داد! شماری از این شهدای مدافع حرم، اصلا و اساسا خمینی را ندیدند اما با همان روحیه بچه‌های «الی‌بیت‌المقدس» پای کار امنیت این کشور ایستاده‌اند! کجا؟! کیلومترها بیرون مرز! که چه بشود؟! که خرمشهر دوباره اشغال نشود! که آبادان دوباره حصر نشود! که غرب دوباره دست غریبه نیفتد! که کرمانشاه، همدان و تهران دوباره شاهد موشکباران نباشند! که دیپلمات ما «امنیت مذاکره» داشته باشد! که دولتمرد ما «امنیت کار» داشته باشد! که روزنامه‌نگار ما «امنیت قلم» داشته باشد! که استاد ما «امنیت تدریس» داشته باشد! که دانش‌آموز و دانشجوی ما «امنیت تحصیل» داشته باشند! که خاک پاک ما «امنیت زندگی» داشته باشد! پس سردار سلیمانی و سربازانش، تنها مدافع حرم اهل‌بیت نیستند، بلکه مدافع حرم امن و امان این آبادی نیز هستند! اگر 35 سال پیش، دشمن این قدرت را داشت که قدوم نحس خود را بر خاک مقدس وطن بگذارد، امروز جمهوری اسلامی به یمن فرماندهی مدبرانه فرمانده کل قوا، اصلا و اساسا به دشمن اجازه ورود به داخل کشور را نمی‌دهد! بر دهانه این آتشفشان مذاب، اگر خانه‌ای امن و امان داریم، از صدقه‌سر رزمنده‌ای است جان‌برکف که تن به جنگ در بلاد غربت می‌دهد تا خاک پاک وطن، آلوده به قدوم وحشی دشمن تکفیری نشود! تا من روزنامه‌نگار، مجبور نباشم همان اخباری را که در روزنامه‌های عراق و سوریه می‌خوانم، در روزنامه مملکت خودم هم بنویسم! دختران موصل! زنان حلب! آه! چه اخبار اذیت‌کننده‌ای! چه رخدادهای وحشتناکی! روزت مبارک پاسدار حریم امنیت! و جانباز راه امنیت! این متن، تقدیم تو باد که از شیرین‌زبانی دختر 3 ساله خود گذشتی تا دشمن را در همان بیرون مرزها نگه داری! دیروز سی و پنجمین سالگرد شهادت پدرم بود و امروز، حتما باید بنویسم و حتما باید یادآوری کنم اگر تو رزمنده قهرمان، اسلحه پدر را برنمی‌داشتی و دشمن قداره‌بند را در همان بیرون مرزها نگه نمی‌داشتی، باز باید به امید آزادی شهرها، قدم در سیاهی جاده‌ها می‌گذاشتیم! اهل حساب، لطف کنند و هزینه مادی و معنوی و انسانی اقدام مدنظر را محاسبه کنند! اینک اما با هزینه‌ای بسیار کمتر، دشمن را در همان سنگر ابتدایی متوقف نگه داشته‌ایم! همان دشمنی که خود معترف است؛ «عراق و سوریه بهانه است؛ هدف، ایران است!» طرفه حکایت اینجاست که ناظر بر این امنیت، گرد یتیمی بر چهره فرزند شهید مدافع حرم می‌نشیند، آنوقت نامزد ناخوش‌احوال انتخابات، در بزرگ‌ترین دروغ ممکن، ادعا می‌کند سایه شوم جنگ را توافق کذا از سر این کشور دور کرد! شگفتا! همان توافق که بنا به اعتراف خودشان «تقریبا هیچ» سودی برای این مردم نداشته! و همان توافق که باز بنا به اعتراف خودشان، مکرر توسط دشمن بدعهد، نقض شده! و همان توافق که مع‌الاسف، دشمن را به امتیازات بسیار بزرگی رساند که حتی از دل جنگ هم قادر نبود به آن فتوحات برسد! با وجود این سپاه و این سپاه قدس و این ارتش و این بسیج و این غیورمردان مدافع حرم، دشمن مگر در خواب می‌توانست از دل جنگ، مظهر خودکفایی ما را با کوهی از سیمان بپوشاند، اما با وجود این دیپلمات‌ها و این دیپلماسی و این دولت و این دولتمرد، متاسفانه دشمن توانست در رآکتور اراک را گل بگیرد! و البته تحریم‌ها هم در همان روز اجرای برجام، بالمره لغو نشود! و سانتریفیوژها که نچرخد هیچ، چرخ ارج و آزمایش و ده‌ها کارخانه بزرگ دیگر و صدها کارگاه کوچک دیگر هم نچرخد! آری! اینچنین است آقای روحانی! سایه شوم سیمان را توافق حضرتعالی درون رآکتور اراک ریخت، آنهم چی؟! بی‌آنکه همه تحریم‌ها در همان روز اجرای برجام، بالمره لغو شود! پس اگر قرار بود سایه شوم جنگ را توافق تقریبا هیچ مدام نقض‌شده توسط دشمن، از سر این کشور بردارد، تا الان حضرت کدخدا بر سر امنیت این مرزوبوم هم سیمان سیاه جنگ کشیده بود! آنچه اما سایه شوم جنگ را از سر این کشور دور نگه داشته، شرف، غیرت، شهامت و وطن‎دوستی رزمنده دلاوری است که دشمن را در همان بیرون مرزها نگه داشته! آن شهید مدافع حرم شمال شهری! آن شهدای مدافع حرم جنوب شهری! اصحاب ایثار! مردان رهایی!
پس اگر می‌خواهید در مناظره‌های بعدی، علاوه بر صداقت «به اضافه اون» و به اضافه بی‌تدبیری و بی‌کفایتی، آزادگی شما هم با سند و مدرکی از سایت خودتان، مخدوش نشود، تجدیدنظری اساسی کنید در رفتار و گفتار خود و البته اطرافیان! القصه! دیروز دیدم آقای کرباسچی در ستاد حضرتعالی، ضمن تعرض به رزمندگان مظلوم مدافع حرم و بی‌مقدار خواندن زحمت این دلاورمردان، خواهان استفاده از ظرفیت دیپلماسی و مذاکره برای مقابله با لعین داعشی شد! آقای روحانی! پیشنهادش با من، اجرایش با شما! ایشان را راهی مقر داعش کنید تا بلکه بتوانند با استفاده از اهرم گفت‌وگو، لعین تکفیری را سر جای‌ خود بنشانند! و اما قدر مسلم، همین که مصداق مسلم زالوصفتی و 4 درصدی، زبان به نکوهش شیربچه‌های ضامن امن و امان ایران عزیز باز می‌کند، فی‌نفسه جای حمد خداوند دارد! ماله‌کشان فیش‌های نجومی که خود نیز غرق در زندگی اشرافی و شیرجه‌های میلیاردی در استخرهای شاهانه هستند، اگر زبان به مدح شهدای مدافع حرمی باز کنند که فیش حقوقی‌شان، مثل اغلب کارگران و کارمندان، عدد یک و نیم میلیون و 2 میلیون را نشان می‌دهد، جای تعجب است! آری! دزدان سرگردنه سازندگی و اصلاحات را مستند به ادعاهای مسخره‌شان، همان بهتر روانه مقر لعین تکفیری کرد تا از نزدیک بفهمند جانیان جنایت فوعه و کفریا، چگونه مذاکره‌کنندگانی هستند! ناقل ادعای مذکور، از یاد نمی‌بریم که تعلق به همان روزنامه‌های زنجیره‌ای دارد که لوگوی خود را با پرچم لعین تکفیری ست می‌کنند و فردای شهادت سردار سپاه اسلام، تیتر می‌زنند: «سرتیپ حسین همدانی در سوریه کشته شد»! و اگر اینگونه است، باید هم آمریکا در عراق و سوریه از داعش و در ایران از مدعیان اصلاحات و امثال همین زالوصفت 4 درصدی حمایت کند! آقای روحانی! آقای مکمل روحانی! نکوهش‌کنندگان سردار سلیمانی و سربازانش که اینقدر گستاخ و وقیح، شیربچه‌های خط مقدم جنگ با تروریست‌ها را هدف تخریب خود قرار می‌دهند، امروز در ستاد کدام نامزدها حضور دارند؟!
***
می‌بینی سید و سالار شهیدان! «گندم ری» هنوز هم مشتری دارد! و هنوز هم ماجرا، همان ماجرای کربلاست! ما اما همچنان در بیعت تو هستیم! و با وجود چون تو اربابی، جز زیبایی هیچ نمی‌بینیم! و مگر نه آن است که سیاهی شب، فقط ماه را زیباتر می‌کند؟! و مگر نه آن است که جولان باطل، فقط حق را نمایان‌تر می‌کند؟! دعا کن منتقم امام عاشورا، زودتر بیاید! دیری است زمان، صاحبش را گم کرده! و زمین نیز! هل من ناصر ینصرنی؟! هل من معین یعیننی؟! هل من ذاب عن حرم رسول‌الله؟!


 
 
آیا سخنان دو پهلوی حسن روحانی اتفاقی است؟
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳٩٥
 
بررسی سخنرانی روزهای اخیر رئیس جمهور، پس از بحران خوزستان و انتقادات گسترده از ناکارآمدی سیستم دولت در مدیریت این بحران، از اصرار روحانی بر یک رویکرد عجیب در این سخنان حکایت دارد، به نحوی که در دو سخنرانی اخیر سه بار به مواردی اشاره کرده است که صراحتا در تقابل و یا کنایه مستقیم به فرمایشات و تصریحات رهبری معظم انقلاب قلمداد می شود.
به گزارش رجانیوز،  حسن روحانی  صبح شنبه95.12.7 در همایش سراسری مجریان برگزاری انتخابات 96 که در تالار بزرگ کشور در سخنانی خلاف شان، اعلام کرد: کشوری هستیم که این قطعنامه ها را به دست همان هایی که قطعنامه ها تصویب شده بود، لغو کردیم. البته برخی فکر می کردند منقلی هست و می توانند قطعنامه ها را در آتش بیندازند.
 
این در حالی بود که رهبرمعظم انقلاب در دیدار رمضانی مسئولان نظام 95.3.26  با اشاره به تهدید تلویحی ترامپ مبنی بر پاره کردن برجام  عنوان کردند : ما برجام را نقض نمی‌کنیم لکن اگر طرف مقابل نقض کند که الان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا دارند تهدید می‌کنند که برجام را پاره می‌کنیم؛ اگر آنها برجام را پاره کردند ما آن را آتش می‌زنیم.
 
روحانی در بخش دیگری از سخنان خود در همین همایش هم اعلام کرد: اگر برجام هیچ کاری نکرده باشد، فقط قطعنامه‌های الزامی فصل 7 شورای امنیت سازمان ملل را بدون اینکه حتی یک ساعت آن را اجرا کنیم، برای اولین بار در تاریخخ سیاسی جهان لغو کردیم، برای موفقیت‌آمیز خواندن آن کافی است چرا که هیچ کشوری نبوده که او را به فصل 7 منشور سازمان ملل بکشانند مگر آنکه آن نظام را سرنگون کرده و جنگ را بر آن تحمیل کنند.
 
و این در حالی بود که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیر خود در جمع مردم آذربایجان، القاء دوگانه جنگ یا برجام را، القاء دشمنان کشور به مسئولان ایرانی عنوان کرده و فرموده بودند: آن مسئول اروپایی هم، به مسئولین ما میگوید که جنگ در ایران حتمی بود؛ اگر برجام نبود، حتماً جنگ بود؛ دروغ محض! چرا میگویند جنگ؟ برای اینکه ذهن ما برود به جنگ [امّا] جنگ واقعی چیز دیگر است؛ جنگ واقعی جنگ اقتصادی است، جنگ واقعی تحریم است، جنگ واقعی گرفتن عرصه‌های کار و فعّالیّت و فنّاوری در داخل کشور است؛ این جنگ واقعی است. ما را به جنگ نظامی متوجّه میکنند تا از این جنگ غفلت کنیم؛ جنگ واقعی جنگ فرهنگی است.
 
اما یکی دیگر از اظهارات حسن روحانی صبح امروز با حضور در مجمع ملی سلامت که در مرکز همایش های رازی تهران انجام شد. وی درباره فرار از پاسخگویی به بهانه ارجاع مشکلات به دولت گذشته گفت : اگر از آن زمان بگویی، به ما می‌گویند چرا به قبل از این دولت رفته‌اید و چه‌کار دارید به قبل از این دولت؟ آن وقتی که آن دولت بود و می‌خواستیم انتقاد کنیم، می‌گفتند انتقاد نکنید؛ چراکه دولت تضعیف می‌شود. گفتیم چشم، امروز که آن دولت رفته و می‌خواهیم انتقاد کنیم می‌گویند آنکه رفته آنرا رها کنید، پس ما به آن زمان برنمی‌گردیم.
 
این در حالی بود که مقام معظم رهبری در جلسه خارج فقه خود درباره وضعیت نگران کننده مردم خوزستان و کم توجهی دولت به حل مشکلات آنها فرمودند: این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد.
 
این حجم از اظهارات کنایه آمیز و تقابل جویانه در دو سخنرانی متوالی، این سوال را پیش خواهد آورد که آیا این رویه بصورت اتفاقی پیش آ مده و یا آنکه به عنوان رویکردی عملی در دستور کار آقای روحانی قرار گرفته است؟! این در حالی است که پیش از این نیز بیش از 20 مورد از این گونه اظهارات تقابل جویانه و کنایه آمیز از سوی حسن روحانی مطرح شده بود.

 
 
نامه مهم شاگرد استاد مطهری به علی مطهری
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٥
 
حجت الاسلام موسوی مطلق نامه ای سرگشاده خطاب به علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی نوشت. متن این نامه سرگشاده بدین شرح است:
 
"بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر على مطهرى
ضمن عرض سلام و ادب
به عنوان یک شهروند و یک طلبه جسارتا به نظرم آمد مطالبی را بدون مقدمه تقدیم محضر کنم:
نکته اول:
قرآن ملت ابراهیم علیه السلام را آن کسانی میداند که از وی تبعیت کنند!
 
نکته دوم:
خداوند فرزند نوح را از وى نمیداند چرا که عمل او عمل غیر صالح بود، نیک میدانید عمل غیر صالح یعنی عدم تبعیت از ولی خداست، نپذیرفتن ولایت ولی و پیروی نکردن از راه و روش حق است: لیس من اهلک انه عمل غیر صالح... و البته انقلاب و انقلابیون هم فرزندانی دارند و همانا آنانند که روح انقلابی دارند.
 
نکته سوم:
پرواضح است فرزندی علامه ای چون شهید مطهری افتخار بزرگی است اما از این مطلب غفلت نشود شما فرزند نسبی آن بزرگوار هستید و ان شاء الله فرزند تفکر آن مرد الهی هم خواهید بود پناه بر خدا از آیه شریفه :...
تخرج المیت من الحی...
فرزندان تفکر آن مرد اندیشمند و متفکر آن جوانانی بودند و هستندکه روح حماسه و جهاد داشتند و دارند. هر جوان انقلابی فرزند شهیدمطهری است. آن که راه امام خمینی و هدف امام خمینی را درک کند او فرزند شهیدمرتضی مطهری است. آن جوانانی که چه در مراکز هسته ای چه در سایر مراکز علمی شب روز ندارند برای سربلندی ایران، اینان فرزندان ان فقیهِ فیلسوف هستند، و با سیمان مغز آنان پر نمیشود و روح انان با انزوا و تهمت الوده نمیشود بلکه مصمم تر از قبل خواهند بود ولو هزاران سند در بیست دقیقه بلکه کمتر از آن تصویب شود.
 
 به دوستانتان بفرمائید کِرى کر بود تیم مذاکره ما هم کر وکور بودند...آنان که روح مبارزه با امریکا،اسرائیل و انگلیسِ خبیث را دارند تربیت یافتگان مکتب مطهر مطهری هستند،خداوند این فرزندان را زیاد کند...این مصرع جناب حافظ را هم برای کسانی که خود را فرزندان امام خمینی ،شهیدمطهری ، شهیدبهشتی میدانندولی دنبال رو راه انان نیستند بخوانید:
 
"یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف"
به بعضی دوستانتان در دولت و مجلس و بیت امام بفرمائید سخنان و افکار امام خمینی در مجموعه ای به نام صحیفه امام چاپ شده و البته کتابچه ای هم به نام وصیت نامه دارند حتما بخوانند اگر احیانا مثل اول انقلاب زاهدانه زندگی میکنند به دوستانم بگویم خریداری کنند تا تقدیمشان کنیم، و البته انان خوب میدانند؛ راه امام، فکر امام، آرزوی امام همان است که فرزندخلف و شاگرد حقیقی آن بزرگ مرد قرون غیبت ایت الله العظمی خامنه ای تبیین و عمل میکند.
 
نکته چهارم:
لطف کنید دیگر با امام هشتم و قبله هفتم شوخی نفرمائید یا نام مبارک امامان را به شوخی نیاورید. که از قدیم گفته اند: یک بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک....وایضا گفته شده:با دم شیر بازی نکن...
 
راستی شنیدم آقائی به مرحوم پدر ناسزائى گفته و شما بر آشفته ائید و ایشان گفته اند:شوخی کرده ام..،،
 
نکته پنجم:
تعریف و تجلیل های بی ربط شما از مرحوم ایت الله منتظری چه توجیهی دارد مگر منتظری همان کسی نیست که دل امام را پرخون کرد و کمر امام را شکست. شما از حقیر و امثال حقیر بهتر واقف به جنایات و خیانات مرحوم منتظری وبیت ایشان هستید ولی نمیدانم این همه شیرین کاری برای کیست یا برای چیست!!!
 
حقیر این را میدانم که اگر آقای منتظری روی کار می آمد سرنوشت انقلاب به سر نوشت اسلام بعد از سقیفه دچار مى شد. این را همه خردمندان می دانند برکت خون شهدا و عظمت روحی امام ایشان را رسوا نمود و این برکت و عظمت هنوز وجود دارد و  صاحبان این برکت وعظمت: عند ملیکٍ مقتدر...و...عند ربهم یرزقونند.
 
نکته ششم:
دم از شکستن حصر محصورین می زنید اتفاقا خوب است این حصر شکسته شود ،ماهم ناراحتیم چرا حصر؟حق سران فتنه اعدام است. این خون های ریخته شده ، این جسارت ها و تعرض های که اینان مدیریت می کردند این وقفه در حرکت نظام اسلامی را، چه کسی باید پاسخ دهد.
 
 بله! رافت اسلامی که از حد بگذرد بعضی خیال بد کنند، لطفا برای شکستن حصر و محاکمه،تمام تلاش خود را بکنید که اسباب خوشحالی انقلابیون را هم فراهم کرده اید شادیتان را با ما هم تقسیم کنید.
 
امیدوارم مثل کسانی نباشید که دم از انتقادپذیری می زنند ولی اصلا نقد و انتقاد را بر نمی تابند، البته اظهارات حضرتعالی بیش از این حرف هاست ولیکن مرا حوصله فعلا بیش از این نیست.
 
ان شاء الله تحت توجهات خاصه حجت حق حضرت ولی عصر موفق و مؤید باشید.
 
والسلام
سیدعباس موسوى مطلق
قم المقدسه
۴دی ١٣٩۵
٢۴ربیع الاول ١۴٣٨

 
 
تحلیل مبنایی و دقیق رفتار انتخاباتی اصولگرایان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٥
 
علی نادری:
همه تلاش های بخشی از دلسوزان و فعالان جبهه انقلاب اسلامی این روزها به این معطوف شده است که چطور برای انتخابات پیش رو مکانیزمی ترتیب بدهند تا از مسیر آن به «کاندیدایی واحد» برسند، با این استدلال مبنایی که «اگر به کاندیدای واحد رسیدیم، در انتخابات پیروزیم و یا اینکه اگر در 92 به کاندیدای واحد رسیده بودیم پیروز بودیم.»
 
من حداقل یکی دو نمونه تاریخی دم دستی سراغ دارم  از وحدت حداکثری و مطلق که اتفاقا نتیجه اش در انتخابات شکست حداکثری و مطلق بوده است؛ یکی مربوط می شود به سال 76 و وحدت حداکثری بر روی جناب ناطق و شکست مطلق از سید محمد خاتمی و دیگری مربوط می شود به سال 94 و وحدت حداکثری بر فهرست زرد رنگ جبهه متحد اصولگرایان، و باز هم شکست مطلق ، سی بر هیچ و حداکثری در تهران!
 
پس مشکل اصلی کجاست!؟ کجای کار می لنگد که اینهمه ساز و کار تولید و تحکیم وحدت ثمر و اثرش می شود عکس آنچیزی که برایش طراحی شده است!؟ اصلا مساله امروز «جریان انقلابی» برای انتخابات پیش رو چیست؟
 
فکر می کنم مساله فرم و قالب سیاست ورزی جریان انقلابی نیست، بلکه مساله در محتواست، در باور است، در ایمان است. باور و ایمان به اینکه «گفتمان انقلاب اسلامی» می تواند و اتفاقا به بهترین شیوه هم می تواند کشور را اداره کند و اقبال عموم مردم را به خود جلب کند و دقیقا امروز «جریان انقلابی» از همین محل ضربه می خورد، از «تردید» به جای «باور»!
 
امروز خیلی ها با محاسبات رایج عالم سیاست، با بررسی های جامعه شناسانه و پیمایش های رنگ و وارنگ دنبال آن هستند که خواست عمومی را کشف کنند، و بعد با هزار جور «زرنگ بازی سیاسی» تنها با یک صورت ریش دار و یقه ای بسته، آن را فریاد بزنند، شاید که  اقبالی کسب کنند! 
 
غافل از آنکه خمینی کبیر، خارج از همه این محاسبات، فقط و فقط با ابزار «باور» به کارآمدی گفتمانش اقبال میلیون ها ایرانی که هیچ، اقبال میلیون ها انسان در سراسر دنیا را به خود جلب کرد. تعارف نداریم، ایمانمان ضعیف شده است، تردید کرده ایم؛ وگرنه مردم ایران برای این گفتمان عزیزترین هایشان را داده اند؛ بدون رنگ و لعابهای رسانه ای و هزار اتاق فکر و طراحی تبلیغاتی و هزار و یک ساز و کار و تشکل و سازمان که بخواهد انقلابی ها را به گزینه ای واحد برساند.
 
هر گاه انقلابی ها با اراده ای محکم و با ایمان به گفتمانشان پا در عرصه گذاشتند، هم به وحدت کلمه می رسند، و هم به توفیق دنیایی! تردید را کنار بگذارید، وحدت حاصل می شود. نمونه دم دستی هم چند تایی یادم هست؛ از سوم تیر 84 بگیر تا همین انتخابات 94 در شهر مشهد ...
 
 فرمایشات علامه مصباح یزدی در مصاحبه با هفته نامه 9 دی در واکاوی این راهبرد واقعا جای چند بار خواندن و تامل کردن دارد: «اگر ما در انتخابات و فعالیت‌های سیاسی با نگاه اول (اصالت #وحدت) وارد شویم آن وقت است که کم کم هدف هم وسیله را توجیه می کند و همه چیز برایمان می شود پیروزی ظاهری. ولی ما اینطور معتقد نیستیم، ما نمی خواهیم فقط برای برنده شدن ظاهری در انتخابات وارد کار سیاسی شویم، هدف اصلی ما پیروزی یک سری از ارزش‌ها و باورهای اسلامی است، که یکی از راه‌های رسیدن به این هدف این است که فرد اصلحی رئیس جمهور کشور شود.»

 
 
تشیع انگلیسی و وهابیت تکفیری دو لبه یک قیچی
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳٩٥
 

بازی دوگانه‌ای که استکبار جهانی برای مشغول‌سازی درونی جهان اسلام، اتلاف توان و اقتدار مسلمین و جلوگیری از وحدت آنان در برابر نظام سلطه و صهیونیسم مدت‌های مدیدی است شروع کرده، اینک ابعاد وسیع‌تری یافته است.

در یک‌سوی جهان اسلام تمرکز نگران‌کننده‌ای از جریانات سلفی تکفیری در قالب ادعای خلافت، علاوه بر آنکه تصویری مخدوش و غیرعقلانی از اسلام به جهان مخابره می‌کند، با موج تکفیر مسلمانان مخالف اعم از سنی و شیعه، در حال شکل دادن به یک فاجعه انسانی است.

در سوی دیگر نیز، اندک مزدوران سرویس‌های اطلاعاتی غرب در کنار افراد ساده‌لوح –که تکمیل‌کننده پازل مغرضان هستند- با طرح مسائل اختلاف افکن و توهین به مقدسات مذاهب اسلامی در آتش کینه و اختلاف می‌دمند.

در چنین شرایطی برنده بازی میان مذاهب و طوایف اسلامی کیست؟ آیا با تکفیر وهابیان، شیعه‌ای تغییر مذهب داده یا سنی‌ای وهابی شده است؟ و آیا با اهانت‌های حماقت‌آمیز جریانات تندرو، سنی‌ای شیعه شده است؟ پاسخ روشن است که عملکرد این دو جریان –که بسان دو لبه یک قیچی هستند- هیچ‌گونه تأثیر فرهنگی و ترویجی مثبت نداشته و تنها به عمق کینه‌ها افزوده است.

سردمداران این حرکت‌ها نیز خود به‌ خوبی واقفند که در بازخورد اقداماتشان نشانی از راهگشایی نیست. مسلم است که تکفیری‌های وحشی که با جسارت تمام اعمال غیرانسانی زشتی را مرتکب می‌شوند، انتظار گرویدن مخاطبان را به مکتب گمراه تکفیر ندارند و نادانانی که با سب و لعن موجبات رنجش برادران اهل سنت را فراهم می‌آورند، خود فهمیده‌اند که این اقدامات موجبات تمایل هیچ سنی‌ای را به تشیع فراهم نیاورده و نمی‌آورد.

مسئله روشن است که برنده بازی شیعیان، سنی‌ها و حتی تکفیری‌های سلفی هیچ‌کدام نیستند، بلکه برنده اصلی بازیگردانی است که در خارج صحنه با مترسک‌ها و عروسک‌های کوکی خود بر آتش فتنه می‌دمد. نگاهی عمیق به هر دو جریان افراطی و تندرو نشان می‌دهد، خاستگاه و ملجأ اصلی هر دو جریان در خارج از جهان اسلام بوده و از کانون‌های استکباری و استعماری حمایت می‌شوند.

در مقابل اینها، انقلاب ‌اسلامی با آنکه خاستگاه آن ایران اسلامی و مبتنی بر مکتب اهل‌بیت(ع) است، نه‌تنها در قامت مبلغ مذهب شیعه وارد نشد، بلکه هدفی والاتر و راهبردی کلان‌تر را برگزید و آن «وحدت اسلامی» بود. این هدف راهبردی علاوه بر آنکه خنثی‌کننده توطئه دشمنان بود، راه‌حلی برای اقتدار افزایی و نجات جهان اسلام نیز به شمار می‌آمد.

اکنون در هفته وحدت می‌توان بار دیگر به این پرسش مهم پاسخ داد که ما برای نتیجه بخشی و موفقیت این راهبرد کلان چه کرده‌ایم؟ پاسخ را نه از منظر حاکمیت و دستگاه‌های مسئول، بلکه از منظر آحاد اعضای جامعه باید تحلیل نمود. روشن است که اکثریت جامعه ما به باوری مشترک در مورد ضرورت وحدت و لوازم آن دست‌یافته است.

با این‌حال هستند اندک افراد مغرض یا ساده‌لوحی که با اقدامات خود ممکن است تصویری نامطلوب از جامعه ما به نمایش بگذارند. در دهکده جهانی امروز ما کافی است تصویر یا فیلمی کوتاه از رفتار ناشایست و وحدت‌شکن افرادی از جامعه ما در فضای مجازی به نمایش درآید و با پژواکی که سلطه‌گران روی آن خواهند داد، به‌زودی در منظر عموم برادران اهل سنت در اقصی نقاط جهان اسلام قرار گیرد و شوربختانه‌تر آنکه به دلیل آنکه این اقدامات در قامت و لباس دین انجام می‌گیرد، مواجه‌ای دقیق و پیچیده را می‌طلبد.

در دیگر سو در میان برادران اهل سنت جامعه ما اندک افرادی هستند که تلاش دارند اندیشه‌های سلفی‌گری و حتی تکفیر را ترویج کنند تا تخم کینه و نفاق را نسبت به شیعیان بگسترانند. متأسفانه اخیراً نیز نوعی مسامحه و تساهل در برخی از مسئولان اجرایی نسبت به برتری‌جویی‌های افراد منتسب به این جریان برای تسلط بر اقشار اهل سنت کشورمان به چشم می‌خورد که در خور تجدیدنظر است.

بدون شک راه‌حل حقیقی و نهایی برون‌رفت از این چالش عزم عمومی جامعه اسلامی ما آن است که خود ما دست‌به‌کار شویم و با اقدامی یکپارچه جریان وحدت‌شکن را در جامعه منزوی کنیم. گاه برخی غفلت‌های ما در فضای اجتماعی و رسانه‌ای ناخودآگاه جریان وحدت‌ستیز را پررنگ می‌کند. مراقب باشیم که با دست خود این جریانات را برجسته نسازیم. نخبگان و مسئولان اجرایی ما باید هوشیار بوده و از هرگونه اقدامی که به تقویت یا بزرگنمایی جریان وحدت‌ستیز بینجامد پرهیز کنند.

باید همه به این نتیجه برسیم که راه نهایی نجات جهان اسلام از طریق وحدت می‌گذرد و وظیفه اصلی ما آن است که جریان وحدت‌ستیز را به انزوا بکشانیم. طریق وحدت در مبارزه حقیقی با اسلام امریکایی است.

برگرفته از سایت جوان


 
 
نوادگان آل زیاد و آل مروان
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳٩٥
 


 
 
روزی یک میلیون ویروس رایانه‌ای جدید شناسایی می‌شود
نویسنده : حسین ابراهیمی - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳٩٥
 

به گزارش مشترک مرکز امنیتی سیمانتِک و شرکت مخابراتی Verizon نشان داد ویروس‌های رایانه‌ای لحظه به لحظه در حال افزایش هستند و هیچ برنامه‌ امنیتی نمی‌تواند آنها را مهار کند.

بر اساس بررسی‌های مشترک دو مرکز یاد شده، طی سال گذشته بیش از 317 میلیون نوع بدافزار جدید شامل انواع مختلف ویروس‌ها و نرم‌افزارهای آلوده شناسایی شده است و به عبارت دیگر می‌توان گفت روزانه یک میلیون بدافزار جدید در سراسر جهان گسترش یافته است.

با این وجود گفته می‌شود هکرها تاکید بیشتری بر ویروس‌های قدیمی دارند و بخش اعظم فعالیت‌های مخرب خود را مبتنی بر آن انجام می‌دهند.

مرکز امنیتی سیمانتک اعلام کرد در 90 درصد موارد هکرها از حفره‌های نرم‌افزاری قدیمی که از سال 2002 به بعد در رایانه‌ها موجود بوده است سوءاستفاده می‌کنند.

نکته دیگری که باعث شده است هکرها بتوانند به راحتی وارد رایانه‌ها شوند، سیستم‌های مدیریت از راه دور شبکه است که مدیران IT در سازمان‌ها مورد استفاده قرار می‌دهند و حفره‌های و اختلالات موجود در آنها از سال 1999 به بعد همچنان باقی مانده است.

بر اساس گزارش موجود مشخص شد طی یک سال گذشته از هر شش سازمان بزرگ جهان 5 مرکز مورد حملات سایبری قرار گرفته‌اند که این رقم رشد 40 درصدی را نسبت به سال قبل از آن نشان می‌دهد.



 
 
← صفحه بعد